مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

عزادار حقیقی هرگز نمی خواهد از کسانی باشد که امام زمان شان را اذیت می کنند و در جرم دشمنان حضرت که برای ظهورش مانع ایجاد نموده اند ، شریک باشد . کوتاهی در شناخت حضرت و انجام وظایفی که نسبت به ایشان به عهده ماست ، موجب می شود که ما هرگز تمنایی برای آمدن ایشان نداشته باشیم و تلاش و جهادی برای کنار زدن دشمنان و موانع ظهورش نکنیم و عملاً در زمره کسانی قرار گیریم که در کنار گذاردن امام (ع) از مرتبه و مقامی که خداوند برای ایشان خواسته است – حاکمیت بر جهان بشریت – شریک باشیم و خدای ناکرده مشمول لعنت خدا قرار گیریم .
آری ! اگر نخواهیم که امام زمان (ع) ظهور کند و برای ظهورش به جهاد و مبارزه نپردازیم ، ملعون هستیم . اگر لحظه ای تأخیر در ظهور را بخواهیم و به وضعیتی غیر از حاکمیت امام زمان (ع) بر جامعه جهانی حتی برای یک ساعت راضی و به شرایطی غیر از شرایط حاکمیت ایشان دلخوش باشیم ، ملعون خداوند و همه لعنت کنندگانی که زیارت عاشورا می خوانند و ملعون انبیاء الهی و همه فرشتگان الهی خواهیم بود ؛ زیرا بزرگترین ظلم را به امام زمان (ع) کرده ایم.
عزادار در جهاد فرهنگی بیشترین تلاش را برای برپایی مجالس بزرگداشت اهل بیت (ع) ، به خصوص مجالس عزاداری مبتنی بر معرفت و حماسه می کند چنین مجالسی روح حسینی در عزاداری ایجاد می کند و از عزادار یک سرباز قوی برای امام زمان (ع) و یک منتقم قدرتمند می سازد که بیشترین خدمت را به امام زمان (ع) کند و بیشترین ضربه را به دشمنان او و موانع اصلی ظهور او بزند .
چرا که این مجالس مرکز آشنایی عمیق با اهل بیت (ع) و شناخت معارف بلند دینی از زبان قرآن و عترت (ع) می باشد یعنی همان مجالسی که سیدالشهداء (ع) فرموده و انتظار دارد .
چنین مجالسی مورد عنایت ویژه حضرت بقیة الله _ ارواحنا فداء _ است زیرا حضرتش در نهایت غربت و تنهایی درباره ی این گونه مجالس و این گونه افراد چنین فرموده است :
« من برای هر مؤمنی که مصیبت جد شهیدم را یاد کند و سپس برای تعجیل در فرج دعا کند ، دعا می کنم . »
در واقع این گونه مجالس آتش غیرت و مودّت را چنان در عزادار زنده می کند ، که هرگاه نام مبارک سیدالشهداء برده شود ، با دلی سوزان و چشمی گریان و قلبی مملو از غیرت و مودّت، به یاد منتقم اصلی او می افتد و چنین عرض می کند :
« از خدایی که تو را گرامی داشت و مرا هم به وسیله تو گرامی داشت ، می خواهد که خون خواهی تو را همراه امام منصور از اهل بیت محمد (ص) ، روزی من گرداند . »
آری گریه حقیقی و از روی معرفت غیر سوز و غیرت ساز است ؛ طبیعت سوز و فطرت ساز است ؛ حیوان سوز و انسان ساز است ؛ غافل سوز و منتقم ساز است ؛ منتقم سوز و منتظر ساز است .

برگرفته از کتاب عزادار حقیقی - نوشته استاد محمد شجاعی

شیعه حقیقی با شادی اهل بیت (ع) شاد می شود و با غم آنها غمگین می شود . آیا در زندگی شیعه غمی بالاتر از غم تنهایی ، مظلومیّت و طرد شدن امام زمان (ع) وجود دارد . اگر مصیبت های وارده بر اهل بیت (ع) عظیم است ، آیا مصیبت خانه نشینی و غیبت منتقم آنها عظیم تر نیست . اگر برای عزای حسین و سایر اهل بیت (ع) باید با این همه گریه و ناله و ماتم سر داد ، برای مصیبت اعظم غیبت قائم (عج) آنها چه وظیفه ای به عهده ماست ؟
امام علی (ع) درباره تنهایی و مظلومیت امام زمان (ع) در میان شیعیانش می فرماید : « صاحب هذا الأمر الشرید الطرید الفرید الوحید : صاحب این امر [ امام زمان (ع) ] آواره ی طرد شده تنهای یگانه است .»
آیا او هر روز فریاد نمی زند : " هل من ناصر ینصرنی" ؟ آیا نباید پاسخ این ندای هزار و صد ساله را بدهیم ؟ اگر پاسخ این فریاد کمک خواهی حضرت را ندهیم ، مانند کسانی نیستیم که حسین (ع) را تنها گذاشتند ؟
مؤمن راستین و عزادار حقیقی کسی است که این ندا را با گوش جان بشنود و خود را با عشق و شور به چادر حضرت برساند . عزادار حقیقی از اینکه خود به خیمه حضرت رسیده شاد و شاکر است . ولی این توفیق او را راضی نمی کند . زیرا او هنوز امام زمان خویشرا در غربت ، تنهایی و مظلومیت می بیند و از این وضع درد مند است . او از کثرت دشمنان و کمی دوستان و عزادارن حقیقی در رنج است و به همین دلیل برای رفع تنهایی و غربت حضرت ، مردانه قیام می کند . او سعی می کند تا دوستان و عزاداران دیگر را که در مراحل پایین مانده اند ، یاری کند تا خود را به مقام عزادار واقعی و خیمه حضرت برسانند ، و از یاوران حضرت باشند .
عزدار حقیقی از بزرگترین وظایف خویش را آگاه سازی دیگران نسبت به آوارگی و تنهایی و غربت حسین زمان می داند و در این کار فرهنگی از هیچ گونه جهاد فرهنگی ، جانی و مالی دریغ نمی کند . برای او خدمتی مهم تر و شیرین تر از این نیست که دست فرزندان حضرت که از پدر و امام خویش دور مانده اند را به دست پدر آسمانی شان برساند . او می داند که این کار ، او را به بیشترین قرب به امام زمان (ع) و به مقام محمودی که سال ها در زیارت عاشورا آرزوی آن را می کرد ، خواهد رساند .
ادامه دارد....
برای عزادار حقیقی باید این سؤال و دغدغه اساسی وجود داشته باشد چرا پس از شهادت امام حسین (ع) ، شیعیان درس و عبرت لازم از عاشورا نگرفتند و وفاداری و همدلی لازم برای انتقام از دشمنان حضرت نداشتند . تا جایی که ائمه بعدی نیز در کمال مظلومیت و غربت یکایک به شهادت رسیدند . تا حتی آخرین آنها مجبور به غیبت شد .
چرا از زمان غیبت تاکنون این همه عزاداری و سوگواری و بزرگداشت نتوانسته است وفاداری و همدلی لازم را در شیعیان برای فراهم کردن ظهور منجی بشریّت و منتقم اصلی امام حسین (ع) و سایر ائمه (ع) ایجاد نماید . چرا با وجود این همه عزاداری و خواندن زیارت عاشورا و بزرگداشت ، هنوز امام زمان (ع) در غیبت و تنهایی و آوارگی به سر می برد و دست ما از دامان او کوتاه است . آیا نباید در نوع عزاداری و کیفیّت مجالسمان تجدید نظر کنیم تا به وفاداری و همدلی لازم برای ظهور آن عزیز تنها و غریب دست یابیم ؟ تا کی می خواهیم بر غربت و مظلومیت حسین شهید سال 61 هجری سوگواری کنیم و به غربت و تنهایی و مظلومیّت حسین زمان ، بی توجه باشیم ؟
گریه عزادار حقیقی صرفاً از روی عاطفه نیست بلکه از روی معرفت است و چنین گریه ای در ابتدا محبت را در دل گریه کننده ایجاد و با گریه ، توان گریه کننده بالا می رود و بر قوای نفسانی وجودش غلبه می کند و راه تبعیّت از امام حسین (ع) برای او باز می شود و با این تبعیّت به مقام « منّا اهل البیت » می رسد . به همین دلیل سید الشهداء (ع) فرمودند : « أَنَا قَتیلُ العَبَرَةِ – من کشته اشک هستم .» اگر مصیبت عظیم نباشد گریه ای نیست و اگر گریه ای نباشد ، محبت و قدرت و تبعیتی نیست و اگر قدرت و تبعیّت نباشد ، پیروی از حسین (ع) در جهاد با یزیدیان زمان وجود نخواهد داشت و اگر چنین شد ، مصیبت اعظم یعنی اسارت امام زمان (ع) در زندان غیبت ادامه خواهد داشت و مردم در چنگال فساد و ظلم و تباهی خواهند ماند .
در این حال به جای تکیه بر کلماتی چون ، تشنگی ، اسارت ، گریه و غم ، بیشتر بر لعن ، انتقام ، امام زمان (ع) ، سلم و حرب تکیه می شود و از دسته اول برای رسیدن به دسته دوم استفاده می شود . به عبارت دیگر جنبه عاطفی و احساسی برای رسیدن به معرفت ، حماسه و عمل است و عنصر اصلی عزاداری ، حماسه و جهاد است .
عزادار طبق دستور اهل بیت (ع) ، موظف به زنده نگه داشتن حماسه حسینی و اقامه عزاداری برای آنان است ، همان طور نیز خود را موظّف به حفظ این مجالس از دروغ ها و تحریف ها ، خرافات و محرمّات می بیند و برای چنین وظیفه مهمی تلاش می کند .
در رأس این تلاش ها ، روشن گری و آشنا کردن مردم و به خصوص جوانان با فلسفه قیام امام حسین (ع) و فلسفه عزاداری برای آن حضرت را ، مورد عنایت و توجّه قرار می دهد .
در حقیقت قسمت مهم مبارزه ی عزادار ، مبارزه فرهنگی و مبارزه با آفات عزاداری و عوامل تضعیف کننده آن است .
او خوب می داند که اگر عزاداری به یک عادت تبدیل شود و صرفاً مبتنی بر عواطف و احساسات باشد و عنصر معرفت در آن غایب باشد ، نه تنها بیدار کننده و حرکت آفرین نیست بلکه می تواند غفلت زا و خواب کننده باشد . او در سایه ی ارتباط با منابع اصیل و معتبر اسلامی به درجه بالایی از معرفت رسیده است ، خود را در قبال این فرمایش رسول خدا (ص) مسؤول می داند که فرمودند : « هرگاه در بین امّت من بدعت ها ظهور کرد ، پس بر عالم واجب است که علم خود را آشکار کند ( با بدعت ها مبارزه کند ) وگرنه خداوند و فرشتگان و همه ی مردم او را لعنت می کنند . »
با رونق منبرها و حسینیه ها و سخنان عالمانه ی دودمان پیامبر (ص) ، راه جهل و خرافه بسته می شود ؛ وگرنه خرافات و باورهای غلط ، به نام سنّت های باستانی گرامی شمرده خواهد شد .
مجالس عزاداری وسیله ای برای بالا بردن بصیرت عزاداران نسبت به هدف خلقت و وظایفی است که در راه رسیدن به این هدف والا به عهده دارند ، که از جمله این وظایف پیوند راستین با منتقم اصلی حسین (ع) است .
ادامه دارد....
پس از به خلافت رسیدن حضرت امیر(ع) نیز مردم که خود به سراغ او رفته بودند و با اصرار فراوان حضرت را به پذیرش حاکمیت وادار ساخته بودند ، در صحنه عمل و هنگامی که حضرت آنها را به یاری و فرمانبرداری فرا می خواند ، او را تنها گذاشتند . تا جاییکه حضرت در صحنه ها و زمان های مختلف از بی وفایی و پستی یاران خود و تنهایی و مظلومیت خود شکایت های جان سوزی کرده است.
در طول تاریخ همواره دیده ایم که شیعیان جاهل و احمق چگونه امام خود را تنها گذاشته اند . شیعه ی جاهل و احمق است که به فرموده امام زمان (عج) ، بال پشه از ایمان او محکم تر است . اگر شیعیان همگی دین و وظایف دینی خود را به خصوص در قبال امامانشان خوب می شناختند ، تاریخ هرگز شاهد این همه مظلومیّت و غربت اهل بیت (ع) و این همه ظلم و جنایت نمی بود . اگر شیعیان ، امامان خود را به خصوص امام زمان (ع) را خوب می شناختند و به وظایفی که در قبال او دارند ، آگاه بودند ، امام زمان (ع) بیش از هزار و صد و شصت سال ، در تنهایی و مظلومیّت ، گرفتار غیبت و خون دل و اضطرار نمی شد .
آن وجود نازنین که عزادار حقیقی جدّ بزرگوارش و منتقم اصلی خون او می باشد ، هزار سال پیش از بی وفایی و عدم همدلی شیعیانش که ناشی از جهالت و بی همّتی آنها است ، اینگونه شکایت می کند :
« اگر شیعیان ما – که خداوند بر انجام طاعت موفّقشان بدارد – در وفا کردن به عهد ما همدل بودند ، مبارکی ملاقات ما از آنها به تأخیر نمی افتاد و سعادت دیدار همراه با معرفت ما به سوی آنها می شتافت . پس ما را از آنها پوشیده نمی دارد ، مگر همان چیزهایی که از آنها به ما می رسد و ما دوست نداریم و از آنها انتظار نداریم . »
آری خون دلی که اهل بیت (ع) از دست شیعیان و دوستان جاهلشان خوردند هرگز از دشمنان نخوردند و بلکه هرخون دلی که از دست دشمنانشان خوردند و هر اذیت ، توهین و ظلمی که دیدند ، ناشی از عملکرد بد شیعیان بی معرفت آنها بوده است . درست به همین دلیل است که معتقدند شیعه تا به شناخت واقعی نرسیده است ، نه تنها عزادار حقیقی نیست بلکه چه بسا در مصیبت هایی که به امام زمان (ع) می رسد ، شریک باشد .
وقتی شیعه نا آگاه نمی تواند عزادار حقیقی باشد ، به طریق اولی منتظر حقیقی امام زمان (ع) نیز نیست .
[بنابراین منتظر حقیقی کسی است که سعی زیادی در تطبیق همه ی رفتارها ، اخلاق و عقاید خود با حقیقت دین و آنچه معصومین (ع) به او آموخته اند می کند ، او در دینداری سلیقه ای عمل نمی کند و تابع هوی و هوس خود و دیگران نیست ، بلکه در هر کاری به دنبال این است که بداند دستور دین در آن مورد چیست ؟ منتظر حقیقی رفتارش بر اساس رساله عملیّه است و از رفتارهای من درآوردی و جاهلانه به شدت دوری می کند تا دین او و همه ی شؤون زندگی او مورد رضا و قبول مولایش قرار گیرد و بتواند در ردیف دوستان و یاران حقیقی حضرت قرار گیرد .

گر طالب لقای امامی به علم کوش                   اهل نظر معامله با آشنا کنند

منتظر ، نهایت بینش و بصیرت خود را به کار می گیرد تا آنچه را در دین نیست ، به اسم دین نپذیرد و آنچه در دین است ، رها و طرد نکند و در این راه از علمای ربّانی مدد می جوید و هرگز خود را از جمع علماء و اهل دین که با بصیرت دین داری می کنند ، جدا نمی کند . او تشنه ی مطالعه و فهم بیشتر و روز افزون دین است و از جاهلان و بی خردان به شدّت دوری می کند ، مگر آنکه بخواهد به آنها چیزی بیاموزد ؛ بدون اینکه خود اثر بدی بپذیرد .]
وجود مقدس امام حسین (ع) ، خود بهترین کس برای تعیین کیفیّت و محتوای مجالس است. در یکی از فرمایشات نورانی شان چنین می فرمایند : « مَن اَتانا لَم یَعدَم خَصلَةً مِن اَربَعٍ : آیَةً مُحکَمَةً وَ قَضیَّةً عادِلَةً وَ اَخاً مَستَفاداً وَ مَجالَسَةً العُلَماء = هر کس به سوی ما آید – در مجالس ما شرکت کند – حداقل یکی از چهار چیز را از دست نمی دهد : اصول عقاید و جهان بینی اسلامی ، قوانین اخلاقی ، برادری سودمند و همنشینی با علماء . »
بنابراین مجالس اهل بیت (ع) جای آشنایی مردم با اصول دین و اعتقادات ، اخلاقیات و نیز احکام و فروع دین است . یعنی همان سه علمی که رسول خدا (ص) یادگیری آن را بر هر مسلمانی واجب فرموده است .
مجلس مورد رضایت امام حسین (ع) مجلسی است که در آن عزاداران با حقیقت دین و معارف الهی و انسانی و نیز وظایفشان به عنوان یک مؤمن و عزادار حقیقی و یک انسان و شیعه راستین آشنا می شوند .
وقتی بر پا کننده مجلس سید الشهداء خود به شناخت واقعی نرسیده باشد ، در تنظیم برنامه ها، اصالت و عمده وقت مجلس را به مداحی و سینه زنی اختصاص می دهد و نسبت به سخنرانی و سخنران یا اصلاً توجّهی ندارد و یا کم توجه می باشد و بیشتر وقت ها ، اگر سخنرانی دعوت می کنند ، به جای اینکه مطالب و مواردی را که سید الشهداء شایسته مجالس خود دانسته ، از او بخواهند ، بیشتر از او توقع دارند که از جمعیت اشک و ناله بگیرد . اساساً این چنین بانیانی علاقه زیادی به دعوت از سخنرانان عالم و ورزیده ندارند . بلکه بیشتر کسانی را دعوت می کنند که بتوانند زمینه مناسب را برای مداحان و شور گرفتن در مجلس فراهم کنند .
از طرف دیگر عزادارانی هم که در مرحله گریه و ماتم مانده اند ، علاقمند به استماع سخنرانی و آشنا شدن با معارف الهی و آیین زندگی دینی و وظایفشان ندارند . آنها بیشتر ترجیح می دهند که هنگام سخنرانی وقت خود را در آبدرخانه یا بیرون مجالس با چای خوردن و گپ زدن بگذرانند و اگر ناچار باشند در مجلس بنشینند ، با بی حوصلگی به سخنرانی گوش می دهند و ترجیح می دهند زود تر عزاداری و شور گرفتن آغاز شود .
هر ظلم و جنایتی که در حق اهل بیت (ع) شده است ، در اثر کوتاهی های شیعیان جاهل و احمق بوده است .
حضرت علی (ع) پس از رحلت پیامبر (ص) برای گرفتن حق غصب شده خود یعنی امامت امت ، شبها فاطمه زهرا (س) را سوار بر مرکبی می کرد و با حسنین (ع) به در خانه انصار می رفت و از آنها کمک می خواست ، ولی مردم برای حضرت عذرهای بدتر از گناه و دلایل نامربوط می آوردند . فاطمه زهرا (ع) نیز در یاری همسرش و امامش بیعت آنها با حضرت را در غدیر به یادشان می انداخت و می فرمودند :
« آیا پدرم در روز غدیر عذری برای کسی باقی گذاشت . »
ادامه دارد...
ظهور امام زمان (ع) پایان همیشگی و قطعی مصیبت اعظم و آغاز حاکمیت متخصصان معصوم بر جهان
امام زمان (ع) وارث همه مظلومیت های سیزده معصوم دیگر بلکه همه رهبران الهی در طول تاریخ است . او پایان دهنده به همه ظلم هایی است که در حق پدران پاکش و نیز مادر گرامی اش و همه مردم جهان شده است ؛ چنانکه جدّ بزرگوارش حضرت امام صادق (ع) درباره اش چنین می فرماید :
« لَیَبعَثَنَّ الله رَجُلاً مِن وُلدی ، فی آخِرِ الزَّمانِ یُطالِبُ بِدِماءِنا ؛
خداوند در آخر الزمان مردی از فرزندانم را بر می انگیزد که خون ما اهل بیت را مطالبه و قصاص می کند . »
با آمدن او همه مظلومیت ها ، گمراهی ها ، جهالت ها ، و غم ها جای خود را به عدالت ،هدایت و رشد ، عقلانیت و شادی و آرامش می دهند .
با ظهور امام زمان (ع) که نابودی دشمنان خدا را در پی خواهد داشت ، دوران نورانی و همیشگی حاکمیت دین خدا و متخصصان معصوم بر جهان آغاز خواهد شد .
آیا می توان ادعا کرد که محبّ اهل بیت (ع) و عزادار حقیقی آنها هستیم در حالی که هیچ تلاشی برای حکومت آل محمد (ع) و وراثت مستضعفین بر زمین نکنیم و به مصیبت اعظم راضی باشیم ؟
»گناه رضایت به مصیبت اعظم
گفته شد که دین خدا که همان توحید راستین است ، تأمین کننده حیات انسانی ما است که بدون آن ، مرده ای بیش نیستیم . امام و رهبر معصوم نیز که از سوی خداوند به عنوان مجری دین برگزیده شده ، عامل حیات و بقای دین است . بدون امام ، دینی نیست و بدون دین ، حیاتی نیست .
در زیارت وارث کسانی که به مصیبت عظیمی که بر امام حسین (ع) وارد شده راضی باشند ، مورد لعنت قرار گرفته اند پس رضایت بر مصیبت اعظم ، جرم و جنایت بالاتری محسوب می شود و کسانی که به نبودن معصوم در رأس حاکمیت بر جامعه انسانی و محرومیت مردم از نور هدایت آنها راضی باشند و غیر معصوم را تأیید کنند و به دینی غیر از دین خدا رضایت دهند ، ملعون تر و منفور تر هستند .
عزادار حقیقی در سایه معرفتی که کسب کرده به خوبی می داند تا وقتی منتظر حقیقی ، طالب ظهور امام زمان (ع) نباشد ، عزادار حقیقی و جزو منتقمان امام حسین (ع) نیست بلکه بالاتر از آن به این نتیجه می رسد که اگر برای ظهور منتقم اصلی و برطرف شدن موانع ظهور عمل و تلاش نکند ، به آن حضرت ظلم کرده است . تنها گذاشتن امام زمان (ع) ، همان عمل مردم کوفه در تنها گذاشتن سید الشهداء است .
بی قرار نبودن و دل تنگ نشدن برای حضرت ، عین قهر و بی وفایی نسبت به ایشان است . بی وفایی شیعیان و فراموشی حضرت ، همان عاملی است که امام زمان (ع) از آن شکایت ها و ناله ها دارد و همان عاملی است که تاکنون حضرت را در پس پرده غیبت نگه داشته است و جریان انتقام الهی از شهادت امام حسین (ع) و سایر معصومین (ع) را به تأخیر انداخته است . وجود مقدس حضرت صاحب الامر (عج) در نامه ای که حدود هزار سال پیش برای شیخ مفید (رحمة الله علیه ) نوشته است . دو عامل و دو ضعف عمده شیعیان را موجب تأخیر در ظهور معرفی می نماید که عبارتند از : بی وفایی به حضرت و همدل نبودن برای برطرف کردن موانع ظهور .
چنین شیعیانی از آن جهت که در انجام وظیفه ای که نسبت به امام زمان شان دارند ، کوتاهی کرده اند ، جزو آن دسته هستند که ایشان را آزار و اذیت کرده و می کنند و حضرت این گونه از دست آزار های آنان شکایت می کند :
« قد آذانا جُهَلاءُ الشّیَعةِ وَ حُمَقاءُهُم وَ مَن دینُهُ جَناحُ البَغُو ضَةِ اَرجَحُ مِنهُ :
بدون شک ، شیعیان جاهل و کم خردان آنها و کسانی که بال پشه از دین آنها محکم تر است ، ما را آزار می دهد . »
اادامه دارد....

پس از آنکه عزادار به این حقیقت دست یافت که انتقام حسین (ع) جز با آمدن منتقم اصلی و حاکمیت او بر جهان ممکن نیست ، این معرفت و سوزدلی که از مصیبت عظیم بر وجودش حاکم شده ، او را با تمام وجود به سوی وجود مقدس امام زمان (ع) متوجه می گرداند . دو عامل عاطفی و معرفتی که در وجود عزادار شدت و قدرت گرفته است ، در او کششی مستمر به سوی وجود امام زمان (ع) ایجاد می کنند .

این کشش مستمر موجب می شود تا عزادار که قبلاً در سایه معرفت ،نسبت به جایگاه معصومین (ع) در نظام خلقت و رابطه وجودی خود با آنها ، به حقایقی دست یافته است ، معرفت خود را نسبت به امام زمانش و وظیفه ای که در قبال او دارد ، بیشتر کند . با تکمیل این معرفت که خود عامل عاطفی و محبّت را افزایش می دهد ، عزادار به یکی از مهمترین و بالاترین مقاماتی که ممکن است یک انسان به آن برسد ،نایل می شود و آن مقام « انتظار » است .

در این مرتبه عشق به مهدی موعود (عج) و روح خدمت به او ، چنان وجود عزادار – که حالا دیگر « منتظر » شده است – را فرا می گیرد که دیگر هیچ انگیزه ای برای زنده ماندن و زندگی کردن ، جز پیوند با او و کسب رضایت او که رضایت خداوند است ، نخواهد داشت . او به این حقیقت دست می یابد که همه سختی ها و نکبت ها و همه بی عدالتی ها و جنایاتی که جامعه بشری به آنها دچار گشته است ، ناشی از غیبت این رهبر الهی و معصوم است .

او با علاقه و محبت ابدی که به خود و مردم جهان دارد و با محبت و عشق روز افزونی که به گل نرگس (عج) پیدا کرده است ، همچنین با وجود مسئولیت و رسالت الهی که در قبال امام زمانش دارد ، دست به کار شده ، وارد مرحله « عمل و جهاد » می گردد امّا عمل و جهاد او جهت دار و هدفمند است ، او به این نتیجه درست رسیده است که عبادت و خدمت بدون جهت برای اسلام کافی نیست ، بلکه همه عبادت ها و خدمت هایی که برای اسلام انجام می شود ، همگی باید یک جهت داشته باشد و آن حرکت به سوی خلیفه و مظهر خداوند و نیز پیوند ناگسستنی با او است .

او دیگر به یک سلسله اعمال خیر و صالح و نیز خدمتِ صِرف نمی پردازد بلکه همه اعمال خیر و صالح وی و همه خدماتی که به اسلام و مسلمین انجام می دهد ، با یک روح خالص و یک جهت و هدف خاص همراه است و آن « روح انتظار » و « روح خدمت در انتظار » است .

از این لحظه به بعد هر گونه فعالیّت سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، نظامی ، عبادی و عرفانی ، فرهنگی و علمی که عزادار حقیقی و منتظر به آنها می پردازد ، همگی یک سو و یک جهت دارند و آن حرکت به سوی ظهور موعود و منجی جهان و استقرار حکومت جهانی او است .

هر فعالیتی که این جهت و این هدف را نداشته باشد ، اتلاف استعدادهای فردی و اجتماعی و نیز خیانت به خداوند و معصومین (ع) و نیز خیانت به اسلام و مسلمین است . دم از خدا و اسلام زدن ، و مشغول کردن خود با یک سلسله کارهای مقدّس و مذهبی ، بدون در نظر گرفتن روح اسلام و حرکت در مسیر خلیفه و حجّت خدا و ولی الله الاعظم (ارواحنافداء )، مغرور شدن و فریب خوردن از شیطان با صُوَر مقدس است .

اسلامی که در آن حجت خدا و وظایفی که در قبال او به عهده داریم ، مورد غفلت و فراموشی قرار گیرد ، اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله نیست ؛ بلکه اسلام آمریکایی و اسلام تحت ولایت شیطان است . اسلامِ تحت ولایت طاغوت ها و تحتِ ولایت شیطان است که موجب شده تا مردم قرن ها از امام زمان شان غفلت کنند و او را در تنهایی ، آوارگی ، مظلومیّت ، غربت ، ترس و اضطراب ، رها و طرد کنند .

ادامه دارد...

عزادار حقیقی که منتظر جان فشانی در عملیات انتقام در رکاب امام زمان (ع) است ، در دوران غیبت همواره تابع فرامین نائب آن حضرت یعنی ولی فقیه است . از این رو ضمن شعله ور نگاه داشتن آتش بغض و کینه نسبت به دشمنان اهل بیت (ع) در دل و حفظ آمادگی و روحیه جهاد و شهادت طلبی در خود ، هیچ گاه دست به اقدامی خود سرانه و به دور از حکمت و مصلحت تمامیت اسلام و جامعه مسلمین نمی زند .

بصیرت دینی در نگاه او ، نقاب نفاق را از چهره مدعیان دروغینی که به نام اسلام اما به کام دشمنان اسلام و امام زمان (ع) مزدوری می کنند ، کنار زده و او را به درک این مهم نائل ساخته که این جماعت در لباس سلفی گری و تکفیر ، به ظاهر علم جهاد با شرک افراشته اند اما در واقع دست شان به خون ناحق ریخته هزاران مسلمان مظلوم و مستضعف در اقصی نقاط بلاد اسلامی آلوده است و این ها ، همان یزیدیان این دوران و اربابانشان – سردمداران حکومت های ستم پیشه ای همچون آمریکا و اسرائیل و برخی دولت های غربی و اروپایی و حتی عربی سر سپرده استکبار جهانی – یزیدها و عمربن سعدها و شمرهای زمانه ما هستند که سزاوار شدید ترین لعن ها ، نفرین ها و مقاومت و مبارزه بر علیه ایشان تا سر حد نابودی می باشند .

* خطر نداشتن روح جهاد

اهل بیت (ع) و همه رهبران معصوم الهی در طول تاریخ بشریّت ، مصائب عظیم را تحمل کردند ، تا حیات حقیقی انسان ها با دین خدا حفظ شود . هرگاه حیات انسانی یا عامل آن یعنی دین خدا به خطر بیفتد ، اهل دین و مؤمنان حقیقی ، تمامی تلاش خود را برای نجات انسان ها به کار می گیرند .

کسانی که به دستور « جهاد » در اسلام انتقاد می کنند و آن را خشونت می دانند نه خود حیات انسانی دارند و نه از حیات انسانی و ارزش آن خبری دارند . احمقانه ترین حرف و عقیده آن است که : « ما باید برای حیات طبیعی و دنیایی مان ارزش قائل باشیم و اگر چیزی حیات انسانی انسان ها وسعادت ابدی آنها را به خطر انداخت ، مبارزه با آن خشونت است!»

همان طور که به خطر انداختن حیات طبیعی و حیوانی انسان و سایر موجودات ، ضربه زدن به زندگی دنیایی مردم خشونت است ، به خطر انداختن حیات انسانی و ابدی انسانها و ضربه زدن به آن ، خشونت ،خیانت و ظلم است ؛ ظلمی بالاتر و خطرناک تر از تهدید حیات طبیعی مردم !

آری جهاد برای دفاع از دین و حفظ آن نه تنها امری انسانی ، معقول و پسندیده است ، بلکه امری واجب است که اگر روح آن در کسی وجود نداشته باشد ، بدین معنا است که روح او فاقد مرتبه انسانی و از سعادت ابدی بسیار دور است .

نداشتن روح جهاد در واقع تأیید و تجویز هر گونه ظلم و جنایت است که با روح انسانی سازگار نیست . به همین دلیل رسول اکرم (ص) که پیامبر اعظم و به تعبیر قرآن کریم برای همه عالمیان رحمت است ، درباره ی کسی که روح جهاد ندارد ، چنین می فرمایند :

« مَن ماتَ وَ لَم یَغزَ وَلَم یُحَدِّث نَفسَهُ بِغَزوٍ ماتَ عَلی شُعبَةٍ مِن نِفاقٍ »

هر کسی بمیرد و در جنگ شرکت نکند و به فکر جنگ نباشد ، بر شاخه ای از نفاق مرده است .»

به عبارت دیگر چنین کسی مؤمن و انسانی حقیقی نیست ؛ زیرا جهاد است که سلامت دین و حیات و امنیت مردم را حفظ می کند و کسی که به فکر امنیت و سعادت دنیا و آخرت مردم نیست ، نه انسان حقیقی است و نه مؤمن واقعی . به همین دلیل معتقدند عزاداری که روح انتقام از دشمنان امام حسین (ع) و به ویژه دشمنان حسین زمان یعنی مهدی موعود (عج) را ندارد ، طبق فرمایش پیامبر اکرم (ص) نه تنها عزادار حقیقی و راستین نیست ، بلکه گرفتار نوعی نفاق است

مرحله دوم : براءت عملی

برائت عملی یعنی دوری کردن از فرهنگ و تسلط فرهنگی دشمنان و پرهیز از اخلاق و عقاید آنان .بدیهی است که ابراز محبّت نسبت به اهل بیت (ع) با پذیرش فرهنگ و اخلاق دشمنان آنان سازگار نیست . امام صادف (ع) در این باره می فرمایند :

« نَحنُ اَصلُ کُلِّ خَیرٍ وَ مِن فُر،عِنا کُلُّ بِرٍّ فَمِنَ البِرِّ التَّوحیدُ وَ الصَّلاة وَ الصِّیامُ وَ کَظمُ الغیَظِ وَ ... و عَدِوُّنا اَصلُ کُلِّ شَرٍ وَ مِن فُرُعِهِم کُلُّ قَبیحٍ وَفاحِشَةٍ فَمِنهُم الکِذبُ وَ البُخلُ وَ الَّنمِیمَةُ وَ القَطِیعَةُ وَ اَکلُ الرِّبا وَ ... فَکَذَبَ مَن زَعَمَ اَّنَّهُ مَعَنا وَ هُوَ مُتِعَلِّقٌ بِفُرُعِ غَیرِنا :

ما اصل هر خیر - و خوبی - هستیم و هر چه خوبی است از فروع ماست . در شمار خو بی هاست : توحید و نماز و روزه و فرو بردن - غلبه بر خشم و ... و دشمنان ما ریشه هر بدی هستند و هر چه پلیدی و زشتی است از فروع آنهاست . پس از آنهاست دروغ و بخل و سخن چینی و قطع رحم و رباخواری و ... ؛ بنابراین دروغ گفته هر کس که می پندارد با ماست - و از ماست - در حالی که به فروع غیر ما - و بدی ها - تعلّق دارد . »

آری دروغ می گوید کسی که خود را از اهل بیت (ع) می داند ولی اخلاق دشمنان آنان را دارد و با گرفتن و دادن ربا ، بد اخلاقی ، بد دهنی ، سخن چینی و نیز با گرانفروشی ، بخل و تقلب و فریب با شیعیان آنان رفتار می کند . دروغ می گوید کسی که خود را محبّ اهل بیت (ع) می داند و اهل برائت از دشمنان دین و فرهنگ فاسد و ضد بشری آنها نیست و با بد حجابی ، بی حجابی ، بی نمازی و بی غیرتی نسبت به ناموس و نیز تربیت غیر مذهبی و غلط فرزندان ، خون به دل امام زمان (ع) و سایر اهل بیت (ع) می کند . دروغ می گوید کسی که خود را دوستدار اهل بیت (ع) می داند و بالای درب منزل خود پرچم « یا حسین » را نصب می کند و برای اقامه عزای اهل بیت (ع) منزل خود را سیاه پوش می کند و خود نیز در ایام عزای اهل بیت (ع) لباس سیاه برتن می کند ، اما در دل ، محبت به دشمنان امام زمان و شیفتگی نسبت به آنها و فرهنگ کثیفشان را می پروراندو در بالای بام منزلش عَلَم بندگی و اسارت فکری و فرهنگی نسبت به دشمنان یعنی آنتن ماهواره را نصب کرده است .

محبت با ضعف برائت و ضعف در دشمنی با فرهنگ دشمنان سازگار نیست . امام صادق (ع) در جواب کسی که به ایشان گفت : فلانی شما را دوست دارد ولی در برائت از دشمنان شما ضعیف است ، چنین فرمودند :

« هَیهاتَ ! کَذَبَ مَن اِدَّعی مَحَبَّتَنا وَلَم یَتَبَرَّأ مِن عَدُوِّنا :

هرگز ! دروغ می گوید کسی که ادعای دوستی ما را می کند و از دشمن ما برائت نمی جوید .»

مرحله سوم : جهاد با دشمنان و ضربه زدن به آنها و محدود کردن قدرت آنها تا نابودی کامل شان

  • نکاتی در بصیرت دینی :

در توضیح تکمیلی مراحل سه گانه عملیات انتقام ، تذکر این نکات ضروری است که با وجود به شرایط حساس کنونی جامعه جهانی به ویژه عالم اسلام و همچنین با عنایت به فتاوا و فرمایشات اخیر ولی امر مسلمین مقام معظمرهبری (مدظله العالی ) لازم است از « لعن » و به خصوص « دشنام » نسبت به مقدسات و بزرگان دیگر فرق اسلامی جداً پرهیز شود . چرا که به عقیده ایشان : «هر حنجره ای که به وحدت دنیای اسلام دعوت کند ، حنجره الهی است ، ناطق من الله است و هر حنجره و زبانی که ملت های مسلمان را ، مذاهب اسلامی را ، طوایف گوناگون اسلامی را به دشمنی با یکدیگر تحریک کند و عصبیت ها را علیه یکدیگر تحریک کند ، ناطق من الشیطان است . »

ادامه دارد....

 قبلاً بیان شد که عزادار حقیقی با دست یافتن به معرفت های جدید تر وبالاتر دارای « روح انتقام » از کسانی می شودکه معصومین را از مقام و جایگاهی که خداوند برای آنها در نظر گرفته است ، کنار زدند و همچنین انتقام از کسانی که غاصبین « مقام امامت و هدایت » جامعه را در تحمیل این بزرگ ترین جنایت بر مردم جهان یاری کردند . آنچه در عملیات انتقام بر عزادار واجب است همان طور که از نام این مرحله پیداست انجام یک سلسله عملیات است ؛ یعنی وظیفه ای فراتر از قلب و احساس و عقل و ادراک بر عهده اوست .

آنچه از مجموع تعالیم قرآن کریم و معصومین (ع) به دست می آید ، این است که مؤمن در این مرحله سه وظیفه عملی بر عهده دارد که به ترتیب عبارتند از : لعن و برائت زبانی ، برائت عملی ، جهاد با دشمنان .

مرحله اول: لعن و برائت زبانی

از آنجا که قطع یا ضعیف کردن رابطه انسان ها با خداوند و معصومین (ع) بزرگترین جنایت و خیانت در زندگی آدمیان است ، تمامی کسانی که در طول تاریخ بشر تاکنون در این جنایت و ظلم بزرگ دست داشته اند ، مورد لعن خداوند و پیامبران و فرشته های الهی ، قرار گرفته اند .

لعن به معنای دور بودن از رحمت و هدایت الهی و جدا بودن از راه خوشبختی است . مسلّم است کسانی که دست خود و دیگران را از دست خداوند و دامان رهبران معصوم (ع) جدا کرده اند ، خود و دیگران را از رحمت و هدایت محروم و از راه خوشبختی دور کرده اند ، ملعون هستند . شخص ملعون یعنی شخصی که از مسیر هدایت صحیح منحرف شده است و به بیراهه می رود .

معنای دیگر لعن در اصطلاح مردم که به معنای اول باز می گردد ، طلب عذاب و نفرین برای عاملین چنین جنایت عظیمی است . دلیل چنین لعن و نفرینی بسیار روشن است و آن ، تنفّر بر حقّی است که هر کس از عامل این خیانت در درونش ایجاد می شود .

اعلان برائت زبانی کمترین کار در مراحل عملیات انتقام است که خود بسیار کار بزرگ و مهمی است . این مرحله دارای آثار مهم و متعددی است که در اینجا فرصت پرداختن به آن نیست . شاید نتوان هیچ زیارتی از زیارت های وارده از اهل بیت (ع) را یافت که در آن دشمنان مورد لعن و برائت زبانی قرار نگرفته باشد . در قرآن کریم نیز دشمنان دین خدا بارها و بارها مورد لعن و نفرین قرار گرفته اند .

در زیارت عاشورا و بسیاری از زیارت های ائمه (ع) هرجا اعلام محبت و ولایت است ، اعلام برائت و دشمنی با دشمنان آنان نیز هست .

کسی که اهل لعن دشمنان کنونی امام زمان (ع) نیست و نمی تواند کینه مقدس و دشمنی خود را با آنها به طور صریح اعلام کند ، باید در دوستی و ایمان خود نسبت به آنها شک کند . در این سالها بسیار شاهد بودیم که عده ای به ظاهر مؤمن و متدیّن ، مردم را به بهانه های واهی از اعلان برائت زبانی و لعن نسبت به شیطان بزرگ آمریکا و سایر قدرت های جهانی که منشأ همه جنایت ها و نیز دشمن درجه یک اسلام و امام زمان (ع) هستند ، باز داشته و می دارند و به خصوص ملت را از شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل منع می کنند . همچنین بسیار دیده شده و می بینیم که عده ای مقدس نماها با مراسم اعلان برائت در حج مخالفت می کنند .

ادامه دارد....

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث هفته اول ماه رجب

امام علی علیه السلام:

کسى که خودش را اصلاح نمى کند، چگونه دیگرى را اصلاح مى کند؟!
کیفَ یُصلِحُ غیرَهُ مَن لا یُصلِحُ نفسَهُ ؟!

میزان الحکمه ج12 ص338