مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

در ادامه مباحث تنبیه تربیتی استاد به نکات دهگانه ای پیرامون تنبیه پرداختند ، از جمله اینکه تنبیه عامل درمانی نیست بلکه تنها یک مسکّن است...


دریافت
حجم: 13.4 مگابایت


... جمعیتی که با تظاهرات دینیشعارهای ارزشی و اسلامی، ضدیّت با امام حق را دنبال می کنند و آموزه های غیر دین را به نام دین به خورد جامعه می دهند و به نام خیرخواهی و خدمت به دنبال شکاف اجتماعی و فتنه انگیزی هستند بنا به وعده قرآن خودشان دچار گسست و فتنه می شوند و ائمه حق در چهارچوب خواست خدا نباید در عمل به حق درنگ کنند ...

دریافت
حجم: 12.3 مگابایت

در این جلسه استاد به بیان سنتهای املا و استدراج پرداختند:


دریافت

حجم: 7.03 مگابایت

حجت الاسلام حمید محمدی در این جلسه به بیان نکات ترجمه ای و تفسیری آیات 37 تا 61 سوره مبارکه الرحمن پرداختند.
یکی از نکات مهم در ترجمه لغات تفاوت های ریز معنایی در آنها می باشد به طور مثال کلمات :"خوف، حذر، خشیة، وجل، رهبة، فزع"همگی به معنای ترس هستند ولی ...

دریافت
حجم: 9.06 مگابایت

امام صادق علیه‌السلام :

ثَلاثَةٌ مِنَ السَّعادَةِ: الزَّوجَةُ المُؤاتِیَةُ، وَالأَولادُ البارّونَ، وَالرَّجُلُ یُرزَقُ مَعیشَتَهُ بِبَلَدِهِ ؛ یَغدو إلى أهلِهِ ویَروحُ.

سه چیز از خوش‏بختى است: همسر سازگار، فرزندان نیک، و این که )منبعِ( روزى انسان در شهر خودش باشد و بام و شام با خانواده اش به سر بَرَد.

کافی : ج ۵ ص ۲۵۸ ح ۲

 

ادامه مباحث خداشناسی :



دریافت
حجم: 14.8 مگابایت

سلام بر قلب صبور زینب

آن روز که در سایه‌سار بلند شکیبایی‌ات، درد تکیه زد و غم صبورترین شانه و مطمئن‌ترین قلب را در ازدحام خون و عطش و تازیانه یافت، ما به توانایی «زن» ایمان آوردیم و اندیشه بی‌بنیاد«ضعیف‌انگاری» زن را بر همه کج‌اندیشان آوار دیدیم.
آن روز که از ساحل گودال گذشتی و موج متلاطم خون تا ابدیت دامن می‌گسترد، هیچ‌کس تو را شکسته ندید. آنان که حماقت خویش را راست ایستاده بودند و فرو شکستنت را انتظار می‌کشیدند، زنی را دیدند که راست‌قامت می‌دوید؛ اگر هم خم می‌شود، برای بوسه وداع بر حلقومی بریده و نشاندن پیکری است، ۳۶۰ زخم‌خورده در مقابل چشم‌های خدا که: «خدایا قربانی آل محمد(ص)، را بپذیر!»

در آفتابی‌ترین مشرق هستی گودال قتلگاه هیچ‌کس افول صبوری زینب(س) را ندید. هیچ‌کس در آن لحظه که همه هستی می‌شکست و همه ذرات می‌گریستند و پشت آسمان خمیده‌تر می‌شد، ضعف در سیمای حضرت زینب(س) ندید. آنگاه نیز که در حریق حرم، کودکان سرگشته را به آغوش می‌کشید، تردید و تشویش حتی دمی به حرم امن قلبش راه نیافت.
با چهره غبارآلود، پس از سه روز عطش و گرسنگى،‌از دشت لاله‌رنگ آتش‌خیز گذشت، ولی هنگام عبور از انبوه لاله‌های پرپر، هیچ‌کس باغبان بزرگ دشت را به گل چیدن ندید و گرچه انبوه گلبرگ‌های پرپری که زیر سم پاییز له می‌شدند، جانش را شعله‌ور می‌کرد، کسی گلبرگ روحش را پریشان و بازیچه ندید. از کربلا تا کوفه، آسمان دمی بی‌چرخش تازیانه و غوغای تمسخر فاتحان زبون کربلا نبود و زینب(س) که بازوان تازیانه خورده مادر را تجربه می‌کرد، با آرامشی شگفت، همه راه را تا پایان، چشم بر چشم برادر پیمود.
آ‌نگاه نیز که به شهر تمسخر و تحقیر و دشنام گام نهاد و دوازده هزار نوازنده، جشن پیروزی برپا ساخته و هزاران زن بر پشت‌بام‌ها هلهله‌گر بودند و پای‌کوبی مستان با آه آه کودکان در هم می‌آمیخت، ‌شکیبایی و وقار، لحظه‌ای از کاروان قلب زینب(س) فاصله نمی‌گرفت.
زینب(س)، آبروی صبورى و آیت بزرگ ایستادن است و کدام مفسر و تفسیر به ژرفای بطن در بطن این آیت سترگ راه خواهد یافت. اگر او نبود،‌چه کسی انگاره ناتوان بودن زن را از ذهن‌ها می‌شست؟ چه کسی توانایی و عظمت زن را چونان خورشید بر پلک‌هایی که به کج‌بینی و کم‌بینی و بدبینی عادت کرده‌اند، می‌تاباند؟‌
حدیث دردهای زینب(س) را هیچ قلمی برنمی‌تابد. هیچ‌کس نیست که بی‌قراری اشک‌‌ها را در مرور غم‌های زینب(س) پشت پلک‌هایش تجربه نکند. هیچ عاطفه‌ای نیست که شنیدن آنچه بر زینب(س) رفت، طوفانی‌اش نکند.
چهار ساله بود که در افق نگاهش، آخرین روزهای زندگی پیامبر غروب کرد. هنوز سایه سنگین غربت پیامبر از دیواره قلبش دامن برنچیده بود که در شبانگاه درد در غریبانه‌ترین تشییع، گلبرگ پاییز زده پیکر مادر را در گمنامی کاشت و در اندوهی بی‌صدا به خانه بازگشت. تنهایی پدر، دردهای پنهان و ناگفتنى، خار خلیده در چشم و استخوان نشسته در گلو، زینب(س) را می‌گداخت. در خانه بی‌زهرا(س)
، همه خاطرات مادر را مرور می‌کرد. می‌دید که سر بر دیوار، غریبانه می‌گرید و سر در چاه، آه می‌کشد و با تصویر خویش که در پرتو ماهتاب بر آب افتاده، دردهای سینه‌سوز را بازمی‌گوید. هنوز سی‌سالگی را سپری نکرده بود که در آستانه در برایش هدیه‌‌ای سرخ از مسجد آوردند. پدر قربانی عدالت خویش شده بود و خلاصه سیاهی در ناجوانمردانه‌ترین ضربت، آفتاب را در غدیری از خون نشانده بود. دو روز که از ثانیه‌هایش به درازای قرن‌ها گذشت، چکه‌چکه على(ع)، بر دامان زینب(س) چکید و زخمی که چشم بر چشم زینب(س) داشت، با دختر حدیث رفتن می‌گفت. دو روز تیماردار پدر بود. با نظاره مرغکانی که شیون می‌کردند، هرگاه سرِ راندنشان داشتند، زمزمه پدر برمی‌خاست که: «مرانید، ‌نوحه‌گرند.» خوان چهارم، ‌زهرآبه‌هایی است که تشت را آذین می‌بندد. پاره‌های جگر برادر و خیانت نامحرم‌ترین محرم بر سیمای رنگ‌پریده حسن(ع)، لبخند می‌زند و زینب(س) می‌بیند که لخته لخته برادر در تشت فرو می‌چکد. راستی کدام شانه را شکیب این همه رنج است. کدام دل را یارای تحمل این همه درد،‌این همه سوز،‌کدام انسان را می‌شناسى؟

"السلام علیک یا ایتها الصبور"

میلاد امیر المؤمنین

هرکس که شود داخل حصن حیدر                     ایمن بود از عذاب روز محشر
جز مهر علی و آل چیزی نبود                            سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر

در جشن میلاد حضرت علی ، امیرالمؤمنین علیه السلام استاد محمدی به بیان نکاتی پیرامون سیره تبلیغی آن حضرت پرداختند :
 

دریافت
حجم: 14.9 مگابایت

پیامبر خدا صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏ آله

إنَّ السَّعیدَ کُلَّ السَّعیدِ حَقَّ السَّعیدِ مَن اَحَبَّ عَلِیّا فی حَیاتِهِ و بَعدَ مَوتِهِ

سعادتمند حقیقى کسى است که علی را در حیات او و پس از رحلتش دوست بدارد

أمالى صدوق ، ص 249

جشن


دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 58

امام صادق سلام الله علیه :

اَنَّ الْعَبْدَ اِذا لَمْ یَعْرِفْ وَجْهَ رِزْقِهِ کَثُرَ دُعاؤَهُ؛

وقتى که بنده مؤمن نداند روزیش از کجا خواهد رسید، زیاد دعا مى‏کند.

توحید صدوق، ص 402؛