مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

در ماه رمضان... (در همه روزها و شب‌ها) دل‌های‌تان را هرچه می‌توانید با ذکر الهی نورانی‌تر کنید، تا برای ورود در ساحت مقدس لیله`‌القدر آماده شوید؛ که "لیله‌القدر خیر من الف شهر؛ تنزل الملائکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر.” شبی که فرشتگان، زمین را به آسمان متصل می‌کنند؛ دل‌ها را نورباران و محیط زندگی را با نور فضل و لطف الهی منور می‌کنند. شب سلم و سلامت معنوی (سلام هی حتی مطلع الفجر) شب سلامت دل‌ها و جان‌ها، شب شفای بیماری‌های‌ اخلاقی، بیماری‌های معنوی، بیماری‌های مادی و بیماری‌های عمومی و اجتماعی؛ که امروز متاسفانه دامان بسیاری از ملت‌های جهان، از جمله ملت‌های مسلمان را گرفته است! سلامتی از همه این‌ها، در شب قدر ممکن و میسر است؛ به شرطی که با آمادگی وارد شب قدر بشوید.

بیانات رهبر معظم انقلاب

نور چشم فاطمه؛ آقا! بیا

در روز جمعه نیمه ماه رمضان عرض ارادتی به ساحت مقدّس بقیّةالله‌الأعظم (ارواحنا فداه) بکنیم.

منجی آخرالزّمان مورد اتّفاق همه‌ی ادیان ابراهیمی است؛ اینکه کسی خواهد آمد و جهان را از منجلاب ظلم و جور نجات خواهد داد، در میان ادیان ابراهیمی مورد قبول همگان است. در اسلام، نام این منجی هم مشخّص شده است؛ این موجود الهی را، این انسان بزرگ فوق‌العاده را در همه‌ی مذاهب اسلامی به نام مهدی می‌شناسند. شاید در بین فِرَق اسلامی هیچ فرقه‌ای را نتوان پیدا کرد که معتقد نباشد که مهدی (علیه‌السّلام) ظهور خواهد کرد و او از ذریّه‌ی پیغمبر است؛ حتّی نام و کنیه‌ی آن حضرت را هم مشخّص می کنند.

خصوصیّتی که در اعتقاد شیعه وجود دارد این است که این شخصیّت را به‌صورت مشخّص و معیّن معرفی میکند؛ او را فرزند امام یازدهمِ از ائمّه‌ی اهل بیت - حضرت امام حسن عسکری (علیه‌السّلام) میداند؛ تاریخ ولادت او به‌طور مشخّص از نظر مورّخان شیعه و متکلّمان شیعه روشن و واضح است؛ دیگر فِرَق اسلامی، غالباً این نظر را متذکّر نشده یا نپذیرفته‌اند ولی شیعه با ادلّه‌ی مسلّم و قطعی، حضور و وجود و ولادت آن بزرگوار را اثبات میکند. بعضی استبعاد کرده‌اند که چگونه ممکن است انسانی متولّد بشود و در این زمان طولانی زنده بماند. این تنها استبعادی است که در مورد قضیّه‌ی حضرت مهدی، مخالفان مطرح کرده‌اند و تکرار کرده‌اند؛ لکن قرآن کریم با نصّ صریح خود، این استبعاد را برطرف میکند. درباره‌ی حضرت نوح پیغمبر (علیه‌السّلام) می فرماید: فَلَبِثَ فیهِم اَلفَ سَنَةٍ اِلّا خَمسینَ عامًا؛ یعنی نوح در میان قوم خود ۹۵۰ سال زندگی کرده است. نه اینکه عمر او این مقدار بود، ظاهر مطلب این است که دوران دعوت آن بزرگوار ۹۵۰ سال است؛ بنابراین، این استبعاد جایی ندارد.
 
بزرگ‌ترین خاصیّت این اعتقاد در میان شیعیان، امیدآفرینی است. جامعه‌ی تشیّع فقط به برجستگی‌های تاریخ خود در گذشته متّکی نیست، چشم به آینده دارد. یک نفر معتقد به مسئله‌ی مهدویّت طبق اعتقاد تشیّع، در سخت‌ترین شرایط، دل [را] خالی از امید نمیداند و شعله‌ی امید همواره وجود دارد؛ میداند که این دوران تاریکی، این دوران ظلم، این دوران تسلّط ناحق و باطل قطعاً سپری خواهد شد؛ این یکی از مهم‌ترین آثار و دستاوردهای این اعتقاد است. البتّه اعتقاد تشیّع نسبت به مسئله‌ی مهدویّت به همین‌جا محدود نمیشود؛ بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَری‌ وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأرضُ و السَّماء؛ مسئله‌ی اعتقاد به مهدویّت یک چنین اعتقادی است. این شعله‌ی فروزان، این فروغ تابان، در جوامع شیعی در طول قرنهای گذشته وجود داشته است و همچنان وجود خواهد داشت و ان‌شاءالله دوران انتظار منتظران سر خواهد آمد.

پس همگی دست به دعا برداشته و ظهور هر چه سریعتر امام و صاحبمان را از درگاه الهی طلب می کنیم:

"اللهم عجّل لولیّک الفرج"

برگرفته از بیانات استاد جوادی آملی

خدای سبحان بهترین پیوند خود با خلق را در سایهٴ قرآن و عترت حفظ کرده است. فیض ولایت عترت اطهار(علیهم الصلوة و علیهم السلام) همانند فیض قرآن کریم به نحو تجلّی است، نه به نحو تجافی. اصل اول این است که قرآن را خدا نازل کرد; یعنی به زمین فرستاد، نه به زمین القا کرد. قرآن را نازل کرد، یعنی تنزّل داد, فرو فرستاد و همراه قرآن, فیض خاصّ خود را حفظ کرده است. این انزال‌ها و تنزیل‌ها کاملاً از هم جداست، آن را به زمین فرستاد، این را به زمین انداخت. ولایت هم ‌چنین است، پس این حبل و طناب را که گاهی به صورت قرآن ذکر می‌شود, گاهی به صورت عترت طاهرین(علیهم الصلاة و علیهم السلام) به زمین فرستاد و آویخت؛

هر کس در خدمت قرآن و عترت طاهرین(علیهم السلام) باشد، گاهی به حفظ کلمات اینها, گاهی به ادراک مفاهیم کلمات اینها, گاهی ایمان به کلمات اینها, گاهی عمل صالح به کلمات اینها ـ که همه اینها درجات گوناگون اعتصام به قرآن و عترت است ـ هر کسی به سهم خود به این دو طناب آویخته ‌شده، اعتصام کرد، طرْفی از سعادت برده است.

برگرفته از بیانات استاد جوادی آملی

میلاد نور چشم مرتضی

می‌آیی از آبی‌ترین کرانه‌های نور؛ تا سخاوت دریایی تو عرصه‌ای باشد برای طلوع دومین خورشید امامت در تیرگی زمین.
کریم اهل بیت، ‌ای باغبان نور!
با خنده‌های غنچه به مهمانی آمدی،

ما جشن آفتابی آیینه تو را در چهرۀ علی به تماشا نشسته‌‌ایم

امروز، گل به خانه زهرا رسیده است

یعنی خدا جمال تو را آفریده است.

ای کمال سخاوت! زمین آغوش خود را گشوده است تا با تو بپیوندد و دل بی‌قرار خود را به دریای تو بزند.

ای کریم اهل بیت! تو آن آیه‌ای که از سوره کوثر نازل می‌شوی تا منجی روز محشر باشی. تو آمدی و پرده‌های شب را کنار زدی تا در زلالی سینه‌ات، پرنده ‌ایمان، دوباره اوج بگیرد.

ای چشمه سخاوت!
امشب، هر ستاره‌ای را که رصد می‌کنم، نام تو را می‌بینم که به وسعت یک آسمان شکیبایی، می‌درخشد و شوق پرواز را در دل عاشقانت به تپش وامی‌دارد.

دست‌های نیازمان را از چشمه سخاوتت کوتاه مکن؛ بگذار با وضو در نور امامتت، شیرینی کرامتت را چشیده باشیم!
ای شعله خدا
هم‌‌خانه با حسین
هم‌شانه با علی
چون چلچراغ علم
بر دل خوش آمدی!
امام غربت
ای امام غریب! آن‌که از آبروی تو وساطت می‌طلبد، تشنه باران هدایت توست و آن‌که حاجت را بهانه کرده، تشنه رفاقت با تو.

به حق شادی میلادت، قفل بسته چشمان ما را با عنایت و کرمت بگشای تا طعم سفره مهربانی تو را بچشیم؛ که هیچ زخمی از بارش کرامت بارانی‌ات بی‌مرهم نمی‌ماند؛ یا کریم اهل هدایت!

"السلام علیک یا کریم یا حسن المجتبی و رحمة الله و برکاته"

خداوند آبروی انسان کریم را نمی ‏ریزد

فرموده اند: شما در این ماه، کرامت بخواهید؛ زیرا خداوند آبروی انسان کریم را نمی ‏ریزد و همیشه آن را حفظ می کند. کرامت وصف خاصّ فرشتگان است. فرشتگان، بندگان مکرّمند، شما هم در کنار سفرهٴ کرامت دعوت شده‏ اید؛ سعی کنید، کریم بشوید.

برگرفته از بیانات استاد جوادی آملی

ما بشرهای عادی تا آن‌جا که فرهنگ و زبان و قلم و امثال اینها مدد می‌کند، می‌توانیم از قرآن بهره بگیریم و از عترت طاها و یاسین استفاده کنیم، آن‌جا که جای لفظ نیست، آن‌جا که کلمه نیست، آن بخش‌هایی که «علی حکیم» است، بدون استفاده از راهنمایی‌های عترت طاهرین مقدور نیست، چون خدا در سوره مبارکه «زخرف» و مانند آن، محدوده قرآن را مشخص کرد، فرمود: ﴿إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُون﴾، این کتاب عربی است که جوامع بشری در مشهد و محضر او هستند؛ اما همین کتاب ﴿وَ إِنَّهُ فی‏ أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکیم‏﴾؛ یعنی امتداد این کتاب، چون حبل متین است و آویخته است، مرحله بالای این کتاب، نه عبری است، نه عربی، نه تازی است، نه فارسی، با زبان و فرهنگ و لغت نمی‌شود آن را یاد گرفت: ﴿وَ إِنَّهُ فی‏ أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکیم‏﴾، آن‌جا «علی حکیم» است، کسی از آن «علی حکیم» باخبر است که مظهر «علی حکیم» باشد و آن اهل بیت عصمت و طهارت(عَلَیْهِم أَفْضَلُ الصلوَاتِ الْمُصَلِّین‏) هستند.

 ما وقتی از قرآن طرْفی می‌بریم که هم «عربی مبین» را فرا بگیریم، هم از «علی حکیم» غافل نشویم، «علی حکیم» را؛ مثل «عربی مبین» اهل بیت عصمت، به ما می‌فهمانند. اگر یک روایت، مطلبی را از امام(عَلَیْهِ السَّلام) به ما منتقل کردند که این با ظاهر لفظ هماهنگ نبود، ما حق ردّ نداریم؛ البته بعد از احراز سند، زیرا قرآن تنها «عربی مبین» نیست، بخش وسیعی از قرآن، «علی حکیم» است که لغت و کلمه و مانند آن در آن‌جا مطرح نیست، آن‌جا فقط معارف عقلی است «و لاغیر». ما با چنین کتابی همراه هستیم.

برگرفته از بیانات استاد جوادی آملی

خدای سبحان، گرچه قرآن را نازل کرد؛ اما نه آن طوری که باران را نازل کرد، برف و تگرگ را نازل کرد و اینها جزء نزولات آسمانی‌ هستند، قرآن را چنین نازل نکرد! زیرا خدای سبحان، برف و باران و تگرگ را به زمین انداخت؛ ولی قرآن را به زمین آویخت. بین این انداختنِ برف و باران و آویختن این حبل متین فرق‌های فراوانی است، چون قرآن را به زمین آویخت، نه انداخت. از او به حبل متین یاد کرد و جامعه بشری را به اعتصام به این حبل فرا خواند. طنابی مورد اعتصام و استمساک است که به جای بلندی بسته باشد، وگرنه حبل افتاده در گوشه‌ای مشکل خود را حل نمی‌کند؛ چه رسد به حلّ مشکل معتصمان.

ذات أقدس الهی قرآن را به زمین آویخت، نه انداخت و چون عترت طاهرین هماهنگ آن هستند، ولایت را به زمین آویخت، نه انداخت، خلافت را، نبوت را، رسالت را، امامت را، به زمین آویخت، نه انداخت.

"واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرّقوا"

برگرفته از بیانات استاد جوادی آملی


امام صادق علیه السلام در باب روزه و آثار آن می ‏فرماید: گرچه روزه گرفتن سخت و دشوار است، ولی لذت شنیدن این ندای خداوند که می ‏فرماید ﴿یا أیها الذین امنوا کتب علیکم الصیام﴾ خستگی روزه را از انسان می‏ گیرد: «لذة ما فى النداء أزال تعب العبادة والعناء» با شنیدن این ندا عبادت برای ما سهل و روان می ‏گردد.

و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در آخرین جمعهٴ ماه شعبان در خطبه ‏ای که ایراد کرد، فرمودند : مردم شما آزاد نیستید؛ در قفس هستید. و نمی‏ دانید که در قفس هستید. گناهانتان شما را در قفس زندانی کرده است. در ماه مبارک رمضان با استغفار، خود را آزاد کنید. هیچ ارزشی در اسلام به اندازه ارزش آزادی نیست.

راه تشخیص بنده بودن یا آزاد بودن این است که اگر به دلخواه خود عمل می‏ کنیم معلوم می ‏شود در قفس آز و طمع زندانی هستیم؛ و اگر به خواستهٴ خدای سبحان عمل کنیم، آزاد هستیم. انسان آزاد به غیر خدا نمی ‏اندیشد. از برجسته‏ ترین وظایفْ در ماه مبارک رمضان آزاد شدن و رهیدن است و راه آزادی، استغفار و طلب آمرزش است. از این رو گفته‏ اند: در شبانه ‏روز چندین بار بگویید «استغفر الله ربى وأتوب إلیه».

ماه رمضان، ماه آزاد شدن است؛ هر روز که می‏ گذرد، یک بند از بندهایی که با دست خود تنیده‏ ایم، باید بگسلد تا آزاد شویم. بهترین راه برای آزاد شدن پی بردن به حکمتهای عبادات است.

استاد جوادی آملی

ماه مبارک رمضان فرصت مناسبی است برای پی بردن به اسرار عالم، چراکه در تعبیرات اخلاقی اسلام آمده است که: «ما ملأ آدمى وعاءً شراً من البطن: « انسان هیچ ظرفی را به بدی ظرف شکم پر نکرده است، شکم که پر شد راه فهم مسدود می ‏شود، انسان پرخور هرگز چیزفهم نیست و هرگز به اسرار و باطن عالم پی نخواهد برد.

در حالات امیر مؤمنان (سلام‏الله‌علیه) نقل شده که حضرت روزی به باغبانش فرمود: غذایی داری؟ عرض کرد: غذای ساده‏ای دارم که شایسته شما نیست، از کدوی بی‏روغن غذایی تهیه کرده‏ام، حضرت فرمود: حاضر کن! حضرت دستها را شست و آن غذا را میل فرمود سپس به شکم خود اشاره کرد و گفت: شکمی که با این غذای ساده سیر می ‏شود! بدا به حال کسی که شکم او وی را به آتش ببرد

استاد جوادی آملی.

قرآن کریم درصدد این است که جامعه بشری را زنده کند، این حیاتی که برای همه ما هست که مشترک بین حیات انسانی و حیات حیوانی است اما یک سلسله مشترکاتی بین انسان و فرشته‌هاست که اصرار قرآن کریم بر این است که ما را به آن حیات مشترک بین انسان و فرشته برساند که ما هم بشویم در حدّ فرشته! ائمه ما(ع)، معلمان فرشته‌ شدن هستند! در حدّ فرشته شدن برای ما مقدور است لذا فرمود: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یحْییکُمْ»دعوت پیامبر همان دعوت خداست. اینها می‌خواهند ما را زنده کنند، فرمود دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید که اینها شما را زنده می‌کنند.

برگرفته از بیانات استاد جوادی آملی

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 71

پیامبر اکرم (ص)

أحسَنُ النّاسِ أیمانا أحسَنُهُم خُلُقا وألطَفُهُم بِأَهلِهِ، وأنا ألطَفُکُم بِأَهلی.

نیک ایمان ترینِ مردمان ، کسى است که خوش اخلاق ترینِ آنها باشد و با خانواده اش مهربان تر باشد ، و من ، مهربان ترین شما با خانواده ام هستم .

عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج ٢

بایگانی