مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

بخش دوم سوره انسان : آیات 5- 22:
از آیه 5 به بیان پاداش ابرار(بهره گیران از راه هدایت الهی) و نیز برخی از اعمال و رفتارهای انها در این دنیا اشاره شده است:
آیات 5-6:بیان بخشی از سرنوشت خوب ابرار در بهشت
ابرار هم از ظروف مطبوعی مینوشند و هم از جشمه های مطبوعی که عبادالله از آن مینوشند.
آیات 7-10:برخی از رفتارهای خوب ابرار عبارتست از:وفای به نذر،خوف از خدا و روز حساب،اطعام به مساکین،ایتام واسرا،(این اطعام را تنها بخاطر خدا وبدون چشمداشت جبران یا حتی تشکر از جانب مردم انجام میدهند)
آیات 11-22:بیان پاداش خدا در برابر اعمال ابرار
-خدا آنها را از شر آنروز(قیامت) نگه میدارد(در برابر اینکه آنها از شر فراگیر این روز خوف داشتند)
-خدا سرور و شادمانی به آنها میدهد(در برابر خوف آنها از خداوند در روز غم بار قیامت)
- بهشت در برابر صبر آنها (در تحمل گرسنگی)و ایثار طعام خود به یتیم و فقیر واسیر علیرغم نیاز خود
سپس از آیه 12 تا 21 خداوند به توصیف این بهشت و نعمات آن میپردازد.این آیات در واقع در حکم بخش داخل پرانتز نسبت به آیه 12 هستند.
این توصیفات بهشت عبارت است از :تکیه زدن برتختهادر زیر سایه درختان میوه،اعتدال دما ،مهماندارانی چون مروارید که با جامهای نقره وبلور گرداگرد آنها میچرخند،وبالاخره در همه طرفف نعمت و ملک فراوان بچشم می خورد.
 

دریافت
حجم: 19.8 مگابایت

تاملی کوتاه در سوره انسان(هل اتی)
 بخش اول :آیات ۱-۴
آیات ۱-۲:بطور خلاصه به مراحل تکامل و آفرینش انسان اشاره میکند که در دوره ای اصلا موجود قابل ذکری نبوده است.اما پس از آن و از طریق تشکیل نطفه (وسپس طی مراحل رشد جنینی)ورود انسان به این عالم محقق شده است.
(به نظر دکتر سیدمحسن میرباقری ،آیه اول به عالم زر اشاره دارد که تنها طینت خاکی انسانها،وجود داشته و پس از آن با قرار گیری در صلب پدران،نسل به نسل منتقل شده و پس از قرار گیری در رحم مادران و تشکیل نطفه،مسیر ورود انسان به این دنیا آغاز می شود.(آیه۲).هم چنین منظور از نطفه امشاج،شامل بودن نطفه از فضایل و رذایل است که میتواند او را شکور یا کفور کند)
 

دریافت
حجم: 20.3 مگابایت

این نکته راشنیده اید که «هر کس در دوران جوانی قرآن را قرائت کند در حالی که به آن ایمان دارد، قرآن با گوشت و خونش آمیخته می شود» . فکر آن که قرآن در رگ های انسان بگردد و در سینه او بطپد، آدمی را به وجد می آورد . جالب آن جاست که این خصوصیت، فقط در مورد جوانان آمده است و این فرمایشی از امام صادق (ع) است.

"جزاءً بما کانوا یعلمون" انسان بدون عمل به درجات نمی رسد اگر کسی خیال کند بدون عمل صالح او را به بهشت راه می دهند خیال خام است.

فضل الهی به جای خود، اما زمینه آن، ایمان و عمل صالح است. اگر بی ایمان رفت بوی بهشت را نیز نخواهد شنید و بهشت بر او حرام است.

میزان هم ساعت آخر است تا به چه حال بمیریم. نمی دانیم آیا ایمان را با خود می بریم یا نه؟

عاقبت به خیری نتیجه عمل است؛ " کما تعیشون تموتون و کما تموتون تبعثون" همانطور که زندگی کردید، می میرید و همانطور که مُردید برانگیخته می شوید . پس کسی که یک عمر اهل عمل با صدق بود عاقبتش هم بخیر است. خدا رحیم تر از آن است که او را ساعت آخر به خودش واگذارد.

روز قیامت روزی است که هر کس عملش را آماده می یابد. هر کس جهنم می رود به واسطه اعتقاد و عملش می باشد چنانچه بهشت هم همین است.

از اول تکلیف تا آخر عمر، کوچک و بزرگ کارها حساب می شود.

پس از آن که از ذکر سابقین و مقربین و بیان درجات آنان و ثوابهای جسمی و روحانی ایشان فارغ شد. در شرح حال طبقه دوم که اصحاب یمین اند شروع می فرماید. گروهی که اهل عمل و ایمان هستند اما نه به پایه سابقین ،آن طوری که باید نکوشیده اند. ایشان در یمین یعنی سمت راست عرشند، نامه اعمالشان به دست راستشان داده می شود.  

امیرالمؤمنین در نهج البلاغه می فرماید: خداوندا مهمانخانه ای تدارک فرموده ای در حد عظمت خودت و در آن انواع مأکولات و مشروبات و کاخها و نعمتها تدارک دیدی، آنگاه قاصد فرستادی تا مردمان را به آن مهمانخانه بخواند . اما وااسفا که این خلق نه خواننده الهی را اجابت کردند و نه بر سر شوق آمدند . طلب بهشت نمی کند اما طالب ملک نکبت بار دنیوی هستند. سگ صفتان لاشخوروار روی جیفه عالم طبع افتاده مثل اینکه تنها برای اینها آفریده شده اند...

گزیده ای از تفسیر سوره واقعه - آیت الله دستغیب

 

یطوف علیهم ولدان  مخلدون

در این آیات به بیان خصوصیات نعمتهای بهشتی سابقون می پردازد. یکی از این نعمات ، خادمان بهشتی هستند ؛پسرهاییکه همیشه جوانند برای خدمتگذاری اطراف مؤمنین می گردند.

برخی احتمال داده اند که این خادمین، مخلوقاتی باشند که از خود بهشت آفریده شده اند مانند حورالعین. اما آنچه از مولا امیرالمؤمنین علیه السلام روایت شده که این خادم ها اولاد کفار و مشرکین هستند که قبل از بلوغ از دنیا رفته اند.

بنا بر خبر یکه عبدالله بن سلام از پیغمبر پرسید: آیا قومی را عذاب می کنند بدون اینکه حجت بر آنها تمام شود؟

حضرت فرمود: معاذالله نه، چنین نیست.

عبدالله گفت: بنابراین آیا اولاد کفار و مشرکین در بهشتند یا جهنم؟ ( اولاد کفار و مشرکین قبل از بلوغ در دنیا تابع پدر و مادرند، نجس هستند و اگر بمیرند،) به بهشت بروند که شرائط در آنها نبوده و اگر به جهنم بروند که استحقاق عذاب نداشتند، یعنی تکلیف بر آنها نبوده است.

پیغمبر صلوات الله علیه فرمود: خدای تعالی حجت را بر آنها تمام خواهد فرمود، همه را در محل واحد جمع می کنند آنگاه ندا می شود " ما دینکم و ما إلهکم و ما تعبدون؟" چه دینی دارید و خدایتان کیست و چه کسی را می پرستید؟

گویند : پروردگارا تو شاهدی که ما، قبل از بلوغ از دنیا رفته ایم.

ندا می رسد آیا اگر فرمان من به شما می رسید اطاعت می کردید؟

گویند: بلی. ندا می رسد هم اکنون به گوشه محشر بنگرید. فضائی از آتش ظاهر می شود، به آنها دستور داده می شود به آتش بروید. اینها بر دو دسته می شوند، گروهی وارد آتش می شوند و آتش ذره ای آنها را نمی سوزاند، این عده به بهشت در می آیند و " ولدان مخلدون" هستند که خادم بهشتیان می باشند از عهده امتحان بیرون آمدند.

ولی آن عده که سرپیچی می کنند و به آتش نمی روند مورد عتاب واقع می شوند. گویند گناه ما چیست؟ ندا می رسد اینجا بلاواسطه امر کردیم اطاعت نکردید، آیا در دنیا اطاعت می کردید؟

البته در روایت دیگری آمده است که اولاد مشرکین و کفار که قبل از بلوغ مرده اند و همه مستضعفین (هر کسی که حجت برایش تمام نشده و و در دنیا اسم خدا و آخرت را نشنیده است) در قیامت در اعراف جایی میان بهشت و دوزخ آنان را جا می دهند ، نه معذبند و نه متنعم. چون در بهشت حتماً باید ایمان همراه باشد و جهنم جای اهل کفر و جرم است لذا این عده نه درکات دوزخ را دارند و نه درجات بهشت را.

خدا عادل است به هیچکس ستم روا نمی دارد ولی باید از او فضلش را مطالبه نمود :

" اللهم عاملنا بفضلک و لا تعاملنا بعدلک"

ادامه دارد....

گزیده ای از بیانات شهید دستغیب

اولئک المقربون

ایشان اهل قرب رب العالمینند. هیچ تعبیری برای عظمت شأن سابقین از این تعریف بالاتر نست. مقرب درگاه خدا. مقام قرب مقامی روحانی است و به بیان نمی آید شبیه آنچه در دنیا می گویند فلانی به دم و دستگاه فلان شخصیت راه دارد. راهیابی به مقام قرب الهی، عظمت حقیقی برای مقربین است. روایتی در جلد سوم بحارالانوار آمده که:  مقربین که در بهشت جا می گیرند هفته ای یکمرتبه به مقام قرب دعوت می شوند. مثل اینکه مقام مکالمه است بدون واسطه خداوند با آنان سخن می فرماید به قدری منور می گردند که وقتی باز می گردند، بهشتیان می فهمند ایشان از سابقین هستند. وقتی نزد حوریان می آیند می پرسند این نور تازه از چیست؟ گویند از مکالمه رب العالمین است.

ایشان هم از حوریان و خوراکیهای بهشتی و نغمه های آن بهره می برند و هم از قرب و جوار رب العالمین. گروه کثیری از ایشان از پیشینیان و امتهای گذشته اند از آدم ابوالبشر تا عصر خاتم الانبیاء و کمی از پسینیان یعنی امت پیامبر اکرم صلوات الله علیه.

پیامبر اکرم  صلی الله علیه فرمود: " اهل بهشت 120 صف هستند و هشتاد صف از آنها امت من هستند، یعنی دو ثلث از بهشتیان از مسلمانانند. (یعنی مجموع سابقین و اهل یمین مسلمانان بیشتر از سایر امتهاست.)

البته این نکته قابل تأمل است که از سابقین شدن در امت خاتم الانبیاء به مراتب برتر از سابقین در سایر امتهاست چون خیلی مشکلتر است و شیطان انواع دامها را سر راه انسان افکنده است لذا اگر کسی بخواهد از سابقین بشود باید از همه چیز بگذرد پس مشتریش هم کم است.

در روایتی از امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره آخرالزمان نقل شده : "... کاشفات عاریات ... و هو شر الأزمنة" : ... در آخر الزمان زنهایی هستند که بی حجاب بلکه برهنه اند ... و آن بدترین زمانهاست.

امروز فقط اسمی از اسلام در میان است " لا یبقی من الاسلام الّا اسمه" اینان آز آخرت غافلند و حاضر نیستند بشنوند چون دنیا پیش آنها مهم است و آخرت را بازی پنداشته اند.

گروه سابقین یک عمر در حال مجاهده و تلاشند و به راستی تعبیر "پل صراط از مو باریکتر و از شمشیر برنده تر است" راه سابقین است. آنان دنیا را محل اتکاء و زیست قرار نداده اند و تکیه و راحت آنان در بهشت است. و راحتی ای برای مؤمن جز ملاقات رحمت خداوند نیست. سابقین در دنیا غیر از زحمت  و مجاهده چیزی نداشتند، دائماً در جنگ با نفس بودند، مجاهده در ترک حرام و انجام واجب، ترک غفلت و یاد خدا . اعضا و جوارح ایشان در کنترل است و مواظب هستند جز برای رضای خدا کاری نکنند. بلکه بعضی از اوقات از مباحات نیز پرهیز می کنند تا از تدارک بار سفر بازنمانند.

و در انتها یادآور یکی از نعمات بهشتی می شویم:" در بهشت سه نعمت است که از اصل بهشت بالاتر است، نعمت خلود در بهشت، نعمت رضوان (خشنودی خداوند از بهشتیان) و نعمت مجاورت با آل محمد ( صلوات الله علیهم) هرچند ما خود را لایق نمی دانیم که با این عمل و بار سنگین به چنین مقامی برسیم اما ...

سلیمان با چنان حشمت           نظرها بود با مورش

ادامه دارد...

گزیده ای از بیانات شهید دستغیب در تفسیر سوره واقعه

انسان در دنیا همچون مسافری است که چندی در غربت توقف دارد و بعد به وطن باز میگردد. سرمایه ای داشته که با آن باید سوداگری می کرده است.

عمر سرمایه گرانبهایی است که در این دار غربت یعنی دنیا باید مصرف شود برای حیات پس از مرگ . آن روزیکه کافران آرزو می کنند ای کاش در چنین روزی تدارکی دیده بودند ولی عمر یکبار فقط در اختیار انسان قرار می گیردو کسی را پس از بردن بر نمی گردانند هر چند آرزو داشته باشد و التماس کند. از امروز باید به فکر باشیم و بار خود را ببندیم. آیا فکر کرده اید از اصحاب یمین هستیم یا خدای نکرده از اصحاب شمال؟ تا وقت نگذشته باید تدارکی کنیم و گذشته ها را جبران کنیم.

بعضی ها تا این موعظه ها را می شنوند، می گویند پس دنیا را چه کنیم ؟ آیا نباید تدارک زندگی دنیا را کرد؟ در پاسخ باید گفت: اگر دنیا را برای آخرت بخواهی _که کمتر کسی چنین است_ این خودش مطلوب است و به حساب آخرت گذاشته می شود. شخص دنبال هر کاری می رود ، کسب تجارت، زراعت، صنعت همه برای اطاعت امر خداوند به انها باشد" الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله"

خداوند ضامن رزق هر جنبنده ای در این عالم است و برای حکمتها و مصلحتهایی دستور داده شده شخص اشتغال به کار داشته باشد، نه اینکه خدا برای روزی دادن نیاز به کسب و کار من و شما داشته باشد البته نباید تمام وقت من و شما به کسب و کار بگذرد  و با حرص به اندوختن مال پرداخت، تمام همّ و غم زندگی دنیا باشد و از اخرت باز ماند. کار عمده انسان تدارک سفر آخرت است.

صریح قران این است که مردمان سه دسته اند؛ سابقین و اصحاب یمین و اصحاب شمال. گروهی که بین دسته اول و دسته دوم هستند ایمان دارند، در صدد تدارک سفر آخرت هم هستند اما گاهی لشگریان شیطان آنها را به زمین می زنند و نمی توانند پا روی نفس و هوای آن بگذارند.

اصحاب یمین نه مثل سابقین اند که یکطرفه رو به خیر باشند و نه مثل اصحاب شمال که نقطه مقابل سابقین اند. بلکه بینابین هستند و دائم در کشمکشند. شیطان آنها را به سوی خود می کشد اما اسباب هدایت الهی آنها را باز می دارد. مگر اینکه خود شخص هدایت الهی را نپذیرد.

مرویست پس از آفرینش آدم و دشمنی شیطان با او و ذریه اش آدم عرض کرد پروردگارا ذریه من ضعیف و شیطان ها هم که برآنها مسلط اند. ندا رسید در مقابل هر شیطانی ملکی می آفرینم تا وسوسه های شیطان را با الهام و اندرز بر طرف نماید.

در روز قیامت هنگام سنجش اعمال که اصحاب یمین به زحمت می افتند مخصوصاً از جهت حق الناس و مظالم، خداوند هم اسبابی برای رحمت خود آماده فرموده که موجب دلخوشی به رحمت خداوند است از آن جمله روایت امام عسگری در بحار الانوار است که در بحث شفاعت می فرماید : " وقتی دوستان اهلبیت متوقف شدند و از حرکت بازماندند، به واسطه حقوقی که بر عهده انهاست امیر المؤمنین از آنها فریاد رسی می فرماید و یک عمل از اعمالش را تقدیم دوستانش می کند که آن عمل بین همه پخش می شود و به فریاد همه دوستان می رسد و آن عمل یک نفس کشیدن حضرتش در لیلة المبیت است. به هر مؤمنی که قسمتی از این ثواب برسد ، سیئاتش بدل به حسنات می شود و درجات صاحبان درجه بالاتر می رود.

تنها راه امید به نجات در آخرت همین الطاف اهل بیت و رحمت خداوند است وگرنه با این ضعف در برابر مکر شیطان و با این بی عملی به کجا می رسیم؟!

سعدی مگر از خرمن اقبال بزرگان             یک خوششه ببخشند که ما تخم نکشتیم

ادامه دارد...

گزیده ای از تفسیر سوره واقعه – شهید دستغیب

إذا رجت الارض رجّاً * و بسّت الجبال بسّاً * فکانت هباءً منبثّاً...

روز قیامت زمین می لرزد به قسمی زلزله اش فوق العاده است که همه چیز زیر و رو می شود و زمین هموار می شود حتی کوهها هم ریز ریز می شود و به سان ذرات غبار که در برابر آفتاب دیده می شود، در اطراف پخش می شوند. زلزله قیامت همه جا را خراب می کند به جز چیزهایی که برای خدا باشد . از جمله مسجد چون برای خدا بنا شده " کل شیء هالک الّا وجهه" هر چیزی که برای خدا شد می ماند همانطوری که اهل ایمان و ولایت از فزع اکبر قیامت که همه را سرگردان می کند در امانند. چون با خدا و برای خدا بودند. بلی هر چه که وجه خدا باشد می ماند.

مسجدی که مؤمن به آن علاقه دارد، فردای قیامت به صورت مرکبی در می آید و او را به بهشت می رساند.

و مردم در آن روز سه گروهند ( و سزاوار است هر فردی خود را بسنجد که از کدام دسته است.)

اصحاب المیمنة یعنی صاحبان برکت که در محشر نامه عملشان به دست راستشان می دهند یا در سمت راست عرش جای آنهاست. یا بواسطه یمن و مبارکی آنها است که اسباب برکت خود و بستگان می باشند . چه بلاهایی که به برکت مؤمن از محله یا شهری برطرف می گردد...

و اصحاب المشئمة آنهاییکه شئامت و بدبختی با آنهاست. و گاهی شئامت او به زن و بچه اش هم می رسد. خودش اهل معصیت است، خانواده اش را نیز به گناه وا می دارد.

حضرت رسول صلوات الله علیه می فرماید : " ایاکم و مجالسة الموتی" مبادا با مرده بنشینید. عرض کردند مرده کیست؟ فرمود هر کس از ایمان به خدا و دستورات اسلام بر کنار است. و در روایت دیگری فرمود هر ثروتمندی که خوشگذران و اسراف کننده است.

زنده دل مرده ندانی که کیست                             آنکه ندارد به خدا اشتغال

آنکس که با مرده دل نشست، نکبت و شئامتش او را هم میگیرد در نتیجه می بینی به نماز و دعا رغبتی ندارد ، نور او را کم می کند و اگر استمرار پیدا کند شک و ریب در شخص ایجاد می کند.

ادامه دارد....

تفسیر سوره مبارکه واقعه – آیت الله دستغیب

 «خافضة رافعة»

پائین برنده و بالا برنده است. قیامت روزی است که عده ای را پست می کند پایمال و ذلیل، بدبخت و کوچک مثل مور، هیچکس به انها اعتنائی نمی کند هر چند در دنیا عزیز و گرامی بودند. در مقابل ، عده ای که آنها را در دنیا خوار می شمردند و ارزشی برایشان قائل نبودند، رفیع می شوند ، تاج عزت بر سر و ردای خلعت بر دوش و گرامس شدۀ خدایند.

دیده اید افرادی که از ترس طلبکار فراری هستند در چه ذلتی زندگی می کنند؟ بیشتر مردمان در قیامت چنین حالی دارند و از زن و فرزند و پدر و مادر و برادر و خواهر فرار می کنند چون هر کدام حق خود را طلب می کنند. در انقلابهایی که در دنیا رخ می دهد ببینید چطور سلطان را از تخت به زیر می آورند و چگونه آن عزیز به خاک مذلّت می افتد! شاه ، گدا می شود.  این انقلاب ها در برابر انقلاب قیامت چیزی نیست. مع الوصف اسباب عبرت است. نمونه ای از خافضه بودن قیامت است. اگر کسی در قیامت پست شد، دیگر بلند شدنی نیست مگر مورد ترحم خدا واقع شود.

مفسرین پیرامون این آیه گفته اند : قیامت روزی است که دشمنان خدا را پائین می آورد و دوستان خدا را بلند می کند، عده ای به حکم عدل پست مس شوند و گروهی نیز به فضل خدا و بخشش الهی رفیع می گردند. اگر کسی در بهشت جایگزین شد، دیگر فرود ندارد . رفعتی است که پس از آن ذلتی نیست. اما وای از آن کسی که خدا با عدلش با او رفتار کند، انتقام الهی انسان را ذلیل و روسیاه می کند. آنانکه مدعی ایمان و معرفت و تقوا بودند اما از حرام پرهیز نمی کردند ، ادعای ایمان دارند ولی از قیامت ترسی ندارند، کسی که به زبان می گوید بنده خدایم ولی در عمل ادعای خدایی می کند... آنجا دار ظهور است و حقیقتها آشکار می شود.

قیامت روز وانفسا است. چه افرادی که دستشان برای یک حسنه دراز است ، هیچ کس وزر و وبال دیگری را بر نمی دارد و از او کم نمی کند. همه به خود مشغولند. هر کس سرگرم خودش است که چه بر سرش می آید. مگر حضرت رسول که می گوید: " ربّ امتی" پیغمبر اکرم در حال احتضار ضمن سخنانی به حضرت زهرا سلام الله علیها می فرماید: « بر جسر جهنم می ایستم، امتم که رد می شوند می گویم : رب سلّم امّتی!»

مگر دعای پیامبر شامل حال ما شود وگرنه  کی به سلامت رد می شویم... به خداوند مهربان پناه می بریم از خفض قیامت

ادامه دارد...

برگرفته از تفسیر شهید دستغیب (سوره مبارکه واقعه)

 

واقعه چیست؟

هر امر مهمی که در عالم اتفاق بیفتد که موجب انقلاب و تغییرات مهم گردد از آن به "واقعه" تعبیر می گردد. مثلا نسبت به روز عاشورا و قضایای موحشی که رخ داد به واقعه طف تعبیر می کنند.

هیچ روزی مثل قیامت نیست همه انقلابات دنیا در برابر قیامت چیزی نیست. واقعه ای که حتما رخ خواهد داد.( از تعبیر وقعت: فعل ماضی ، محقق الوقوع بودن فهمیده می شود) این حقیقت علاوه بر خبر دادن قرآن، حکم عقل نیز می باشد. هر عاقلی می فهمد این دستگاه عظیم روز واپسینی در پی دارد زیرا اگر حیات بشر منحصر به همین دنیا باشد ، بر خلاف حکمت و مصلحت و لغو و بیهوده است.

در روز قیامت در حالیکه  آفتاب در هم پیچیده می شود، فقط نور ایمان و ولایت کار می کند. برای مومن که نور ولایت در دلش تابیده ، همه جا روشن است ولی برای غیر مؤمن تاریکی محض است . قیامت سرای شهود و حضور است. "لیس لوقعتها کاذبة" هر چه دروغ است مال دنیا و اخبار دنیاستاما برای واقعه قیامت دروغگوینده ای نیست یا دروغ نیست. زمخشری در تفسیر خود می گوید: وقتی غائله ای پیش می آید افرادی که تسلط بر نفس دارند نفسشان آنها را تشجیع می کند و به خود می گویند چیزی نیست، مهم نیستو برای اینکه از عهده آن واقعه برآید خود را تسلی می دهد و به مقاومت وا می دارد هر چند صدمه فوق العاده هم ببیند این تشجیع نفس کذب است یعنی خودش هم می داند که زمینه سخت و طاقت فرساست، غائله مهم است ولی به خودش تلقین می کند «ما از این بدترش را هم دیده ایم و تحمل کرده ایم» در واقعه های دنیا " نفس کاذبه " داریم و کار هم می کند اما نسبت به قیامت " نفس کاذبه ای وجود ندارد و هیچکس نمی تواند به خودش تسلی بدهد که از عهده هول چنین واقعه ای برآید و صریحاً می فرماید: " هر گروه و امتی را می بینی که به زانو در آمده اند"

ادامه دارد...

برگرفته از سخنان شهید آیت الله دستغیب

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 70

امام باقر علیه السلام:

شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ رَمَضانَ ، وَالصّائِمونَ فیهِ أضیافُ اللّهِ وأهلُ کَرامَتِهِ ، مَن دَخَلَ عَلَیهِ شَهرُ رَمَضانَ فَصامَ نَهارَهُ وقامَ وِردا مِن لَیلِهِ وَاجتَنَبَ ما حَرَّمَ اللّهُ عَلَیهِ ، دَخَلَ الجَنَّةَ بِغَیرِ حِسابٍ .

ماه رمضان ، ماه رمضان! روزه داران در آن ، میهمانان خدا و اهل کرامت الهى اند . هر کس ماه رمضان بر او وارد شود و او روزش را روزه بگیرد و بخشى از شبش را به عبادت و نماز بایستد و از آنچه خداوند بر او حرام کرده ، پرهیز کند ، بدون حساب وارد بهشت مى شود .

بایگانی