مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

چقدر امام جواد علیه السلام را می شناسیم؟

شهادت پیشوای نهم حضرت جودالائمه(ع) در روز آخر ماه ذی‏قعده در شهر بغداد، سال 220 اتفاق افتاد. آن بزرگوار در سن 25 سالگی توسط طاغوت زمان خویش مسموم گردید. شهادت آن امام بزرگوار بر امت اسلامی تسلیت باد.

گوهر وجودی امام جواد(ع) و عسکریین(علیهماالسلام)، در بین مردم کمتر شناخته شده و آن گونه که از سایر ائمه(ع) و پیامبر اکرم(ص) و فاطمه زهرا(س) و حتی بعضی از اولاد ائمه شناخت دارند، نسبت به این سه بزرگوار معرفت ندارند، به این خاطر تمسک و توسل کمتری به آنان دارند. با اینکه ما شیعیان معتقدیم ائمه(علیهم‏السلام)، نور واحدند، کلامشان نور است و همه از چشمه فیاض حق استفاده می‏کنند به نظر می‏رسد نمایاندن چهره واقعی این سه امام بزرگوار می‏تواند خدمتی شایان به شمار آید.

علت مطرح نبودن این سه امام(ع)، وجود شرایط سخت اجتماعی و خفقان موجود در آن عصر بود. خفقان حاکم تا حدی بود که ابن‏اثیر در تاریخ خود، جزئیات در دورترین بلاد اسلامی و حتی فلسفه اجتماعی زیادی از حوادث را بیان می‏کند، تنها در سه مورد از این امام بزرگوار اسم برده و مجموع کلماتش از پنج الی شش خط فراتر نمی‏رود. این فرازها عبارتند از:

آنجا که زندگی همسر امام رضا (ع) را توضیح می‏دهد و می‏گوید: همسر حضرت رضا (ع) ام حبیبه نام داشت و دختر مأمون بود. دختر دیگر مأمون را محمد بن‏علی بن‏موسی گرفته بود. پس پدر و پسر هر دو با دختران مأمون ازدواج کردند.

 در ضمن حوادث سال 211 می‏نویسد: مأمون در، تکریت، با محمد بن‏علی بن‏موسی برخورد و دختر خود را به او تزویج کرد.

در حوادث سال 220؛ وفات آن حضرت را می‏نویسد.

ابن‏جریر طبری نیز در "تاریخ طبری" تنها یک سطر راجع به ازدواج حضرت رضا(ع) و حضرت جواد(ع) با دختران مأمون می‏نویسد: حتی از رحلت حضرت جواد(ع) چیزی نمی‏نگارد. خفقان موجود به اندازه‏ای بود که حضرت همیشه خلفای عصر را با "امیرالمؤمنین" خطاب می‏کرد در حالی که این لقب مخصوص حضرت علی بود.

آن حضرت در سن 9 سالگی بعد از شهادت پدر بزرگوارش به امامت رسید. به نظر می‏رسد همین عامل سبب شد مردم آن عصر در باره امامت و خصوصیات و ویژگیهایش خیلی علاقه نشان ندهند چه همان مردم به علی(ع) که سی و سه سال داشت، گفتند جوان است و رهبری جامعه فردی مسن‏تر و کارآمدتر می‏طلبد.

زمانی که نص صریح پیامبر اکرم(ص) کنار رود و آن همه احادیث و شأن نزول آیات و واقعه غدیر به فراموشی سپرده شدو کهولت جای تمام آنها را بگیرد انتظاری از مردم عصر حضرت امام جواد(ع) نمی‏توان داشت.

در روایت است هنگامی که حضرت امام جواد(ع) وارد مسجد شد، علی بن‏جعفر، عموی پدر او، به احترام حضرت از جای بلند شد و او را به جای خود نشاند. مردم اعتراض کردند که تو پیری و محاسنت سفید شده است، چطور به جوان کم‏سن و سالی این چنین احترام می‏کنی؟ …

از طرف دیگر نصوص متواتره‏ای نبود که مقام حضرت جواد را به مردم آن طور که بود معرفی کند. این موضوع آنگاه واضح می‏شود که کلمات رسول خدا(ص) در مورد حسنین(علیهماالسلام) یا فاطمه زهرا(س) و یا علی(ع) با کلمات و روایات وارده در باره امام جواد(ع) مقایسه شود. علت عمده عدم معرفی یکسان ائمه این بود که چون حضرت علی و زهرا و حسنین (علیهم‏السلام)، در زمان آن حضرت بودند و مناسبتهای مختلفی برای معرفی آنان بود. این موضوع در باره امام زمان(عج) فرق می‏کند چون رهبر پیوسته باید در جامعه روح امید بدمد و دمیدن روح امید با معرفی منجی عالم بشریت امکان داشت جدا از این که بیشتر معرفی‏ها توسط ائمه بعدی صورت پذیرفت و آن هم به خاطر سؤال بیش از حدّ مردم و اشتیاق آنان به دانستن حضرت امام زمان(ع) و خصوصیات و صفات او بود. حتی وجود احادیث فراوان در باره امام حسن و حسین(ع) وقتی شخصی در محضر ابن‏عباس سؤالی می‏پرسد و یکی از حسنین(علیهما السلام)، جواب می‏دهند، آن شخص قبول نمی‏کند و می‏خواهد جواب را از ابن‏عباس بشنود، تا مطمئن شود.

مراجعه به کتب فقهی بر این حقیقت اشاره دارد که در طول تاریخ بیست سال حضور امام حسن و حسین(ع) در مدینه مسئله فقهی چندانی از آنان پرسیده نشد و مردم آنان را دو فقیه اسلام‏شناس عالم حساب نمی‏کردند تا چه رسد به امام جوادی که سن کمتری داشتند. و از پشتیبانی عظیم و تأییدات مکرر پیامبر اکرم(ص) نیز برخوردار نبودند. دسیسه‏های خلفای عباسی که پیوسته می‏خواستند او در بین مردم ناشناخته بماند و خفقان حاکم آن زمان تا اندازه‏ای که آن امام یا پدر بزرگوارش و فرزندانش مجبور می‏بودند خلفای ظالم عباسی را امیرالمؤمنین خطاب کنند به عمیق‏تر شدن جهل موجود دامن می‏زد.

 شهادت فرزند امام رئوف حضرت جواد الائمه را به پیشگاه صاحب الزمان تسلیت عرض می نماییم. . آرزو می کنیم به حق این امام جوان و غریب هر چه زودتر این بیماری و مشکلاتش را از بلاد مسلمین دور گرداند.

میلاد شمس الشموس


شبی در محضر رئیس مکتب شیعه

الا‌ ای لاله‌ خوشبو، عزیز آل پیغمبر
که بهر دین و قرآنت چنین گردیده‌ای پرپر
شده زین غم، گل خاتم، مدینه غرق در ماتم
دوصد لعنت به آنکس باد که مسمومت نمود از زهر

کسانی که در زمان امامان معصوم علیهم السلام می زیستند و از مقام علمی و معنوی آن حضرات آگاه بودند گاهی که توفیق دیدار نصیبشان می شد از امام تقاضا می کردند تا آنها را به پند و اندرز و یا توصیه ای بهره مند سازد. خوشبختانه برخی از این توصیه ها از کوران حوادث به سلامت گذر کرده و با تلاش و رنجی که علمای گذشته متحمل شده اند اکنون در میراث روایی ما به چشم می خورند.آنچه در ادامه می آید برخی از توصیه های امام صادق علیه السلام است که در زمانها و شرایط مختلفی برای افراد گوناگون بیان شده است. اختصاصی نبودن این توصیه ها به فرد یا زمان خاصی، سبب می شود تا همه آنها برای تمام کسانی که خواهان رسیدن به کمالات انسانی و قرب الی الله هستند مفید و راهگشا باشد.

مردی خدمت امام صادق علیه السلام آمد و عرض کرد: به من توصیه ای کنید. امام صادق علیه السلام به او فرمودند:
لَا یَفْقِدُکَ اللَّهُ حَیْثُ أَمَرَکَ وَ لَا یَرَاکَ حَیْثُ نَهَاکَ
جایی که امر خدا حاضر است تو غایب نباش و در جایی که نهی خدا حاضر است تو غایب باش.
معنای این سخنِ کوتاه و سراسر حکمت و اندرز؛ انجام تمام واجبات و ترک تمام محرمات است. اگر خداوند در زمین و زمانی کاری را بر انسان واجب کرده است؛ مبادا به بهانه هایی که شیطان به ذهن او می اندازد از انجام آن، شانه خالی کرده و میدان اطاعت و بندگی را ترک کند.
و اگر خداوند از کاری نهی کرده و آن را حرام دانسته است؛ مبادا فریب وسوسه های شیطان را خورده و روح پاک خود را به آن آلوده کند؛ بلکه تلاش کند که خداوند بصیر هیچگاه او را در صحنه های گناه نبیند.
بعد از این سخن آن مرد به حضرت عرض کرد: بیش از این مرا توصیه کنید. امام علیه السلام فرمود: «لَا أَجِدُ» ؛ یعنی من بیش از این سراغ ندارم.

و نیز، قیلَ لِلصـادِقِ علیه‌ السلام: عَلى ماذا بَنَیْتَ أَمْرَکَ؟

فَقالَ علیه ‌السلام: عَلى أَرْبَعَةَ أَشْیاءَ:

عَلِمْتُ أَنَّ عَمَلى لایَعْـمَلُهُ غَیرى فَاجْتَهَدْتُ؛

وَ عَلِمْتُ أَنَّ اللّه‌َ عَزَّوَجَلَّ مُطَّلِعٌ عَلىَّ فَاسْتَحْیَیْتُ؛

وَ عَلِمْتُ أَنَّ رِزقى لایَاکُلُهُ غَیرى فَا طْمَانَنْتُ؛

وَ عَلِمْتُ أَنَّ اخِرَ أَمْرى الْمَوتُ فَاسْتَعْدَدتُ.

به امام صادق علیه‌ السلام گفتند: کار خود را به چه اساسى استوار ساخته‌ اى؟

فرمود: بر چهار بنیان:

[اول] دانستم که عمل مرا کسى دیگر انجام نمى ‌دهد پس تلاش نمودم؛

[دوم] دانستم که خداى بر من آگاه است پس حیا کردم؛

[سوم] دانستم که روزى مرا دیگرى نمى‌ خورد پس آرام گرفتم؛

[چهارم] دانستم که پایان کار من مرگ است پس براى آن آماده شدم.

 بحار الانوار: ج78، ص228

شهادت امام صادق علیه السلام ، رئیس مذهب شیعه را به محضر صاحب الزمان عجل الله فرجه الشریف و همه شیعیان تسلیت می گوییم.

 

ای نخل‌های کوفه! امام شما چه شد؟

امشب به داغ مولا مهتاب گریه می کرد              تصویر ماه در آب بی تاب گریه می کرد

شد چهره عدالت گلگون ز تیغ فتنه                   پیش نگاه مسجد محراب گریه می کرد

همچون برادرانش زینب به چشم خون داشت           آن آیه صبوری بی تاب گریه می کرد

اصبغ بن نباته می گوید: وارد خانة علی علیه السلام شدم، دیدم علی علیه السلام یک پارچة زردی را به سر مبارکشان بسته اند و خون هم مرتب از سر مولا می ریزد و رخسار شریفشان زرد شده است؛ به گونه ای که من بین پارچه و صورت تشخیص ندادم. آن گاه فریاد کشیدم و خود را به دامن حضرت انداختم و او را می بوسیدم و اشک می ریختم. حضرت فرمود: «گریه نکن اصبغ به راستی و قسم به خداوند! این [حالی که می بینی، مرا در شرف ورود به] بهشت [قرار داده] است.»

و به دخترش ام کلثوم که به شدت گریه می کرد، جایگاه خویش را گوشزد کرده، فرمود: «دخترم! گریه نکن! به خدا سوگند! اگر می دیدی آنچه را که پدرت می بیند، گریه نمی کردی.» عرض کرد: شما چه می بینید؟ فرمود: «می بینم که ملائکه و انبیاء عظام صف کشیده اند و همه منتظرند که من بروم ... .»


شهادت مولی الموحدین حضرت علی (ع) تسلیت باد

دانی زچه رو دیده ما می‌گرید                         در ماتم شاه اولیا می‌گرید

تنها ز غمش اهل زمین گریان نیست                    عیسی بفلک از این عزا می‌گرید

شد کشته بمحراب عبادت حیدر                       هر دیده بحال مرتضی می‌گرید

بـا گفتن "قد قتل" ز جبریل امین                        در خلد برین خیر نساء می‌گرید

سلام مولای من،

             سلام معشوق عالمیان،

                         سلام انتظار منتظران؛

                                  نیمه شعبان دیگری هم گذشت اما خبری از قدوم مبارکتان نشد.

آقا جان! حیف نیست ماه شب چهارده پشت ابرهای تیره و پاره پاره پنهان بماند،

چه حیف که نیمه شعبان امسال هم بدون حضور مبارک‌تان بصورت نا تمام گذشت؛

حیف نیست دیده را شوق وصال باشد ولی فروغ دیده نباشد!

اما با راستی روزی کا بیایی آیا ما را به عنوان یارانت می پذیری؟

 

استاد مهدوی ارفع راز اتصال به امام زمان را با محوریت نهج البلاغه توضیح میدهند:


برای دریافت فایل اینجا کلیک کنید
حجم: 14.3 مگابایت

او خواهد آمد

یکی می پرسد اندوه تو از چیــست؟؟؟
سبب ساز سکوت مبهـــــمت کیـــست؟؟؟
برایش صادقانه می نویسم...
برای آنکه باید باشد و نیســـت!!! ..

اللهم عجل لولیک الفرج

مهدی‌ جان سلام!

گل نرگس سلام!

آقا جان...!

می ‌دانم که دیر کردیم...
می ‌دانم که هنوزم که هنوز است، در انتظار آمدن‌ مان صبر می‌ کنی...!

می ‌دانم که با این همه انتظار و انتظار کردن‌ مان، هنوز هم الفبای انتظار را نیاموخته ‌ایم...!

امّا شما... امّا شما هنوز هم چشم امیدتان به ما مردم زمانه است...!

مولا جان...!

سال‌ هاست کنارمان بوده ‌ای!
سال‌ هاست که در کوچه ‌ها و خیابان‌ هایمان، از کنارمان به آرامی گذشته ‌ای....

سال‌ هاست برایمان دعا می ‌کنی و واسطه ی فیض ما با آسمانی...!

اما امسال کوچه و خیابان را آذین نبستیم ولی متحدانه ظهور تو را می طلبیم!

آقا جان !

ذره ای کوچک و ناچیز به یادمان اورد که در برابر قدرت و قهر الهی هیچ نیستیم و تاب هیچ چیز نداریم

یا صاحب الزمان...

آیا این ما نبودیم که با گناهان‌ مان، شما را آزردیم و هر چه بیشتر بر دوران غیبت‌ تان افزودیم...!؟

یا بقیة الله...

ما همان‌ هایی هستیم که اَمان خویش را گم کردیم، امّا حقیقتاً به جستجویش برنخاستیم...!
ما همان ‌هایی هستیم که در سایه ی نام شما، روزگار گذراندیم، امّا قدمی برای زدودن نقاب غیبت از روی دلنشین شما برنداشتیم...

آقا جان...
می‌ دانم که همه ی حرف‌ هایمان ادّعایی بیش نبوده است...

امّا...

ای گل نرگس...
با همه ی نبودن‌ ها و ادّعاهایمان...!
با همه ی بی‌ مهری ‌ها و ظلم‌ هایی که در حق شما روا داشتیم...!
باز هم بر ما گران است که شما را ببینیم امّا شما را نشناسیم...!

بر ما گران است که صدای همگان را بشنویم، امّا صدای دلنشین شما را نشنویم...!

مهدی جان...

امروز جهانی تو را می خواند...

ای اَمان آسمان و زمینیان....
بر ما بتاب ای خورشید امامت...

یا صاحب الزمان، عجل علی ظهورک...

العجل العجل یا مولای یا صاحب العصر و الزمان

تاثیر بعثت نبوی بر فرهنگ و تمدن بشری

زیبا غزل دفتــر عشـــق است محمــد                              بر فَرق فلک افسر عشـق است محمـد
در وسعت هفت آسمـــان هستــــی                              رخشنده‌ترین اختر عشق است محمــد

آیت الله العظمی جوادی آملی: از بارزترین تأثیر بعثت نبوی بر فرهنگ و تمدن، گسترش دانش در جوامع بشری است.
🔹خداوند سبحان رسول اعظم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) خود را معلّم کتاب و حکمت معرفی فرمود ﴿...وَیُعَلِّمُهُمْ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ﴾و حضرت رسول(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فراگیری علم را لازم دانست و فنون گوناگون دانشِ لازم را بیان نمود: «انّما العلم ثلاثة: آیة محکمة وفریضة عادلة وسنّة قائمة» و تمام علوم، از عقاید، اخلاق، فقه، حقوق و فنون ضروری و سودمند جامعه را در این مثلّث به صورت مستقیم یا غیر مستقیم تعبیه فرمود و خود را به عنوان مدینه علم معرفی کرد «أنا مدینةُ العلم وعلیٌّ بابها» و با چنین تعریفی می‌توان از آن حضرت به مدائن‌العلوم یاد کرد.
🔹 شاخص‌ترین تأثیر بعثت نبوی بر تمدّن بشری همانا احیای آن به نفخ روح معنویت و پرستش خدا و پرهیز از بت هوا است.
🔹عدل، آزادی و امنیت که اصلی‌ترین حقوق بشر است در حراج زورمداران و تاراج زراندوزان بوده و هست، هر جا پیام آسمانی توحید و صلای الهی کوثر رسید، مهر و صلح حاکم شد و هر جا محرومِ از بلوغ فروغ هدایت نبوی شد، قهر و جنگ سیطره پیدا کرد. در فضای وحی نبوی، وثوق و آرامش مشهود است و در محیطِ محروم از رهنمود رسالت، نیرنگ و اضطراب محسوس.
🔹راز چنان موفقیّتی که برای بعثت مطرح است این است که در مکتب وحی، انسان در تمام شئون علمی و عملی، فردی و جمعی خود مسئول است و تمام اعمال وی محفوظ و محسوب می‌شود و تنها چیزی که بشر با آن درگیر است رخداد سهمگین مرگ است و در آموزه‌های دینی کاملاً ثابت شد که انسان در مصاف با موت پیروز است زیرا وی مرگ را می‌میراند و از بین می‌برد و برای اَبد زنده می‌ماند.
🔹 تعبیر لطیف قرآن کریم این است ﴿کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ﴾ هر کسی مرگ را می‌چشد، نه آنکه هر کسی را مرگ بچشد و چون هر ذائق، مذوق خود را هضم نموده و آن را از بین می‌برد پس انسان مرگ را تبدیل به زندگی کرده و نابودی را نابود می‌نماید و همیشگی خواهد شد، بنابراین مرگ از پوستِ دنیا به درآمدن است نه پوسیدن و هجرت است نه رِخوت و افسردگی. وقتی موت به صورت هجرت و میلاد جدید تفسیر شد هر خردمندی به فکر تحصیل ره‌توشه جهان ابد خود خواهد بود.

امروز قلب عالم و آدم حرای توست             این کوه نور شاهد حرف خدای توست
مکه دگر برای بزرگیت کوچک است               فریاد کن رسول که دنیا برای توست
اقرأ باسم ربّک یا ایها الرسول               قران بخوان امین که همین آشنای توست

خورشید و ماه بین دو دست تو دلخوشند         یعنی تمام تکیه عالم عصای توست
بعد از هزار سال دگر میشناسمت             وقتی که جای جای دلم رد پای توست
فریادتان تمام زمین را گرفته است              امروز هر چه میشنوم از صدای توست

بسم الله الرّحمن الرّحیم
یا مقلّب القلوب و الابصار، یا مدبّر اللیل و النّهار، یا محوّل الحول و الاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال.
  نوروز امسال ما مصادف است با روز شهادت حضرت موسی‌بن‌جعفر (سلام ‌الله ‌علیه)؛ لذا مناسب است بخشی از صلوات مخصوص آن بزرگوار را در آغاز سخن عرض کنیم: اَللهُمَّ صَلِّ عَلى مُوسَى بنِ جَعفَرٍ وَصیِّ الاَبرارِ وَ اِمامِ الاَخیارِ وَ عَیبَةِ الاَنوارِ ... حَلیفِ السَّجدَةِ الطَّویلَةِ وَ الدُّموعِ الغَزیرَةِ وَ المُناجاةِ الکَثیرَة؛ اللٰهمّ صَلّ علیه و علی آبائه و ابنائه الطّیّبین الطّاهرین المعصومین و رَحمة الله و برکاته.
  تبریک عرض میکنم عید سعید مبعث را و عید نوروز پُرطراوت را به همه‌ی ملّت عزیز ایران؛ بخصوص به خانواده‌های معظّم و معزّز شهیدان و به جانبازان و خانواده‌های صبور و زحمت‌کش آنها و به جهادگران عرصه‌ی سلامت که در این چند هفته خوش درخشیدند و به همه‌ی خدمتگزاران سخت‌کوشی که در شرایط دشوار، گوشه‌ای از کار را بر عهده گرفتند و با اخلاص و علاقه‌مندی و انگیزه در فضای شهر، در فضای روستا، در فضای جادّه، در فضای مرز، و در جای‌جای کشور مشغول خدمت هستند؛ به همه‌ی آنها تبریک عرض میکنم؛ عیدتان مبارک. و به روح مطهّر امام بزرگوار و ارواح طیّبه‌ی شهیدان درود میفرستم.
  لازم میدانم تسلیت و تبریکی هم عرض بکنم به خانواده‌های شهدای سال ۹۸؛ چه شهدای دفاع از حرم، چه شهدای مرزها و در رأس آنها شهید عزیز و بزرگوار ما، شهید سردار سلیمانی و همراهانش، و شهید ابومهدی مهندس و همراهانش و همچنین شهدای حادثه‌ی کرمان، و شهدای حادثه‌ی هواپیما و شهدای سلامت، [یعنی] این کسانی که در راه خدمت به بیماران به درجه‌ی رفیع مرگ در راه خدا و شهادت در راه خدا رسیده‌اند؛ به همه‌ی خانواده‌هایشان، هم تسلیت عرض میکنیم، هم عید را و مقامات فرزندانشان را تبریک میگوییم. و معتقدیم که همه‌ی این حوادث ان‌شاء‌الله به نفع ملّت ایران تمام خواهد شد که حالا عرض میکنیم.
  سال ۹۸ برای ملّت ایران یک سال پُرتلاطم بود؛ سالی بود که با سیل آغاز شد، با کرونا تمام شد. در طول سال هم حوادث گوناگونی برای کشور و برای برخی از مردم کشور پیش آمد؛ حوادثی از قبیل زلزله، تحریمها و امثال اینها. اوج این حوادث عبارت بود از جنایت تروریستی آمریکا و شهادت سردار نامدار ایران و اسلام، شهید سلیمانی. در طول سال گرفتاری‌های مردم هم کم نبود؛ سال به این شکل گذشت؛ بنابراین سال سختی بود. لکن نکته‌ی مهم این است که در کنار سختیها، سربلندی‌هایی هم در این سال وجود داشت که بعضی از آنها هم بی‌سابقه بود و ملّت ایران به معنای واقعی کلمه درخشید.
  در سیل اوّل سال، سیلِ مردم مؤمن و باهمّت، به سمت استانهای سیل‌زده و شهرها و روستاهای سیل‌زده روانه شدند برای کمک به مردم. مردم عزیز ما -از پیر و جوان- مناظر زیبایی خلق کردند و رفتند به سمت مناطق سیل‌زده، خانه‌ها را که پُر از گل‌ولای بود شستند، خالی کردند، اثاث و فرش و زندگی را برای آن مردم شستند و سختی سیل را تخفیف دادند برای مردم.
  در حادثه‌ی شهادت بزرگِ شهید عزیز ما، مردم یک حرکت عظیمی را انجام دادند؛ حضور دَه‌ها میلیونی خودشان را به رخ دنیا کشیدند. آن اجتماعی که در تهران تشکیل شد و اجتماعاتی که در قم، در اهواز، در اصفهان، در مشهد، در تبریز، در کرمان تشکیل شد، اجتماعاتی بود که به طور معمول در هیچ نقطه‌ای از دنیا به این حجم و با این شدّت و با این انگیزه انسان مشاهده نمیکند؛ در تاریخ ما هم بی‌نظیر بود. حضور مردمی و هیجان عمومی و اینکه مردم نشان بدهند به چه چیزهایی دلبسته هستند، خیلی مهم بود برای آبروی کشور و برای عزّت ملّت ایران.
  در قضیّه‌ی این بیماری اخیر، [یعنی] کرونا، فداکاری‌ها به قدری چشمگیر بود که افرادی را که در خارج از این کشور هم هستند به تحسین وادار کرد؛ در درجه‌ی اوّل مجموعه‌های درمانی؛ پزشکان، پرستاران، بهیاران، مدیران، کارکنان حول و حوش بیمارستانها. در کنار اینها مجموعه‌های مردمی داوطلب، دانشجویان، طلّاب، بسیجی‌ها و عناصر گوناگون که رفتند در خدمت درمان و پرستاری از این بیماران قرار گرفتند، به یاری درمان‌کنندگان رفتند؛ همه‌ی اینها مایه‌ی عزّت و آبرو است. مجموعه‌های پشتیبانی، کسانی که کارخانه‌های خودشان را، حتّی بعضی خانه‌های خودشان را در اختیار تولید وسایل و امکانات مورد نیاز مثل دستکش یا فرض کنید که ماسک و از این قبیل برای بیماران یا برای عامّه‌ی مردم، آحاد مردم قرار دادند. مجموعه‌های خدماتی، مثل آن کسانی که رفتند درون خیابانها برای ضدّعفونی کردنِ خیابان یا حتّی نقاطی که مردم به آنها مراجعه میکنند. یا مجموعه‌هایی مثل جوانهایی که تصمیم گرفتند به افراد مسن کمک کنند، درِ خانه‌های آنها بروند، خریدهای آنها را انجام بدهند. یا آنهایی که اجناسی را تهیه کردند، مجّانی به مردم دادند؛ دستکش مجانی، ماسک مجانی. بعضی به کسبه‌ی مشکل‌دار کمک کردند؛ اجاره نگرفتند، طلبکاری‌های خودشان را به تأخیر انداختند و از این قبیل خدماتی که انجام گرفت. اینها آن زیبایی‌هایی است که در خلال حوادث سخت خودش را نشان میدهد؛ ملّت ایران، فضایل خودش را در این مجموعه‌ها، در این کارهایی که من به اندکی از آنها اشاره کردم، نشان داد. من قلباً و صمیمانه از همه‌ی آن کسانی که اشاره کردم و نام بردم تشکّر میکنم و مژده میدهم که پاداش الهی در انتظار آنها است؛ چه پاداش دنیوی و چه پاداش اخروی.
  خب، این یک آزمون دشوار بود. آزمونهای سال ۹۸، آزمونهای دشواری بود امّا غلبه‌ی بر دشواری‌ها و عبور از دشواری‌ها با روحیه، این خود موجب قدرتمند شدن یک ملّت است. یک ملّت با راحت‌طلبی و رفاه‌جوییِ محض نخواهد [توانست] به جایی برسد؛ مواجهه‌ی با مشکلات و حفظ روحیه‌ی خود در مقابله‌ی با مشکلات و غلبه‌ی بر مشکلات -که ان‌شاء‌الله این غلبه را ملّت ایران کرده است و بعد از این هم خواهد کرد- است که به ملّتها اقتدار و اعتبار میدهد.
  یک نکته‌ی دیگر هم البتّه در این حوادث هست -چه حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله و امثال اینها، چه حوادث دست‌ساز بیگانه‌ها مثل تحریم و امثال اینها- که انسان را متوجّه ضعفهای خودش میکند؛ چه ضعفهای طبیعیِ خودمان، که انسان بداند جای مغرور شدن نیست، ما همه ضعیف هستیم، آسیب‌پذیر هستیم، و چه ضعفهایی که در مواجهه‌ی با حوادث، انسان به طور قهری دچار آن ضعفها میشود. ضعفهای خودمان را بشناسیم؛ انسان از غرور و از غفلت خارج بشود، متوجّه خدا بشود، از خدا کمک بخواهد. خابَ الوافِدونَ عَلىٰ غَیرِکَ وَ خَسِرَ المُتَعَرِّضونَ اِلّا لَکَ وَ ضاعَ المُلِمّونَ اِلّا بِک؛(۲) این از دعاهای ماه رجب است. فقط به درِ خانه‌ی خدا باید رفت؛ درِ خانه‌ی «دیگری» برویم، ناامید برمیگردیم؛ دست به طرف «دیگری» غیر از خدا دراز کنیم، دستمان تُهی برخواهد گشت. همه‌ی ابزارهای عالم وسایل الهی هستند، او مسبّب‌الاسباب است؛ با این اسباب باید کار کنیم، از این اسباب استفاده کنیم، امّا نتیجه و اثر را از خدای متعال بخواهیم. این هم یک نکته.
  و اما سال ۹۹، که در حال شروع شدن است. اوّلاً از خدای متعال میخواهیم که این سال را سال پیروزی‌های بزرگ قرار بدهد و به حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه) که ناخدای این کشتی او است، عرض میکنیم که کشورِ خودش را به ساحل نجات برساند، مردم مؤمن ایران را حمایت کند، کمک کند. به ملّت ایران هم عرض میکنم همان طور که در طول این سالهای متمادی -نه فقط سال ۹۸- با حوادث گوناگون شجاعانه برخورد کردند، با روحیه برخورد کردند، بعد از این هم با روحیه و با امید برخورد کنند با همه‌ی حوادث، و مطمئن باشند که تلخی‌ها خواهد گذشت، و «اِنَّ‌ مَعَ العُسرِ یُسرًا».(۳) قطعاً یُسر در انتظار ملّت ایران است؛ در این تردیدی نیست. اینکه حالا بعضی تصوّر کنند که در فلان نقطه‌ی از تشکیلاتِ کشور کم‌کاری میشود، این را هم بنده تأیید نمیکنم. ما از نزدیک شاهد هستیم، می‌بینیم؛ همه مشغولند، همه مشغول کار و تلاشند، هر کس به قدر خودش؛ مجموعه‌های علمی و تحقیقی یک جور، فعّالان اجتماعی یک جور، مسئولان دولتی و قضائی یک جور، و ان‌شاء‌الله خداوند متعال به همه‌ی این تلاشها هم برکت خواهد داد و ملّت را از این گذرگاه، با عافیت و با سربلندی ان‌شاء‌الله عبور خواهد داد.
  و امّا شعار سال. سال ۹۸ را  ما به عنوان سال «رونق تولید» معرّفی کردیم و من به ملّت عزیز ایران عرض میکنم از این شعار استقبال شد، در عمل؛ حالا در آغازِ کار، صاحب‌نظران استقبال کردند، گفتند تولید نقطه‌ی اصلی است امّا در عمل هم استقبال شد. طبق گزارشهای موثّقی که در اختیار بنده هست، تولید کشور حرکتی پیدا کرد؛ برخی از کارخانه‌هایی که راکد شده بودند و تعطیل شده بودند، به کار برگشتند؛ بعضی که زیر ظرفیّت کار میکردند، ظرفیّت خوبی پیدا کردند؛ شرکتهای دانش‌بنیان وارد میدان شدند؛ دستگاه‌های مختلف تلاش کردند و کار کردند، تولید حرکتی پیدا کرد، یک کاری انجام گرفت. مسئله‌ی پژوهش -که سرچشمه‌ی تولید، پژوهش و تحقیق است- در کشور به طور جدّی در این سال انجام گرفت که ما نمونه‌هایش را دیدیم. خب، این کارها شده است در کشور، این جور نیست که کار نشده باشد، لکن آنچه من میخواهم بگویم این است که این کاری که تا حالا شده شاید حتّی یک‌دهمِ آن چیزی که برای کشور احتیاج است نباشد. البتّه من «یک‌دهم» را از روی آمارِ دقیق نمیگویم، بلکه حدس میزنم «یک‌دهم»؛ یعنی شاید واقعاً ده برابرِ این، کار باید انجام بگیرد؛ چه کار تحقیقی، چه کار تولیدی، چه کارهای گوناگون از همین قبیل، تا رونق تولید در زندگی مردم اثر خودش را نشان بدهد. در سال ۹۸ تولید تکان خورد، حرکت کرد و راه افتاد تا یک حدودی، لکن اثری در زندگی مردم از آن محسوس نشد. ما بایستی تولید را به جایی برسانیم که در زندگیِ مردم اثر بگذارد. البتّه مسائل اقتصادی کشور مسائل متعدّدی است -مسئله‌ی اصلاحات بانکی، اصلاحات گمرکی، اصلاحات مالیاتی، بهبود فضای کسب و کار و از این قبیل- لکن نقش تولید یک نقش یگانه و بی‌همتایی است. اگر ما بتوانیم تولید را راه بیندازیم و با توجّه به بازارِ وسیعِ خودِ کشور در داخل -اگر چه که تولید به فروش و به بازارهای خارجی احتیاج دارد، امّا ما هم ضمن اینکه میتوانیم با بازارهای خارجی ارتباط داشته باشیم، عمده‌ی بازار فروش ما داخل کشور است با این جمعیّت هشتاد میلیونی- اگر بشود تولید را ان‌شاء‌الله حرکت بدهیم و پیش ببریم، مشکلات اقتصادی قطعاً تمام خواهد شد و این تحریمهایی که کرده‌اند به نفعِ ما تمام خواهد شد؛ تا الان البتّه ضررهایی داشته لکن سودهایی هم در کنارش وجود داشته؛ یعنی ما را وادار کرده به اینکه به فکر امکانات خودمان باشیم، به فکر تهیّه‌ی لوازم زندگی و نیازهای کشور از طریق امکانات داخلی باشیم، که این برای ما خیلی مغتنم است و همین ان‌شاء‌الله ادامه پیدا خواهد کرد. پس بنابر‌این، ما باز به تولید نیاز داریم.
  سال گذشته گفتیم «رونق تولید»، امسال بنده عرض میکنم «جهش تولید»؛ امسال سالِ جهشِ تولید است. این شد شعار امسال؛ کسانی که دست‌اندرکار هستند جوری عمل کنند که تولید ان‌شاء‌الله جهش پیدا کند و یک تغییر محسوسی در زندگی مردم ان‌شاء‌الله به وجود بیاورد. البتّه این احتیاج به برنامه‌ریزی دارد؛ سازمان برنامه به نحوی، مجلس شورا و مرکز تحقیقاتش به نحوی، قوه‌ی قضائیّه به نحوی -قوه‌ی قضائیّه هم نقش دارد- مجموعه‌های دانش‌بنیان به نحوی. مجموعه‌های جوان و مبتکر بحمدالله در کشور زیادند و بنده در طول امسال -سال ۹۸- و سال قبل، با تعدادی از اینها نشست‌های بسیار خوب و مفیدی داشتم، آنها را از نزدیک دیدم، حرفهایشان را از نزدیک شنفتم؛ جوانهای علاقه‌مند به کار و پای کار و پُر‌امید و پُر‌نیرو و پُر‌انگیزه و پُر استعداد و ابتکار. اینها بحمدالله هستند؛ اینها باید همه در برنامه‌ریزی‌ها شرکت کنند و این کار با برنامه‌ریزی ان‌شاء‌الله پیش برود.
  امیدواریم که سال بر همه‌ی شما مبارک باشد و عید سعید مبعث بر همه‌ی شما مبارک باشد و ان‌شاء‌الله مشمول توجّهات الهی قرار بگیرید و ملّت ایران به طور روز‌افزون به توجّهات و توسلات و معنویّاتِ خود بیفزاید.
   والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
سالی نو با توسل به باب الحوایج


امسال روز اول عید نوروز مصادف با سالروز شهادت هفتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام است.گویا امسال قرار است سال جدید را با نام و یاد باب الحوائج امام کاظم علیه‌السلام آغاز کنیم.

در روزهای اخیر پویش‌های متعددی در این باره شکل گرفت تا در شب عید به قرائت دعای توسل و زیارت آن حضرت بپردازیم و از امام علیه‌السلام بخواهیم دست محبتی بر سر جامعه بکشند و ریشۀ بیماری منحوس کرونا نه تنها از ملت ایران بلکه در تمام جهان از بین برود.

لذا شایسته است مؤمنان به احترام آن حضرت، مراسمات جشن و تبریک سال نو را به روزهای بعد موکول کنند و در حفظ حرمت روز شهادت دقت کرده و در روز شهادت، برای رفع گرفتاری‌ها و بلایا به آن معدن کرامت متوسل شوند.


مروری بر تاریخ و علت حبس امام موسی کاظم (ع) در زمان هارون


درباره حبس امام موسی (ع) به دست هارون الرشید، شیخ مفید در ارشاد روایت می‌کند که علت گرفتاری و زندانی شدن امام، یحیی بن خالد بن برمک بوده است.
زیرا هارون فرزند خود امین را به یکی از مقربان خود به نام جعفر بن محمد بن اشعث که مدتی هم والی خراسان بوده است سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت که اگر خلافت به امین برسد، جعفر بن محمد بن اشعث را همه کاره دستگاه خلافت سازد و یحیی و برمکیان از مقام خود بیفتند.

 

جعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قائل به امامت امام موسی (ع)، و یحیی این معنی را به هارون اعلام می‌داشت. سرانجام یحیی بن خالد، پسر برادر امام را به نام علی بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویی کند.

می‌گویند امام هنگام حرکت علی بن اسماعیل از مدینه او را احضار کرد و از او خواست که از این سفر منصرف شود و اگر ناچار می‌خواهد برود از او سعایت نکند. علی قبول نکرد و نزد یحیی رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالک اسلامی مال به او می‌دهند تا آنجا که ملکی را توانست به سی هزار دینار بخرد.

 

هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در کنار قبر حضرت رسول (ص) گفت یا رسول اللّه از تو پوزش می‌خواهم که موسی بن جعفر را به زندان می‌افکنم زیرا او می‌خواهد امت تو را بر هم زند و خونشان را بریزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره نزد والی آن عیسی بن جعفر بن منصور فرستادند. عیسی پس از مدتی نامه‌ای به هارون نوشت و گفت که موسی بن جعفر در زندان جز عبادت و نماز کاری ندارد یا کسی بفرست که او را تحویل بگیرد و یا من او را آزاد خواهم کرد.

 

 هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربیع سپرد و پس از مدتی از او خواست که امام را آزاری برساند اما فضل نپذیرفت و هارون او را به فضل بن یحیی بن خالد برمکی سپرد. چون امام در خانه فضل نیز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنیدن این خبر در خشم شد. هارون عبّاسى، وجود امام کاظم (ع) را در زندان نیز تاب نیاورد و فرمان داد ایشان را مسموم کنند.

 

 آخر الامر یحیی امام را به سندی بن شاهک سپرد و سندی آن حضرت را در زندان مسموم کرد. بدین سان، امام (ع) به سال ۱۸۳ ه. در پنجاه و پنج سالگى در زندان بغداد به شهادت رسید. چون آن حضرت وفات یافت سندی جسد آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد که ببینند در بدن او اثر زخم یا خفگی نیست. بعد او را در باب التبن در موضعی به نام مقابر قریش ( کاظمین عراق ) دفن کردند.

ماه رجب، ماه ارتباط با خدای متعال

 حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی:
   بهترین راه برای رعایت تقوای الهی با فرا رسیدن ماه پر‌برکت رجب این است که ما این حبل الله را حفظ بکنیم. از وجود مبارک رسول گرامی(علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) رسیده است که در ماه رجب هر شب فرشته‌ای از طرف ذات اقدس الهی نداهایی دارد، بخشی از آن نداها این است  که فرشته‌ای از طرف ذات اقدس الهی می‌گوید:
«اٴنا جالسُ مَن جالَسَنی... و غافِرُ مَنِ استَغفَرَنی»؛
  هر کسی با من هم نشین باشد لطف من با او هست و هر که از من طلب مغفرت کند من او را می‌آمرزم و هر کس از من هدایت بخواهد من او را هدایت می‌کنم و این ماه پربرکت رجب را طنابی قرار دادم:
«العبدُ عبدی و الرّحمة رحمتی ... و جعلتُ هذا الشّهرُ حبلاً بینی و بینَ عِبادی» هر کس با ماه رجب مأنوس بود به من می‌رسد «وَصَلَ إلیّ»

  در عین حال که ماه رجب شهر علی‌ بن‌ ابی‌ طالب(سلام الله علیه) است شهر الولایه است و ماه شعبان شهر رسول خداست شهر الرسالة است و ماه مبارک رمضان شهر الله است، همان طوری که »اٴنا مدینةُ العلم و علیٌ بابها فَمَن ارادَ المدینة فلیَاٴتِها مِن بابِها»،  از این باب شهر الولایة وارد شهر الرسالة می‌شوید و از باب شهر الرسالة وارد شهر ربوبیت خواهید شد که آنجا عبادتتان و بندگی‌تان بندگی خالص خواهد بود

   در ماه پُر برکت رجب از بهترین راه ها همین دعاهاست و آن دعا این است که هرگز شما ما را رها نکردی! و ما به هیچ جا هم امیدوار نیستیم و اگر کسی نسبت به ما محبّت می کند، دل آنها را تو به طرف ما هدایت می کنی! این طور نیست که بگوییم خدا هست و دیگران هم هستند، خیر! دیگران برابر ﴿وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماوَاتِ وَ الأرْضِ﴾، سپاه و ستاد الهی هستند، تا او نخواهد قلب کسی به طرف ما متوجّه نمی شود. این دعاهای پُر برکت ماه رجب هم در هر فصلی ـ إِنْ شَاءَ اللَّه ‏ـ خوانده شود و گاهی معنا شود، که قرآن با روایات یک جا معنا شود، قرآن با دعا یک جا معنا شود. این دعا همان طوری که امام (رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَیه) از استادشان نقل کردند، قرآن صاعد است، این قرآنی است که دارد بالا می رود و اگر ترقّی می خواهد به وسیله دعاهاست.
 این دعاها با روایت های فقهی خیلی فرق می کند، به ما مستقیماً اجازه دادند که با او سخن بگوییم و به ما گفتند راه نزدیک است: «أَنَّ الرَّاحِلَ إِلَیکَ قَرِیبُ الْمَسَافَةِ وَ أَنَّکَ لَا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلَّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ دُونَکَ»، خدایا! راه دور نیست، نزدیک است و آن اینکه آدم روی هوس خود پا بگذارد، «یک قدم بر خویشتن نِه وان دگر در کوی دوست» آسان است، انسان به میل خود حرف نزند، به میل خود کار نکند، ببیند خدای سبحان چه می خواهد، بدون افراط و تفریط! صدای الهی را می شنود و پیام الهی را درک می کند و گاهی در خواب، گاهی در بیداری، این نغمه های الهی را می شنود، بدون افراط و بدون تفریط، آدم می تواند فرزندان را خوب تربیت کند، محیط خود را خوب تربیت کند.
 قرآن کریم هم در این غرر آیات خود این است که ﴿قُوا أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَاراً﴾،خودتان و فرزندانتان را از آتش نجات بدهید، حفظ کنید! پس معلوم می شود این کار شدنی است، رفتار ما گفتار ما ـ إِنْ شَاءَ اللَّه ‏ـ اثر دارد.
 

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 116

قال رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم) :

إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً 

 براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود .

مستدرک الوسائل: ج 10، ص 318

بایگانی