مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

عرفه


عرفه روزی است که حاجیان فروتنانه سر به آستان پروردگارشان می سایند تا اذن دخول گیرند برای ورود به حرم الله.  
امام علی(ع) می فرمایند: «عرفات، خارج از مرز حرم است و مهمان خدا باید بیرون دروازه، آن قدرتضرع کند تا لایق ورود به حرم شود».
حرم کجاست؟ امام صادق (ع) فرمود: «القَلْبُ حَرَمُ اللهِ». حرم خدا قلب توست. و عرفات آن گوشه دنجی است که اشک حیا جاری می شود از چشمانت. 
صحرای عرفات همان خاکی است که سجده گاه نیایش توست و تکلیف تو امروز وقوف است در عرفات، پس سجده ات را طولانی کن. اشکهایت که جاری شد راه یافته ای به حرم. 
پس لبیک بگو: لبیک یا الله، لبیک یا وهاب لبیک یا تواب، لبیک یا کریم...
حالا قلبت را طواف کن تا بیابی سخن امامت را که فرمود: «مَن عَرَفَ اللَّهَ أحَبَّهُ». 
هر کس خدا را بشناسد، دوستش بدارد

واپسین لحظات رحمت

رمضان میرود و میبرد از کف دل ما                   آنکه یکماه صفا یافت از او محفل ما
رمضان عقده گشا بود گنهکاران را                   وای اگر او رود و حل نشود مشکل ما
حال که ای ماه خدا ، میروی آهسته برو           که ندانی چه کند رفتن تو با دل ما.

امشب آخرین شب رحمت است، و تا ساعاتی دیگر باید با شبهای دلنواز رمضان وداع کنیم و بگوییم؛

خداحافظ  ای ماه خوب خدا

خداحافظ  ای ماه رحمت

خداحافظ ای ماه ربنای وقت غروب آفتاب

خداحافظ ای ماه خوشن کبیر، ای ماه بیداری

هنوز نرفته دلم برای تو تنگ میشود

آخرچگونه می توان با تو وداع کرد ، تو که هر دم و بازدممان و هر نفس مان را نفس به نفس ، به قدم های اهل آسمان گره زده بودی،

تازه خود را از خاک کنده بودیم ،داشتیم آسمانی می شدیم

این بهار دل تازه شاخه هایش شگوفه زده بود و عطر دل انگیز ملکوتیش ما را سرمست خود کرده بود و تازه باران رحمتش بر کویر جانمان باریده و ما را سرسبز و خرم و با طراوت نموده بود که نوای الوداع دگرگونمان کرد.

آخر چگونه می توان با تو وداع کرد ، که نوای ربناهایت در وقت افطاری روح مسافران کاروان رمضان را به فراسوی سبکبالی می خواند ، روح را متعالی می داد و زیر سایبان مهربانی و الطاف الهی عطش شان فرو می نشست ، بندگان خاکی را با قدسیان افلاک پیوند می زد و از  پهنه ی خاک تا گستره ی افلاک به میهمانی اهل آسمان عروجشان می داد .

 آخر چگونه میتوان از این همه عشق و مستی بندگی و دلدادگی ، آرامش و آسایش ، معرفت و  معنویت که از در و دیوار زمین و آسمانش فواره می زد و ما را در هاله ای از انوار الهی غوطه ور ساخته و ما را بسان امواج اقیانوس در خود طومار کرده دست کشید و خدا حافظی کرد . 

و چه زیبا امام سجاد(ع) با بیانی حسرت آمیز به وداع با ماه رمضان پرداخته (دعای چهل و پنجم صحیفه سجادیه) و می فرماید: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا شَهْرَ اللَّهِ الْأَکْبَرَ وَ یَا عِیدَ أَوْلِیَائِهِ الْأَعْظَمَ»؛

خداحافظ ای ماه بزرگ خدا و عید بزرگ اولیای خدا!

«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَکْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ وَ یَا خَیْرَ شَهْرٍ فِی الْأَیَّامِ وَ السَّاعَاتِ»؛

خداحافظ ای بزرگ ترین همراه از میان زمان ها و اوقات؛ و بهترین ماه ها در ایّام و ساعات.

«السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِیهِ الْآمَالُ وَ نُشِرَتْ فِیهِ الْأَعْمَالُ»؛

خداحافظ ای ماهی که آرزوهایمان در تو نزدیک شد؛ خداحافظ ای ماهی که اعمال نیک در تو منتشر شد...


دلم می گیرد از این همه دوری ای ماه خدا

حال که این فراغ را چاره نیست

حال که هر دوستی و انسی با جدایی همراه است ،

و هر سلامی را یک خداحافظی ست، خداحافظ  ای ماه رحمت، مغفرت و آزادی از جهنم

خداوندا! تو را شاکریم که ما را یک ماه میهمان خوان رحمتت نمودی و با مقربان و خوبانت هم سفره مان کردی.

خدایا! به حرمت این شب و روزهایی که بار عام دادی و ما را مهمان فضل بی پایانت نمودی، ما را ببخشای و مگذار در این واپسین لحظات از در کرمت رانده شده و بی نصیب بمانیم که در روایات آمده: "خداوند در هر شب از ماه مبارک رمضان، هنگام افطار هفتاد هزار هزار شخص را که همه مستوجب آتش هستند از آتش نجات می دهد؛ شب آخر ماه رمضان که می شود، به مقدار تمام آنچه که در ماه رمضان از آتش نجات داده است، نجات می دهد."

پس ما را از این لطف و رحمتت بی بهره مگذار.

و درهای رحمتت را باز بر ما بگشای 

الهی! ما را یاری کن تا  دست و پا و چشم ها و تمام جوارحی را که در نهر رمضان تو شست و شو کرده ایم دیگر بار به غبار گناه و معصیت نیالائیم و سربازان خوبی برای ولی امرت باشیم.

خداحافظ و الوداع ای نگار                   خداحافظ ای ماه شب زنده دار

خداحافظ ای آرزوهای خوب                خداحافظ ای ربّنای غروب

خداحافظ ای رزق و روزی ِ پاک            خداحافظ ای جمع  ِ افلاک و خاک

خداحافظ ای لحظه های سحر            خداحافظ ای ماه چشمان ِ تر

خداحافظ ای بغض افطارها                 خدا حافظ ای ماه ِ دیدار ها

خداحافظ ای ختم یاسین و نور            خداحافظ ای ماه ِ عشق و سرور

خداحافظ ای ماه اشک و سکوت         خداحافظ ای سوره ی عنکبوت

خداحافظ ای ماه ِ صبر و رضا              خداحافظ ای عاشق مرتضی

خداحافظ ای برکت سفره ها             خداحافظ ای ماه ِ خوب  خدا

 

تا تحقق آرزوی امام چیزی نمانده

آمدیم تا پرچم های رژیم اشغالگر قدس را به عنوان نفرت و انزجار از صهیونیست‌ها و  نماد شیطان به آتش بکشیم.

آدمک‌های صهیونیستی و آمریکایی به عنوان نماد استکبار شیطانی و پوستر، تراکت و کارتن‌پلاست و پلاکاردهایی علیه اقدام آنان در انتقال سفارت به قدس شریف، به نمایش درآمد.

 

آمدیم تا ثابت کنیم مرگ بر آمریکا جهانی شده، محور هر جنایتی آمریکاست، با اتحاد و وحدت مسلمین، محرومین از سلطه غاصبین رها می شوند، آزادی فلسطین خواسته ماست، نابودی اسرائیل خواسته ملت ماست، امدیم تا بگوییم :"حامی هر تروریست امریکا و سعودی و صهیونیست، ما بنده خدا و حق شناسیم از دشمنان خود نمی هراسیم، نابودی اسرائیل حتمی است ای برادر  و ...."

بر روی پلاکاردها نوشتیم "مطیع امر رهبریم، به زودی در قدس نماز جماعت میخوانیم،  قدس پایتخت ابدی فلسطین، فریاد ملت ما مرگ بر اسرائیل تا دنیا بداند ما گوش به فرمان سخن رهبریم، روز قدس، تیری است به قلب توطئه فراموشی مساله فلسطین"، "روز قدس نماد صف بندی حق در مقابل باطل است".

"  آمدیم و گفتیم :آمریکای فینگیلی، اسرائیل جینگیلی؛ درد بگیرید، بمیرید"

آدمک‌هایی با چهره سران رژیم صهیونیستی و آمریکا را به دار آویختیم و طوماری را امضا کردیم و روی آن نوشتیم : ما عاشق مبارزه به صهیونیسم هستیم، اسراییل را نابود خواهیم کرد، انسجام و مقاومت بر مسلمین مبارک باد و ...

و به امید روزی هستیم که نماز جماعت را در قدس شریف اقامه کنیم.

امروز مصادف با نیمه رجب‌المرجب است، سومین روز از ایام البیض، مومنان و مخلصان علاوه بر توجه ویژه به ماه رجب و بهره برداری از آن، فرصت امروز را غنیمت شمرده و هم‌نوا با معتکفان اعمال ویژه این روز برای تقرب بیشتر به ذات باری‌تعالی به جا می‌آورند.

مهم‌ترین عمل امروز که براى برآمدن حاجات و کشف کُرُبات و دفع ظلم ظالمان مؤثّر است، عمل ام داوود است:

 روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم را روزه بگیرد. در روز پانزدهم نزدیک ظهر غسل کند و چون وقت ظهر شد نماز ظهر و عصر را به جا آورد. رکوع و سجود را نیکو کند. در مکانی خلوت باشد که چیزى او را مشغول نسازد و انسانى با او تکلّم ننماید.

چون از نماز فارغ شود رو به قبله کند و حمد را صد مرتبه و سوره اخلاص را صد مرتبه و آیه الکرسى را ده مرتبه بخواند و سپس سوره انعام و بنى اسرائیل و کهف و لقمان و یس و صافّات و حم سجده و حمعسق و حم دخان و فتح و واقعه و ملْک و ن وَ اِذَا السَّماَّءُ انْشَقَّتْ و ما بعدش را تا آخر قرآن و چون از اینها فارغ شود رو به قبله، دعای مخصوصی که در مفاتیح آمده است بخواند.

 البته در این روز چندین عمل است:

 1. غسل

 2. زیارت حضرت امام حسین (علیه السلام)

 ابن ابى بصیر می‌گوید از حضرت امام رضا(علیه السلام )سؤ ال کردم که در چه ماهی امام حسین (علیه السلام )را زیارت کنیم؟ فرمود: در نیمه رجب و نیمه شعبان

 3. نماز سلمان به نحوی که در روز اوّل رجب آمده است.

 4. چهار رکعت نماز بخواند و بعد از سلام دست خود را بگشاید و دعای مخصوصی که در مفاتیح است بخواند.  روایت است که هر صاحب غمى این دعا را بخواند حق تعالى او را از اندوه و غم، آسایش بخشد.

  5. عمل امّ داوود

فاطمه معروف به ام داوود، مادر داوود پسر زاده امام حسن مجتبی (ع) و مادر رضاعی امام صادق (ع) بوده است.

ام داوود ماجرایش را چنین نقل کرده است: منصور دوانیقی لشکری به مدینه فرستاد و با محمدبن عبداللّه بن حسن مثنی جنگید و او و برادرش ابراهیم را کشت.

منصور همچنین عبداللّه محض، پدر محمد و ابراهیم را با تعدادی از سادات حسنی دستگیر و اسیر کردند و به بند و زنجیر کشیده بودند و فرزند من داوود هم در میان آنان بود که او را از مدینه به بغداد منتقل نمودند و به سیاه چال زندان انداختند.

حادثه دستگیری و زندانی بودن فرزندم که از او اطلاعی نداشتم و گاهی هم خبر مرگ او را به من می‌دادند برایم بسیار تلخ و دردناک بود و روزگارم با اشک و آه و گریه و ناله می‌گذشت، حتی برای رفع مشکل خود و اندوه جانکاهی که با آن دست به گریبان بودم از اشخاص صالح و مومن درخواست می‌کردم برای رفع ناراحتیم دعا کنند اما از دعای آنان هم نتیجه‌ای نگرفتم.

یک روز با خبر شدم امام صادق(ع ) که با فرزندم داوود از من شیر خورده بود بیمار شده است، به دیدن او شتافتم و از آن حضرت عیادت کردم. هنگامی که می‌خواستم از حضورش مرخص شوم فرمود: از داوود خبر تازه‌ای نداری؟ با شنیدن نام داوود داغ من تازه شد و اشکم سرازیر گردید و با آه درد آلودی ناله سردادم: مدت زیادی است از او خبری ندارم. فرزندم در عراق زندان است و من از دوری او و سرنوشت نامعلوم او سخت در عذاب و ناراحتی گرفتارم، از شما که برادر رضاعی اوهستی تقاضا می‌کنم برای نجات و آزادی او دعا کنی.

امام صادق(ع ) با مشاهده وضع نگران کننده من، فرمود: چرا تاکنون از دعای استفتاح غفلت کرده‌ای؟ مگر نمی‌دانی که به‌وسیله این دعا درهای آسمان گشوده می‌شود و فرشتگان الهی دعاکننده را مژده اجابت می‌دهند و هیچ حاجتمند و دردمند و دعاکننده‌ای مایوس نمی‌شود و خداوند هم پاداش خواننده این دعا را بهشت قرار داده؟

با شنیدن چنین مژده‌ای که با خواندن آن دعا دریافت داشتم، از حضرت سوال کردم: ای مولای من و ای فرزند خاندان پاک و معصوم، آن دعا چیست؟ و آداب آن چگونه است؟

امام صادق(ع ) فرمود: ای مادر داوود ماه محترم رجب نزدیک است و در این ماه مبارک دعا مستجاب می‌گردد، همین‌که ماه رجب رسید سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم آن را که ایام بیض و شبانه روز نورانی نام دارد روزه بگیر. نزدیک ظهر روز پانزدهم غسل کن و هشت رکعت نماز با رکوع و سجود دقیق و حساب شده انجام بده.

آن گاه حضرت دستور کامل اعمال و آداب دعای مخصوص را به من تعلیم داد.

ماه رجب فرا رسید و اعمالی که امام صادق(ع) گفته بود را انجام دادم و پسرم داوود آزاد شد، داوود را نزد امام صادق(ع ) بردم و آن حضرت به فرزندم گفت: علت آزادی تو از زندان این بود که منصور دوانیقی، علی(ع ) را در خواب دیده بود و حضرت علی(ع) به منصور فرموده بود اگر فرزند مرا آزاد نکنی تو را در آتش خواهم انداخت، منصور هم درحالی که لهیب آتش را نزد خود مشاهده می‌کرد ناچار به آزادی تو اقدام کرد.

ام داوود می‌گوید از امام صادق(ع ) سوال کردم: ای مولای من آیا این دعا را در غیر ماه رجب هم می‌توان خواند؟ آن حضرت فرمود: اگر روز عرفه با جمعه هماهنگ شود این دعا را می‌توان خواند و هرکس هم به این دعا اقدام کند پس از پایان، خداوند او را مشمول غفران و آمرزش خود قرار می‌دهد.

با فرا رسیدن اربعین حسینی شور غیر قابل وصفی شیعیان و دوستداران حضرت ابا عبدالله علیه السلام را در بر می گیرد. راز و رمز این همه دلدادگی و تکاپو برای زیارت کردن سید الشهداء علیه السلام در روز اربعین چیست؟ این کشش و میل درونی فراتر از یک سفارش معمولی از سوی بزرگان دینی است. که سفارشات بزرگان بر بسیاری از اعمال مستحب و حتی واجب بسیار است اما داستان اربعین و زیارت امام حسین علیه السلام در روز بیستم صفر حساب دیگری دارد. چرا در میان زیارات مخصوصی که برای امام حسین صلوات الله علیه وارد شده است زیارت اربعین جایگاه ویژه ای دارد. درباره اربعین سۆالات دیگری نیز مطرح است

 چرا به زیارت اربعین توصیه شده است؟
 
در قرآن توصیه شده است که مۆمنان ایام الله را یاد آور شوند تا این روزهای بزرگ الهی فراموش نشود. اربعین در تداوم واقعه کربلا است؛ از این رو برای پاس داشتن روز عاشورا که از اعظم ایام الله است در روز اربعین عاشقان حسینی با حرکت امام حسین علیه السلام تجدید عهد می کنند و این تجدید عهد را در بهترین وجه خود یعنی رفتن به زیارت کربلا ابراز می نمایند.
از این روست که در روایت امام حسن عسکری علیه السلام، زیارت کردن امام حسین علیه السلام در روز اربعین را از علائم مۆمن دانسته اند. امام حسن‏ عسکرى علیه السلام فرموده است: پنج چیز از نشانه‏هاى مۆمن است. گزاردن پنجاه و یک رکعت نماز واجب و نافله و زیارت اربعین‏ و انگشتر در دست راست کردن و پیشانى بر خاک ساییدن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم.

یکی از دلایلی که باعث شده این روز، روز مخصوص زیارتی امام حسین علیه السلام باشد این است که در این روز سر مقدس حضرت به بدن شریفش ملحق شد. «سید مرتضى در بعضى از مسائل خود فرموده: سر مقدس امام حسین علیه السلام از شام به کربلا برگشت و به بدن مبارکش ملحق شد. طوسى فرمود: زیارت‏ اربعین‏ از همان است.»
 
اولین احیاکنندگان اربعین عاشورا چه کسانی بودند؟
در برخی نقل ها آمده است که اولین زائر امام حسین علیه السلام جابر بن عبدالله انصاری از صحابی جلیل القدر رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده است که به همراه عطیه در روز اربعین شهادت امام به کربلا آمد و حضرت را زیارت نمود.

سنت زیارت اربعین توسط اهل بیت علیهم السلام احیاء شده است و شیعیان به تبعیت از ایشان هر ساله به زیارت قبر حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام می روند و الا زیارت جابر هر چند از اصحاب پیامبر خداست اما موجب ترغیب به خصوص شیعیان نمی توانست باشد. بلکه نگاه مۆمنان به سیره عملی اهل بیت علیهم السلام بوده است و نه کس دیگر

عَنْ عَطِیَّةَ الْعَوْفِیِّ قَالَ‏: خَرَجْتُ مَعَ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ زَائِرَیْنِ قَبْرَ الْحُسَیْنِ‏ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهماالسلام فَلَمَّا وَرَدْنَا کَرْبَلَاء..

عطیة بن سعد بن جنادة العوفى از علمای بزرگ زمان خود است که در مورد او گفته شده است «انه أول من زار الحسین‏ علیه السلام مع جابر الأنصاری‏. اولین کسی است که با جابر، امام حسین علیه السلام را زیارت کرد.
عطیه‏ عوفى گوید: همراه جابر بن عبد اللَّه انصارى براى زیارت قبر امام حسین‏ علیه السّلام بیرون شدیم، هنگامى که وارد کربلا شدیم جابر به نزدیک شط فرات رفت و غسل نمود، بعد لنگى به کمر بست و پارچه‏اى را هم به دوش افکند، و کیسه‏اى بیرون آورد و مقدارى سعد بر خود پاشید. پس در حالى که مشغول ذکر خداوند بود به طرف قبر حرکت کرد هنگامى که نزدیک قبر رسید گفت: دست مرا بالاى قبر بگذارید، من هم دست او را روى قبر نهادم او از حال رفت و بى‏هوش گردید من مقدارى آب به صورت او پاشیدم و او به حال آمد. بعد از این گفت: اى حسین، و سه بار این کلمه را تکرار کردند و بعد گفت: دوست جواب دوست را نمى‏دهد، سپس گفت: چگونه جواب مرا بدهى که سرت را از بدنت جدا کرده‏اند و رگهایت را قطع نموده‏اند، من گواهى مى‏دهم که تو فرزند پیامبران هستى و فرزند سرور مۆمنان مى‏باشى. اى حسین تو با تقوى هم پیمان بودى و ریشه هدایت به شمار مى‏رفتى، تو پنجمین نفر از اصحاب کسا هستى، تو فرزند سید نقباء مى‏باشى، تو فرزند فاطمه زهرائى‏...

همچنین زیارت اهل بیت علیهم السلام در اولین اربعین نیز نقل شده است، هر چند در اینکه ایشان در اولین اربعین به کربلا رفته اند یا اربعین سال بعد اختلاف است اما آنجه دارای اهمیت است این است که سنت زیارت اربعین توسط اهل بیت علیهم السلام احیاء شده است و شیعیان به تبعیت از ایشان هر ساله به زیارت قبر حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام می روند
در نقل دیگر گفته شده است که عبدالله حرّ جعفی که از یاری امام در کربلا دریغ ورزید بعد از دیدار با عبیدالله بن زیاد به سمت کربلا حرکت کرد و در رسای امام به نوحه سرایی پرداخت.

 در امتداد عاشورا
پس آنچه می توان راز زیارت اربعین امام حسین علیه السلام در کربلا دانست نقش این روز در تداوم قیام حسینی است. شواهد خارجی و نحوه برخورد شیعیان به این روز نیز همین را تأیید می کند. اینکه ائمه علیهم السلام عمل جابر را مورد تحسین قرار دادند و بنا بر نقلی خود اهل بیت علیهم السلام  در اربعین به زیارت ایشان رفتند و اینکه زیارتنامه مخصوص برای اربعین از امام صادق علیه السلام وارد شده است همه نشان از جایگاه ویژه اربعین در ماندگاری واقعه عاشوراست.


‌خداوند متعال در نهم ذیحجه، روز عرفه به سه مکان و سه گروه از انسانها، توجه ویژه دارد:
1. کربلا و زائران امام حسین (ع).
2. صحرای عرفات (در نزدیکی مکه) و حجاج بیت الله.
3 . هر جا از دنیا که دستی به سوی او بلند شود و دلی بشکند.
چرا «عرفه»؟
ـ آنگاه که جبرئیل (ع) مناسک حج را به حضرت ابراهیم (ع) می آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت : «عرفت؟» یعنی «یاد گرفتی؟» و او پاسخ داد آری. لذا به این نام خوانده شد.
ـ وجه دیگر اینکه مردم از این جایگاه و در این سرزمین به گناه خود اعتراف می کنند.
ـ بعضی دیگر هم آن را جهت تحمل صبر و رنجی میدانند که برای رسیدن به آن باید متحمل شد ؛ چرا که یکی از معانی «عرف» صبر و شکیبایی و تحمل است.
مطابق روایتی از امام صادق(ع)، وقتی حضرت آدم (ع) از باغ بهشتی به زمین فرود آمد، چهل روز هر بامداد بر فراز کوه صفا با چشم گریان در حال سجده بود. جبرئیل (ع)، فرود آمد و پرسید:
ـ چرا می گریی، ای آدم؟
ـ چرا نگریم در حالیکه از جوار خداوند به این دنیا فرود آمده ام؟
ـ به درگاه خدا توبه کن و بسوی او بازگرد.
ـ چگونه ؟
جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منا برد، آدم شب را در آنجا ماند و صبحگاهان عازم صحرای عرفات شد. جبرئیل هنگام خروج از مکه، احرام بستن و لبیک گفتن را به او آموخت و چون عصر روز عرفه فرا رسید، آدم را به غسل فرا خواند و پس از نماز عصر، او را به وقوف در عرفات دعوت کرد و کلماتی را که از پروردگار دریافت کرده بود به وی تعلیم داد :
"سبحانک اللهم و بحمدک لا اله الا انت علمت و ظلمت نفسی واعترفت بذنبی اغفر لی انک انت الغفور الرحیم"
آدم (ع) تا غروب آفتاب همچنان دعا میکرد و با تضرع اشک می ریخت. وقتی که آفتاب غروب کرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد و شب را آنجا گذراند. صبحگاهان در مشعر بپاخاست و به دعا پرداخت... تا اینکه سرانجام بخشیده شد...

  شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان نقل کرده : در روز عرفه چون وقت زوال رسید، زیرآسمان رود و نماز ظهر و عصر را با رکوع و سجود نیکو به جا آورد، و چون از نماز ظهروعصر فارغ شود، دو رکعت نماز بخواند، در رکعت اول پس از سوره حمد سوره توحید و در رکعت دوم بعد از حمد سوره کافرون بخواند، پس از آن چهار رکعت نماز بجا آورد، در هر رکعت پس از سوره حمد پنجاه مرتبه سوره توحید بخواند.( این نماز    همان نماز حضرت امیرالمؤمنین -علیه السلام- است،)
همچنین پس از نماز عصر، پیش از آنکه مشغول خواندن دعاهای عرفه شود، در زیر آسمان دو رکعت نماز بجا آورد، و به گناهانش نزد خداوند اعتراف واقرار نماید، تا به ثواب عرفات دست یابد، و گناهانش آمرزیده گردد.

در این روز عظیم پس از دعا برای فرج پسر فاطمه، صاحب الامر و الزمان(عج)، دعا برای گشایش امور مسلمین و مسلمات خصوصا دوستان فراموش نشود.
التماس دعا

بیست و پنجم ذی القعده، هم زمان با دحوالارض است. «دَحو» به معنای گسترش است و برخی نیز آن را به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلی اش تفسیر کرده اند.

دحوالارض یعنی گسترده شدن زمین. در آغاز، تمام سطح زمین را آب های حاصل از باران های سیلابیِ نخستین فراگرفته بود. این آب ها، به تدریج در گودال های زمین جای گرفتند و خشکی ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده تر شدند.

از سوی دیگر، زمین در آغاز به صورت پستی ها و بلندی ها یا شیب های تند و غیرقابل سکونت بود. بعدها باران های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره ها گستردند. اندک اندک زمین هایِ مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان و کشت و زرع پدید آمد. مجموع این گسترده شدن، «دَحو الارض» نام گذاری می شود.

 در قرآن کریم به دحوالارض اشاره شده است. خداوند در آیه 30 سوره نازعات می فرماید: «و زمین را پس از آن (آفرینش آسمان و زمین) گسترش داد». بر پایه نظر بیشتر مفسران، منظور از «دَحیها» در این آیه، همان دحوالارض است.

زمین، گاهواره زندگی انسان و همه موجوداتِ زنده است، که با تمام کوه ها، دریاها، درّه ها، جنگل ها، چشمه ها، رودخانه ها، معادن و منابع گرانبهایش، نشانه ای از نشانه های آفریدگار به شمار می آید که آن را گسترانیده است.

گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده اند که اهمیت آن را دوچندان کرده اند؛ از جمله:

 میلاد ابوالانبیاء حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام.

 میلاد حضرت عیسی مسیح ـ علیه السلام.

خروج رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس امیرالمؤمنین و حضرت زهرا ـ سلام الله علیهما ـ و نیز همه همسران و بسیاری از اصحاب پیامبر (ص) نیز ایشان را همراهی می‌کردند.

 در روایتی نیز آمده است که حضرت قائم (عج) در همین روز قیام خواهد کرد.

زیارت حضرت امام رضا ـ علیه السلام ـ بهترین و با فضیلت‌ترین عمل مستحبی این روز است.
توبه، استغفار، عبادت و شب زنده داری از اعمالی است که در شب دحو الارض سفارش و تأکید بسیاری برای انجام دادن آنها شده است.

یکی از برنامه های پیشنهادی در روز مبارک گسترده شدن زمین، خواندن دعای ویژه این روز است. در بخشی از این دعا، به مسأله دحوالأرض چنین اشاره شده است: «ای خدایی که خانه کعبه را گسترانیدی و دانه را شکافتی و سختی را برطرف ساختی، از تو می خواهم در این روز از روزهایت که حق آن را بزرگ نمودی، هر گرفتاری و مشکلی را برطرف سازی».

 از امیرالمومنین ـ علیه السلام ـ روایت شده است که فرمودند: «نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در بیست وپنج ذی القعده بود. کسی که در این روز روزه بگیرد و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را که روزش را روزه و شبش را عبادت کرده است خواهد داشت

این روز یکی از آن چهار روز است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است، در روایتی روزه‏ اش مثل روزه هفتاد سال است و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال است، هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت به سر آورد برای او عبادت صد سال نوشته شود،  برای روزه‏ داران این روز هر چه در میان آسمان و زمین است استغفار کند، این روزی است که رحمت خدا در آن منتشر شده است...

در اسلام، برخی زمان ها بر اوقات دیگر، فضیلت و برتری دارد. این فضیلت، گاه به دلیل حادثه مهمی است که در آن زمان رخ داده است. چنان که عید مبعث به دلیل بعثت پیامبر گرامی اسلام و عید غدیر به علت برگزیده شدن امیر المؤمنین حضرت علی (ع) به جانشینی رسول اکرم (ص) ، مبارک و با فضیلت شمرده شده اند. اما برخی اوقات و زمان ها، به خاطر ویژگی های خاصی که دارند، برتر و مهم هستند. مانند سه ماه رجب ، شعبان و رمضان،که بر فضیلت و کرامت آنها تاکید شده است.

 پیامبر اکرم می فرماید: «بدانید که رجب، ماه خداوند و شعبان، ماه من و رمضان ، ماه امت من است.» در روایات و سخنان پیشوایان اسلام، همواره از این سه ماه به عظمت و شرافت یاد شده و آنها را موقعیتی مناسب برای عبادت و خودسازی دانسته اند.

امام خمینی (س)، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در این مورد می فرماید: «این سه ماه رجب و شعبان و رمضان، برکات بسیار نصیب انسان، انسان هایی که می توانند استفاده کنند از این برکات، شده است.» (صحیفه امام، ج17، ص455)

 آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب نیز این سه ماه را عید بندگان خدا و وقت مناجات و تضرّع و توجه به درگاه خداوند می خواند.

تاکید امام  راحل بر خواندن مناجات شعبانیه

مناجات «شعبانیه» را خواندید؟ بخوانید آقا! مناجات شعبانیه از مناجات هایی است که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایی می رساند. آن کسی که این مناجات را گفته و همه ائمه هم به حسب روایت می خواندند، اینها، آنهایی بودند که وارسته از همه چیز بودند. مع ذلک آن طور مناجات می کردند، برای اینکه خود بین نبودند. هرچه بودند این طور نبوده که خودش را ببیند که، حالا من امام صادق ام دیگر، نه امام صادق مثل آن آدمی که در معصیت غرق است مناجات می کند، برای اینکه می بیند خودش هیچ نیست و هر چه هست نقص است و هر چه هست از اوست. هر چه کمال است از اوست، خودش چیزی ندارد هیچ یک چیزی ندارند، انبیا هم هیچی نداشتند. همه هیچ اند و اوست فقط ، همه هم دنبال او هستند، همه فطرت ها دنبال او هستند، منتها چون ما محجوبیم، نمی فهمیم که ما دنبال او هستیم؛ آنهایی که می فهمند، آنها وارسته می شوند و می روند سراغ همان معنا. این کمال انقطاعی که خواستند، این کمال انقطاع همین است که از همه این چیزهایی که هستش، اصلش به کنار باشند. انه کال ظلوما جهولا را که در آیه شریفه وارد شده است که عرضنا الامانه علی السموات والارض و الجبال فابین بعد می گوید: انه کان ظلوما جهولا بعضی می گویند که «ظلوما جهولا» بالاترین وصفی است که خدا برای انسان کرده؛ «ظلوما» که همه بت ها را شکسته و همه چیز را شکسته؛ «جهولا» برای اینکه به هیچ چیز توجه ندارد و هیچ چیز را متوجه به آن نیست، غافل از همه است. ما نمی توانیم این طور باشیم، ما امانتدار هم نمی توانیم باشیم، لکن می توانیم در آن راه باشیم. (صحیفه امام، ج19، ص253)

فرصت کوتاهی از این ماه گرانبها باقیست. از این فرصت باقیمانده برای آمادگی روحی برای ورود به ماه مبارک رمضان بهره بگیرید.

أین الرجبیون

با فرا رسیدن ماه پر برکت رجب، بهار خودسازی آغاز می شود . در فرهنگ مؤمنان پارسا و اهل سلوک و معرفت، ماه رجب از فرصت های ارزشمند و ایام گرانقدری است که نسیم رحمت الهی بیش از روزهای معمولی می وزد و باران رحمت الهی بیش از دیگر ایام بر جهان هستی می بارد .

گاهی ماه رجب را «ماه خدا» ، ماه شعبان را «ماه رسالت » ، و ماه رمضان را «ماه امت » نامیده اند و گاهی برعکس، ماه رجب را «ماه ولایت و امامت » و ماه شعبان را «ماه نبوت » و ماه رمضان را «ماه خداوند» معرفی کرده اند .

از امام کاظم علیه السلام چنین بازگو شده است:

«رجب نهر فی الجنة، اشد بیاضا من اللبن واحلی من العسل، من صام یوما من رجب سقاه الله عزوجل من ذلک النهر (2) ; رجب نام نهری در بهشت است که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر است . هر کس یک روز از [ماه] رجب را روزه بگیرد، خدای عزوجل از آن نهر به او آب دهد

امام صادق علیه السلام از پدران خویش نقل می کند که علی علیه السلام خوش داشت انسان خود را چهار شب در سال برای عبادت فارغ سازد; اولین شب ماه رجب، شب عید قربان، شب عید فطر و شب نیمه شعبان .

ماه رجب بهترین فرصت برای تقویت ایمان و پارسایی است

باز پنجره های ملکوت به بهانه ای دیگر وا می شود و عاشقانه می سراید: «أین الرجبیون...»

ماه رجب، ماه دعا و نیایش، ماه خودسازی، ماه نماز و استغفار و آمرزش، ماه زیارت و دیدار اولیای الهی، ماه تهذیب اخلاق و رفتار، ماه پاکی جسم و جان، ماه ذکر توحید و تسبیح و تحمید، ماه بیعت و صلوات بر پیامبر و خاندان پاک او، ماه اعتکاف و حضور صادقانه در مسجد جامع، ماه روزه داری و احسان و نیکوکاری، ماه تهجد و شب زنده داری، ماه عمره گذاری و زیارت مرقد شریف نبوی صلی الله علیه و آله، ماه زیارت امیر المؤمنین و سید الشهدا علیهما السلام، و حضور در بارگاه قدسی امام رضا علیه السلام است .

ماه رجب ماه خداست، زیرا بشریت قله های قرب الهی را فتح می کند . ماه پیامبر و پیامبری است، زیرا آخرین سفیر خدا در 27 رجب برانگیخته شده است . ماه ولایت است، زیرا دو و یا سه تن از امامان معصوم علیهم السلام در این ماه تولد یافته اند .

امام صادق علیه السلام از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله چنین نقل کرده است:

«رجب شهر الاستغفار لامتی، اکثروا فیه الاستغفار، فانه غفور رحیم وشعبان شهری، استکثروا فی رجب من قول استغفر الله وسلوا الله الاقالة والتوبة فیما مضی والعصمة فیما بقی من آجالکم وسمی شهر رجب شهر الله الاصب لان الرحمة علی امتی تصب صبا فیه  ; ماه رجب ماه آمرزش خواهی امت من است، در آن زیاد استغفار کنید که خداوند بخشنده و مهربان است و شعبان ماه من است . در ماه رجب زیاد «استغفر الله » بگوئید و از خدا نسبت به گذشته بازگشت و قبول توبه را بخواهید و نسبت به آینده زندگی درخواست مصونیت از گناه کنید . ماه رجب را «شهر الله الاصب » می نامند، زیرا در آن، رحمت بیکران الهی بر امت من فرو می ریزد

 

حلول ماه عبادت، رجب، مبارک باد

 

مباهله چیست؟

روز مباهله روزی که  بنا بود مسلمانان و مسیحیان نجران یکدیگر را نفرین کنند، تا خدا آن طرف را که دروغگوست، عذاب کند.

در سوره آل عمران آیه ۶۱ آمده است: «فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ»

«هر گاه بعد از علم و دانشى که (درباره مسیح ( به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجّه  و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آن گاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم

ماجرای مباهله

در سال دهم هجرى، افرادى از سوى رسول خدا صلوات الله علیه مأمور تبلیغ اسلام در منطقه نجران از بلاد یمن شدند. مسیحیانِ نجران نیز افرادی را مانند سید و عاقب و اباحارثه، به نمایندگى از سوى خود براى گفتگو با پیامبر اسلام به مدینه گسیل داشتند.
گروه نجران وارد مدینه شده و با پیامبر صلوات الله علیه دیدار کردند. آنها گفتند: اى محمد، آیا تو صاحب و سرور ما را مى‌شناسى؟
پیامبرفرمودند: «سرور شما کیست»؟
گفتند: عیسى بن مریم.
پیامبر صلوات الله علیه فرمودند:«او عبد و رسول خدااست.
گفتند: به ما نشان بده کسى را که خدا مانند او آفریده باشد در آنچه دیده و شنیده‌اى... .
جبرئیل بر پیامبرصلوات الله علیه این آیه را نازل فرمود:«إِنّ مثل عیسى‌ عنداللَّه کمثلِ آم خلقه من ترابٍ ثمّ قال له کن فیکون؛ مثل عیسی(علیه السلام) در نزد خدا، همچون آدم علیه السلام)است که او را از خاک آفرید، و سپس به او فرمود: موجود باش. او هم فوراً موجود شدنابراین، ولادت مسیح بدون پدر، هرگز دلیل بر الوهیّت او نیست.
آنان از پذیرفتن حقیقت سر باز زدند و لجاجت ورزیدند.
داستان مباهله پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)با مسیحیان نجران

(نجران بلده کوچکی است میان عدن و حضر موت در ناحیه کوهستانی، )این داستان در برخی از منابع تاریخی و بسیاری از منابع تفسیری شیعه و اهل سنت ذکر شده است. در سال‌های پایانی حیات رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آوازه اسلام به تمامی نقاط دنیای آن روز رسیده بود رسول گرامی اسلام با ارسال نامه به سران کشورها و مناطق مختلف، سعی داشت دین اسلام را گسترش دهد. یکی از نامه‌هایی که رسول مکرم اسلام به مناطق مختلف و سران کشورها نوشت، نامه‌ای است که در سال دهم هجری برای نصارای نجران ارسال کرد. در این نامه آمده است:
«...
من شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا و از سرپرستی بندگان به سرپرستی خدا دعوت می‌کنم. اگر امتناع کردید، باید جزیه بپردازید و گرنه شما را به جنگ بخوانم»
مسیحیان نجران پس از دریافت نامه به مشورت پرداختند و تصمیم گرفتند؛ هیئتی از بزرگانشان را به مدینه اعزام کنند تا با رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) وارد مذاکره و بحث شوند. ابن هشام می‌نویسد:
«
هیاتی از نصاری نجران مرکب از ۶۰ نفر برای دیدار پیامبر و مذاکره با آن حضرت وارد مدینه شدند. در میان ایشان، ۱۴ نفر و در میان ۱۴ نفر، ۳ نفر بودند که سمت ریاست و بزرگی بر سایرین داشتند. و مورد احترام مسیحیان آن زمان بودند. یکی ملقب بود به «عاقب» که در آن زمان نامش «عبدالمسیح» بود. دیگری ملقب بود به «سید» و نام او «ایهم» بود. و سومی «اسقف» بود و نامش «ابو حارثه بن علقمه»
ابن سعد در باب نحوه ورود این هیات به مدینه و برخورد پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با آن‌ها می‌نویسد:
«
مسیحیان در حالی که جامه‌های نقش دار و گران قیمت و حریر یمنی پوشیده بودند، وارد مسجد شدند و به سوی مشرق نماز گزاردند. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به مسلمانان فرمود: آزادشان بگذارید. سپس آن‌ها با همان لباس‌ها نزد پیامبر آمدند. پیامبر آنان را نپذیرفت... روز بعد در جامه رهبانان آمدند و سلام کردند. پیامبر جواب داد و ایشان را به اسلام دعوت نمود. آن‌ها نپذیرفتند و گفتگو و بحث بسیاری شد».
مسیحیان در حقانیت دین خود با رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)به مجادله نشستند. مسیحیان نجران می‌گفتند: عیسی (علیه‌السّلام( خداست و گروهی او را پسر خدا می‌دانستند و دسته سوم، قائل به تثلیث «یعنی به سه خدا قائل بودند؛ پدر، پسر، روح القدس» ابن هشام می‌نویسد:
«
مسیحیان به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)گفتند: اگر عیسی (علیه‌السّلام) پسر خدا نیست پس پدرش کیست؟. .. آیات قرآنی نازل شد و خلقت او را همانند خلقت آدم ابوالبشر معرفی کرد».
مجادله و بحث بین مسیحیان نجران و پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)ادامه یافت. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)با ادله‌ای روشن و براهینی قاطع گفتارهای باطل آنان را رد می‌کرد و به سؤالات آن‌ها پاسخ می‌گفت. اما مسیحیان هم چنان حق را انکار می‌کردند و بر عقاید باطل خویش اصرار می‌ورزیدند. در این هنگام آیه ۶۱ سوره آل عمران نازل شد و مسیحیان نجران به مباهله دعوت شدند. در این آیه آمده است:
«
فمن حآجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا وابناءکم ونساءنا ونساءکم وانفسنا وانفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین» (آل عمران/۶۱
«
هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده (باز) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند به آن‌ها بگو: بیائید ما فرزندان خود را دعوت می‌کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت می‌کنیم، شما زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت می‌کنیم، شما هم از نفوس خود. آنگاه مباهله می‌کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می‌دهیم».
آیه ی مباهله نازل شد و خطاب به پیامبر صلوات الله علیه فرمود: به کسانى که با تو محاجّه و جدال کرده و از قبول حقّ، شانه خالى مى‌کنند، بگو: بیایید با فراخواندن فرزندان و زنان و خودمان(انفس)، خدا را بخوانیم و با حالت تضرّع و ابتهال بر دروغگویان نفرین کنیم و هر نفرینى که دامن گروه مقابل را گرفت، معلوم مى‌شود که راه او باطل است و با این وسیله به این گفتگو و جدال پایان دهیم.

هنگامى که نمایندگان مسیحیان نجران، پیشنهاد مباهله را از رسول اکرم صلوات الله علیه شنیدند، به یکدیگر نگاه کرده و متحیّر ماندند. آنان مهلت خواستند تا در این باره فکر و اندیشه و مشورت کنند. مسیحیان وقتی به بزرگان خود مراجعه کردند و از آنها مشورت خواستند، اسقف آنان گفت: فردا بنگرید اگر محمد(صلوات الله علیه) با اهل و فرزند خود آمد، از مباهله بپرهیزید و اگر با اصحاب خویش آمد، پس مباهله کنید که کارى از او ساخته نیست.
همراهان پیامبر

طبق آیه مباهله، پیامبر باید فرزندان و زنان خود و کسانی را که مانند نفس خویش باشند به همراه خود می‌آورد و اینان کسانی نبودند جز حسن بن علی علیه السلام و حسین بن علی علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها و علی بن ابی طالب علیه السلام.
روز مباهله

فردا صبح پیامبر گرامی برای مباهله آمد در حالى که دست حضرت علی علیه السلام را گرفته بود و حضرت حسن علیه السلام و حضرت حسین علیه السلام در جلوی ایشان می رفتند و حضرت فاطمه سلام الله علیها در پشت سر ایشان می رفت. مسیحیان نیز آمدند در حالی که اسقف در جلویشان بود. وقتی آنها، نبی اکرمرا با این افراد دیدند، درخواست کردند که همراهان پیامبر معرفى شوند. به آنها گفته شد: «هذا ابن عمه و زوج ابنته و أحب الخلق إلیه و هذان ابنا بنته من علی و هذه الجاریة بنته فاطمة أعز الناس علیه و أقربهم إلى قلبه؛ این پسر عم و داماد پیامبر و محبوب ترین مردم در نزد وی است و این دو پسر، نوه دخترى پیامبر و از صلب على علیه السلام هستند و این زن، فاطمه دختر وی است و عزیزترین مردم است نزد پیامبر
با فرا رسیدن روز مباهله رسول گرامی اسلام در حالی که دست امام حسن  و امام حسین(علیهما السلام) را در دست داشت، به همراه حضرت علی علیه‌السّلام و فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیهم) به محل مباهله آمدند. سران نجران از مشاهده این صحنه به وحشت افتادند. یکی از آن‌ها به همراهان خود گفت: به خدا سوگند من چهره‌هایی را می‌بینم که اگر از خدا بخواهند کوهی را جابجا کند، چنین خواهد کرد. یکی از ایشان به ابوحارثه گفت: برای مباهله نزدیک برو. او گفت: من همانا مردی استوار و جدی برای مباهله می‌بینم و به راستی بیم دارم که راستگو باشد و اگر راستگو باشد یک سال نگذرد که یک نفر مسیحی در دنیا نماند». [
مسیحیان از مباهله منصرف شدند و موافقت کردند که با رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) صلح کنند و جزیه بپردازند. صلح نامه‌ای نوشته شد و مقرر گردید مسیحیان همه ساله تعداد ۲۰۰۰ جامه به عنوان جزیه بپردازند و در این صورت مسیحیان نجران و وابستگان ایشان در پناه خدا و رسولش اهل ذمه خواهند بود، جان و آئین و اموال و زمین‌های ایشان محفوظ خواهد بود. سپس مسیحیان از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خواستند تا با آنان حاکمی فرستد تا میان ایشان حکومت (داوری) کند. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)«ابو عبیده جراح» را فرستاد.چندی بعد "عاقب و سید" به مدینه آمدند و اسلام آوردند.
دستور الهی مباهله به منظور روشن شدن حقیقت، و آشکار شدن گروه حق و باطل از طرف خداوند متعال تشریع شده است. مباهله میان مسیحیان نجران و رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، حقانیت دین اسلام را آشکار ساخت. مسیحیان نجران چون به این حقانیت پی بردند، حاضر به مباهله نشدند. علاوه بر این با نزول آیه مباهله بار دیگر یکی از فضائل اهل بیت (علیهم‌السّلام( از زبان قرآن بیان شد و جایگاه عالی خاندان عصمت و طهارت به بشریت معرفی شد.
سپس پیامبر صلوات الله علیه پیش رفت و بر دو زانو نشست. ابا حارثه اسقف آنها گفت: به خدا قسم این مرد مثل انبیا نشسته است؛ پس به مباهله تن در ندادند. یکی از بزرگان نصاری گفت: اى ابا حارثه! جلو برو و مباهله کن. ابا حارثه گفت: به خدا قسم که مباهله نمی‌کنم؛ زیرااو را بر مباهله پرجرأت می‌بینم و می‌ترسم که راستگو باشد که در این صورت به خدا، هیچ نیرویى براى ما نباشد. چهره‌هایى مى‌بینم که اگر از خدا بخواهند که کوه‌ها را از جاى بکند، حتماَ خواهد کند. با او مباهله نکنید که هلاک خواهید شد و در همه جهان یک نصرانی زنده نخواهد ماند.

سپس اسقف به پیغمبرصلوات الله علیه گفت: اى اباالقاسم ما مباهله نمی‌کنیم؛ لکن به مصالحه حاضریم. با ما مصالحه کن. پیامبرصلوات الله علیه با آنها به دو هزار حلّه هر حلّه‌اى به قیمت چهل درهم مصالحه کرد و این که سى زره و سى نیزه و سى اسب عاریه دهند که اگر در یمن آشوبى و جنگى پیش آمد، مسلمین بکار برند و رسول خداصلوات الله علیه ضمانت فرمود که عاریه‌ها را سالم به آنها برگرداند و این قرارداد را مکتوب کردند. نقل است این واقعه سبب شد پس از مدتی دو تن از بزرگان مسیحیت به نام سید و عاقب، مسلمان شوند و ایمان بیاورند.
مباهله، در ماه ذی الحجّه و محل آن در روزگار پیامبر صلوات الله علیهدر بیرون شهر مدینه بوده که اکنون داخل شهر قرار گرفته و در آن محل، مسجدى به نام «مسجد الإجابة ساخته شده است. فاصله‌ى این مسجد تا «مسجد النّبی تقریباً دو کیلومتر است .
زمان وقوع این مباهله را ۲۴ ذی الحجه الحرام سال دهم هجری ذکر شده است. و مکان مباهله، جایی است که اکنون به عنوان «مسجد الاجابه» در شهر مدینه و در نزدیکی بقیع مشهور است. مسیحیان نجران پس از آنکه با پیشنهاد مباهله مواجه شدند، ابتدا با آغوش باز پذیرفتند. یکی از آن‌ها گفت:
«
ای ابوالقاسم انصاف دادی، زیرا مباهله آیتی است که میان ما و شما را فیصله می‌دهد».و وعده کردند که مباهله را روز بعد انجام دهند»

 

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 83

امام رضا علیه السلام :

أذِّن فی بَیتِکَ فَإِنَّهُ یَطرُدُ الشَّیطانَ ، ویُستَحَبُّ مِن أجلِ الصِّبیانِ

در خانه ات اذان بگو؛ زیرا این کار، شیطان را مى راند و براى کودکان نیز، خوب (مفید) است .

بایگانی