مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

دهه کرامت

قم، یک شهر نیست، یک "فرهنگ" است.

جغرافى نیست، تاریخ است.

قم، ریشه در دین دارد و از چشمه سار معارف "اهل بیت" سیراب ‏شده است. شهر جهاد و اجتهاد، شعور و شرف، خون و حماسه و شهادت‏ است. قم، همیشه قائم و همیشه پیشتاز و پیشقدم بوده است.

و امروز این شهر به مناسبت میلاد حضرت معصومه غرق نور و سرور است.

جوشش چشمه کویر به واسطه حضور بانوی عصمت ، حضرت معصومه (سلام الله علیها) ، آن فاطمه ثانى (سلام الله علیها) است که فقیهان و بزرگان، آستان بوس حرم اویند و مزارش.

امروز مضجع شریف این بانو گلباران می شود و به پاس مقام والایش تمام دختران این سرزمین تکریم می شوند تا اول ذیقعده مزیّن به نام روز دختر شود. 

و همچنین آغاز دهه کرامت که آغازش با ولادت حضرت معصومه(علیهالسلام) و پایانش با ولادت حضرت ابوالحسن علی بن موسی‌الرضا(علیه السلام) می‌باشد. این دهه یادآور بسیاری از مفاهیم عالی و سازنده و ارزشمند است. دهه کرامت یادآور لطیف‌ترین علائق و مهر و وفاهای کم‌نظیر یک خواهر نسبت به مقام شامخ و معنوی برادر است.

مهر و وفایی که خواهر مهربان و دلداده را به هجرت وادار نموده و غربت و بیماری و مرگ در فصل جوانی را برای او آسان کرده است.

مهربانی که جز در مورد امام حسین و حضرت زینب (علیهماالسلام) سابقه ندارد.

دهه کرامت تداعی کننده عزم و قاطعیت و اراده آهنین زنان بزرگ و بانوان و الامقام و گرانقدر جهان می‌باشد.

تمام مفاهیم سازنده‌ای که ما در فرهنگ اسلامی داریم در این دهه تداعی می‌شوند چرا که حرم حضرت معصومه و امام رضا (علیهماالسلام) کانون دعا و قرآن و نیایش و ... است.

دهه کرامت یادآور تحول آفرینی بانوان آسمانی است و این که می‌توانند رهبری دل‌های صدها میلیون مسلمان را در طی اعصار عهده‌دار بشوند.

دهه کرامت یادآور زهرا و زینب (علیهماالسلام) است.

دهه کرامت یادآور تمام خوبی‌هاست. و یادآور جمال انسانی است.

یا رب چه قشنگ است و چه زیبا حرم قم                            چون جـنت اعلا، حـرم محتـرم قم

بانوی جنان، اخت رضا، دختر موسی                                   دردانه زهـــرا و ملائـــک خدم قم

"میلاد دختر موسی بن جعفر ، حضرت معصومه علیها السلام و روز دختر بر شما مبارک باد "

 

ام المؤمنین

سخن از خدیجه - علیها السلام - ، سخن از یک دنیا عظمت و پایداری واستقامت در هدف است. به حق قلم فرسایی درباره کسی که خداوند براو سلام و درود می فرستد، بسی مشکل است.اما به مصداق "ما لا یدرک کلّه لایدرک کلّه،" به بررسی گوشه هایی از شخصیت و زندگی این بزرگ بانو می پردازیم:
ولادت و خانواده
خدیجه - علیها السلام - ۶۸ سال قبل از هجرت بدنیا آمد با توجه به اینکه سن حضرت خدیجه هنگام ازدواج با پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم - کمتر از سی سال بوده، پس تاریخ ولادت ایشان غیر از این است که در متن داده شده است. خانواده ای که خدیجه - علیها السلام - را پرورش داد از نظر شرافت خانوادگی و نسبت های خویشاوندی، در شمار بزرگترین قبیله های عرب جای داشت. این خاندان در همه حجاز نفوذ داشت. آثار بزرگ و نجابت و شرافت از کردار و گفتار خدیجه - علیها السلام - پدیدار بود.
خدیجه - علیها السلام - از قبیله هاشم بود و پدرش خویلد بن اسد قریشی نام داشت. مادرش فاطمه دختر زائدبن اصم بود.

خدیجه - علیها السلام - در بین اقوام خود یگانه و ممتاز و میان اقران کم نظیر بود. او به فضیلت اخلاقی و پذیرایی های شایان بسیار معروف بود و بدین جهت زنان مکه به وی حسد می ورزیدند. دختر خویلد در سجایا و کمالات اخلاقی زبانزد و نمونه بود و به حق ایشان کُفو خوبی برای پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - بود. بی تردید می توان گفت که این سجایا و فضایل اخلاقی سبب شد تا خدیجه - علیها السلام - برای همسری پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - شایسته شمرده شود. طبق روایات، او برای پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم - یاوری صدیق بود.
آیا خدیجه (سقبل از پیامبر (ص) ازدواج کرده بود؟
معروف است (بحار الانوار، ج۱۶ ، ص ۱۰ تنقیح المقال، ج ۳، ص ۷۷ ریاحین الشریعه، ج ۲، ص ۲۰۲) اولین کسی که به خواستگاری خدیجه - علیها السلام - آمد یکی از بزرگان عرب به نام "عتیق بن عائذ مخزومی" بود. او پس از ازدواج با خدیجه - علیها السلام - ، در جوانی درگذشت واموال بسیاری را برای خدیجه - علیها السلام - به ارث گذاشت. پس از او "ابی هالة بن المنذر الاسدی" که یکی از بزرگان قبیله خود بود با وی ازدواج کرد
ثمره این پیوند فرزندی به نام "هند"بود که در کودکی درگذشت. ابی هاله نیز پس از چندی، وفات یافت وثروت بسیار از خویش بر جای گذاشت. هر چند این مطلب که پیامبراکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - سومین همسر پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم - بود و جز عایشه با دوشیزه ای دیگر ازدواج نکرد نزد عامه و خاصه معروف است ولی مورد تأیید همگان نمی باشد
جمعی از مورخان و بزرگان نظر مخالف دارند برای مثال "ابولقاسم کوفی"، "احمدبلاذری"، "علم الهدی"، (سید مرتضی) در کتاب "شافی" و "شیخ طوسی" در "تلخیص شافی" آشکارا می گویند که خدیجه - علیها السلام - هنگام ازدواج با پیامبر، "عذرا" بوده است. این معنا را علامه مجلسی نیز تایید کرده است. او می نویسد: "صاحب کتاب انوار والبدء" گفته است که زینب و رقیه دختران هاله، خواهران خدیجه - علیها السلام - بودند (تنقیح المقال، ج ۳، ص ۷۷). برخی از معاصران نیز چنین ادعاکرده اند و برای اثبات ادعای خود کتابهایی نوشته اند. (ر.ک:بنات النبی - صلی الله علیه و آله و سلم - ام ربائبه نوشته علامه سید جعفر مرتضی، ص ۸۸).
آشنایی خدیجه(س) با حضرت محمد(ص) 
فضایل اخلاقی خدیجه - علیها السلام - ، بسیاری ازبزرگان و صاحب منصبان عرب عتبه، شیبه، عقبة بن ابی معیط، ابوجهل و...ریاحین (الشریعه،ج ۲، ص ۲۳۹.) را به فکر ازدواج باوی می انداخت. ولی خاطرات همسر پیشین به وی اجازه نمی داد شوهر دیگری انتخاب کند. تا اینکه با مقامات معنوی حضرت محمد - صلی الله علیه و آله و سلم - آشنا شد و آن دو غلامی را که برای تجارت همراه پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم - فرستاده بود مطالب و معجزاتی که از وی دیده بودند برای خدیجه - علیها السلام - نقل کردند. خدیجه - علیها السلام - شیفته اخلاق و کمال پیامبر شد
البته او از یکی از دانشمندان یهود و نیز ورقة بن نوفل، که از علمای بزرگ عرب و خویشان نزدیک خدیجه - علیها السلام - به شمار می رفت، درباره ظهور پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم - آخرالزمان و خاتم الانبیاء مطالبی شنیده بود. (بحارالانوار، ۱۶، ص ۶۱.) همه این عوامل باعث شد تا خدیجه - علیها السلام - حضرت محمد - صلی الله علیه و آله و سلم - را به همسری خود انتخاب کند...

حضرت خدیجه - علیها السلام - سه سال قبل از هجرت بیمار شد (ریاحین الشریعه، ج ۲، ص ۷۷.) پیغمبر - صلی الله علیه و آله و سلم - به عیادت وی رفت و فرمود: ای خدیجه - علیها السلام - ، "اما علمت انّ الله قد زوجّنی معک فی الجنّة" آیا می دانی که خداوند تو را در بهشت نیز همسر من ساخته است؟! آنگاه از خدیجه - علیها السلام - دل جویی و تفقّد کرد او را وعده بهشت داد و درجات عالی بهشت را به شکرانه خدمات او توصیف فرمود. (بحارالانوار،ج۱۹،ص۲۰.)
چون بیماری خدیجه شدّت یافت، عرض کرد: یا رسول الله! چند وصیت دارم:
من در حق تو کوتاهی کردم، مرا عفو کن. پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم - فرمود: هرگز از تو تقصیری ندیدم و نهایت تلاش خود را به کار بردی. در خانه ام بسیار خسته شدی و اموالت را در راه خدا مصرف کردی
عرض کرد یا رسول الله! وصیت دوم من این است که مواظب این دختر باشید و به فاطمه زهرا - علیها السلام - اشاره کرد. چون او بعد از من یتیم و غریب خواهد شد. پس مبادا کسی از زنان قریش به او آزار برساند. مبادا کسی به صورتش سیلی بزند. مبادا کسی بر او فریاد بکشد. مبادا کسی با او برخورد زننده ای داشته باشد
اما وصیت سوم را شرم می کنم برایت بگویم. آن را به فاطمه می گویم تا برایت بازگو کند. سپس فاطمه را فراخواند و به وی فرمود:"نور چشمم! به پدرت رسول الله بگو: مادرم می گوید: من از قبر در هراسم از تو می خواهم مرا در لباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی، کفن کنی." پس فاطمه زهرا - علیها السلام - ازاتاق بیرون آمد و مطلب را به پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم - عرض کرد. پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - آن پیراهن را برای خدیجه - علیها السلام - فرستاد واو بسیار خوشحال شد
هنگام وفات حضرت خدیجه - علیها السلام - پیامبراکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - غسل و کفن وی را به عهده گرفت. ناگهان جبرئیل در حالی که کفن از بهشت همراه داشت نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله، خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید: "ایشان اموالش را در راه ما صرف کرد و ما سزاوار تریم که کفنش را به عهده بگریم." (شجره طوبی، ج ۲  ،ص ۲۳۵ پند تاریخ، ج ۲، ص۲۲.)

خدیجه - علیها السلام - در سن ۶۵ سالگی چنانکه گفتیم سن ایشان کمترازاین مقداربوده است. در ماه رمضان (سیر الاعلام النبلاء، ج ۲، ص ۱۱۲)، طبق قولی حضرت خدیجه در ماه رجب رحلت فرمود. (المصباح،ص۵۶۶.) سال دهم بعثت در خارج از شعب ابوطالب (بحارالانوار، ج ۹، ص ۱۴.) جان به جان آفرین تسلیم کرد
پیغمبرخدا - صلی الله علیه و آله و سلم - شخصاً خدیجه - علیها السلام - راغسل داد، حنوط کرد و با همان پارچه ای که جبرئیل از طرف خداوند عزوجل برای خدیجه - علیها السلام - آورده بود، کفن کرد. رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - شخصاً درون قبر رفت، و سپس خدیجه - علیها السلام - را در خاک نهاد و آنگاه سنگ لحد را در جای خویش استوار ساخت.
او بر خدیجه - علیها السلام - اشک می ریخت، دعا می کرد و برایش آمرزش می طلبید. آرامگاه خدیجه در گورستان مکه در "حجون" واقع است. 
رحلت خدیجه برای پیغمبر مصیبتی بزرگ بود زیرا خدیجه یاور پیغمبر خدا بود و به احترام او بسیاری به حضرت محمد - صلی الله علیه و آله و سلم - احترام می گذاشتند و از آزار وی خودداری می کردند.

روحش شاد، یادش گرامی

" السلام علیک یا ناصرة محمد رسول الله ، یا امّ المؤمنین یا خدیجة الکبری و رحمت الله و برکاته"

السلام علی العبد الصالح

رهبرانقلاب: در کلمات ائمه علیهم السلام، روی دو جمله راجع به حضرت اباالفضل العباس (ع) تاکید شده است:

یکی بصیرت، یکی وفا.

بر نام حسین و ڪربلایش صلواٺ

بر نام ابوالفضل و وفایش صلواٺ

بر اهل حرم بہ حقّ زهرا صلواٺ

بر جملہ ے یاوران مولا صلواٺ

میلاد مظهر مهر و وفا ، اباالفضل العباس مبارک باد.

سلام بر قلب صبور زینب

آن روز که در سایه‌سار بلند شکیبایی‌ات، درد تکیه زد و غم صبورترین شانه و مطمئن‌ترین قلب را در ازدحام خون و عطش و تازیانه یافت، ما به توانایی «زن» ایمان آوردیم و اندیشه بی‌بنیاد«ضعیف‌انگاری» زن را بر همه کج‌اندیشان آوار دیدیم.
آن روز که از ساحل گودال گذشتی و موج متلاطم خون تا ابدیت دامن می‌گسترد، هیچ‌کس تو را شکسته ندید. آنان که حماقت خویش را راست ایستاده بودند و فرو شکستنت را انتظار می‌کشیدند، زنی را دیدند که راست‌قامت می‌دوید؛ اگر هم خم می‌شود، برای بوسه وداع بر حلقومی بریده و نشاندن پیکری است، ۳۶۰ زخم‌خورده در مقابل چشم‌های خدا که: «خدایا قربانی آل محمد(ص)، را بپذیر!»

در آفتابی‌ترین مشرق هستی گودال قتلگاه هیچ‌کس افول صبوری زینب(س) را ندید. هیچ‌کس در آن لحظه که همه هستی می‌شکست و همه ذرات می‌گریستند و پشت آسمان خمیده‌تر می‌شد، ضعف در سیمای حضرت زینب(س) ندید. آنگاه نیز که در حریق حرم، کودکان سرگشته را به آغوش می‌کشید، تردید و تشویش حتی دمی به حرم امن قلبش راه نیافت.
با چهره غبارآلود، پس از سه روز عطش و گرسنگى،‌از دشت لاله‌رنگ آتش‌خیز گذشت، ولی هنگام عبور از انبوه لاله‌های پرپر، هیچ‌کس باغبان بزرگ دشت را به گل چیدن ندید و گرچه انبوه گلبرگ‌های پرپری که زیر سم پاییز له می‌شدند، جانش را شعله‌ور می‌کرد، کسی گلبرگ روحش را پریشان و بازیچه ندید. از کربلا تا کوفه، آسمان دمی بی‌چرخش تازیانه و غوغای تمسخر فاتحان زبون کربلا نبود و زینب(س) که بازوان تازیانه خورده مادر را تجربه می‌کرد، با آرامشی شگفت، همه راه را تا پایان، چشم بر چشم برادر پیمود.
آ‌نگاه نیز که به شهر تمسخر و تحقیر و دشنام گام نهاد و دوازده هزار نوازنده، جشن پیروزی برپا ساخته و هزاران زن بر پشت‌بام‌ها هلهله‌گر بودند و پای‌کوبی مستان با آه آه کودکان در هم می‌آمیخت، ‌شکیبایی و وقار، لحظه‌ای از کاروان قلب زینب(س) فاصله نمی‌گرفت.
زینب(س)، آبروی صبورى و آیت بزرگ ایستادن است و کدام مفسر و تفسیر به ژرفای بطن در بطن این آیت سترگ راه خواهد یافت. اگر او نبود،‌چه کسی انگاره ناتوان بودن زن را از ذهن‌ها می‌شست؟ چه کسی توانایی و عظمت زن را چونان خورشید بر پلک‌هایی که به کج‌بینی و کم‌بینی و بدبینی عادت کرده‌اند، می‌تاباند؟‌
حدیث دردهای زینب(س) را هیچ قلمی برنمی‌تابد. هیچ‌کس نیست که بی‌قراری اشک‌‌ها را در مرور غم‌های زینب(س) پشت پلک‌هایش تجربه نکند. هیچ عاطفه‌ای نیست که شنیدن آنچه بر زینب(س) رفت، طوفانی‌اش نکند.
چهار ساله بود که در افق نگاهش، آخرین روزهای زندگی پیامبر غروب کرد. هنوز سایه سنگین غربت پیامبر از دیواره قلبش دامن برنچیده بود که در شبانگاه درد در غریبانه‌ترین تشییع، گلبرگ پاییز زده پیکر مادر را در گمنامی کاشت و در اندوهی بی‌صدا به خانه بازگشت. تنهایی پدر، دردهای پنهان و ناگفتنى، خار خلیده در چشم و استخوان نشسته در گلو، زینب(س) را می‌گداخت. در خانه بی‌زهرا(س)
، همه خاطرات مادر را مرور می‌کرد. می‌دید که سر بر دیوار، غریبانه می‌گرید و سر در چاه، آه می‌کشد و با تصویر خویش که در پرتو ماهتاب بر آب افتاده، دردهای سینه‌سوز را بازمی‌گوید. هنوز سی‌سالگی را سپری نکرده بود که در آستانه در برایش هدیه‌‌ای سرخ از مسجد آوردند. پدر قربانی عدالت خویش شده بود و خلاصه سیاهی در ناجوانمردانه‌ترین ضربت، آفتاب را در غدیری از خون نشانده بود. دو روز که از ثانیه‌هایش به درازای قرن‌ها گذشت، چکه‌چکه على(ع)، بر دامان زینب(س) چکید و زخمی که چشم بر چشم زینب(س) داشت، با دختر حدیث رفتن می‌گفت. دو روز تیماردار پدر بود. با نظاره مرغکانی که شیون می‌کردند، هرگاه سرِ راندنشان داشتند، زمزمه پدر برمی‌خاست که: «مرانید، ‌نوحه‌گرند.» خوان چهارم، ‌زهرآبه‌هایی است که تشت را آذین می‌بندد. پاره‌های جگر برادر و خیانت نامحرم‌ترین محرم بر سیمای رنگ‌پریده حسن(ع)، لبخند می‌زند و زینب(س) می‌بیند که لخته لخته برادر در تشت فرو می‌چکد. راستی کدام شانه را شکیب این همه رنج است. کدام دل را یارای تحمل این همه درد،‌این همه سوز،‌کدام انسان را می‌شناسى؟

"السلام علیک یا ایتها الصبور"

15 ربیع الثانی

وفات حضرت معصومه:

معصومه(س) تفسیر معصومیت است که روزگارى در مدینه طلوع کرد،

معصومه اقامت غربت است در روزگار غربت نگاه ها،

معصومه تفسیر بلند تبعیت است از ولایت .

معصومه(س) نگاه سبزى است که از معصومیت سرچشمه مى گیرد،

معصومه، روزگار دلداگى است واز غربت به قربت رسیدن .

وفات فاطمه معصومه (س) تسلیت باد.

یا حضرت معصومه ای نور حیّ داور
ای کوثر زهرا(س) و آیینه ی پیغمبر
تو شفیعه ی محشری به حریم خدا دری
عزیز دل عترت و روح و جان برادری

یا فاطمه اِشفعی لنا فی الجنّة...

السلام علیک یا فاطمة المعصومة

ذیقعده شد و بهار ایران آمد

                              در مشهد و قم دو گنج پنهان آمد

  در روز یکم کریمه آل رسول (ص)

                              در یازدهم شاه خراسان آمد . . . 

مدینه، به یمن حضورت نورانی می‏ شود و پنجره‏ ها به شوق رویت، بازند. کوچه پس کوچه‏ های مدینه، به عطر دل انگیزت معطّر می‏ گردند و سروهای آزاد، به احترامت قیام می‏ کنند.
آرام، آرام بر پهنه گیتی حضور پر ولایتت، شکوفه به بار می‏ آورد و نغمه دل نواز بلبلان را به گوش می‏ رساند.
آری! سخن از ولادت بانویی است که همچون زینب علیهاالسلام ، که برای قیام، قربانی دارد و خورشید عاشورا را با صبرش تعریف کرد، او نیز با قدم‏های پر حیاتش، به سرزمین کویری قم، حیات بخشید و در رگ ایرانیان، خون حمایت از ولایت را جاری ساخت.
برایتان از بانویی سخن می‏ گویم که بارگاه زیبایش، پناهگاه دل‏های عاشقی است که در جمکران بیتوته می‏ کنند و برای ظهور گل نرگس، دعا می‏ کنند و از بانوی کرامت، برای شکوفه دادن درخت اجابت، استمداد می‏ طلبند.
آری! از فاطمه سخن می‏ گویم؛ فاطمه‏ ای که برادرش امام رضا علیه‏ السلام او را معصومه نامید.
معصومه علیهاالسلام ، تفسیر معصومیت است که روزگاری در مدینه طلوع کرد.
معصومه علیهاالسلام ، اقامت غربت است در روزگار غریب نگاه ‏ها
معصومه علیهاالسلام ، تفسیر بلند تبعیت است از ولایت
معصومه علیهاالسلام ، نگاه سبزی است که از معصومیت سرچشمه می‏ گیرد
معصومه علیهاالسلام ، روزگار دلدادگی است و از غربت به قربت رسیدن.
معصومه علیهاالسلام ، ترجمان بلند عاشوراست و قصه «با زینب هم سفر شدن»
معصومه علیهاالسلام ، فلسفه شیدائی است و غزل ماندن و بودن.
معصومه علیهاالسلام ، نگین ایران است که در قم می‏ درخشد
معصومه علیهاالسلام ، ضریب بالای ارادت به ولایت است،
معصومه علیهاالسلام ، قصه بلند مدینه تا مشهد است
معصومه علیهاالسلام ، انتهای تبلور است.
معصومه علیهاالسلام ، سر سلسله تنهائی است
و معصومه....

روز دختر رو نباید به دخترها تبریک گفت ، روز دختر را باید به مادر ، به پدر و به برادر تبریک گفت . دختر یعنی برکت، دختر یعنی بهشت برای مادر ، دختر یعنی غمخوار برای برادر ، دختر یعنی پرستار قلب و جان پدر .

 دختر چنان نعمت بزرگیه که خدا  به پیغمبرش دختری عطا کرد و او را غمخوار پیغمبرش قرار داد.

روزمیلاد گل بوستان موسی بن جعفر علیه السلام و روز دختر مبارک.

السلام علیک یا خدیجة الکبری

دهمین روز از ماه رمضان سال دهم بعثت ‏(3 سال قبل از هجرت) می گذشت که واقعه ای رخ داد؛ در هنگامه ای که مسلمانان در شعب ابی طالب در محاصره بودند و وجود حضرت خدیجه کبری تسلای خاطری برای رسول گرامی اسلام در آن وضعیت سخت و طاقت فرسا بود.
آری! پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یار دیرینه خود را از دست داد.

چون حضرت خدیجه بانوى فداکار و همسر بى نهایت مهربان حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) در سن شصت و پنج‏سالگى از دنیا رفت ، پیامبر (ص) او را با دست مبارک خویش در حجون مکه (قبرستان ابوطالب) به خاک سپردند . حزن در گذشت او پیامبر (ص) را بسیار محزون ساخت به همین دلیل آن حضرت سال در گذشت‏حضرت خدیجه را عام الحزن‏ - سال اندوه - نام نهاد. از ثروت بسیار حضرت خدیجه همسر بى‏همتاى پیامبر (ص) اسلام رونق یافت .

حضرت خدیجه (س) در حالی به همسری محمد بن عبدالله در آمد که از ثروت و شهرت خاصی در عربستان برخوردار بود و خواهان زیادی در میان ثروتمندان قریش داشت . در این دوره زمانی حضرت محمد (ص) هنوز به رسالت برانگیخته نشده بود واز ثروت و مکنت نیز برخوردار نبود . ایشان در این زمان تحت سر پرستی جد بزرگوارشان حضرت عبد المطلب زندگی می کردند و شهرتی مگر در راستکاری و امانت داری نداشت اما حضرت خدیجه (س) او را بر گزید و پس از رسالت آن حضرت نه تنها تمام سختی ها را به جان خرید و سرمایه خویش را برای هدف شگفت رسول الله (ص) خرج کرد بلکه اولین زنی است که به پیامبر اسلام ایمان آ ورد .

 شناسنامه حضرت خدیجه (س)
پدر او: خو یلد بن عبد الغری بن قُصَی بن کلاب است.
مادر او: فاطمه دختر زائده بن أصَم است.
تولد: سال 68 پیش از هجرت
فرزندان: قاسم، عبدا...، زینب، ام کلثوم، فاطمه و رقیه می باشند.
لقب: طاهره
وفات: در ماه رمضان سال دهم بعثت و پس از سه روز بعد از وفات ابوطالب است.
پیغمبر(ص) او را در حجون دفن کرد و خود او را در قبر گذاشت و سال وفات او عام الاحزان (سال اندوه ها) نامیده شده است و خدیجه به هنگام وفات 65 سال داشت.

در هنگام ازدواج با پیغمبر(ص) عمر شریف آن حضرت 25 سال و عمر خدیجه 40 سال بود. ثروتش از همه قریش بیشتر بود و اهالی مکه با اموال او پیش از آنکه با پیغمبر (ص) ازدواج کند تجارت می کردند و خدیجه پس از ازدواج با پیغمبر هر چه داشت به وی بخشید و این ثروت هنگفت از پایه های تشکیل دهنده دعوت اسلامی به شمار می رود.
سخن از اسلام خدیجه گفتن در واقع سخن از اسلام در روز نخستین است. همه امت اتفاق نظر دارند که خدیجه اولین بانویی است که اسلام آورده است. در همان زمانی که پیامبر گرامی از اذیت و آزار و دشواریها رنج می برد، آنجا کسی بود که از بار اندوه و غمهای او می کاست و موجب می شد که غمها و اندوه های خویش را به فراموشی سپارد. او تنها خدیجه همان زن با ایمان بود، همان زن گرانقدری که یاور و شریک محمد (ص) بود.
تبسم خدیجه کوله بار اندوه و دردها را از محمد (ص) سبک می کرد و دوستی نمایان بر چهره اش موجب می شد که پیغمبر دردها و رنجهای خود را از یاد ببرد. ایمان خدیجه پیغمبر را از یک آینده درخشان و با شکوه برای دعوت خبر می داد و استواری عقیده اش دلیلی بر آغاز پیروزی بود. اموال خدیجه در واقع کلید شکست این محاصره بود. او مواد مصرفی را چندین برابر قیمت واقعیش از برای غذای کسانی که میان امت بودند می خرید تا اینکه سالهای محاصره اقتصادی با سلامت و رهایی امت سپری شد و حیله قریش با شکست و ناکامی مواجهه گردید.

رسول گرامی (ص) به خاطر صداقت و امانتی که از او نمایان شده بود به صادق و امین معروف بود و خداوند حاضر و ناصر چنین می خواست که خدیجه دارای سیره ای باشد که بدان از همه زنان منحصر بفرد باشد، به همین جهت در دوره جاهلیت به طاهره معروف بود و همین لقب برای شرف و افتخار او کافی است.
ابن عباس گفته است: رسول خدا (ص) بر روی زمین چهار خط کشید و گفت آیا می دانید این چیست؟
گفتند: خدا و رسولش داناترند.
پس رسول خدا (ص) گفت: بهترین زنان اهل بهشت چهار تن هستند: خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد (ص)، مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم زن فرعون.
مناقب خدیجه فراوان است و او از میان زنان کسی است که به مرحله کمال رسیده است. او خردمند و با جلال و متدین و پاکدامن و بزرگوار و از اهل بهشت بود. پیغمبر (ص) او را ستایش می کرد و بر دیگر زنان مؤمن برتری می داد و او را بسیار بزرگ می داشت تا جائیکه عایشه می گفت: به زنی رشک نبردم آنچنان که به خدیجه حسد ورزیدم زیرا که پیامبر (ص) بسیار زیاد از او یاد می کرد.
و بدینگونه او در تاریخ حیات رسول اکرم (ص) زنی عادی نبود. بسبب فداکاری شگفت انگیز این بانوی پارسا، پیامبر (ص) او را بسیار بزرگ می داشت. سه سال پیش از هجرت، در تلاطم وقایع وتند باد مصائبی که از سوی قریش و سایرین بر پیامبر (ص) وارد می شد شعله ای فروزان رنگ باخته، به خانوشی می گرائید. رسول اکرم (ص) به سادگی نمی توانست این خبر دلخراش را بپذیرد. او بدین ترتیب انسانی را از کف می نهاد که عالی ترین نمونه وفا و فداکاری و جامع ترین بیانگر راستی بود.
آخرین سخن خدیجه، به هنگامی که بر بستر مرگ خفته بود، از درد و رنج هائی که در راه پیامبر(ص) دیده بود کم ارج تر نبود. لحظه ای که شبح مرگ بر چهره او سایه افکنده بود به پیامبر چنین می گوید:
« ای رسول خدا ...... من در حق تو کوتاهی کردم و آنچه شایسته تو بود، انجام ندادم.از من در گذر و اگر اکنون، دل در طلب چیزی داشته باشم, خشنودی توست.»
کلمات بر لبان پاکش می لغزد و آخرین نفسهایش را با خشوع و ایمان بر می آورد ...... خدا خدیجه را رحمت کند. آن نمونه بارز زن مسلمان که برای عقیده و رسالتش پیکار کرد.

روز جوان مبارک

حضرت رسول (ص) می‌فرمایند: خداوند بر وجود جوان عبادت پیشه بر ملائکه می نازد و مباهات می کند.

 روز جوان و روز میلاد حضرت علی بن الحسین (ع) مبارک

حضرت علی اکبر (ع) فرزند بزرگ امام حسین در سال 33 هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود.

مادر بزرگوار وی لیلا دختر ابی مره بن عروه بن مسعود ثقفی است. لیلا برای امام حسین پسری آورد، رشید، دلیر، زیبا، شبیه ترین کس به رسول خدا، رویش روی رسول، گفتگویش گفتگوی رسول خدا ، هر کسی که آرزوی دیدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر لیلا می نگریست، تا آنجا که پدر بزرگوارش می فرماید «هرگاه مشتاق دیدار پیامبر می شدیم به چهره او می نگریستیم»؛ به همین جهت روز عاشورا وقتی اذن میدان طلبید و عازم جبهه پیکار شد، امام حسین چهره به آسمان گرفت و فرمود  :«اللهم اشهد علی هؤلاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس برسولک محمد خلقا و خلقا و منطقا و کنا اذا اشتقنا الی رؤیة نبیک نظرنا الیه».

حضرت علی اکبر در کربلا حدود 25 سال داشت. برخی راویان سن وی را 18 سال و 20 سال هم گفته اند. او اولین شهید عاشورا از بنی هاشم بود. شجاعت و دلاوری حضرت علی اکبر و رزم آوری و بصیرت دینی و سیاسی او، در سفر کربلا به ویژه در روز عاشورا تجلی کرد. سخنان و فداکاریهای وی نیز به خوبی مؤید این مطلب است

خدا کند که جوانان زحقّ جدا نشوند                   به صحبت بد و بدخواه مبتلا نشوند
سر عقیده خود پاى فشارند چو کوه                   بسان کاه زهر باد جابجا نشوند

بدون تردید در بین همه مراحل عمر آدمی، هیچ مرحله ای به اهمیت مرحله جوانی نیست. واژه جوان یادآور حیاتی پر از نشاط و همراه آن تلاش و کوششی در عرصه های حیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. جوان مجموعه ای از استعدادهای شکوفا شده و فشرده از نیروهای ذخیره شده آماده به کار و نام و عنوانش یادآور امیدها و آرزوهاست. دامنه و نوع نیازهای جوان ممکن است فطری یا اکتسابی، طبیعی یا غیرطبیعی باشد. به هر حال انواع نیازها و پیدایش آن در جوانان، عامل تحرک و جنبش و سببی برای دستیابی به رشد، تامین سلامت جسم و روان و شادابی و نشاط آنان است و باید مورد توجه همه برنامه ریزان فرهنگی کشور قرار گیرد.

 

جوانی، دوره طوفانی عمر است. جوان اگر چه از مرحله نوجوانی که دوره آشوب شدید است بیرون آمده و به دنیای آرامش نسبی وارد شده است، اما همچنان مثل آتش،‌ برافروخته و شعله ور است. جوانی، دنیای تحول است؛ دنیای بحران و دنیای تغییر و تحولات جسمی و غریزی که سبب بروز حالات روحی و دگرگونی عواطف می شود. جوانی سن توقعات جدید و حتی از نگاهی می توان گفت: سن پرتوقعی ها، طغیان و امیال و رغبت‌هاست؛ از این رو باید به جوانی و جوانان با نگاهی خاص و ژرف نگریست.

پیامبر خدا (ص) می‌فرمایند: خداوند جوانی را که جوانیش را در بندگی خدا بگذراند دوست می دارد.

28ا

روز جوان

سلام علی قلب صبور زینب
السلام ای دختر شاه نجف.                 السلام ای صابر صحرای طف
السلام ای چادر زهرا به سر                السلام ای نور خورشید و قمر
 السلام ای مقتدای عالمین.                السلام ای خواهر خوب حسین
 السلام ای بانوی ماتم زده.                صبر تو صبر جهان بر هم زده
 السلام ای تار و پود فاطمه.              دختر صورت کبود فاطمه
السلام ای مظهر شور و شعور.           پای تا سر عشق سر تا پا حضور
 السلام ای کربلا در کربلا                   ای به ایمان برادر مبتلا
السلام ای خطبه خوان شهر شام        خواب را کردی به بدخواهان حرام
السلام ای چشم زیبا بین عشق.         زینب کبری و زهرای دمشق
السلام علیک یا عقیله العرب

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 58

امام صادق سلام الله علیه :

اَنَّ الْعَبْدَ اِذا لَمْ یَعْرِفْ وَجْهَ رِزْقِهِ کَثُرَ دُعاؤَهُ؛

وقتى که بنده مؤمن نداند روزیش از کجا خواهد رسید، زیاد دعا مى‏کند.

توحید صدوق، ص 402؛