مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

  • 20ت

  • 19ت

    تلاوت صفحه 576 :

    قطره ای از دریای بیکران کلام الهی :

    آیه شماره 28  از سوره مبارکه رعد
     الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
    آنها کسانى هستند که ایمان آورده ‏اند، و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است؛ آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مى‏ یابد.
    نکات تفسیری :

    1- ایمان بدون اطمینان قلبى، کامل و کارساز نیست. «امنوا وتطمئن قلوبهم»
    2- یاد خدا با زبان کفایت نمى‏ کند، اطمینان قلبى هم مى‏ خواهد. «تطمئن قلوبهم بذکر اللَّه»
    3- تنها یاد خدا، مایه‏ ى آرامش دل مى‏ شود. «بذکر اللَّه تطمئن القلوب»
    امروزه دارندگان زر و زور و تزویر بسیارند ولى از آرامش لازم خبرى نیست.

    تلاوت صفحه 575 :

    قطره ای از دریای بیکران کلام الهی :

    آیه شماره 87  از سوره مبارکه یوسف
     یا بَنِیَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یُوسُفَ وَ أَخیهِ وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ
    پسرانم! بروید، و از یوسف و برادرش جستجو کنید؛ و از رحمت خدا مأیوس نشوید؛ که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس مى ‏شوند.
    نکات تفسیری :

    1- رسیدن به لطف الهى، با تنبلى سازگار نیست. «اذهبوا، ولا تایْئسوا»
    2- اولیاى خدا، هم خود مأیوس نمى‏ شوند هم دیگران را از یأس باز مى‏ دارند. «لاتایئسوا»
    3 - یأس، نشانه‏ ى کفر است. «لایایئس... الاّ القوم الکافرون» زیرا مأیوس شده، در درون خود مى‏ گوید: قدرت خدا تمام شده است.

    تلاوت صفحه 574 :

    قطره ای از دریای بیکران کلام الهی :

    آیه شماره 11  از سوره مبارکه هود
     وَ لا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ
    و بر ظالمان تکیه ننمایید، که موجب مى‏ شود آتش شما را فرا گیرد؛ و در آن حال، هیچ ولىّ و سرپرستى جز خدا نخواهید داشت؛ و یارى نمى‏ شوید!
    نکات تفسیری :

    1- صبر در برابر حوادثِ تلخ و شیرین زندگى، از بهترین مصادیق عمل صالح است. «صبروا و عملوا الصالحات»
    2- مؤمن، نه یأس دارد و نه کفران و تفاخر، بلکه نشکن و مقاوم است. «صبروا»
    3- صبر و پایدارى وسیله‏ ى آمرزش گناهان است. «الذین صبروا ... لهم مغفرة»
    4- اگر بدانیم که چه پاداشى در انتظار ماست، صبر براى ما شیرین مى‏ شود. «الذین صبروا... لهم مغفرة و اجرٌ کبیر»

    تلاوت صفحه 573 :

    قطره ای از دریای بیکران کلام الهی :

    آیه شماره 36  از سوره مبارکه یونس
     وَ ما یَتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا یُغْنی‏ مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ بِما یَفْعَلُونَ
    و بیشتر آنها، جز از گمان (و پندارهاى بى‏ اساس)، پیروى نمى‏ کنند؛ (در حالى که) گمان، هرگز انسان را از حقّ بى‏ نیاز نمى‏ سازد (و به حق نمى‏ رساند)! به یقین، خداوند از آنچه انجام مى‏ دهند، آگاه است!
    نکات تفسیری :

    1- همیشه اکثریّت، نشانه‏ ى حقّانیّت نیست. «و ما یتّبع اکثرهم الا ظناً»
    2- مخالفان انبیا، منطق ندارند. «الاّ ظّناً»
    3- شرک پایه‏ ى علمى ندارد. «هل من شرکائکم... و ما یتّبع الا ظناً»
    4- در عقاید و بینش ها باید سراغ علم رفت، نه گمان. «انّ الظّنَّ لایغنى من الحقّ»

    تلاوت صفحه 572 :

    قطره ای از دریای بیکران کلام الهی :

    آیه شماره 10  از سوره مبارکه یونس
     دَعْواهُمْ فیها سُبْحانَکَ اللَّهُمَّ وَ تَحِیَّتُهُمْ فیها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ
    گفتار (و دعاى) آنها در بهشت این است که: «خداوندا، منزهى تو!» و تحیّت آنها در آنجا: سلام؛ و آخرین سخنشان این است که: «حمد، مخصوص پروردگار عالمیان است!»
    نکات تفسیری :

    1- یاد خدا تنها در دنیا نیست، آخرت هم جاى ذکر الهى است. «سبحانک اللّهم»
    2- انسان به جایى مى‏ رسد که دعا و خواسته ‏اش هم تمجید پروردگار مى‏ شود. «دعواهم فیها سبحانک» و این تسبیح و تمجید آنان را کامیاب مى‏ سازد.
    3- مؤمنان، در برابر صفات الهى مى‏ گویند: «سبحانک»، در برابر سایر مؤمنان مى‏ گویند:«سلام» ودر مقابل کامیابى از نعمت‏هاى الهى مى‏ گویند:«الحمدللَّه»
    4- مؤمن، عاشق خداست. بهشت و لذّت‏هاى بهشتى هم او را از یاد محبوب باز نمى‏ دارد، بلکه در همه چیز، لطف و قدرت خدا را مى‏ بیند. «سبحانک اللّهم، الحمد للّه»
    5 - آغاز سخن مؤمنان با «سبحان اللّه» وپایان آن با «الحمدللَّه» مى‏ باشد. (از عبارت «آخر دعواهم ان الحمدللَّه» استفاده مى‏ شود که اوّل سخن آنان «سبحانک الّلهم» است)

    تلاوت صفحه 571 :

    قطره ای از دریای بیکران کلام الهی :

    آیه شماره 9  از سوره مبارکه یونس
     إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ یَهْدیهِمْ رَبُّهُمْ بِإیمانِهِمْ تَجْری مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ فی‏ جَنَّاتِ النَّعیمِ
    کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند، پروردگارشان آنها را در پرتو ایمانشان هدایت مى‏ کند؛ از زیر (قصرهاى) آنها در باغهاى بهشت، نهرها جارى است‏.
    نکات تفسیری :

    1- گرچه مؤمن هدایت یافته است، ولى همواره نیازمند هدایت الهى است. [حتّى رسول خدا صلى الله علیه وآله و امامان معصوم‏ علیهم السلام نیز همواره مى‏ گفتند: »اهدنا الصراط المستقیم« ] «یهدیهم ربّهم»
    2- زمینه‏ ى هدایت الهى را باید خود ایجاد کنیم. «یهدیهم ربّهم‏ بایمانهم»
    3- در مقایسه بین ایمان و عمل، ایمان محور است. «یهدیهم ربّهم ‏بایمانهم» و نفرمود: «بایمانهم و عملهم»

    تلاوت صفحه 570 :

    قطره ای از دریای بیکران کلام الهی :

    آیه شماره 122  از سوره مبارکه توبه
     وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ
    شایسته نیست مؤمنان همگى (بسوى میدان جهاد) کوچ کنند؛ چرا از هر گروهى از آنان، طایفه‏ اى کوچ نمى‏ کند (و طایفه‏ اى در مدینه بماند)، تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهى یابند و به هنگام بازگشت بسوى قوم خود، آنها را بیم دهند؟! شاید (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خوددارى کنند!
    نکات تفسیری :

    1- در برنامه‏ ریزى و مدیریت‏ ها، جامع‏ نگر باشیم تا توجّه به مسئله‏ اى سبب اخلال در مسائل دیگر نباشد. «ما کان المؤمنون لینفروا کافّة»
    2- باید از هر منطقه، افرادى براى شناخت اسلام به مراکز علمى بروند تا در همه مناطق، روحانى دینى به مقدار لازم حضور داشته باشد.«من کل‏ فرقة طائفة»
    3 - فقه، تنها فراگیرى احکام دین نیست، بلکه همه‏ ى معارف دینى قابل تحقیق، دقّت و ژرف‏ نگرى است. «لیتفقّهوا فى الدّین»
    4- شرط تبلیغ دینى آگاهى عمیق از آن است. «لیتفقّهوا... لینذروا»
    5- به سخنان یک اسلام‏ شناس فقیه، مى ‏توان اعتماد کرد. «لیتفقّهوا... لینذروا» (ممکن است یک نفر در منطقه باشد، پس خبر واحد حجّیت دارد)
    6- فقه در دین، آنگاه ارزش دارد که فقیه، عالم به زمان و آگاه از شیطنت‏ ها و راه هاى نفوذ دشمن باشد تا بتواند هشدار و بیم دهد.«لیتفقهوا ...لینذروا»

    تلاوت صفحه 569 :

    قطره ای از دریای بیکران کلام الهی :

    آیه شماره 111  از سوره مبارکه توبه
     إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ
    خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریدارى کرده، که (در برابرش) بهشت براى آنان باشد؛ (به این گونه که:) در راه خدا پیکار مى‏ کنند، مى‏ کشند و کشته مى‏ شوند؛ این وعده حقّى است بر او، که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده؛ و چه کسى از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدى که با خدا کرده ‏اید؛ و این است آن پیروزى بزرگ‏.
    نکات تفسیری :

    1- در پذیرش الهى، جهاد با جان بر جهاد مالى مقدّم است. «انفسهم واموالهم»
    2- هدف مؤمن از جنگ، ابتدا نابود کردن باطل و اهل آن و سرانجام شهادت است. «یَقتلون و یُقتلون»
    3 - در معامله با خدا، سود یقینى و قطعى است. «وعداً علیه حقّاً» در مزایده با خداوند هرچه هست حقّ و به سود انسان است، بر خلاف دیگران که یا قصد جدّى نیست یا بى‏ انگیزه ‏و دروغ است، یا غلّو، یا از روى هوس و یا براى طرد کردن رقیب است.
    4- بهترین بشارت، تبدیل فانى به باقى و دنیا به آخرت است و غیر آن خسارت و حسرت است. «فاستبشروا»
    5- بالاترین رستگارى تنها در سایه ‏ى معامله با خداست. «ذلک هو الفوزالعظیم»

     

     

    تلاوت صفحه 568 :

    قطره ای از دریای بیکران کلام الهی :

     

    آیه شماره 108  از سوره مبارکه توبه
     لا تَقُمْ فیهِ أَبَداً لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى‏ مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فیهِ فیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرینَ
    هرگز در آن (مسجد به عبادت) نایست! آن مسجدى که از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده، شایسته‏ تر است که در آن (به عبادت) بایستى؛ در آن، مردانى هستند که دوست مى‏ دارند پاکیزه باشند؛ و خداوند پاکیزگان را دوست دارد.
    نکات تفسیری :

    1- عبادت از سیاست جدا نیست. حتّى با نماز نباید باطلى را تقویت کرد.«لا تقم فیه ابداً» (تائید کفر و نفاق وتفرقه حرام است)
    2- رهبر، الگوى دیگران است. پیامبر نباید وارد مسجد ضرار شود تا دیگران هم وارد نشوند. لذا خطابِ آیه به پیامبر است. «لا تقم فیه»
    3- ارزش هرچیز وابسته به اهداف و انگیزه‏ ها و نیّات بنیان‏گزاران آن دارد. «اُسس على التقوى»
    4- ارزش مکان‏ها، بسته به افرادى است که به آنجا رفت وآمد مى‏ کنند. ارزش یک مسجد به نمازگزارانِ آن است، نه گنبد و گلدسته‏ ى آن.«لمسجدٌ ... احقّ ان تقوم، فیه رجال یحبون ان یتطهروا»

     

     

    تلاوت صفحه 567 :

    قطره ای از دریای بیکران کلام الهی :

     

    آیه شماره 107  از سوره مبارکه توبه
     وَ الَّذینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ کُفْراً وَ تَفْریقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنینَ وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ الْحُسْنى‏ وَ اللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ
    گروهى دیگر از آنها) کسانى هستند که مسجدى ساختند براى زیان (به مسلمانان)، و (تقوّیت) کفر، و تفرقه ‏افکنى میان مؤمنان، و کمینگاه براى کسى که از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود؛ آنها سوگند یاد مى‏ کنند که: «جز نیکى (و خدمت)، نظرى نداشته‏ ایم!» امّا خداوند گواهى مى‏ دهد که آنها دروغگو هستند.
    نکات تفسیری :

    1- دشمن، از مسجد و مذهب، علیه مذهب سوء استفاده مى‏ کند، ظاهر شعارها و القاب، فریبمان ندهد! «اتّخذوا مسجداً ضراراً»
    2- هنگام جنگ با دشمنان خارجى، از توطئه‏ هاى دشمنان داخلى غافل نشویم. منافقان در آستانه‏ ى جنگ تبوک از پیامبر مى‏ خواستند تا رسماً پایگاه آنها را افتتاح کند، امّا پیامبرصلى الله علیه وآله، على‏ علیه السلام را در مدینه بجاى خود گذاشت و پس از بازگشت، مسجد ضرار را خراب کرد.
    3- سوگند دروغ، شیوه‏ ى منافقان است. «لیحلفنّ»
    4- فریب ادّعاها و تبلیغاتِ حقّ به جانب دشمن را نخوریم. «انْ اردنا الاّ الحسنى»

    دسته بندی ها

    حدیث هفته

    حدیث هفته - 6

    امام على علیه السلام

    إلهی کَفى‏ لی عِزّاً أن أکونَ لَکَ عَبداً، وکَفى‏ بی فَخراً أن تَکونَ لی رَبّاً

    الهى! همین عزّت مرا بس که بنده تو هستم و همین افتخار مرا بس که تو خداوندگار من هستى

    الخصال: ص 420 ح 14؛ دانش نامه امیرالمؤمنین (ع): ج10، ص258