مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

بسم الله الرّحمن الرّحیم
یا مقلّب القلوب و الابصار، یا مدبّر اللیل و النّهار، یا محوّل الحول و الاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال.
  نوروز امسال ما مصادف است با روز شهادت حضرت موسی‌بن‌جعفر (سلام ‌الله ‌علیه)؛ لذا مناسب است بخشی از صلوات مخصوص آن بزرگوار را در آغاز سخن عرض کنیم: اَللهُمَّ صَلِّ عَلى مُوسَى بنِ جَعفَرٍ وَصیِّ الاَبرارِ وَ اِمامِ الاَخیارِ وَ عَیبَةِ الاَنوارِ ... حَلیفِ السَّجدَةِ الطَّویلَةِ وَ الدُّموعِ الغَزیرَةِ وَ المُناجاةِ الکَثیرَة؛ اللٰهمّ صَلّ علیه و علی آبائه و ابنائه الطّیّبین الطّاهرین المعصومین و رَحمة الله و برکاته.
  تبریک عرض میکنم عید سعید مبعث را و عید نوروز پُرطراوت را به همه‌ی ملّت عزیز ایران؛ بخصوص به خانواده‌های معظّم و معزّز شهیدان و به جانبازان و خانواده‌های صبور و زحمت‌کش آنها و به جهادگران عرصه‌ی سلامت که در این چند هفته خوش درخشیدند و به همه‌ی خدمتگزاران سخت‌کوشی که در شرایط دشوار، گوشه‌ای از کار را بر عهده گرفتند و با اخلاص و علاقه‌مندی و انگیزه در فضای شهر، در فضای روستا، در فضای جادّه، در فضای مرز، و در جای‌جای کشور مشغول خدمت هستند؛ به همه‌ی آنها تبریک عرض میکنم؛ عیدتان مبارک. و به روح مطهّر امام بزرگوار و ارواح طیّبه‌ی شهیدان درود میفرستم.
  لازم میدانم تسلیت و تبریکی هم عرض بکنم به خانواده‌های شهدای سال ۹۸؛ چه شهدای دفاع از حرم، چه شهدای مرزها و در رأس آنها شهید عزیز و بزرگوار ما، شهید سردار سلیمانی و همراهانش، و شهید ابومهدی مهندس و همراهانش و همچنین شهدای حادثه‌ی کرمان، و شهدای حادثه‌ی هواپیما و شهدای سلامت، [یعنی] این کسانی که در راه خدمت به بیماران به درجه‌ی رفیع مرگ در راه خدا و شهادت در راه خدا رسیده‌اند؛ به همه‌ی خانواده‌هایشان، هم تسلیت عرض میکنیم، هم عید را و مقامات فرزندانشان را تبریک میگوییم. و معتقدیم که همه‌ی این حوادث ان‌شاء‌الله به نفع ملّت ایران تمام خواهد شد که حالا عرض میکنیم.
  سال ۹۸ برای ملّت ایران یک سال پُرتلاطم بود؛ سالی بود که با سیل آغاز شد، با کرونا تمام شد. در طول سال هم حوادث گوناگونی برای کشور و برای برخی از مردم کشور پیش آمد؛ حوادثی از قبیل زلزله، تحریمها و امثال اینها. اوج این حوادث عبارت بود از جنایت تروریستی آمریکا و شهادت سردار نامدار ایران و اسلام، شهید سلیمانی. در طول سال گرفتاری‌های مردم هم کم نبود؛ سال به این شکل گذشت؛ بنابراین سال سختی بود. لکن نکته‌ی مهم این است که در کنار سختیها، سربلندی‌هایی هم در این سال وجود داشت که بعضی از آنها هم بی‌سابقه بود و ملّت ایران به معنای واقعی کلمه درخشید.
  در سیل اوّل سال، سیلِ مردم مؤمن و باهمّت، به سمت استانهای سیل‌زده و شهرها و روستاهای سیل‌زده روانه شدند برای کمک به مردم. مردم عزیز ما -از پیر و جوان- مناظر زیبایی خلق کردند و رفتند به سمت مناطق سیل‌زده، خانه‌ها را که پُر از گل‌ولای بود شستند، خالی کردند، اثاث و فرش و زندگی را برای آن مردم شستند و سختی سیل را تخفیف دادند برای مردم.
  در حادثه‌ی شهادت بزرگِ شهید عزیز ما، مردم یک حرکت عظیمی را انجام دادند؛ حضور دَه‌ها میلیونی خودشان را به رخ دنیا کشیدند. آن اجتماعی که در تهران تشکیل شد و اجتماعاتی که در قم، در اهواز، در اصفهان، در مشهد، در تبریز، در کرمان تشکیل شد، اجتماعاتی بود که به طور معمول در هیچ نقطه‌ای از دنیا به این حجم و با این شدّت و با این انگیزه انسان مشاهده نمیکند؛ در تاریخ ما هم بی‌نظیر بود. حضور مردمی و هیجان عمومی و اینکه مردم نشان بدهند به چه چیزهایی دلبسته هستند، خیلی مهم بود برای آبروی کشور و برای عزّت ملّت ایران.
  در قضیّه‌ی این بیماری اخیر، [یعنی] کرونا، فداکاری‌ها به قدری چشمگیر بود که افرادی را که در خارج از این کشور هم هستند به تحسین وادار کرد؛ در درجه‌ی اوّل مجموعه‌های درمانی؛ پزشکان، پرستاران، بهیاران، مدیران، کارکنان حول و حوش بیمارستانها. در کنار اینها مجموعه‌های مردمی داوطلب، دانشجویان، طلّاب، بسیجی‌ها و عناصر گوناگون که رفتند در خدمت درمان و پرستاری از این بیماران قرار گرفتند، به یاری درمان‌کنندگان رفتند؛ همه‌ی اینها مایه‌ی عزّت و آبرو است. مجموعه‌های پشتیبانی، کسانی که کارخانه‌های خودشان را، حتّی بعضی خانه‌های خودشان را در اختیار تولید وسایل و امکانات مورد نیاز مثل دستکش یا فرض کنید که ماسک و از این قبیل برای بیماران یا برای عامّه‌ی مردم، آحاد مردم قرار دادند. مجموعه‌های خدماتی، مثل آن کسانی که رفتند درون خیابانها برای ضدّعفونی کردنِ خیابان یا حتّی نقاطی که مردم به آنها مراجعه میکنند. یا مجموعه‌هایی مثل جوانهایی که تصمیم گرفتند به افراد مسن کمک کنند، درِ خانه‌های آنها بروند، خریدهای آنها را انجام بدهند. یا آنهایی که اجناسی را تهیه کردند، مجّانی به مردم دادند؛ دستکش مجانی، ماسک مجانی. بعضی به کسبه‌ی مشکل‌دار کمک کردند؛ اجاره نگرفتند، طلبکاری‌های خودشان را به تأخیر انداختند و از این قبیل خدماتی که انجام گرفت. اینها آن زیبایی‌هایی است که در خلال حوادث سخت خودش را نشان میدهد؛ ملّت ایران، فضایل خودش را در این مجموعه‌ها، در این کارهایی که من به اندکی از آنها اشاره کردم، نشان داد. من قلباً و صمیمانه از همه‌ی آن کسانی که اشاره کردم و نام بردم تشکّر میکنم و مژده میدهم که پاداش الهی در انتظار آنها است؛ چه پاداش دنیوی و چه پاداش اخروی.
  خب، این یک آزمون دشوار بود. آزمونهای سال ۹۸، آزمونهای دشواری بود امّا غلبه‌ی بر دشواری‌ها و عبور از دشواری‌ها با روحیه، این خود موجب قدرتمند شدن یک ملّت است. یک ملّت با راحت‌طلبی و رفاه‌جوییِ محض نخواهد [توانست] به جایی برسد؛ مواجهه‌ی با مشکلات و حفظ روحیه‌ی خود در مقابله‌ی با مشکلات و غلبه‌ی بر مشکلات -که ان‌شاء‌الله این غلبه را ملّت ایران کرده است و بعد از این هم خواهد کرد- است که به ملّتها اقتدار و اعتبار میدهد.
  یک نکته‌ی دیگر هم البتّه در این حوادث هست -چه حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله و امثال اینها، چه حوادث دست‌ساز بیگانه‌ها مثل تحریم و امثال اینها- که انسان را متوجّه ضعفهای خودش میکند؛ چه ضعفهای طبیعیِ خودمان، که انسان بداند جای مغرور شدن نیست، ما همه ضعیف هستیم، آسیب‌پذیر هستیم، و چه ضعفهایی که در مواجهه‌ی با حوادث، انسان به طور قهری دچار آن ضعفها میشود. ضعفهای خودمان را بشناسیم؛ انسان از غرور و از غفلت خارج بشود، متوجّه خدا بشود، از خدا کمک بخواهد. خابَ الوافِدونَ عَلىٰ غَیرِکَ وَ خَسِرَ المُتَعَرِّضونَ اِلّا لَکَ وَ ضاعَ المُلِمّونَ اِلّا بِک؛(۲) این از دعاهای ماه رجب است. فقط به درِ خانه‌ی خدا باید رفت؛ درِ خانه‌ی «دیگری» برویم، ناامید برمیگردیم؛ دست به طرف «دیگری» غیر از خدا دراز کنیم، دستمان تُهی برخواهد گشت. همه‌ی ابزارهای عالم وسایل الهی هستند، او مسبّب‌الاسباب است؛ با این اسباب باید کار کنیم، از این اسباب استفاده کنیم، امّا نتیجه و اثر را از خدای متعال بخواهیم. این هم یک نکته.
  و اما سال ۹۹، که در حال شروع شدن است. اوّلاً از خدای متعال میخواهیم که این سال را سال پیروزی‌های بزرگ قرار بدهد و به حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه) که ناخدای این کشتی او است، عرض میکنیم که کشورِ خودش را به ساحل نجات برساند، مردم مؤمن ایران را حمایت کند، کمک کند. به ملّت ایران هم عرض میکنم همان طور که در طول این سالهای متمادی -نه فقط سال ۹۸- با حوادث گوناگون شجاعانه برخورد کردند، با روحیه برخورد کردند، بعد از این هم با روحیه و با امید برخورد کنند با همه‌ی حوادث، و مطمئن باشند که تلخی‌ها خواهد گذشت، و «اِنَّ‌ مَعَ العُسرِ یُسرًا».(۳) قطعاً یُسر در انتظار ملّت ایران است؛ در این تردیدی نیست. اینکه حالا بعضی تصوّر کنند که در فلان نقطه‌ی از تشکیلاتِ کشور کم‌کاری میشود، این را هم بنده تأیید نمیکنم. ما از نزدیک شاهد هستیم، می‌بینیم؛ همه مشغولند، همه مشغول کار و تلاشند، هر کس به قدر خودش؛ مجموعه‌های علمی و تحقیقی یک جور، فعّالان اجتماعی یک جور، مسئولان دولتی و قضائی یک جور، و ان‌شاء‌الله خداوند متعال به همه‌ی این تلاشها هم برکت خواهد داد و ملّت را از این گذرگاه، با عافیت و با سربلندی ان‌شاء‌الله عبور خواهد داد.
  و امّا شعار سال. سال ۹۸ را  ما به عنوان سال «رونق تولید» معرّفی کردیم و من به ملّت عزیز ایران عرض میکنم از این شعار استقبال شد، در عمل؛ حالا در آغازِ کار، صاحب‌نظران استقبال کردند، گفتند تولید نقطه‌ی اصلی است امّا در عمل هم استقبال شد. طبق گزارشهای موثّقی که در اختیار بنده هست، تولید کشور حرکتی پیدا کرد؛ برخی از کارخانه‌هایی که راکد شده بودند و تعطیل شده بودند، به کار برگشتند؛ بعضی که زیر ظرفیّت کار میکردند، ظرفیّت خوبی پیدا کردند؛ شرکتهای دانش‌بنیان وارد میدان شدند؛ دستگاه‌های مختلف تلاش کردند و کار کردند، تولید حرکتی پیدا کرد، یک کاری انجام گرفت. مسئله‌ی پژوهش -که سرچشمه‌ی تولید، پژوهش و تحقیق است- در کشور به طور جدّی در این سال انجام گرفت که ما نمونه‌هایش را دیدیم. خب، این کارها شده است در کشور، این جور نیست که کار نشده باشد، لکن آنچه من میخواهم بگویم این است که این کاری که تا حالا شده شاید حتّی یک‌دهمِ آن چیزی که برای کشور احتیاج است نباشد. البتّه من «یک‌دهم» را از روی آمارِ دقیق نمیگویم، بلکه حدس میزنم «یک‌دهم»؛ یعنی شاید واقعاً ده برابرِ این، کار باید انجام بگیرد؛ چه کار تحقیقی، چه کار تولیدی، چه کارهای گوناگون از همین قبیل، تا رونق تولید در زندگی مردم اثر خودش را نشان بدهد. در سال ۹۸ تولید تکان خورد، حرکت کرد و راه افتاد تا یک حدودی، لکن اثری در زندگی مردم از آن محسوس نشد. ما بایستی تولید را به جایی برسانیم که در زندگیِ مردم اثر بگذارد. البتّه مسائل اقتصادی کشور مسائل متعدّدی است -مسئله‌ی اصلاحات بانکی، اصلاحات گمرکی، اصلاحات مالیاتی، بهبود فضای کسب و کار و از این قبیل- لکن نقش تولید یک نقش یگانه و بی‌همتایی است. اگر ما بتوانیم تولید را راه بیندازیم و با توجّه به بازارِ وسیعِ خودِ کشور در داخل -اگر چه که تولید به فروش و به بازارهای خارجی احتیاج دارد، امّا ما هم ضمن اینکه میتوانیم با بازارهای خارجی ارتباط داشته باشیم، عمده‌ی بازار فروش ما داخل کشور است با این جمعیّت هشتاد میلیونی- اگر بشود تولید را ان‌شاء‌الله حرکت بدهیم و پیش ببریم، مشکلات اقتصادی قطعاً تمام خواهد شد و این تحریمهایی که کرده‌اند به نفعِ ما تمام خواهد شد؛ تا الان البتّه ضررهایی داشته لکن سودهایی هم در کنارش وجود داشته؛ یعنی ما را وادار کرده به اینکه به فکر امکانات خودمان باشیم، به فکر تهیّه‌ی لوازم زندگی و نیازهای کشور از طریق امکانات داخلی باشیم، که این برای ما خیلی مغتنم است و همین ان‌شاء‌الله ادامه پیدا خواهد کرد. پس بنابر‌این، ما باز به تولید نیاز داریم.
  سال گذشته گفتیم «رونق تولید»، امسال بنده عرض میکنم «جهش تولید»؛ امسال سالِ جهشِ تولید است. این شد شعار امسال؛ کسانی که دست‌اندرکار هستند جوری عمل کنند که تولید ان‌شاء‌الله جهش پیدا کند و یک تغییر محسوسی در زندگی مردم ان‌شاء‌الله به وجود بیاورد. البتّه این احتیاج به برنامه‌ریزی دارد؛ سازمان برنامه به نحوی، مجلس شورا و مرکز تحقیقاتش به نحوی، قوه‌ی قضائیّه به نحوی -قوه‌ی قضائیّه هم نقش دارد- مجموعه‌های دانش‌بنیان به نحوی. مجموعه‌های جوان و مبتکر بحمدالله در کشور زیادند و بنده در طول امسال -سال ۹۸- و سال قبل، با تعدادی از اینها نشست‌های بسیار خوب و مفیدی داشتم، آنها را از نزدیک دیدم، حرفهایشان را از نزدیک شنفتم؛ جوانهای علاقه‌مند به کار و پای کار و پُر‌امید و پُر‌نیرو و پُر‌انگیزه و پُر استعداد و ابتکار. اینها بحمدالله هستند؛ اینها باید همه در برنامه‌ریزی‌ها شرکت کنند و این کار با برنامه‌ریزی ان‌شاء‌الله پیش برود.
  امیدواریم که سال بر همه‌ی شما مبارک باشد و عید سعید مبعث بر همه‌ی شما مبارک باشد و ان‌شاء‌الله مشمول توجّهات الهی قرار بگیرید و ملّت ایران به طور روز‌افزون به توجّهات و توسلات و معنویّاتِ خود بیفزاید.
   والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
سالی نو با توسل به باب الحوایج


امسال روز اول عید نوروز مصادف با سالروز شهادت هفتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام است.گویا امسال قرار است سال جدید را با نام و یاد باب الحوائج امام کاظم علیه‌السلام آغاز کنیم.

در روزهای اخیر پویش‌های متعددی در این باره شکل گرفت تا در شب عید به قرائت دعای توسل و زیارت آن حضرت بپردازیم و از امام علیه‌السلام بخواهیم دست محبتی بر سر جامعه بکشند و ریشۀ بیماری منحوس کرونا نه تنها از ملت ایران بلکه در تمام جهان از بین برود.

لذا شایسته است مؤمنان به احترام آن حضرت، مراسمات جشن و تبریک سال نو را به روزهای بعد موکول کنند و در حفظ حرمت روز شهادت دقت کرده و در روز شهادت، برای رفع گرفتاری‌ها و بلایا به آن معدن کرامت متوسل شوند.


مروری بر تاریخ و علت حبس امام موسی کاظم (ع) در زمان هارون


درباره حبس امام موسی (ع) به دست هارون الرشید، شیخ مفید در ارشاد روایت می‌کند که علت گرفتاری و زندانی شدن امام، یحیی بن خالد بن برمک بوده است.
زیرا هارون فرزند خود امین را به یکی از مقربان خود به نام جعفر بن محمد بن اشعث که مدتی هم والی خراسان بوده است سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت که اگر خلافت به امین برسد، جعفر بن محمد بن اشعث را همه کاره دستگاه خلافت سازد و یحیی و برمکیان از مقام خود بیفتند.

 

جعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قائل به امامت امام موسی (ع)، و یحیی این معنی را به هارون اعلام می‌داشت. سرانجام یحیی بن خالد، پسر برادر امام را به نام علی بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویی کند.

می‌گویند امام هنگام حرکت علی بن اسماعیل از مدینه او را احضار کرد و از او خواست که از این سفر منصرف شود و اگر ناچار می‌خواهد برود از او سعایت نکند. علی قبول نکرد و نزد یحیی رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالک اسلامی مال به او می‌دهند تا آنجا که ملکی را توانست به سی هزار دینار بخرد.

 

هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در کنار قبر حضرت رسول (ص) گفت یا رسول اللّه از تو پوزش می‌خواهم که موسی بن جعفر را به زندان می‌افکنم زیرا او می‌خواهد امت تو را بر هم زند و خونشان را بریزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره نزد والی آن عیسی بن جعفر بن منصور فرستادند. عیسی پس از مدتی نامه‌ای به هارون نوشت و گفت که موسی بن جعفر در زندان جز عبادت و نماز کاری ندارد یا کسی بفرست که او را تحویل بگیرد و یا من او را آزاد خواهم کرد.

 

 هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربیع سپرد و پس از مدتی از او خواست که امام را آزاری برساند اما فضل نپذیرفت و هارون او را به فضل بن یحیی بن خالد برمکی سپرد. چون امام در خانه فضل نیز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنیدن این خبر در خشم شد. هارون عبّاسى، وجود امام کاظم (ع) را در زندان نیز تاب نیاورد و فرمان داد ایشان را مسموم کنند.

 

 آخر الامر یحیی امام را به سندی بن شاهک سپرد و سندی آن حضرت را در زندان مسموم کرد. بدین سان، امام (ع) به سال ۱۸۳ ه. در پنجاه و پنج سالگى در زندان بغداد به شهادت رسید. چون آن حضرت وفات یافت سندی جسد آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد که ببینند در بدن او اثر زخم یا خفگی نیست. بعد او را در باب التبن در موضعی به نام مقابر قریش ( کاظمین عراق ) دفن کردند.

ماه رجب، ماه ارتباط با خدای متعال

 حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی:
   بهترین راه برای رعایت تقوای الهی با فرا رسیدن ماه پر‌برکت رجب این است که ما این حبل الله را حفظ بکنیم. از وجود مبارک رسول گرامی(علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) رسیده است که در ماه رجب هر شب فرشته‌ای از طرف ذات اقدس الهی نداهایی دارد، بخشی از آن نداها این است  که فرشته‌ای از طرف ذات اقدس الهی می‌گوید:
«اٴنا جالسُ مَن جالَسَنی... و غافِرُ مَنِ استَغفَرَنی»؛
  هر کسی با من هم نشین باشد لطف من با او هست و هر که از من طلب مغفرت کند من او را می‌آمرزم و هر کس از من هدایت بخواهد من او را هدایت می‌کنم و این ماه پربرکت رجب را طنابی قرار دادم:
«العبدُ عبدی و الرّحمة رحمتی ... و جعلتُ هذا الشّهرُ حبلاً بینی و بینَ عِبادی» هر کس با ماه رجب مأنوس بود به من می‌رسد «وَصَلَ إلیّ»

  در عین حال که ماه رجب شهر علی‌ بن‌ ابی‌ طالب(سلام الله علیه) است شهر الولایه است و ماه شعبان شهر رسول خداست شهر الرسالة است و ماه مبارک رمضان شهر الله است، همان طوری که »اٴنا مدینةُ العلم و علیٌ بابها فَمَن ارادَ المدینة فلیَاٴتِها مِن بابِها»،  از این باب شهر الولایة وارد شهر الرسالة می‌شوید و از باب شهر الرسالة وارد شهر ربوبیت خواهید شد که آنجا عبادتتان و بندگی‌تان بندگی خالص خواهد بود

   در ماه پُر برکت رجب از بهترین راه ها همین دعاهاست و آن دعا این است که هرگز شما ما را رها نکردی! و ما به هیچ جا هم امیدوار نیستیم و اگر کسی نسبت به ما محبّت می کند، دل آنها را تو به طرف ما هدایت می کنی! این طور نیست که بگوییم خدا هست و دیگران هم هستند، خیر! دیگران برابر ﴿وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماوَاتِ وَ الأرْضِ﴾، سپاه و ستاد الهی هستند، تا او نخواهد قلب کسی به طرف ما متوجّه نمی شود. این دعاهای پُر برکت ماه رجب هم در هر فصلی ـ إِنْ شَاءَ اللَّه ‏ـ خوانده شود و گاهی معنا شود، که قرآن با روایات یک جا معنا شود، قرآن با دعا یک جا معنا شود. این دعا همان طوری که امام (رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَیه) از استادشان نقل کردند، قرآن صاعد است، این قرآنی است که دارد بالا می رود و اگر ترقّی می خواهد به وسیله دعاهاست.
 این دعاها با روایت های فقهی خیلی فرق می کند، به ما مستقیماً اجازه دادند که با او سخن بگوییم و به ما گفتند راه نزدیک است: «أَنَّ الرَّاحِلَ إِلَیکَ قَرِیبُ الْمَسَافَةِ وَ أَنَّکَ لَا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلَّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ دُونَکَ»، خدایا! راه دور نیست، نزدیک است و آن اینکه آدم روی هوس خود پا بگذارد، «یک قدم بر خویشتن نِه وان دگر در کوی دوست» آسان است، انسان به میل خود حرف نزند، به میل خود کار نکند، ببیند خدای سبحان چه می خواهد، بدون افراط و تفریط! صدای الهی را می شنود و پیام الهی را درک می کند و گاهی در خواب، گاهی در بیداری، این نغمه های الهی را می شنود، بدون افراط و بدون تفریط، آدم می تواند فرزندان را خوب تربیت کند، محیط خود را خوب تربیت کند.
 قرآن کریم هم در این غرر آیات خود این است که ﴿قُوا أَنفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَاراً﴾،خودتان و فرزندانتان را از آتش نجات بدهید، حفظ کنید! پس معلوم می شود این کار شدنی است، رفتار ما گفتار ما ـ إِنْ شَاءَ اللَّه ‏ـ اثر دارد.
 

مولای متقیان امام علی علیه السلام فرمود: «إِذَا لَمْ یَکُنْ مَا تُرِیدُ فَلَا تُبَلْ مَا کُنْتَ»؛ ما اراده‌ای داریم، قضا و قدر که تابع اراده ما نیست، تابع مصالح کلّیه است. اگر یک وقت آنچه را که ما می‌خواستیم نشد، نباید نگران باشیم و بگوییم ما در این حدّ هستیم، چرا نشد؟! «چرا» در کارهای قضا و قدر الهی راه ندارد. در کارهای خود ما، در کارهای دیگران راه دارد؛ اما در برابر قضا و قدر الهی «چرا» راه ندارد. فرمود حالا اگر نشد، خود را به زحمت نینداز. گاهی به عنوان آزمون است گاهی به عنوان شکر نعمت‌های قبلی است، گاهی به عنوان صبر نقمت‌های تازه پدید آمده است. فرمود: «إِذَا لَمْ یَکُنْ مَا تُرِیدُ»؛ نگویید چرا به من؟! نه، خیلی از افراد بودند برجسته‌تر از ما بودند و به مقصد مادی‌شان نرسیدند.


گزیده ای از بیانات آیت الله جوادی آملی در شرح حکمتهای نهج البلاغه

جشن میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها

خـلـقـت کـائـنـات شــد، بـهـر وجــود فاطمه(س)                         زنـده هـمـه جـهان شد از، یمن ورود فاطمه(س)
پـیـش حـریـم حرمـتش، خیـل ملک کشید صف                           از سـر شـوق جـمـلگی، مـحو سجـود فاطمه(س)

 جشن میلاد ریحانه النبی حضرت صدّیقه طاهره سلام الله علیها

سخنران:آقای دکتر قنبری



برای دریافت فایل کلیک کنید
حجم: 14.7 مگابایت

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: «أَهْلُ الدُّنْیَا کَرَکْبٍ یُسَارُ بِهِمْ وَ هُمْ نِیَامٌ»؛ غالب فرمایشات آن حضرت از بیانات نورانی پیغمبر(علیهما السلام) استفاده می‌شود. آن حضرت فرمود: «النَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا»؛ اکثری مردم خواب‌اند هنگام مرگ بیدار می‌شوند. برخی‌ها در هنگام مرگ هم بیدار نمی‌شوند، خوابیده می‌میرند و بعد از مرگ بیدار می‌شوند.

فرمود: اهل دنیا مثل سواره‌هایی هستند که اینها را منتقل می‌کنند و خودشان در حال خواب هستند. کسی که اهل دنیا نباشد بیدار است، این حالت انتقال را درک می‌کند و خود را تسلیم ناقل می‌کند:

 یعنی ما در حال بیداری و در حال زنده بودن منتقل می‌شویم و گرنه مرگ به معنای نابودی که نیست. آن مرگ به معنای نابودی فوت است نه وفات! در قرآن کریم هیچ سخن از فوت نیست، یک جاست که نفی کرده است فرمود: ﴿فَلاَ فَوْتَ﴾، هر چه از قرآن درباره مرگ آمده وفات است.

اگر کسی خواب باشد نمی‌داند که او را از کجا به جایی بردند! اما وقتی بیدار باشد به این نقل و انتقال رضا می‌دهد و ادعا می‌کند که من می‌فهمم که دارم از جایی به جایی می‌روم و خود را تسلیم این ناقل می‌کند.


گزیده ای از بیانات آیت الله جوادی آملی در شرح حکمتهای نهج البلاغه



فرمود: «الْعَفَافُ زِینَةُ الْفَقْرِ وَ الشُّکْرُ زِینَةُ الْغِنَی»؛ عفیف بودن فضیلتی است هم برای مرد هم برای زن

گاهی انسان در جهاد اصغر اعضا و جوارحش را می‌دهد، بعد خدا به او دستی می‌دهد که «یَطِیرُ بِهِمَا مَعَ الْمَلَائِکَةِ فِی الْجَنَّة». در جهاد اکبر که دشوارتر از جهاد اصغر است اگر کسی موفق شد، او هم می‌شود: «لَکَادَ الْعَفِیفُ أَنْ یَکُونَ مَلَکاً مِنَ الْمَلَائِکَة»، با فرشته‌ها محشور می‌شود.

در اینجا هم فرمود اگر کسی فقیر بود، برای اینکه عزیزانه زندگی کند، این عفت و عدم تعرّض و قناعت زینت این حالت فقر اوست؛ چه اینکه زینت غنا و داشتن شکر و سپاسگزاری است. شکر هم این است که انسان نعمت را در جای خود مصرف بکند و به داد دیگران برسد.

هر انسانی که قدرت داشته باشد به فقیر کمک بکند و نکند، در قیامت معذّب است. چه مسلمان باشد چه یهودی و مسیحی و زرتشت باشد و چه ملحد و مشرک باشد، در قیامت وقتی از عده‌ای سؤال می‌کنند که چطور به جهنم افتادید؟ ﴿ما سَلَکَکُمْ فی‏ سَقَر﴾ اینها چند دلیل ذکر می‌کنند، می‌گویند ما در محکمه قیامت به چند چیز محکوم شدیم: یکی اینکه منکر قیامت بودیم: ﴿کُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ﴾، این معلوم است که در اثر کفر عذاب می‌بیند. بعد ﴿لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکینَ﴾ و ﴿لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ﴾، ما به فقرا کمک نمی‌کردیم. ببینید در قیامت می‌گویند حالا کافر بودی باش، ولی کمک به فقیر وظیفه هر انسانی است؛ چون کفّار هم به فروع مثل اصول مکلّف‌اند. از این احتجاج‌های قرآنی برمی‌آید که کفّار هم به فروع مکلّف‌اند هم به اصول مکلّف‌اند. هم عِقاب می‌بینند که چرا اصول دین را منکرند هم عقاب می‌بینند که چرا به فقرا نرسیدند؟ کمک به فقرا جزء برنامه‌های بین‌المللی اسلام است.

گزیده ای از بیانات آیت الله جوادی آملی در شرح حکمتهای نهج البلاغه

در این کلمه نورانی حضرت علی امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود : «فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَی غَیْرِ أَهْلِهَا»؛ آدم باید روی پای خودش بایستد. قرآن می‌فرماید که ما چند قرن قبل اسلام و مسلمان‌ها را معنا کردیم. در تورات چنین گفتیم، در انجیل چنین گفتم، گفتیم ملّت اسلامی، جامعه اسلامی جامعه‌ای است که روی پای خودش بایستد: ﴿کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوی‏ عَلی‏ سُوقِهِ﴾، مسلمان یعنی این! مسلمان مثل آن بذری است که آب آن کافی، هوایش سالم، خود این بذر و این خوشه گندم را من حکیمانه خلق کردم، او هم حکیم است، چرا؟ چون می‌فهمد! این خوشه گندم می‌فهمد که با این باریکی نمی‌تواند در برابر این حوادث و باد مقاومت کند. چند سانت که بالا آمده، ﴿فَآزَرَهُ﴾؛ از خود وزیر انتخاب می‌کند، «آزره إنتخب لنفسه وزیرا، جعل له وزیرا» وزیر آن است که کسی وزر و سنگینی مملکت بر دوش اوست. این خوشه گندم برای خودش یک سلطان است می‌فهمد که وزیر می‌خواهد، ولی وزیر باید خودی باشد. ﴿فَآزَرَهُ﴾؛ یعنی «جعل له لنفسه من نفسه وزیرا»، این پایه‌اش را محکم می‌کند اطرافش را محکم می‌کند نوازش می‌کند، اینها را وزیر خود قرار می‌دهد. به این وزیر چه دستوری می‌دهد؟ ﴿فَاسْتَغْلَظَ﴾؛ می‌گوید باهم همکاری بکنیم، این پایه را چند سانت و قطرش را چند سانت بیشتر بکنیم. یک چند سانتی که بالا آمدند، ﴿فَاسْتَغْلَظَ﴾؛ می‌بینید که این خوشه‌های گندم یک کمربند محکمی به دور خودشان می‌زنند، می‌گویند من باید در برابر حوادث بایستم، من اگر کمربند نداشته باشم و محکم نباشم و گره نزنم باد مرا می‌شکند. فهم یعنی فهم! فرمود: مَثل اینها در انجیل و تورات، چند قرن قبل گفتند، مسلمان آن است که کمربند ایمنی از خودش دارد روی پای خودش می‌ایستد، ﴿فَاسْتَوی‏ عَلی‏ سُوقِهِ﴾، این خوشه گندم به چه چیزی تکیه می‌کند؟ روی پای خودش ایستاد. این کسی که به بیگانه می‌خواهد تکیه کند، او اسلامی حرف می‌زند و غیر اسلامی فکر می‌کند. مسلمان آن است که کمربند داشته باشد. روی پای خودش بایستد، ﴿فَاسْتَوی‏ عَلی‏ سُوقِهِ﴾؛ روی ساق خودش بایستد؛ آن وقت: ﴿یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ﴾؛ میوه فراوان می‌دهد. این مزرعه پر از باد و اینهاست که این بادها این را نمی‌شکند، چون کمربند دارد و محکم است، روی پای خودش ایستاد.

اگر کسی اسلامی حرف بزند، باید روی پای خودش بایستد. نه بیراهه برود و نه راه کسی را ببندد و دستش به دیگری هم دراز نشود. تا می‌تواند دست دیگری و دیگران را بگیرد و تا می‌تواند دستش به دیگری دراز نشود. این عزیزپروری است. این عزت و استقلال یاددهی است. فرمود چیزی را نخواهید بهتر از آن است که از ناکس بخواهید. روی پای خودتان بایستید. فرمود: ما مسلمان‌ها را چند قرن قبل معرفی کردیم، مسلمان آن است که روی پای خودش بایستد. ما اگر بخواهیم بفهمیم مسلمان هستیم یا نه، با چه باید بفهمیم؟ غیر از قرآن که هویت اسلامی ما را تبیین می‌کند ما راه دیگری نداریم. اگر ـ خدای ناکرده ـ به دیگری تکیه کنیم، اگر خوشه‌ای این کار را حکیمانه نکرد، یا نگذاشتند او بکند، این ناچار است به این سنگ یا به آن خوشه یا به این چوب تکیه کند. فرمود این روی پای خودش ایستاده است: ﴿فَاسْتَوی‏ عَلی‏ سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ﴾، آن وقت میو‌ه‌های فراوانی می‌دهد. فرمود به بیگانه تکیه نکنید.

فرمود: «فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَی غَیْرِ أَهْلِهَا»؛ هیچ وقت دستتان پیش دیگری دراز نشود.

گزیده ای از بیانات آیت الله جوادی آملی در شرح حکمتهای نهج البلاغه
فاطمیه 98
پسر فاطمه!نگاهی کن                   فاطمیّه است و دل پر از غوغاست

دلمان خون شد از ندیدن تو              دل ما خوش به ذکر یا زهراست

دوره ی آخر الزمان شده است          فتنه ها باز قد علم کردند
شمرها باز هم در این میدان             دست عباس را قلم کردند

سبز و سرخ و سفید، یک‌رنگیم         زیر یک پرچمیم، یک‌دستیم
حرف قوم و نژاد و مذهب نیست       ما به یک انقلاب دل بستیم

عده‌ای از خواص همواره                نان این انقلاب را خوردند
در بزنگاه فتنه‌ها اما                      سر از اردوی کین در آوردند

نکند باز یادمان برود                      همه در بیعت ولی هستیم
قاتل دشمن است وحدت ما           همه فرمانبر علی هستیم

 نهضتی که به ما رسید امروز          از مدینه شروع شد، از در
پشت در مادرم زمین افتاد              تا بماند قیام پیغمبر

فتنه گرها به صحنه آمده اند            آی یاران مسیر گم نشود
در دل هرم آتش فتنه                    خُنکای غدیر گم نشود

فتنه از هر طرف هجوم آورد            خانه‌ام باز در خطر افتاد
شیعه هربار بی تفاوت ماند            آتش آمد به جان در افتاد

گفتم از در ، چه شد که چشمانم    مثل ابر بهار می بارند
شهدا روزیِ شهادت را                 از همین فاطمیه ها دارند

غم از این بیشتر؟! که جان رسول    دلش از جور دشمن آزرده ست
دست حیدر طناب پیچ است و        فاطمه پشت در زمین خورده است

چه بگویم که بغض ، سنگین است    آنچه باید نمیشد آخر شد
غم از این بیشتر؟! که در خانه         رو بگیرد زن از محارم خود


موسسه قران وعترت علی بن موسی الرضا (ع) اقامه عزا می نماید:

سه شنبه تا پنج شنبه 8-10 بهمن ماه 98 از ساعت 10:30 صبح

همراه با سخنرانی استاد مهدوی ارفع

در کلمه 65 حضرت علی امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود : «فَقْدُ الْأَحِبَّةِ غُرْبَةٌ»؛ آدم دوستان خودش را از دست بدهد تنها می‌شود، اختلاف دوست‌های آدم را از آدم می‌گیرد. رعایت نکردن آداب و سنن انسانی دوست را از آدم می‌گیرد و انسان تنها می‌شود. انسانِ تنها غریب است. «فَقْدُ الْأَحِبَّةِ غُرْبَةٌ»، حالا لازم نیست که این به مرگ احبّه منتهی بشود. با اختلاف احبّه که بدترین مرگ است انسان احساس غربت می‌کند. انسان غریب هرگز به مقصد نمی‌رسد. تنها و راه‌گم کرده به مقصد نمی‌رسد.

گزیده ای از بیانات آیت الله جوادی آملی در شرح حکمتهای نهج البلاغه

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 109

امام باقر علیه السلام :

 

إنَّ اللّهَ عز و جل بَعَثَ مُحَمَّدا صلى الله علیه و آله إلَى النّاسِ أجمَعینَ ، رَسولاً وحُجَّةً للّهِ عَلى جَمیعِ خَلقِهِ فی أرضِهِ ، فَمَن آمَنَ بِاللّهِ وبِمُحَمَّدٍ رَسولِ اللّهِ وَاتَّبَعَهُ وصَدَّقَهُ فَإِنَّ مَعرِفَةَ الإِمامِ مِنّا واجِبَةٌ عَلَیهِ .

همانا خداوند عز و جل محمّد را فرستاده و حجّت الهى براى همه خلایقش در زمین بر انگیخت . پس هر که به خدا و محمّد ، پیامبر خدا، ایمان آورَد و از او پیروى کند و تصدیقش نماید ، شناخت امامِ خاندان ما بر او واجب خواهد بود .

الکافی : ج ۱ ص ۱۸۰ ح ۳

بایگانی