مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

تلاوت صفحه 67 :

قطره ای از دریای بیکران کلام الهی:
آیه شماره 112  از سوره مبارکه المائدة
إِذْ قَالَ الْحَوَارِیُّونَ یَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَن یُنَزِّلَ عَلَیْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاءِ قَالَ اتَّقُواْ اللّهَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ
[یاد کن]و هنگامى را که حواریون گفتند اى عیسى پسر مریم آیا پروردگارت می ‏تواند از آسمان خوانى براى ما فرود آورد [عیسى] گفت اگر ایمان دارید از خدا پروا دارید
تفسیر: اى پیامبر! از مردم خیلى توقّع نداشته باش! حواریّون عیسى هم با آنکه به آنان الهام مى‏ شد و اقرار به ایمان و اسلام داشتند، باز معجزهاى دلخواهشان را مى‏ خواستند. «اذ قال الحواریّون...»
تردید در قدرت خداوند «هل یستطیع ربّک» با دیدن آن همه معجزه از حضرت عیسى در گهواره و زنده کردن مرده و درخواست معجزه‏ ى مجدّد، در شأن حواریّون نبود. «اتّقوا اللّه»
اگر سوء نیّت هم نداشته باشیم، باید در خطاب‏ها و گفتگوها حریم افراد را حفظ کنیم. «اتّقوا اللّه»
مؤمن، نباید خدا را آزمایش کند. «هل یستطیع ربّک... اتّقوا اللَّه ان کنتم مؤمنین»
تقوا، نشانه‏ ى ایمان است. «اتّقوا اللّه ان کنتم مؤمنین»

امر‌وز دهه‌ی عدالت و پیشرفت از نیمه گذشته است. یک دهه را ما به‌عنوان دهه‌ی عدالت و پیشرفت معیّن کردیم و معرّفی کردیم که از نیمه گذشته؛ بیست‌سالِ چشم‌انداز به نیمه رسید، بیست سالی که برای چشم‌انداز معیّن کردیم و سیاست‌گذاری کردیم، ده سال آن گذشته است؛ ده سال [دیگر] در مقابل روی ما است، اینها مسائل مهمّی است؛ حسّاسیّت مسائل اقتصادی با توجّه به این واقعیّتها بیشتر می شود.
دشمنان ما صریحاً می گویند که هدفشان از فشارهای اقتصادی یک هدف سیاسی است. هدف آنها این است که مردم ایران را در مقابل نظام اسلامی قرار بدهند؛ توجّه بفرمایید؛ البتّه بله، «مرگ بر آمریکا»، چون آمریکا آن عامل اصلی این فشارها است و خودشان هم اصرار دارند بر اینکه متمرکز بشوند روی اقتصاد ملّت عزیزما. هدفشان چیست؟ هدف این است که مردم را در مقابل دستگاه قرار بدهند؛ این را صریحاً می گویند که می خواهیم فشار اقتصادی بیاوریم تا وضعیّت مردم سخت بشود و مردم وادار به اعتراض بشوند در مقابل دولت و در مقابل نظام اسلامی. این را صریحاً می گویند البتّه به دروغ گاهی ادّعا می کنند که طرف‌دار ملّت ایرانند که این دروغها را نمی شود باور کرد و نباید از دشمن باور کرد، لکن هدفشان همان هدف سیاسی است. می خواهند این امنیّتی که امروز در کشور ما هست را – که این امنیّت، در منطقه‌ی غرب آسیا که ما در آن قرار داریم، بی‌نظیر است؛ بحمدالله امروز نه در شرق ما، نه در غرب ما، نه در شمال ما، نه در جنوب ما، در هیچ کشوری امنیتّی مانند امنیّتی که امروز بر کشور ما و ملّت ما حاکم است، وجود ندارد – به‌دست مردم از بین ببرند و مردم را وادار کنند به برهم زدن امنیّت؛ و حرکات اعتراضی را در کشور شروع کنند؛ دارند تحریک می کنند، برنامه‌‌ریزی می کنند. این کاری است که باجدّیّت و با شدّت به‌دنبال آن هستند؛ خب این یک شرایط مهم و یک چالش بزرگ است. وقتی یک چنین چالشی در کشور وجود دارد، همه‌ی نیروها باید در کنار هم قرار بگیرد، با هم کار کنند و مسئله‌ی اقتصاد را جدّی بگیرند.
امروز عرصه‌ی اقتصاد، به‌خاطر سیاستهای خصمانه‌ی آمریکا، یک عرصه‌ی کارزار است، یک عرصه‌ی جنگ است، جنگی از نوع خاص. در این عرصه‌ی کارزار، هر کسی بتواند به نفع کشور تلاش کند، جهاد کرده است. امروز هر کسی بتواند به اقتصاد کشور کمک بکند، یک حرکت جهادی انجام داده است. این جهاد است؛ البتّه جهادی است که ابزار خودش را دارد، شیوه‌های مخصوص خود را دارد، باید این جهاد را همه با تدبیر مخصوص خود و سلاح مخصوص خود انجام بدهند.
در نگاه کلان به اقتصاد کشورمان دو جور نگاه وجود دارد. من خواهش می کنم بخصوص صاحب‌نظران و همچنین جوانان و عامّه‌ی مردم عزیزمان به این نکته توجّه کنند که دو جور نگاه به رونق اقتصادی و پیشرفت اقتصاد وجود دارد؛ یک نگاه می گوید که ما پیشرفت اقتصاد را باید از ظرفیّتهای درون کشور و درون مردم تأمین بکنیم. ظرفیّتهای بسیار زیادی در کشور وجود دارد که از این ظرفیّتها یا استفاده نشده است یا درست استفاده نشده است؛ از این ظرفیّتها استفاده کنیم؛ [یعنی] اقتصاد درون‌زا؛ اقتصادی که مایه‌ی خود و مادّه‌ی خود را از درون کشور و از امکانات کشور و از توانایی‌های مردم خودمان به دست می‌آورد. این یک نگاه است که می گویند برای رونق اقتصادی نگاه کنیم به امکانات درونی کشور و استعدادها را و ظرفیّتها را بشناسیم، آنها را بدرستی به کار بگیریم، [آن وقت] اقتصاد رشد خواهد کرد، نمو خواهد کرد؛ این یک نگاه.
نگاه دوّم به اقتصاد کشور نگاه به پیشرفت اقتصاد با استفاده از کمک بیرون از مرزها است؛ می گوید سیاست خارجی‌مان را تغییر بدهیم تا اقتصاد ما درست بشود، با فلان مستکبر کنار بیاییم تا اقتصاد رونق پیدا کند، تحمیل قدرتهای مستکبر را در بخشهای گوناگون و مسائل گوناگون بپذیریم تا اقتصادمان رونق پیدا کند؛ این هم نگاه دوّم است. امروز شرایط کشور به ما نشان داده است که این نگاه دوّم یک نگاه کاملاً غلط و عقیم و بی‌فایده است. همین تحریم هایی که امروز علیه ملّت ایران اعمال می شود، دلیل محکم و متقنی است بر غلط بودن این نگاه؛ یعنی شما وقتی که به امید قدرتهای خارجی نشستید تا آنها بیایند اقتصاد شما را رونق بدهند و با زیر بار آنها رفتن، اقتصاد را رونق بدهید، آنها به حدّ کم قانع نیستند. وقتی که شما نگاه می کنید به بیرون، مواجه می شوید با یک مسئله‌ای مثل کاهش قیمت نفت؛ ناگهان قدرتهای مستکبر با همراهی ایادی منطقه‌ای خودشان متأسّفانه به این نتیجه می رسند که قیمت نفت را به نصف و گاهی کمتر از نصف برسانند؛ شما مواجه می شوید با یک چنین مشکلی؛ وقتی نگاه به بیرون باشد، این است. وقتی شما نگاه به درون کردید، دیگر این‌جور نیست. امروز خارجی‌ها و رؤسای قدرتهای مستکبر میخواهند همین نگاه دوّم را در مردم ما تقویّت کنند.

ادامه دارد...

.... دردنیا به انسانها می گویند : چه کردی؟ ولی در آخرت اصلا نمی گویند : چه کار کردی؟ در آخرت می گویند: به چه انگیزه ای کار کردی؟ چرا کار کردی؟ چون "چرا " برای آنها مهم است یعنی آن نیت مهم است ، انگیزه مهم است . اعمال ریشه در افکار دارند ، پس افکار خیلی مهمند . یک مهندس اول در ذهنش نقشه می کشد یعد نقشه را روی کاغذ می آورد وبعد می آورد روی زمین . اگردر ذهن خطا کرد در کاغذ هم خطا می کند ،خطای  درزمین هم  قطعی است . افکارهم همینطوراست ، افکار هم اگردرذهن فاسد شدند اعمال هم قطعا فاسد می شود،  افکار اگر صالح شدند اعمال قطعاً صالح می شود . لذا درجریان برادران یوسف قران از کجا شروع می کند ؟ از افکار شان شروع می کند ، سراغ افکارشان می رود .
إذ قالوا لیوسف و اخوه احبّ الی ابینا منّا نحن عصبه
برادران یوسف دور هم نشستند و گفتند: یوسف پیش پدر از ما محبوبتر است در حالی که زور در بازوان ماست و اگر زوری است ما داریم . یک تفکر و یک نگاه . چرا یوسف محبوبتر است ؟ فکر آلوده ، فکر پلید ، همین آنها را به آن منجلاب کشاند ...


برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
تلاوت صفحه 66:

قطره ای از دریای بیکران کلام الهی:
آیه شماره 5  از سوره مبارکه النساء
وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِیهَا وَاکْسُوهُمْ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا
و اموال خود را که خداوند آن را وسیله قوام [زندگى] شما قرار داده به سفیهان مدهید و[لى] از [عواید] آن به ایشان بخورانید و آنان را پوشاک دهید و با آنان سخنى پسندیده بگویید
تفسیر: سفیه، از تصرّف در مال خود ممنوع است. «لاتؤتوا السفهاء»
مالى که سبب برپا ماندن جامعه است، نباید در اختیار سفیه باشد. «اموالکم التى... قیاماً»
حاکم شدن سفیه حتّى بر اموال خود، ضربه‏ ى اقتصادى به جامعه است و جامعه نست به اموال شخصى افراد حقّ دارد. «اموالکم» به جاى «اموالهم»
در برخوردها، به مصالح اقتصادى جامعه و رشد فکرى افراد باید توجّه کرد، نه عواطف و ترحّم‏ هاى گذرا. «لاتؤتوا السفهاء اموالکم»
مال و ثروت، قوام زندگى و اهرم نظام است. «جعل اللّه لکم قیاماً»
سرمایه نباید راکد بماند. اموال یتیمان و سفیهان هم، باید در مدار تولید و سود دهى قرار گیرد و از درآمدش زندگى آنان بچرخد، نه از اصل مال. «وارزقوهم فیها» به جاى «منها»
به ابعاد روحى و شخصیّت محرومان باید توجّه کرد. «قولوا لهم قولاً معروفا»
ممنوع کردن افراد از تصرّف در اموالشان، واکنش دارد. چاره‏ ى آن برخورد و سخن نیکوست. «قولاً معروفا»

امروز، هم فرصتهای بسیار بزرگی داریم، هم چالشهایی در پیش روی ما است که بایستی با این چالشها برخورد کنیم و با کمک این فرصتها، بر این چالشها به توفیق الهی پیروز بشویم. خب، امروز فرصتهای بزرگی داریم؛ یکی از بزرگ‌ترین فرصتهای ما مربوط می شود به نیروی انسانی کارامد و مبتکر که در کشور ما بحمدالله به وفور و فراوانی، نیروی کارآمد و عمدتاً جوان و دارای ابتکار و روحیّه وجود دارد.
یکی از بزرگ‌ترین فرصتهای ما همراهی مردم ما و جوانهای ما با نظام و هدفهای نظام و امام بزرگوار است. من به شما برادران و خواهران عزیز توجّه می دهم که نگاه کنید در این راهپیمایی‌های روز قدس یا بیست‌ودوّم بهمن، عمده جوانها هستند؛ این جوانها همان جوانهایی هستند که شبانه‌روز به‌وسیله‌ی رسانه‌های صوتی و تصویری و اینترنتی، در زیر بمباران تخریب قرار دارند؛ غوغایی است در دنیا؛ در دنیای مجازی. در دنیای رسانه‌های صوتی و تصویری، صدها رسانه، و با یک اعتبار هزارها رسانه، در حال بمباران افکار جوانهای ما هستند؛ بعضی‌از آنها سعی می کنند جوانها را از دین برگردانند، بعضی سعی می کنند آنها را از نظام اسلامی منصرف کنند، بعضی سعی می کنند آنها را به ایجاد اختلاف وادار کنند، بعضی سعی می کنند آنها را در خدمت هدفهای خبیث خود بگیرند، بعضی سعی می کنند آنها را به ولنگاری و بیکارگی سوق بدهند؛ این بمباران به‌طور دائم بر روی سر جوانهای ما و به‌وسیله‌ی همین دستگاه‌ها و رسانه‌های صوتی و تصویری و اینترنتی در حال انجام است؛ درعین‌حال شما نگاه می کنید می‌بینید ده‌ها میلیون از همین جوانها در سرتاسر کشور در روز بیست‌و‌دوّم بهمن می‌آیند و شعار می دهند و ابراز احساسات می کنند و نسبت به امام، نسبت به اسلام، نسبت به نظام اسلامی ابراز ارادت می کنند؛ این چیز کوچکی نیست، این فرصت بسیار بزرگی است.
یکی دیگر از فرصتها عبارت است از پیشرفتهای علمی‌ای که در دوران تحریم به‌وجود آمده است. یک وقت قدرتها و دولتها و پولها و سرمایه‌های جهانی و بین‌المللی به کمک یک ملّتی می‌آیند؛ یک‌وقت همه‌ی درها را به‌روی یک ملّت می‌بندند، در‌عین‌حال آن ملّت میتواند در بخشهای مختلف کارهای بزرگ بکند. امروز شما این کارها را مشاهده می کنید؛ اینها را دست‌کم نباید گرفت. همین فاز دوازدهم پارس جنوبی که چند روز قبل از این به‌وسیله‌ی رئیس جمهور افتتاح شد، یک طرح صنعتی بسیار بزرگ و پیچیده است که می تواند رشد اقتصادی کشور را و محصول تلاش عمومی کشور را به‌صورت محسوسی افزایش بدهد. از این قبیل چیزها فراوان داریم. ملاحظه کردید در رزمایش نیروهای مسلّح، دستگاه‌هایی وارد عرصه شده‌اند که دشمنان از دیدن اینها تعجّب می کنند؛ این تعجّب را به زبان هم می‌آورند؛ نه اینکه ما تعجّب آنها را حدس بزنیم، خودشان می گویند که تعجّب می کنند؛ اینها همه در زمان تحریم اتّفاق افتاده است. این چیز کوچکی نیست، این فرصت بسیار بزرگی است، اینها را در طول سالهای متمادیِ تحریم – یعنی از سالهای ۸۹ و ۹۰ و ۹۱ و ۹۲ که این تحریمهایِ به گمان آنها فلج‌کننده بر کشور سایه می‌انداخته است – جوانهای ما انجام دادند، نیروهای مبتکر ما انجام دادند. این خیلی فرصت بزرگی برای کشور است؛ [پس] همین تحریمها هم فرصت است. من این را بعداً مختصراً عرض خواهم کرد که خود همین تحریمها به یک معنا فرصت است برای ملّت ایران؛ بله دشواری‌هایی به‌وجود آورده است امّا این تحریم، میتواند فرصت باشد که در این زمینه عرض می کنم.البتّه چالشهایی هم داریم که درباره‌ی این چالشها هم امروز مقداری عرض خواهم کرد. امروز یکی از نقدترین و بزرگ‌ترین چالشهای کشور مسئله‌ی اقتصاد ملّی است؛ اقتصاد. انتظار به‌حقّ مردم ما، این است که از یک اقتصاد شکوفا برخوردار باشند، رفاه عمومی باشد، طبقه‌ی ضعیف از وضعیّت غیر‌قابل ‌قبول خارج بشود، از مشکلات نجات پیدا کند؛ اینها انتظارات مردم ما است و این انتظارات به‌حق است؛ اقتصاد کشور نیازمند یک حرکت جدّی و یک کار بزرگ است که من حالا بعضی از خصوصیّات را عرض می کنم. من البتّه چند سال است راجع به اقتصاد حرف میزنم. من در همین جلسه، چند سال قبل از این پیش‌بینی کردم و گفتم دشمنان بر روی اقتصاد ما متمرکز خواهند شد، مسئولین باید به فکر باشند، خودشان را آماده کنند؛ کمرها را محکم کنند برای مواجهه‌ی با خصومت دشمنان و سیاستهای خصمانه‌ی دشمنان که روی اقتصاد کشور متمرکز شده‌اند.

ادامه دارد...

.... چه می شود که انسان از مرحله خامی به مرحله پختگی منتقل می شود ؟ تنها سبب انتقال یک چیز است آنهم معرفت است، آگاهی است ، دانایی است، اولیای خدا اگرآرامند اگر آرامش دارند،اگر قرار و ثباتی دارند، اگر بی قراروبی تاب نیستند چون عارفند، چون معرفت دارند.
چه موقع انسان به معرفت می رسد ؟ وقتی که پاسخ پرسشهایش را دریابد. هر انسانی پرسشهایی دارد، اگر به پاسخ آنها برسد به معرفت رسیده .
پاسخها کجایند ؟ قران پاسخ نامه است ، همه قران .
همین سوره یوسف پاسخ نامه است ، پاسخ پرسشهای ما ، سوره یوسف حل المسائل است. دیدی بچه ها در کنارکتابهایشان یک حل المسائل دارند ، وقتی یک مساله را نمی توانند حل کنند به سراغ آن می روند و راحت راه حل را پیدا می کنند .
سوره یوسف حل المسائل ماست، هر مساله ای و هر سوالی پاسخی دارد و پاسخ آن در این سوره یوسف است .
لقد کان فی یوسف و اخوته ایا تٌ للسّا ئلین....

برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
تلاوت صفحه 65 :
قطره ای از دریای بیکران کلام الهی:
آیه شماره 8  از سوره مبارکه النساء
وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُوْلُواْ الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینُ فَارْزُقُوهُم مِّنْهُ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا
و هر گاه خویشاوندان یتیمان و مستمندان در تقسیم [ارث] حاضر شدند [چیزى] از آن را به ایشان ارزانى دارید و با آنان سخنى پسندیده گویید
تفسیر: به نگاه‏ها، حضورها وتوقّعات طبیعى محرومان توجّه کنید. «واذا حضر القسمة»
اموال ارثى را مخفیانه تقسیم نکنید، تا امکان حضور دیگران هم باشد. «حَضر القسمة اولوا القربى»
در تقسیم ارث، علاوه بر افرادى که سهم مشخّص دارند، به فکر محرومان و یتیمان نیز باشید. «نصیباً مفروضاً... فارزقوهم منه»
با هدایاى مالى و زبان شیرین، از کینه ‏ها و حسادت‏ها، پیشگیرى و پیوندهاى خانوادگى را مستحکم ‏تر کنید. «فارزقوهم ... قولوا»
هدایاى مادّى، همراه با محبّت و عواطف معنوى باشد. «قولوا لهم قولاً معروفاً»
اوّلین آمر به‌معروف هم خود ذات مقدّس پروردگار است که می فرماید: اِنَّ اللهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَ الاِحسانِ وَ ایتآئِ ذِی‌القُربی وَ یَنهی عَنِ الفَحشآءِ وَ المُنکَرِ وَ البَغی؛(1) خدا آمر به معروف و ناهی از منکر است؛ معروفها هم مشخّص شده است، منکرها هم معلوم شده است. وجود مقدّس پیامبر معظّم اسلام (صلّی ‌الله ‌علیه‌و آله) از برترین آمران به معروف و ناهیان از منکر است؛ آیه‌ی قرآن [میفرماید] «یَأمُرُهُم بِالمَعروفِ وَ ینهاهُم عَنِ المُنکَر»؛(2) ائمّه (علیهم‌السّلام) بزرگ‌ترین آمران به معروف و ناهیان از منکرند؛ در زیارت می خوانید: اَشهَدُ اَنَّکَ قَد اَقَمتَ الصَّلاةَ وَ آتَیتَ الزَّکاةَ وَ اَمَرتَ بِالمَعروفِ وَ نَهَیتَ عَنِ المُنکَر؛(3) مؤمنین و مؤمنات در هر نقطه‌ای از جهان اسلام آمران به معروفند که فرمود: وَ المُؤمِنونَ وَ المُؤمِناتُ بَعضُهُم اَولیآءُ بَعضٍ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَ یَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ وَ یُقیمونَ الصَّلوةَ وَ یَؤتونَ الزَّکوة؛(4) اینها چهار پایه‌ی اصلی برای نظام‌سازی است که از هرکدام از اینها، شاخه‌هایی منشعب می شود. نظام اسلامی متّکی است به اقامه‌ی صلات، ایتاء زکات، امر به ‌معروف، و نهی از منکر؛ یعنی انسجام و ارتباط اجتماعی و قلبیِ میان آحاد مردم در نظام اسلامی.
من همین‌جا از این بحث می خواهم نتیجه بگیرم برای آنچه به‌عنوان شعار سال در صحبت نیمه‌شبِ دیشب به مردم عزیز عرض کردم. در جامعه‌‌ی ما، در کشور عزیز و پهناور ما، اسلام با هر منشأ اجتماعی افراد و با هر سلیقه‌ی اجتماعی، از همه‌ی ما انسجام را، هم‌افزایی را، به یکدیگر کمک کردن را می خواهد. دولتها در نظام اسلامی باید مورد حمایت مردم قرار بگیرند؛ حتّی از سوی آن کسانی که به این شخص خاص در دولت رأی ندادند هم باید مورد پشتیبانی و حمایت قرار بگیرند؛ این حرفِ حقیقی و لبّ معنای انسجام اجتماعی و ملّی در کشور اسلامی ما است. همه باید به‌عنوان یک واحد، با دولتی که مسئول کار و بر سر کار است اتّحاد کلمه نشان بدهند و به آن کمک کنند؛ مخصوصاً در آن مواردی که کشور با مسائل مهم و چالشهای مهمّی روبه‌رو است که در این زمینه عرایضی خواهم کرد.
امروز وظیفه‌ی همه‌ی آحاد ملّت این است که از مسئولین کشور حمایت کنند و به مسئولین دولتی کمک کنند. این مخصوص این دولت نیست، مربوط به همه‌ی دولتها است؛ دولتهایی هم که بعداً سرِ کار می‌آیند همین خصوصیّت را دارند. اوّلاً به خاطر اینکه همه‌ی دولتها دغدغه‌ی اصلی و اساسی‌شان حلّ مشکلات مردم است؛ البتّه ممکن است توانایی‌های مختلفی داشته باشند و همه در یک ردیف نباشند؛ ثانیاً ممکن است که سلایق گوناگونی داشته باشند؛ امّا هدف در همه‌ی این دولتها عبارت است از اینکه در دوره‌ی مسئولیّت خود در حدّ توان خودشان بتوانند مشکلات کشور را حل کنند. هر دولتی که در چهارچوب قانون اساسی بر سر کار بیاید، دولت قانونی است، دولت مشروع است. مهم نیست که چقدر و چه نسبتی از آحاد رأی‌دهندگان به این رئیس‌جمهور یا آن رئیس‌جمهور رأی دادند؛ تعداد کاهش و افزایش آراء به محبوبیّت ارتباط پیدا می کند، امّا به مشروعیّت و قانونیّت ارتباطی ندارد. هر کسی با هر تعداد رأیی که از طرف اکثریّت مردم بر طبق چهارچوب قانون اساسی انتخاب شد؛ این مشروع است، دولت قانونی است و باید مردم او را قانونی بدانند و تا آنجایی که می توانند به او کمک کنند؛ [البتّه] حقوق دوجانبه‌ای برقرار است.
البتّه هر دولتی منتقدینی دارد، این دولت هم منتقدینی دارد، دولتهای قبلی هم هرکدام انتقادکنندگانی داشتند؛ تا اینجای قضیّه هیچ اشکالی ندارد. کسانی هستند که این روش را قبول ندارند، این رفتار را قبول ندارند، این حرف را قبول ندارند، این سیاست را قبول ندارند؛ اینها منتقدند و انتقاد میکنند، مانعی ندارد؛ امّا انتقادها باید در چهارچوب منطقی باشد. خود بنده هم به دولتهای گوناگون انتقادهایی داشتم، این انتقادها را همواره هم تذکّر داده‌ام، در هیچ موردی از آنچه به نظر من عیب بوده و جای انتقاد بوده است، از تذکّر خودداری نکردم؛ منتها این تذکّرات را در وضع مناسب و در موقعیّت مناسب و با شکل مناسب دادیم؛ یا پیغام دادیم، یا حضوری گفتیم، یا اصرار کردیم. تذکّر‌دادن هیچ اشکالی ندارد امّا این تذکّر بایستی جوری باشد که اعتماد عمومی را از کسانی‌که مسئولند و مشغول کارند، سلب نکند؛ تذکّر دادن باید جوری باشد که موجب بی‌اعتمادی عمومی نشود، اهانت وجود نداشته باشد و روشهای خشم‌آلود وجود نداشته باشد؛ همه با برادری اسلامی به مسئله‌ی ارتباطِ میان دولت و ملّت نگاه کنند و با آن شیوه ‌رفتار بکنند.
البتّه این طرفینی است. من، هم به مردم این توصیه را عرض می کنم که با دولت بایستی مهربانانه و با نگاه همراهی و همدلی سخن گفت، هم به مسئولان کشور – در سه قوّه – این را تأکید می کنم که آنها هم باید با منتقدین خود و با کسانی که از آنها انتقاد می کنند رفتار مناسبی داشته باشند، آنها را تحقیر نکنند، به آنها اهانت نکنند؛ تحقیر مخالفان از سوی مسئولان، خلاف تدبیر و خلاف حکمت است. من مردم عزیزمان را به بی‌تفاوتی دعوت نمی کنم، به نظارت نکردن دعوت نمی کنم؛ آنها را به اهتمام در مسائل اساسی کشور دعوت می کنم؛ امّا اصرار می کنم که برخوردها نه از سوی مردم نسبت به مسئولین و نه از سوی مسئولین نسبت به منتقدین، تخریبی نباید باشد؛ نه تحقیر باشد، نه اهانت باشد. ممکن است در یک قضیّه‌ای، یک عدّه‌ای دغدغه داشته باشند؛ دغدغه داشتن جرم نیست؛ دلواپس بودن جرم نیست. می توانند کسانی حقیقتاً نسبت به یک مسئله‌ی مهم و حسّاس کشور، احساس دلواپسی و دغدغه‌مندی کنند؛ هیچ مانعی ندارد؛ امّا این به‌معنای متّهم کردن نباشد، به‌معنای نادیده گرفتن زحمات و خدمات نباشد. از آن طرف هم دولت و طرف‌داران دولت به کسانی که ابراز دغدغه و دلواپسی می کنند، بایستی اهانتی نکنند. من این را صریحاً به ملّت عزیزمان عرض میکنم – قبلاً هم گفتم – من از همه‌ی دولتها در دوران مسئولیّت خودم حمایت کردم؛ از این دولت هم حمایت می کنم. هرجا هم لازم باشد تذکّر می دهم؛ البتّه چک سفید امضا هم به کسی نمی دهم. نگاه می کنم به عملکردها و برحسب عملکردها قضاوت می کنم و به توفیق الهی و به کمک الهی، برحسب عملکردها هم عمل خواهم کرد. این مطلب اوّل در توضیح و تبیین آنچه به‌عنوان شعار سال – همدلی و هم‌زبانیِ میان دولت و ملّت – مطرح کردیم؛ همدل باشند، هم‌زبان باشند و همکاری کنند و در کنار هم به سوی رفع مشکلات حرکت کنند.
1.    سوره‌ی نحل، بخشی از آیه‌ی ۹۰ ؛ «درحقیقت خدا به دادگری و نیکوکاری و بخشش به خویشاوندان فرمان میدهد و از کارهای زشت و ناپسند و ستم باز می دارد...»
2.     سوره‌ی اعراف، بخشی از آیه‌ی ۱۵۷ ؛ «... [همان پیامبری که] آنان را به کار پسندیده فرمان می دهد، و از کار ناپسند باز می دارد ...»
3.     کافی، ج ۴ ، ص ۵۷۰؛ «شهادت میدهم که نماز را به پا کردی و زکات را پرداختی و امر به معروف و نهی از منکر کردی»
4.     سوره‌ی توبه، بخشی از آیه‌ی ۷۱ ؛ «و مردان و زنان با ایمان، دوستان یکدیگرند، که به کارهای پسندیده وامیدارند، و از کارهای ناپسند باز می دارند، و نماز را برپا می کنند و زکات می دهند ...»
عطر برای استفاده است ، برای استعمال است ،برای این نیست که روی طاقچه یا توی جیب بگذاریم ، عطر یرای این است که باز کنیم و به تن بزنیم ، به جامه بزنیم ، ... تا فضا معطر شود ، عطر آگین شود . قران هم دقیقاً شبیه عطر است ، برای استعمال است ، برای استفاده است ، برای بکار بستن است ، مثل مشک می ماند ، چه فایده دارد که مشک را در شیشه کنید یا در جیب خودتان بگذارید فایده ندارد . قران هم همینطور است در طاقچه باشد چه فایده دارد؟ یا اصلا در حافظه باشد ، کسی حافظ کل قران باشد ؛ حجاج بن یوسف ثقفی حافظ کل قران بود ! هشتادو سه نفر از سپاهیان یزید حافظ کل قران بودند ، فایده ای ندارد . مثل گرانبها ترین عطر در شیشه آنهم در جیب شما ، چه فایده ای دارد ؟
قران باید بیاید در گفتار شما ، در کردار شما ، حتی در پوشش شما باید این آیات دیده شود .
مولوی می گوید :
مشک رابر تن بزن ، بر جان بمال     مشک چه بود ، نام پاک ذو الجلال

برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
تلاوت صفحه 64

قطره ای از دریای بیکران کلام الهی:
آیه شماره 25  از سوره مبارکه غافر
فَلَمَّا جَاءهُم بِالْحَقِّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاء الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَاسْتَحْیُوا نِسَاءهُمْ وَمَا کَیْدُ الْکَافِرِینَ إِلَّا فِی ضَلَالٍ
پس وقتى حقیقت را از جانب ما براى آنان آورد گفتند پسران کسانى را که با او ایمان آورده‏ اند بکشید و زنانشان را زنده بگذارید و[لى] نیرنگ کافران جز در گمراهى نیست
تفسیر : گوهر دین، حقّ و حقیقت است. «جاءهم بالحقّ»
انسان در شناخت راه حقّ به وحى و نبوت و لطف الهى نیاز دارد. «الحقّ من عندنا»
مخالفان انبیا هم با زبان ترور شخصیّت مى‏ کنند. «قالوا ساحر کذاب» و هم عملاً بر ضد آنان قیام مى‏ کنند. «اقتلوا...»
کشتن و شهید کردنِ طرفداران حقّ شیوه‏ ى همه مستکبران تاریخ است. «اقتلوا...»
گرچه دشمن از ایمان مردم به انبیا ناراحت است ولى آنچه او را عصبانى مى کند همراهى عملى مردم با انبیاست. «آمنوا معه»
دشمن، جوانان و زنان را هدف مى‏ گیرد. «اقتلوا ابناء... و استحیوا نساءهم»
کافران کید مى‏ کنند امّا به مقصود خود نمی ‏رسند و نقشه‏ ى آنان نقش بر آب مى‏ شود. «و ما کید الکافرین الا فى ضلال»
خداوند با نقل خنثى کردن توطئه‏ هاى فرعونى به پیامبر و مؤمنان دلدارى مى‏ دهد. «و ما کید الکافرین الا فى ضلال»

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 118

پیامبر اکرم (ص)

إنَّ اللّهَ یُحِبُّ الشّابَّ الَّذی یُفنِی شَبابَهُ فی طاعَةِ اللّهِ ؛

خداوند دوستدار جوانى است که جوانى‌اش را به اطاعت خداوند مى‌گذراند.

میزان الحکمه، ح 9097

بایگانی