مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

نیمه ماه پربرکت ذی الحجه روز میلاد حضرت هادی امام دهم(سلام الله علیه) است.

 آن حضرت فرمود: «الدُّنْیَا سُوقٌ رَبِحَ فِیهَا قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ»؛ فرمود دنیا یک بازاری است، یک عده سود می‌برند و یک عده زیان می‌کنند. یک عده عمر می‌دهند، در برابر چیزی را می‌گیرند که با این عمرشان با هم آمیخته است. وقتی ذات اقدس اله اعلام کرد من بیشتر می‌خرم، با من معامله کنید سرّش این است که عوض و معوّض هر دو را خدا به انسان برمی‌گرداند. اگر کسی با دیگری یعنی با شیطان معامله کرد، عوض و معوض هر دو را او می‌برد. اما اگر با ذات اقدس الهی معامله کردیم این طور نیست که جان ما را بگیرد و چیزی به ما بدهد، اینکه فرمود: ﴿إِنَّ اللّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ﴾، به این معنا نیست که جان ما را می‌گیرد و در مقابل بهشت به ما می‌دهد! بهشت را به ما داد ما چه کنیم بی‌جان!؟ جان و بهشت را؛ یعنی عوض و معوض هر دو را به ما می‌دهد.

وجود مبارک حضرت هادی(سلام الله علیه)، با آن همه مشکلات سیاسی که با آنها روبرو بود یک بار سنگین دیگری هم روی دوش ایشان و امام یازدهم بود. آنها می‌خواستند مردم را، امت اسلامی را، جامعه قرآنی را با یک حقیقت تازه‌ای آشنا کنند : «غیبت»

 آنها را آماده کنند، بگویند امام دوازدهمی هست که کسی او را نمی‌بیند، یک غیبت کوتاه دارد، یک غیبت طولانی دارد، ممکن است هزارها سال طول بکشد. هاضمه بشر برای ادراک این مطلب آماده نبود! الآن به لطف الهی از بس گفته شد جریان غیبت وجود مبارک حضرت برای ما حل شده است، وگرنه آن اوایل چه کسی می‌فهمید یک کسی می‌آید هزارها سال در پرده غیبت است! تمام تلاش و کوشش امام نهم و دهم و یازدهم در این بخش خلاصه می‌شد تا مردم را آماده کنند که امام دوازدهم می‌آید و او را نمی‌بینید و ممکن است قرن‌ها طول بکشد! این مساله بار سنگینی روی دوش امام هادی و امام عسکری(سلام الله علیهما) بود و این بار را به مقصد رساندند.

یادگار زیبای امام دهم زیارت جامعه کبیره است. فقط قرآن کریم همسان و همتای اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است. قرآن، تفسیری دارد که مفسّران فراوانی به این نعمت نایل شدند اما ولایت، تفسیر می‌خواهد. آن روایت‌ها و جمله‌های کوتاه که امامت و ولایت را شرح می‌دهد، کافی نبود. وجود مبارک امام دهم امام هادی(ع) امامت و ولایت را تفسیر کرده است. این زیارت نورانی جامعه کبیر به منزله تفسیر امامت است. یعنی همان‌طوری که قرآن، احتیاج به تفسیر دارد امامت هم احتیاج به تفسیر دارد که هر کدام از ائمه(ع) یک آیه یا چند آیه قرآن را تفسیر کردند، ولی وجود مبارک امام هادی کلّ قرآن را تفسیر کرد، چون عترت و قرآن همتای هم هستند.

 

☘️السلام علیک ایها الهادى النقى☘️

مولودى از نیمه ذیحجه مى‏‌آید و آسمان

رخت آبیش را با پشته‏‌هاى سپید ابر مى‏‌آراید

گل سرخ، ده گلبرگ خوش‏رنگ را شبنم مى‌‏زند

شب‏بوها، ده شب از عطر دل‏‌انگیزشان را به مهتاب مى‏‌دهند

و اقاقى‏‌ها، آرام مى‏‌شمارند

اولین، دومین... دهمین، آرى دهمین ستاره مى‏‌آید.

او هادی (ع) است و صداقت صادق (ع) در جان دارد، 

نجابت کاظم (ع) بر چهره، 

تبسّم رضا (ع) بر لب، 

و سخاوت محمد (ع) در دست! 

دستی که برای همیشه حبل المتین مسکینان خواهد شد.

مدینه! این بار، دهمین خورشید از منظومه «کوثر» را به دامان گرفته

خورشیدی که انوار الهی‌اش از «سامرّا» تا شرق و غرب عالم سایه خواهد افکند

و درماندگان طریق سعادت را به رستگاری رهنمون خواهد شد.

او امام هادی است که می فرمود:

همانا خداوند، دنیا را جایگاه بلاها و امتحانات و مشکلات قرار داد; و آخرت را جایگاه نتیجه گیری زحمات، پس بلاها و زحمات و سختی‌های دنیا را وسیله رسیدن به مقامات آخرت قرار داد و اجر و پاداش زحمات دنیا را در آخرت عطا می‌فرماید.

«تحف العقول، ص 358»

مولا جان! علی بن محمد علیه السلام ! سلام و درود خداوند بر لحظه‌ای که خاک «مدینه»، بوسه بر قدمت زد، و لحظه‌ای که تربت «سامرّا» تن شریفت را در آغوش گرفت!

یادتان هست نوشتم که دعا می‌خواندم                  داشتم کنج حرم "جامعه" را می‌خواندم

از کلامت چه بگویم که چه با جانم کرد                             محکماتِ کلماتِ تو مسلمانم کرد


صلوات خاصه امام هادی(ع) تقدیم به روح بزرگوار آن امام همام:

اللّهُمَّ صَلِّ عَلی عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَصِیِّ الْأَوْصِیآءِ، وَاِمامِ الْأَتْقِیآءِ،وَخَلَفِ اَئِمَّةِ الدّینِ، وَالْحُجَّةِ عَلَی الْخَلائِقِ اَجْمَعینَ، اَللّهُمَّ کَماجَعَلْتَهُ نوُراً یَسْتَضیی ُ بِهِ الْمُؤْمِنوُنَ فَبَشَّرَ بِالْجَزیلِ مِنْ ثَوابِکَ،وَاَنْذَرَ بِالْأَلیمِ مِنْ عِقابِکَ، وَحَذَّرَ بَاْسَکَ، وَذَکَّرَ بِآیاتِکَ، وَاَحَلَّ حَلالَکَ، وَحَرَّمَ حَرامَکَ، وَبَیَّنَ شَرایِعَکَ وَفَرایِضَکَ،وَحَضَّ عَلی عِبادَتِکَ، وَاَمَرَ بِطاعَتِکَ، وَنَهی عَنْ مَعْصِیَتِکَ، فَصَلِّ عَلَیْهِ اَفْضَلَ ما صَلَّیْتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اَوْلِیآئِکَ، وَذُرِّیَّةِ اَنْبِیآئِکَ، یا اِلهَ الْعالَمینَ.

 التماس دعا

 

گویی غروب نابهنگام سامرا فرا رسیده است.
نگرانی از نبض لحظه ها می بارد.
تشویش سنگینی بر شهر حکمفرماست.
غروب نابهنگام سامرا فرارسیده است و آسمان به میهمان تازه خود خوش آمد می گوید:
میهمانی که غرق در هاله سبز شهادت، آرام و مطمئن به سمت عرش الهی گام بر می دارد.
 میهمانی که از قامت دل آرای علوی اش عطر حضرت رسول (ص) می آیدعطر مدینه، عطر غربت غریبانه سامرا!
آه چه کردند سیاه جامگان با این هدیه الهی،با این بهار سبز پوش جاودانه!
چه کردند با یادگار رسول الله یادگاری که چلچراغ هدایت فرا راه گم کردگان حقیقت بود و متوسلین آستانش به رستگاری دست می یازیدند.
چه آزمون دشواری داشت این آیینه شکوه خداوند:
آنجا که "شیرها" با تمام درندگی رام حریم حرمت نامش گشتند.
آنجا که "تیرها" به برکت دست هایش به پرواز درآمدند.
آنجا که "شعرها" برابر قامت آسمانی اش قافیه باختند.
آنجا که دیوارهای سامرا نتوانست مانع از انعکاس پرتو جمال علوی اش در جهان شود. و آخرین آزمون چه آزمونی تلخ اما شیرین بود به شیرینی شهادت به شیرینی وصال!
... و چقدر مظلوم، چقدر غریب، چقدر نابهنگام دل به عروج واپسین سپرد!
السلام علیک یا  علی ابن محمد ایها الهادی النقی(ع)
نقی(ع) نامی که فخر آسمان است، تلفظ کردنش عطر دهان است ،زالقاب امام هادی(ع) ماست ، امامی که عزیز شیعیان است.
امام ماه روی باوقاری،که جد حضرت صاحب زمان است ،زلال چشمه های او پاکتر از ، همان نهری که در جنت روان است
بنام مادر آیینه سوگند ، همان که صبح چشمش جاودان است ، نخواهد از نفس افتاد این عشق ، که از هادی(ع) به قلب عاشقان است
به کوری دو چشم آن حقیری ، که از فرط حقارت بد دهان است ،به هر دیوار این دنیا نوشتم ،نقی(ع) زیباترین نام جهان است.





السلام علیک یا علی النقی (ع)

چون جامه که بر قامت زیبــــــا بنشیند         مهر تو به دلهای مصــــــفا بنشیند
هرکس به دلش مهر تو آقــــــا بنشیند          مهرش به دل حضرت زهرا بنشیند
 
لطف خود زهراست که ما اهل یقینیم           آن روز دعــا کرده که امروز چنینیم

امام علی النقی پیشوای دهم شیعیان و دوازدهمین نور از انوار عصمت و طهارت، در نیمه ذی الحجه سال 212، در محلی در حوالی مدینه، چشم به جهان گشود و با نور وجودش جهان را غرق در سرور کرد و لطف خدا از دریچه پر فیض وجودش جاری شد. آسمان و زمین مدینه ازندای تبریک و تهنیت فرشتگان مقرب الهی پر شد و قلب آسمانیان به دمیدن خورشیدی دیگر در آسمان ولایت شادمان گشت.

امروز صدای هلهله فرشتگان در آسمان مدینه شوری تازه بر پا کرده است. خانه امام جواد علیه السلام را شوری دیگر در بر گرفته است. غنچه ای از تبار عصمت، در بوستان آل طه شکفته و عطر وجودش شیفتگان را سرمست کرده است. امام جواد علیه السلام فرزند گرامی اش را در آغوش گرفته و نور امامت و ولایت را در پیشانی مبارکش می نگرد. جانشینی دیگر برای نور افشانی پا به عرصه وجود نهاد. تالطف خدا هم چنان بر بندگان صالحش فرو بارد.

سمانه مغربیه، مادر امام دهم علیه السلام ، بانویی بزرگوار و باتقوا بود.

امام هادی علیه السلام ، در سنین کودکی، زمانی که تنها هشت سال از عمر شریفش می گذشت، به امامت رسید. آن امام بزرگوار در هشت سالگی، با شهادت جانسوز پدر بزرگوارش امام جواد علیه السلام ، ردای امامت را به دوش گرفت و چون پدر و اجداد پاک و مطهرش به هدایتگری پرداخت. آن امام همام، هر چند در کودکی به امامت رسید، امّا چشمه ای جوشان از علم و دانایی و حکمت بود، و در دورانی که سرشار از اختناق و نابسامانی و لبریز ازستمگری های خلفای عباسی بود. هرچند اندک اندک از هیبت، عظمت و قدرت دستگاه عباسیان کاسته می شد، امّاهم چنان فشار بر علویان و مبارزه با تفکرات اسلامی به شدت اِعمال می شد. امام هادی علیه السلام مدت بسیاری از دوران امامت خود را در سامراء تحت مراقبت و نظارت دستگاه خلافت به سر می برد. هرچند به ظاهر امام را محترم داشته و آزاد گذاشته بودند، اما در واقع، امام هادی علیه السلام بیشتر مدت امامت خود را در زندان نظامی عباسیان گذراندند. امّا این مراقبت های شدید راه بر هدایتگری و اعمال نفوذ امام نمی بست و امام به صورت مخفیانه، به فعالیت های پرثمر خود مشغول بودند.

بیراهه نرفتیم اگر هادی ما اوست    

                                    ذکر ولی الله همان جلوه ی یا هوست
چون شیشه ی عطری که به یک واسطه خوشبوست
                                             در چنته ی ما نیست به جز مرحمت دوست

السلام علیک ایها الهادی النقی

هادی! امامنا التقی المتقی، سلام                     نور دهم! امام علی‌النقی، سلام

فیض مدام، سلسله نورِ دائمی                          پور جواد ابن رضا سبط کاظمی

درشأنت این بس است که جدشمارضاست          در فضلت این بس است که تو جدّ قائمی

تا پایه امامت و دین از تو قائم است                     خود عرش فضل را به خدا از قوائمی

یا حجّه الوفیّ، صفی هادی ای امام                    ای حضرت کریم که عین المکارمی

چون باب شهر علم نبی بود، جدّ تو                     شد ملک علم و دین ز تو آباد، یا علی

در پای تو گریسته وحش درنده هم                     ای بسته ی ولای تو آزاد، یا علی

تاریخ، ای حقیقت بیدار، چون علی                      هرگز تو را نمی‌برد از یاد، یا علی

هادی! امامنا التقی المتقی، سلام                    نور دهم! امام علی‌النقی، سلام

«خدا را پیوسته برای هدایت مردم، حجت‌هاست.»

 امام هادى(ع)، هادى امت و هدایت‌یافته غیب بود. فروغی که از خورشید وجودش می‌تابید، روشن‌گر افکار و راهنمای مردم بیدار بود. ظلمت حاکم، آن حق مظلوم را به زندان افکند و در حصر نهاد، ولی آن نور زندانى، پیوسته روشنایی می‌بخشید و بر دل‌های محبان حکومت داشت؛ نه با سلاح، که با فلاح؛ نه با قدرت نظامى، که با فضیلت اخلاقى.
سخن‌چینان از جاذبه معنوی و برتری علمی‌اش در آتش حسد می‌‌سوختند و حاکمان، او را رقیب حکومت می‌دانستند. او را از مدینه به سامرا بردند تا مدینه بی‌خورشید بماند و پروانه‌ها، سرگردان و شیعه، پریشان، ولی خلفای کوردل عباسى، کورتر از آن بودند که فروغ جهان‌تاب او را درک کنند.
آنچه او را محبوب دل‌ها ساخته بود، پیوند با خدا، تکیه بر خالق، غنای از مخلوق، وارستگی از دنیا، وابستگی به ابدیت و دلدادگی به عبادت بود.
سلام بر جان روشن و ضمیر فروزانش که با نیایش و نجوا با خدا مأنوس بود و سجاده و سحر، گواه یک عمر تهجد و شب‌زنده‌داری‌اش بود.

  1.  
یا هادی


شهادت امام هادی (ع)


گشت نورانی از امام دهم                           ماه ذیحجه روز پانزدهم
چشم زهرا، از این عطا روشن                   شادمان، زین پسر، امام نهم
از فرش تا عرش، امتدادِ فرشته است و نور.... ...
و مدینه، چشم به راهِ طلوعِ دهمین خورشید، لحظه‌ها را می‌شمارد.
امشب، دلِ شب، چلچراغی درخشان در آسمانِ مدینه است.
امشب، حرم آسمان، چراغانی ست. ستاره ها، فانوسهایی روشن در دستِ فرشتگان، و ماه، روشن ترین آیینه بر طاقچه آسمان است امشب.
امشب، فرشتگان بر خانه خورشید نُهُم، سبد سبد گلِ بهشتی می‌پاشند.
امشب، نوزادِ مبارکی به دنیا می‌آید تا خورشیدِ هدایتِ انسان به ملکوت شود.
او می‌آید تا پرچمدار علم مکتب جعفری باشد.
او می‌آید تا با نورِ دانش، ظُلمت «متوکل عباسی» را بشکافد.
او می‌آید تا خون خدا را در شریان جهان مرده جاری کند.
او می‌آید تا آسمان را چون کوله باری سبز بر دوش گیرد و رسالت هزاران ساله دین را به مقصد برساند.
خورشید دهم، می‌آید تا پدر خورشید یازدهم و دنیای گل نرگس باشد.
امشب، مدینه در باغی از عطر گُل محمدی جاری ست. شانه‌های شهر، خیس باران گُل و ستاره است.
از هفت آسمان، صدای دَف می‌بارد. و آوای تهنیت فرشتگان در ملکوت شب شنیدنی ست.

"هدیه میلاد این گل خوشبوی فاطمی صلوات "

  ارتباط امام هادی با شیعیان و بالعکس چگونه بود؟
هرچند دوران آخرین امامان شیعه(ع)  همراه با اختناق شدید از سوی خلفای عباسی بود، در عین حال در همین دوران، شیعه در سر تا سر بلاد اسلامی گسترده شده بود. میان امام هادی(ع)  و شیعیان عراق، یمن، مصر و نواحی دیگر نیز رابطه برقرار بود. هر چند امام هادی بیشتر دوران امامتشان در سامرا و تحت مراقبت عباسیان بودند، اما شیعیان به طرق مختلف از جمله به شکل فروشندگان دوره گرد و ... خدمت امام می رسیدند، همچنین امام هادی از طریق وکلاء و نمایندگانی که در شهرهای مختلف داشتند با شیعیان خود ارتباط داشت؛ سیستم وکالت، ضامن پیدایش و دوام و استحکام این ارتباط بود. وکلا علاوه بر جمع آوری خمس و ارسال آن برای امام، در معضلات کلامی و فقهی نیز، نقش سازنده‌ای داشته و در جا انداختن امامت امام بعدی، موقعیت محوری در منطقه خود داشتند.

پیکر امام هادی (ع) چگونه تشییع شد وچه کسی بر بدن مبارک ایشان نماز خواند؟
معتمد عباسی امام دهم را مسموم کرده و به شهادت رساند. مردم در تشییع پیکر امام هادی به صورت خود سیلی می‌زدند و گونه‌های خود را می‌خراشیدند. بدن مطهر امام را بر دوش گرفته و از خانه ایشان بیرون بردند و جلوی خانه «موسی بن بغا‌« قرار دادند، وقتی معتمد عباسی آنان را دید، تصمیم گرفت، بر بدن امام نماز بگزارد. از این رو، دستور داد بدن امام را بر زمین گذاشتند و بر جنازه حضرت نماز خواند، ولی امام حسن عسکری
(ع)  پیش از تشییع بدن مطهر امام(ع)  به اتفاق شیعیان بر آن نماز خوانده بود. سپس امام را در یکی از خانه هایی که در آن زندانی بود، به خاک سپردند. ازدحام جمعیت به قدری بود که حرکت کردن در بین آن همه جمعیت برای امام عسکری(ع)  مشکل بود. در این هنگام، جوانی مرکبی برای امام آورد و مردم امام را تا خانه بدرقه کردند.

1. مسعودی،ترجمه اثبات الوصیه، ص 456.

شهادت این امام  بزرگوار را به محضر امام زمان "ارواحنا فداه" و همه شیعیان ودوستداران اهل بیت تسلیت عرض می نماییم.

یکى از بادیه نشینان به در خانه امام هادی (ع) آمد و پس از دیدن ایشان با صدایى ضعیف گفت: یابن رسول اللّه من مردى از اعراب کوفه و از موالیان و محبّان جدّت على بن ابى طالب(ع) هستم، سنگینى قرض مرا از پا درآورده است و جز تو گره گشایى نمى شناسم.
حضرت متاثر شدند و لیکن خود حضرت در آن هنگام در تنگنا بودند و کمکى از دستش ساخته نبود لذا به دست خودشان ورقه اى نوشتند مبنى بر آنکه : اعرابى از حضرت مبلغ معینى طلبکار است، سپس کاغذ را به او داده گفتند: این کاغذ را نزد خودت داشته باش و به سامرّا برو، هر وقت دیدى عده اى نزد من جمع شده اند برخیز و طلبى را که در این کاغذ است از من بخواه و بر من سخت بگیر که چرا بدهى ام را نپرداخته ام و تمامى دستورات مرا انجام بده. اعرابى ورقه را گرفت و هنگامى که حضرت به سامرّا بازگشت عده اى به دیدن او آمدند که در میان آنان ماموران حکومت عباسى هم حضور داشتند، چندى نگذشت که اعرابى از راه رسید و کاغذ را نشان داده خواستار پرداخت مبلغ مذکور در آن شد، امام (ع) به عذرخواهى پرداخت لیکن اعرابى با اصرار خواستار پول خود بود و همچنان تاکید مى کرد.
حاضرین در مجلس متفرق شدند و جاسوسان متوکل شتابان ماجرا را به گوش خلیفه رساندند او نیز دستور داد تا سى هزار درهم نزد حضرت ببرند، وقتى که اعرابى آمد حضرت پول ها را به او داده فرمودند: این پول ها را بگیر و بدهى خود را بپرداز و باقى مانده را خرج خانواده ات کن.
اعرابى گفت: یابن رسول اللّه بدهى من کمتر از یک سوم این مبلغ است لیکن خداوند بهتر مى داند که رسالت خود را میان چه کسانى قرار دهد و پول ها را برداشته با خشنودى تمام و با خیال راحت به سوى خانواده اش رفت و همچنان براى ناجى خود امام هادى که او را از فقر و سختى نجات داده بود دعا مى کرد.
برگرفته از کتاب زندگانی امام هادی (ع) تالیف باقر شریف قرشی.

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 58

امام صادق سلام الله علیه :

اَنَّ الْعَبْدَ اِذا لَمْ یَعْرِفْ وَجْهَ رِزْقِهِ کَثُرَ دُعاؤَهُ؛

وقتى که بنده مؤمن نداند روزیش از کجا خواهد رسید، زیاد دعا مى‏کند.

توحید صدوق، ص 402؛