مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

میلاد نور مبارک

سلام آقای جهان مهدی جان .....
کدام جمعه ـ بگو «یـا مُحَـوِّل الْاحوال»!                   در آسمان و زمین، انقلاب خواهد شد؟
جمالِ روشن آن ماهِ پشتِ پرده‌ی غیب                  کدام جمعه، برون از حجاب خواهد شد؟
کدام جمعه به خورشید می‌خورد پیوند؟                 و بعد از این همه ابر، آفتاب خواهد شد
هزار جمعه دعای فرج به لب داریم                        کدام جمعه، دعا مستجاب خواهد
أللَّھُـمَ عَجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج

عزیزترین عزیز جان و دلم؛

هوای عاطفه دنیا ابری است،

دلم گرفتارتنگ غروب است؛

مگر نفرمودی که " ما در رعایت حال شما کوتاهى نمى‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم، که اگر جز این بود گرفتارى‌ها به شما روى مى‌آورد و دشمنان، شما را ریشه کن می کردند. از خدا بترسید و ما را پشتیبانى کنید."

ای محبوب روزهای آفتابین دنیا؛ ای معشوق همه ما؛

ای زیبا ترین چهره آفرینش؛

نازنین؛ نیازما را ببین.

قلب های مجروح گنجشک های زمین،فریادرس زمان رامی طلبند و همه آسمانی ها، روی ماه تو راازدورمی بوسند.

دلم هوای پریدن به کوی تورا دارد.

دست های انتظارم به آسمان رسیده.

روزها را به امید آن که نگاهت فردا‌ بر پهنای آسمان درخشیدن گیرد، به شب‌هایم گره می‌زنم و دست بر دعا انتظار فردایی را می‌کشم که از حریم امن خویش درآیی و دلدادگان دیرینه‌ات را با آب زلال مهربانی‌ات سیراب کنی.

... و هر شب که ماه بر آسمان می‌افتد‏، غمی دلگیرتر از همیشه تمام وجود عاشقانت را می‌گیرد و امید دیدنت باز حماسه شاعرانه می‌آفریند و شعر هجران به شعر انتظار تبدیل می‌شود

هر جمعه به جاده آبی نگاه می کنم

و در انتظار قاصدکی می نشینم که قرار است خبر گامهای تو را برای من بیاورد،

 گامهای استوار و دستهای سبزت را.

اگر بیایی، چشمهایم را سنگفرش راهت خواهم کرد.

تو می آیی در حالی که دستهایت پر از گلهای نرگس است.

تو دل سرد یکایک ما را با نواهای گرمت آفتابی می کنی و کعبه عشق را در آنها بنا خواهی کرد.

دست نوازش بر سر میخک هایی خواهی کشید که باد کمرشان را خم کرده است.

تو حتی بر قلب کاکتوسها هم رنگ مهربانی خواهی زد.

تو می آیی و با آمدنت خون طراوت و زندگی در رگهای صبح جریان پیدا خواهد کرد...

تو می آیی و با دستهایت بر قلبهای شقایق ها رنگ سبز امید خواهی زد

و با رنگ پر معنای دریا خواهی نوشت:

" به نام خدای امیدها"!


تو می آیی ای پسر فاطمه!

 یوسف زهرا یا مهدی. به امید آن روز!

 

 

 

روز جوان

نوزاد حسین جلوه اش مصطفویست           دقت که کنی خَلقاً و خُلقاً نبویست

تبریک بگویید به ارباب که او                       نامش، نسبش، خودش، جمالش علویست

شباهت عجیبی به رسول خدا (ص) داشت. پدرش می گفت ((اشبه الناس)) است به پیامبر (ص). 

هم روی ماهش شبیه بود و هم اخلاق و هم سخن گفتنش. 

هرکس مشتاق دیدن پیامبر (ص) می شد به علی اکبر(ع) نگاه می کرد. 

دلاوری را هم از پدر و جدش به ارث برده بود و روز عاشورا اولین کسى بود از بنی هاشم که اجازه میدان طلبید.

قرآن خواندنش هم شبیه پیامبر (ص) بود. امام حسین (ع) گاهی به او می فرمود: ((علی جان برایم قرآن بخوان تا بهره مند گردم.))

علّت نامیده شدن او به «علىِ اکبر»، این بود که امام حسین(ع) به دلیل شدّت علاقه اى که به نام پدر بزرگوارش داشت، نام سه فرزند پسرِ خود را «على» گذاشت. از این رو، اوّلى به «علىِ بزرگ تر» و دومى به «علىِ میانه» و سومى به «علىِ کوچک تر» معروف شدند.

بنا به نقلى، على اکبر، در یازدهم شعبان سال سى و سوم هجرى، متولّد شد. کنیه او ابو الحسن، و مادرش لیلى دختر ابو مُرّة بن عُروة بن مسعود ثَقَفى است.

در باره سنّ على اکبر در هنگام شهادت در کربلا، اختلاف نظر وجود دارد و تا بیست و هشت سال هم گزارش شده است؛ لیکن بنا بر نظریّه مشهور که وى بزرگ تر از امام زین العابدین(ع) بوده است و با عنایت به این که امام زین العابدین(ع) هنگام واقعه عاشورا، بیست و سه سال داشته، باید سنّ على اکبر، بیش از این باشد و لذا گزارش هاى مبنى بر «ولادت وى در زمان خلافت عثمان» و ۲۵ ساله بودن وى در وقت شهادت»، درباره سن ایشان، واقع بینانه تر به نظر مى رسد.

خدا کند که جوانان زحقّ جدا نشوند                      به صحبت بد و بدخواه مبتلا نشوند
سر عقیده خود پاى فشارند چو کوه                      بسان کاه زهر باد جابجا نشوند
در جامعه جهانی روز 12 آگوست یا 21 مرداد ماه توسط سازمان جهانی یونسکو روز جوان نامیده شده است. ولی تاریخ روز جوان در ایران متفاوت است. روز 11 ماه شعبان " میلاد حضرت علی اکبر" روز جوان نامیده می شود. این جوان در روز عاشورا با فداکاری هایش جاودانه شد و درس های بزرگی به جوانان داد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران همواره بر دوران جوانی و استفاده از این دوره طلایی تاکید داشته اند و می فرمایند:

جوانی، آغاز شکفتن است. جوانی، میلاد دوباره انسان است. انسان در جوانی، بار تکلیف الهی را به تازگی بر دوش گرفته است. خداوند، بسیاری از نعمت هایش را در جوانی به انسان ارزانی می‌دارد.

 جوانی، موهبتی از جانب خداوند است. جوانی، ثروتی است که انسان باید آن را جز دربهای بهشت، خرج نکند. پس خوشا به حال آنان که جوانی را قدر می‌دانند و این گوهر گرانبها را در راه سعادت خویش، به کار می‌گیرند. ضمیر جوان، آینه پاکیهاست؛ آینه ای که هنوز گردی از گناهان بر روی آن ننشسته است. نگاه جوان،‌ پنجره ای است که رو به سوی افقهای روشن گشوده شده است. پنجره ای که آفتاب حقیقت را می نوشد.

دل جوان، رودخانه ای است که می خواهد تمام سنگها و صخره ها را در نوردد و از تمام دشتها و دره ها بگذرد تا به آستانه دریا قدم نهد. خیال جوان، نسیم پویایی است، که می تواند به هر جا سفر کند و کرانه ها را کشف کند. جوان، همواره در جستجوی چشم اندازهای روشن است. جوان، همواره در پی تجربه و تماشاست. پس باید همیشه، دریچه های «شهود» را بر روی جوان باز نگاه داشت. و فانوس «ایمان» را به دست او داد. و گلهای لبخند را به او تعارف کرد.

جوانی، دوره طوفانی عمر است. جوان اگر چه از مرحله نوجوانی که دوره آشوب شدید است بیرون آمده و به دنیای آرامش نسبی وارد شده است، اما همچنان مثل آتش،‌ برافروخته و شعله ور است. جوانی، دنیای تحول است؛ دنیای بحران و دنیای تغییر و تحولات جسمی و غریزی که سبب بروز حالات روحی و دگرگونی عواطف می شود. جوانی سن توقعات جدید و حتی از نگاهی می توان گفت: سن پرتوقعی ها، طغیان و امیال و رغبت‌هاست؛ از این رو باید به جوانی و جوانان با نگاهی خاص و ژرف نگریست...

 

میلاد امام سجاد علیه السلام

اشاره کرد حضرت امیر(ع) به شهربانو و به فرزندش حسین(ع) فرمود: ((ای اباعبدلله، از این بانو برایت پسری متولد خواهد شد که بهترین مردمان روی زمین است)) ... به زودی بشارت علی(ع) محقق شد. 

از آن بانوی پرهیزکار کودکی خوش سیما متولد شد که او را به نام جدش ((علی)) نامیدند.  این کودک همان بود که خیلی پیشتر پیامبر (ص) او را ((زین العابدین)) لقب داده بود. آنجا که فرمود: ((در روز رستاخیز آواز دهنده اى صدا مى زند: کجاست زینت عبادت کنندگان؟ گویی هم اینک فرزندم على بن حسین بن على بن ابى طالب را مى بینم که از میان صفوف پیش می آید))

فرزند شهربانو وقتی در کوچه های مدینه قدم برمی داشت یاد رسول خدا (ص) را در دلها زنده می کرد.   نماز و عبادتش پیامبرگونه بود. سجده هایش زبانزد بود. و علم بی پایانش و تقوای بی نظیرش.  خداوند برگزید او را تا بعد از شهادت مظلومانه پدر پیشوای پاکان باشد. 

امام سجاد علیه السلام می فرمود:"أَعْظَمُ النّاسِ خَطَرًا مَنْ لَمْ یَرَ الدُّنْیا خَطَرًا لِنَفْسِهِ" پرارزش‌ترین مردم کسى است که دنیا را مایه ارزش خود نداند.

و می فرمود: "مؤمن از دعایش سه نتیجه مى گیرد:

۱ـ یا برایش ذخیره گردد،

۲ـ یا در دنیا برآورده شود

۳ـ یا بلایى را که خواست به او برسد، از او بگرداند.

ای دلربا بیا که قدومت مبارک است                    میلاد توست شأن نزول تبارک است

تا زین العابدین به دو عالم امام ماست                دنیا و آخرت ز ولایش به کام ماست

ولادت با سعادت چهارمین نور سپهر ولایت و امامت حضرت امام سجاد (ع) مبارک باد.

 

*روز جانباز مبارک*

(شیرخدا)) همسری برمی گزیند از طایفه شجاعان و دلیرمردان. فرزندی می خواهد که پرچم دار آزادگی و شرافت باشد تا ابد.
((ماه بنی هاشم)) طلوع می کند. قنداقه اش را که به دست پدر می دهند نگاهی به روی ماهش می اندازد, چشمانش تر می شود.آستین دست هاى کوچکش را بالا مى زد و بازوانش را غرق بوسه می کند. 
((لا اله الا الله و محمد رسول الله)) را در جانش می نشاند و نامش را می گذارد ((عباس)) 

عباس در همان کودکی جرعه نوش دریای ادب و معرفت علی(ع) می شود. 
در نوجوانی در رکاب پدر بر دشمنان خدا می تازد. بعد از پدر زانوی ادب به زمین می زند در پیشگاه برادرش حسن(ع).
با شهادت برادر، ماه بنی هاشم، دل می زند به دریای حسین(ع) و با موج کربلا اوج می گیرد.

چنان است عباس که پیشوای ششم او را ((عبد صالح)) خدا می خواند و آنچنان آبرو می یابد به درگاه پروردگارش که خلق خدا از هر کیش و آیینی دست به دامان کرامتش می شوند.

ولادت ابوفاضل، علمدار کربلا بر جانبازان ایران زمین که جانبازی را در کلاس معرفتش آموخته اند مبارک باد. 

آیه ی انا فتحنای قیام کربلا                                       آیت الله معظم سید ارض و سما
حضرت ذخرالحسین آیینه لطف خدا                           یابن قتال العرب یابن علی المرتضی
شیر مرد هاشمی سردار دشت نینوا                           یوسف ام البنین آقای کل ماسوا
ساقی لب تشنگان دریای ایثار و حیا                           ای امیر علقمه سلطان عرش و کبریا
حضرت باب الحوائج قبله ی اهل ولا                            بهترین تفسیر أو ادنی و هم قالو بلا
تشنه ی دریا دل ای امید اهل خیمه ها                       ای قیامت قامت ای مصداق والشمس والضحی
حضرت باب الحسین ای کوه تقوا و صفا                      ای علمدار حرم سرلشکر صاحب لوا
مظهر عشق و ادب یاساقی مشکل گشا                       ای فروغ سرمدی ای چشمه ی آب بقا
ای امیر لشکر سلطان مصباح الهدی                           حضرت پشت و پناه پادشاه سرجدا
ای سپهر غیرت و عزت همای دلربا                            عالَمی در وادی عشق تو باشد مبطلا
محور خلقت تویی ای شافع روز جزا                            گوشه ی چشمی نما از لطف و رحمت بر گدا


میلاد ارباب عالمین مبارک


«مهجة قلبی»
معنایش را نمی دانم، شبیه سخنان عاشقانه است، از آنهایی که وقتی بچه ها دلبری می کنند مادرها می گویند.
لغتنامه را جستجو می کنم «م ه ج ه».
نوشته است: مهجه یعنی «خون قلب» و معنای دیگرش «روح» است. « مهجة قلبی» یعنی «خونی که در قلبم جاریست» یعنی «حیات دلم»

این سخن را مردم از رسول خدا(ص) شنیدند، هر بار که حسین(ع) دلش را می برد چشمه ای از این عارفانه های عاشقانه از دلش می جوشید.گاهی درباره اش می فرمود: « قُرَّةُ عَیْنِی»؛یا می فرمود« رَیْحَانَتِی»، یا « ثَمَرَةُ فُؤَادِی» و...

روزی مردم رسول خدا را دیدند که بوسه ای روی گونه حسین کاشت و فرمود «حسین منی و أنا من حسین» و فرمود: «مَنْ اَحَبَّه فقد اَحَبَّنی»؛ هر کس حسین را دوست داشته باشد، مرا دوست دارد
امروز سالروز اولین نگاه عاشقانه پیامبر(ص) خداست به چشمان حسین(ع). حبیب خدا(ص) امروز شادمان است. جمع گلها در باغ طه جمع است. محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین(علیهم السلام )


ای که در مقــدم تـو بـاد صبــا گُل ریزد
پیـک شادی به نثارت همه جا گُل ریزد
شب میلاد تو عالم اگر عطـر آگیـن است
جبـرئیـل از در و از بـام و هـوا گُل ریزد
ای گُل سـرسبـد گلشـن زهـرا، جبـریل
گربه پـای تو نـریـزد به کجـا گُل ریزد
خبـری گر ز جمـال تـو بـه یوسف بـرسد
ز سـرشک شعف خود همه جا گُل ریزد
هرکسی نقش ببنـدد به لبش نام حسین
گـوئی از شـاخـۀ پُـربـار وفـا گُل ریزد



عیدتان مبارک باد

نور جهانگیر نبوّت رسید             عیدبزرگ بشریّت رسید
عید خدا عید جهان وجود‌           عیدقیام است و رکوع وسجود
عید رسول دوسرا آمده               منجی عالم ز حرا آمده
سیّد افلاک سلام علیک              خواجة لولاک سلام علیک

تاریخ، به مکه رسیده است تا شروعی دیگرگونه در خاک آکنده از جهل و نادانی را رقم بزند. تا به تماشای مردی بنشیند که فریادگر آزادی، عشق و آزادگی است.
فرشتگان آمده اند، جبرئیل لحظه ها را می شمارد. متنش را از بر است:  اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الّذی خَلَقَ..., سنگها و صخره ها بی تابند. 
سکوت ((حرا)) دلتنگ شکستن است
امشب اینجا بزمی برقرار است. 
به افتخار مردی که سالیان سال همینجا با خدای آسمان و زمین راز می گفت. 
قرار است روزنه ای از افق قلبش به سوی جهان باز شود تا نور انباشته اش را به سرتاسر تاریخ بپاشد ابرها امشب به فرمان محمد در می آیند تا هر بوستانی را که جهل و خرافات خشکانده اند شکوفا سازد از نو و دانه های انسانیت که خدا در قلوب آدمیان کاشته را سیراب کند تا برویند و ببالند. 
محمد از راه می رسد سکوت حرا پر می شود از موسیقی قدمهای محمد مثل همیشه آسمان را مرور می کند مثل همیشه نیست خبری در راه است...
ناگهان خورشید در نیمه شب حرا طلوع می کند
ندایی می شنود: ((اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الّذی خَلَقَ))... 


ای که در هر دو سرا صبح سعادت باتوست‌            رحمت عالمی و نور هدایت با توست
چشم امید همه خلق و شکوه کرمت                      پدر امتی و اذن شفاعت با توست
باتو بودن که فقط صرف مسلمانی نیست             آنکه دارد به دلش نور ولایت، با توست
بی ولای علی این طایفه سرگردانند   ‌                   دشمنی با وصی ات، عین عداوت با توست
باید از باب ولای علی آید هر کس                         در هوای تو و در حسرت جنت با توست
سالیانی ست دلم شوق زیارت دارد                       یک نگاه تو مرا بس، که اجابت با توست
کاش می شد سحری طوف مدینه آنگاه                نجـفــــ و کــرب و بلا و حـــرم ثارالله

عید مبعث رحمةٌ للعالمین حضرت محمد(ص) بر تمام مسلمین جهان مبارک باد.

یا موسی بن جعفر

علم و اخلاق آسمانی, ایمان, تقوا, پاکی, صبر و... اینها گناهان نابخشودنی مردی از خاندان پیامبر (ص) بود.
چه گناهی بالاتر از این که مردی با امواج دانش خود کاخی که خلیفه بر جهل مردم بنا نموده ویران کند. 
مردم مدینه ((انک لعلی خلق عظیم)) را در لبخند پیامبرگونه موسی بن جعفر(ع) می بینند. 
در نگاهش ((و الکاظمین الغیظ)) موج می زند. 
آرامش قدمهایش توفان به پا میکند در دلها, بالاتر از این مگر گناهی هست؟ 
 اینگونه اگر باشد، مردم خواهند گفت: ((رسول خدا (ص) در مسجد است، هارون الرشید بر منبر چه می کند؟))
زندان دیگر بی فایده است. 
باید نباشد این مرد تا خواب آشفته نبیند خلیفه. 
چاره ای نیست باید خرما بیاورند برای آقا تا میل کنند...
صبح فردا ندا می دهند: هر کس می خواهد موسی بن جعفر را برای آخرین بار ببیند بیاید. بغداد پر می شود از ناله و شیون. همان ها که زهر داده اند به امام(ع) حالا آمده اند تا با عزت و احترام به خاکش بسپارند. کفنی قیمتی تحفه آورده اند برای امام. تمام قرآن بر آن نقش بسته. یک گوشه اش نوشته است: ((قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَىٰ))

موسای طور غربتم و خسته، بی عصا
مجروح عشق هستم و محکوم بی خطا
افتاده ام به گوشه زندان بی کسی
در حسرتم به دیدن یک بار آشنا
در قعر تیرگی نفسم بند آمده
از دود شعله ی ستم و قحطی هوا
در سجده بسکه پیکر من آب رفته است
انگار روی خاک فتاده است یک عبا

شهادت جانسوز و مظلومانه باب الحوائج، باب المراد عالم، اباالرضا، حضرت موسی بن جعفر را خدمت امام زمان (عج) و همه عاشقانش تسلیت عرض میکنیم.

یا زینب (س)

خورشیدنجابت و ادب یا زینب                  با فضل و وقار، منتخب یا زینب
در اوج شکوه مثل کوهی بانو                 هستی تو عقیلةالعرب، یا زینب

در هر کجای تاریخ که پرسه بزنیم، نام عاشورا را از زبان هر که بشنویم وآن را از هر منظری نظاره کنیم، پا به پای حسین که امام آن واقعه و رهبر آن حماسه بود، نام و حضور زنی را می بینیم که در تمام لحظه ها ی حادثه حاضر است و حتی به قدر چشم برهم زدنی، غفلت و غیبت نمی کند. عاشورا به نام حسین زنده است و به یاری و یاوری زینب.

زینب، ستون خیمه عاشورا است؛ خیمه ای که بر فراز شانه های حسین ایستاده است.

حضرت زینب (س) در 15 رجب سال 63 هجری قمری از دنیا رفت. بانوی قهرمانی که پس از شهادت امام حسین، ارائه نهضت عاشورا را به دوش کشید و پرچمدار این قیام بود در ضمن سفری که به همراه همسر گرامی شان عبدالله بن جعفر به شام بودند به لقاءالله پیوستند و بدن مطهر ان بانوی بزرگوار در همان جا دفن گردید.

او که روح ظلم ستیزی را از مادرش فاطمه زهرا و پدرش حیدر کرار به ارث می برد، در راه افشای ظلم و احقاق حق، با کلام غرّای خویش از هیچ فداکاری و جانفشانی دریغ نمیورزید.

در تداوم نهضتی که حضرت زهرا در حمایت از امام معصوم زمان خویش و انقلاب علیه باطل در پیش گرفت، حضرت زینب (س) نیز در واقعه کربلا، دوشادوش امام معصوم حضور داشت و پس از شهادت او نیز پیام قیامش را دبه گوش تمام جهانیان ابلاغ کرد

ماه گردون شرمسار از روی ماه زینب است                      هردلی که شدحسینی درپناه زینب است
مرقد او را مپرس از اهل شام و اهل مصر                         سینه ایرانیان آرامگاه زینب است
شهادت اسوه صبر و استقامت خانم حضر.ت زینب سلام الله علیها بر عموم شیعیان تسیلت باد.

میلاد مولای متقیان مبارک

ولید کعبه، وجود مبارک امیر مؤمنان(علیه و علی آله آلاف التحیّة و الثناء) قرآن ناطق است و برای امت اسلامی همانند قرآن، منشأ برکت می‌باشد از جمله اینکه وجود مبارک پیامبر(علیه و علی آله آلاف التحیّة و الثناء) فرمودند: «من و علی‌بن‌ابیطالب پدران این امتیم»؛ یعنی هر انسانی یک شناسنامه طبیعی دارد که پدران ما برای ما می گیرند، اما وقتی بالغ شدیم باید خودمان برای خودمان یک شناسنامه‌ معنوی بگیریم.

وجود مبارک حضرت فرمود من و علی‌بن‌ابیطالب حاضریم شما را به عنوان فرزند بپذیریم، لذا اگر وجود مبارک امیرالمؤمنین حاضر شد ما را به فرزندی بپذیرد یقیناً مادر ما هم صدّیقه کبرا(س) خواهد بود و این یک فخر بزرگ است. همه شیعیان که به این ندا پاسخ دادند :«لبیک یا رسول الله»، «لبیک یا امیرالمؤمنین»،ابراز کرده اند که ما آمدیم فرزند شما بشویم.

گزیده ای از بیانات آیة الله جوادی آملی


از پـیـمبـر یا خــدا درباره ی حـیــدر بپرس                           یعنی از گوهرشناسان قیمت گوهر بپرس

گل به خوبی می شناسد باغبان خویش را                        وصف ساقـی نجف را از مـی کـوثر بپرس

معنی مـرد خـدا را نیمه شب از نخـل ها                           معنی شیر خــدا را روز از لشکـر بپـرس

هـیچ دیواری نمی شد مـانع راه عـلــی                             از شکاف کعبه و دروازه ی خیبر بپرس

در دل تاریخ آوای (سلونی) زنـده است                             مشکلات سخت را از صاحب منبر بپرس

نه، فرار از جنگ هرگز درمرام شیر نیست                          قصه را از بـدر یا احـزاب یا خـیـبـر بپرس

گاه برتر می شود یک نوکر از صد پادشاه                          این تنـاقض علتی دارد که از قـنـبـر بپرس

در جهنم با علی یا در بهشت بی علی؟                           شوق آتـش را از ابـراهـیــم پیـغمـبـر بپرس

جمع خواهد شد محمد با علی در یک بدن؟                       ما نمی فهمیم این را، از علی اکـبـر بپرس

مولا جان !

اگر پوچم، اگر هیچم، اگر مجنون و حیرانم                    تو ذره پروری کردی که من اکنون غزل خوانم

الایاایهـا الساقــی، ادر کـاسأ و نـاولـهـا                      توکلت  علی الحیدر، که من آلوده دامانم

"صلی الله علیڪ یا سیدنا یا امیرالمؤمنین "

حضرت امیر علیه السلام می فرماید: «إِذَا وَصَلَتْ إِلَیْکُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ فَلَا تُنْفِرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ الشُّکْرِ»؛ فرمود: اگر یک سلسله نعمتی به شما رسید، این سلسله ادامه دارد. همین که بخشی از نعمت به شما رسید، مبادا مغرور بشوید این را بیجا صرف بکنید و گرنه آن بقیه سلسله نخواهد آمد. تشبیهی که حضرت کردند، فرمودند این مرغ‌های هوایی می‌بینید این مرغ‌ها چه در هوا پرواز کنند چه روی آب بنشینند، فردی از این مرغ‌ها که وقتی روی دریا می‌نشینند یا روی قله‌ای می‌نشینند یا روی مزرعه‌ای می‌نشینند، بقیه این رمه هم به دنبال او می‌آیند. اینها با هم هستند. فرمود: نعمت‌ها مثل سلسله این پرنده‌هاست؛ اگر چند تا پرنده نعمت به کنار سفره شما آمد، شما ناشکری نکنید که بقیه برمند! «نَفْر»؛ یعنی کوچ کردن. دو تا «نَفْر» را در قرآن کریم بیان کردند؛ این «نَفْر» یک «نَفْر» اخلاقی و اجتماعی است که وجود مبارک حضرت امیر بیان کرده است. «نَفْر»؛ یعنی کوچ کردن. یک «نَفْر» نظامی در قرآن هست، یک «نَفْر» فرهنگی فقهی؛ آن نفر نظامی همین است که فرمود در برابر دشمن: ﴿فَانفِرُوا ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُوا جَمِیعاً﴾ گروه گروه؛ یا اگر خطر بیشتر شد یکسره حمله کنید، یکسره دفاع کنید. این «نَفْر» گروهی یا «نَفْر» دسته‌جمعی، «نَفْر» نظامی است که قرآن به آن اشاره کرده است: ﴿فَانفِرُوا ثُبَاتٍ﴾؛ «ثُبات» یعنی ثُبه ثُبه؛ یعنی گروه گروه ﴿أَوِ انفِرُوا جَمِیعاً﴾ که دفاع مقدس هشت‌ساله از همین قبیل بود.

یک «نَفْر» فرهنگی، فقهی است که در سوره مبارکه «توبه» آمده است: ﴿فَلَوْ لاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ﴾ چرا گروه گروه، به حوزه‌های علمی نمی‌روند که فقیه بشوند و برگردند به شهرشان و جامعه خودشان را انذار کنند؟ چون مستحضرید کسی که از یک شهر است، ممکن است مردم آن شهر قدر او را ندانند، ولی اثرش در آن شهر بیش از انسان غریب است. انسان غریب را نمی‌شناسند؛ ولی این عالِم، این روحانی که از خود آن شهر است، پدر او، جدّ او همه را می‌شناسند سوابق او را می‌شناسند، او وقتی سخنرانی می‌کند یا امامت جمعه یا جماعتی را به عهده دارد حرف او اثربخش‌تر است؛ لذا فرمود: ﴿فَلَوْ لاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ﴾، اینها دسته دسته از شهر و روستا حرکت کنند بیایند در مراکز علمی، وقتی فقیه شدند و عالم شدند و به دستور دین آگاه شدند و عمل کردند، به شهرهای خودشان برگردند. این یک «نَفْر» فرهنگی فقهی است که قرآن کریم در قبال آن «نَفْر» نظامی بیان کرده است.

اما این «نَفْر»ی که وجود مبارک حضرت امیر بیان می‌کند می‌فرماید: این سلسله نِعَم، مثل این دسته‌های پرنده‌اند؛ این دسته‌های پرنده اوّل چند نفر می‌آیند اینجا می‌نشینند، بقیه به دنیال او می‌آیند. اگر اینها احساس کردند که اینجا خطر هست، فوراً برمی‌خیزند. وقتی اینها برخاستند، آن دنباله نعمت ادامه ندارد، آنها دیگر نمی‌آیند. فرمودند نعمتی که دارد می‌آید؛ حالا یا فرزندان خوب است، یا علم خوب است، یا مال حلال است، نعمتی که دارد می‌آید، شما اینجا دیگر دام ننهید، اینها را بند نکشید، اینها را در راه خلاف صرف نکنید، تا آن ادامه نعمت بیاید. فرمود: «إِذَا وَصَلَتْ إِلَیْکُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ»؛ این پرنده‌ها که دسته دسته دارند می‌آیند، چند نفر که آمدند اینجا، اگر همین که آمدند ببینند صدای تیر است و صدای تفنگ است و آثار دام هست، آن بقیه دیگر نمی‌آیند. فرمودند یک مقدار نعمتی که به شما رسید، این طلیعه یک گروه است شما قدر این را بدانید بجا مصرف کنید، شکرگزار باشید تظاهر به نعمت بکنید، کسی را نرنجانید؛ «إِذَا وَصَلَتْ إِلَیْکُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ فَلَا تُنفِرُوا»؛ بقیه را نرمانید. اینها یک گروه‌ هستند آمدند. شما حق اینها را ادا کنید، بقیه سلسله نِعَم ادامه پیدا می‌کند.

فرمود: «فَلَا تُنفِرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ الشُّکْرِ»؛ کمتر شکرگزاری بکنید، بقیه این قافله می‌رمند و نمی‌آیند.

 برگزیده ای از کلام استاد جوادی آملی

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 70

امام باقر علیه السلام:

شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ رَمَضانَ ، وَالصّائِمونَ فیهِ أضیافُ اللّهِ وأهلُ کَرامَتِهِ ، مَن دَخَلَ عَلَیهِ شَهرُ رَمَضانَ فَصامَ نَهارَهُ وقامَ وِردا مِن لَیلِهِ وَاجتَنَبَ ما حَرَّمَ اللّهُ عَلَیهِ ، دَخَلَ الجَنَّةَ بِغَیرِ حِسابٍ .

ماه رمضان ، ماه رمضان! روزه داران در آن ، میهمانان خدا و اهل کرامت الهى اند . هر کس ماه رمضان بر او وارد شود و او روزش را روزه بگیرد و بخشى از شبش را به عبادت و نماز بایستد و از آنچه خداوند بر او حرام کرده ، پرهیز کند ، بدون حساب وارد بهشت مى شود .

بایگانی