مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

▪️ داستان رحلت #دختر پیامبر در مصادر رسمی تاریخ اسلام بسیار کوتاه، سرد و ساده نقل شده است. این مورخان نقل می کنند:
ایشان در روز آخر عمر مبارکش، سلمی، زن ابورافع (صحابی پیامبر) را خواسته و به او فرمود:  
➖برای من آب مهیّا کن.
سلمی می گوید:
من از ایشان در آن ایام که دوران سختی #بیماری بود، پرستاری می کردم. آن روز حال دختر پیامبر بسیار بهتر شده بود و ایشان از همه ی روزها آرام تر بودند. اتفاقاً امیرالمؤمنین #على، به دنبال کاری به خارج از خانه رفته بود. آب را آماده کردم. دختر پیامبر بدن خود را به بهترین صورت شست وشو داد. آن گاه جامه ای تازه خواست و پوشید.
▫️سپس به من فرمود:
«در وسط اتاق برای من #بستری آماده ساز»
ایشان در آن بستر دراز کشیده، رو به قبله خوابیدند.
▪️ بعد به من فرمود:
مادر! من همین الآن جان خواهم سپرد. اگر از دنیا رفتم و شما خواستید بدن مرا #غسل بدهید، هرگز بدنم را برهنه نکنید.
این را گفت و جان سپرد. پس از مرگ #فاطمه، علی به خانه آمد. من ماجرا را به او خبردادم. در ادامه نقل می کنند:
امیرالمؤمنین #علی خود غسل ایشان را برعهده گرفت ایشان نماز خواند و آنگاه او را #شبانه دفن کرد. مآخذ مکتب #خلافت بیش از این چیزی ندارند. اما در مداری شیعی مسأله کمی توضیح داده شده است.
 
◾️ محدث بزرگ شیعی قرن هفتم، «علی بن عیسی اربلی» از صدوق نقل می کند: آنگاه که وفات آن حضرت نزدیک شد، به اسما فرمود:
جبرئیل هنگامی که وفات رسول خدا رسید، کافوری از بهشت برای ایشان آورد...برو بقیه ی حنوط پدرم را از فلان محل بیاور و آن را در کنار سر من قرار بده. من به آنچه فرموده بود، عمل کردم و حنوط را در کنار ایشان قرار دادم. آن گاه روی خود را با لباس پوشانید و فرمود:
ساعتی منتظر من باش. آن گاه صدایم بزن. اگر جواب گفتم که خب! وگرنه بدان که من به نزد پدرم #رحلت کرده ام.
▫️ اسما مدتی انتظار کشید. آنگاه دختر پیامبر را صدا کرد، اما جوابی نیامد. بار دیگر صدا زد:
ای دختر محمد مصطفی!
ای دختر بهترین کسی که زنان او را حمل کرده اند! ای دختر بهترین کسی که بر روی سنگ ریزه ی بیابان ها راه رفته است! ای دختر کسی که به مقام قاب قوسین راه یافت هیچ جوابی نبود. پارچه را از روی صورت دختر پیامبر از برداشت او از دنیا #مفارقت کرده بود. خود را بر روی ایشان انداخت و می بوسید و می گفت:
فاطمه! آنگاه که به محضر پدرت وارد شدی، سلام مرا هم برسان.
▪️بی مادری
 طولی نکشید که #حسن علیه السلام و #حسین علیه السلام به خانه آمدند. #مادر را در بستردیدند که پارچه ای بر رویش کشیده شده است.
 پرسیدند:
اسما! چرا مادر ما در این ساعت خوابیده است؟
 اسما حادثه را پنهان نکرد و گفت:
ای فرزندان رسول خدا! #مادر شما نخوابیده است؛ او از دنیا
رفته است.
#حسن (ع) خود را بر روی #مادر انداخت و می گفت:
#مادر با من سخن بگو قبل از اینکه روح از بدنم مفارقت کند.
#حسین (ع) هم خود را بر روی پاهای #مادر انداخت، آن را می بوسید و می گفت:
مادر! من فرزندت #حسین هستم. با من سخن بگو قبل از اینکه قلبم پاره شود. اسما گفت:
ای فرزندان #رسول خدا! بروید به نزد پدرتان و او را از این حادثه خبردار کنید.
آن دو از خانه بیرون رفتند. آن وقت صدای فریاد گریه شان برخاست.  صحابه که در مسجد بودند، دور آن دو را گرفتند و گفتند:
 ای فرزندان #رسول خدا! چرا گریه می کنید؟ خدا چشم های شما را نگریاند. شاید نظر به جایگاه پدر بزرگتان کردید و به این علت گریه می کنید؟
گفتند:
#مادر ما، #فاطمه، از دنیا رفته است.
▪️ #امیرالمؤمنین علی(ع) که این سخن را شنید، از بزرگی مصیبت به رو به زمین افتاد و با خود می گفت:
من خود را به چه کسی #تسلیت بدهم ای #دختر پیامبر؟ من خود را در مصیبت های روزگار به تو آرام می ساختم؛ حال بعد از تو چه کسی را خواهم داشت؟؟

مام طبق وصیت دختر پیامبر به سرعت به کار غسل، کفن، نماز و دفن ایشان پرداخت. #جزئیات حوادث در هیچ یک از اسناد و مدارک موجود #نیست.
 خانه ی امام کوچک بود و بایستی از نامحرمان خالی شود تا امکان غسل فراهم بیاید. ناگزیر این کار انجام گرفت. شست وشو و #غسل دختر پیامبر و آن چنان که اسناد می گویند با حضور جمع اندکی از نزدیکان که عبارت بودند از: چهار فرزند خردسال ایشان و فضه (خادمه) و اسماء بنت عمیس انجام گرفت. غسل دهنده طبق وصیت دختر پیامبر، امام بود و اسما نیز ایشان را یاری می کرد...
▪️ یک اختلاف جدی در میان مورخان و تذکرہ نویسان وجود دارد. پاره ای گفته اند:
1⃣ جسد مطهر با همراهی همین کسان به #بقیع تشییع و در آنجا به خاک سپرده شد و البته برای اینکه قبر مطهر ایشان
مشخص نباشد، چندین صورت قبر ساخته شد.
دیگران گفته اند:
2⃣ ایشان را در کنار #روضه ی پیامبر بین قبر و منبر به خاک سپرده اند.
دسته ی سوم گفته اند:
3⃣ جایگاه دفن ایشان همان #خانه ی خود آن حضرت بود.

▪️کلینی آورده است: چون دختر پیامبر از دنیا رفت، امیرالمؤمنین او را پنهان به #خاک سپرد و آثار قبر را از میان برد.
▪️شیخ مفید، اضافه کرده:
و آنگاه که دفن پایان یافت و دست ها را از خاک قبر تکان داد، اندوه چون سیلی براو هجوم آورد و اشکها بر صورت مبارک فرو ریخت. ناچار به قبر پیامبر روی کرده، همه ی دردی که بر دلش می گذشت را با ایشان در میان نهاد...

▪️زبان حال امام را از زبان خودش در خطبه ۲۰۲ نهج البلاغه بخوانید...

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • يكشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۹، ۰۸:۰۴ ق.ظ

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 122

امام علی علیه السلام:

مَن نامَ عَن نُصرَةِ وَلِیِّه انتَبَهَ بِوَطأَةِ عَدُوِّهِ .

هرکس از یارى رسانى به دوستش غفلت ورزد، با گام‌هاى دشمنش، هشیار مى‌گردد .

غرر الحکم : ح ٨٦٧٣

بایگانی