مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

امام علی (ع):

قرآن معدن ایمان و اصل آن است.چشمه های دانش و دریای های علوم است. سرچشمه عدالت و نهرهای عدل است، پایه های اسلام و ستون محکم آن است. نهرهای جاری زلال حقیقت و سرزمین های آن است.

نهج البلاغه – خطبه 198

گزیده ای از معارف الهی جزء سیزدهم:

در داستان های قرآنی " زندگی پیامبران وخاصه حضرت یوسف (ع) " درس عبرت برای اندیشمندان است و نیز بیان موجبات سعادت و تکامل انسان ها وهدایت و رحمت برای مؤمنان (111 یوسف) لذا بیان نیکوی زندگی یوسف (ع) ادامه می یابد:

  • چنان که بیان شد رحمت الهی شامل حضرت یوسف(ع) شده (56یوسف) و پاداش تقوی و صبر حضرت ضایع نشده در همین دنیا به ایشان اعطا می گردد.(90یوسف) پس ابتدا پایان توقف چندساله در زندان است از طریق به یاد آمدن توانایی یوسف (ع) در تعبیر خواب توسط ساقی شاه البته پس از فراموشی طولانی او توسط شیطان "وادّکر بعد أمَّةٍ" (42 – 45 یوسف) و بعد از علم تعبیر خواب و اثرات مثبت آن در حکومت ؛حضرت توسط پادشاه، مخصوصِ درگاهِ او و مکین و امین معرفی می گردد. (54 – 50 – 45 یوسف) و در ادامه و به ناچار حضرت در جهت خلع ید این ظالم و طاغوت زمان و پذیرش خزانه داری یا نخست وزیری او به مدح و معرفی خویش می پردازد.(55 یوسف) و سر انجام خود به حکومت می رسد که " نرفع درجات من نشاء" (76 یوسف)
  • در ورود دوباره برادران یوسف (ع) به مصر توصیه حضرت یعقوب (ع) است به ورود فرزندان از درهای مختلفِ ورودی شهر ، تا آسیبی متوجه آنان نگردد . هر چند آموزه حضرت به آنان توکّل بر خداوند است (67 یوسف) و اینکه خداوند حافظ آنان و مهربانترین است (64 یوسف) و مأمورانی را هم برای این امر اختصاص داده است.(11 رعد)
  • در ادامه داستان ، الهام الهی به یوسف (ع) است در حفظ برادر کوچک " فوق کل ذی علم علیم" (76 یوسف) و نیز پایان بخشیدن به دوری از همه برادران که در اثر تلاش و وسوسه شیطان "نزغ" (101 یوسف) صورت گرفته بود. پس ندای "إنکم لسارقون" (70 یوسف) توسط کارگزاران یوسف (ع) در حقیقت " توریه " بود چرا که این برادران در گذشته ، حضرت را از پدرش یعقوب(ع) دزدیده بودند.
  • حفظ پیمان مؤکد الهی « سوگند و قسم» برادران یوسف (ع) در محضر پدر جهت حفظ برادر کوچک خارج از قدرت و اراده طبیعی آنان بود. (66یوسف) چرا که درباره موارد سوگند به خداوند و اجرای آن باید متعهد بود. (225 -224 بقره، 89 مائده ، 94 – 91 نحل)
  • در مجازاتها شناخت گنهکار و تنبیه او باید بر اساس عدالت باشد (79 یوسف) و یوسف(ع) چنین نمود.
  • انعکاس رفتار حضرت یعقوب (ع) در برابر رفتارها ی منفی فرزندان درباره حضرت یوسف(ع) و برادر کوچکش در حالیکه از گریه چشمانش سفید شده ، فرو بردن خشم است (84 یوسف) و غم و اندوه ها را به در گاه خدا می برد. (86 یوسف) و یوسف(ع) هم چنین است . او نه تنها خشم را فرو می برد (77 یوسف) بلکه بالاتر، از لطف و محبت مادی "مسّنا و أهلنا الضر ..." (88 یوسف) و معنوی ، سیرابشان می سازد . آری او به سرعت و بدون دریافت حال شرمندگی بیشتر در برادران ، آنان را مورد عفو و بخشش قرار می دهد. (92 یوسف)
  • سپس حمایت وسیع پروردگار و الطاف خفیّه او به یاری یوسف(ع) و خانواده اش می شتابد. پیراهن یوسف (ع) به دستور حضرت جهت بینایی پدر به سوی او به ارمغان می رود. (93یوسف) همان پیراهن حادثه ساز که یک روز برادران را در پیشگاه پدر به خاطر پاره نبودن رسوا می کند و روز دیگر همسر هوسران عزیز مصر را به خاطر پاره بودن ، اینک نور آفرین دیده های بی فروغ یعقوب (ع) می شود و بوی این پیراهن در راه رسیدن به مشام یعقوب می رسد (94 یوسف) چرا که بر طبق بعضی روایات این پیراهن ، پیراهن معمولی نبود؛ بلکه پیراهنی بهشتی بود که از ابراهیم خلیل(ع) در خاندان یعقوب به یادگار مانده و یعقوب(ع) که شامّه بهشتی دارد بوی آن را از دور احساس می نماید و وقتی بر صورت حضرت افکنده می شود ناگهان حضرت بینا می گردد. (97 یوسف)
  • در اینجا برادران یوسف(ع) به فکر اصلاح و جبران گناه خود افتاده، با توسل به پدر راه رسیدن به لطف پروردگار را می جویند " یا أبانا إستغفر لنا"(97 یوسف) و چون توسل به اولیای الهی و شفاعت آنان منافاتی با توحید ندارد و امری جایز است لذا قرآن از زبان یعقوب(ع) پذیرای درخواست آنان است ولی تقاضا را به سحرگاهان شب جمعه که مصادف با روز عاشورا بود و وقت مناسبتر برای اجابت دعا و پذیرش توبه ، به تأخیر می اندازد. (98 یوسف)
  • آموزش دیگر حضرت یعقوب (ع) به فرزندان ، آموزش امید است و دوری از یأس ، یعنی ناامیدی از رحمت الهی که نشان کفر است. (87 یوسف) چرا که رحمت الهی در پایان داستان یوسف(ع) به اوج خود می رسد و آن دیدار حضرت یوسف(ع) با پدر و مادر و خانواده است. عظمت این نعمت الهی و عمق این موهبت و لطف پروردگار آنچنان برادران و پدر ومادر را تحت تأثیر قرار می دهد که به عنوان اطاعت پروردگار و تحیّت و احترام به یوسف(ع) به سجده در می آیند(100یوسف)

یوسف(ع) پدر ومادر خود را بر تخت می نشاند و می فرماید : پدر! این تحقق خوابی است که قبلاً دیده بودم . خداوند آن را به حقیقت در آورد. (4یوسف، 100یوسف)

  • آری از هر چیزی که از خداوند خواستید به شما داد و اگر نعم الهی را بشمارید هرگز آن را شماره نتوانید کرد. (34 ابراهیم، 18 نحل، 109 کهف،27 لقمان)
  • اما لازم است یادآوری ایام الله ، یعنی روزهای سرنوشت ساز و مهم زندگی انسانها و اینکه یک نعمت بزرگ الهی شامل حال قوم و ملتی شایسته شده و یا یک مجازات بزرگ و دردناک الهی دامنگیر ملتی سرکش و طغیانگر گردیده است. (5 ابراهیم)
  • و مسلم است که در صورت شکرگزاری، خداوند نعم خود را بر ما افزون خواهد نمود (7 ابراهیم) و حقیقت شکر هم تنها ذکر "الحمد لله" نیست بلکه ابتدا توجه و ایمان و آگاهی نسبت به بخشنده ی نعمت، سپس مرحله زبان و بالاتر از این دو، مرحله عمل است. یعنی هر نعمتی را در مورد خودش مصرف نماییم و یا به فرمایش امام صادق(ع)" شکر نعمت آن است که از گناهان پرهیز شود."
  • و در حقیقت یاد خدا چنین است : حقیقت ذکر که سبب اطمینان و آرامش دلهای مؤمنان است؛ آن است که آنان با تمام قلب متوجه خدا و عظمت و علم و آگاهی و حاضر و ناظر بودنش هستند و این توجه مبدأ حرکت و فعالیت به سوی نیکی ها و مانع و سدّ محکمی در برابر گناهان است. (28 رعد)
  • در حقیقت این راه راستی است همراه با بصیرت! راه پیامبر (ص) و پیروان حضرت "أنا و من اتّبعنی" (108 یوسف) و تبعیت بالاتر از اطاعت است. که ابراهیم فرمود: "فمن تبعنی فإنه منّی" (36 ابراهیم) و این تبعیت پیروان پیامبر (ص) را به پیوند با اهل بیت حضرتش سوق می دهد « توصیف اولوا الالباب» (21 رعد)
  • تشبیه خداوند درباره این راه راست و نقطه مقابل آن به حق و باطل است که می فرماید: حق مانند آب یا فلز خالص است که در زمین و یا در کوره باقی می ماند اما باطل مانند کف روی آب یا کف حاصل از گداختن فلزات در کوره ها، رفتنی است (17 رعد) ویا تشبیه به شجره طیّبه و خبیثه است. (27 – 24 ابراهیم)
  • نتیجه مسیر حق برای رهروان آن بهشت است به همراه پدران و همسران و فرزندان صالح و فرشتگانی که از هر دری بر آنان وارد شده و می گویند: " سلامٌ علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار"(23 رعد)
  • و در نقطه مقابل در مسیر باطل ، «کفار» اعمالشان هم چون خاکستر در برابر تند باد و در یک روز طوفانی نابود شدنی است (18 ابراهیم) و در جایگاه عذاب الهی هم مورد تمسخر شیطان که "فلا تلومونی و لوموا أنفسکم"! (22ابراهیم) آری این نتیجه کفران نعم الهی است (7 ابراهیم) و البته این اراده و خواست ملتها و تغییرات درونی آنهاست که آنان را مستحق لطف یا مستوجب عذاب خداوند می سازد. (11 رعد ) بدانیم در علم الهی نسبت به چنین موارد و سایر حوادث جهان و تحقق موجودات ، مرحله ای غیر قطعی یا مشروط است به عبارت دیگر مرحله ای است که دگرگونی در آن راه دارد و از آن تعبیر به مرحله " محو و اثبات" می شود یا لوح محو و اثبات و " بداء" هم که یک نوع نسخ در امور تکوینی است در این مرحله حاصل می شود و اما در مرحله دیگر قطعیت است که هیچگونه دگرگونی در آن راه ندارد و از آن به " ام الکتاب" یا لوح محفوظ تعبیر می گردد . (39 رعد) لذا امام سجاد (ع) می فرماید: که اگر این آیه در قران نبود من از حوادث گذشته و آینده تا روز قیامت به شما خبر می دادم.

1) همچون معرفی و مدح حضرت علی(ع) در خطبه شقشقیه جهت آگاهی مردم ناآگاه و بی خبر از مقام حضرت و بی خبر از حکمت الهی در چنین انتخابهایی همچون گزینش طالوت (247 بقره)

امام علی (ع):

قرآن بنایی است که ستون های آن خراب نشود ، شفا دهنده ای است که بیماری های وحشت انگیز را بزداید، قدرتی است که یاورانش شکست ندارند و حقی است که یاری کنندگانش مغلوب نشوند.

نهج البلاغه – خطبه 198

گزیده ای از معارف الهی جزء دوازدهم:

  • در آیات قرآن اغراضی برای خلقت و آفرینش انسان مطرحند که هر چند در بدو امر در بررسی این آیات ممکن است برداشت ما، اختلاف و تناقض در این آیات باشد؛ لکن دقت و توجه در آنها نشانگر آن است که همه در معنا و مفهوم به یک حقیقت باز می گردند . اغراضی که هر یک از دیگری حاصل می شوند و یا به عبارت دیگر هر یک وجودشان مقدمه ای است برای دیگری . ابتدا اینکه آفرینش کل جهان و مخصوصاً انسان عبث و بیهوده (115 مؤمنون) و نیز سرگرمی و بازی نبوده است. (18 - 16انبیاء ، 40 – 38 دخان) این آفرینش بر مبنای حق است (85حجر) هدف، معرفت و شناختِ حضرت حق است " لتعلموا" (12 طلاق) و امام حسین (ع) فرمودند:"لیعرفوا" اشاره به عظمت و قدرت حضرت حق، و به دنبال معرفت عبادت است (56 ذاریات) نهایت تسلیم در برابر ذات پاک او و اطاعتی بی قید و شرط و فرمانبرداری در تمام زمینه ها تکامل انسان و امّا با اختیار. پس مقدمه ای می شود برای آزمون و تربیت بشر « ایّکم أحسن عملاً» (2 ملک ، 7 هود) و حسن عمل و موفقیت در آزمون الهی هم زمینه و مقدمه ایست برای غرق شدن در اقیانوس رحمت الهی (119 هود)
  • او وجودی کامل از هر جهت و بی نهایت در بی نهایت است ،"غنیٌ بالذّات"، او رزّاق است . رزق یعنی عطا و بخششی مستمر ، مادی و معنوی برای همه موجودات در هر کجا و در هر موضع و شرائطی . از نظر کمیّت و کیفیت حساب شده و مناسب حال (6 هود) البته مشروط به تلاش و کوشش (39 نجم) و بعضی از روزیها هم بدون تلاش
  • " وأحسن عمل" یعنی اسلام در عمل هم ، بر کیفیت نظر دارد نه کمیّت درستی عمل به این است که با خدا ترسی و نیت پاک توأم باشد . عمل خالص بدون ریا و هدف گیری دنیایی (16 – 15 هود) چرا که سنّت همیشگی الهی در چنین هدف گیری حبط عمل است(1) و باطل شدن ، گویی از آغاز بی خاصیت بوده است (2)
  • نقطه مقابل "احباط "تکفیر است یعنی پوشاندن و جبران کردن گناهان، و حسنات چنین می کنند.(114هود) و از جمله آن انجام نماز با تمام شرائط آن است و لذا در کلام علی (ع) به نقل از رسول خدا این آیه امید بخش ترین آیه قرآن است.
  • وجود پیامبران بهترین راه برای رسیدن بشر به هدف خلقتش می باشد، لذا بیان سرگذشت آنان در قرآن حق است و برای پیامبر (ص) آرام بخش قلب و برای مؤمنان موعظه و اندرز(120 هود)
  • ابتدا حضرت نوح است و استقامتش که زاییده ایمان است با این احساس که خداوند حاضر و ناظر است و محافظ و مراقب او . حضرت کشتی نجات مؤمنین زمان خود را می سازد تا از طوفانی که مجازات کوبنده الهی برای کافران است، نجاتشان بخشد. (37 هود) و جالب آنکه بر اساس کلام پیامبرمان: "کشتی نجات ما که مکتب ماست و حاملان آن امامان معصوم(ع) ، سازنده اش حضرت حق است".سپس امر نوح (ع) است که به هنگام حرکت و توقف کشتی، نام خدا و یاد خدا حاکم باشد(41 هود) چرا که هر حرکتی بی نام او آغاز شود "ابتر" خواهد بود(3) پس در هنگام فرود از کشتی هم با سلامت و برکت از ناحیه خداوند نجات نوح(ع) و مؤمنینِ به او پایان می پذیرد. هر چند در این نجات فرزند نوح(ع) مستثناست و پیوند مادّی او تحت الشعاع پیوند معنوی قرار گرفته و عمل غیر صالح فرزند پیوند او را با پدر قطع می کند. (46 – 45 هود)
  • و سفارش به قوم عاد از جانب پیامبرشان حضرت هود است که استغفار ، ریزش پی در پی باران رحمت الهی را به همراه دارد و افزایش نیروی مادی و معنوی آنان را (52 هود)
  • و در بیان رسالت حضرت صالح بیان پیوند مکتبی در باره قوم اوست. «ثمود» ناقه ای که مو جود خارق العاده و معجزه الهی جهت بیداری این امت بود توسط یک نفر پی شد ولی قرآن می فرماید: " فعقروها" (65 – 64 هود) ، صیغه جمع به کار می برد. یعنی اسلام رضایت باطنی به یک امر و پیوند مکتبی با آن را به منزله شرکت در آن می داند. پیامبر (ص) می فرماید: کسی که شاهد و ناظر کاری باشد امّا از آن متنفر ، همانند کسی است که در آن کار غایب بوده و کسی که در برنامه ای غایب بوده اما قلباً به آن رضایت داشته همانند شخص حاضر و شریک در آن است و جالب است که حضرت علی (ع) حتی کسانی را که در صلب پدران و رحم مادرانند، (مردم آخر الزمان) و قلبشان با امام (ع) و سپاه او در جنگ جمل است شریک در سپاه امام می داند.
  • و امر شعیب به قومش رعایت همه حقوق فردی و اجتماعی برای اقوام و همه ملتهاست "بخس" در اصل به معنای کم کردن به عنوان ظلم وستم . و بخس حق در هر محیط و عصر و زمان به شکلی ظهور دارد (85 – 84 هود) و حضرت بدینگونه اراده اصلاح جامعه را دارد. البته توفیق را از جانب خداوند می داند و توکل به او دارد.(88 هود)
  • و بیان سرگذشت حضرت یوسف (ع) است به عنوان " أحسن القصص" یعنی بهترین نحوه بیان در انتقال موعظه و اندرز برای مؤمنان که فراوان است :
  1. حفظ اسرار، به وسیله عدم بیان خواب توسط حضرت یوسف (ع) برای برادران (5 یوسف)
  2. دوری از حسد ، که به خاطر توجه و محبت حضرت یعقوب (ع) نسبت به حضرت یوسف (ع) در برادران حضرت، حسد پدیدار گشت (10 – 8 یوسف)
  3. اجرای عدالت بین فرزندان ؛ گر چه این توجه و محبت به دلیل ظهور آثار نبوغ و فوق العادگی حضرت یوسف(ع) بود، اما سبب ایجاد حسادت در فرزندان و طرح نقشه برای نابودی یوسف (ع) گردید و اینکه " العدل تتضاعف البرکات"(4)
  4. اعطای استقلال به فرزندان ، به عنوان یک مسئله مهم تربیتی است که سبب اجازه حضرت یعقوب (ع) در دوری ازیوسف(ع) و همراهی با برادران گردید. (12 یوسف)
  5. عدم اتهام و قصاص قبل از جنایت ، که تنها به اظهار شکّ در غفلت برادران نسبت به یوسف (ع) و حفاظت از او از جانب حضرت یعقوب (ع) بسنده می شود. (13 یوسف)
  6. عدم تلقین به دشمن ، که در قالب ترس حضرت یعقوب (ع) از حمله گرگ به یوسف (ع) بیان گردید. (13 یوسف)
  7. حسن انجام مسئولیت پس از پذیرش آن ، که در این زمینه برادران یوسف (ع) با وجود ادعا نا موفق ظاهر شدند. (14 یوسف)
  8. صبر در مصیبت ، که در بیان حضرت یعقوب (ع) صبری جمیل است همراه با طلب یاری از حضرت حق در فراق یوسف (ع) (18 یوسف)
  9. و اما نفس مسوّله که برادرن یوسف با آن درگیر شدند ،تزئین بد را به صورت خوب و زشت را به صورت زیبا جلوه دادن . هر چند هیچ نوع سلطه ای بر انسان نیست و خواسته ها به صورت دعوت صورت می پذیرد. « قرآن برای نفس مراتبی قائل است که انسان پس از طی آن مراتب و رسیدن به مرتبه عالیه به کمال نهایی خویش که قرب خدا و رسیدن به مقام وصل است ، نائل خواهد شد و آن مراتب عبارتند از: نفس مسوّله ، امّاره ، لوّامه ، ملهمه، و نفس مطمئنّه» (18 یوسف).یاد خدا و توسل به پیامبر و اهل بیت ، که روش همه انبیا در مواقع اضطرار بوده است و یوسف (ع) از طریق الهام و اعطای آرامش الهی و تعلیم جبرئیل از شرایط بحرانی گذر نمود. (16 یوسف)
  10. جهاد با نفس، یا جهاد اکبر در سرگذشت حضرت در برابر جریان زلیخا و زنان درباری(34 – 23، 53- 52 – 51 یوسف)حضرت خود را به خدا سپرد و پناه به لطف او برد" معاذ الله". توجه به نعم بی پایان الهی خاصّه در نجات از حیله برادران و نیز قدر شناسی نسبت به لطف عزیز مصر (52 یوسف) ، خود سازی و بندگی توأم با اخلاص که مخلِص بود و خداوند او را جزء مخلَصین قرار داد (24 یوسف) اگر لطف و رحمت الهی نبود پیروزی در میدان مبارزه با نفس امّاره ممکن نبود (53 یوسف) و این لطف و رحمت با اعطای " برهان الهی" بینش نسبت به عمل و آثار آن یعنی عصمت، به حضرت صورت گرفت و اینکه " إنه لا یفلح الظالمون" (23 یوسف) و بدینسان این پیامبر الهی محکم و استوار در برابر خواسته زلیخا "شغفها حبّاً" (5) (30 یوسف)و کید ومکر او و زنان درباری ایستاد . و به درگاه الهی تحمل زندان را بر اجابت خواسته های آنان محبوبتر داشت ؛ پس خداوند هم او را به بهترین صورت پاسخ داد. کید آنان را نابود (34 یوسف) و در ازای مجاهدت و صداقت حضرت ، به او حکم و علم عطا نمود که " کذلک نجزی المحسنین" (22 – 51 یوسف) " ولا نضیع اجر المحسنین" (56 یوسف) و اجر اخروی او هم بهتر از این اجر دنیوی است. (57 یوسف)
  • با بیان این سرگذشتها امر به استقامت است به پیامبر که در سوره شورا هم هست (15 شوری) اما به دنبال این کلام در سوره هود پیامبر (ص) فرمود: سوره هود مرا پیر کرد به خاطر این آیه" فاستقم کما أمرت"(116 هود) چرا که در ادامه فرمود: " ومن تاب معک" از مؤمنین هم طلب استقامت است

1)     حبط به این معناست که حیوان از علفهای نا مناسب زیاد بخورد تا شکم او باد کند و دستگاه گوارش او بیمار و ضایع شود . این حیوان بر اثر این حالت ظاهراً چاق به نظر می رسد ولی در باطن مریض و بیمار است.

2)     در سوره بفره 217 – انعام 88 – اعراف 147 – توبه 17 – 69 به مسأله حبط عمل پرداخته است.

3)     پیامبر (ص) فرمود: "کل امر ذی بالٍ لم یذکرفیه ببسم الله فهو أبتر"

4)     این کلام معصوم است که باید در خانواده رعایت شود.

5)     قرآن از واژه عشق بهره نمی برد چرا که بار معنایی منفی دارد و به جای آن "أشدّ حبّاً – شغفها حبّاً " آمده است. امام صادق(ع) می فرماید: عشق آن دلی است که از محبت خداوند تهی شده باشد.

امام علی (علیه السلام ):

قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد ، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد، شعله ای است که نور آن تاریک نشود، جدا کننده حق و باطلی است که درخشش برهانش خاموش نگردد.

نهج البلاغه-خطبه 198

گزیده ای از معارف الهی جزء یازدهم:

  • خداوند در قرآن کریم درباره انسان تعبیرات مختلفی دارد. در آیاتی از او به "بشر" و یا "بنی آدم" یاد می کند. اما عجیب است در آیاتی که از او تعبیر به "انسان" است صفات نکوهیده و مذمومی برای اوست . او موجودی فراموشکار، حق ناشناس، ضعیف، ستمگر، کفران کننده "کفور"،عجول، پرخاشگر، ظلوم، جهول، مغرور، طغیانگر، نومید و ناسپاس، غافل وفخرفروش، کم ظرفیت، دمدمی مزاج که هنگام نعمت بخیل و دربلا پرجزع است ودر آیات سوره یونس(آیات12-21-23) درباره او می فرماید: "اگر زیان و ناراحتی به او برسد در هرحال ما را با اخلاص می خواند، اما پس از برطرف کردن بلا وناراحتی گوئی مارا نخوانده، ستمگر می شود و مکر می کند! این سیمای انسان خودروئی است که تحت تربیت و پرورش رهبران الهی قرار نگرفته است.
  • لذا خداوند برای تربیت او پیامبران الهی و نیز آخرین پیامبر(ص) را فرستاده است. از جنس خودما، رنج های ما براو سخت است، اصرار بر هدایت ما دارد و نسبت به مؤمنان رئوف ومهرباناست. (128-129 توبه)
  • ونیزخداوند فضل و رحمتی هم چون قرآن را به ما هدیه می نماید که باید به داشتن آن شاد و خوشحال باشیم. (1) کتابی که موعظه و اندرز است، درمان آنچه درسینه هاست و هدایت و رحمت برمؤمنان است. (57- 58 یونس) مؤمنانی که توبه کننده، عبادت کننده، سپاس گزار نعم الهی و روزه دارند، و نماز را باخضوع به جا می آورند، آمربه معروف و ناهی از منکرند و نگهبان حدود الهی (112توبه) و اجرای قوانین او، قیام کننده به اقامه حق وعدل
  • در اجرای قوانین الهی ابتدا براساس تقوا اعمال خود را ارزش گذاری می کنند. می دانند باید نماز را در مسجدی که پایه اش بر این اساس است اقامه کنند (110 – 107 توبه) سپس در اعمال، آنان صدقه دهنده اند(2) «زکات» که سبب پاک سازی و پرورش آنهاست و همراهش دعای پیامبر (ص) که مایه آرامش آنهاست (3) و تعبیری لطیف که عظمت و شکوه این حکم را مجسم می کند. و علاوه بر تشویق مسلمانان به انجام این فریضه ، هشدار می دهد که در پرداخت نهایت احترام و ادب را به خرج دهند. زیرا گیرنده در حقیقت خداوند است. (4) (104 – 103 توبه) آنان صدقه مستحب هم می دهند « انفاق» و آن را مایه تقرّب « قرب مقامی» به خدا و رسول خدا می دانند (99 توبه) و براستی که چنین است مایه تقرّب به خداوند است و خداوند انفاق کوچک و بزرگ را ثبت و آن را به عنوان بهترین اعمال پاداش می دهد. (126 توبه) او پاداش کار نیک را نیک می دهد و زیاده برآن اعطا می نماید (26 یونس) و به هر صاحب فضیلت به اندازه فضیلت او می بخشد.(3 هود)

در نمایش قدرت جهت آمادگی برای حکم جهاد، کافران در مؤمنان شدت و خشونت «قدرت را احساس می کنند». (123توبه) آری اولیای الهی در حالی که دل هایی مملو از خشیت الهی دارند و محزونند (نه حزن مادی و ترس های دنیوی نسبت به حوادث گذشته و آینده که مایه انحطاط و تنزّل است. (5)) درعین حال قرآن می فرماید: "به دلیل عدم وابستگی به دنیا و متعلقات آن نه ترس دارند و نه غمگین می شوند". پس در زندگی دنیا وآخرت شاد و مسرورند (6) و می دانند وعده های الهی هم تخلّف ناپذیر است (64-62 یونس) چرا که خداوند به پیامبرش آرامش می دهد ؛"خداوند برای او کافی است."(129 توبه) و سخنان ناموزون مخالفان و مشرکان غافل و بی خبر حضرت را غمگین ننماید که تمام عزّت و قدرت از آن خداوند است. (65 یونس)

بر این مبناست که مؤمنان با مال و جانشان در برابر بهشت الهی با حضرتش معامله دارند . (111 توبه) و در تمامی لحظات اجرای حدود الهی خداوند و رسول او و مؤمنان را گواه و شاهد بر اعمال خود می بینند. (105 – 94 توبه) و اینکه بنابر روایات متفاوت تمام اعمال مردم آشکار و پنهان در آغاز ماه و یا هفته ای یکبار یا دوبار و یا روزی 2بار بر معصومین عرضه می شود و این عرضه اعمال اثر تربیتی فوق العاده در مراقبت از اعمال انسان دارد. و نیز اینکه هیچ امری حتی به اندازه ی ذرّه، کوچکتر یا بزرگتر از آن نیست مگر اینکه همه در لوح محفوظ و کتاب آشکار علم خداوند ثبت و ضبط است (64 یونس)

  • اما در مقابل مؤمنین ؛ دنیا داران ، راضی به حیات دنیوی شده اند و به آن تکیه کرده اند (7 یونس) در حالی که باید بدانند دنیا مانند آبی است که از آسمان نازل شده و بدینوسیله گیاهانی که مردم و چهارپایان از ان می خورند، می روید. در ظاهر زیباست و مردم در خیال بهره مندی دائمی از آن! که ناگاه عذاب الهی نازل می شود و آن را نابود می کند. گویی هرگز نبوده است . (24 یونس)
  • به راستی اگر خداوند در عذاب این دنیا داران بدکار شتاب می نمود، همانگونه که مردم در به دست آوردن خوبیها عجله دارند، عمرشان به زودی به پایان می رسید . (11یونس) مجرمان برای چه در عذاب عجله دارند؟ آیا توان دفع آن را دارند؟ (50 یونس) به فرعون بنگرند که در هنگام عذاب و غرق شدن "که توبه پذیرفتنی نیست" ابراز ایمان کرد (90 – 91 یونس) و خداوند بدن او را پس از مرگ عبرتی برای زمامداران مستکبر و همه ظالمان و مفسدان و نیز مستضعفین قرار داد . بدن بی جان او تردیدی در نابودی او و حکومتش باقی نگذاشت. (92 یونس)
  • اما اگر ایمان به موقع باشد، هم چون قوم یونس به عنوان تنها قوم از اقوام پیامبران (98 یونس) این خداوند است که توبه را می پذیرد (104 توبه) و بالاتر فرماید:"برما حق است نجات مؤمنان" (103 یونس) و بدانید برطرف کننده زیانها خداوند است و رساننده خیر هم اوست (107 یونس)
  • برای هر قوم و ملتی پایانی است. هنگامی که اجل آنها فرا رسد نه ساعتی تأخیر می کند و نه ساعتی پیشی می گیرند (49 یونس) و جالب است که احساسشان درمحشر آنچنان است که گویی جز ساعتی از روز در دنیا توقف نکرده اند (45 یونس) و با غفلت خویش از انجام عمل صالح همراه با ایمان ، خود را از بهشتی دور می سازند که در کنار قصرها و نهرها و باغها و .... گفتار ساکنان آن سلام است و آخرین سخنشان هم «أن الحمد لله ربّ العالمین». (10 – 7 یونس)

1)     توجه کنیم به معیار شادی در اسلام
2)     صدقه واجبه
3)     براین مبنا صلوات بر آل پیامبر (ص) هم مستقلاً جایز است
4)     هر چند در ظاهر گیرنده پیامبر (ص) یا امام و یا پیشوای مسلمین و افراد مستحق باشند.
5)     بلکه حزن از عدم انجام وظایف و مسئولیتها و موفقیتها ی فوت شده
6)     به فرمایش علی (علیه السلام) در ذیل آیه ، اینان دوستان خدا و پیروان ما هستند که بعد از ما می آیند . خوشا به حال ما و بیشر خوشا به حال آنان ، زیرا آنها مسئولیتهایی بر دوش دارند که شما «خطاب به اصحاب» ندارید و تن به مشکلاتی می دهند که شما نمی دهید.

امام علی (علیه السلام):

خدا را! خدا را! درباره قرآن مبادا دیگران درعمل کردن به دستوراتش از شما پیشی بگیرند.

نهج البلاغه-نامه47

گزیده ای از معارف الهی جزء دهم :

  • پرستش "عبادت" خاصّ ذات الوهیت است و لذا هر فعلی که از بنده صادر می شود می بایست به قصد تقرّب و رضای او باشد. او مالک و ربّ است، تکامل بخش و پرورش دهنده، هدایتگر، قانونگذار و فرمانده ی مطلق. درنتیجه هرکس تغییری درقوانین الهی ایجادکند، ادّعای ربوبیت نموده و درمقابل هر کس هم پذیرای این ربوبیّت باشد تغییر دهنده را پرستش و عبادت کرده هم چون... (31توبه)
  • تولّی و تبرّی اصل دین وایمان است نه فروع دین!(1) تولّی یعنی دوستی حضرت حق و دوستی هرکس و هرآنچه که ما را به خداوند که اصل هستی است نزدیک و نزدیکتر می سازد و تبری هم یعنی دشمنی با دشمنان خدا که مارا از او دور می سازند. ومعیار این دو مسئله مهم هم به طور کامل در قرآن مشخص شده است.

          در امر تولّی در این آیات بیان شده که خداوند میان دل های مؤمنین الفت ایجاد نموده ...(63 انفال) مردان و زنان با ایمان یار و یاور یکدیگرند،امر به معروف و نهی از منکر می کنند، نماز برپا می دارند و زکات می دهند و خدا و رسولش را اطاعت می کنند. (71توبه) البته مصارف صدقه واجبه که بخشی از این زکات است (2) شامل فقرا و مساکین ومصارف 8 گانه است . (60توبه) و نیز می دانند کسب رضای حق و رسول او بالاتر از رضای مردم است. (62توبه) و ارزش رضای الهی در بهشت هم از همه نعم بالاتر (72توبه) به مؤمنین امر می شود تنها خدا و رسول و مؤمنان را محرم اسرار خود سازند (16توبه) و به پیامبر (ص) هم توصیه شده است که خداوند و مؤمنان پیرو او برای حمایت از حضرت کافی اند(62-64انفال) و دلیل این امر هم جلوه های یاری الهی درطول رسالت حضرت است. در امر هجرت (40توبه)، درجنگ ها مثل جنگ بدر (41-44انفال) و جنگ حنین (25 انفال) و نیز نزول سکینه بر پیامبر (ص) و مؤمنین (26 انفال)

سنت همیشگی الهی این است که عامل تغییر نعم الهی خود انسان ها هستند (53انفال) اگر اتحاد و برادری جای خود را به نزاع و کشمکش و اختلاف داد (46انفال) سقوط و نکبت جامعه اسلامی آغاز می شود.

  • اما در موضوع تبری امر به دشمنی با کافران است (89 - 139- 144بقره،57-82 مائده) که یاور یکدیگرند (73 انفال) برائت از مشرکان است که ناپاکند.{نجس به هرچیزی گویند که طبع انسان از آن متنفر است} (1 - 28توبه) ونیز یهود و نصاری (51مائده) و منافقین که برعکس مؤمنان پشت در پشت هم دارند در امر به منکر و نهی از معروف ، انفاق نمی کنند وخدا را هم فراموش کرده اند (67توبه) البته این عدم انفاق کفار و منافقان تا ملاقات خداوند پابرجاست(75-76 توبه) و به دنبالش عذاب سوزان جهنم (34- 35 توبه) آنان انفاق کم مؤمنان را مورد تمسخر قرار می دهند (78توبه) در صورتیکه خود آنها اگر با کراهت یامیل انفاق هم بکنندمورد پذیرش واقع نمی شود (54 توبه) با این اوصاف زیادی مال بی برکت و فرزندان نا صالح آنان تعجب آور نیست (85- 55 توبه) چرا که مایه عذاب و رنج آنها در زندگی دنیاست و نیز به دلیل دلبستگی به آنان مرگشان قرین کفراست. و نیز در کلام قران است که منافقین نمازشان با کسالت و ریاست. (54 توبه – 142 بقره) و در جهاد هم سست عنصرند.(86 توبه)
  • اما در شیوه تبرّی نسبت به کافران و منافقان توصیه هایی به رسول خدا ارائه شده است:
  1. عدم حضور در کنار قبور منافقین ، عدم انجام نماز میّت برای آنها و نیز عدم استغفار(84 – 80 توبه)
  2. و گام بعدی امر به جهاد با کفار و منافقین است و سخت گیری بر آنان (73 توبه) ،آمادگی کامل جامعه اسلامی در جهت مقابله با کافران (60 انفال ) که این جهاد با مال و جان است (20 – 41 – 88 توبه) جهادگران به زیبایی و متنوّع تشویق و جزا داده می شوند (22- 20 توبه ، 88 توبه ) و امتحان و تمیز آنان از منافقین و سست عنصرها همین جهاد است. (16 توبه- 38 و 39 توبه) اما مؤمنین اهل جهادند (44 توبه) و آن را ترک نمی کنند. (88 توبه) هر چند خداوند مؤمنین ضعیف و بیمار و نیز آنها که وسیله ای برای انفاق در راه جهاد ندارند را معذور داشته است ، هرگاه برای خداو رسولش خیر خواهی نمایند. (92 – 91 توبه) توجّه شود که نزد مؤمن پدر و فرزند و برادران و همسران و طایفه و اموال و .... محبوبتر از خدا و رسول او و جهاد در راهش نیست. (24 توبه) گرمی هوا هم مانع جهاد نشود (81 توبه) به مجاهدان ؛ ثابت قدم بودن و یاد خدا و صبر هم توصیه شده (46 – 45 انفال) و نیز اگر فزونی جمعیت در مؤ منان است مغرور نشوند (25 توبه) و اگر کمی جمعیت ، در صورت استقامت خداوند آنان را بر تعداد دو برابری دشمنان پیروز می گرداند. ( 65 انفال)
  • مؤمنان می دانند سرنوشت ما تا جایی که با کار و کوشش و تلاش ما مربوط است به دست ماست « وان لیس للانسان الا ما سعی ؛ 39 نجم» و « کلّ نفس بما کسبت رهینة؛ 38 مدثر». ولی در بیرون دائره تلاش و کوشش ما، جایی که از حریم قدرت ما خارج و تنها دست تقدیر حکمران است ، مقدّرات ما مطابق نظام احسن و مصلحت بندگان می باشد و هر کس بر طبق شایستگیهایی که اکتساب کرده مقدراتی مناسب دارد.(51 توبه) پس در میدان جهاد هم هر چه پیش آید مایه افتخاراست و روشنی چشم و نیک است . شهادت باشد و حیات جاودان در جوار قرب الهی و یا پیروزی بر دشمن و در هم شکستن قدرت اهریمنی او (52 توبه) و به هر حال مسلم است که " کلمة الله هی العلیا" (40 توبه) و اینکه نور خدا وند کامل می شود و خاموش شدنی نیست (32 توبه – 8 صف) و دین خدا بر همه آیین ها غالب می شود (33 توبه) واین دین در سراسر روی زمین با قیام مهدی آل محمد ( عج ) همه گیر خواهد شد. (39 انفال)

1)     کلام امام باقر و امام صادق ( علیهما السلام)

2)     زکات شامل همه حقوق واجبه و مستحبه ای است که خداوند برای مؤمنین معین کرده از جمله خمس و صدقه واجبه که ما به ان زکات می گوییم و صدقات مستحب و ..... " ج 2 ویژگیهای دو مکتب اسلام ص 135 ، علامه عسگری"

پیامبر (صلوات الله علیه)فرمود:

برتری قرآن برسایر سخن ها مانند فضل خداست برخلقش، و نیز فرموده: قرآن جز خداوند برتر از هرچیزی است پس کسی که به قرآن احترام بگذارد برخدا احترام نهاده و هر که احترام نکند به احترام خدا استخفاف نموده است.

بحارالانوار- ج92 - ص19

گزیده ای از معارف الهی جزءنهم:

  • منظور از عالم اَلَست "عالم ذرّ" (آیه172 اعراف) و پیمان آن ]عالم استعدادها[پیمان فطرت و تکوین و آفرینش است ،به این ترتیب که به هنگام خروج آدم به صورت نطفه از صلب پدران به رحم مادران که درآن هنگام ذراتی بیش نیستند، خداوند استعداد و آمادگی برای حقیقت توحید به آنها داده است. هم در نهاد و فطرتشان این سرّ الهی به صورت یک حس درون ذاتی به ودیعه نهاده شده و هم درعقل و خردشان به صورت یک حقیقت خودآگاه، پیمان فطری خداشناسی راه را برهرگونه عذر تراشی بسته است و می فرماید: «فطرة الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله» (روم – 30) و پیامبر (ص) هم می فرماید: "کلّ مولودٍ یولد علی الفطرة حتی یکون أبواه یهودّانه و ینّصرانه و یمجّسانه" لذا سؤال و جواب آیه جنبه ی کنایی دارد به مانند سؤال و جواب خداوند با آسمان و زمین " فقال لها و للأرض ائتیا .... قالتا ..." ( فصلت – 11)
  • دعوت بندگان خدا به اسلام از جانب رسول خدا ، دعوت به سوی حیات و زندگی است . حیات معنوی ، مادی ، فرهنگی ، اقتصادی، سیاسی به معنای واقعی، اخلاقی و اجتماعی و بالاخره حیات و زندگی در تمام زمینه هاست. (24 انفال)
  • وظابف پیامبر(ص) که وظایف همه امت و همه رهبران و مبلّغان در دعوت به اسلام است : مدارا کردن و عذر مردم را پذیرفتن ، دعوت به نیکیها ، روی گردانی از جاهلان و در بروز وسوسه های شیطانی پناه بردن به خداوند و خود را به او سپردن و از لطفش مدد جستن ( 199 – 200 اعراف) یک برنامه جامع و وسیع و کلی در زمینه های اخلاقی و اجتماعی در شکل فشرده گویی چرا که اصول فضایل اخلاقی بر طبق اصول قوای انسانی که عقل و غضب و شهوت است در سه قسمت خلاصه می شود . فضایل عقلی که حکمت است در جمله « وأمر بالعرف»، فضایل نفسی در برابر طغیان و شهوت که عفّت است در «خذ العفو» و تسلط بر نفس در برابر قوه غضبیه که شجاعت است در «أعرض عن الجاهلین»
  • "ولله الأسماء الحسنی فادعوه بها" (180 اعراف) منظور خواندن پروردگار به صفات مختلف پروردگار که همگی نیک و حُسنی هستند نمی باشد بلکه ما باید متّصف به صفات الهی و متخلّق به اخلاق الله شویم با توجه به محتوا و مفاهیم آنها و ایمان به آنها کوشش کنیم در وجودمان پرتوی از آن مفاهیم بتابد و منعکس شود و اینکه امام صادق (ع) می فرماید : " نحن و الله الأسماء الحسنی " اشاره به آن است که پرتو نیرومندی از این صفات در وجود امامان منعکس شده و شناخت ایشان به شناخت ذات پاک الهی کمک می نماید.
  • مؤمنان حقیقی کسانی هستند که هر وقت نام خدا برده می شود " وجلت قلوبهم" . حالت خوف و ترسی که سرچشمه ی آن به خاطر درک مسئولیتها و احتمال عدم قیام به وظایف لازم در برابر خداوند می باشد و گاهی به خاطر درک عظمت مقام و توجه به وجود بی انتها و پر مهابت او " اولین صفت" . و اما دو صفت دیگر که جنبه روحانی و معنوی و باطنی دارد یکی تکامل ایمان به دنبال تلاوت آیات قرآن و دوم توکل بر خداوند . و اما دو صفت دیگر که جنبه ی عملی و خارجی دارد بر پایی نماز " ارتباط با خدا" و انفاق" ارتباط و پیوند با خلق خدا" (2 – 3- 4 انفال)
  • مؤمنان در تلاوت قرآن توصیه الهی را مبنی بر "استماع" و "انصات" به کار می برند. استماع گوش فرادادن باتوجه به همراه میل قلبی و به ذهن سپردن و انصات سکوت به جهت استماع . پس قدم اول بهره مندی از برکات قرآن ، گوش فرا دادن به همراه سکوت ظاهری و تمرکز بخشیدن به فکر جهت در یافت عمیق پیام قرآن است. ( 204 اعراف) (1)
  • ایمان توأم با آگاهی به فرموده مفسّر بزرگ طبرسی (ره) تأثیرش در عملکرد ساحران دربار فرعون متجلّی است؛ صبحگاهان کافر و ساحر و شامگاهان شهیدان نیکو کار راه خدا . و چنین تحوّل و استقامتی جز در پناه امدادهای الهی ممکن نیست و مسلماً آنها که در مسیر حق گام می گذارند چنین امدادهایی به سراغ آنها خواهد شتافت. (126 – 113 اعراف)
  • حصول تقوا چهار نتیجه دارد:1. قرار دادن وسیله ای برای جدایی حق از باطل (2)2. پوشاندن گناه 3. آمرزش گناهان و4. فضل و بخشش عظیم الهی. ( 29 انفال) تقوا و یادخداوند از بین برنده وسوسه های شیطانی است که هم چون طواف کننده ای پیرامون فکر و روح انسان پیوسته در گردشند تا راهی برای نفوذ بیابند (201 اعراف) و هم چنین تقوا عامل نزول برکات « نعم و موهبت پایدار» آسمانی و زمینی »معنوی ومادی» برای انسان است . ( 96 اعراف)
  • اما عدم تقوا ، شدت هوا پرستی و وابستگی به لذات جهان ماده ، عطش نا محدود و پایان ناپذیر می آفریند و بدین سان بلعم باعورا عالم و دانشمند مشهور بنی اسرائیل ، مبلّغ نیرومند حضرت موسی (ع) ، بنده مستجاب الدعوة در صف گمراهان و شقاوتمندان قرار گرفته ودر زبان قرآن تشبیه به سگی است که .... (175 اعراف)
  • نیکان جامعه وظیفه دارند که در برابر بدان سکوت نکنند. اگر سکوت اختیار کنند در سرنوشت آنها نزد خداوند سهیم و شریکند . و به فرمایش پیامبر (ص) در این هنگام خداوند گروه خاص بد و همه توده اجتماع را مجازات خواهد کرد.(25 انفال)
  • مهمترین وسیله آزمون ایمان و کفر و میزان ارزشهای انسانی اشخاص 2 موضوع است : یکی چگونگی به دست آوردن مال ، خرج و نگاهداری و میزان دلبستگی به آن ، دوم فرزندان میوه های قلب انسان و شکوفه های حیات او که به خاطر آنان انسان حقوق الهی را زیر پا نگذارد (28 انفال) و لذا تعلیم الهی در خواست فرزند صالح است . (190 اعراف)
  • مفهوم شدت نزدیکی خداوند به بندگان در قرآن (24 انفال – 16 ق) این است که او در همه جا حاضر و ناظر است و به همه موجودات احاطه دارد. پس ؛
  1. نه انسان می تواند چیزی را از خداوند مکتوم دارد.
  2. نه کاری بدون توفیق او انجام دهد.
  3. نه سزاوار است که به غیر خداوند رو آورد.
  • نماز و عبادت کافران سوت و کف بود (35 انفال) و انکار مسیر حق « نبوت و امامت» گاه تا حد طلب مرگ برای خود در صورت اثبات حق( 32 انفال) و مکرشان «تدبیر و چاره اندیشی و طرح نقشه» برای نابودی حق با وجود مکر الهی نابود شدنی است ( 30 انفال)
  • اما حضرت حق در حقیقت در برخورد با کافران نابود کننده آنان است « وما رمیت اذ رمیت و لکنّ الله رمی » (17 انفال). اما سنت الهی است که سر انجام صفوف انسانهای پاک و ناپاک، مخلص و ریاکار و ..... ازهم مشخص شده و حق جلوه خود را در این جهان و جهان دیگر نشان می دهد. (37 انفال) پس بدون آگاهی و ناگهانی رستاخیز واقع می شود . (187 اعراف) البته عدم آگاهی انسانها برای این است که آن را دور ندانند و همواره در انتظارش باشند. خود را برای نجات در آن آماده کنند . اثری مثبت و روشن در تربیت نفوس و توجه آنها به مسئولیت ها و پرهیز از گناه
  • و کلام آخر این که قوم پیامبر (ص) براساس کلام الهی عذابی همچون اقوام پیامبران سلف «جزای اعمال در دنیا» نخواهند داشت به دلیل وجود پر برکت پیامبر رحمة للعالمین (33انفال) و لذا حضرت علی (ع) می فرماید : در روی زمین دو وسیله امنیت از عذاب الهی بود یکی از آنها وجود پیامبر (ص) که برداشته شد. هم اکنون به دومی یعنی استغفار تمسک جویید سپس حضرت این آیه را تلاوت نمود.

1)     تدبر در قران « دکتر تقی پور فر» - اخلاق الهی « آیة الله مجتبی تهرانی»

2)     المؤمن ینظر بنور الله

امام باقر (علیهم السلام) :
پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) فرمود:به من پنج چیز داده شده که به پیامبری قبل از من داده نشده است؛ من به سفید و سیاه و سرخ مبعوث شدم، (نشانه جامعیت بعثت حضرت) و برای من زمین مسجد قرار داده شده است، و من به رعب وترسِ "کفّار از پیامبر" یاری شده ام، و برای من غنیمت حلال گشته و برای پیامبری قبل از من حلال نگشته، و به من جوامع الکلم داده شده است. از امام پرسیدند: که جوامع الکلم چیست؟ حضرت فرمود: قرآن

بحار الأنوار، ج 92 ، ص 14

گزیده ای از معارف الهی جزءهشتم:
  • دلیل خداوند در هدایت انسان ها رسا می باشد (حجّت بالغه - 149انعام) و بنا بر کلام امام موسی کاظم (ع) خداوند بر مردم دو حجّت دارد. آشکار و پنهان حجّت آشکار رسولان و انبیاء و امامانند و حجّت باطنه عقول وافکار می باشند.
  • رسالت و جانشینی آن، "امامت"، نیاز به ویژگی هایی دارد که در رأس آن تقوی و پرهیزکاری فوق العاده در مرحله عصمت است تا رسالت به ثمر برسد و برای بندگان رهبری مطاع و سرمشقی مورد اعتماد باشد. لذا انتخاب این افراد به دست خداوند است. خداوند می داند این مقام را در چه جایی قرار دهد؛ نه خلق خدا و نه از طریق انتخاب مردم و شوری (124 انعام)
  • وظیفه ما اطاعتی کامل از این فرستادگان الهی است که فرمود: «واتوا البیوت من ابوابها...286 بقره» اینان میزان سنجش اعمال انسان ها در قیامت هستند. یعنی پیامبران و اوصیای آنها "حق و عدل هستند " (8-9 اعراف)(1) لکن تکلیف ما بستگی به میزان دریافت هدایت الهی در لحظه های زندگی است که متفاوت است (286 بقره-42 اعراف)
  • درمسیرهدایت الهی ایمان همراه با عمل راه نجات است. (158 انعام) و آن هم عمل با اخلاص (162 انعام - 129 اعراف)
  • و سیمای انسان هدایت یافته و صاحب معرفت در تعبیر قرآن چنین است:"زنده شده و دارای نوری که با آن درمیان مردم راه می رود." (122 انعام) ونیز دارای شرح صدرالهی است. (125 انعام) که پیامبر (ص) درباره آن فرمود: نوری است که خداوند برقلب هرکس بخواهد می افکند و در پرتو آن روح او وسیع و گشاده می شود و نشانه اش توجّه به سرای جاویدان و دامن چیدن از زرق و برق دنیا و آماده شدن برای مرگ پیش از فرارسیدن آن است.
  • نیایش به درگاه الهی شایسته است با تضرّع و زاری باشد و آهسته که به اخلاص نزدیکتر است. (205اعراف) ونیز از روی ترس و امید (55-56 اعراف) و به طورمستمر نعم الهی را می بایست یادآوری کرد«فاذکروا آلاء الله» (69-74 اعراف) و همانند بهشتیان شکر نعمت او نمود. (43اعراف)
  • وامادر مقابل اطاعتی کامل،قیاس کردن در احکام و حقایق دینی است و اولین قیاس کننده شیطان بود. (12اعراف) در آفرینش از نظر مادی خود را با آدم مقایسه نمود و آتش را برتر از خاک معرفی کرد و ریشه این کار او کبر بود. نتیجه آن اخراج از درگاه الهی و طلب فرصت او از خداوند جهت گمراه ساختن بشر تا قیامت . حمله ای همه جانبه" (17اعراف) به فرمایش امام باقر (ع):از پیش رو، که آخرت و جهان پیش ِرو را سبک و ساده جلوه دهد. از پشت سر، که به گردآوری و تجمع ثروت و بُخل از پرداخت حقوق واجب دعوت کند. از طرف راست ،که امور معنوی را به وسیله شبهات و ایجاد شک و تردید ضایع سازد. و از طرف چپ، که لذّات مادی و شهوات را در نظر بندگان جلوه دهد.
  • درمقابله با شیطان باید گناهان را در ظاهر "اعضای بدن" وباطن "باقلب و نیّت و تصمیم "ترک نمودو به عبارت دیگر از گناهان در آشکار و پنهان "دور از دید انسانها" باید دوری نمود . (120انعام) وظیفه ی دیگر عدم کشتن فرزند به خاطر فقراست. (151 انعام)اینکه بدانیم برتری بعضی بربعضی دیگر "توانگران بوسیله فقیران" امتحان الهی است. (53-165انعام) و نیز عدم اسراف که خداوند مسرفان را دوست ندارد (141 انعام- 31 اعراف) درعین حال زینت های الهی و روزیهای پاکیزه حق مؤمنین است و نباید برخود حرام نماییم. (31-32اعراف) خاصّه استفاده از زینت ها به هنگام رفتن به مسجد! هرچند لباس تقوی بهتر است. (26 اعراف) ودرسخن گفتن هم رعایت عدالت توصیه شده است. (152انعام)
  • و بدین سان تهذیب نفس درپدر ومادر ،مؤثّر در تربیت نسل است. تربیت غلط ، نسل بد وتربیت درست نسل خوب خواهد ساخت . « 58 اعراف - البلد الطیب...» هرچند استثناء هم وجود داردکه «یخرج الحی...» زنده را از مرده خارج می سازد و مرده را از زنده بیرون می آورد. (95 انعام)
  • در بهشتی که خالی از کینه و حسد است (42 اعراف) و ورود تکذیب کنندگان آیات الهی و متکبّران نسبت به آن محال، همچون رد شدن شتر از سوراخ سوزن می باشد، (40 اعراف) سخن اصحاب بهشت به اصحاب جهنم این است که همه وعده های الهی را حق یافتیم (44اعراف) و یکی از این وعده ها پاداش و جزای اعمال است (160 انعام) کار نیکو را پاداش ده برابر است و فاعل کار زشت جز به قدر آن کار مجازات نخواهد شد . وجالب است تقاضای پیروان گمراه از حضرت حق در عذاب دو برابری برای پیشوایانشان!!!( 38-39اعراف)
رسول خدا (ص):
کسی که به او قرآن عطا شده، پس دیگری را ببیند که به او چیزی بهتر از آنچه به او داده شده عطا گردیده در حقیقت کوچک شمرده بزرگی را و بزرگ دانسته کوچکی را.

بحارالانوار – ج92-ص 13

گزیده ای از معارف الهی جزء هفتم:
  • "وماقَدَروا اللهَ حقّ قدره" (1) (انعام 91) ودر اهمیت شناخت و معرفت حضرت حقّ، رسول گرامی اسلام (ص) می فرماید: «ای مردم!خداوندی که عزیز و بزرگ است خلق را نیافرید مگر اینکه او را بشناسند؛ پس اگر اورا شناختند عبادتش نموده از عبادت غیر خدا بی نیاز می شوند.» ودر ادامه می فرمایند: «مراد از معرفة الله ، شناخت مردم هر زمان نسبت به امام آن زمان است که اطاعتش بر آنها واجب است.»
  • ومیوه درخت معرفت محبّت است لذا ابراهیم (ع) می فرماید:«قال لاأُحبّ الآفلین ونیز آنها را شایسته عبودیت و ربوبیت نمی دانم.» (انعام 76)
  • و از طرفی دریافت معرفت الهی مساوی است با دریافت ارسال رسل و إنزال کتب که اقتضای حکمت و رحمت عام و خاص او در هدف از خلقت انسان است "تکامل" واز خلقت انسان تعبیر به انشاء نمود.(98 انعام) به معنی ایجاد و ابداع آمیخته با تربیت و پرورش. و اینکه این همه چهره های گوناگون،ذوق و افکار متفاوت و تنوّع وسیع در تمام جنبه های وجود آفریده شده از یک فرد؛ نهایت عظمت خالق است.
  • اما در تربیت و هدایت الهی اجباری نیست، چرا که سودی ندارد.(35 و 149 انعام) وظیفه پیامبر تنها ابلاغ رسالت است .(66انعام) تنها گوش شنوا پذیرای حق است و مردگانی که روح انسانی خود را از دست داده اند مؤمن نمی شوند. (36 انعام) و بحث از "شاء" و "یشاء" سنت های الهی در هدایت و گمراهی است. منظور اینکه در ارائه هدایت اولیه الهی همه یکسانند. پذیرش آن مساوی هدایت ثانویه وتوفیق است و عدم پذیرش همان ضلالت است. (39 انعام)
  • خداوند هرچند شدیدالعقاب است ولی می توان مجازاتش را با تمام شدتش با آب توبه شست و مشمول رحمت و مغفرت او گردید که غفور و رحیم است (98 مائده) و اصولاً او انسانها را از هر مشکل و ناراحتی نجات می بخشد (64 انعام) اما باید مراقب نعمت های استدراجی خداوند بود که اعطای آنها در برابر گناهان ، مقدمه ی مجازات است. (43 انعام)
  • لذا در ملاک تولّی و تبرّی خطاب به پیامبر (ص) می فرماید:کسانی را که آئین فطری خود را به بازی و سرگرمی و استهزاء گرفته اند و زندگی دنیا آنها را مغرور ساخته، رها کن و به آنها یادآوری نما تا گرفتار اعمال خود نشوند.(70 انعام) و اما آنها را که صبح و شام خدا را می خوانند و جز ذات پاک او نظری ندارند از خود دورمکن. (52 انعام)
  • و نیز به پیامبر(ص) می فرماید: در اقتدا به سنت همیشگی پیامبران بفرماید: من اجر و پاداشی در برابر رسالت خویش از شما تقاضا نمی کنم (90 انعام) اما کلام پیامبر ما زیباتر و کاملتر است که اجری نمی خواهم جز دوست داشتن نزدیکانم ]یعنی اهل بیتم[ (23 شوری) البته نتیجه این دوست داشتن "فهو لکم" (سبا 48)است و این راهی است برای شما بسوی پروردگارتان (57 فرقان)
  • در اطاعت از چنین پیامبری سنت های غلط گذشتگان را کنار باید گذاشت (104 مائده) در طعام نباید به حرام نزدیک شد (3 مائده-173 بقره) حلال و طیب باید مصرف نمود (172-168 بقره) و نباید آنها را به بهانه زهد و... بر خود حرام نمود (87 مائده) سؤال های ما باید هدفمند و برای کشف مجهولات باشد (102 مائده) همچون حواریون حضرت عیسی (ع) که پاسخ الهی (عید) باشد نه سبب ناراحتی.(184 مائده)
  • حیات دنیا لهو و لعب است (32 انعام) و برای برخی بر هر چیز مقدم است .در چنین موقعیتی (تقدم دنیا بر همه چیز) هرکس باید مراقب نفس خود باشد تا گمراهی دیگران به او زیان نرساند. (105 مائده) هر چند اکثریت در مسیر ناپاکیها باشند.(100 مائده)
  • منطق قرآن ترک دشنام به گمراهان و منحرفان است (108 انعام) به فرمایش حضرت علی (ع) برشمردن اعمال آنها و متذکر شدن حالاتشان به حق و راستی نزدیکتر است و برای اتمام حجت بهتر . و به فرمایش امام رضا (ع) : " مخالفان ما اخبار و روایاتی را در فضائل ما جعل و آنها را سه دسته کرده اند .... دسته سوم تصریح به عیوب و بدیهای دشمنان ما می باشد . پس آنگاه که مخالفان ، بدی های دشمنان ما را به اسمشان بشنوند، ما را به نامهایمان دشنام و ناسزا می گویند. در حالیکه خداوند می فرماید:« و لا تسبّوا الذین ...» (2)
  • علم دقیق و کامل حضرت حق در عالم هستی خاصّه نسبت به همه ابعاد وجود انسان اثر تربیتی در مراقبت از اعمال دارد.( 59 انعام) پس مؤمن محافظت بر اعمال خود خصوصاً نمازش دارد. (93 انعام) چرا که قیامت ناگهانی فرا می رسد. (31 – 32 انعام)

1)     67 سوره زمر – 74 سوره حج
2)     تفسیر نمونه ذیل آیه – عیون اخبار الرضا ج 1، ص 304، حدیث 43
رسول خدا (صلوات الله علیه):
به درستی که من دو چیز گرانبها و سنگین در میان شما می گذارم و می روم : یکی از آنها بزرگتر از دیگری است. کتاب خدای تبارک و تعالی؛ ریسمان کشیده شده از آسمان به زمین ، و عترت و اهلبیت من، پس بنگرید که بعد از من چگو نه در باره آنها رفتار می نمایید.

بحار الانوار ج 92 ص 13

گزیده ای از معارف اسلامی جزء ششم:
  • توصیه قرآن به مؤمنان این است که شما باید یکدیگر را در نیکوکاری و تقوا کمک کنید نه بر گناه و ستمکاری! (2 مائده)
  • و اما یکی از بارزترین مصادیق نیکو کاری و تقوا یاد آوری نعم الهی است (7 مائده ) و بالاترین نعمت هم نعمت هدایت است . و در سوره مائده، معرفت نسبت به امر ابلاغ و اکمال دین است. یعنی مسئله امامت که کامل کننده ی نعمت نبوت و دین است (67 مائده) و بیان رضایت الهی نسبت به آن(3مائده) و این امر مهم بر خلاف نظر برخی، - حتی از علمای شیعی که معتقد به جابجایی آیه هستند - هر چند در لابلای احکام مربوط به غذا های حلال و حرام واقع شده، اما از لفافه های بیانی قرآن است؛ برای محافظت از تحریف و حذف و تغییر! یعنی کلام الهی درست در جای خود واقع شده ، چنانکه از نشانه های آخرین پیامبر برای اهل کتاب دو امر بود :
- پایان دادن به خوردنیهای حرام
- معرفی وصیّ پس ازخود و این دو در کنار هم در این آیات آمده است . پس آیه اکمال دین جابجا نشده است.
  • "وسیله" یعنی هر کار و هر چیزی که باعث تقرّب به پیشگاه خداوند می شود و مصداق واقعی "وسیله" در آیه (35 مائده) طبق سخن اهل بیت (ع) توسّل به ایشان یعنی پیروی و گام نهادن در مسیر آنان است که موجب قرب الهی است . در توسّل به طور مستقل تقاضایی از پیامبر و اهل بیت (ع) نداریم بلکه با اعمال صالح یا پیروی از ایشان یا شفاعت آنان یا سوگند دادن خداوند به مقام و مکتب آنان از خداوند مطلبی را مسئلت می کنیم که نه بوی شرک می دهد و نه بر خلاف آیات دیگر قرآن است و مؤیّد این مطلب آیه 97 سوره یوسف و تقاضای برادران یوسف (ع) از پدر برای بیان استغفار آنان است .
  • تولّی و تبرّی که حقیقتِ دین و ایمان است در پذیرش ولایت پیامبر و اهل بیت (ع) متجلّی است ( 56 – 55 مائده) و از نشانه های حزب الله است که مفلح و غالب هستند ( 22 مجادله) و جهت معرفی بیشتر هم می فرماید: کسانی هستند که خداوند آنان را دوست دارد و آنان نیز خدا را! در برابر مؤمنان متواضع و در برابر کافران سرسخت و نیرو مندند، در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند(54 مائده)وپیامبر (ص) در سؤال از این آیه دست خود را بر شانه سلمان زد و فرمود: این و یاران او و هموطنان او هستند.
  • اما باید توجه داشت که یکی از مهم ترین سرچشمه های انحراف در ادیان آسمانی مسئله غلوّ است . چنانکه در مورد اهل کتاب در برابر حضرت عیسی (ع) بیان شده (72- 73- 77 مائده و 171 آل عمران) و با دلایل محکم و متقن هم رد شده است (75 – 17 مائده) این امر یعنی بزرگ نشان دادن پیشوایان دین بیش از آنچه که آنها هستند ریشه در حبّ نفس انسان غالی دارد و گاهی هم این تصور که غلوّ نشانه ایمان به پیشوایان و عشق و علاقه به آنهاست سبب گام نهادن در این ورطه هولناک می شود.و امامان ما همواره از دو گروه بیزاری جسته اند:
  1. کسانی که در مورد ایشان زیاده روی کرده وآنان را در جایگاه خاص خداوند قرار داده اند.
  2. کسانی که در حق ایشان کوتاهی کرده و مقام علمی و معنوی الهی آنان را مورد انکار قرار داده اند.
امام رضا (ع) می فرماید: «کسی که برای پیامبران مرتبه ای از مراتب ربوبیت و پروردگاری قائل باشد یا برای امامان اعتقاد به مرتبه ای از ربوبیت یا نبوت داشته باشد، یا کسی را که امام نیست امام بداند، ما از او در دنیا و آخرت بیزار هستیم.»(1)
  • در مقابل نیکوکاری و تقوی ، عدم همکاری در گناه و تعدّی به مؤمنین توصیه شده که بالاترین مصداقش قتل نفس انسانهاست. اینکه هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، گویی همه انسانها را کشته است (32 مائده) و پایه گذار این سنّت شوم قابیل بود و سرچشمه نخستین اختلافات و قتل و تعدّی و تجاوز هم در جهان انسانیّت مسأله حسد است. او نسبت به جایگاه برادرش هابیل حسادت ورزید(31 – 28 مائده)
  • گناه دیگری که در این آیات مطرح شده دزدی است و جالب است بدانید که می فرماید: " السارق و السارقة"(38 مائده) اما در مورد زنا می فرماید: " الزانیة و الزانی..." شاید بخاطر آنکه در دزدی مردان بیشتر عامل اصلی هستند و در زنا عامل و محرّک مهمتر زنان بی بند و بارند.
  • و نیز در باره گناه غیبت جوازی صادر می شود(148 نساء) برای مظلوم در دفاع از خویشتن در برابر ظلم ظالم تا حکم اخلاقی عدم غیبت مورد سوء استفاده ظالمان و ستمگران واقع نشود و یا بهانه ای برای تن دادن به ستم در مظلومان نباشد.

1) بحار الانوار ج 25 ، ص 135
امام علی (علیه السلام):
درقرآن است علم به آنچه می آید و خبر از گذشته و چگونگی احوال پیشینیان و دوای درد شما و نظم مابین شما.

نهج البلاغه-خطبه 158

گزیده ای از معارف اسلامی جزء پنجم:
  • برای به وجود آمدن یک جامعه کامل انسانی تفاوتهای روحی وجسمی و به تبع آن تفاوتهای حقوقی انسانها در آن قسمتها یی که طبیعی است ( همچون بافتها ، عضلات و سلولهای گوناگونِ بدنِ انسان) لازمه آفرینش و جهت حفظ نظام زندگی است ، مقتضای حکمت پروردگار و قرین عدالت او است ، یعنی قرار دادن هر چیز در محل مناسب ( 32 نساء)
  • مرد را "قِوام" یعنی پاسدار دمِ درِ خیمه گویند. نقش مرد حفاظتی و پاسداری است که صلابت و پایداری می خواهد تا در درگیری با تعارضات تاب بیاورد. دادن حق سرپرستی و قیمومیت به مرد ناشی از وجود عقل معیشتی است نه عقل عبادی ]که در زن ومرد یکسان است[ و ناشی از نیاز به وحدت مدیریت در امور منزل است . نفس اعطای چنین اختیاری وظیفه است نه موجب فضیلت و برتری شأن وکمال شخصیت انسانی و یا سبب امتیاز آنها در جهان دیگر ، که صرفاً بستگی به تقوا و پرهیزگاری دارد.(1)
  • زنان در برابر وظایفی که در خانواده بر عهده دارند دو دسته اند :
دسته اول : صالحان و درستکاران که در برابر نظام خانواده و حقوقی که خداوند برای آنها قائل شده خاضع و متعهدند. لذا مردان موظف به نهایت احترام و حق شناسی نسبت به آنها هستند.
دسته دوم که سرپیچی از وظایف الهی دارند و نشانه های ناسازگاری "نشوز" در آنها دیده می شود و مردان در این مواقع باید ابتدا موعظه داشته باشند. و سپس اقدام به ترک بستر نموده و در انتها تنبیه مطابق احکام فقهی (2)( آیه 34 نساء) واما این نشوز اگر در مردان پدید آمد ، (128 نساء) مانعی ندارد زنان برای حفظ حریم زوجیت از پاره ای از حقوق خود صرف نظر نموده و صلح کنند و بدانند سرچشمه بسیاری از اختلافات حرص و بخل است و اگر هم شکاف و جدایی است بحث حکم و داوری از دو خانواده است که با تصمیم بر اصلاح خداوند یاور آنها در توافق است . ( 35 نساء)
  • اینکه حسنات و سیئات از ناحیه خداوند است اشاره به فاعلیت خداوند نسبت به همه چیزاست. و وقتی می فرماید سیئات از شماست اشاره به فاعلیت انسان و اراده و اختیار اوست . در واقع مجموع دو آیه اثبات مسئله " أمرٌ بین الأمرین" است (78- 79 نساء)
  • هر کس به نحوی موجبات تشویق به کار خیر را در دیگران فراهم کند در آن عمل سهیم و شریک است و هر کس دیگری را دعوت به کار بد یا راهنمایی و تشویق نماید او نیز شریک است . (85 نساء) و اگر مسلمانی به انسان ابراز خیر و محبّتی نمود باید پاسخی بهتر به او داد. (86 نساء) و در کل باید در ادای حقوق اسلامی ، حق خداوند ، حقوق بندگان و آداب معاشرت با آنان و احسان و نیکی نمودن به پدر و مادر ، خویشاوندان ، ایتام ، مستمندان ، همسایگان نزدیک و دور دقیق بود. (36 نساء)
  • یکی از صفات نکوهیده خود ستایی و خویشتن را پاک نشان دادن و فضیلت ساختن برای خود است.(49 نساء)
  • اگر در مجلسی افرادی آیات و احکام الهی را انکار و استهزاء می نمایند ، با آنها ننشینید تا به سخن دیگری بپردازند زیرا در این صورت شما هم مثل آنها خواهید بود . ( 140 نساء)
  • هر گونه نجوا و سخن در گوشی و ... مذموم و ممنوع است مگر بدین وسیله قصد کمک به دیگران یا کار نیک یا اصلاح در میان مردم باشد. (114 نساء)
  • کسی که کار بد کرده و به خود ستم کند، سپس طلب آمرزش نماید پذیرفته است (110 نساء) حتی با ترک گناهان کبیره، گناهان کوچکتر بخشیده خواهند شد (31 نساء) اما خداوندی که همه گناهان غیر از شرک را می آمرزد ( 48 نساء) اگر انسانی ایمان آورد سپس کافر شده، بار دیگر مؤمن و سپس کافر شود و بر کفرش بیافزاید هرگز نخواهد بخشید. (137 نساء)
  • درست است که شیطان وعده های دروغین می دهد و با آرزوها انسان را سرگرم می کند (119 نساء) اما نقشه و کید شیطان ضعیف است.(76 نساء)
  • انسان در هر کجا باشد گر چه در کاخهای محکم ، به هر حال مرگ او را در می یابد. (78 نساء)
  • "هر گاه پوستهای تن کافران در قیامت در آتش بریان شود ، پوستهای دیگری به جای آن قرار می دهیم تا کیفر را بچشند" این کلام الهی نشانگر معاد جسمانی است. (56 نساء)
  • دستور به تدبر در قرآن نشانگر قابل درک و فهم بودن آن برای همه بندگان است و عدم تضاد و اختلاف در آن نیز نشانگر حقانیّت و یکی از دلایل اعجاز آن می باشد . (82 نساء)

1)     تفسیر نمونه ، جلد اول ذیل آیه – زن در آینه جمال و جلال " آیة الله جوادی آملی"- مدیریت در اسلام " ولی الله تقی پور فر"
2)     توضیح بیشتر در تفسیر نمونه ، جلد دوم ذیل آیه آمده است.
3)     به بیان امام علی (علیه السلام) در این زمینه در خطبه متقین مراجعه شود.
امام صادق (ع):
به خدا سوگند من کتاب خدا را از اول آن تا آخر آن می دانم. گویا در کف دست من است. در آن است خبر آسمان و خبر زمین و خبرآنچه هست. خداوندفرموده:«نزّلنا علیک القرآن تبیاناً لکل شیءٍ.درآن است بیان هر چیزی.

بحارالانوار- جلد92-صفحه89

گزیده ای از معرف الهی جزء چهارم:

  • بیان نکات معرفتی در باب موضوع انفاق هم چنان ادامه دارد. امر به انفاق از آنچه بیشتر دوست میداریم ، شده است . (92 آل عمران) و اما کسانی که در این امر بخل می ورزند بدانند برای آنان شر است و این مال را در روز قیامت بصورت طوقی به گردنشان می افکنند.(180 آل عمران) و کفار هم بدانند انفاق آنان مورد پذیرش نیست.(117 آل عمران)
  • این آموزه های زیبا به برکت وجود پیامبر (ص) به ما ارسال شده، پس وجودش منتی است بر مؤمنان (164 آل عمران) و اخلاق و سلوک حضرتش هم رحمتی دیگر (159 آل عمران) «مهربان بودن و عدم خشونت در رفتار»
  • لذا قرآن اوصاف متقین را با داشتن چنین الگویی چنین معرفی می کند: انفاق به فقرا در وسعت وتنگدستی ، فرونشاندن خشم و غضب، گذشت از بدی مردم،یادآوری خداوند و توبه از گناهان به درگاه حضرتش و کارهای ناشایسته و یا ظلم به نفس خویش،عدم اصرار بر انجام کار زشت (136-133 آل عمران) با این اوصاف، بدین گونه است که دراین آیات امربه حصول تقوی است «اتقواالله حقَّ تُقاتِهِ» (102 آل عمران) ولی چگونه؟ می فرمایند(1): این جمله در تقدیر است «إن لم تقدروا»، فاتقواالله ما استطعتم (16 تغابن) واگر تقوی همراه صبر شود امداد غیبی الهی و نصرت او حاصل می شود به گونه ای که غلبه برمؤمنین امکان ندارد (160-125 آل عمران) پس می فرماید:اصبروا وصابروا ... (200آل عمران) و شیطان شما را نترساند و مؤمن تنها ترس از خدا دارد.(175 آل عمران)
  • وبدانید هرنفسی شربت مرگ را می چشد. (185 بقره)حتی وجودمقدس نبی اکرم...(144آل عمران)
  • پس باید درهدف گیری نه تنها پاداش دنیوی بلکه پاداش اخروی از اعمال را طلب کنیم هم چون شاکرین (145 آل عمران) کارنیک انجام نشده مورد ستایش نیست و اعمال زشت هم خوشحالی ندارد (188 آل عمران) بدانیم پذیرش توبه تنها برای کسانی است که از روی جهالت فعل بد را انجام داده و زود توبه می کنند. (17نساء) اماکسانی که توبه را درلحظه مرگ قرارداده و یا درحال کفر از دنیا میروند، توبه شان مورد پذیرش الهی نیست.(18نساء)
  • و براین مبنا مسئله امربه معروف ونهی از منکر درکلام الهی وظیفه است و دو مرحله دارد:         1 . مرحله فردی که وظیفه عموم مردم است و شعاع آن محدود به توانایی فرد است «کنتم خیر أمةٍ...» (آل عمران)
2 . مرحله دسته جمعی که همه امت موظفند در پایان دادن به نابسامانیهای اجتماعی تشریک مساعی کنند و این، شکلِ واجب کفائی به خود می گیرد. شعاع قدرت آن وسیع و از شئونات حکومت اسلامی است. «ولتکن منکم أمة»(104-آل عمران)
   امام باقر (ع) می فرماید:امر به معروف و نهی از منکر دو فریضه بزرگ الهی است که بقیه فرائض با آنها برپا می شود و به وسیله این دو، راهها امن می گردد و کسب وکارمردم حلال،حقوق افراد تأمین، زمین ها آبادو... (2)
  • اما نکات معرفتی درباب جایگاه وحقوق زنان:
مهریه زنان "صداق" نام دارد و نشانگر صداقت مرد در بیان دعوت از زن برای ازدواج و نیز "نحله" نام دارد و عطیه و بخشش و پیشکشی است دال براین صداقت (4نساء) و درشیوه رفتار با زنان خطاب به مردان می فرماید: «عاشروهن بالمعروف» رفتاری شایسته داشته باشید(18نساء) و بدانید در نزد حضرت حق در اعطای پاداش اعمال زن و مرد یکسانند (195 آل عمران)،(124 نساء) وامادر مبحث تعدّد زوجات هم که در (آیه3نساء) مطرح شده شرط رعایت عدالت مطرح است و درغیر این صورت قناعت ورزیدن نسبت به یک همسر است و اما این اجرای عدالت هم در محبت های قلبی که خارج از قدرت انسان است ، نمی باشد. چون این نوع عدالت را قرآن محال می داند بلکه منظور عدالت در جنبه های عملی و خارجی است. (129 نساء)
  • امام صادق(ع) می فرماید:هرکس را کار مهمی پیش آید پنج بار بگوید: "ربّنا" خداوند او را از آنچه می ترسد رهائی می بخشد و به آنچه امید دارد نائل می گرداند .عرض شد:چگونه پنج بار "ربنا" بگوید؟ حضرت فرمودند: آیات آخر سوره آل عمران را که مشتمل بر پنج ربّنا است بخواند و بدنبال آن اجابت پروردگار است که «فاستجاب لهم ربّهم» (195-191- آل عمران)
 

1)از سخنان آیة الله حاج آقا مجتبی تهرانی در موضوع تقوی
2) برای مطالعه بیشتر به تفسیر نمونه جلد سوم ذیل این آیات مرجعه شود.

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 71

پیامبر اکرم (ص)

أحسَنُ النّاسِ أیمانا أحسَنُهُم خُلُقا وألطَفُهُم بِأَهلِهِ، وأنا ألطَفُکُم بِأَهلی.

نیک ایمان ترینِ مردمان ، کسى است که خوش اخلاق ترینِ آنها باشد و با خانواده اش مهربان تر باشد ، و من ، مهربان ترین شما با خانواده ام هستم .

عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج ٢

بایگانی