مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

عید بندگی و اخلاص

هنگام امتحان که بشود خیلی ها پا پس می کشند و تردیدهای فراوان در اعماق وجودشان رخنه می کند که شاید عقیده ای که داشته اند هم آنچنان بنیان محکمی نداشته است، شاید هم به دنبال بهانه ای هستند که راه فراری باشد از آنکه در بوته ی آزمایش عیارشان سنجیده شود.

قربانی کردن فرزندی که در کهنسالی پس از سالها انتظار نصیبت شده است امتحانی است بس دشوار و آوردگاهی که عیار بندگی ات با آن سنجیده می شود. مسلخی که باید از هر کس و هر چه که دوست داری دل بکنی و نشان دهی که آداب بندگی را خوب میدانی.

قربانی ابراهیم خلیل الله فرزندی بود که به آن دلبستگی داشت و خدا میخواست او را بیازماید به دل بستگی اش. تنها اوست که میداند در لحظه ابتلاء آیا ما هم می توانیم از دلبستگی هایمان دل بکنیم و در راه طاعت پروردگار و ایمان راسخ به او قربانی کنیم؟
آری اینگونه توحید و خداپرستی بندگان مورد آزمایش قرار می گیرد تا غربالی باشد میان آنانکه ادعای پیروی و اطاعت از دستورات الهی را دارند.

آیا مردم گمان کرده اند، همین که بگویند: ایمان آوردیم، رها می شوند و آنان (به وسیله جان، مال، اولاد و حوادث) مورد آزمایش قرار نمی گیرند؟  (سوره عنکبوت آیه 2)

عید قربان یا عید الاضحی از اعیاد بزرگ اسلامی در دهم ذی الحجه در حقیقت قربانگاه نفس و مجالی برای رسیدن به شرافت بندگی است همانگونه که دو پیامبر خدا امر الهی را اطاعت کرده و در مسلخ گاه بندگی بار دیگر راه را به مومنان حقیقی نشان دادند و از این بابت است که خداوند آن را سنتی قرار داده است که هر ساله تلنگری باشد بر عیار دلدادگی بندگان مخلص و حقیقی.
عید بندگی و اخلاص بر همگی مبارک

عرفات، میقات حضور

"" لذت عرفات ""

برای ورود به عرفات باید در میقات نیّت حج تمتع کرد اما میان این دو نیّت فاصله عجیبی است. بار اول نیت عمره تمتع و بار دیگر نیت حج تمتع.

برای احرام عمره باید بیرون از بیت العتیق مُحرم شد اما برای احرام حج تمتع میتوان از بیت العتیق مُحرم شد
در عمره تمتع هنوز طعم وصال چشیده نشده و درحج تمتع بوی وصال یار استشمام می شود گویا درعمره همه چیز گذراست و در حج تمتع پایدار و جاودان .
حاجی درعمره تمتع هنوز رهایی از وجود نفسانی را تجربه نکرده و در حج تمتع آزاد و رها از هر تعلقی مُحرم می شود.

سرزمین عرفات به قدوم مبارک حضرت ولیعصر متبرک شده است و اگر چشمی پاک باشد، پرتو نور وجود حضرتش را در عرفه ادراک می کند.

در روایت آمده است : حضرت ولیعصر خطاب به علی بن مهزیار میفرمایند:
ای پسر مهزیار! پدرم امام حسن عسگری به من دستور داد که برای اقامت ، کوههای سخت وسرزمبن خشک ودور دست را برگزینم ،عرفات یکی از همین سرزمینها ست.

 روز نهم ذی الحجه روز تجلی وجه الله ، روز معرفت و شناخت امام زمان است .
سرزمین عرفات معطر به عطر یوسف گمشده است.

عرفات مجلس معارفه ایست که در بیابان برگزار می شود و نشان از معرفت بی انتهایی است که همه طالب آنند.

در عرفات همه در خلوت خویش می اندیشند، عبادت می کنند ، گریه می  کنند و یا گروهی با مولای خود بی صدا نجوا می کنند.

وقوف در این سرزمین از اذان ظهر تا غروب آفتاب واجب است.
زمان بهانه ایی است که هیچ چیز پنهان وناپیدا نباشد.

تابش مستقیم خورشید نمادی از تابش وجود حضرت حجت است.

سِرّ اعظم حج، اجتماع در عرفات است که هیچ صاحب معرفتی از وصال به امام نا امید نیست گرچه چشمانش از دیدن امام محروم است اما چشمان حضرت به سوی اوست. امام آب گوارا بر تشنه لبان و راهنمای گمشدگان است. امام امانتداری همراه، پدری خیر خواه و برادری مهربان است.
چه سعادتمند چشمانی که به پرتو نور او در عرفات روشن می شوند و چه خسارت دیده اند چشمانی که از برکت وجودش غافل اند.  

اهل دل معتقدند عرفات از دو جهت پایگاه و مرکز شناخت است:
اول آنکه زائر در عرفات به عجزکامل خویش و به صفرالیدی اش در مقابل مولا اقرار می کند و این سرزمین برای او نشان صحرای قیامت است .
دوم آنکه حاضرین در عرفات جلوه گریهای محبوب را چنان بوضوح احساس میکنند که دلیلی برای ناامیدی باقی نمی ماند .

خداوند به برکت امیر الحاج و وجود ولی الله، می بخشد و بنده به واسطه او طلب می کند. در این سرزمین و فضای ملکوتی ، تنها گناه ناامیدی، پرونده حاضرین را سیاه می کند.
حاجی باید یقین کند که مورد عنایت خاص خدای خویش است.
عرفات کلاس فشرده ایست که از ظهر شاگرد می پذیرد وغروب آنها را با گنجینه ای از علوم و معارف الهی به مشعر می فرستد.

زائر در عرفه با علم به این مطلب دعا می کند که هر دعایی مستجاب است زیرا یکی از القاب امیرالحاج حضرت بقیه الله الاعظم ، یدالباسط است یعنی دست باز خدا .
در عرفه ما سراغ دست باز خدا می رویم ایشان هرچه عطا کند از خزانه کرم خدا کم نمی شود . خدا برای یدالله اش محدودیتی قرار نداده است که تا چه اندازه عطا کند ، سفره رحمت خدا در عرفات چنان گسترده است که به هیچکس اجازه نمی دهند از رحمت خدا نا امید برگردد و نا امیدی را بالاترین گناه انسان در عرفات می دانند
حاجی باید در نهایت امید قدم به این سرزمین بگذارد .

عرفات سرزمین اعتراف به تقصیر هاست .
در آن سرزمین هرکس به قصور خود پی میبرد گویا روشنایی و وضوح عرفات تا عمق جان نفوذ می کند و انسان بیشتر از همیشه بر نواقص و کاستی های
 خود واقف می شود.

همه آمده اند تا در این صحرا بگویند:خدایا از کاستی ها و نواقصمان به تو پناه می اوریم .
سرکشی های ما در مقابل تو فقط به جهت کوتاهی و کم کاری های خود ماست ، ناتوانی های ما در امر بندگی زائیده ظلمتهای نفسانی ماست .

چنین شناختی در فضای نورانی عرفات بر زائر حاکم می شود ، او در آن صحرا، آرام و بی صدا و گاه با گریه و ناله در محضر حق اعتراف می کند.
خدایا منیت هایم موجب تاریکی درونم شده و سبب گمراهی در مسیر بندگی ام گشته ، اگر تو مرا تحت حمایت خویش قرار ندهی و از رذایل نفسانی رهایم نسازی ، تمام موجودی ام از دست می رود.

گویا در عرفات، آتش عشقی در نی فتاده است . این آتش بیش از هر زمان شعله می کشد و منیت ها را می سوزاند و خاکستر می کند .

 طعم تلخ هجرانها در عرفات بیشتر احساس می شود ، حضور در آنجا معنایی دیگر به خود می گیرد و چون حضور آن غایبِ همیشهِ حاضر در عرفات احساس می شود باید دست در دامنش زد و اعلام کرد:

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل                             تا سرا پرده گل نعره زنان خواهد شد

مولای من ! غم هجران تو تنها درد زندگی من است .

یعقوب وار  وا اسفا همی زنم                                        دید خوب یوسف کنعانم آرزوست

هریک از ما برای درمان غم فراق مولی ، به عرفات امید بسته ایم.

از ظهر تا غروب در کوره عشق این سرزمین می سوزیم تا در این کوره گداخته شویم و بسوزیم شاید خروج از عرفات تولد و آغازی دوباره باشد ، آغازی بدون منیت های گذشته و تولدی بدون خطاهای پیشین .

حافظ شکایت از غم هجران چه می کنی                      در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور

🌼 اللهم عجل لولیک الفرج🌼
التماس دعا"

استاد بروجردی ، کتاب جرعه ایی از بیکران حج

شب قدر 1
ایام البیض

ایام البیض در اصل «اَیامُ لَیالِی البیض» به معنای روزهای شب‌های سفید است که «لیالی» حذف شده است و این روزها به ایام البیض معروف شده است.بیض جمع بَیضاء است که در عربی به معنای سفید است. اعراب قدیم رسم داشتند که ایام ماه‌ها را بر اساس میزان روشنایی ماه نام‌گذاری کنند و از آنجا که نور ماه در این سه شب از شب‌های دیگر بیشتر است، به این نام نامیده شده‌اند. از دیگر نام‌های این ایام، اَواضح و غُرّ است.

دلیل دیگری هم برای این نامگذاری در روایات ذکر شده است. در علل الشرایع آمده است: «جبرئیل آدم(ع)را در حالی که سر تا پا سیاه شده بود به زمین فرود آورد. فرشتگان وقتی آدم را با این هیئت دیدند به ضجه در آمده و گریستند و به درگاه حق تعالی عرضه داشتند: پروردگارا مخلوقی را آفریدی و از روح خود در او دمیدی و فرشتگانت را به سجده کردنش وادار نمودی حال با یک گناه رنگ سفیدش را به سیاهی مبدل فرمودی!؟

منادی از آسمان ندا می‌دهد: امروز را برای پروردگارت روزه بگیر، آدم آن روز را که مطابق با روز سیزدهم ماه بود روزه گرفت، پس ثلث سیاهی از او زائل گشت. سپس منادی در روز چهاردهم نداء کرد: امروز را برای پروردگارت روزه بگیر. آدم آن روز را هم روزه گرفت و ثلث دیگر از سیاهی زائل گردید. روز پانزدهم باز منادی او را به گرفتن روزه دعوت نمود، وی آن روز را هم روزه گرفت و تمام سیاهی او زائل گردید و به همین خاطر این ایام به ایام البیض موسوم شد

اعمال ایام بیض در ماه رجب

مهم‌ترین عمل در این سه روز اعتکاف و روزه است. بر اساس آنچه از روایات به دست می‌آید، به نظر می‌رسد، روزه ۳ روز در هر ماه، در دوران پیش از اسلام نیز امری پسندیده بوده و روزۀ حضرت ابراهیم(ع) دانسته شده است.پیامبر(ص) ضمن برانگیختن مردم، از آنان خواسته است که روزه گرفتن ماهیانه خویش را در ایام بیض قرار دهند...

  در گفتاری از علی بن ابی‌طالب(ع) که خود در این روز مبارک دیده به جهان گشوده‌اند درباره مراقبات اعتکاف آمده است: معتکف باید در طول اعتکاف، مسجد را ترک نکند، پیوسته به ذکر خدا و تلاوت قرآن و نماز مشغول باشد. درباره مسائل دنیوی سخن نگوید. شعر نسراید. فحش و سخنان زشت بر زبانش جاری ننماید. جدال و خودنمایی نکند و هر اندازه بتواند از سخن گفتن لب فرو بندد، بهتر است.
  

   حال که توفیق حضور در بین معتکفان درگاه الهی را نیافته ایم، فرا رسیدن این ایام پربرکت را به همه‌ی مسلمین جهان تهنیت گفته و از معتکفان بارگاهامن الهی و شما عزیزان همراه در طاعاتتان تمنای دعای خیر داریم.


اصلا حواسم نیست که فرصت ندارم                              خیلـی برای بندگـی همت ندارم
اینقدر زیر خاک خوابیده اند مردم                                  چشمـی برای دیدن عبرت ندارم
امروز و فردا می کنم هنگام توبه                                  حالـی برای ترک معصیّت ندارم
ارزان خودم را باختم در دار دنیا                                    اما حواسم نیست من قیمت ندارم
افتادم اما باز دستم را گرفتی                                     جایی به جز این خانه من عزت ندارم
وای از شبی که صورتم بر خاک قبر است                       چیزی برای خانه ی غربت ندارم...

 

عرفه


عرفه روزی است که حاجیان فروتنانه سر به آستان پروردگارشان می سایند تا اذن دخول گیرند برای ورود به حرم الله.  
امام علی(ع) می فرمایند: «عرفات، خارج از مرز حرم است و مهمان خدا باید بیرون دروازه، آن قدرتضرع کند تا لایق ورود به حرم شود».
حرم کجاست؟ امام صادق (ع) فرمود: «القَلْبُ حَرَمُ اللهِ». حرم خدا قلب توست. و عرفات آن گوشه دنجی است که اشک حیا جاری می شود از چشمانت. 
صحرای عرفات همان خاکی است که سجده گاه نیایش توست و تکلیف تو امروز وقوف است در عرفات، پس سجده ات را طولانی کن. اشکهایت که جاری شد راه یافته ای به حرم. 
پس لبیک بگو: لبیک یا الله، لبیک یا وهاب لبیک یا تواب، لبیک یا کریم...
حالا قلبت را طواف کن تا بیابی سخن امامت را که فرمود: «مَن عَرَفَ اللَّهَ أحَبَّهُ». 
هر کس خدا را بشناسد، دوستش بدارد

واپسین لحظات رحمت

رمضان میرود و میبرد از کف دل ما                   آنکه یکماه صفا یافت از او محفل ما
رمضان عقده گشا بود گنهکاران را                   وای اگر او رود و حل نشود مشکل ما
حال که ای ماه خدا ، میروی آهسته برو           که ندانی چه کند رفتن تو با دل ما.

امشب آخرین شب رحمت است، و تا ساعاتی دیگر باید با شبهای دلنواز رمضان وداع کنیم و بگوییم؛

خداحافظ  ای ماه خوب خدا

خداحافظ  ای ماه رحمت

خداحافظ ای ماه ربنای وقت غروب آفتاب

خداحافظ ای ماه خوشن کبیر، ای ماه بیداری

هنوز نرفته دلم برای تو تنگ میشود

آخرچگونه می توان با تو وداع کرد ، تو که هر دم و بازدممان و هر نفس مان را نفس به نفس ، به قدم های اهل آسمان گره زده بودی،

تازه خود را از خاک کنده بودیم ،داشتیم آسمانی می شدیم

این بهار دل تازه شاخه هایش شگوفه زده بود و عطر دل انگیز ملکوتیش ما را سرمست خود کرده بود و تازه باران رحمتش بر کویر جانمان باریده و ما را سرسبز و خرم و با طراوت نموده بود که نوای الوداع دگرگونمان کرد.

آخر چگونه می توان با تو وداع کرد ، که نوای ربناهایت در وقت افطاری روح مسافران کاروان رمضان را به فراسوی سبکبالی می خواند ، روح را متعالی می داد و زیر سایبان مهربانی و الطاف الهی عطش شان فرو می نشست ، بندگان خاکی را با قدسیان افلاک پیوند می زد و از  پهنه ی خاک تا گستره ی افلاک به میهمانی اهل آسمان عروجشان می داد .

 آخر چگونه میتوان از این همه عشق و مستی بندگی و دلدادگی ، آرامش و آسایش ، معرفت و  معنویت که از در و دیوار زمین و آسمانش فواره می زد و ما را در هاله ای از انوار الهی غوطه ور ساخته و ما را بسان امواج اقیانوس در خود طومار کرده دست کشید و خدا حافظی کرد . 

و چه زیبا امام سجاد(ع) با بیانی حسرت آمیز به وداع با ماه رمضان پرداخته (دعای چهل و پنجم صحیفه سجادیه) و می فرماید: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا شَهْرَ اللَّهِ الْأَکْبَرَ وَ یَا عِیدَ أَوْلِیَائِهِ الْأَعْظَمَ»؛

خداحافظ ای ماه بزرگ خدا و عید بزرگ اولیای خدا!

«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَکْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ وَ یَا خَیْرَ شَهْرٍ فِی الْأَیَّامِ وَ السَّاعَاتِ»؛

خداحافظ ای بزرگ ترین همراه از میان زمان ها و اوقات؛ و بهترین ماه ها در ایّام و ساعات.

«السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِیهِ الْآمَالُ وَ نُشِرَتْ فِیهِ الْأَعْمَالُ»؛

خداحافظ ای ماهی که آرزوهایمان در تو نزدیک شد؛ خداحافظ ای ماهی که اعمال نیک در تو منتشر شد...


دلم می گیرد از این همه دوری ای ماه خدا

حال که این فراغ را چاره نیست

حال که هر دوستی و انسی با جدایی همراه است ،

و هر سلامی را یک خداحافظی ست، خداحافظ  ای ماه رحمت، مغفرت و آزادی از جهنم

خداوندا! تو را شاکریم که ما را یک ماه میهمان خوان رحمتت نمودی و با مقربان و خوبانت هم سفره مان کردی.

خدایا! به حرمت این شب و روزهایی که بار عام دادی و ما را مهمان فضل بی پایانت نمودی، ما را ببخشای و مگذار در این واپسین لحظات از در کرمت رانده شده و بی نصیب بمانیم که در روایات آمده: "خداوند در هر شب از ماه مبارک رمضان، هنگام افطار هفتاد هزار هزار شخص را که همه مستوجب آتش هستند از آتش نجات می دهد؛ شب آخر ماه رمضان که می شود، به مقدار تمام آنچه که در ماه رمضان از آتش نجات داده است، نجات می دهد."

پس ما را از این لطف و رحمتت بی بهره مگذار.

و درهای رحمتت را باز بر ما بگشای 

الهی! ما را یاری کن تا  دست و پا و چشم ها و تمام جوارحی را که در نهر رمضان تو شست و شو کرده ایم دیگر بار به غبار گناه و معصیت نیالائیم و سربازان خوبی برای ولی امرت باشیم.

خداحافظ و الوداع ای نگار                   خداحافظ ای ماه شب زنده دار

خداحافظ ای آرزوهای خوب                خداحافظ ای ربّنای غروب

خداحافظ ای رزق و روزی ِ پاک            خداحافظ ای جمع  ِ افلاک و خاک

خداحافظ ای لحظه های سحر            خداحافظ ای ماه چشمان ِ تر

خداحافظ ای بغض افطارها                 خدا حافظ ای ماه ِ دیدار ها

خداحافظ ای ختم یاسین و نور            خداحافظ ای ماه ِ عشق و سرور

خداحافظ ای ماه اشک و سکوت         خداحافظ ای سوره ی عنکبوت

خداحافظ ای ماه ِ صبر و رضا              خداحافظ ای عاشق مرتضی

خداحافظ ای برکت سفره ها             خداحافظ ای ماه ِ خوب  خدا

 

تا تحقق آرزوی امام چیزی نمانده

آمدیم تا پرچم های رژیم اشغالگر قدس را به عنوان نفرت و انزجار از صهیونیست‌ها و  نماد شیطان به آتش بکشیم.

آدمک‌های صهیونیستی و آمریکایی به عنوان نماد استکبار شیطانی و پوستر، تراکت و کارتن‌پلاست و پلاکاردهایی علیه اقدام آنان در انتقال سفارت به قدس شریف، به نمایش درآمد.

 

آمدیم تا ثابت کنیم مرگ بر آمریکا جهانی شده، محور هر جنایتی آمریکاست، با اتحاد و وحدت مسلمین، محرومین از سلطه غاصبین رها می شوند، آزادی فلسطین خواسته ماست، نابودی اسرائیل خواسته ملت ماست، امدیم تا بگوییم :"حامی هر تروریست امریکا و سعودی و صهیونیست، ما بنده خدا و حق شناسیم از دشمنان خود نمی هراسیم، نابودی اسرائیل حتمی است ای برادر  و ...."

بر روی پلاکاردها نوشتیم "مطیع امر رهبریم، به زودی در قدس نماز جماعت میخوانیم،  قدس پایتخت ابدی فلسطین، فریاد ملت ما مرگ بر اسرائیل تا دنیا بداند ما گوش به فرمان سخن رهبریم، روز قدس، تیری است به قلب توطئه فراموشی مساله فلسطین"، "روز قدس نماد صف بندی حق در مقابل باطل است".

"  آمدیم و گفتیم :آمریکای فینگیلی، اسرائیل جینگیلی؛ درد بگیرید، بمیرید"

آدمک‌هایی با چهره سران رژیم صهیونیستی و آمریکا را به دار آویختیم و طوماری را امضا کردیم و روی آن نوشتیم : ما عاشق مبارزه به صهیونیسم هستیم، اسراییل را نابود خواهیم کرد، انسجام و مقاومت بر مسلمین مبارک باد و ...

و به امید روزی هستیم که نماز جماعت را در قدس شریف اقامه کنیم.

امروز مصادف با نیمه رجب‌المرجب است، سومین روز از ایام البیض، مومنان و مخلصان علاوه بر توجه ویژه به ماه رجب و بهره برداری از آن، فرصت امروز را غنیمت شمرده و هم‌نوا با معتکفان اعمال ویژه این روز برای تقرب بیشتر به ذات باری‌تعالی به جا می‌آورند.

مهم‌ترین عمل امروز که براى برآمدن حاجات و کشف کُرُبات و دفع ظلم ظالمان مؤثّر است، عمل ام داوود است:

 روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم را روزه بگیرد. در روز پانزدهم نزدیک ظهر غسل کند و چون وقت ظهر شد نماز ظهر و عصر را به جا آورد. رکوع و سجود را نیکو کند. در مکانی خلوت باشد که چیزى او را مشغول نسازد و انسانى با او تکلّم ننماید.

چون از نماز فارغ شود رو به قبله کند و حمد را صد مرتبه و سوره اخلاص را صد مرتبه و آیه الکرسى را ده مرتبه بخواند و سپس سوره انعام و بنى اسرائیل و کهف و لقمان و یس و صافّات و حم سجده و حمعسق و حم دخان و فتح و واقعه و ملْک و ن وَ اِذَا السَّماَّءُ انْشَقَّتْ و ما بعدش را تا آخر قرآن و چون از اینها فارغ شود رو به قبله، دعای مخصوصی که در مفاتیح آمده است بخواند.

 البته در این روز چندین عمل است:

 1. غسل

 2. زیارت حضرت امام حسین (علیه السلام)

 ابن ابى بصیر می‌گوید از حضرت امام رضا(علیه السلام )سؤ ال کردم که در چه ماهی امام حسین (علیه السلام )را زیارت کنیم؟ فرمود: در نیمه رجب و نیمه شعبان

 3. نماز سلمان به نحوی که در روز اوّل رجب آمده است.

 4. چهار رکعت نماز بخواند و بعد از سلام دست خود را بگشاید و دعای مخصوصی که در مفاتیح است بخواند.  روایت است که هر صاحب غمى این دعا را بخواند حق تعالى او را از اندوه و غم، آسایش بخشد.

  5. عمل امّ داوود

فاطمه معروف به ام داوود، مادر داوود پسر زاده امام حسن مجتبی (ع) و مادر رضاعی امام صادق (ع) بوده است.

ام داوود ماجرایش را چنین نقل کرده است: منصور دوانیقی لشکری به مدینه فرستاد و با محمدبن عبداللّه بن حسن مثنی جنگید و او و برادرش ابراهیم را کشت.

منصور همچنین عبداللّه محض، پدر محمد و ابراهیم را با تعدادی از سادات حسنی دستگیر و اسیر کردند و به بند و زنجیر کشیده بودند و فرزند من داوود هم در میان آنان بود که او را از مدینه به بغداد منتقل نمودند و به سیاه چال زندان انداختند.

حادثه دستگیری و زندانی بودن فرزندم که از او اطلاعی نداشتم و گاهی هم خبر مرگ او را به من می‌دادند برایم بسیار تلخ و دردناک بود و روزگارم با اشک و آه و گریه و ناله می‌گذشت، حتی برای رفع مشکل خود و اندوه جانکاهی که با آن دست به گریبان بودم از اشخاص صالح و مومن درخواست می‌کردم برای رفع ناراحتیم دعا کنند اما از دعای آنان هم نتیجه‌ای نگرفتم.

یک روز با خبر شدم امام صادق(ع ) که با فرزندم داوود از من شیر خورده بود بیمار شده است، به دیدن او شتافتم و از آن حضرت عیادت کردم. هنگامی که می‌خواستم از حضورش مرخص شوم فرمود: از داوود خبر تازه‌ای نداری؟ با شنیدن نام داوود داغ من تازه شد و اشکم سرازیر گردید و با آه درد آلودی ناله سردادم: مدت زیادی است از او خبری ندارم. فرزندم در عراق زندان است و من از دوری او و سرنوشت نامعلوم او سخت در عذاب و ناراحتی گرفتارم، از شما که برادر رضاعی اوهستی تقاضا می‌کنم برای نجات و آزادی او دعا کنی.

امام صادق(ع ) با مشاهده وضع نگران کننده من، فرمود: چرا تاکنون از دعای استفتاح غفلت کرده‌ای؟ مگر نمی‌دانی که به‌وسیله این دعا درهای آسمان گشوده می‌شود و فرشتگان الهی دعاکننده را مژده اجابت می‌دهند و هیچ حاجتمند و دردمند و دعاکننده‌ای مایوس نمی‌شود و خداوند هم پاداش خواننده این دعا را بهشت قرار داده؟

با شنیدن چنین مژده‌ای که با خواندن آن دعا دریافت داشتم، از حضرت سوال کردم: ای مولای من و ای فرزند خاندان پاک و معصوم، آن دعا چیست؟ و آداب آن چگونه است؟

امام صادق(ع ) فرمود: ای مادر داوود ماه محترم رجب نزدیک است و در این ماه مبارک دعا مستجاب می‌گردد، همین‌که ماه رجب رسید سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم آن را که ایام بیض و شبانه روز نورانی نام دارد روزه بگیر. نزدیک ظهر روز پانزدهم غسل کن و هشت رکعت نماز با رکوع و سجود دقیق و حساب شده انجام بده.

آن گاه حضرت دستور کامل اعمال و آداب دعای مخصوص را به من تعلیم داد.

ماه رجب فرا رسید و اعمالی که امام صادق(ع) گفته بود را انجام دادم و پسرم داوود آزاد شد، داوود را نزد امام صادق(ع ) بردم و آن حضرت به فرزندم گفت: علت آزادی تو از زندان این بود که منصور دوانیقی، علی(ع ) را در خواب دیده بود و حضرت علی(ع) به منصور فرموده بود اگر فرزند مرا آزاد نکنی تو را در آتش خواهم انداخت، منصور هم درحالی که لهیب آتش را نزد خود مشاهده می‌کرد ناچار به آزادی تو اقدام کرد.

ام داوود می‌گوید از امام صادق(ع ) سوال کردم: ای مولای من آیا این دعا را در غیر ماه رجب هم می‌توان خواند؟ آن حضرت فرمود: اگر روز عرفه با جمعه هماهنگ شود این دعا را می‌توان خواند و هرکس هم به این دعا اقدام کند پس از پایان، خداوند او را مشمول غفران و آمرزش خود قرار می‌دهد.

با فرا رسیدن اربعین حسینی شور غیر قابل وصفی شیعیان و دوستداران حضرت ابا عبدالله علیه السلام را در بر می گیرد. راز و رمز این همه دلدادگی و تکاپو برای زیارت کردن سید الشهداء علیه السلام در روز اربعین چیست؟ این کشش و میل درونی فراتر از یک سفارش معمولی از سوی بزرگان دینی است. که سفارشات بزرگان بر بسیاری از اعمال مستحب و حتی واجب بسیار است اما داستان اربعین و زیارت امام حسین علیه السلام در روز بیستم صفر حساب دیگری دارد. چرا در میان زیارات مخصوصی که برای امام حسین صلوات الله علیه وارد شده است زیارت اربعین جایگاه ویژه ای دارد. درباره اربعین سۆالات دیگری نیز مطرح است

 چرا به زیارت اربعین توصیه شده است؟
 
در قرآن توصیه شده است که مۆمنان ایام الله را یاد آور شوند تا این روزهای بزرگ الهی فراموش نشود. اربعین در تداوم واقعه کربلا است؛ از این رو برای پاس داشتن روز عاشورا که از اعظم ایام الله است در روز اربعین عاشقان حسینی با حرکت امام حسین علیه السلام تجدید عهد می کنند و این تجدید عهد را در بهترین وجه خود یعنی رفتن به زیارت کربلا ابراز می نمایند.
از این روست که در روایت امام حسن عسکری علیه السلام، زیارت کردن امام حسین علیه السلام در روز اربعین را از علائم مۆمن دانسته اند. امام حسن‏ عسکرى علیه السلام فرموده است: پنج چیز از نشانه‏هاى مۆمن است. گزاردن پنجاه و یک رکعت نماز واجب و نافله و زیارت اربعین‏ و انگشتر در دست راست کردن و پیشانى بر خاک ساییدن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم.

یکی از دلایلی که باعث شده این روز، روز مخصوص زیارتی امام حسین علیه السلام باشد این است که در این روز سر مقدس حضرت به بدن شریفش ملحق شد. «سید مرتضى در بعضى از مسائل خود فرموده: سر مقدس امام حسین علیه السلام از شام به کربلا برگشت و به بدن مبارکش ملحق شد. طوسى فرمود: زیارت‏ اربعین‏ از همان است.»
 
اولین احیاکنندگان اربعین عاشورا چه کسانی بودند؟
در برخی نقل ها آمده است که اولین زائر امام حسین علیه السلام جابر بن عبدالله انصاری از صحابی جلیل القدر رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده است که به همراه عطیه در روز اربعین شهادت امام به کربلا آمد و حضرت را زیارت نمود.

سنت زیارت اربعین توسط اهل بیت علیهم السلام احیاء شده است و شیعیان به تبعیت از ایشان هر ساله به زیارت قبر حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام می روند و الا زیارت جابر هر چند از اصحاب پیامبر خداست اما موجب ترغیب به خصوص شیعیان نمی توانست باشد. بلکه نگاه مۆمنان به سیره عملی اهل بیت علیهم السلام بوده است و نه کس دیگر

عَنْ عَطِیَّةَ الْعَوْفِیِّ قَالَ‏: خَرَجْتُ مَعَ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ زَائِرَیْنِ قَبْرَ الْحُسَیْنِ‏ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهماالسلام فَلَمَّا وَرَدْنَا کَرْبَلَاء..

عطیة بن سعد بن جنادة العوفى از علمای بزرگ زمان خود است که در مورد او گفته شده است «انه أول من زار الحسین‏ علیه السلام مع جابر الأنصاری‏. اولین کسی است که با جابر، امام حسین علیه السلام را زیارت کرد.
عطیه‏ عوفى گوید: همراه جابر بن عبد اللَّه انصارى براى زیارت قبر امام حسین‏ علیه السّلام بیرون شدیم، هنگامى که وارد کربلا شدیم جابر به نزدیک شط فرات رفت و غسل نمود، بعد لنگى به کمر بست و پارچه‏اى را هم به دوش افکند، و کیسه‏اى بیرون آورد و مقدارى سعد بر خود پاشید. پس در حالى که مشغول ذکر خداوند بود به طرف قبر حرکت کرد هنگامى که نزدیک قبر رسید گفت: دست مرا بالاى قبر بگذارید، من هم دست او را روى قبر نهادم او از حال رفت و بى‏هوش گردید من مقدارى آب به صورت او پاشیدم و او به حال آمد. بعد از این گفت: اى حسین، و سه بار این کلمه را تکرار کردند و بعد گفت: دوست جواب دوست را نمى‏دهد، سپس گفت: چگونه جواب مرا بدهى که سرت را از بدنت جدا کرده‏اند و رگهایت را قطع نموده‏اند، من گواهى مى‏دهم که تو فرزند پیامبران هستى و فرزند سرور مۆمنان مى‏باشى. اى حسین تو با تقوى هم پیمان بودى و ریشه هدایت به شمار مى‏رفتى، تو پنجمین نفر از اصحاب کسا هستى، تو فرزند سید نقباء مى‏باشى، تو فرزند فاطمه زهرائى‏...

همچنین زیارت اهل بیت علیهم السلام در اولین اربعین نیز نقل شده است، هر چند در اینکه ایشان در اولین اربعین به کربلا رفته اند یا اربعین سال بعد اختلاف است اما آنجه دارای اهمیت است این است که سنت زیارت اربعین توسط اهل بیت علیهم السلام احیاء شده است و شیعیان به تبعیت از ایشان هر ساله به زیارت قبر حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام می روند
در نقل دیگر گفته شده است که عبدالله حرّ جعفی که از یاری امام در کربلا دریغ ورزید بعد از دیدار با عبیدالله بن زیاد به سمت کربلا حرکت کرد و در رسای امام به نوحه سرایی پرداخت.

 در امتداد عاشورا
پس آنچه می توان راز زیارت اربعین امام حسین علیه السلام در کربلا دانست نقش این روز در تداوم قیام حسینی است. شواهد خارجی و نحوه برخورد شیعیان به این روز نیز همین را تأیید می کند. اینکه ائمه علیهم السلام عمل جابر را مورد تحسین قرار دادند و بنا بر نقلی خود اهل بیت علیهم السلام  در اربعین به زیارت ایشان رفتند و اینکه زیارتنامه مخصوص برای اربعین از امام صادق علیه السلام وارد شده است همه نشان از جایگاه ویژه اربعین در ماندگاری واقعه عاشوراست.


‌خداوند متعال در نهم ذیحجه، روز عرفه به سه مکان و سه گروه از انسانها، توجه ویژه دارد:
1. کربلا و زائران امام حسین (ع).
2. صحرای عرفات (در نزدیکی مکه) و حجاج بیت الله.
3 . هر جا از دنیا که دستی به سوی او بلند شود و دلی بشکند.
چرا «عرفه»؟
ـ آنگاه که جبرئیل (ع) مناسک حج را به حضرت ابراهیم (ع) می آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت : «عرفت؟» یعنی «یاد گرفتی؟» و او پاسخ داد آری. لذا به این نام خوانده شد.
ـ وجه دیگر اینکه مردم از این جایگاه و در این سرزمین به گناه خود اعتراف می کنند.
ـ بعضی دیگر هم آن را جهت تحمل صبر و رنجی میدانند که برای رسیدن به آن باید متحمل شد ؛ چرا که یکی از معانی «عرف» صبر و شکیبایی و تحمل است.
مطابق روایتی از امام صادق(ع)، وقتی حضرت آدم (ع) از باغ بهشتی به زمین فرود آمد، چهل روز هر بامداد بر فراز کوه صفا با چشم گریان در حال سجده بود. جبرئیل (ع)، فرود آمد و پرسید:
ـ چرا می گریی، ای آدم؟
ـ چرا نگریم در حالیکه از جوار خداوند به این دنیا فرود آمده ام؟
ـ به درگاه خدا توبه کن و بسوی او بازگرد.
ـ چگونه ؟
جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منا برد، آدم شب را در آنجا ماند و صبحگاهان عازم صحرای عرفات شد. جبرئیل هنگام خروج از مکه، احرام بستن و لبیک گفتن را به او آموخت و چون عصر روز عرفه فرا رسید، آدم را به غسل فرا خواند و پس از نماز عصر، او را به وقوف در عرفات دعوت کرد و کلماتی را که از پروردگار دریافت کرده بود به وی تعلیم داد :
"سبحانک اللهم و بحمدک لا اله الا انت علمت و ظلمت نفسی واعترفت بذنبی اغفر لی انک انت الغفور الرحیم"
آدم (ع) تا غروب آفتاب همچنان دعا میکرد و با تضرع اشک می ریخت. وقتی که آفتاب غروب کرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد و شب را آنجا گذراند. صبحگاهان در مشعر بپاخاست و به دعا پرداخت... تا اینکه سرانجام بخشیده شد...

  شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان نقل کرده : در روز عرفه چون وقت زوال رسید، زیرآسمان رود و نماز ظهر و عصر را با رکوع و سجود نیکو به جا آورد، و چون از نماز ظهروعصر فارغ شود، دو رکعت نماز بخواند، در رکعت اول پس از سوره حمد سوره توحید و در رکعت دوم بعد از حمد سوره کافرون بخواند، پس از آن چهار رکعت نماز بجا آورد، در هر رکعت پس از سوره حمد پنجاه مرتبه سوره توحید بخواند.( این نماز    همان نماز حضرت امیرالمؤمنین -علیه السلام- است،)
همچنین پس از نماز عصر، پیش از آنکه مشغول خواندن دعاهای عرفه شود، در زیر آسمان دو رکعت نماز بجا آورد، و به گناهانش نزد خداوند اعتراف واقرار نماید، تا به ثواب عرفات دست یابد، و گناهانش آمرزیده گردد.

در این روز عظیم پس از دعا برای فرج پسر فاطمه، صاحب الامر و الزمان(عج)، دعا برای گشایش امور مسلمین و مسلمات خصوصا دوستان فراموش نشود.
التماس دعا

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 99

قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله(:

اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً.

پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.»

(جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556(

 

بایگانی