مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

 عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام : تَزَاوَرُوا فَإِنَّ فِی زِیَارَتِکُمْ إِحْیَاءً لِقُلُوبِکُمْ وَ ذِکْراً لِأَحَادِیثِنَا وَ أَحَادِیثُنَا تُعَطِّفُ بَعْضَکُمْ عَلَى بَعْضٍ فَإِنْ أَخَذْتُمْ بِهَا رَشَدْتُمْ وَ نَجَوْتُمْ وَ إِنْ تَرَکْتُمُوهَا ضَلَلْتُمْ وَ هَلَکْتُمْ فَخُذُوا بِهَا وَ أَنَا بِنَجَاتِکُمْ زَعِیمٌ     الکافی ج‏۲ / ۱۸۶

امام صادق علیه السلام فرمود: به زیارت یک دیگر روید زیرا زیارت شما از یک دیگر زنده گردانیدن دلهاى شما و یاد نمودن احادیث ماست، و احادیث ما شما را به هم متوجه می ‏سازد، پس اگر به آنها عمل کنید، هدایت و نجات یابید. و اگر آنها را ترک کنید گمراه و هلاک شوید، پس به آنها عمل کنید، و من ضامن نجات شمایم.

فرمود: «تَزَاوَرُوا»؛ دور هم جمع بشوید، از یکدیگر فاصله نگیرید, چرا؟ «فَإِنَّ فِی زِیَارَتِکُمْ إِحْیَاءً لِقُلُوبِکُمْ وَ ذِکْراً لِأَحَادِیثِنَا»، شما شیعیان ما هستید وقتی دور هم جمع شدید، حرف‌های ما را می‌زنید؛ این طور نیست که موبایل دستتان باشد دیدار همین باشد؛ وقتی نشستید می‌گویید فلان امام چه گفته, فلان آیه چه گفته, اینها درس زندگی به ما می‌دهند. فرمود سخنان ما در شما عاطفه ایجاد می‌کند.

 همه ما شنیدیم که می‌گویند سنگ روی سنگ بند نمی‌شود، این درست است، شما بخواهید برج بسازید خانه بسازید، بخش اوّل سنگ را که گذاشتید، بخش دوم را بخواهید سنگ روی سنگ بگذارید بند نمی‌شود. یک ملات نرمی می‌خواهد که بین این دوتا سنگ باشد تا این برج بشود، سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. فرمود: حرف‌های ما آن ملات است، زن و شوهر را جمع می‌کند, اعضای خانواده را جمع می‌کند, جناح‌ها و احزاب را با هم جمع می‌کند « أحادِیثُنا تُعَطِّفُ بعضَکُم عَلی بعضٍ» فرمود سخنان ما ملات جامعه است، جامعه اگر بخواهد برج مستحکم بشود محبّت, ادب, انسانیّت, گذشت, پوشش عیب دیگران, اینها لازم است. حضرت فرمود: سخنان ما این کارها را می‌کند «تَزاوَرُوا فإنّ فی زِیارَتِکُم إحْیاءً لِقُلوبِکُم و ذِکرا لأحادِیثِنا و أحادِیثُنا تُعَطِّفُ بعضَکُم عَلی بعضٍ».

 بیانات استاد جوادی آملی

یک بیان لطیفی وجود مبارک امام جواد دارد، فرمود: هر کس می‌خواهد کاری انجام بدهد باید سرمایه‌گذاری کند. فرمود سرمایه رایگان است مجانی است، اصلاً دعوت می‌کنند که این سرمایه را ما رایگان به شما بدهیم. آن بیان نورانی امام جواد این است که «الثِّقَةُ [بِاللَّهِ‏]تعالی ثَمَنٌ لِکُلِّ غَالٍ، وَ سُلَّمٌ إِلَی کُلِّ عَال‏»؛ فرمود: اطمینان به خدا, مگر همه کارها به دست او نیست, مگر او ما را نخوانده؛ حالا اختصاصی ندارد ماه مبارک رمضان یک عده‌ «ضیوف الرحمان» بشوند یا ایام حج یک عده «ضیوف الرحمان» بشوند؛ البته آن زمان و زمین یک خصیصه بیشتری دارد، هم ماه مبارک رمضان یک زمان ضیافت ویژه است هم سرزمین وحی؛ اما کلّ زمان و زمین انسان می‌تواند مهمان خدا باشد. فرمود: «الثِّقَةُ [بِاللَّهِ‏]تعالی ثَمنٌ لکلّ غالٍ و سُلّمٌ إلی کلّ عالٍ»، «غالی»؛ یعنی خیلی گران. فرمود مگر عالِم شدن, متّقی شدن, وارسته شدن, حکیم شدن, متألّه شدن, دانشمند شدن مگر گران نیست، قیمت این سرمایه همان اطمینان به خداست. اگر شدنی نبود, اگر سرمایه به ما نمی‌داد که نمی‌گفت تجارت کنید. فرمود این رأس المال را بگیرید به عنوان اطمینان به خدا, به خدا مطمئن باشید به اصطلاح روی خدا حساب بکنید، این سرمایه و قیمت و بهای هر چیز گرانی است. شما می‌خواهید عزیز باشید، عزّت گران است پول آن دست شما است. بخواهید در جامعه محترم باشید این کار گرانی است؛ انسان هشتاد سال, نود سال با عزّت و آبرو زندگی کند این سنگین است. فرمود بله این سنگین است خیلی گران هم هست؛ اما سرمایه‌اش در اختیار شماست، «الثِّقَةُ [بِاللَّهِ‏]تعالی»؛ اطمینان به خدا یعنی چه؟ یعنی اینکه او گفته باور کنید. فرمود شما اگر بیراهه نروید راه کسی را نبندید ربا نگیرید, ربا ندهید, دروغ نگویید, اختلاسی نباشید, نجومی نباشید، من از راهی که شما فکر نمی‌کنید روزی‌ شما را تأمین می‌کنم.

در سوره «طلاق» فرمود: ﴿وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً﴾  فرمود شما کسب حلال بکنید کار نداشته باشید روزیتان چیست، صبح با «بسم الله» بروید مغازه این کالایی که خریدم با یک سود قابل قبول میفروشم، نه ربا می‌گیرم نه ربا می‌دهم؛ نه تطفیف می‌کنم نه کم‌فروشی می‌کنم، نه گرانفروشی می‌کنم، این کار را نمیکنم . هیچ کسی که با تقوا باشد در کار نمی‌ماند، همیشه برون‌رفت دارد ﴿ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ﴾، فرمود آن کسی که موحّد است، کارش را انجام می‌دهد، ایمانش به کسبش نیست، کسب یک وظیفه است، هر کسی کاری دارد؛ حوزوی کاری دارد,  دانشگاهی کاری دارد, کشاورز و دامدار کاری دارد، هر کسی کاری دارد، این کار را ما موظفیم انجام بدهیم، به عنوان وظیفه است؛ اما رازق این نیست.

بیانات اخلاقی آیت الله جوادی آملی

این آیه است که وجود مبارک امام جواد(سلام الله علیه) را به این صورت می‌پروراند که میفرماید: «الثِّقَةُ [بِاللَّهِ‏]تعالی ثَمَنٌ لِکُلِّ غَالٍ‏»؛ یعنی هر چیزی که گران است؛ یک دانشجو می‌خواهد به مقامات علمی برسد، این با اطمینان به خدا تلاش و کوشش می‌کند، وقتش را بیجا صرف نمی‌کند به مقام علمی هم می‌رسد.

«سُلّم» آن نردبانی است که نه خودش می‌لغزد, نه بالابری آن نقص دارد، نه کسی که بالا می‌رود می‌افتد، این را می‌گویند سلّم، آن نردبانی که انسان را سالم بالا ببرد، یک بالابر سالمی است. اگر کسی بخواهد به درجات عالی برسد « وَ سُلَّمٌ إِلَی کُلِّ عَال‏»؛ هر جای بلندی که ما بخواهیم برویم، همه اینها که مجتهد شدند, عالم شدند, چه در حوزه چه در دانشگاه با اطمینان به لطف خدا بود. نگفتند به من چه! نگفتند به من نمی‌رسد، گفتند به من هم می‌رسد.

خدای سبحان این عالم را که آفرید یک سفره‌ای است؛ یعنی سماوات را, ارضین را, فرشته‌ها را, همه را آفرید؛ بعد به وسیله کتاب‌های خود، این عالم را تفسیر کرد، قرآن, تورات, انجیل, زبور و صحف ابراهیم، اینها تفسیر ساختار خلقت است، مفسر این است و به وسیله انبیا و ائمه(علیهم السلام) که مفسّران این تفسیرند ﴿وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ﴾ و پیامبر را مفسّر قرار داد، به وسیله وجود مبارک حضرت و اهل بیت(علیهم السلام)، قرآن برای ما تفسیر شد. ما تا می‌توانیم این تفسیر را به هر اندازه‌ای که استعداد داریم، گوش بدهیم و با قرآن مأنوس باشیم، هیچ کس نگوید که برای من سخت است. قرآن کریم راه ارتباطی‌مان را با بیانات نورانی اهل بیت روشن کرده است. فرمود: قرآن دو خصیصه دارد : یکی اینکه وزین است, پرمحتواست ﴿إِنَّا سَنُلْقی‏ عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقیلاً﴾ و دیگر اینکه فرمود: ﴿لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ﴾؛ آن را آسان قرار دادیم، درست است وزین است؛ اما سخت نیست.

 وزین است, سخت نیست، آسان است سُست نیست؛ این چهار صفت است که دوتا صفت سلبی است دوتا صفت ثبوتی, سست نیست؛ ولی آسان است. فرمود  تا می‌توانید با این کتاب مأنوس باشید ﴿فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ﴾؛ [﴿فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ﴾  هیچ کسی نگوید برای من سخت است, هیچ کسی نگوید مگر من می‌توانم.؟!

 یکی از بیانات نورانی امام جواد (سلام الله علیه) این است که «مَنْ أَصْغَی إِلَی نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ کَانَ النَّاطِقُ عَنِ اللَّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَإِنْ کَانَ النَّاطِقُ عَنِ إبلیس فَقَدْ عَبَدَ إبلیس»؛ فرمود هر کس گوش به حرف گوینده ای می دهد، کسی نوشته کسی را بدون تحقیق بپذیرد, حرف کسی را بدون تحقیق بپذیرد, رفتار و منش و سیره کسی را بپذیرد که او برایش الگو باشد دارد او را عبادت می‌کند. «إصغاء کردن»؛ یعنی گوش دادن و پذیرفتن. اگر آن گوینده از خدا و پیغمبر و اهل بیت(علیهم السلام) می‌گوید این شنونده دارد عبادت می‌کند. یک وقت است عبادت واجب است، مثل نماز ظهر و عصر؛ یک وقت نافله است, مثل نافلههای ظهر و عصر، یک وقت عبادت‌هاست گفتن و شنیدن و مطالعه کردن کلمات قرآن و عترت است این عبادت است، این طور نیست که این جزء کارهای عادی باشد؛ نظیر خواندن کتاب عادی باشد این عبادت است.

 اگر کسی گوش به حرف کسی بدهد مقاله کسی را نگاه کند, روزنامه کسی را, سخن کسی را گوش بدهد, نوار کسی را گوش بدهد که بخواهد بپذیرد باید بداند دارد او را عبادت می‌کند. اگر او ـ إن‌شاءالله ـ از خدا و پیغمبر بگوید, این کار او عبادت خداست و اطاعت پیغمبر, اگر ـ خدای ناکرده ـ او باطل می‌گوید، او دارد شیطان را عبادت می‌کند. بنابراین ما باید فضای مجازی را؛ البته این فضا, فضای حقیقی است نه مجازی, وقتی اندیشه، نقل و انتقال بشود، فضا فضای حقیقی است. اگر کسی این را گوش می‌دهد و بیتحقیق می‌پذیرد ـ خدای ناکرده ـ دارد آن گوینده را عبادت می‌کند؛ لذا هر گفتار و رفتار و نوشتاری را ما باید تحقیق کنیم، این سخن نورانی امام جواد است: «مَنْ أَصْغَی إِلَی نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ »؛ اگر او از خدا و قیامت و پیغمبر می‌گوید، این شنیدن و خواندن و مطالعه کردن عبادت است و اگر ـ معاذالله ـ بر خلاف دین سخن می‌گوید این دارد ابلیس را عبادت می‌کند این سخن نورانی امام جواد است.

گزیده ای از مباحث اخلاقی استاد جوادی آملی

انسان هر کاری که می‌کند، فرشتهای که مراقب و آماده است؛ در سوره «ق» ذات اقدس الهی فرمود: ﴿ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتیدٌ﴾؛ «عتید»؛ یعنی مستعد و آماده, «رقیب» هم یعنی مراقب, «مراقب» به کسی می‌گویند که رقبه می‌کشد. رقبه یعنی گردن می‌کشد و آماده است او ضبط می‌کند ﴿وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لَحافِظینَ ٭ کِراماً کاتِبینَ ٭ یَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ﴾ آن‌که طرف راست است که مأمور ضبط نیّات و اعمال و اقوال و کتابت‌ها و سیره‌ها و سنّت‌های نیک است، هر چه دید می‌نویسد؛ اما آن‌که مسئول نوشتن سیّئات ماست، او دستش باز نیست که هر چه خواست و دید بنویسد. برخی از کارها را ذات اقدس الهی حتی اجازه نمی‌دهد این فرشته‌ای که مأمور اقوال و گفتار و رفتار ماست او بنویسد. اگر ما ـ إن‌شاءالله ـ سعی کردیم هم آبروی خودمان را حفظ کنیم, هم آبروی نظام را, هم آبروی جامعه را, آبروی هیچ کسی را نریختیم.

به پی میکده گفتم که چیست راه نجات              بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن

 اگر اسرار مردم را, راز مردم را, آبروی مردم را تا آنجا که ممکن بود حفظ کردیم. اگر یک وقت ـ خدای ناکرده ـ اشتباهی از ما سر زد ذات اقدس الهی اجازه نمی‌دهد که این فرشته‌ای که اصلاً معصوم است و مأمور نوشتن اعمال ماست بنویسد. طبق دعای نورانی «کمیل» که شب‌های جمعه قرائت می‌کنید وجود مبارک حضرت امیر به ما آموخت به خدا عرض کنیم خدایا! بعضی از گناهان را اجازه نمی‌دهی که حتی آنها هم بفهمند «وَ کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیَّ مِنْ وَرَائِهِمْ وَ الشَّاهِدَ لِمَا خَفِیَ عَنْهُمْ وَ بِرَحْمَتِکَ أَخْفَیْتَهُ وَ بِفَضْلِکَ سَتَرْتَه‏»


گوشه ای از بیانات آیت الله جوادی آملی در جلسه اخلاق

القابی که برای ائمه(علیهم السلام) ذکر می‌کنند، این القاب پیام خاص دارد؛ یعنی برنامه مهم و رسمی آن امام در همین لقب ظهور می‌کند. درباره وجود مبارک حضرت حجّت(سلام الله علیه) که به قیام نام برده می‌شود، برای اینکه او قائم به دین است. دین با تبلیغ و سخنرانی و کتاب‌نوشتن در سطح جامعه افکار دینی را حفظ می‌کند؛ اما جامعه را دیندار و زنده بکند از آنِ امامی است که به دین قیام بکند، با اسمای دیگر این مشکل حل نمی‌شود.

وجود مبارک امام رضا(سلام الله علیه) قائم بالعلم بود. اینکه می‌گفتند او عالم اهل بیت است؛ برای اینکه به علم قیام کرد. قیام به علم گرچه به وسیله همه ائمه(علیهم السلام) مخصوصاً امام باقر، امام صادق(سلام الله علیهم اجمعین) ظهور کرد، حوزه علمیه تشکیل دادند، مذهب درست کردند؛ اما درس دادن، غیر از این است که جهان را به خود متوجه کردن باشد.

بنابراین اینکه می‌گوییم او عالم اهل بیت است؛ یعنی قائم بالعلم است. توفیقی ذات اقدس الهی به آن حضرت داد که فضای خراسان را در درجه اول و فضای ایران را در درجه دوم حوزه علمیه بین المللی و جهانی کرد.

گزیده ای از بیانات آیت الله جوادی آملی

ما دو گونه علم داریم : یک وقت کسی علمی تهیه می کند چیزی می خواند که ابزار دنیای او باشد... این بیان نورانی علی‌بن‌ابیطالب (سلام الله علیه) که فرمود: «رُبَّ عَالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُه‏»؛ این بیان نورانی حضرت است، فرمود: بسا درس‌خوانده‌هایی هستند که کُشته جهالت خودشان هستند، یک سلسله از علما هم هستند که «الْعِلْمُ نُورٌ یَقْذِفُهُ اللَّهُ فِی قَلْبِ مَنْ یَشَاءُ» یا همین آیه ﴿إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ﴾ ما باید تلاش کنیم این قسم دوم باشیم؛ یعنی علمی کسب کنیم که ما را حفظ کند، برای ما نور باشد.

 علم, بخشی از راه است. آنکه مشکل را حلّ می‌کند عقل است نه علم, علم یک چراغ است؛ حالا کدام طرف را داشته باشیم با این علم کدام طرف برویم، علم, وسیله است؛ اما آنکه اساس کار است در این آیه کریمه مشخص فرمود, فرمود: ﴿تِلْکَ الأمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا یَعْقِلُهَا إِلاّ الْعَالِمُونَ﴾؛ یعنی علم یک نردبانی باشد برای عقل. علم وقتی نافع است که نردبان باشد؛ عالِم را به مقام عقل برساند، هیچ عاقلی جهنم نمی‌رود؛ اما علما چرا.

 ما باید بکوشیم درسی بخوانیم که برای ما نافع باشد یک; یعنی خودِ این علم فی نفسه نافع باشد. دوم اینکه از این علم بهره ببریم. اینکه به ما در دعاها, در قنوت, در تعقیبات نماز گفتند بگویید: «أَعُوذُ بِکَ مِنْ نَفْسٍ لَا تَشْبَعُ وَ مِنْ قَلْبٍ لَا یَخْشَعُ وَ مِنْ عِلْمٍ لَا یَنْفَع‏»؛ خدایا آن علمی که به درد ما نمی‌خورد من از آن علم به تو پناه می‌برم! همین است.

بعضی از علوم‌اند که به درد نمی‌خورند؛ مثل سِحر و شعبده و جادو و مانند آن، بعضی از علوم‌اند که چراغاند، نورند؛ ولی شخص از آن استفاده نمی‌کند. به ما گفتند در دعاها, در تعقیبات نماز و در قنوت بگویید خدایا آن علمی که مشکل مرا حلّ نمی‌کند، من از آن علم به تو پناه می‌برم؛ آن وقت می‌شوید طلبه.

خدا به پیامبر فرمود: ﴿قُل رَبِّ زِدْنِی عِلْماً﴾؛ یعنی تا نفس می‌کشی علم, هیچ وقت نگویید ما فارغ التحصیل شدیم؛ حالا انسان یا تدریس می‌کند یا تألیف می‌کند یا تجربه میکند تا نفس می‌کشیم علم.

وجود مبارک امام صادق به یکی از شاگردانش فرمود: درست است که آدم باید درس بخواند و اهل کتاب باشد؛ ولی باید همّتش بلند باشد. «فَإِنْ مُتَّ فَوَرِّثْ کُتُبَکَ بَنِیکَ» فرمود درست است که عالم شدی ... کتاب می‌خوانی؛ اما کتابی که دیگران نوشتند و تو بخوانی در کتابخانه‌ات بگذاری به درد نمی‌خورد، به جایی برس که چند جلد کتاب خودت بنویسی که بچه‌های تو وارث نوشته‌های تو باشند، تو بشوی مؤلف.

برگرفته از سخنان استاد جوادی آملی

از وجود مبارک حضرت امیر(ع) نقل می‌کند یک کسی به حضرت عرض کرد چرا من نمی‌توانم نماز شب بخوانم؟ حالا گاهی شب‌های بهار کوتاه است بسیار خب، ولی شب‌های زمستان که خیلی طولانی است، آدم از خواب خسته می‌شود، عرض کرد چرا؟ فرمود این گناهِ روز دست و پایت را بسته است.

راه آزادسازی انسان از بند گناه استغفار و طلب آمرزش از گناهان است. وجود مبارک پیامبر در آخرین جمعه ماه شعبان در خطبه ای که به خطبه شعبانیه معروف است، فرمود ماه مبارک رمضان ماه آزادسازی است، حضرت فرمود خیلی‌ها هستند که در اثر ارتکاب گناه حالا به حقّ پدر،حقّ مادر، حقّ فرزند، حقّ در ذمّه آنهاست عمل نکردند، حقوق الهی دو نحو است یک وقت در دنیاست اگر کسی بیراهه رفته خلاف کرده دستگاه قضایی است و حدود شرعی است این برای نظم جامعه است، اما خدا که بخواهد در برابر این حقوق داوری کند خود انسان را به زندان می‌برد نه وثیقه قبول می‌کند، نه آزاد می‌کند، در خانه آدم زندان است. اینکه می‌بینید بعضی‌ها می‌گویند من نمی‌توانم گناه را ترک کنم این در زندان است.

در محاکم دنیایی، شخص بدهکار باید خانه را، زمین را، مِلک را وثیقه بدهد، اما خدا هیچ وثیقه ای قبول نمیکند، کسی که خلاف کرده معصیت کرده بدهکار است این بدهکار باید رهن بدهد، گرو بدهد، چه چیزی را گرو بدهد؟ فرمود خود انسان را گرو می‌گیرند. بیایید فکّ رهن کنید «بگویید خدایا من آمدم» این راه برای همیشه باز است. این همه مشرکین و بت‌پرستان حجاز سالیان متمادی کعبه را بتکده کردند ولی بعد که آمدند و گفتند خدایا آمدیم، خدا قبول کرد، چطور ما را قبول نکند؟! کدام گناه است که خدا قبول نمی‌کند؟ کدام شخص است که خدا قبول نمی‌کند؟ حتی کلمه «استغفرالله» لازم نیست، رو به قبله بودن لازم نیست، دعا خواندن لازم نیست، اینها تشریفات است البته مستحب است اینها را بگوییم، ثو اب بیشتری دارد، اما با یک اراده تخلّف‌ناپذیر بگوییم «خدایا آمدم».

استاد جوادی آملی

یکی از بیانات نورانی حضرت امیر(ع) این است که ما دست و پای خود را نبندیم؛ این آرزوها و خواسته‌های ناروا دست و پاگیر است فرمود بالاترین سرمایه این است که انسان گرفتار آرزوها نباشد. ما اگر خود را بسپاریم به کسی که ما را آفرید و فرمود شما کارتان را انجام بدهید من تأمین می‌کنم و همه مار و عقرب روی زمین عائله من هستند، او هرگز ما را رها نمی‌کند. اما مشکل ما این است که ما او را رها کردیم به دنبال دیگری می‌گردیم! فرمود این‌قدر گرفتار آرزو نباشید انسان باید تلاش و کوشش کند کار، تولید، اشتغال که از بهترین برنامه‌های دینی ماست اینها را تأمین کند.

 اینکه در دعاهای ما، در نماز، در تعقیبات نماز، به ما گفتند بگویید خدایا آن علمی که به درد نمی‌خورد، من از آن علم به تو پناه می‌برم از همین جهت است! دانشگاه‌های ما باید طرزی این عزیزان دانشجو را تربیت کنند که اینها وقتی فارغ‌التحصیل شدند تولید و اشتغال دم دستشان باشد، پشت میز نشستن، علم نافع نیست. وجود مبارک پیغمبر با آن مقام دست کارگر را بوسید، کدام کارگر؟ کارگری که برای خودش تولید می‌کرد.  دین که نمی‌خواهد شکم مردم را با اطعام سیر کند، دین می‌خواهد مردم را با اکرام تأمین کند. همین دین می‌گوید مزدوری مکروه است کسی حق ندارد جامعه را با مزدوری اداره کند چرا که با این روش کرامت افراد محفوظ نیست.

استاد جوادی آملی - جلسه درس اخلاق

در سخنان سخنگوی وحی، حضرت علی (علیه أفضل صلوات المصلین) این چنین آمده است: «فَتَداوَ من داء الفَتْرة فى قلبک بعزیمةٍ، و من کَرَی الغفلة فى ناظرک بیَقَظَةٍ». یعنی انسان غافل! بدان که «غفلت» یک مرض نفسانی است و غافل بودن از گذشته و آینده، یک بیماری قلبی میباشد. این فتور و سُستی را که مرض نفسانی است، با عزم فولادین درمان کن و با بیداری از این خواب غفلت، خود را معالجهکن. ایانسان که از آیندهٴ خود بیخبری و در خواب بسر میبری، تو بیماری، درمانشو! ایبشری که از قبر و برزخ و قیامت غافلی، تو مریض هستی، درمان شو! این مرض نفسانی و اخلاقی را با عزم و یقظه و بیداری درمان میکنند.

لذا اگر در سخنان امیر بیان (علیه‌السلام) آمده است که مردان با تقوی میکوشند با قرآن کریم بیماریهای خود را درمان کنند، تنها به این معنا نیست که اگر کسی جسدش مریض شد، سورهٴ حمد را هفت بار قرائت کند، گرچه این معجزهٴ قرآن کریم است و مؤثّر خواهد بود، امّا عمده، درمـان بیماریهای قلبی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی، و مانند آن است که در سخنان اهل‌‌بیت‌‌(علیهم‌السلام) مبسوطاً مطرح گردیده است

برگرفته از سخنان استاد جوادی آملی.

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 73

قال الجواد علیه السلام:

«الْمُؤْمِنُ یحْتَاجُ إِلَی ثَلَاثِ خِصَالٍ تَوْفِیقٍ مِنَ اللَّهِ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ ینْصَحُهُ.

مؤمن نیازمند سه چیز است: توفیق الهی، واعظ درونی و پذیرش خیرخواهی ناصحان

بایگانی