مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

امام صادق علیه السلام

 فی قَولِ اللّهِ عز و جل : «مَّا یَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلاَ مُمْسِکَ لَهَا» ـ: الدُّعاءُ .

درباره این سخن خداوند عز و جل : «رحمتى را که خداوند براى مردم بگشاید ، بازدارنده اى براى آن نیست» ـ: [مقصود از رحمت] دعاست.

فلاح السائل : ص ٧٥ ح ١٠

اللهم رب شهر رمضان، الذی انزلت فیه القرآن
عید فطر روزی است که زمینیان فارغ از زنجیرهای دنیایی به فطرت خویش بازمی‌گردند و آسمانیان به فرمان الهی و از جانب او به شکرانه یک ماه عبادت خالصانه مأمور اعطای پاداش و عیدانه به بندگان می‌شوند.
یا صاحب الزمان!

ای نگاه تـو کلید بخت خوش ‌اقبال‌ها

کاش دیدارت میسر بود دراین سالها

ندبه‌ات آرامش نابی بـه دل‌ها هدیه داد

دورمان کرد از هجوم پوچ قیل و قال‌ها

هر سحر بعد از نماز صبح، حافظ خوانده‌ایم

تا بیاید نامت ای فریاد رس! در فال‌ها

در نماز عیدمان هم آرزویی جز تـو نیست

اینکه پایانی شوی بر جنگ‌ها، جنجال‌ها

آخرین افطاری این ماه نزدیک اسـت و کاش

روی ماهت جلوه‌گر باشد در استهلال ‌ها

جزء سی ام قرآن کریم

یک نکته از جزئ سی قرآن کریم

سوره فجر - داد و نداد خدا برای امتحان است:
فَأَمَّا الْانسَانُ إِذَا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبىّ‏ أَکْرَمَنِ(15) وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبىّ‏ أَهَانَنِ(16) کلاََّ ... (17- فجر)
هنگامى که پروردگار متعال انسان را براى آزمایش، اکرام می کند و نعمت می بخشد، او مغرور ‏شده و مى‏گوید: خداوند مرا گرامى داشته است‏ و هنگامى که براى امتحان روزى را بر او تنگ بگیرد مایوس ‏شده و مى‏گوید: پروردگارم مرا خوار کرده‏ است. هرگز چنین نیست که شما خیال مى‏ کنید.
در این آیات، مساله امتحان که معیار ثواب و عقاب الهى است و مهمترین مساله زندگى انسان محسوب مى‏شود را مورد بحث قرار داده است. نخست می فرماید: انسان اینگونه است که چون مورد اکرام الهی قرار گیرد و بر نعمت های او افروده شود فورا این اقبال مادی را به حساب تقرب خود نزد خداوند گذاشته و از امتحان بودن این وضعیت موجود، غفلت می کند و نیز هنگامی که برای امتحان، قدری شرایط مادی اش سخت می شود بلافاصله این وضعیت پیش آمده را دلیل بر سقوط ارزش خود، نزد خدا دانسته و باز هم به امتحان بودن آن توجه نمی کند.
در پایان این بخش با کلمه «کَلَّا» هر دو پندار را نفی می کند تا انسان را متوجه خطای در برداشتش کند و به او بفهماند که هر دو حالت برای امتحان اوست.
چند نکته
1. دارایی و نداری، نشانه قرب و بعد معنوی نسبت به خداوند متعال نیست. تنها ملاک در این زمینه، تقواست که فرمود: «یا أَیُّهَا النَّاسُ ... إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ؛ اى مردم! بى‏تردید گرامى‏ترین شما نزد خدا، پرهیزکارترین شماست. یقیناً خدا دانا و آگاه است.»
2. دریافت نعمت و یا از دست دادن آن هر دو برای امتحان است که غفلت از می تواند انسان را به ورطه خطرناک غرور و یا کفر بکشاند.
3. همگان در حال ابتلا و امتحان هستند؛ مثلا آنکه سلامت است مبتلا به سلامت است و آنکه بیمار است مبتلا به بیماری است؛ هر دو در جلسه امتحان قرار دارند.


برای دریافت فایل اینجا کلیک کنید
حجم: 6.2 مگابایت

جزء بیست و نهم قرآن کریم

نکات کلیدی جزء 29 قرآن کریم

سوره مدثر - چه کردی آمدی جهنم؟
مَا سَلَکَکمُ‏ْ فىِ سَقَرَ(42)قَالُواْ لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ(43)وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ(44)وَ کُنَّا نخَوضُ مَعَ الخَْائضِینَ(45)وَ کُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ(46) حَتىَّ أَتَئنَا الْیَقِینُ(47- مدثر)
[به آنان رو کرده‏] مى ‏گویند: چه چیز شما را به دوزخ وارد کرد؟ مى ‏گویند: ما از نمازگزاران نبودیم و به تهیدستان و نیازمندان طعام نمى‏ دادیم و با فرورفتگان [در گفتار و کردار باطل‏] فرومى‏ رفتیم و همواره روز جزا را انکار مى‏کردیم تا آنکه مرگ ما فرا رسید.
بر اساس این آیات، وقتی از دوزخیان سوال می شود چه کردید که اهل جهنم شدید؟ آنها چهار عامل را از مهمترین عوامل این بدعاقبتی خود معرفی می کنند و می گویند:
نخست اینکه ما از نمازگزاران نبودیم (قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ) که اگر نماز مى‏خواندیم نماز ما را به یاد خدا مى‏انداخت و نهى از فحشاء و منکر مى‏کرد و ما را به صراط مستقیم الهى دعوت مى‏نمود.
دیگر اینکه ما اطعام مسکین نمى ‏کردیم (وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ) مراد از «اطعام مسکین»، انفاق بر تهى دستان جامعه است به مقدارى که بتوانند کمر راست کنند و حوائجشان برطرف شود.  گرچه اطعام مسکین به معنى غذا دادن به بینوایان است؛ ولى ظاهرا منظور از آن، هر گونه کمک به نیازمندیهاى ضرورى نیازمندان مى‏باشد؛ اعم از خوراک و پوشاک و مسکن و غیر اینها.
گرچه اطعام مسکین به معنى غذا دادن به بینوایان است؛ ولى ظاهرا منظور از آن، هر گونه کمک به نیازمندیهاى ضرورى نیازمندان مى‏باشد؛ اعم از خوراک و پوشاک و مسکن و غیر اینها
منظور از «خوض» سرگرمى عملى و زبانى در باطل، و فرو رفتن در آن است، به طورى که به کلى از توجه به غیر باطل غفلت شود.
«خوض در باطل» معنى وسیع و گسترده‏ا ى دارد که هم شامل ورود در مجالس کسانى مى‏شود که آیات خدا را به باد استهزا مى‏گیرند، تبلیغات ضد اسلامى مى‏کنند، یا ترویج بدعت مى‏نمایند، و یا شوخی هاى رکیک دارند، یا گناهانى را که انجام داده‏اند به عنوان افتخار یا لذت نقل مى‏کنند، و همچنین شرکت در مجالس غیبت و تهمت و لهو و لعب و مانند آنها، ولى در آیه مورد بحث بیشتر نظر بر مجالسى است که براى تضعیف دین خدا و استهزاى مقدسات، و ترویج کفر و شرک و بى‏دینى تشکیل مى‏شود.
این آیات به خوبى استفاده مى‏شود که این امور چهار گانه یعنى«نماز» و «زکات» و «ترک مجالس اهل باطل» و «ایمان به قیامت»، اهمیت و نقش فوق العاده‏اى در هدایت و تربیت انسان دارد و بر همین اساس؛ جهنم جاى نمازگزاران واقعى، زکات دهندگان، تارکان باطل و مؤمنان به قیامت نیست.
سپس مى‏افزایند: و اینکه ما همواره روز جزا را انکار مى‏کردیم (وَ کُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ)؛ تا زمانى که مرگ ما فرا رسید (حَتَّى أَتانَا الْیَقِینُ). ناگفته پیداست که انکار معاد و روز حساب، تمام ارزش هاى الهى و اخلاقى را متزلزل مى‏سازد و انسان را براى ارتکاب گناه شجاع مى‏کند، و موانع را از این راه بر مى‏دارد، مخصوصاً اگر این مسأله به صورت یک امر مداوم تا پایان عمر در آید.
از این آیات به خوبى استفاده مى‏شود که این امور چهار گانه یعنى«نماز» و «زکات» و «ترک مجالس اهل باطل» و «ایمان به قیامت»، اهمیت و نقش فوق العاده‏اى در هدایت و تربیت انسان دارد و بر همین اساس؛ جهنم جاى نمازگزاران واقعى، زکات دهندگان، تارکان باطل و مؤمنان به قیامت نیست.


برای دریافت فایل اینجا کلیک کنید
حجم: 6.21 مگابایت

جزء بیست و هشتم قرآن کریم

نکات کلیدی جزء 28 قرآن کریم

سوره حشر- حقانیت گفتار و کردار پیامبر را خدا امضاء کرده است.
مَا ءَاتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نهََاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُواْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ(7- حشر)
[از اموال و احکام و معارف دینی] آنچه را پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به شما عطا کرد بگیرید و از آنچه شما را نهی کرد، باز ایستید و از خدا پروا کنید زیرا خدا سخت کیفر است.
این جمله هر چند در ماجرای غنائم بنی نضیر نازل شده، ولی محتوای آن یک حکم عمومی در تمام زمینه‌ها و برنامه‌های زندگی مسلمانها است، و سند روشنی است برای حجت بودن سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم.
بر طبق این اصل همه مسلمانان موظفند اوامر و نواهی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را به گوش جان بشنوند و اطاعت کنند، خواه در زمینه مسائل مربوط به حکومت اسلامی باشد، یا مسائل اقتصادی، و یا عبادی، و غیر آن، به خصوص اینکه در ذیل آیه کسانی را که مخالفت کنند به عذاب شدید تهدید کرده است.
بر این اساس اطاعت از دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، اصاعت از خدا و قرآن است و بر هر مسلمانی واجب. آن حضرت نیز در غدیر امر به تبعیت از علی بن ابی طالب علیهما السلام کرد و در روایاتی مانند حدیث ثقلین به پیروی از اهل بیت علیهم السلام امر نمود پس با تکیه بر آیه مورد بحث و روایت غدیر و ثقلین به راحتی می‌توان حقانیت مکتب شیعه را ثابت کرد.


برای دریافت فایل اینجا کلیک کنید
حجم: 6 مگابایت

جزء بیست و هفتم قرآن کریم

نکات کلیدی جزء 27 قرآن کریم
چه کردی که آمدی به بهشت؟

وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلىَ‏ بَعْضٍ یَتَسَاءَلُونَ(25)قَالُواْ إِنَّا کُنَّا قَبْلُ فىِ أَهْلِنَا مُشْفِقِینَ(26)فَمَنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا وَ وَقَئنَا عَذَابَ السَّمُومِ(27)إِنَّا کُنَّا مِن قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبرَُّ الرَّحِیمُ(28- طور)
و بهشتیان به یکدیگر روى مى‏کنند از یکدیگر این سوال را می پرسند که در دنیا چه حالى داشته و چه عملى او را به سوى بهشت کشانیده است؟ در جواب می گویند: ما در دنیا نسبت به خانواده خود اشفاق داشتیم‏ و خدا بر ما منت نهاد و ما را از عذاب مرگبار حفظ کرد و چون او پروردگارى نیکوکار و مهربان بود ما همواره او را مى‏خواندیم‏.
در این آیات، بهشتیان به یکی از مهم ترین عوامل ورودشان به بهشت اشاره می کنند عاملی که به رغم اهمیت فوق العاده اش در رسیدن به سعادت دنیا و آخرت گاه مورد غفلت جدی قرار می گیرد.
در این آیات که گزارشی از حال خوش و گفتگوهای شیرین بهشتیان است اهل بهشت از حال و احوال دنیای یکدیگر می پرسند و اینکه در دنیا چه حالى داشته و چه عملى آنها را به سوى بهشت و نعیم الهى کشانده است؟ که در جواب می گویند: «ما نسبت به خانواده مان مشفق بودیم»
«اشفاق» به معناى توجه ای آمیخته با ترس است؛ چون مشفق نسبت به کسى که به او اشفاق دارد هم محبت دارد و هم مى‏ترسد که مبادا دامنگیر او شود. این کلمه هر وقت با حرف «مِن» بیاید معناى ترس در آن بیشتر از محبت است و هرگاه که با حرف «فى» همراه شود مانند همین آیه معناى توجه و محبت در آن بیشتر از معنای ترس به ذهن مى‏رسد. پس معناى آیه چنین مى‏شود:
ما در دنیا نسبت به خانواده خود اشفاق داشتیم؛ یعنی هم آنان را دوست ‏داشتیم و به سعادت و نجاتشان از مهلکه ها و ضلالت‏ها عنایت داشتیم و هم از اینکه مبادا گرفتار انحراف و تباهی شوند مى‏ترسیدیم؛ به همین منظور به بهترین وجهى با آنان معاشرت مى‏کردیم و از نصیحت و دعوت ایشان به سوى حق چیزی کم نمی گذاشتیم.


برای دریافت فایل اینجا کلیک کنید
حجم: 6.1 مگابایت

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 111

امام صادق علیه السلام

 فی قَولِ اللّهِ عز و جل : «مَّا یَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلاَ مُمْسِکَ لَهَا» ـ: الدُّعاءُ .

درباره این سخن خداوند عز و جل : «رحمتى را که خداوند براى مردم بگشاید ، بازدارنده اى براى آن نیست» ـ: [مقصود از رحمت] دعاست.

فلاح السائل : ص ٧٥ ح ١٠

بایگانی