مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

قال رسولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله:

«صِلُوا ارْحامَکُمْ وَ لَوْ بِالسَّلامِ».

تحف العقول، حکمت ۱۶۵؛ بحارالانوار، ج ۷۴، میزان الحکمه، ج ۴

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «صله أرحام خود کنید حتی اینکه سلام کردن باشد».

در آیات و روایات تأکید فراوانی درباره صله رَحِم شده است. خداوند می‌فرماید: « «وَیَقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُوْلئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»؛ و کسانی که پیوندهایی را که خدا دستور داده برقرار سازند، قطع نموده، و در روی زمین فساد می‌کنند، اینها زیانکارانند».
مصداق صله رحم چیست؟ رحم کیانند؟ صله چیست؟ بیشتر مردم صله رحم را مستحب می‌دانند و حال آنکه صله رحم یکی از واجبات و قطع رحم یکی از گناهان کبیره است.
ظاهر رحم که در روایات آمده، تمام ارحام را شامل می‌شود و دلیلی نداریم که فقط طبقه اوّل ارث، داخل ارحام باشد و طبقات دیگر داخل نباشد، منتها چگونگی صله مختلف است یعنی صله‌ای که درباره درجه اوّل مثل پدر، مادر و فرزند است، غیر از آن صله‌ای است که درباره وابستگان درجه دوم است.
صله چیست؟ صله یک معنای عرفی دارد که داشتن نوعی رابطه است که این رابطه مختلف است، گاهی رابطه به این است که زندگی پدر و مادری را که در مضیقه هستند تأمین کند، (وجوب نفقه مصداق صله رحم است) و گاهی وجوب نفقه نیست، بلکه خبر داشتن از بیماران آنها و کمک کردن به گرفتاریها و مشکلات آنها در حد توان، مصداق صله است، و گاهی با یک سلام، صله رحم صورت می‌گیرد، به عبارت دیگر طوری باشد که او را بیگانه ندانند.

اما نکته شایان توجه با توجه به اوضاع اقتصادی حال حاضر ما این است که برخی احادیث، به زحمت افتادن برای مهمانی را نکوهش کرده اند اما برخی حدیث ها به زحمت افتادن برای مهمانی را شایسته دانسته اند؟ آیا این حدیثها با هم تنافی و تعارض ندارند؟

روایاتى که موضوع «تکلّف» یعنى به زحمت افتادن براى مهمان در آنها آمده ، به سه دسته تقسیم مى شوند :

۱ . روایاتى که توصیه مى کنند هنگامى که شخصى به مهمانى دعوت شد ، شایسته است پذیرفتن خود را به این مشروط کند که میزبان براى پذیرایى از او ، خود را به زحمت نیندازد .

۲ . روایاتى که دلالت دارند بر این که تکلّف و به زحمت افتادن براى مهمان دعوت شده کارى شایسته و خداپسندانه است ؛ هر چند براى مهمان ناخوانده چنین ضرورتى وجود ندارد و پذیرایى از وى با هر آنچه فراهم است ، کفایت مى کند .

۳ . روایاتى که تکلّف را مورد نکوهش قرار داده اند.

گفتنى است که این روایات ، با هم تعارضى ندارند و جمع مفهومىِ آنها این است که از یک سو ، شایسته است که مهمان هنگام دعوت میزبان ، با او شرط کند که خود را به هیچ وجه به زحمت نیندازد و از سوى دیگر ، متقابلاً شایسته است که میزبان ، در حدّ توان ، براى گرامى داشتِ مهمانى که او را دعوت کرده ، تلاش کند ، البته نه به اندازه اى که سختىِ آن چنانى اى به خود یا خانواده خویش تحمیل کند که با حکمت مهمانى و نزدیک شدن دل ها منافات داشته باشد!

یلدایی مملو  از معرفت نسبت به اهل بیت و توأم با شادی داشته باشید.

ما برای رفتن به بهشت، بلکه دیدن بهشت دو تا راه داریم؛ یکی راه درس و بحث است که حوزه و دانشگاه مسئول این کار هستند که با علم حصولی و استدلال راه دارد. یکی راه تهذیب نفس است، رفتن به بهشت خیلی مهم نیست، دیدن بهشت مهم است. آن بیان نورانی حضرت امیر(سلام الله علیه) در نهج البلاغه که حضرت در اوصاف متقیان سخنرانی می‌کند و مستمع آن خطبه در پایان خطبه جان می‌دهد و حضرت فرمود: من می‌دانستم که پایان این نحوه حرف زدن، آن نحوه جان دادن هم هست؛ شما ببینید در این دامنه دماوند هم زندگی می‌کنید، این قله دماوند آن قدر مرتفع است که کمتر پرنده‌ای توان آن را دارد که روی اوج آن بنشیند. فرمود فکر هیچ کسی به اوج من نمی‌رسد؛ مثل اینکه هیچ پرنده‌ای روی قله دماوند نمی‌نشیند، «وَ لَا یَرْقَی إِلَیَّ الطَّیْر» و اگر بخواهم علی‌گونه سخن بگویم، سیل شما را می‌برد: «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْل»؛ چه اینکه در جریان خطبه همّام همین طور بود. بهشت رفتن خیلی مهم نیست، بهشت دیدن مهم است. آنهایی که بهشت را دیدند نه امام بودند نه پیغمبر؛ شاگردان ائمه بودند؛ مثل حارثة بن زید که مرحوم کلینی(رضوان الله تعالی علیه) آن را در جلد دوم کافی نقل کرد.

تهذیب نفس دو تا راه دارد؛ یک راه، راه حوزه و دانشگاه است و راه دوم نماز شب است و مسجد است و حسینیه است و راه ناله که «سِلَاحُهُ‏ الْبُکَاء» اگر گفتند شما جهاد کنید جهاد نفس، این جهاد نفس با اشک شبانه است. در قرآن کریم فرمود درست است در همه اوقات ذات اقدس الهی ﴿إِنَّکَ سَمیعُ الدُّعاءِ﴾ است؛ اما ﴿إِنَّ ناشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلاً﴾؛ پایان شب و نماز شب یک نشئه جدایی است. خدا ﴿إِنَّکَ سَمیعُ الدُّعاءِ﴾ است یعنی چه؟ یعنی دعا را می‌شنود؟ همه حرف‌ها را غیبت را هم می‌شنود! «بکلّ شیء سمیع» است. سمع دو تا معنا دارد: یک معنای لغوی دارد؛ یعنی کسی که حرف می‌زند ما می‌شنویم. یک حرف معنای اجتماعی و ادبی دارد؛ می‌گوییم او حرف ما را می‌شنود. فلان پسر حرف پدر را نمی‌شنود؛ یعنی گوش نمید‌هد؛ یعنی ترتیب اثر نمی‌دهد. وقتی ما در جمله‌های خودمان می‌گوییم: ﴿سَمیعُ الدُّعاءِ﴾ است، نه یعنی دعا را می‌شنود، یعنی گوش به حرف داعی می‌دهد. او عنایت دارد؛ مثل اینکه کسی با هم آشنا نیستند می‌گوید او حرف ما را نمی‌شنود؛ یعنی ترتیب اثر نمی‌دهد. خدا آشناست و به حرف ما ترتیب اثر می‌دهد. او ﴿سَمیعُ الدُّعاءِ﴾ است. این خدا به ما فرمود شما ناله بکنید من می‌شنوم. یک وقت است آدم حرف می‌زند او می‌فهمد، یک وقت ناله می‌کند او می‌فهمد. ناله بیمار به یک نحو است، ناله وامدار یک نحو است، ناله جاهل یک نحو است، ناله عالم یک نحو دیگر است. او اختلاف اصوات را، می فهمد.

این خدا ﴿سَمیعُ الدُّعاءِ﴾ است. کاری بکنید که بهشت را ببینید. تلاش شما این نباشد که بهشتی بشوید، «فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُعَذَّبُون‏». اینها که اینجا نشسته‌اند گویا بهشت را می‌بینند گویا جهنم را می‌بینند. این راه باز است. این راه با درس و بحث حوزه و دانشگاه هم جمع می‌شود؛ منتها درس و بحث علم حصولی است و مفهوم است و ذهن. شهود یک علم حضوری است که تهذیب نفس می‌طلبد. خاصیت حسینیه‌ها و مسجدها و ایام وفات و شهادت‌های ائمه(علیهم السلام)، نشر این گونه از معارف است.

برگرفته از نکات اخلاقی استاد جوادی املی

گفتیم معاد چهار مرحله دارد : قیامت صغری(مرگ) - برزخ - قیامت کبری - و سر منزل مقصود.

حالا سوال اینجاست که سر منزل مقصود یکی است یا دو تا؟ اگر فقط یکی است چرا یک عده به بهشت می روند و اکثریت به جهنم؟!؟


دریافت
حجم: 13.5 مگابایت

وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا ﴿٢٤﴾نکاتی که از این آیه برداشت می شود :

1/ دعا در حق پدر و مادر نوعی قدردانی از آنهاست

2/ از این آیه می فهمیم در دعاها از کلمه ربّ استفاده کنیم. این کلمه رحمت خدا را به هیجان می آورد.

3/گذشته و تلخیهای دوران کودکی و خردسالی خود را از یاد نبرید. یادآوری خاطرات گذشته روحیه شکرگزاری را در بچه ها زیاد میکند.

4/ پدر و مادرباید بر اساس محبت و مهربانی بچه ها را تربیت کنند. دو واژه تربیت و رحمت در کنار هم...



دریافت
حجم: 18.4 مگابایت

وَ إِیَّاکَ أَنْ تَضَعَ ذَلِکَ فِی غَیْرِ مَوْضِعِهِ أَوْ أَنْ تَفْعَلَهُ بِغَیْرِ أَهْلِهِ لَا تَتَّخِذَنَّ عَدُوَّ صَدِیقِکَ صَدِیقاً فَتُعَادِیَ صَدِیقَکَ….

در جلسه گذشته در محضر این فراز از وصایای آسمانی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب سلام الله علیه قرار داشتیم که فرمودند: اگر برادر تو از تو بُرید، تو با او دوستی کن و اگر روی برگرداند تو به سمت او برو هنگامیکه او بخل ورزید تو از بخشش به او مضایقه نکن و هنگامی که او از تو دوری می گزیند تو به طرف او برو...عذر او را بپذیر . آنچنان کریمانه و مهربانانه با او رفتار کن گویی که تو نیازمند دوستی او هستی و ...

سپس استثناء کرده و می فرماید: مبادا این دستوراتی را که به تو گفتم در مورد دوستانت انجام بده یا این نوع رفتار و منش را با انسانهایی که شایسته آن نیستند در پیش بگیری و تأکید مؤکّد می فرماید که دشمن دوست خود را به دوستی مگیر به خاطر اینکه با آن دوست خودت بخواهی دشمنی کنی...

دریافت
حجم: 14.5 مگابایت

 به وجود مبارک امام مجتبی و امام حسین(سلام الله علیهما) فرمود: «کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً». در جلسه قبل هم به عرض شما رسید که اصلاً نماز ما، دستور مبارزه با بیگانه و ظالم را می‌دهد؛ برای اینکه ما در نماز از خدای سبحان می‌خواهیم و با او در میان می‌گذاریم، می‌گوییم: ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ﴾ راه راست را به ما نشان بده! این یک توضیح دو جانبه می‌خواهد که قرآن هر دو بخش آن را به عهده گرفته است. این چه کسانی هستند که خدا به آنها راه راست را نشان داد؟ ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ﴾ را مشخص کرد، فرمود: ﴿صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ﴾ این ﴿أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ﴾ چه کسانی هستند؟ در آن نوبت ملاحظه فرمودید که ما دو تا بخش کمبود داریم که این را مشخص کنند: یکی اینکه آن منعم علیه چه کسانی هستند؟ یکی اینکه راهشان چیست؟ چون این راه، راه جغرافیایی که نیست. در نماز هر شب و هر روز می‌خوانیم: ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ ٭ صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ﴾، در سوره مبارکه «نساء» فرمود: «منعم علیهم»، انبیا و اولیا هستند: ﴿فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً﴾، پس «منعم علیهم»، انبیا و اولیا و صلحا و شهدا و اینها هستند. راهشان چیست؟ راهشان را یکی از اینها که وجود مبارک موسای کلیم است و جزء مبارزترین اینهاست، در قرآن کریم راه اینها را هم مشخص کرد؛ موسای کلیم عرض کرد خدایا! ﴿رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهِیراً لِّلْمُجْرِمِینَ﴾؛ خدایا به پاس آن نعمتی که به من دادی من هرگز از ظالم حمایت نکنم! پس اینکه حضرت فرمود در فتنه، نه به کسی سواری بده و نه شیر بده، این فتنه را تقویت کن و نه مثل شتری باشی که از کُرک بدنت استفاده کنند، تنها سخن از سلب و نفی نیست، آن سخن اثباتی را هم گفته است که ﴿لَنْ أَکُونَ ظَهِیراً لِّلْمُجْرِمِینَ﴾، این است که فرمود: این کارها را نکن در برابر آن کارهایی هم که باید انجام داد آن را هم گفت.

کلام آستاد جوادی املی در شرح حکمتهای نهج البلاغه

در مبحث معاد رسیدیم به خصوصیات بهشت و اهل آن؛ بهشت در واقع تجلی انسان کامل است. انسان کامل انسانی است که هم روحش روح انسانی است، هم قلبش قلب انسانی است، هم عقلش عقل کامل است، و هم بدنش بدن سالم است. بهشت در واقع تجلی گاه تربیت انسان و به کمال رسیدن انسان است. در نتیجه همه آنچه که ما درباره انسان و خوبیهای انسان در قران و روایات و علم و عقل و هر چه که داریم در بهشت مشاهده می شود. در بهشت قلبها همه قلب پاک است. انس و الفت و صمیمیت در همه دلها در بهشت وجود دارد. کینه و کدورت و غلّ و آفات قلب در دلها وجود ندارد. ( جلد هشتم بحار الانوار حاوی روایات و آیات بسیاری در این مورد است)

دریافت

حجم: 18 مگابایت

امام علی علیه السلام :

شَرطُ الاُلفَةِ تَرکُ الکُلفَةِ.

شرط الفت ، ترک تکلّف است .

المواعظ العددیّة : ص ۵۷

 

آیات بسیاری در قرآن وجود دارد که در آن از دنیا بدگویی شده البته اگر زندگی دنیا و آخرت در کنار هم قرار بگیرد اشکالی ندارد. قرآن از دنیا وقتی بدگویی می کند که انسان به دنیا بسنده کند . می فرماید : " و لَم یُرِد إلّا الحیاة الدنیا" ( سوره نجم - 29) فقط دنیا را می خواهد. یا " أرَضیتُم بالحیاة الدنیا ..." (سوره توبه - 38) آیا به زندگی دنیا راضی هستید. این کم است! قلیل است! اما اگر کسی از دنیا برای رسیدن به آخرت استفاده کند ، اشکال ندارد. قرآن از اینکه ما به این دنیا قانع باشیم ، بدگویی می کند. ..

دریافت
حجم: 18.8 مگابایت

وَ إِیَّاکَ أَنْ تَجْمَحَ بِکَ مَطِیَّةُ اللَّجَاجِ احْمِلْ نَفْسَکَ مِنْ أَخِیکَ عِنْدَ صَرْمِهِ عَلَى الصِّلَةِ وَ عِنْدَ صُدُودِهِ عَلَى اللَّطَفِ وَ الْمُقَارَبَةِ وَ عِنْدَ جُمُودِهِ عَلَى الْبَذْلِ….

سخن ما در جلسه گذشته به اینجا رسید که مولای ما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب سلام الله علیه در وصیت الهی خودشون به حضرت امام حسن علیه الصلاة و السلام فرمودند: عزیزم! از سوار شدن بر مرکب سرکش لجاجت برحذر باش که تو را بیچاره می کند. از بیان امیرالمؤمنین دریافت می شود که لجاجت حاصلی جز بیچارگی برای صاحب خودش به ارمغان نمی آورد و این رذیله اخلاقی ، قلمرو گسترده ای از زندگی انسان را به خودش اختصاص داده، حالا مرکب سرکش لجاج همین نسبتها و مقامها و سوءاستفاده از امکانات و اختیاراتی است که انسان را به طغیانگری می رساند. اسباب خیر راتبدیل به اسباب شرّ می کند و اسباب شرّ و لجاجت هم حیثیت انسانی صاحب خودش را به نابودی می کشاند . حالا این سؤال پیش می آیدکه بهانه جویی و لجاجت به چه معناست؟...
دریافت
حجم: 12.3 مگابایت

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 99

قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله(:

اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً.

پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.»

(جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556(

 

بایگانی