مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

جشن میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها

خـلـقـت کـائـنـات شــد، بـهـر وجــود فاطمه(س)                         زنـده هـمـه جـهان شد از، یمن ورود فاطمه(س)
پـیـش حـریـم حرمـتش، خیـل ملک کشید صف                           از سـر شـوق جـمـلگی، مـحو سجـود فاطمه(س)

 جشن میلاد ریحانه النبی حضرت صدّیقه طاهره سلام الله علیها

سخنران:آقای دکتر قنبری



برای دریافت فایل کلیک کنید
حجم: 14.7 مگابایت

فاطمیه 98
پسر فاطمه!نگاهی کن                   فاطمیّه است و دل پر از غوغاست

دلمان خون شد از ندیدن تو              دل ما خوش به ذکر یا زهراست

دوره ی آخر الزمان شده است          فتنه ها باز قد علم کردند
شمرها باز هم در این میدان             دست عباس را قلم کردند

سبز و سرخ و سفید، یک‌رنگیم         زیر یک پرچمیم، یک‌دستیم
حرف قوم و نژاد و مذهب نیست       ما به یک انقلاب دل بستیم

عده‌ای از خواص همواره                نان این انقلاب را خوردند
در بزنگاه فتنه‌ها اما                      سر از اردوی کین در آوردند

نکند باز یادمان برود                      همه در بیعت ولی هستیم
قاتل دشمن است وحدت ما           همه فرمانبر علی هستیم

 نهضتی که به ما رسید امروز          از مدینه شروع شد، از در
پشت در مادرم زمین افتاد              تا بماند قیام پیغمبر

فتنه گرها به صحنه آمده اند            آی یاران مسیر گم نشود
در دل هرم آتش فتنه                    خُنکای غدیر گم نشود

فتنه از هر طرف هجوم آورد            خانه‌ام باز در خطر افتاد
شیعه هربار بی تفاوت ماند            آتش آمد به جان در افتاد

گفتم از در ، چه شد که چشمانم    مثل ابر بهار می بارند
شهدا روزیِ شهادت را                 از همین فاطمیه ها دارند

غم از این بیشتر؟! که جان رسول    دلش از جور دشمن آزرده ست
دست حیدر طناب پیچ است و        فاطمه پشت در زمین خورده است

چه بگویم که بغض ، سنگین است    آنچه باید نمیشد آخر شد
غم از این بیشتر؟! که در خانه         رو بگیرد زن از محارم خود


موسسه قران وعترت علی بن موسی الرضا (ع) اقامه عزا می نماید:

سه شنبه تا پنج شنبه 8-10 بهمن ماه 98 از ساعت 10:30 صبح

همراه با سخنرانی استاد مهدوی ارفع

فاطمیه امسال محرم شده

عمریست رهین منت زهرائیم                       مشهور شده به عزت زهرائیم

مُردیم اگر به قبر ما بنویسید                         ما پیر غلام حضرت زهرائیم

بوی یاس پیچیده...

علی است انگار... آری اوست که شبانه یاس می کارد...یاسی که عطرش هنوز هم استشمام میشود...

همان بانویی که عطر چادرش هنوز هم بعد از قرنها معطر میکند کوچه هامان را...

عطری که دل‌نگران می‌کند آدمی را در تلاطم عزای مادری که به تنهایی خود یک دنیا بود و مادری کرد بر همه گذشته تا امروزمان را...

"السلام علیک  ایتها الصدیقه الشهیده"

داغی به قلب عالم امکان نشاند و رفت                    عالم در التماس بماند، او نمانــد و رفت

دنیای خاک، چادر او را گرفته بـــــــــــود                    دستی کشید و چادر خودرا، تکاند و رفت

فاطمیه میعادگاهی مغتنم است برای بویین و معطر شدن عطر یاسش...

جای خالی یاس محمد با هیچ گلستانی پر نمیشود و تا ابد جانسوز است...

فاطمه جان، حتی سنگ‏ها هم بر سوگ تو ندبه می‏خوانند؛ در غروبی که شاخه‏ ات را شکستند و عطرت را در جهان به یادگار گذاشتند...

یادمان نرود عهدی را که فاطمه(س) به خاطرش یاسی بی‌نام و نشان شد و تنهایی علی(ع) را به دل تاریخ تصویر کشیده...

 شهادت جانسوز ام الائمه ، مادر سادات، خانم فاطمه ی زهرا سلام الله علیها را به پیشگاه امام زمان عجل الله و همه ی عاشقان حریم ولایت تسلیت عرض می کنیم

 

جلسه عزاداری حضرت صدّیقه طاهره سلام الله علیها (97/11/20)

مراسم عزادرای مادر سادات - جمعه شب 19 بهمن با قرائت جامعه کبیره و در روز شنبه بیستم بهمن ماه با سخنرانی حجت الاسلام علی پناه در مؤسسه برگزار گردید.

به راستی چرا حضرت زهرا سلام الله علیها پشت درب رفت؟ چرا امیر المرمنین خودش در منزل را باز نکرد؟ آیا ...

حجت الاسلام علی پناه پاسخ می گوید:

دریافت

حجم: 11.7 مگابایت

با اذن پدر جان جهان گفت : بلی

حیدر را ببین که زانو زده از شرم پیش روی رسول خدا. لبخند می زند پیامبر (ص) و یاری اش می کند تا به سخن در آید و نام زیبای فاطمه را به زبان بیاورد. 

چه کسی بهتر از تو علی جان 

برخیز فاتح خیبر! 

 تنها تو هستی که دروازه های قلب فاطمه را گشوده ای. 

 ببین سکوت ناز فاطمه را.  

ببین گل های سرخ حیا را روی گونه هایش 

این گل ها برای تو شکوفا شده اند 

قلب فاطمه لبریز از مهر توست یا علی 

گل بیاورید 

عید پیوند دو نور است 

پریان آسمانی در جشن تلاقی چشمان علی و فاطمه هم آوا شده اند: «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقیانِ» 

 

عاقد خدا و شاهدش پیغمبر او                    داماد حیدر، گل عروسش کوثر او

در صورت زهرا چه شرم دلنشینی ست                    در چهره ی مولا چه شوق بی قرینی ست

این ساقی کوثر امیر المومنین است                        که ساق دوشش حضرت روح الامین است

این عشق اوج عشق معنای حضور است                  نور علی نور است، امشب غرق نور است 

«اگر زنان در حرکت اجتماعی یک ملتی حضور نداشته باشند، آن حرکت به جائی نخواهد رسید. نقش زنان یک نقش بی بدیل است. زنان هستند که همسران و فرزندان خود را برای حضور در خطرناکترین میدانها آماده میکنند.
بیانات رهبر معظّم انقلاب امام خامنه ای پیرامون میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها:

درباره‌ی سیّده‌ی زنان عالم، زنان همه‌ی عوالم و همه‌ی دورانها، سخن کسی مثل این حقیر نه‌فقط نارسا و ناقص است، بلکه زبان ما در بیان بخشی از آنها هم الکن است. غیر از مقامات معنوی و ملکوتی و الهی -که غیر از خود معصومین (علیهم‌السّلام) کسی نمیتواند آن مقامات را درک کند، چه برسد به اینکه توصیف بکند- ازلحاظ معیارهای ظاهری و عقلانی هم سیّده‌‌ی زنان عالم صدّیقه‌ی کبری (سلام‌الله‌علیها) دارای اندازه‌ها و ابعاد غیر قابل تصوّر برای ما است. خب میگوییم این بزرگوار از ولایت دفاع کرد، جان خودش را از دست داد، با فصاحت و بلاغت سخن گفت، و مانند اینها؛ امّا اینها [فقط] به زبان گفته میشود، آن موقعیّت را ما نمیتوانیم اصلاً تصوّر بکنیم.
 
فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) در نقش یک رهبر واقعی [است]؛ یعنی یک رهبر به تمام معنا، مثل یک پیغمبر، مثل یک هدایتگر عموم بشر؛ در این حدّ و در این اندازه زهرای اطهر، دختر جوان، ظاهر میشود؛ این زنِ اسلام است.
 
خب ما مرتّب تمجید کنیم، تعریف کنیم، بله، فایده‌اش این است که ذکر مناقب این بزرگواران دل انسان را روشن میکند، اعتقاد انسان، عشق انسان، محبّت انسان را افزایش میدهد؛ اینها خوب است لکن حقایق گوناگون دیگری هم ورای اینها وجود دارد.
 
فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) یک زن اسلامی است، زنِ در بالاترین طراز زن اسلامی، یعنی در حدّ یک رهبر، امّا همین زنی که از لحاظ فضایل و مناقب و حدّ وجودی میتوانست پیغمبر باشد، همین زن مادری میکند، همسری میکند، خانه‌داری میکند؛ ببینید اینها را باید فهمید.
 
ما در روز ولادت فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) جا دارد که حدّ زن مسلمان را درست تشخیص بدهیم. امروز را روز زن و روز مادر نام‌گذاری کرده‌اند؛ خیلی خیلی خوب است؛ میشد گفت روز رهبر، اشکالی نداشت؛ میشد گفت روز والاترین انسان؛ امّا امروز نیاز جامعه‌ی ما به این است که بداند مادری یعنی چه؟ زنِ خانه بودن یعنی چه؟ کدبانو بودن یعنی چه؟ فاطمه‌ی زهرا با آن شأن و با آن رتبه و با آن مقام و با آن عظمت، یک خانم خانه‌دار است؛ این تحقیر او نیست؛ او که با آن عظمت قابل تحقیر نیست، مگر این عظمت را میشود کوچک شمرد؟ این عظمت به جای خود محفوظ است، امّا یکی از شئون و یکی از مشاغل همین عظمت عبارت است از همسر بودن یا مادر بودن و خانه‌داری کردن؛ با این چشم به این مفاهیم نگاه کنیم.

در ایام شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها ، مراسم عزاداری در مؤسسه اقامه شد که در روز یکشنبه 29 بهمن ماه دکتر قنبری پیرامون شخصیت و حقیقت تابناک حضرت صدیقه طاهره و نقش او به عنوان یک زن موفق در حوزه خانواده ، جامعه و سیاست سخنانی ایراد نمودند:

دریافت
حجم: 16.9 مگابایت

روز دوشنبه سی بهمن ماه حجت الاسلام رضا محمدی پیرامون شناخت حضرت زهرا سلام الله علیها و وظیفه ما در شناختن این بانوی بزرگوار که الگو و اسوه ی پسندیده ای برای ماست نکاتی را بیان کردند:

دریافت
حجم: 16.6 مگابایت

و روز شهادت حضرت زهرا حجت الاسلام میثم عل پناه پیرامون قیاس مصیبت حضرت صدیقه طاهره و امام حسین علیه السلام مطالبی را بیان نمودند:

دریافت
حجم: 14 مگابایت

 

 

ممکن است گفته شود اگر مبارزه با حکومتی که پس از رحلت رسول گرامی اسلام (ص) بر سر کارآمد لازم بود، چرا امیرالمؤمنین(ع) خود به این امر اقدام نفرمود؟
حقیقت این است که قیام مسلحانه امیرالمؤمنین(ع) در برابر عمل انجام شده در سقیفه، هم اشکال سیاسی داشت و هم اشکال امنیتی، اشکال سیاسی آن این بود که مردم کوتاه نظری که به آسانی دست از حمایت علی(ع) برداشتند، به سرعت قضاوت می کردند که حضرت علی(ع) به خاطر رسیدن به ریاست و محکم کردن جایگاه خویش چنین کارهایی را انجام می دهد و با وجود چنین قضاوتی در فضای عمومی جامعه اسلامی، اهداف والایی که امیرالمؤمنین(ع) به دنبال آن بودند، تأمین نمی شد. اشکال امنیتی این کار نیز این بود که به راه انداختن جنگ داخلی در جامعه اسلامی، فتنه ای عظیم و تفرقه ای شدید در جامعه به راه می انداخت که موجب طمع دشمنان برای نابودی دین اسلام و جامعه نوپای اسلامی می شد و بدین ترتیب تمام زحمات رسول خدا(ص) بر باد می رفت.
شرایط سیاسی و امنیتی اقتضا می کرد که امیرالمؤمنین(ع) در برابر دستگاه خلافت به پا نخیزد و از وقوع فتنه ای عظیم که اساس اسلام را به خطر می انداخت پیشگیری کند.
با این حال دختر رسول گرامی اسلام (ص) وظیفه ای دیگر داشت که به خوبی بدان اقدام فرمود. اگر قیام زهرای طاهره(س) برخلاف موازین و مصالح اسلام بود،امیرالمؤمنین(ع) از آغاز باید مانع او می شد. مگر ممکن است صدیقه کبری (س) برخلاف خواست امام خویش، امیرالمؤمنین(ع) رفتار کند؟! بیشک حرکت بانوی دو عالم صددرصد موافق نظر امیرالمؤمنین بوده است و حضرتش با قیام خویش حقانیت شیعه را اثبات فرمود. البته حرکت حضرت زهرا(س) درامر یاری دین منحصر به چند روزی نیست که پیامبر اسلام (ص) رحلت فرمود؛ بلکه فاطمه زکیه در طول رسالت پیامبر چنان یاوری برای پدر بزرگوار خویش بود که «ام ابیها» لقب گرفت.
بنابراین ممکن است امر به معروف و نهی از منکر در شرایطی خاص برای شخص محذور داشته باشد و مفسده ای که بر انجام آن مترتب می شود، بیش از مصلحت آن باشد؛ اما سکوت او وظیفه را از عهده دیگران بر نمی دارد و آن باید وظیفه امر به معروف و نهی از منکر خویش را انجام دهند.
شاهد این حقیقت، این است که گاه در زمان امام معصوم، برخی از بهترین شیعیان ایشان کارهایی می کردند که امام معصوم، خود از انجام آن خودداری می ورزید؛ اما آنان را از انجام آن کار باز نمی داشت. نمونه بارز این معنا، جناب ابوذر است. در ایام خلافت خلیفه سوم، اسراف فراوانی در مصرف بیت المال صورت می گرفت؛ اما امیرالمؤمنین(ع) تنها به تذکراتی دوستانه بسنده می فرمود و برخوردی تند با خلیفه وقت نمی کرد. حتی هنگامی که مردم برای قتل خلیفه سوم اجتماع کردند، ایشان از این کار جلوگیری فرمود و هنگامی که آب را به روی خلیفه بستند، ایشان به او آب رساند؛ اما جناب ابوذر برخوردهای تندی با خلیفه و عوامل حکومتی وقت داشت. با این حال حتی یک مورد هم در تاریخ نیامده است که امیرالمؤمنین(ع) ابوذر را به رفتاری آرامتر دعوت فرموده باشد. یکی از کسانی که با ابوذر اختلاف فکری داشت، شخصی به نام کعب الاحبار بود که از دین یهود به اسلام گرویده بود و با دستگاه خلافت همکاری فراوانی داشت. در مجلسی نزد خلیفه که ابوذر حضور داشت، کعب الاحبار فتوایی برای مباح دانستن ثروت اندوزی آنان صادر کرد که ابوذر را به شدت به خشم آورد؛به گونه ای که برخاست و با عصای خویش محکم بر سر کعب الاحبار زد و گفت: ای پسر زن یهودی کافر! تو کجا و فتوا دادن در احکام مسلمانان کجا؟! سخن خدا از سخن تو صادقتر است که فرمود: یا أیها الذین آمنوا إن کثیرا من الأحبار والرهبان لیأکلون أموال الناس بالباطل ویصدون عن سبیل الله والذین یکنزون الذهب والفضة ولا نفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب ألیم؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! بسیاری از دانشمندان اهل کتاب و راهبان، اموال مردم را به باطل می خورند و آنان را از راه خدا باز می دارند؛ و کسانی را که طلا و نقره را گنجینه می سازند و در راه خدا انفاق نمی کنند، به مجازاتی دردناک بشارت ده.
هنگامی که از امیرالمؤمنین(ع) برای قضاوت در این باره دعوت کردند، امیرالمؤمنین(ع) به ابوذر نفرمود چرا متعرض مسلمانی شدی و این روش امر به معروف و نهی از منکر نیست؛ بلکه در تأیید او حدیثی از رسول خدا (ص) نقل فرمود که «از رسول خدا (ص) شنیدم که می فرمود: آسمان بر مردی سایه نیفکنده و زمین مردی روی خود حمل نکرده که راستگوتر از ابوذر باشد».
بنابراین گاهی ممکن است شخصیتی بزرگ به سبب شرایطی خاص وظیفه نداشته باشد سخنی را مطرح کند؛ اما سکوت او به معنای جواز سکوت دیگران نیست و آنها باید وظیفه خویش را انجام دهند و امر به معروف و نهی از منکر کنند. ما باید این حقیقت را درک کنیم که چرا امیرالمؤمنین علی(ع) مانندحضرت زهرا (س) اقدام نکرد. آری، اگر امیرالمؤمنین(ع) کاری را حرام شمارد و دیگران را از انجام آن منع کند، البته در این صورت همه باید مطیع باشیم. همچنین اگر رهبر جامعه اسلامی حکمی حکومتی می دهد و همه را از انجام کاری نهی می فرماید،همه باید با جان و دل فرمان او را پذیرا بوده، بدان عمل کنیم و معنای ولایت هم چیزی جز این نیست؛ اما گاه ایشان حکم حکومتی نداده و دیگران را از امر به معروف و نهی از منکر باز نداشته اند. در این صورت دیگران باید وظیفه خویش را انجام دهند و از نادانی است که بگویند اگر این کار خوب بود، رهبر خود بدان اقدام می فرمود. باید با دقت و بصیرت بفهمیم که چرا رهبر به آن کار اقدام نمی کند. بنابراین برای ترک امر به معروف و نهی از منکر که حکم قطعی اسلام است، حجتی شرعی لازم است وحجتی که می تواند موجب ترک واجب شود، حکم حاکمی مبنی بر این است که در این موقعیت، امر به معروف خلاف مصلحت اسلام است و من از آن نهی می کنم. حال اگر چنین حکمی نبود، تنها به استناد رفتار شخصی حاکم نمی توان تکلیف را از روی دوش خود برداشت.

برگرفته از سخنان علامه مصباح یزدی در تفسیر خطبه فدکیه

گفتاری از علامه مصباح یزدی در تفسیر خطبه فدکیه:
ماجرای ایراد این خطبه شریف به حوادثی باز می گردد که پس از رحلت پیغمبر اکرم (ص) روی داد. در آن برهه زمانی، برخی مسلمانان درباره سرزمین فدک با اهل بیت گرامی پیامبر رفتاری کردند که رنجش محبوبه قلب رسول خدا(ص) را به همراه داشت، همین امر، سبب شد تا حضرتش به میان جمعیت مسلمانان آمده، مسائل بسیار مهمی را بیان فرمایند که این مطالب به ویژه در آن عصر، تنها از زبان مبارک حضرت زهرا(س) قابل بیان بود. بدین ترتیب بسیاری از حقایق، دست کم برای آیندگان روشن شد. اگر کسی بگوید این خطبه حضرت زهرا (س) ضامن بقای مذهب تشیع شد، سخنی به گزاف نگفته است.
پیش از ورود به خطبه مبارک بانوی یگانه جهان آفرینش، باید این اندیشه خام را از ذهن شسته، گمان نکنیم نزاع قدیسه عالم وجود با مدعیان خلافت بر سر متاع ناچیز دنیا بود؛ بلکه اقدام شجاعانه حضرتش بهانه ای بود برای ماندگاری حقایق در دل تاریخ، تدابیر بعدی ایشان نیز در راستای تأمین همین هدف اندیشیده شد. اگر فاطمه (س) با وصیتش مانع شرکت برخی در تشییع جنازه شریف خویش شد، نغوذبالله از سر کینه توزی به این امر مهم اقدام نکرد؛ بلکه این وصیت سیاستی بی نظیر بود تا بر ادعاهای ناحق خط بطلان کشد. برخی چه کودکانه از این وصیت حکیمانه سوءاستفاده کرده، آن را دستمایه تسویه حسابهای شخصی می کنند و هنگامی که با شخصی از خویشان یا غیرخویشان اختلافی دارند به استناد این سفارش حضرت، وصیت می کنند که «من راضی نیستم آن شخص در تشییع جنازه من شرکت کند». چه مغالطه عجیبی! هدف حضرت زهرا(س) این بود که با اثبات نهایت خشم و غضب خویش نسبت به برخی، آنها را مصداق این سخن رسول خدا (ص) معرفی کنند که فرمودند: اِنَ الله یَغضِبُ لِغضبِ فاطمه و یَرضِی لِرِضاها؛«حقیقتاً خداوند عزوجل به سبب غضب فاطمه غضب می کند و به خاطر رضایت او راضی می شود». دفن مخفیانه جسم شریف دختر رسول خدا (ص) این هدف را دنبال می کرد که همه تاریخ بدانند فاطمه هیچ گاه از آن افراد راضی نشد. این هدف کجا و کینه توزی کجا! به یقین آیینه رحمت و مهربانی الهی اگر کوچکترین امیدی بر هدایت دشمن ترین دشمنانش هم داشت، از هدایت آنها مضایقه نمی کرد؛ اما کار به جایی رسیده بود که اگر فاطمه (س) این تدبیر را نمی اندیشید، چراغ حق خاموش می شد و ما امروز اسلام و تشیع را نمی شناختیم. اگر امروز چشم دل میلیونها انسان با حقیقت آشناست، برکتی از تدبیر بی نظیر زهراست. بی شک می توان گفت اگر آن افراد به واسطه شرکت در تشییع جنازه حضرت زهرا(س) هدایت شده، از خطای خویش توبه می کردند، فاطمه مهربان بر شرکت آنها در تشییع پیکر پاکش اصرار می ورزید. اما فاطمه(س) می دانست کسانی که آشکارا به مخالفت با امیرالمؤمنین(ع) برخاستند، به هیچ قیمتی حاضر به پذیرش حق نخواهند شد. از این رو تدبیری اندیشید تا آیندگان بفهمند جریانی در امت اسلامی نمایان شد که برخلاف مسیر واقعی اسلام و برخلاف مقاصد و سفارشهای پیامبر (ص) عمل کرد و در پرتو این فهم، اگر خواستند راه حق را برگزینند توان قدم نهادن در آن مسیر را داشته باشند.

گفتاری از علامه مصباح یزدی در تفسیر خطبه فدکیه

خطبه مبارک حضرت زهرا (س) با مضامین بلند و در عین حال زیبای خویش که تالی تلو وحی قرآنی است، «فدکیه» نامیده می شود و یکی از بهترین و افتخارآمیزترین منابع شیعی به شمار می آید. این خطبه از نظر فصاحت و بلاغت، اتقان مطالب و شیوه استدلال، جدال و مناظره در اوج است و چکیده ای از عقاید مذهب شیعه به شمار می آید.

این خطبه شریف آنقدر زیبا و در اوج فصاحت و بلاغت است که حتی متخصصان فن هم از بیان دقایق نکات رعایت شده در این عبارات ناتوان اند. انسان وقتی این خطبه شریف را می خواند، زیبایی خاص آن را درک می کند همانند زیبایی قرآن که اگرچه انسان با شنیدن آن به درستی نمی فهمد این زیبایی ناشی از چیست، خوب می فهمد که زیباست. زیبایی قرآن به قدری محسوس است که حتی بسیاری از کسانی که ایمان به اسلام هم ندارند، آن را درک کرده اند. چه بسا کسانی که بر اثر جاذبه زیبایی قرآن به اسلام گرایش یافته اند

ماجرای تصرف فدک به هر دلیل که روی داد_ بگوییم : به دلیل این شبهه بود که اقدام کنندگان گمان می کردند خلیفه رسول خدا هستند و اکنون وظیفه آنهاست که این اموال را بین فقرا تقسیم کنند یا ..._ حضرت زهرا (س) را به واکنش شدید واداشت. آنچه در این میان عجیب می نماید، سطحی نگری برخی است که گمان کرده اند حضرت زهرا(س) را بسیار رنج میداد، از دست رفتن مشتی درهم و دینار بود. این گمان کوتاه، گاه در مرثیه خوانی ها خود را نشان میدهد و بر زبان این چنین آشکار می شود که حضرت فرمودند: «نان بچه هایم را گرفتند!» اگر بگوییم این کوتاه نظری یکی از بزرگترین ظلم هایی است که ما شیعیان در حق اهل بیت(ع) روا میداریم، سخن گزافی نیست. چگونه کسانی که همه ثروتهای عالم را در دید بلندآنها به اندازه تل خاکستری ارزش ندارد، برای از دست دادن مال دنیا نگران میشوند؟! مگر این ساده اندیشان سخن امیرالمؤمنین(ع) را در نهج البلاغه ندیده اند که می فرماید: و ما أصنع بفدک و غیر فدک؛ «من را با فدک و غیرفدک چه کار؟»!آیا واقعاً آن گریه ها، ناله ها و دادخواهی ها برای متاع اندک دنیا بود؟! چنین تصوری خام بیجا و نابخردانه است. حقیقت امر این است که این مسئله دستمایه ای بود تا بانوی بزرگ اسلام(س)حقایقی را چنان افشا کنند که تا قیامت نور آن آشکار بماند و کسی را یارای فرونشاندن آن نباشد. این حقایق به گونه ای بودکه جز فاطمه (س) هیچ کس حتی شخص امیرالمؤمنین(ع) توان بیان صریح آنها را نداشت! امیرالمؤمنین(ع) خود در طرف دعوا با خلفا قرار داشتند و خلافت پیامبر(ص) را حق خویش می دانستند؛ از این رو هر سخنی از ایشان صادر می شد، ایشان را متهم به دفاع از منافع شخصی می کردند؛ اما حضرت زهرا(س) حقایق را با لحنی بیان فرمودند که حتی امروز هم کسی جرأت آن صراحت بیان را ندارد. در آن شرایط خاص، این شاهکار تنها از دختر رسول خدا (ص) بر می آمد و حضرتش در اندک فرصتی که داشت چنان درخت حقیقت را آبیاری کرد که برای همیشه مانع از خشکیدن آن شد...


مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 109

امام باقر علیه السلام :

 

إنَّ اللّهَ عز و جل بَعَثَ مُحَمَّدا صلى الله علیه و آله إلَى النّاسِ أجمَعینَ ، رَسولاً وحُجَّةً للّهِ عَلى جَمیعِ خَلقِهِ فی أرضِهِ ، فَمَن آمَنَ بِاللّهِ وبِمُحَمَّدٍ رَسولِ اللّهِ وَاتَّبَعَهُ وصَدَّقَهُ فَإِنَّ مَعرِفَةَ الإِمامِ مِنّا واجِبَةٌ عَلَیهِ .

همانا خداوند عز و جل محمّد را فرستاده و حجّت الهى براى همه خلایقش در زمین بر انگیخت . پس هر که به خدا و محمّد ، پیامبر خدا، ایمان آورَد و از او پیروى کند و تصدیقش نماید ، شناخت امامِ خاندان ما بر او واجب خواهد بود .

الکافی : ج ۱ ص ۱۸۰ ح ۳

بایگانی