مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

میلاد امیر المؤمنین

هرکس که شود داخل حصن حیدر                     ایمن بود از عذاب روز محشر
جز مهر علی و آل چیزی نبود                            سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر

در جشن میلاد حضرت علی ، امیرالمؤمنین علیه السلام استاد محمدی به بیان نکاتی پیرامون سیره تبلیغی آن حضرت پرداختند :
 

دریافت
حجم: 14.9 مگابایت

عید ولایت بر شما مبارک

امروز به هرکوچه اذان باید گفت
در وصف علی ز آسمان باید گفت
چون عید امیر مومنین است
تبریک به صاحب الزمان باید گفت

غدیر ، تجلی خواست خالق ، روح آفرینش ، برانگیزاننده ستایش و دست های بلندی است که انسان خاکی را به افلاک می‏ کشاند.

 خجسته باد پیوند «نبوت» و «امامت» در نقطه اوجى به نام غدیر خم که غدیر، گره محکمى است براى رشته دیانت.
غدیر ، برکت همه احساس ‏های معنوی و دریای جاری خیرات نبوی است .

غدیر ، ریزش باران الطاف رحمانی بر گلزار جان‏ های تشنه است.

غدیر، تجلّی اراده خداوند، مکمّل باور ما و نقطه تأمّلی در تاریخ است.

غدیر ، گل همیشه بهار زندگی است . دریایی بی‏کرانه است ؛ جاری بر جان ‏های پاک و اندیشه های تابناک

نام علی : عدالت — راه علی : سعادت — عشق علی : شهادت — ذکر علی : عبادت — عید علی : مبارک

در روز غدیر، عقل اول                      آن مظهر حق، نبیِّ مرسل
چون عرش تو را کشید بر دوش           آن گاه گشود لعل خاموش
فرمود که این خجسته منظر    / بر خلق پس از من است رهبر
بر دامن او هر آن که زد دست /    چون ذره به آفتاب پیوست

 ولایت حیدر، لبخندِ فاطمه

  از ولایت عهدی حیدر، خدا تاج شرف  /   بار دیگر بر سر زهرای اطهر می زند
در حریم ناز و عصمت زین همایون افتخار   /  فاطمه لبخند بر سیمای شوهر می زند

 

21ر

به قدری که بر سرگذشت پیشینیان آگاه بود، بر سرنوشت آیندگان نیز اندیشه می‏ کرد...

 چه شامگاهان که سر بر بالین آسایش نمی‏ نهاد مگر با قیام و قعود عارفانه‏ اش

 و چه صبحگاهان که برنمی‏ خاست جز با کمر بستن به خدمت خلق

 به که می‏ مانست که کسی را با وی مانندی نبود و که چون او می‏ دانست که دانای اسرار مگوی او بود.

 در شجاعتش همه دانند که "اسد بیشه فتوت‏" بود و بر عدالتش همه معترف، تا بدانجا که "شهید عدالت‏" نام‏ گرفت.

 هیچ کس، چون او آن مقام نیافت، کعبه به یمن قدمش چاک می‏زند و مسجد به خونش، غسل طهارت می‏ کند.

 کدام مرشد و مرادی توانی یافت چون محمد که در لیله‏ المبیت پیش مرگی او کند و کدام همسری توانی جست جز فاطمه که کوثر در شأن اوست.

در نبرد هماوردی نداشت و در دوستی، نظیری نه!

 روح بی‏قرارش جز درگاه نیایش، قرار نمی‏ یافت، لطایف حکمی و آیات قرآنی حد کلام او بود و عمل به احکام آن، مرام او...

 درس آموخته مکتب وحی بود و شکوه دین، جلوه ‏ای از شگفتی‏ های او. به برق نگاهی، رعدی در دلها برمی‏ فروخت و به اشاره سرانگشتی، مس وجود، طلای حقیقت می‏ شد و ...

اما امان از غربت این اول مظلوم عالم ؛

از نجوای شبانه ‏اش با چاه.

از گریه‏ های غریبانه‏ اش در نماز.

از شکیبایی ۲۵ سال، سکوت و خانه‏ نشینی.

از تازیانه‏ های ناجوانمردانه‏ ای که بر پیکر فاطمه ‏اش زدند.

از طعنه‏ ها و سبک‏سری‏ هایی که چون گرز گران بر سرش می‏ کوفتند. و بیش از همه...

 تنهایی غریبانه علی

 آن هم بعد از عروج مردی که وجودش از او هست ‏یافت و مرگ بانویی که هماره یکتا انیس و مونس او بود.

دیگر برای علی جز اندوه و تنهایی و غریبی چیزی نمانده است;

دیگر کسی را هماورد و همتای او نیست.

او در این عالم تنها بود، مظلوم زیست و مظلومانه نیز زندگی را بدرود گفت.

 
مسجد کوفه ببین عزم سفر کرد على                       با دلى خون ز تو هم قطع نظر کرد على
مسجد کوفه مگر مسجدالاقصایى تو                         که ز محراب تو تا عرش سفر کرد على
رفت آن شب که به مهمانى امّ کلثوم                        دخترش را ز غمى سخت خبر کرد على
خبر از کشتن خود داد به تکبیر و فسوس                    هر زمان جانب افلاک نظر کرد على
کس چو او روزه یک ساعته هرگز نگرفت                     چون که افطار به هنگام سفر کرد على
گرچه جانش سفر تیر بلا بود، آخر                             پیش شمشیر ستم فرق سپر کرد على
ریخت بر دامن محراب ز فرق سر او                           آنچه اندوخته از خون جگر کرد على
گرچه در هر نفسى بود على را معراج                       غوطه در خون زد و معراج دگر کرد على
تولدی بی نظیر
هیچ کس نمی‏داند آغاز اقیانوس از کجاست و پایانش تا کجا؟
آغاز تو را اما همه دیدند که در دست‏ های زنی، از پس دیوارهای کعبه بیرون آمدی و لبخند زدی؛ دیوارهایی که پیش پای خورشید شکاف برداشت، تا روزگار معصوم عدالت آغاز شود؛ تا آفتاب، قدم بر خاک بگذارد.
 شکاف‏ های تاریخ، چه عجیب‏ اند! تاریخ، شکاف ‏های مقدس خود را از یاد نخواهد برد؛ چه آنجا که عصای معجزه، دریا را شکافت، چه آنجا که یُمن قدوم نوزاد بلندبالایی، دیوارهای بیت العتیق را و چه آنجا که سال‏ های بعد، همان مولود معصوم، درهیئت سجده ‏ای مهربان، با لب‏ های پرهیز رمضان، با فرق شکافته، خطبه رستگاری خواند و محراب خونین را به لرزه افکند.
میلاد مولی الموحدین امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام و روز پدر بر همگان مبارک باد.

میلاد

میلاد امیر المؤمنین

از فرط گنه جهان ما شد تاریک                             ای کاش خدا برای عرض تبریک

در عید غدیرخم به نور صلوات                                عیدی بدهد فرج نماید نزدیک

هان! ای مردمان! علی را برتر بدانید، که او برترین انسان از زن و مرد بعد از من است... هرکه با او بستیزد و بر ولایتش گردن ننهد نفرین و خشم من بر او باد.

"فرازی از خطبه غدیر"

حلول عید ولایت و امامت را که به شکرانه ی تکمیل دین و تتمیم نعمت همگان با عرشیان و فرشیان است ، محضر شما  و همه ی شیعیان
تبریک و تهنیت عرض می نماییم.

مؤسسه ی قرآن وعترت علسی بن موسی الرضا (ع)

....یزید بن قعنب می گوید ما دیدیم فاطمه بنت اسد پس از این مناجات از سمت چپ شروع به طواف کرد ، در شوطی که در آن قرار داشت، دور زدن او به درازا کشید . ما نگران شدیم و همین نگرانی باعث شد من و عباس بن عبد المطلب و بزرگان بنی عبد العزّی بلافاصله به حرکت درآییم .
(توجه داشه باشید؛ این قضیه را در یک نگاه عاطفی خاوادگی فرض نکنید که خانمی در حریم خانه خودش وضعیت حمل دارد و خانواده او نگرانش هستند و چنین عکس العملی نشان می دهند . اول اینکه مجمع عمومی است ، دوم اینهایی که این دغدغه و نگرانی را پیدا کردند ، نزدیکترینشان به او عباس بن عبد المطلب است که برادر شوهر اوست . آن هم در اجتماعی که زن جزء میراث مرد است ، اینها نه تنها محل مفاخره و اعتنا نیست بلکه جزء معایب یک خانواده و سر شکستگی یک خانواده می تواند باشد . اما وقتی به مادر امیرالمؤمنین می رسد بزرگان عرب و قریش نمی توانند آرامش پیدا کنند .)
می گوید ما به سرعت حرکت کردیم . وقتی نزدیک شدیم دیدیم که از ناحیه رکن یمانی پهلوی کعبه شکافته شده و فاطمه بنت اسد در نهایت آرامش و وقار وارد بیت عتیق و محترم الهی شد و قبل از اینکه ما فرصت اقدامی داشته باشیم پهلوی خانه به همان شکلی که باز شده بود بسته شد و تا سه روز و سه شب صحن مسجدالحرام محل حضور و اجتماع مردان و زنانی بود که نگران فاطمه بنت اسد بودند . یک طرف ماجرای ورود او به خانه و یک طرف نگرانی برای او محرک افکار و اندیشه های مردم شد برای اینکه متوجه شوند چه اتفاقی دارد می افتد ، این ولادت یک ولادت معمولی نیست ، آن اتفاقی که بعد از این ورود، عالم را به خودش مشغول می کند یک موضوع غیبی است ،... کار مردم مکه خمودگی پیدا کرد ، هیچ کس از جای خود تکان نمی خورد تا ببیند چه اتفاقی خواهد افتاد .....


برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
آب تماشایی است چه وقتی که فواره می شود و بالامی رود، چه وقتی که آبشار می شود و فرو می ریزد،چه وقتی هم که در جوی یا نهری جاری می شود. صدای آب خیلی آرام بخش است و به انسان آرامش می دهد به شرطی که آب صاف و زلال باشد. آبی که گل آلود هست اصلا تماشایی نیست. وقتی که سیل آب می آید و گل آلود است هیچ تماشایی ندارد، صدای خوشی هم ندارد. صدای آب گل آلود نه تنها به شما آرامش نمی دهد بلکه خیلی هم کسل کننده و خسته کننده است.
انسانها هم دقیقا مثل آب هستند و چنین تقسیم بندی دارند. بعضی از آنها زلال و صاف هستند و یک صفایی دارند. انسان وقتی کنار این افراد می‌نشیند آرامش پیدا می‌کند. رفتار، کلام و نگاه آنها به عالم و هستی خیلی تماشایی است. بعضی ها هستند که مثل آب آلوده هستند و اصلا تماشایی نیستند. شما دوست دارید که اصلا این انسان را نبینید و اگر او را دیدید کنار او ننشینید و وقتی او کنار شما می نشیند اذیت می شوی و دوست داری که زود از او فاصله بگیری. خوب است که اگر انسان می خواهد کنار کسی بنشیند آن فرد کسی باشد که مثل آب زلال و گوارا باشد مثل امیرالمؤمنین. چه کسی از امیرالمؤمنین بهتر که کنار او بنشینیم. ما که می خواهیم حرفی و سخنی بشنویم، چه سخن و حرفی زلال تر از کلام امیرالمؤمنین است.
در حکمت 158 نهج البلاغه آمده: برادرت را با احسانی که در حقش می‌کنی سرزنش کن و شر او را با بخشش به او برگردان. بعضی ها مثل «چای تلخ» هستند،هر کاری که با چای تلخ می‌کنی باید با آنها هم بکنی. ما چای را با قند یا شکر می خوریم. امیر المومنین می فرماید که اگر کسی تلخ بود شما با شیرینی با او برخورد و صحبت کن. حالا بعضی ها بدتر از چای هستند، قهوه هستند. هرچقدر هم که در قهوه شکر بریزید شیرین نمی‌شود؛اما قابل تحمل می‌شود و تلخی آن قابل کنترل می‌شود،حتی اگر مثل قهوه باشد. با او تلخ صحبت نکن و تلخ رفتار نکن. نگویید که او باید چوب بخورد. مگر نمی‌خواهی که او دردش بیاید. این کاری را که می‌گویم اگر انجام بدهید او بیشتر دردش می‌آید. یعنی وقتی کسی به شما لطمه‌ای زد، اگر شما به او خدمت کنی شرمسار می‌شود. او حاضر است که به او توهین بکنی ولی این کار را نکنی. پس معلوم می شود که سختی این خیلی بیشتر است. لذا امیرالمومنین راه سرزنش کردن را به ما یاد می‌دهد و می گوید که اگر برادرت به تو آسیب رسانده و به تو بدی کرده، تو به او خوبی کن. اگر به شما گفتند که فلانی هرجا می‌نشیند بدی تو را می گوید، شما بگویید که نه او انسان درستی است. شر او را با یک نعمت برگردان. یعنی به تو سرایت نمی‌کند.
اگر لباس شما چاک بخورد چاک آن را که بیشتر نمی کنی بلکه آن را می دوزی. اگر می‌خواهی شر او به تو نرسد دهان او را ببند.” سخن تلخ نخواهی دهانش شیرین کن.” سعدی می‌گوید که اگر کسی دهانش را باز کرده و دارد به شما فحش می دهد، اگر یک شیرینی در دهانش بگذاری دیگر نمی‌تواند حرفی بزند. جواب خوبی را خوبی دادن سگ کاری است. جواب بدی را بدی دادن خرکاری است. اگر شما به الاغ یک لگد بزنی او هم به شما یک لگد می زند؛ ولی جواب بد را نیکو دادن کار خواجه عبدالله انصاری است. یعنی این کار انسان است و اگر کسی بخواهد آقا باشد باید یک کاری از خودش نشان بدهد. در حکمت قبلی داشتیم که اگر کسی به شما خوبی کرد شما پاسخ خوب تری به او بده. حالا می گوید که اگر کسی بدی کرد شما به او خوبی کن.
روزى مولاى متّقیان امیرالمؤمنین از محلّى عبور مى نمود، ناگهان متوجّه شد که شخصى مشغول فحش دادن و ناسزاگوئى، به قنبر غلام آن حضرت است و قنبر مى خواست تلافى کند و پاسخ آن مردبى ادب را بدهد.
ناگهان امیرالمؤ منین علىّ (ع) بر قنبر بانگ زد که: اى قنبر! آرام باش و سکوت خود را حفظ کن و دشمن خود را به حال خود رها ساز تا خوار و زبون گردد.
سپس افزود: ساکت باش و با سکوت خود، خداى مهربان را خوشنود گردان و شیطان را خشمناک ساز و دشمن خویش را به کیفر خود واگذارش نما.
امام علىّ(ع)  پس از آن فرمود: اى قنبر! توجّه داشته باش که هیچ مؤمنى نتواند خداوند متعال را، جز با صبر و بردبارى خشنود سازد. و همچنین هیچ حرکت و عملى همچون خاموشى و سکوت ، شیطان را خشمگین و زبون نمى گرداند. و بدان که بهترین کیفر براى احمق ، سکوت در مقابل یاوه ها و گفتار بى خردانه او است .
الکنى و الا لقاب، شیخ عباس قمی، ج 2، ص 294.
سخنران روز جشن جناب حجة الاسلام و المسلمین لونی ضمن تبیین آیه ولایت و معانی متفاوت کلمه ولی در ایات مختلف بیان نمودند:
...ما دو ابوبکر و دو عمر داریم! یک ابوبکر ی که در ثقیفه نشست و خلیفه شد و جسمش در کنار پیامبر (ص) دفن شد و یک ابوبکری که در ذهن و فکر اهل سنت وجود دارد . آن ابوبکری که در ذهن و باور اهل تسنن موجود است خوب است ، عاشق خداست ، عاشق ترویج دین خدا و قرآن است ، عدالت را دوست دارد... ما با این شخصیتی که در ذهن انهاست فارغ از نامش مشکلی نداریم. قلب من از ابوبکر تاریخ خون است . ابو بکری که علی (ع) را از خلافت کنار می زند و می گوید تو ظرفیت امامت نداری.....
 

برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

دسته بندی ها

حدیث هفته

خیر دنیا و آخرت

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله

مَن رُزِقَ تُقىً فَقَد رُزِقَ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ

هر کس پرهیزگارى روزى اش شده باشد ، خیر دنیا و آخرت را نصیب مى برد .

کنز العمّال ج 3 ص 91 ح 5641