مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

بیست و پنجم ذی القعده، هم زمان با دحوالارض است. «دَحو» به معنای گسترش است و برخی نیز آن را به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلی اش تفسیر کرده اند.

دحوالارض یعنی گسترده شدن زمین. در آغاز، تمام سطح زمین را آب های حاصل از باران های سیلابیِ نخستین فراگرفته بود. این آب ها، به تدریج در گودال های زمین جای گرفتند و خشکی ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده تر شدند.

از سوی دیگر، زمین در آغاز به صورت پستی ها و بلندی ها یا شیب های تند و غیرقابل سکونت بود. بعدها باران های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره ها گستردند. اندک اندک زمین هایِ مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان و کشت و زرع پدید آمد. مجموع این گسترده شدن، «دَحو الارض» نام گذاری می شود.

 در قرآن کریم به دحوالارض اشاره شده است. خداوند در آیه 30 سوره نازعات می فرماید: «و زمین را پس از آن (آفرینش آسمان و زمین) گسترش داد». بر پایه نظر بیشتر مفسران، منظور از «دَحیها» در این آیه، همان دحوالارض است.

زمین، گاهواره زندگی انسان و همه موجوداتِ زنده است، که با تمام کوه ها، دریاها، درّه ها، جنگل ها، چشمه ها، رودخانه ها، معادن و منابع گرانبهایش، نشانه ای از نشانه های آفریدگار به شمار می آید که آن را گسترانیده است.

گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده اند که اهمیت آن را دوچندان کرده اند؛ از جمله:

 میلاد ابوالانبیاء حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام.

 میلاد حضرت عیسی مسیح ـ علیه السلام.

خروج رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس امیرالمؤمنین و حضرت زهرا ـ سلام الله علیهما ـ و نیز همه همسران و بسیاری از اصحاب پیامبر (ص) نیز ایشان را همراهی می‌کردند.

 در روایتی نیز آمده است که حضرت قائم (عج) در همین روز قیام خواهد کرد.

زیارت حضرت امام رضا ـ علیه السلام ـ بهترین و با فضیلت‌ترین عمل مستحبی این روز است.
توبه، استغفار، عبادت و شب زنده داری از اعمالی است که در شب دحو الارض سفارش و تأکید بسیاری برای انجام دادن آنها شده است.

یکی از برنامه های پیشنهادی در روز مبارک گسترده شدن زمین، خواندن دعای ویژه این روز است. در بخشی از این دعا، به مسأله دحوالأرض چنین اشاره شده است: «ای خدایی که خانه کعبه را گسترانیدی و دانه را شکافتی و سختی را برطرف ساختی، از تو می خواهم در این روز از روزهایت که حق آن را بزرگ نمودی، هر گرفتاری و مشکلی را برطرف سازی».

 از امیرالمومنین ـ علیه السلام ـ روایت شده است که فرمودند: «نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در بیست وپنج ذی القعده بود. کسی که در این روز روزه بگیرد و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را که روزش را روزه و شبش را عبادت کرده است خواهد داشت

این روز یکی از آن چهار روز است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است، در روایتی روزه‏ اش مثل روزه هفتاد سال است و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال است، هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت به سر آورد برای او عبادت صد سال نوشته شود،  برای روزه‏ داران این روز هر چه در میان آسمان و زمین است استغفار کند، این روزی است که رحمت خدا در آن منتشر شده است...

روز دختر

تبریک دهه کرامت

دهه کرامت

قم، یک شهر نیست، یک "فرهنگ" است.

جغرافى نیست، تاریخ است.

قم، ریشه در دین دارد و از چشمه سار معارف "اهل بیت" سیراب ‏شده است. شهر جهاد و اجتهاد، شعور و شرف، خون و حماسه و شهادت‏ است. قم، همیشه قائم و همیشه پیشتاز و پیشقدم بوده است.

و امروز این شهر به مناسبت میلاد حضرت معصومه غرق نور و سرور است.

جوشش چشمه کویر به واسطه حضور بانوی عصمت ، حضرت معصومه (سلام الله علیها) ، آن فاطمه ثانى (سلام الله علیها) است که فقیهان و بزرگان، آستان بوس حرم اویند و مزارش.

امروز مضجع شریف این بانو گلباران می شود و به پاس مقام والایش تمام دختران این سرزمین تکریم می شوند تا اول ذیقعده مزیّن به نام روز دختر شود. 

و همچنین آغاز دهه کرامت که آغازش با ولادت حضرت معصومه(علیهالسلام) و پایانش با ولادت حضرت ابوالحسن علی بن موسی‌الرضا(علیه السلام) می‌باشد. این دهه یادآور بسیاری از مفاهیم عالی و سازنده و ارزشمند است. دهه کرامت یادآور لطیف‌ترین علائق و مهر و وفاهای کم‌نظیر یک خواهر نسبت به مقام شامخ و معنوی برادر است.

مهر و وفایی که خواهر مهربان و دلداده را به هجرت وادار نموده و غربت و بیماری و مرگ در فصل جوانی را برای او آسان کرده است.

مهربانی که جز در مورد امام حسین و حضرت زینب (علیهماالسلام) سابقه ندارد.

دهه کرامت تداعی کننده عزم و قاطعیت و اراده آهنین زنان بزرگ و بانوان و الامقام و گرانقدر جهان می‌باشد.

تمام مفاهیم سازنده‌ای که ما در فرهنگ اسلامی داریم در این دهه تداعی می‌شوند چرا که حرم حضرت معصومه و امام رضا (علیهماالسلام) کانون دعا و قرآن و نیایش و ... است.

دهه کرامت یادآور تحول آفرینی بانوان آسمانی است و این که می‌توانند رهبری دل‌های صدها میلیون مسلمان را در طی اعصار عهده‌دار بشوند.

دهه کرامت یادآور زهرا و زینب (علیهماالسلام) است.

دهه کرامت یادآور تمام خوبی‌هاست. و یادآور جمال انسانی است.

یا رب چه قشنگ است و چه زیبا حرم قم                            چون جـنت اعلا، حـرم محتـرم قم

بانوی جنان، اخت رضا، دختر موسی                                   دردانه زهـــرا و ملائـــک خدم قم

"میلاد دختر موسی بن جعفر ، حضرت معصومه علیها السلام و روز دختر بر شما مبارک باد "

 

رهبرم ...


رهبرم!

من دینم را از تو می گیرم، من راهی را می روم که تو می روی و قدم بر جای پای تو می گذارم . من به ولایت تو افتخار می کنم چرا که ولایت تو را ولایت امام زمان (عج ) می دانم.

اگر امام بزرگوار ما وارث امامان معصوم (ع) و وارث رسول خدا (ص) بود و اگر او وارث تمامی انبیاء بود، تو وارث همان امامی و حقا که یک قدم از راه او جدا نرفته ای پس تو ولی مایی و رهبر ما.
در این وانفسا که هر کسی برداشتی از دین دارد و هر ناکسی تراوشات ذهنی خود و افکار و اندیشه های وام گرفته از غربی ها و مادی پرستان را به ساحت دین می چسباند و به نام دین به خورد توده ها می دهد، من دینی را بر می گزینم که تو منادی آن باشی. من ولایتت را می پذیرم تا حدود آزادی را بر اساس قانون خدا برایم معین کنی.
برخلاف نظر کوته نظران و کج اندیشان و معاندان، من برده و بنده تو نیستم ، چرا که تو ارباب نیستی؛ من بندة آزاد خداوندم که پیرو توأم و تو رهبر منی، من گوش به فرمان توأم و تو فرمانده منی، من مرید توأم و تو مراد منی.
من تو را شبیه ترین مردمان به امامان معصوم (ع) می بینم، در دیانت و هدایت مردم به سوی خدا، در تدبیر و رهبری حکومت اسلامی، در سیاست مبارزه و مقابله با دشمنان اسلام و قرآن، در فهم سیاسی و اجتماعی از دین، در شجاعت و شهامت و در صبر و بردباری، در ساده زیستی و زهد معنوی ، ... تورا بر سیره و روش پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) می بینم.
پس چرا به ولایتت افتخار نکنم و از جان و دل به فرمان تو گردن ننهم؟ پس من راهی را می روم که تو نشانم دهی، چرا که به این اعتقاد قلبی رسیده ام که راه تو ، راه امام و هدف تو هدف امام است.
من تو را تنها نمی گذارم تا در روز قیامت روی زشت کوفیان را نبینم
من تو را تنها نمی گذارم تا وقتی پرسیدند امامت کیست ؟ نام زیبای تو را با افتخار بر زبان آورم. من در دنیا با تو می مانم تا روز قیامت که هر کس به دنبال امامی سرگردان می شود ، مرا با تو محشور کنند و تو دست مرا بگیری. من تو را تنها نمی گذارم تا در روز قیامت همراه علی (ع) باشم.
و چه زیباست سخن آن شهید که وصیت کرد: «من با خدای خویش پیمان بسته ام که در همه کربلا ها و در همه عاشورا ها همراه حسین باشم


مارا سری است با توکه گر خلق روزگار
دشمن شوندوسربکشند،مابرآن سریم

"اللهم احفظ قائدنا الخامنه ای الی ظهور المهدی (عج)"

یاد پیر جماران بخیر

هیچ روزی چون چهاردهم خرداد نبود که در آن توفان مصیبت و عزا، بر این مردم تازیانه غم و اندوه فرود آورد. ایران یک‌دل شد و آن دل در حسرتی گدازنده سوخت و یک چشم شد و آن چشم در مصیبتی عظیم گریست.

در آن روز خورشیدی غروب کرد که با طلوع آن هزار چشمه نور در زندگی ملت ایران جوشیده بود. روحی عروج کرد که با نَفَس روح الهی‌اش پیکر ملت را جان بخشیده بود. حنجره‌ای خاموش شد که نَفَس گرمش، سردی و افسردگی از جهان اسلام زدوده بود. لبانی بسته شد که آیات الهی عزت و کرامت را بر مسلمین فروخوانده و افسوس و ذلت را در روح آنان باطل ساخته بود.

باز هم خرداد بار غم بر دوش ما نهاد. عروج امام و مأموم را در کنار هم چید تا حماسه همیشه جاوید پانزدهم خرداد ، و ارتحال بت شکن تاریخ ایران در خاطره ها جاوید بماند...

ای روح پر کشیده به بهشت!

در سالگرد عروج ملکوتی‌ات، باز همه غم، چنگ بر دل‌هایمان می‌زند.

سوگ ارتحال تو، ایران را به غم و ماتم نشاند و چشمه‌های اشک را از دیدگان خون‌بارِ امّت عاشق، جاری ساخت.

آنچه رفت، پیکر پاک و جسد مطهرت بود.

آنچه ماند، فکر ناب و اندیشه روشن و خط ماندگارت بود.

اماما! روح تو به آسمان‌ها پر کشید،

اما راه تو، ای روح خدا! در زمین و میان عاشقان تداوم یافت.

پرچمی که برافراشته‌اى، اکنون بر دوش علمداری رشید از نسل حسین فاطمه(س) است.

ای امام! ای نگین ِافتاده از انگشتر امت، ای جان ِرفته از پیکر ایران،

ای گوهرِ در خاک نهفته، ای پدر فرزندان شهدا، ای سالار بسیجیان عاشق!

مرگ تو باور کردنی نیست، ای حیات‌بخش اسلام و ایران!

حسینیه جماران از تو خالی است، اما سینه هر یک از ما حسینیه‌ای است پر از شیون عزا و لبریز از سوگ غم.

اکنون گرچه صدای تو خاموش است، دل‌های ما محشری پر غوغا از کلام عطرآگین توست. و گوش تاریخ از پیام‌های سنگین تو سرشار است.

امام رفت و بار غم برای همیشه بر دلمان ماند، اما... راهش تا همیشه ادامه دارد.

 

در سالروز فتح خرمشهر گزیده از یادداشت‌ها و دست نوشته های شهید بهروز مرادی از خاطرات فتح خرمشهر را مرور می‌کنیم:
6 اردیبهشت‌ 61
خوشا به‌ حال‌ کسی‌ که‌ بعد از حمله‌ خرمشهر زنده‌ می‌ماند و امام‌ را زیارت‌ می‌کند.
در این‌ چند شب‌ بچه‌ها در منطقه‌ دارخوین‌ از آب‌ عبور کرده‌اند و به‌ شناسایی‌ دشمن‌ پرداخته‌اند؛ خبر آورده‌اند که‌ دشمن‌ اطراف‌ دارخوین‌ نیرو ندارد؛ فقط‌ تعدادی‌ گشتی‌ دارد و احتمال‌ نفوذ تا پادگان‌ دژ خیلی‌ آسان‌ است‌. همچنین‌ گروهی‌ که‌ دیشب‌ را تا صبح‌ در منطقه‌ دشمن‌ به‌ شناسائی‌ مشغول‌ بودند خبر آورده‌اند که‌ مانعی‌ برای‌ نفوذ به‌ جاده‌ خرمشهر ــ اهواز وجود ندارد. فقط‌ عراقی‌ها اطراف‌ پادگان‌ دژ را دارند مین‌گذاری‌ می‌کنند.
8 اردیبهشت‌ 1361
امشب‌ شب‌ حمله‌ است‌.
9 اردیبهشت‌ 1361
گویی‌ در این‌ انقلاب‌ تنها مانده‌ایم‌. کسی‌ نیست‌ که‌ بفهمد ما چه‌ می‌گوییم‌؛ دوستانمان‌ یکی‌ یکی‌ می‌روند ــ و دیگران‌ هم‌ در انتظار... می‌روند و می‌رویم‌، تا شاید آیندگان‌ را راهگشا باشیم‌. به‌ هر کجا که‌ می‌رویم‌ غریب‌ هستیم‌. همه‌ با ما بیگانه‌ شده‌اند. و ما خود نیز، از خود بی‌خودان‌ را می‌مانیم‌. آنها از این‌ که‌ ما به‌ راه‌ جنگ‌ کشیده‌ شده‌ایم‌، برایمان‌ دل‌ می‌سوزانند. گویی‌ ما به‌ منجلاب‌ فسادی‌ افتاده‌ایم‌ که‌ برای‌ نجات‌، نیاز به‌ منجیانی‌ آنچنانی‌ داریم !
راضیه‌؛ باید مرا ببخشی‌ که‌ برای‌ تو دردنامه‌ می‌نویسم‌. از ابراز همه‌ آنچه‌ که‌ در سینه‌ام‌ انباشته‌ است‌ خود را ناتوان‌ می‌بینم‌. اما خوشحال‌ هستم‌ که‌ لااقل‌ کسی‌ هست‌ که‌ برای‌ او حرفهایم‌ را بگویم‌.
ما هر چه‌ در زندگی‌ داشتیم‌ به‌ امان‌ خدا رها کردیم‌؛ دنیا را گذاشتیم‌ برای‌ اهلش‌؛ برای‌ آنها که‌ دوست‌ دارند مثل‌ حیوان‌ باشند، بدون‌ این‌ که‌ تعهدی‌ در قبال‌ دیگران‌ احساس‌ بکنند. همیشه‌ در معرض‌ مهاجمان‌ مغرض‌ واقع‌ هستیم‌ که‌، چرا رفته‌اید آنجا آشیانه‌ کرده‌اید. گویی‌ مِلک‌ خدا، ملک‌ آنها است‌، و برای‌ ورود به‌ آن‌ اجازه‌ از حضرات‌ باید داشت‌.‌... و حالا در زمانی‌ واقع‌ شده‌ایم‌ که‌ جوانهای‌ از خود گذشته‌اش‌ هر لحظه‌ در خون‌ خود می‌غلتند تا از کیان‌ اسلامی‌ خویش‌ دفاع‌ کنند.
اکبر شهید شد، و او را توی‌ کوچه‌های‌ خلوت‌ و خاموش‌ آبادان‌ تا قبرستان همراهی کردیم. امروز هم‌ علی‌ را منجمد و یخ‌زده‌ به‌ قم‌ آوردند و در ردیف‌ دیگر شهدا کاشتند، و پریروز هم‌ داخل‌ خرابه‌های‌ شهر، یک‌ جمجمه‌ انسان‌ پیدا شد که‌ گویا از قربانیان‌ روزهای‌ اول‌ جنگ‌ باشد؛ در حالی‌ که‌ هیچ‌ استخوانی‌ از اعضای‌ دیگر او وجود نداشت‌. همه‌ این‌ سختیها را می‌شود تحمل‌ کرد. اما درد اینجاست‌ که‌ چرا هنوز که‌ هنوز است‌ همه‌ سرگرم‌ مسائلی‌ جزئی‌ هستیم‌. هر کس‌ دیگری‌ را آماج‌ تهمت‌ و افترا قرار می‌دهد و خود را مبرّی‌ و مطهّر می‌داند.
گویی‌ قلبها همه‌ قیراندود شده‌، و چشمها را پرده‌ای‌ سیاه‌ فراگرفته‌، زبانها سرخ‌ و زهرآگین‌ است‌ و قدمها همه‌ سست‌ و لرزان‌، چون‌ اراده‌هایشان‌ در تلاقی‌ با سختیها حرص‌ می‌زنند. چون‌ موش‌، هر کس‌ به‌ سوراخ‌ خودش‌ خزیده‌، شکمها انباشته‌ از مالی‌ است‌ که‌ در حلالی‌ آن‌ شک‌ باید کرد حرفها همه‌ دو پهلوست‌. صداقت‌ کلام‌ و شیوایی‌ بیان‌، گویی‌ به‌ گور سپرده‌ شده‌، بازار قسمهای‌ دروغ‌ به‌ اوج‌ رسیده‌ و انصاف‌ و مروت‌ و مردانگی‌ به‌ پایان‌...
انقلاب‌ به‌ مانعی‌ بزرگ‌ (هواهای‌ درونی‌) رسیده‌ و برای‌ عبور از آن‌ خیلی‌ها در گل‌ گیر کرده‌اند؛ و بلندپروازان‌ و دوراندیشان‌، به‌ سرعت‌ نور عبور کرده‌اند. گویی‌ مانعی‌ در بین‌ نبوده‌ و اکنون‌ در معراج‌، به‌ صف‌ سرخ‌ جامگان‌ پیوسته‌اند و حریصان‌ و دنیاطلبان‌ چنان‌ درجا زده‌اند که‌ بوی‌ تعفن‌، محیطشان‌ را پوشانده‌. امروز همگی‌ ما در معرض‌ یک‌ آزمایش‌ الهی‌ قرار گرفته‌ایم‌.
جنگ‌ به‌ پیش‌ می‌رود و نق‌زنهای‌ حرفه‌ای‌ درجا می‌زنند. جنگ‌ به‌ پیش‌ می‌رود و راحت‌طلبان‌ عافیت‌جو خودشان‌ را به‌ صندلی‌ حب‌ و جاه‌ طناب‌ پیچ‌ کرده‌اند؛ و در عزای‌ از دست‌ رفتن‌ آزادیهای‌ دمکراتیک‌ سینه‌ می‌زنند. جنگ‌ به‌ پیش‌ می‌رود و کاروان‌ سلحشوران‌ حماسه‌افرین‌، با گامهای‌ محکم‌، کرم های‌ ریشه‌خوار را زیر پا له‌ می‌کنند و دلهای ‌ضعیف‌ را درون‌ سینه‌ها به‌ لرزه‌ وامی‌دارند. جنگ‌ به‌ پیش‌ می‌رود و مدعیان‌ دروغین‌ خلق‌، در پس‌ شعارهای‌ رنگ‌ و وارنگ‌، استفراغِ اربابانِ خود را نشخوار می‌کنند.
کرکس ها و لاشخورها در انتظارند تا روزی‌ بر این‌ انقلاب‌ فرود آیند و هر کدام‌ تکه‌ای‌ را به‌ یغما ببرند و این‌ ما هستیم‌ که‌ با مبارزه‌ خود آرزوهای‌ آنها را بگور خواهیم‌ فرستاد؛ و انشاءالله‌ همه‌ این‌ سختی‌ها، سپری‌ خواهد شد. و خدا کند که‌ همه‌ از این‌ آزمایش‌ بزرگِ الهی‌، سربلند و پیروز بدر آییم‌؛ و به‌ جای‌ پرداختن‌ به‌ منافع‌ خود، به‌ منافع‌ انقلاب‌ بپردازیم...


توچه میدانی که خرمشهر چیست
فاتح این شهر جز دادار کیست؟

تو چه میدانی چه ها بر شهر رفت
غصه‌ها و رنجها ، با صبر رفت

هیچ میدانی که آن روباه پیر
چار بار این شهر را کرده اسیر

آن یکی مست و رجزخوان، یکسره
خواند نام شهر را محمّره

لیک با خون دل مردان پاک
ماند خرمشهر براین آب و خاک

آن که بر دیوار شهرم مینوشت
آمدم تا که بمانم در بهشت(جئنا لنبقا)

شد اسیر دست مردان دلیر
تا بداند فرق روبه یا که شیر

یاد آن پیر جمارانی بخیر
یاد آن تفسیر قرآنی بخیر

گشت شهرآزاد با دست خدا
گفت این فرموده را، آن رهنما

گوییا کرب وبلایی بوده است
یا که عاشورا در این شهرآمده‌است

آن زمانی که محمد با غرور
گفت یاران مرگ آمد با سرور

هرکه در این شهر مانَد، کشته است
ورنه ره باز و امید آغشته است

از جهان آرا چه گویم، کیست او
گرچه جسمش در میانه نیست او

یا بگویم از شریف آن مرد دین
آن بروجردی قنوتی نازنین

آن که سر را داد با عمامه اش
تا نگیرد دست دشمن خانه‌اش

یا بگویم موسوی صالح که بود
پیرهن کرد از تنش چون نور بود

آنکه میگفت ای خدا چون پر شدم
پیرهن سنگین تن، آذر شدم

یا بگویم من ز فهمیده سخن
آنکه شد رهبر به پیر انجمن

یا دگر رویین تنان شهر جان
همچو بهنام و رسول نوجوان

بس شهیده مادران شیرزن
شاهد مرگ عزیزان وطن

آن زمان که دید سردار جهان
نیست غیر خویش و بهروزش جوان

بر زمین چندین شهید بی کفن
جسمشان چون نقش گل شد در وطن

زائر قبر و جسدهاشان نسیم
ختران و ماه، خورشیدش سهیم

یاعلی گفتیم و شهر آزاد شد
وزنفس‌های شهید آباد شد

نقطه عطف جنگ ،فتح شهر خون
دشمن از این فتح گشتی سرنگون

رشته دشمن ز دستش چون گسست
پشت او از این مصیبتها شکست

زد ندای صلح شیطان بزرگ
چون که دید این فتح و این نصر سترگ

فتح باشد وعده حق هر زمان
برمسلمانان و جمله مومنان

دِین من بود این دو خط شعر و سرود
بر شهیدان وطن با صد درود

گویم اما آخرین بیتم به سوز
و دعایی که بگویم شام و روز

شهر خرمشهر چون شهر خداست
آفریدش، کرد آزاد، او رهاست

جز خدا هرگز نداند چیست جانا، شهرخون
چون در او افتاد صدها نقش از شور و جنونqurantehran

در اسلام، برخی زمان ها بر اوقات دیگر، فضیلت و برتری دارد. این فضیلت، گاه به دلیل حادثه مهمی است که در آن زمان رخ داده است. چنان که عید مبعث به دلیل بعثت پیامبر گرامی اسلام و عید غدیر به علت برگزیده شدن امیر المؤمنین حضرت علی (ع) به جانشینی رسول اکرم (ص) ، مبارک و با فضیلت شمرده شده اند. اما برخی اوقات و زمان ها، به خاطر ویژگی های خاصی که دارند، برتر و مهم هستند. مانند سه ماه رجب ، شعبان و رمضان،که بر فضیلت و کرامت آنها تاکید شده است.

 پیامبر اکرم می فرماید: «بدانید که رجب، ماه خداوند و شعبان، ماه من و رمضان ، ماه امت من است.» در روایات و سخنان پیشوایان اسلام، همواره از این سه ماه به عظمت و شرافت یاد شده و آنها را موقعیتی مناسب برای عبادت و خودسازی دانسته اند.

امام خمینی (س)، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در این مورد می فرماید: «این سه ماه رجب و شعبان و رمضان، برکات بسیار نصیب انسان، انسان هایی که می توانند استفاده کنند از این برکات، شده است.» (صحیفه امام، ج17، ص455)

 آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب نیز این سه ماه را عید بندگان خدا و وقت مناجات و تضرّع و توجه به درگاه خداوند می خواند.

تاکید امام  راحل بر خواندن مناجات شعبانیه

مناجات «شعبانیه» را خواندید؟ بخوانید آقا! مناجات شعبانیه از مناجات هایی است که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایی می رساند. آن کسی که این مناجات را گفته و همه ائمه هم به حسب روایت می خواندند، اینها، آنهایی بودند که وارسته از همه چیز بودند. مع ذلک آن طور مناجات می کردند، برای اینکه خود بین نبودند. هرچه بودند این طور نبوده که خودش را ببیند که، حالا من امام صادق ام دیگر، نه امام صادق مثل آن آدمی که در معصیت غرق است مناجات می کند، برای اینکه می بیند خودش هیچ نیست و هر چه هست نقص است و هر چه هست از اوست. هر چه کمال است از اوست، خودش چیزی ندارد هیچ یک چیزی ندارند، انبیا هم هیچی نداشتند. همه هیچ اند و اوست فقط ، همه هم دنبال او هستند، همه فطرت ها دنبال او هستند، منتها چون ما محجوبیم، نمی فهمیم که ما دنبال او هستیم؛ آنهایی که می فهمند، آنها وارسته می شوند و می روند سراغ همان معنا. این کمال انقطاعی که خواستند، این کمال انقطاع همین است که از همه این چیزهایی که هستش، اصلش به کنار باشند. انه کال ظلوما جهولا را که در آیه شریفه وارد شده است که عرضنا الامانه علی السموات والارض و الجبال فابین بعد می گوید: انه کان ظلوما جهولا بعضی می گویند که «ظلوما جهولا» بالاترین وصفی است که خدا برای انسان کرده؛ «ظلوما» که همه بت ها را شکسته و همه چیز را شکسته؛ «جهولا» برای اینکه به هیچ چیز توجه ندارد و هیچ چیز را متوجه به آن نیست، غافل از همه است. ما نمی توانیم این طور باشیم، ما امانتدار هم نمی توانیم باشیم، لکن می توانیم در آن راه باشیم. (صحیفه امام، ج19، ص253)

فرصت کوتاهی از این ماه گرانبها باقیست. از این فرصت باقیمانده برای آمادگی روحی برای ورود به ماه مبارک رمضان بهره بگیرید.

جلسه بصیرت افزایی
نشست بصیرت افزایی با حضور خانم دکتر خان آبادی ( دکترای فلسفه و استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران) همراه با جلسه پرسش و پاسخ
این نشست روز چهارشنبه ساعت 8:30 صبح  در مؤسسه برگزار خواهد شد.
شرکت برای عموم بانوان آزاد می باشد.
من رأی می دهم


جشن


دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث پنجاه و چهارم

امام علی علیه السلام

کَفاکَ مُؤَدِّبا لِنَفسِکَ تَجَنُّبُ ما کَرِهتَهُ مِن غَیرِکَ؛

دورى کردن از آنچه از دیگران ناخوش می‌دارى، بهترین ادب‌آموز توست.

غرر الحکم: ح ۷۰۷۷