مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

امام علی علیه السلام :

مَن لَم یَتَغافَل ولا یَغُضُّ عَن کَثیرٍ مِنَ الاُمورِ ، تَنَغَّصَت عیشَتُهُ 

هر که از بسیارى امور ، تغافل و چشمپوشى نکند ، زندگى اش تیره مى شود .

غرر الحکم : ج ۵ 

زیارت مقدمات و شرایطی دارد. مهمترین شرط و مقدمۀ زیارت معرفت است تا حدّی که می توان گفت حقیقت زیارت چیزی جز معرفت نیست چون زیارت حضور است، حضور هم علم است. بنابراین معرفت شرط، مقدمه بلکه خود زیارت است و هر چه معرفت بیشتر باشد انسان زائرتر خواهد بود. اگر این معرفت ایجاد شد، آن وقت زیارت سطحش خیلی بالا می رود و می تواند به اندازه صدهایا هزاران سال عبادت ارزش داشته باشد. برای اینکه بدانیم چقدر معرفت داریم باید ببینیم وقتی وارد حرم می شود تا چه حدّ خضوع و خشوع داریم نسبت به امام ...

رسیدیم به این فراز: حتّی یُحیِی الله تعالی دینه بِکُم و یُردَّکُم فی أیّامِهِ ...

دریافت
حجم: 16.8 مگابایت

میلاد حضرت معصومه مبارک

امروز ستاره ای در مدینه از افق هفتمین خورشید طلوع می کند و زمین نورباران می شود.
جشن ولادت است امروز.
جشن شکفتن گلی است بر شاخه طوبا که جهان را پر می کند از عطر عصمت فاطمه.
بانویی در نگاهش قداست مریم موج می زند و مثل زینب دلبسته برادر است.
آنقدر که برادر مهربانش در خراسان فرمود:((من زار المعصومه بقم کمن زارنی))
بانو حضرت معصومه (س) چشمه حیات است در کویر قم. 
عطر بهشت می گیرد کسی که زیارتش کند که فرمودند : (من زارها عارفاً بحقها فله الجنه)

چشم دلم به سمت حرم باز می شود
با یک سلام صبح من آغاز می شود
قفل دلم شکسته کنار در حرم
از مرقدت دری به جنان باز می شود
فهمیده ام ز حکمت ایوان آینه
اینجا دل شکسته سبب ساز می شود
اینجا بهشت دختر موسی بن جعفر است
از نفحه ی شهود و تجلی معطر است
چشم امید عالِم و عاشق به سوی توست
اینجا چقدر چشمه ی جوشان کوثر است
صحن تو غرق بوی گل یاس می شود
اینجا حضور فاطمه احساس می شود

میلاد این بانوی کریمه آغاز دهه کرامت و چله گیری اولیای الهی

امسال را با توصیه استاد گرانقدر جوادی آملی چله بگیرید:

 

یا بُنَیَّ إنّی قد أنبَأتُکَ عَنِ الدنیا وحالِها و زوالِها و انتقالیها، و أنبَأتُکَ عنِ الآخرة و ما أُعِدَّ لأهلِها فیها و ...

وجود مبارک امام المتقین امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب در ادامه این بخش از وصایای نورانی خودشون به حضرت امام مجتبی علیه السلام با استفاده از دو مثال زیبا جایگاه و موقعیت دنیا و آخرت و اهالی دنیا و ره پویان قیامت را به تصویر کشیده اند...

دریافت
حجم: 14.3 مگابایت

ایا می دانید با وجود اینکه اعتقاد به معاد انسان را از انحراف و گناه باز می دارد؛ پس چرا در جوامع مذهبی این همه انحراف دیده می شود؟
بی تردید اعتقاد به معاد، انسان را از گناه باز می دارد. خداوند فراموشی معاد و روز حساب را از عوامل گمراهی می داند. ... ان الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب؛ در حقیقت کسانی که از راه خدا گمراه می شوند چون روز حساب را از یاد برده اند عذاب سختی دارند.
جامعه ای که تنها علم و آگاهی به معاد داشته باشد، ولی آن را باور نکرده و به مرحله یقین نرسیده باشد، از انحراف، ستم و تعدی مصون نخواهد بود. هنگامی که انسان به چیزی یقین پیدا کرد و باور نمود، دیگر آن را فراموش نمی کند و یقین به معاد است که از انحرافات جلوگیری می کند.
داشتن عنوان مذهبی به تنهایی دلیل نمی شود که در جامعه انحرافی نباشد. در جامعه ای که اکثر مردم معاد را باور کنند، انحرافات کاهش می یابد. نمونه آن ماه رمضان در جوامع اسلامی است، چون در این ماه مردم بیش از ماه های دیگر به یاد معاد هستند، میزان بزه کارهای اجتماعی کاهش می یابد.

صلّ علی النبیّ


زیارت اگر بخواهد به حقیقت تحقق پیدا کند باید با معرفت باشد تا انسان خودش را نشناسد و فضا را نشناسد زیارت واقعی برایش محقق نمی شود

اینکه در تعریف زیارت گفته اند زیارت عبارت است از حضور زائر نزد مزور ، اینکه زائر نزد زیارت شونده حاضر باشد به این دلیل است که حضور، حقیقتش علم و معرفت است و به عبارت دیگر حقیقت علم، حضور است...

" مؤمن بسرّکم و علانیتکم "

دریافت
حجم: 18.7 مگابایت
«داغ شیعه در غربت بقیع»

غروب غریبت، در لابه‏ لای دقیقه‏ های خاکی بقیع قد می‏کشد. مدینه، با التهاب به مدار پرواز کبوتران دست می ‏برد تا مردم، آیه‏ های زخمی نشناختنت را به دوش بکشند و عذر نیاورند.

زمین، آبستن اشک می‏ شود. خورشید، قد خم می‏کند و دست‏های ملتمس عرشیان، همگام با فرشیان، شعر بی‏قراری را در آغوش می‏کشند.

داغ در گلوی شیعیان منتشر می‏شود تا بلوغ ابری بقیع را نظاره کنند.

نبض تاریخ، به هم خورده است. دشمنان، با زهرشان، قلب تو را نشانه رفته‏ اند تا حوصله خدا را سر ببرند.

با این بدبختی عمیقی که فراهم کرده ‏اند، نه تنها به ساحت سبزت راه نیافته ‏اند، که آتش جهنم خودشان را شعله‏ ورتر ساخته ‏اند. اینان، سپاهیان شیطانند که از دهلیزهای پرپیچ و خم جهالت و نکبت سردرآورده ‏اند. اینان می‏ خواهند آینه امامت را بشکنند؛ ولی دیری نخواهد پایید که مذلت و سرافکندگی خویش را در قامت «وجوه یومئذ خاشعه» تجربه خواهند کرد.


شهادت  رئیس مکتب شیعه تسلیت باد

به 25 شوال که می رسیم، مظلومیت شیخ الائمه ، پدر فقه شیعه بیشتر از همیشه آشکار می شود

امامی که با توجه به فرصت مناسب سیاسی و نیاز شدید جامعه، دنباله نهضت علمی و فرهنگی پدرش را گرفت و حوزه وسیع علمی و دانشگاه بزرگی به وجود آورد و در رشته های مختلف علمی و نقلی شاگردان بزرگی تربیت کرد. شاگردانی چون: هشام بن حکم، مفضل بن عمر کوفی جعفی، محمد بن مسلم ثقفی، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، جابر بن حیان و . . . . تعداد شاگردان امام را تا چهار هزار نفر نوشته اند. ابوحنیفه رئیس یکی از چهار فرقه اهل سنت مدتی شاگرد ایشان بود و خودش به این موضوع افتخار کرده است.

 امام جعفر صادق (ع) از فرصت های گوناگونی برای دفاع از دین و حقانیت تشیع و نشر معارف صحیح اسلام استفاده می برد. مناظرات زیادی نیز در همین موضوعات میان ایشان و سران فرقه های گوناگون انجام پذیرفت که طی آنها با استدلال های متین و استوار، پوچی عقاید آنها و برتری اسلام ثابت می شد.

 عصر امام صادق (ع)، عصر جنبش فرهنگی و فکری و برخورد فرق و مذاهب گوناگون بود. پس از زمان رسول خدا دیگر چنین فرصتی پیش نیامده بود تا معارف اصیل اسلامی ترویج گردد، بخصوص که قانون منع حدیث و فشار حُکّام اموی باعث تشدید این وضع شده بود. لذا خلأ بزرگی در جامعه آن روز که تشنة هرگونه علم و دانش و معرفت بود، به چشم می خورد.

همچنین در حوزه فقه و احکام نیز توسط ایشان فعالیت زیادی صورت گرفت، به صورتی که شاهراههای جدیدی در این بستر گشوده شد که تاکنون نیز به راه خود ادامه داده است. بدین ترتیب، شرایطی مناسب پیش آمد و معارف اسلامی بیش از هر وقت دیگر از طریق الهی خود منتشر گشت، به صورتی که بیشترین احادیث شیعه در تمام زمینه ها از امام صادق نقل گردیده و مذهب تشیع به نام مذهب جعفری و فقه تشیع به نام فقه جعفری خوانده می شود.

 اما پس از به قدرت رسیدن عباسیان، همانطور که آن حضرت پیش بینی کرده بود فشار بر شیعیان افزایش یافت و با روی کار آمدن منصور این فشار به اوج خود رسید. امام جعفر صادق (ع) نیز از این فشار ها مستثنی نبود و چند سال آخر عمر آن حضرت بر خلاف دوران اولیه امامتشان،‌ دوره سختی ها و انزوای دوباره آن حضرت و حرکت تشیع بود.

 منصور شیعیان را به شدت تحت کنترل قرار داده بود. سرانجام کار به جایی رسید که با تمام فشارها، منصور چاره ای ندید که امام صادق را که رهبر شیعیان بود از میان بردارد و بنابراین توسط عواملش آن حضرت را در سن 65 سالگی در سال 148 هجری به شهادت رساند .

گوشه ای از حرای حجره ی خویش          نیمه شب ها،خدا خدا می کرد

طبق رسمی که ارث مادر بود                  مردم شهر را دعا می کرد

هر زمان دل شکسته تر می شد             «فاطمه اشفعی لنا» می خواند

زیر لب با صدای بغض آلود                       روضه ی تلخ کوچه را می خواند
عاقبت در یکی از آن شب ها                   دل او را به درد آوردند

بی نمازان شهر پیغمبر                           سرسجاده دوره اش کردند
پیرمرد قبیله ی ما را                              در دل شب،کشان کشان بردند

با طنابی که دور دستش بود                    پشت مرکب،کشان کشان بردند
ناجوانمردهای بی انصاف                         سن و سالی گذشته از آقا !؟

می شود لااقل نگهدارید                         حرمت گیسوی سپیدش را
پابرهنه،بدون عمامه                              روح اسلام را کجا بردید؟

سالخورده ترین امامم را                         بی عبا و عصا کجا بردید؟
نکشیدش،مگر نمی بینید!؟                    زانویش ناتوان و خسته شده

چقدر گریه کرده او نکند؟                        حرمت مادرش شکسته شده
ای سواره،نفس نفس زدنش                   علت روشن کهن سالی است

بسکه آقای ما زمین خورده!؟                  در نگاه تو برق خوشحالی است
جگرم تیر می کشد آقا                          چه بلاهایی آمده به سرت!

تو فقط خیزران نخورده ای و                    شمر و خُولی نبوده دور و برت
به خدا خاک بر دهانم باد                       شعر آقا کجا و شمر کجا!؟

حرف خُولی چرا وسط آمد؟                    سرتان را کسی نبرد آقا؟
به گمانم شما دلت می خواست             شعر را سمت کربلا ببری

دل آشفته ی محبان را                         با خودت پای نیزه ها ببری
شک ندارم شما دلت می خواست          بیت ها را پر از سپیده کنی

گریه هایت اگر امان بدهد                      یادی از حنجر بریده کنی

 

 

وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام در این فراز (فإذا عَرَفت ذلک فَافعَل کشما ینبغی لیمِثلِک أن یفعله فی صِغَرِ خطرِهِ و قلَّة مَقدِرَتِهِ و کثرة عجزه و عظیم حاجتِهِ إلی ربّهِ فة طلب طاعته...) به منظور تحقق عمل صالح سه مقدمه لازم را مورد تاکید قرار دادند:

1/ امر انسان سالک در سایه اعتقادات قلبی و اطاعت از اوامر و نواهی الهی شکل می گیرد.

2/ بنده مومن کسی است که باور کرده که هیچ عملی نیست که پاسخگو یا هم تراز نعمتی باشد که وجود مقدس منعم در اختیار او قرار داده و ...

دریافت
حجم: 12.6 مگابایت

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 72

امام علی علیه السلام :

مَن لَم یَتَغافَل ولا یَغُضُّ عَن کَثیرٍ مِنَ الاُمورِ ، تَنَغَّصَت عیشَتُهُ 

هر که از بسیارى امور ، تغافل و چشمپوشى نکند ، زندگى اش تیره مى شود .

غرر الحکم : ج ۵ 

بایگانی