مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

عزادار حقیقی با دست یافتن به معرفت های جدید تر وبالاتر دارای « روح انتقام » از کسانی می شودکه معصومین را از مقام و جایگاهی که خداوند برای آنها در نظر گرفته است ، کنار زدند و همچنین انتقام از کسانی که غاصبین « مقام امامت و هدایت » جامعه را در تحمیل این بزرگ ترین جنایت بر مردم جهان یاری کردند .
عزادار در این مرحله ، گریه کردن و گریاندن را هر چند وظیفه مهمی هستند ، کافی نمی داند او در سایه ی مودّتی که پیدا کرده است به مقام عضویّت در حزب امام حسین (ع) که همان «حزب الله » است ، نایل می شود و عزاداری وسیله ای برای احیا و حفظ ارزش های مقدس است که اهل بیت (ع) به خاطر آنها به شهادت رسیدند . این مراسم از دروغ ، حرام ، تحریف و اختلافات به دور است و مردم با شرکت در این مجالس بیش از پیش با دین و وظایف خود آشنا می شوند .
در این حال مجالس عزاداری و بزرگداشت معصومین (ع) «شناخت و نیز پیدا کردن روح انتقام » است . در این مجالس شخصیّت الهی سیدالشهداء (ع) و جایگاه او در نظام خلقت مورد توجه و شناخت قرار می گیرد . معنای « ثارالله بودن و عامل حیات بودن » آن حضرت برای اسلام ، در کیفیّت برگزاری مجالس عزا بسیار مهم و مورد توجه خواهد بود . از نظر عزادار حقیقی اصلی ترین و بهترین مجلس عزاداری ، مجلسی است که بتواند روح حسینی و سنخیّت با وجود مقدّس امام حسین (ع) را در عزادار به وجود آورد .
عزادار حقیقی کسی است که اگر برای مصیبت عظیمی که بر امام حسین (ع) وارد شده است ، گریه و ناله سر می دهد ، در برابر مصیبت اعظم بیشتر عزادار است .
رسول اکرم (ص) فرمودند :
«اِنَّ لِقَتلِ الحُسَینِ حَرارَةً فی قُلُوبِ المُؤمِنینَ لا تَبردُ اَبَداً :
به درستی که برای قتل حسین (ع) حرارتی در دل های مؤمنان است که هرگز سرد نمی شود . »
عزادار حقیقی اگر از کشته شدن حضرت و اصحابش که مصیبت عظیم است ، آتش و حرارتی سرد نشدنی در دل دارد ، از کنار گذاشته شدن حضرت از مقامی که خداوند برای او ترتیب داده بود ، به مراتب بیشتر بسوزد ؛ زیرا در وجود او نفخه و روح حسینی قرار دارد . او فرزند حقیقی سیدالشهداء (ع) است که خداوند اورا ولی دم آن حضرت قرار داده است ، در دل او آتش کینه و انتقامی هست که هرگز خاموش نمی شود و همین آتش کینه مقدس از دشمنان خدا و انسانیّت است که او را به مرتبه حقیقی یعنی مرتبه عملیاتی شدن و جهاد و مبارزه با دشمنان حسین (ع) وارد می سازد .
دعای او در این مرحله همان طور که در زیارت عاشورا و سایر زیارات به او تعلیم شده ، این است که :
« فَأسئلُ اللهَ اَکرَمَ مَقامَکَ وَ اَکرَمَنی بِکَ اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمِامٍ مَنصُورٍ مِن اَهلِ بَیتِ مُحَمَّدٍ صَلَّیَ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ :
از خدایی که تو را گرامی داشت و مرا هم به وسیله تو گرامی داشت ، می خواهم که خون خواهی تو را همراه امام منصور از اهل بیت محمد - که درود خداوند بر او و خاندانش باد - روزی من گرداند . »
و در فقره دیگری خطاب به سیدالشهداء (ع) چنین عرض می کند :
« فَأَسئلُ اللهَ الَّذی اَکرَمَ مَقامَکَ وَ اَکرَمَنی بِکَ اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِی مَعَ اِمامٍ هُدًی ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالحَقِّ مِنکُم :
از خدایی که ... می خواهم خون خواهی خودم را همراه امام هدایت ظاهر شونده ناطقِ به حق که از شماست ، نصیب من گرداند . »
ادامه دارد.....

« عزادار حقیقی » در سایه ی معرفتی که از منابع اصیل اسلامی و با راهنمایی علمای دین شناس به دست آورده ، به درک دو نوع « مصیبت » برای حضرات معصومین (ع) ، به خصوص وجود مقدس سیدالشهداء (ع) نایل می شود که یکی از دیگری بزرگ تر است .

الف ) مصیبت عظیم ، یا همان مصیبتی که به وجود مقدس و نورانی آنها رسیده است . یعنی جنایت ها و ظلم هایی که در به شهادت رساندن آن ها و خاندان مکرّم شان بر آنان وارد شده است .

ب ) مصیبت اعظم ، یا همان مصیبتی که به جامعه انسانی در طول تاریخ به علت محرومیّت از حقیقت دین و نیز محرومیّت از وجود مقدس رهبران الهی و به خصوص ائمه ی معصوم (ع) وارد گردیده است . این مصیبت به علت کنار گذاشتن معصومین (ع) از مقام و مرتبه ای است که خداوند برای آنان در رهبری و هدایت جامعه انسانی در نظر گرفته است .

هر دو مصیبت بزرگ و تلخ هستند ، ولی مصیبت ناکامی رهبران الهی در حاکم کردن دین خدا در روی زمین و مصیبت محرومیّت مردم جهان از حاکمیّت رهبران معصوم و متخصص الهی بزرگ تر است زیرا تن دادن رهبران الهی و پیروان آنها به مصیبت عظیم و تحمل انواع گوناگون مصیبت عظیم برای « جلوگیری » از وقوع مصیبت عظیم بوده است ، در حالی که تحمل مصیبت عظیم بر رهبران الهی و سایر فطرت گراها ، از سوی طاغوت ها و ظالمین به خاطر « ایجاد » مصیبت اعظم بوده است . فطرت گراها ، مصیبت عظیم را به جان خریده اند تا « مانع » مصیبت اعظم شوند و با آن مبارزه کنند . ولی طبیعت گرها مصیبت عظیم را ایجاد و تحمیل کرده اند تا راه برای مصیبت اعظم باز شود . مصیبت اعظم یعنی دوری مردم از دین خدا و آلوده شدن به کفر و شرک و نفاق .

به همین دلیل است که معصومین(ع) به گریه بر خود و اقامه ی مجلس عزا برای سایر اهل بیت (ع) امر کرده اند و خود نیز عملاً با گریه و افامه ی عزا اهمیّت این امر را نشان می دادند و آن را در جامعه اسلامی تثبیت می کردند .

عزاداری بهترین ، مهمترین و قوی ترین وسیله برای زنده نگه داشتن دین حق و برقراری پیوند مردم با رهبران الهی است . به طوری که هیچ جایگزینی که بتواند جای آن را از نظر قدرت و گستردگی شعاع تأثیر بگیرد ، وجود ندارد .

گریه وعزاداری طبیعی ترین عکس العمل در قبال مصیبت عظیم است و وظیفه اصلی ما در قبال مصیبت اعظم ، « انتقام » است : انتقام از کسانی که جامعه جهانی را از پدر حقیقی خود و امام معصوم و متخصص محروم کرده اند .

بنابر این وظیفه اصلی شیعه و شعار اصولی او در برخورد با مصیبت اعظم ، همراهی با منتقم اصلی در عملیات انتقام است که باید تحقق یابد . حال می گوییم اگر به این وظیفه که بسیار مهم تر از وظیفه ای است که در قبال مصیبت عظیم داریم ، عمل نکنیم ، نهایت بی وفایی و قساوت را در حق آنها روا داشته ایم .

نمی توان به امام زمان (ع) گفت که ما در مصیبت عظیم همراه تو برای جدّ غریبت گریه می کنیم ولی در مصیبت اعظم از همراهی تو برای انتقام و باز گرداندن «خون خدا» به پیکر جامعه معذور و معاف هستیم ، آنچه که حضرت در این مرحله از ما می خواهد شرکت در عملیات انتقام است نه صرف گریه و عزاداری .

ادامه دارد....

عزاداران ، همانند مؤمنان دارای درجات و مراتب مختلفی هستند که هر مرتبه ، درجه و جایگاه عزادار را در نظام انسانیّت و در نزد خداوند و نیز میزان قرب او را به سیّد الشهدا (ع) نشان می دهد .

البته تمامی درجات عزاداری دارای اجر و ثواب الهی است و هر مرتبه خیر و ثوابی را نصیب عزادار می کند .

اما حذف شدن عنصر " معرفت " از عزاداری ها و محوریت مسایل عاطفی، تکیه بر ظواهر و رها کردن فلسفه و حکمت عزاداری ها و بزرگداشت ها ، و نیز تبدیل شدن گریه و سوگواری از یک ( وسیله خوب و کارآمد ) به یک ( هدف اصلی ) موجب شده که این گونه مجالس خاصیّت کارکرد اصلی خود را از دست بدهد .

متأسفانه تحریف ها، روش های ناپسند و بدعت های خطر ناکی که با فلسفه ی عزاداری و روح حماسه ی حسینی در تضاد هستند ، به وجود آمده است . یکی از دلایل عمده و اصلی این گونه روش ها ، بدعت ها و تحریف ها همان متوقف ماندن عزاداری در سطح احساسات و اتّکای محض به گریه و عواطف است . در چنین حالتی گریه کردن و گریاندن – و نه چیز دیگر – انگیزه اصلی عزاداری است و جنبه های حماسی و معرفتی یا اصلاً سهمی ندارند و یا سهمی بسیار ناچیز دارند . زیرا در این حالت بیشتر تشریح چگونگی حادثه ی عاشورا اهمیّت دارد ، نه درس ها و پیام های آن .

بدیهی است که وقتی گریه کردن و گریاندن علت و هدف اصلی عزاداری شد ، شیطان و نفس وسوسه گر در دروغ پردازی و تحریف و نیز اختراع حرکات، روش ها و اشعار نا پسند و غیر منطقی با حقیقت دین و قیام امام حسین (ع) تأثیر گذار هستند .

در این حال بعد عاطفی ، گریه و سوگواری جای حماسه ، عمل و معرفت را گرفته است ، لذا هیچ خطری از این مجالس ، دشمنان امام حسین(ع) و امام زمان (ع) را تهدید نمی کند . به همین علت در طول تاریخ ، طاغوت ها و ستمگران نه تنها از این مجالس ترس نداشتند ، بلکه خود نیز برپایی چنین مجالسی اقدام می کردند تا با عوام فریبی ، باطن زشت و ظلم های خود را در پشت صورت مقدس عزاداری سالار شهیدان بپوشانند .

به جز این دو گروه یعنی دوستان و شیعیان نادان و حاکمان ظالم و مدعی محبت اهل بیت (ع) ، دسته ی سومی نیز از این گونه مجالس کم خاصیّت و تحریف شده سود می برند ، و آن گروه کفار و مستکبرین هستند که از مجالس عزارای حقیقی و بصیرت عزاداران حقیقی ، ضربه های مهلک و کوبنده ای خوردند .

چنین دشمنی با توطئه و دسیسه های مختلف و صرف هزینه های هنگفت سعی در تغییر مسیر عزاداری ها و بزرگ کردن بعد سوگواری و عاطفیِ آن و از بین بردن بعد معرفتی و حماسیِ آن کرده و می کند .

اساساً آنچه عزادار را از مرتبه ی احساسات که مرتبه ی « مشترک » بین مسلمین و غیر مسلمین است ، بالاتر می برد و در گروه عزاداران و شیعیان حقیقی معصومین (ع) وارد می سازد ، صفای باطن و بالا رفتن میزان محبت و معرفت او نسبت به حقایق جهان است .

عزادار در این مرحله با تجلّیات گوناگونی از عظمت امام حسین (ع) و خاندان و اصحابش آشنا می شود . در این حال احساس می کند که ماندن در مرتبه ی سوم او را اشباع و راضی نمی کند و به همین خاطر در این مرتبه عطش و ظرفیّت بیشتری برای درک عظمت محمد و آل محمد (ع ) در خود احساس می کند ، که دیگر توجیه ها و توضیح های مداحان و بعضی گویندگان و نویسندگان که خود نیز در مرحله سوم قرار دارند ، روح تشنه ی او را سیراب و قانع نمی کند ، چرا که آنها به اندازه فهم خود از امام حسین (ع) و سایر معصومین (ع) می گویند و می خوانند ولی عزادار به خوبی و به درستی احساس می کند که حقیقت ، بالاتر از چیزی است که آنها می گویند . در این حال تلاش او برای رسیدن به معرفت جدید و عمق بیشتر آغاز می شود و برای برطرف کردن عطش خود به معرفت جدید و رفع مجهولاتش حرکت می کند .

ادامه دارد....

دسته بندی ها

حدیث هفته

رفتاری عادلانه

امام على علیه السلام

أعدَلُ السّیرَةِ أن تُعامِلَ النّاسَ بِما تُحِبُّ أن یُعامِلوکَ بِهِ

عادلانه ترین روش، آن است که با مردم، چنان رفتار کنى که دوست مى دارى با تو رفتار کنند

غرر الحکم، ح3170؛ میزان الحکمه: ج7، ص100