مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

یا باقر العلوم

کسی که بود شکافنده‌ی تمام علوم                              هزار حیف که از زهر کینه شد مسموم
سر تو باد سلامت یا رسول ‌الله                                    وصّی پنجم تو کشته شد، ولی مظلوم

این روزها، آسمان مدینه دیگر بار، در پس غروب غم، کز کرده است. بقیع، دوباره سیاه پوشیده است. و باز زخمی عمیق بر جگر شیعه.

این بار، پنجمین ناخدای کشتی ایمان، او که دریا دریا علم، از سینه ‏اش جاری بود و واژه واژه عشق، از نگاهش سرازیر، او که از کلامش وحی می‏ جوشید و از زبانش باران حدیث می‏ بارید، چهره در خاک کشیده است؛ مظلوم و غریب.

نمی ‏دانم چرا سرنوشت اهل‏ بیت ‏رسول صلی‏ الله ‏علیه‏ و ‏آله ‏و سلم را با اشک و خون گره زده ‏اند؟

کوچک بودی که عطش و آتش کربلای بزرگ جدت را دیدی و با آن نگاه کودکانه گریستی؛ آن هنگام که پدرانت را تشنه کام به خاک و خون کشیدند.

سر حسین علیه‏ السلام را بر فراز نیزه‏ ها به تماشا نشستی، تا به وقتش مراسم مرثیه خوانی صحرای عرفات را برای افشاگری بنی امیه وصیت کنی. ماندی تا دردها را روایت کنی و حدیث زخم بگویی.

فقه، تا همیشه وام‏دار روایت توست. دین، تا هماره مدیون مجاهدت توست.

و حالا، این تویی که در آغوش پدر سجاده نشینت در گوشه‏ ی بقیع، آرام گرفته‏ ای.

دیگر مدینه صدای نافذ تو را نخواهد شنید.

از این پس، مردم، آرزوی شنیدن فریاد فتوای تو را به گور خواهند برد.

از این پس، هیچ اشکی نخواهد ریخت؛ مگر در پای مظلومیت تو.

از این پس، هیچ آهی از دل بر نخواهد خاست؛ مگر در نفرین آنان که جانت را به زهر کینه ستاندند.

از این پس، همه‏ ی مرثیه‏ ها، اندوه تو را به سوگ می‏ نشینند.

اینک با این چشم گریان، با این دل آتشین و بی‏کران اندوه، با این جان سوخته و این جهان ماتم، چه کنیم؟! با این روزهای تیره‏ تر از شب چه بگوییم؟!

ای شب! کاش آن فاجعه را در سیاهی دل خود پنهان می‏کردی و بر دل‏هامان، داغی دیگر به امانت نمی ‏گذاشتی!

در مصیبتی چنین جانسوز، تنها راه چاره اشک است؛ اشک، این چراغ روشن دل، که در تاریکی‏ها راه را می‏ نمایاند و درد را به صبوری می‏ خواند. آری! اشک، این یگانه دسته گلی که مزارهای بی‏ شمع و چراغ بقیع را آذین بسته است.

آری! بقیع، این نماد مظلومیت شیعه در همیشه‏ ی تاریخ، زیارتگاه دل‏های عاشقی است که قرار خود را در پس دیوار آن جستجو می‏ کنند؛ آن جا که اشک، اجتناب‏ ناپذیر است و سوختن ناگزیر. و آن هم که یک سالی است با نامردمی آل سعود ، این شجره خبیثه از شیعیان ایران دریغ داشته شده! 

 یا صاحب الزمان سرت سلامت ، آقا! می شود امسال بجای ما در بقیع زیارتنامه بخوانی!

به امید روزی که با سقوط این شجره ملعونه بتوانیم مزار با خاک یکسان امام باقر علیه‏ السلام را، با نم‏ نم باران چشم‏هایمان، به طواف بنشینیم. زیارت نامه‏ ی سراسر خون فرزندان رسول اللّه صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏ آله‏ و سلم را، با آه آتشین، ترجیع ‏وار زمزمه کنیم و در التهاب خاکستری رنگ فراق امامان مظلوممان بسوزیم.
.

اول رجب


میلاد امام باقر (ع) مبارک


این روزها، آسمان مدینه دیگر بار، در پس غروب غم، کز کرده است. بقیع، دوباره سیاه پوشیده است. و باز زخمی عمیق بر جگر شیعه.
این بار، پنجمین ناخدای کشتی ایمان، او که دریا دریا علم، از سینه‏ اش جاری بود و واژه واژه عشق، از نگاهش سرازیر، او که از کلامش وحی می ‏جوشید و از زبانش باران حدیث می‏ بارید، چهره در خاک کشیده است؛ مظلوم و غریب.
کوچک بودی که عطش و آتش کربلای بزرگ جدت را دیدی و با آن نگاه کودکانه گریستی؛ آن هنگام که پدرانت را تشنه کام به خاک و خون کشیدند.
سر حسین علیه‏ السلام را بر فراز نیزه‏ ها به تماشا نشستی، تا به وقتش مراسم مرثیه خوانی صحرای عرفات را برای افشاگری بنی امیه وصیت کنی. ماندی تا دردها را روایت کنی و حدیث زخم بگویی.
فقه، تا همیشه وام‏دار روایت توست. دین، تا هماره مدیون مجاهدت توست.
و حالا، این تویی که در آغوش پدر سجاده نشینت در گوشه‏ ی بقیع، آرام گرفته‏ ای.
دیگر مدینه صدای نافذ تو را نخواهد شنید.
از این پس، مردم، آرزوی شنیدن فریاد فتوای تو را به گور خواهند برد.
از این پس، همه‏ ی مرثیه‏ ها، اندوه تو را به سوگ می ‏نشینند.
ای شب! کاش آن فاجعه را در سیاهی دل خود پنهان می‏ کردی و بر دل‏هامان، داغی دیگر به امانت نمی‏ گذاشتی! کاش آن حادثه را به چشم نمی‏ دیدیم!
وبقیع، این نماد مظلومیت شیعه در همیشه‏ ی تاریخ، زیارتگاه دل‏های عاشقی است که قرار خود را در پس دیوار آن جستجو می‏ کنند؛ آن جا که اشک، اجتناب ‏ناپذیر است و سوختن ناگزیر.
از همین جا دل را روانه آن صحن و سرای خاموش کرده به شاخه گل صلواتی آن جا را منور به نور محمدی می کنیم.

"اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم "

امام باقر (علیه السلام) عنایت زیادی به اصلاح اخلاق و تغییر اوضاع اجتماعی جامعه از طریق ایجاد قوانین ، معیارها و ارزش های والای شریعت اسلام داشتند. ایشان با انتشار احادیث نبوی با جنبه های اخلاقی و اجتماعی در این راه کمر همت بست و در عمل محتوا و مضمون این احادیث را در جهان واقعیت به نمایش گذاشتند.

آن حضرت همگان را به پاک نگهداشتن زبان و مقید کردن آن به قیدهای شریعت اسلامی می خواندند تا این که روابط بین مردم از بین نرفته و دوام یابد. و در این رابطه فرموده اند:

" با مردم با بیانی صحبت کنید که دوست دارید مردم با همان بیان با شما صحبت کنند ، چرا که خداوند متعال کسانی را که بسیار اهل سبّ و لعن و طعنه زدن بر مؤمنان باشد یا مرد بدزبان و بیهوده گو و گدای سمج را دوست نمی دارد، و در مقابل انسان با حیا ، بردبار و پاکدامن را دوست می دارد." (تحف العقول/220)

و سرانجام امویان شخصیت والای امام باقر(ع) را تاب نیاورده و با زهری مهلک وی را در سن 58 سالگی به شهادت رساندند.

روح مطهرش شاد و قرین رحمت الهی باد.

امام محمد باقر (ع) در روز جمعه یا دوشنبه اول ماه رجب یا سوم ماه صفر سال 57 هجری یا به روایتی دیگر سال 56 هجری، در مدینه به دنیا آمد و در روز دوشنبه هفتم ذی حجه سال 114 هجری، در همان شهر بدرود حیات گفت. بنابراین، آن حضرت 57 سال در این جهان زیست. از این مدت چهار سال با جدش امام حسین (ع) و پس از وی 35 سال با پدرش زندگی کرد و هیجده سال بقیه عمرش را به تنهایی به سر برد. بنابر روایتی که در کافی از قول امام صادق (ع) نقل شده است، وی 19 سال و دو ماه بیش از پدرش زیسته است و در همین دوران، مامت شیعیان را عهده دار بوده است. امام باقر (ع) در مدت امامت خود چند صباحی از خلافت ولید بن عبد الملک و نیز خلافت سلیمان بن عبد الملک و عمر بن عبد العزیز و یزید بن عبد الملک را درک کرد و سرانجام در روزگار خلافت هشام بن عبد الملک وفات یافت. در قبرستان بقیع و در کنار آرامگاه علی بن حسین(ع) پدرش، و حسن بن علی (ع)عموی بزرگوارش، به خاک سپرده شده است.
مادر آن حضرت، فاطمه دختر حسن بن علی (ع) بود که با کنیه ام عبد الله و بنابر قول دیگر، ام الحسن خوانده شده است. بنابراین امام باقر (ع) از سلاله پدر و مادری هاشمی علوی و فاطمی به شمار می آید. بدین جهت او نخستین کسی است که از نسل امام حسن (ع) و امام حسین (ع) به دنیا آمده است.
ادامه مطلب

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث پنجاه و چهارم

امام علی علیه السلام

کَفاکَ مُؤَدِّبا لِنَفسِکَ تَجَنُّبُ ما کَرِهتَهُ مِن غَیرِکَ؛

دورى کردن از آنچه از دیگران ناخوش می‌دارى، بهترین ادب‌آموز توست.

غرر الحکم: ح ۷۰۷۷