مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

 .....در فتح الفتوح مکه ؛ اهل تاریخ روایت کرده اند که پیامبر همانطور که بر ناقه سوار بودند ، بر همان جهاز شتر سجده کرد و دستها را رو به آسمان بلند کرد و فرمود :

"اَللّهُمَّ اِنَّ العِیشَ عیشُ الآخِرَةُ لا عِیشَ الدُنیا"

سخن و مناجات عرشی پیامبر اسلام مفاهیم بسیار غنی و سرشاری را در خودش نهفته دارد که نوعاً فهم کلام پیامبر اکرم (ص) خیلی سخت است . یعنی تا اخلاص و تدبّر و دقّت را با هم تؤام نکنید ، آن را نمی فهمید ...



برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

 … در جریان فتح مکّه پیامبر به سپاهیان خود گوشزد می کرد که هیچ خونی ریخته نشود ، مردم در منزل های خود در امان هستند و ... به غیر از 11 نفر که آنها محدور الدم شناخته شده بودند و در هر جایی حکم مرگ آنها صادر شده بود حتی در پناه کعبه ، آن هم به استناد وحی .

این افراد عبارت بودند از : عبدالله بن سعد ابی صرح ؛ او برادر رضاعی عثمان بود که قبل از فتح مکّه مسلمان شد و در شمار مهاجرین مدینه قرار داشت و چون خط خوبی داشت جزء کاتبان پیامبر قرار گرفت . در مدت کوتاهی مرتد شد ، به مکّه برگشت و شایعه می کرد که پیغمبر تحت تأثیر من بوده و من در ترکیب آیات دخل و تصرف داشته ام . این ادعای عبدالله ، آثار تلخ و تاریکی را در بر داشت که تا امروز ادامه دارد و مبحث غیر وحیانی بودن قرآن تحت تأثیر همین ادعا مطرح شده است ...




برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

…. از تحلیل تاریخ در می یابید که

1-     از ابتدای رسالت پیامبر اکرم (ص) تا روز فتح مکّه عبّاس ، پیامبر را تصدیق نکرد . نه تنها تصدیق نکرد ، بلکه علی رغم فضای ضّد اسلامی و ضّد نبوّتی که در شهر مکّه وجود داشت و همه چیز بر علیه پیامبر اسلام بود، او مقام سقایت حاجّ را هم در اختیار داشته ضمن اینکه در فعالیت های ضّد اسلامی قریش حتی در روز بدر شرکت داشته و به اسارت هم در آمده .

2-     این که زمان حضور او در کنار پیغمبر و اظهار او وقتی محقق شد که حتی اگر به محضر پیغمبر اسلام هم نمی رسید، یکی دو روز بعد مجبور بود در شرایط منفعل تر و سخت تری با پیغمبر اسلام مواجه بشود . (یعنی این گونه نبود که می توانست نیاید و آمد )

3-      این که وقتی تاریخ را تحلیل می کنید ، اسلام آوردن عباس به نوعی مقدمه مسلمان شدن ابوسفیان بود .

4-      وقتی شما کل خبر را در مورد اسلام آوردن عباس و ابوسفیان در محضر پیامبر بررسی می کنید ، ...



برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
... تاریخ به ما نشان می دهد که: "آنهایی که تعلقاتی در بلاد کفر برای خودشان درست کرده اند ، شغل دارند، شرکت دارند، خانواده شان آنجا هستند و .... اینها عمداً یا سهواً در معرض سقوط هستند. زندگی داوطلبانه با اهل شرک و دشمن بالاخره تعلق خاطر درست می کند....


برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

در ژر فنای فتنه انگیز این ائتلاف یک مطلب ، محور اساسی است و هر وقت جامعه اسلامی غفلت کرد، آسیب دید. و آن اینکه آنها تمام قدرت و تمرکز خودشان را متوجه غفلت و وا دادگی فکری و ذهنی جامعه دینی کردند. حالا نقطه قوت مردم در آن روزگار چه بود ؟

یکی کلمه وحدت؛ کلمه ی وحدت پیغمبر اکرم بود که نقطه کانونی جامعه اسلامی بود .

دوم : وحدت کلمه ؛ اتحاد و انسجام مردم بر پایه اعتقادات ناب و برخورداری از روح مجاهده و حماسه بود . یعنی این 2 عامل دست به دست هم داد و اسلام شکل گرفت. آنها این را فهمیدند. لذا از شیوه ی رفتار قریش و جبهه شرک و کفر به راحتی دریافت می شود که آنها علی رغم کمیّت پایین عِدّه و عُدّه نظام دینی، همیشه از مسلمانان میترسیدند .!
یعنی اگر این دو عنصر در جامعه دینی وجود داشته باشد...



برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
... پس از مراجعت سپاه از ذات السلاسل پیامبر به استقبال سپاه رفت ....وقتی به سمت مدینه راه افتادند ، پیامبر اکرم (ص) داخل سپاه شد و از آنها پرسید: "فرمانده خودتان را چطور دیدید؟" یعنی ارزیابی سپاه از فرماده را طلب می کند. علی ؛ جانِ پیغمبر است . اما پیامبر مناسبات خودش و علی را در حکومتش دخیل نمی کند و تمییز قائل می شود . لذا بین مردم رفت و از آنها پرسید.!! [ یعنی نگویید " ما 35 سال است با هم هستیم، در ستاد انتخاباتی کنار هم بودیم و...]میزان حال مردم است . یعنی یک مدیر و یک نظام دینی پیوسته آدمهایش را رصد می کند و از مردم هم نظر می خواهد و احترام برای مردم قائل است ! از مردم درباره ولی الله اعظم می پرسد!!! [اینکه می گویند:" از کی بپرسیم؟" یکجور انحطاط است ]
یک جریانی در کنار علی بن ابیطالب «ع» وجود داشت که او را به عنوان یک عالم قبول داشت و گفتند :"ما هیچ رفتار ناصواب و نا درستی از علی «ع» ندیدیم. فقط یک موضوع بود و آن هم اینکه در همه نمازهایی که به او اقتدا کردیم فقط سوره "قل هو الله احد" را می خواند . ( یعنی این را به عنوان عیب امیر المؤمنین بیان کردند.)....


برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

 ... از بسیج امکانات فراهم هرقل و هم پیمانان او در جنگ موته می شود فهمید که :

1/ آنها می دانستند که فتنه انگیز یها و شیطنت هایشان بالاخره چاره ای جز تقابل با اسلام در بر نخواهد داشت .

2/ آنها اخبار رشادت مسلمانها را داشتند و می دانستند که آنها در سایه دین و پیغمبر ، پیروزی های بزرگی به دست می آورند .

3/ می دانستند جنگ با مسلمانها یک جنگ استثنایی است (جنگ با اعتقاد غیر از جنگ با سیاست و انگیزه هاست)

4/ اینها با علم به تعداد مسلمانها (3000 نفر ) ، 200 هزار نفر را بسیج کردند و آوردند .[ مثل آنچه در کربلا رخ داد ، دیدند یاران امام حسین صد واندی نفر هستند ولی 40 هزار نفر آوردند .]



برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

موضوع اسلام آوردن خالدبن ولید خیلی عبرت آموز است ؛ ایمان یا اسلام آوردن خالدبن ولید طبق آنچه که خودش گزارش کرده ( این گزارشها در سال های بعد از پیغمبر اکرم (ص) ثبت شده است . زمانیکه این جمله ها دارای اثر وضعی و درآمد بود ، نوشته شد و به اصطلاح برای خود شناسنامه ی کاری (رزومه) درست کرده ) اینگونه است : زمانیکه خداوند به من اراده خیر کرد و محبت اسلام را در دل من قرار داد ، من با خودم گفتم : "خالد ! تو در همه ی جنگ ها با پیغمبر مشارکت داشتی ، در همه ی این نبردها پیغمبر به سلامت عبور کرد و تو نتوانستی به پیروزی قطعی برسی ! و هرگز هم تلاش شما برای حذف پیامبر عربی و پاک کردن اسلام از شبه جزیره عربستان به فرجام نخواهد رسید ..."

بعد می گوید : باز به خودم گفتم : " یادته وقتی پیامبر از مکّه به طرف مدینه آمد چکار کردی ؟!!!... در اصلان ، راه را بر او بستی و بنا داشتی در نماز شّر او را کم کنی و در نماز او را به قتل برسانی [ ذهنتان کجا رفت ؟کربلا ! ].خودش ادامه می دهد که در نهایت تعجب دیدم که پیامبر در یک اقدام هوشمندانه نماز را به خوف برگزار کرد !

اینها اصلاً بنا دارند نماز را سر ببرند...



برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

... جناب آقای عمر جلو آمد و با تندی ابن رواحه را هل داد و گفت : دست از این مدیحه گویی و شعر سرایی بردار! این اقدام عمر و برخورد با عبد الله بن رواحه  در واقع مثل برخورد پرچمداران کفر و بسیار تند و غیر مؤدبانه بود ....

تحلیل رفتار و کردار عمر بن خطاب نشان دهنده  این است که این یک رفتار دفعی نیست و فقط یک بار صورت نگرفت . بلکه یک رفتار نهادینه است همانطور که در صلح حدیبیه هم با تندی به پیامبر گفت : " مگر تو پیامبر نیستی"...  این رفتار نشانگر این است که مرتکب شونده این رفتار یا یک بیماری مزمن دارد یا یک مأموریت خطرناک.....



برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

درادامه مبحث فتح خیبر به فدک میرسیم، از آنجا که فتح خیبر به نوعی تنبّهی به یهودیان فدک بود؛ بر اساس نصّ صریح الهی فدک خالصه رسول خدا شد. ولی دنیا طلبی و مًآل اندیشی عده ای از خواص سرنوشت اسلام را به گونه ای دیگر رقم زد....


برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 79

امام علی علیه السلام:

مَن حَسُنَت نِیَّتُهُ کَثُرَت مَثوبَتُهُ، وطابَت عیشَتُهُ، ووَجَبَت مَوَدَّتُهُ .

هر کس نیّتش نیکو باشد، پاداشش فراوان و زندگی‌‏اش خوش مى‌شود و دوست داشتنش [بر دیگران‏] لازم مى‌آید .

غررالحکم : ج ٥ ص ٤٤٤

 

بایگانی