مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

🔹فرصت طلبی

🔸... در اوج یک #هیجان برخاسته از #تعصبات قبیله ای، بیعت با #ابوبکر انجام شد. خزرجیان صغیر می دانستند که اگر خزرجیان کبیر به قدرت برسند، آنها برای همیشه از قدرت بی بهره خواهند بود و اوسیان هم می دانستند اگر خزرجیان به حکومت نائل شوند، آنها نیز برای همیشه از قدرت محروم خواهند ماند. در اینجا بود که بشیر رئیس خزرج صغیر با ایراد سخنرانی کوتاه اما پر از کلمات زیبا، با ظاهری کاملاً دینی در تقویت جانب مهاجران قریشی، #اولین کسی بود که بیعت کرد. بعد از او #عمر، #ابوعبیده و دیگران #بیعت نمودند.

🔸در اینجا اوسیان نیز که در هر صورت خود را بی نصیب می دیدند و از سوی دیگر، ریاست رقیبان خود را نمی توانستند تحمل کنند، در صحبتی خصوصی که از سوی رئیس قبیله در جمع افراد آن مطرح شد، گفتند:
➖ اگر یک بار ولایت امر به دست خزرجیان بیفتد، برای همیشه بر شما برتری می یابند و هرگز از این امر برای شما نصیبی قرار نخواهند داد. #برخیزید و با ابوبکر #بیعت کنید. پس ایشان برخاستند و با او بیعت کردند.

🔹خلیفه در سقیفہ
 اینجا دیگر سعد، و خزرجیان کبیر شکست خورده بودند و اتفاقی که در ابتدای امر درمیان انصار به وجود آمده بود، شکسته شده بود. حاضران از هر سو برای بیعت شتاب کردند. تا آنجا که سعد در خطر زیر دست و پا رفتن قرار گرفت. به این ترتیب #اولین_بیعت با افرادی که تعداد آنها را نمی دانیم، انجام شد.
🔸 گردانندگان سقیفه، #ابوبکر را پیش انداخته و به سوی #مسجد روانه شدند. #عمر در پیش روی این جمعیت جلوی ابوبکر هروله کنان، در حالی که کمربند خود را محکم کرده و دامن به کمر زده بود، میدوید و فریاد برمی آورد:
 «همه بدانید! مردمان با ابوبکر بیعت کرده اند.»
در راه نیز #هرکس را می دیدند، می گرفتند و نزدیک می آوردند تا #دست او را به دست ابوبکر #بکشند و این گونه از او #بیعت بگیرند. سرانجام جمعیت طرف دار این بیعت به همین شکل به مسجد وارد شدند.
🔹 بیعت ناتمام
 هنوز اهل بیت #پیامبر و از کار #غسل و کفن ایشان فارغ نشده بودند که صدای تکبیری که بیعت کنندگان در #مسجد سر داده بودند، به گوششان رسید. این بیعت که به تناوب انجام می شد؛ تا شب ادامه داشت. در حالی که ابوبکر بر #منبررسول خدا را نشسته بود، اما هنوز بسیاری از مردم شهر #مدینه به بیعت نیامده بودند.

🔹 بیت عام: سیاهی لشکر اسلم
 فردای آن روز، یعنی روز سه شنبه، بار دیگر ابوبکر به مسجد آمد و بر #منبررسول خدا (ص) نشست. عمر هم در کنار او ایستاده بود و مردم را به #بیعت دعوت می کرد. آن روز مسجد مملو از جمعیت بود. مردم حاضر در مسجد به طور عمومی بیعت کردند. اما به نظر می رسید که مردم مدینه و اصحاب رسول خدا نبودند که مسجد را پر کرده بودند؛ زیرامورخان گفته اند یک قبیله ی عربی به نام «اسلم» که در اطراف مدینه زندگی می کردند، برای تهیه ی آذوقه به مدینه آمده بودند. #عمر بعدها چنین گفت:
➖ من با دیدن اسلم به #پیروزی اطمینان پیدا کردم.

🔸 حضور اسلم شهر را شلوغ کرده بود. آنها طبق رسم قبایل صحرانشین همه جا دسته جمعی با هم می رفتند. حال به مدینه آمده بودند و در معابر و کوچه های شهر منزل داشتند.
🔹 مردان این قبیله در آن روز بخش  وسیعی از مسجد را اشغال کرده بودند و جمعیتی متشکل از #مردم_اصلی_مدینه (مهاجر و انصار) و مردان قبیله: ی اسلم کار بیعت را تمام کردند. وقتی اجتماع مسجد به تمامی با #ابوبکر بیعت کردند، پیروزی #حزب قریشی مسلم شد و دولت بعد از پیامبر و برای همیشه به دست #قریشیان افتاد.

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • يكشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۹، ۰۹:۵۵ ق.ظ

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 121

پیامبر اکرم (ص):

هُوَ شَهرٌ دُعیتُم فیهِ إلى ضِیافَةِ اللّهِ ، وجُعِلتُم فیهِ مِن أهلِ کَرامَةِ اللّهِ ، أنفاسُکُم فیهِ تَسبیحٌ ، ونَومُکُم فیهِ عِبادَةٌ ، وعَمَلُکُم فیهِ مَقبولٌ ، ودُعاؤُکُم فیهِ مُستَجابٌ .

آن ، ماهى است که در آن به میهمانى خدا دعوت شده اید و در آن ، از اهل کرامت خدا قرار داده شده اید . نفَس هایتان در آن ، تسبیح است ؛ خوابتان در آن ، عبادت است ؛ عمل [خیرِ ]شما در آن ، پذیرفته است ؛ و دعاى شما در آن ، مستجاب است .

فضائل الأشهر الثلاثة ص ٧٧ ح ٦١

بایگانی