مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

مباهله چیست؟

روز مباهله روزی که  بنا بود مسلمانان و مسیحیان نجران یکدیگر را نفرین کنند، تا خدا آن طرف را که دروغگوست، عذاب کند.

در سوره آل عمران آیه ۶۱ آمده است: «فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ»

«هر گاه بعد از علم و دانشى که (درباره مسیح ( به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجّه  و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آن گاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم

ماجرای مباهله

در سال دهم هجرى، افرادى از سوى رسول خدا صلوات الله علیه مأمور تبلیغ اسلام در منطقه نجران از بلاد یمن شدند. مسیحیانِ نجران نیز افرادی را مانند سید و عاقب و اباحارثه، به نمایندگى از سوى خود براى گفتگو با پیامبر اسلام به مدینه گسیل داشتند.
گروه نجران وارد مدینه شده و با پیامبر صلوات الله علیه دیدار کردند. آنها گفتند: اى محمد، آیا تو صاحب و سرور ما را مى‌شناسى؟
پیامبرفرمودند: «سرور شما کیست»؟
گفتند: عیسى بن مریم.
پیامبر صلوات الله علیه فرمودند:«او عبد و رسول خدااست.
گفتند: به ما نشان بده کسى را که خدا مانند او آفریده باشد در آنچه دیده و شنیده‌اى... .
جبرئیل بر پیامبرصلوات الله علیه این آیه را نازل فرمود:«إِنّ مثل عیسى‌ عنداللَّه کمثلِ آم خلقه من ترابٍ ثمّ قال له کن فیکون؛ مثل عیسی(علیه السلام) در نزد خدا، همچون آدم علیه السلام)است که او را از خاک آفرید، و سپس به او فرمود: موجود باش. او هم فوراً موجود شدنابراین، ولادت مسیح بدون پدر، هرگز دلیل بر الوهیّت او نیست.
آنان از پذیرفتن حقیقت سر باز زدند و لجاجت ورزیدند.
داستان مباهله پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)با مسیحیان نجران

(نجران بلده کوچکی است میان عدن و حضر موت در ناحیه کوهستانی، )این داستان در برخی از منابع تاریخی و بسیاری از منابع تفسیری شیعه و اهل سنت ذکر شده است. در سال‌های پایانی حیات رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آوازه اسلام به تمامی نقاط دنیای آن روز رسیده بود رسول گرامی اسلام با ارسال نامه به سران کشورها و مناطق مختلف، سعی داشت دین اسلام را گسترش دهد. یکی از نامه‌هایی که رسول مکرم اسلام به مناطق مختلف و سران کشورها نوشت، نامه‌ای است که در سال دهم هجری برای نصارای نجران ارسال کرد. در این نامه آمده است:
«...
من شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا و از سرپرستی بندگان به سرپرستی خدا دعوت می‌کنم. اگر امتناع کردید، باید جزیه بپردازید و گرنه شما را به جنگ بخوانم»
مسیحیان نجران پس از دریافت نامه به مشورت پرداختند و تصمیم گرفتند؛ هیئتی از بزرگانشان را به مدینه اعزام کنند تا با رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) وارد مذاکره و بحث شوند. ابن هشام می‌نویسد:
«
هیاتی از نصاری نجران مرکب از ۶۰ نفر برای دیدار پیامبر و مذاکره با آن حضرت وارد مدینه شدند. در میان ایشان، ۱۴ نفر و در میان ۱۴ نفر، ۳ نفر بودند که سمت ریاست و بزرگی بر سایرین داشتند. و مورد احترام مسیحیان آن زمان بودند. یکی ملقب بود به «عاقب» که در آن زمان نامش «عبدالمسیح» بود. دیگری ملقب بود به «سید» و نام او «ایهم» بود. و سومی «اسقف» بود و نامش «ابو حارثه بن علقمه»
ابن سعد در باب نحوه ورود این هیات به مدینه و برخورد پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با آن‌ها می‌نویسد:
«
مسیحیان در حالی که جامه‌های نقش دار و گران قیمت و حریر یمنی پوشیده بودند، وارد مسجد شدند و به سوی مشرق نماز گزاردند. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به مسلمانان فرمود: آزادشان بگذارید. سپس آن‌ها با همان لباس‌ها نزد پیامبر آمدند. پیامبر آنان را نپذیرفت... روز بعد در جامه رهبانان آمدند و سلام کردند. پیامبر جواب داد و ایشان را به اسلام دعوت نمود. آن‌ها نپذیرفتند و گفتگو و بحث بسیاری شد».
مسیحیان در حقانیت دین خود با رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)به مجادله نشستند. مسیحیان نجران می‌گفتند: عیسی (علیه‌السّلام( خداست و گروهی او را پسر خدا می‌دانستند و دسته سوم، قائل به تثلیث «یعنی به سه خدا قائل بودند؛ پدر، پسر، روح القدس» ابن هشام می‌نویسد:
«
مسیحیان به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)گفتند: اگر عیسی (علیه‌السّلام) پسر خدا نیست پس پدرش کیست؟. .. آیات قرآنی نازل شد و خلقت او را همانند خلقت آدم ابوالبشر معرفی کرد».
مجادله و بحث بین مسیحیان نجران و پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)ادامه یافت. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)با ادله‌ای روشن و براهینی قاطع گفتارهای باطل آنان را رد می‌کرد و به سؤالات آن‌ها پاسخ می‌گفت. اما مسیحیان هم چنان حق را انکار می‌کردند و بر عقاید باطل خویش اصرار می‌ورزیدند. در این هنگام آیه ۶۱ سوره آل عمران نازل شد و مسیحیان نجران به مباهله دعوت شدند. در این آیه آمده است:
«
فمن حآجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا وابناءکم ونساءنا ونساءکم وانفسنا وانفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین» (آل عمران/۶۱
«
هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده (باز) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند به آن‌ها بگو: بیائید ما فرزندان خود را دعوت می‌کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت می‌کنیم، شما زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت می‌کنیم، شما هم از نفوس خود. آنگاه مباهله می‌کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می‌دهیم».
آیه ی مباهله نازل شد و خطاب به پیامبر صلوات الله علیه فرمود: به کسانى که با تو محاجّه و جدال کرده و از قبول حقّ، شانه خالى مى‌کنند، بگو: بیایید با فراخواندن فرزندان و زنان و خودمان(انفس)، خدا را بخوانیم و با حالت تضرّع و ابتهال بر دروغگویان نفرین کنیم و هر نفرینى که دامن گروه مقابل را گرفت، معلوم مى‌شود که راه او باطل است و با این وسیله به این گفتگو و جدال پایان دهیم.

هنگامى که نمایندگان مسیحیان نجران، پیشنهاد مباهله را از رسول اکرم صلوات الله علیه شنیدند، به یکدیگر نگاه کرده و متحیّر ماندند. آنان مهلت خواستند تا در این باره فکر و اندیشه و مشورت کنند. مسیحیان وقتی به بزرگان خود مراجعه کردند و از آنها مشورت خواستند، اسقف آنان گفت: فردا بنگرید اگر محمد(صلوات الله علیه) با اهل و فرزند خود آمد، از مباهله بپرهیزید و اگر با اصحاب خویش آمد، پس مباهله کنید که کارى از او ساخته نیست.
همراهان پیامبر

طبق آیه مباهله، پیامبر باید فرزندان و زنان خود و کسانی را که مانند نفس خویش باشند به همراه خود می‌آورد و اینان کسانی نبودند جز حسن بن علی علیه السلام و حسین بن علی علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها و علی بن ابی طالب علیه السلام.
روز مباهله

فردا صبح پیامبر گرامی برای مباهله آمد در حالى که دست حضرت علی علیه السلام را گرفته بود و حضرت حسن علیه السلام و حضرت حسین علیه السلام در جلوی ایشان می رفتند و حضرت فاطمه سلام الله علیها در پشت سر ایشان می رفت. مسیحیان نیز آمدند در حالی که اسقف در جلویشان بود. وقتی آنها، نبی اکرمرا با این افراد دیدند، درخواست کردند که همراهان پیامبر معرفى شوند. به آنها گفته شد: «هذا ابن عمه و زوج ابنته و أحب الخلق إلیه و هذان ابنا بنته من علی و هذه الجاریة بنته فاطمة أعز الناس علیه و أقربهم إلى قلبه؛ این پسر عم و داماد پیامبر و محبوب ترین مردم در نزد وی است و این دو پسر، نوه دخترى پیامبر و از صلب على علیه السلام هستند و این زن، فاطمه دختر وی است و عزیزترین مردم است نزد پیامبر
با فرا رسیدن روز مباهله رسول گرامی اسلام در حالی که دست امام حسن  و امام حسین(علیهما السلام) را در دست داشت، به همراه حضرت علی علیه‌السّلام و فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیهم) به محل مباهله آمدند. سران نجران از مشاهده این صحنه به وحشت افتادند. یکی از آن‌ها به همراهان خود گفت: به خدا سوگند من چهره‌هایی را می‌بینم که اگر از خدا بخواهند کوهی را جابجا کند، چنین خواهد کرد. یکی از ایشان به ابوحارثه گفت: برای مباهله نزدیک برو. او گفت: من همانا مردی استوار و جدی برای مباهله می‌بینم و به راستی بیم دارم که راستگو باشد و اگر راستگو باشد یک سال نگذرد که یک نفر مسیحی در دنیا نماند». [
مسیحیان از مباهله منصرف شدند و موافقت کردند که با رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) صلح کنند و جزیه بپردازند. صلح نامه‌ای نوشته شد و مقرر گردید مسیحیان همه ساله تعداد ۲۰۰۰ جامه به عنوان جزیه بپردازند و در این صورت مسیحیان نجران و وابستگان ایشان در پناه خدا و رسولش اهل ذمه خواهند بود، جان و آئین و اموال و زمین‌های ایشان محفوظ خواهد بود. سپس مسیحیان از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خواستند تا با آنان حاکمی فرستد تا میان ایشان حکومت (داوری) کند. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)«ابو عبیده جراح» را فرستاد.چندی بعد "عاقب و سید" به مدینه آمدند و اسلام آوردند.
دستور الهی مباهله به منظور روشن شدن حقیقت، و آشکار شدن گروه حق و باطل از طرف خداوند متعال تشریع شده است. مباهله میان مسیحیان نجران و رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، حقانیت دین اسلام را آشکار ساخت. مسیحیان نجران چون به این حقانیت پی بردند، حاضر به مباهله نشدند. علاوه بر این با نزول آیه مباهله بار دیگر یکی از فضائل اهل بیت (علیهم‌السّلام( از زبان قرآن بیان شد و جایگاه عالی خاندان عصمت و طهارت به بشریت معرفی شد.
سپس پیامبر صلوات الله علیه پیش رفت و بر دو زانو نشست. ابا حارثه اسقف آنها گفت: به خدا قسم این مرد مثل انبیا نشسته است؛ پس به مباهله تن در ندادند. یکی از بزرگان نصاری گفت: اى ابا حارثه! جلو برو و مباهله کن. ابا حارثه گفت: به خدا قسم که مباهله نمی‌کنم؛ زیرااو را بر مباهله پرجرأت می‌بینم و می‌ترسم که راستگو باشد که در این صورت به خدا، هیچ نیرویى براى ما نباشد. چهره‌هایى مى‌بینم که اگر از خدا بخواهند که کوه‌ها را از جاى بکند، حتماَ خواهد کند. با او مباهله نکنید که هلاک خواهید شد و در همه جهان یک نصرانی زنده نخواهد ماند.

سپس اسقف به پیغمبرصلوات الله علیه گفت: اى اباالقاسم ما مباهله نمی‌کنیم؛ لکن به مصالحه حاضریم. با ما مصالحه کن. پیامبرصلوات الله علیه با آنها به دو هزار حلّه هر حلّه‌اى به قیمت چهل درهم مصالحه کرد و این که سى زره و سى نیزه و سى اسب عاریه دهند که اگر در یمن آشوبى و جنگى پیش آمد، مسلمین بکار برند و رسول خداصلوات الله علیه ضمانت فرمود که عاریه‌ها را سالم به آنها برگرداند و این قرارداد را مکتوب کردند. نقل است این واقعه سبب شد پس از مدتی دو تن از بزرگان مسیحیت به نام سید و عاقب، مسلمان شوند و ایمان بیاورند.
مباهله، در ماه ذی الحجّه و محل آن در روزگار پیامبر صلوات الله علیهدر بیرون شهر مدینه بوده که اکنون داخل شهر قرار گرفته و در آن محل، مسجدى به نام «مسجد الإجابة ساخته شده است. فاصله‌ى این مسجد تا «مسجد النّبی تقریباً دو کیلومتر است .
زمان وقوع این مباهله را ۲۴ ذی الحجه الحرام سال دهم هجری ذکر شده است. و مکان مباهله، جایی است که اکنون به عنوان «مسجد الاجابه» در شهر مدینه و در نزدیکی بقیع مشهور است. مسیحیان نجران پس از آنکه با پیشنهاد مباهله مواجه شدند، ابتدا با آغوش باز پذیرفتند. یکی از آن‌ها گفت:
«
ای ابوالقاسم انصاف دادی، زیرا مباهله آیتی است که میان ما و شما را فیصله می‌دهد».و وعده کردند که مباهله را روز بعد انجام دهند»

 

روز بندگی

اسماعیل و ابراهیم به راه افتاده ‏اند. سجاده‏ اى به وسعت تمامى زمین، در قربان‏گاه پسر، رو به راه شده است. ابراهیم در برابر رسالت خویش، خم مى‏ شود و رکوع مى‏ کند تا تیزى شمشیر خویش را دو برابر کند و تحفه‏ اى را که براى اثبات صداقت خویش پیش‏کش آورده است، تقدیم کند؛ ولى شمشیر با حلق اسماعیل در نمى‏آمیزد و سرانجام، سربلندى انسان در بلندترین قله تاریخ دلدادگى‏اش اتفاق مى‏افتد.

ابراهیم! امتحان تو، بلنداى سقف عشق را در معمارى بندگى نشان داد و خدا تو را استعاره کرد براى عبرت مدعیان ایمان.

بر پیکر عالم وجود جان آمد

صد شکر که امتحان به پایان آمد

از لطف خداوند خلیل الرحمن

یک عید بزرگ به نام قربان آمد . . .

 

عیدتان مبارک

" دعا برای دوستان فراموش نشود"

باز هم عرفه، با همه راز و رمزهایش از راه رسید؛

روزى پر از شور و شیدایى و شناخت؛

روز خوشه‏چینى بندگان از پهن دشت معرفت الهى؛

روزى که نگاه قلب‏ها، بیش از همیشه به آسمان است؛

روز چشم‏هاى بارانى و نیازهاى آسمانى.

آرى، عرفه، روز بازگشت عارفانه است از کج‏راهه گمراهى و تاریکى، به شاه‏راه هدایت و نور...
اگرچه دیر...؛ ولى آمدم...

چه ‏قدر شیرین است ساعت‏ها در بر دوست نشستن و زمزمه «الهى الهى» بر لب داشتن؛

ساعت‏ها بر کرانه اقیانوس معرفت دعاى عرفه نشستن و پاى در خنکاى آب زلالش شُستن!

چه‏ قدر زیباست بازگشت همگانى بندگان فرارى به آغوش مهربان خدایى که همه را خواهد پذیرفت؛ مگر نه آنکه خود فرموده: «اگر روى گردانان از من شدت شوق مرا به بازگشت‏شان مى‏ دانستند، از نهایت شعف جان مى ‏دادند»؟!
الهى! این کهکشان بى‏ نهایت رحمت تو و این بندگان کوچک شرمسار؛

شاید دیر آمده ‏ام، ولى آمده ‏ام.

به زلال اشک‏هاى جارى بندگان صالحت در صحراى عرفات قسم، ما دور افتادگان از حریم عشق و عرفان را بپذیر

"آمین یا رب العالمین"

شادی روح شهدای فاجعه منا : "اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم"


شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَینَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ

ماه رمضان است، ماهی که قرآن برای راهنمایی مردم و نشانه‌های هدایت و فرق میان حق و باطل در آن نازل شده است.

فرارسیدن ماه مبارک رمضان، ماه شناخت و معرفت، ماه توبه و مغفرت، ماه عبادت و بندگی، ماه خدا، ماه قرآن، ماه پیامبر (ص) و ماه امیرالمومنین (ع)، ماه نزول رحمت و ضیافت بیکران الهی و ماه شکستن بت‌های نفس و سجده‌ی عشق بر درگاه معبود یکتا و نامتناهی را به همه دوستان و همراهان که همواره با تقوا و ایمان، تقرب به رحمت واسعه الهی را اصلی‌ترین هدف خود می‌دانند و با استفاده از فرصت‌های نورانی ماه رجب و شعبان، خود را مهیای ضیافت الهی نموده‌اند، صمیمانه تبریک و تهنیت می‌گوییم.

 برخورداری درک صحیح از ماه مبارک رمضان، زمینه به دست آوردن مواهب و برکات الهی و عطایای ربانی را فراهم می‌نماید و در سایه این درک و فهم و شناخت است که نقش بی‌بدیل و آثار و فواید آن آشکار می‌شود.

طرح‌ریزی برنامه‌های پویای دینی ، اخلاقی و فرهنگی در دانشگاه‌ و بسط و تسری مولفه‌ها و پیوندهای عرفانی ایام پرعظمت و لیالی گرانقدر ماه مبارک رمضان بر دیگر ماه‌های سال، جان‌ها را به وجد آورده و محیطی سرشار از نشاط و معنویت می‌آفریند.

ماه مبارک رمضان، فرصتی استثنایی و بس گرانقدر و ارزشمند است که باید با برنامه‌ریزی صحیح به استقبال آن برویم، این ماه فرصتی برای دعا و نیایش و شب زنده‌داری است که عشق ملکوتی و انس با محبوب جاودانه را پدید می‌آورد و شهد مناجات و نیایش را در کام انسان، حلاوت می‌بخشد.

امیدواریم همگی از سفره پربرکت فیوضات ربوی در این ماه مبارک به نحو مطلوب بهره مند شویم و با تهذیب نفس و خضوع و خشوع در قبال پروردگار جهانیان، دل‌ها و جان‌ها را در آسمان رحمت واسعه الهی جلا دهیم.

در پایان از درگاه حضرت احدیت برای همگان توفیق بهره‌گیری از برکات این ماه خجسته و انفاس قدسیه حضرت ولیعصر (عج) را مسئلت می‌نماییم.
مرسسه قرآن وعترت علی بن موسی الرضا (ع)
السلام علیک یا روح الله

ای ماه جماران که زهجرت چو هلالیم                        یکبار بر افروز و ببین ما به چه حالیم
سر تا به قدم محنت و اندوه و ملالیم                         باید که بسوزیم و بگرییم و بنالیم

عینیتِ آرزوی هزار ساله شیعه، روح اللهی بود که با عصا و ید بیضای موسوی و بیان و فرقان مصطفوی به نجات مظلومان کمر بست و دیده مستضعفان را به نور امید روشن ساخت. او که اندیشه اش چونان نسیم جان بخش سحرگاهی ارمغان پیروزی به همراه داشت، خاطره بخشندگی ابرها و درختان را تکرار می کرد.

آن دم که فجر در برابر نور او رنگ باخت، سروها در برابرش قیام کردند و عشق به زهدش شهادت داد و ایمان در تشهد به او سلام کرد ، او به همه جهانیان فهمانید که تکامل و زیستن چون علی (علیه السلام) و شهادت در قالب مرگ طبیعی، افسانه نیست. او معنی حقیقی شجاعت و عزت را در صفحات تاریخ حک کرد.

این ذخیره الهی شیعه با رفتنش دنیایی را داغدار خود کرد و الفاظ را نیز به سوگ نشانید. اینک طوفان کلمات، ساحلی می طلبد تا فقدان سپه سالار لشکر حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مردی از تبار پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در کنار واژه صبر تسکین دهد.

کجاست او که با رهبریش جهانی را لرزاند و با عطوفت پدرانه اش هزاران مرد را چون کودکان به گریه در آورد؟

او که بود که مسلمانان بار دیگر یتیم شدند و پرچم عزا برافراشته شد؟

کجاست آن روزنه امید صدها میلیون مسلمان و میلیاردها انسان تحت ستم در سراسر جهان؟ در کجای تاریخ باید به دنبال او گشت؟

امام خمینی «رحمة الله علیه» عینیت آرزوی هزار ساله شیعه بود.

آری! صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را                          تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

استغفار


لیلة الرغائب

اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب میگویند. برای این شب پر برکت از رسول خدا (ص) اعمالی نقل شده است که فضیلت بسیاری دارد. در روایت آمده است: هر که این نماز را بگذارد چون شب اول قبر او شود، حق تعالی بفرستد ثواب این نماز را به سوی او به نیکوتر صورتی با روی گشاده و درخشان و زبان فصیح. پس با وی گوید ای حبیب من! به خدا سوگند من چهره‏ اى زیباتر از چهره تو ندیدم، و سخنى شیرین‏ تر از سخن تو نشنیدم، و بویى بهتر از بوى‏ تو نبوییدم!

گوید: من ثواب آن نمازم که در فلان شب، از فلان ماه، از فلان سال به جاى آوردى‏ امشب نزد تو آمدم تا حقّت را ادا کنم، و مونس تنهایى تو باشم، و هراس را از تو برگیرم و هنگامى‏ که در صور (شیپور قیامت) دمیده شود، در عرصه قیامت سایه‏ اى بر سرت خواهم افکند، پس خوشحال باش که خیر هرگز از تو جدا نخواهد شد

 و اما نحوه خواندن نماز :

 روز پنج شنبه اول آن ماه را روزه میداری چون شب جمعه داخل شود مابین نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز میگذاری هر دو رکعت به یک سلام و در هر رکعت از آن یک مرتبه سوره «حمد» و سه مرتبه «سوره قدر» و دوازده‏ مرتبه «سوره توحید» مى‏‌خوانى و هنگامى که از نماز فارغ شدى هفتاد مرتبه مىگویى:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ وَ عَلَى آلِهِ [وَ آلِ مُحَمَّدٍ] .

سپس به سجده مى‏ روى و هفتاد مرتبه می گویى:

سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ

آنگاه سر از سجده بر مى ‏دارى و هفتاد مرتبه مى‏ گویى:

رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلِیُّ الْأَعْظَمُ

دوباره به سجده مى‏ روى و هفتاد مرتبه مى‏ گویى:

سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ

سپس حاجت خود را مى‏ طلبى که به خواست خدا برآورده خواهد شد.

در شب ارزوها فرج مولا و صاحبمان ، دعا برای یکدیگر و همه مسلمانان مظلوم عالم را فراموش نکنیم.

"التماس دعا"

 

 

 

 

منبع: اقبال الاعمال - المراقبات

 

 

حلول ماه ربیع الاول، ماه جشن و سرور اهل بیت(ع) مبارک باد.

بهار ماه‏ ها، ربیع الاول است چرا که آثار رحمت الهی و ذخایر برکات خداوندی در این ماه پدیدار می‏ شود و انوار جمال الهی بر زمین و زمینیان می‏ تابد . این ماه از ماه های فرخنده برای شیعیان است. حادثه مهم و تاریخی لیله المبیت، هجرت حضرت محمد صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه، ولادت خجسته آن حضرت و امام جعفر صادق علیه السلام، ازدواج خجسته شان با حضرت خدیجه علیها السلام، آغاز امامت امام مهدی (عج) از جمله حوادث فرخنده این ماه است

در این ماه خجسته، نسیم سحری جان مایه عشق را به گستره خاکیان می فرستد. شاخه های مهربان درختان، گونه به رنگ فلق می سایند. آبشاری از نور، خنده های شادمان خورشید را به زمینیان می بخشد و جوشش از شکوه آسمان را در بر می گیرد. جوانه های تبسم لب ها را شاداب از طراوت تغزلی دیگر کرده و همگی قدوم نوزادی را که سبب آفرینش است تبریک می گویند که

یا محمّد!

    پیامبر مهر و مهریانی !

                            ای بهار آفرینش!

                                             ای سبب خلقت!

                                                                نامت بلند و دینت پاینده باد...

112
عید قربان، عید شرافت بنى آدم است و کرامت انسانى‏ اش؛ جشن رها شدن از قید پدرانى است که جان فرزند خویش را نذر قربان‏گاه‏ ها مى‏ کردند.
عید قربان، عید سربلند بیرون آمدن از امتحان عبودیت است.
عید قربان، نقطه عطف آزادى است در تاریخ اسارت‏ها و بردگى‏هایى که بر انسان تحمیل شده بود.
عید قربان، سرآغاز حکومت توحید است و تولد ایمان و مرگ تردید.
عید قربان، عید تسلیم است و تعظیم شعایر الهى.
اما امسال حلاوت این عید با غم اندوهبار حادثه دلخراش منا و حج نیمه تمام حاجیان در هم امیخته و دل مسلمانان را از بی کفایتی مسئولان سعودی و وهابی مسلک به درد آورده است .

 امروز همزمان با عید قربان بیش از هزار نفر جان باختند، آماری عجیب در روزی سعید، حوادث حج را امسال به کام زائرین تلخ کرد،این پیام یک زائر ایرانی است:

«سلام بر دوستان عزیزم با چشمانی اشکبار این پیامو براتون ارسال می کنم شرایط خیلی سختیه تا دیروز با دوستان دعای عرفه خواندیم و اکنون شاهد جنازه های اوناییم فضای بعثه مثل قرارگاههای جبهه شده که هر لحظه خبر شهادت یک نفر رو می اورند.
تو کاروانها بی قراری موج میزنه و همه به دنبال عزیزشون میگردن و جزء مفقودین هستند»
                                         

حج امسال حج پر از غم و اندوه شد…..

درگذشت حجاج عزیزمان در کنار متمسکین به حبل‌الله از امت اسلامی و مجروح شدن ضیوف‌الرحمان در لباس احرام در سرزمین وحی و در آرزوی وصال حق تعالی را به امت اسلام تسلیت می گوییم .

 

111
عرفه آمد و من باز مصفا نشدم                     حاجی معتکف یوسف زهرا نشدم
همه گشتند سفید و دل من هست سیاه                             باز هم شکرکه پیش همه رسوا نشدم
الهی! عرفه‏ ام، باحسین علیه‏ السلام از عرفات کوچ کرد و رحل اقامت در کربلاگزید؛ اکنون تو رامی خوانم به زبانی که امامم حسین علیه‏ السلام در روز عرفه و در ودایش با سرزمین عرفات خواند.
الهی تو را می‏ خوانم، با اشک‏هایی که به ترنم آخرین نوای آسمانی مولایم حسین علیه ‏السلام در روز عرفه، بر صورت شرمسارم روان شده است.
الهی! تو را می ‏خوانم به پاکی و خلوص بندگی در صحرای عرفات، به تکاپوی حاجیان؛ آن‏گاه که جان مشتاق را برای لقای تو روانه آسمان زلال عرفه می‏ کنند.
خدای من! دلم برای آشنایی و آشتی با تو، بی‏ تاب‏تر از همیشه است و تنها دارایی‏ام در پیشگاه تو، دعایی است که به آن وعده اجابت داده‏ ای.
چگونه تو را دریابم و کدام باد موافق، این خس دورافتاده از آستانت را به کوی شناخت و دلدادگی به تو رهنمون می‏ سازد؟
الهی! تو نوری؛ آشکارتر از آنی که به مدد آثار خلقتت، شناخته شوی.
تو نوری و روشن‏تر از آنی که در پناه سایه درآیی.
خدای من! چه وقت از دیده ‏ام نهان شدی تا برای اثبات بودن تو، دست به دامن برهان و استدلال ببرم؟
تو آنقدر ظاهری که رسیدن به تو از راه مشاهده آثارت، راه دراز پیمودن و به بیراهه رفتن است. پس خدای من! چنان به عشق خود مرا بنواز و یاری ‏ام کن تا دیده ‏ام؛ به فراتر از نشانه‏ هایت دل مشغول دارد و از درک نور تو که آفاق را روشن کرده، بازنماند.
بارالها! چنان خود را به من بنما که بی ‏واسطه و با شهود قلب، شیفته جمال نورانی تو شوم.
اله من! حرفهایم هرچند تکراری است ، ولی مطمئن هستم که به آنها گوش می دهی، پس دست های خود را به سویت بالا می برم و پیوسته دعا می کنم:

"خدایا! غروب این روز را با غروب گناهانم یکی گردان . . ."

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 92

امام صادق علیه السلام:

مَن وَدَّعَ شَهرَ رَمَضانَ فی آخِرِ لَیلَةٍ مِنهُ وقالَ: اللّهُمَّ لاتَجعَلهُ آخِرَ العَهدِ مِن صِیامی لِشَهرِ رَمَضانَ، وأعوذُ بِکَ أن یَطلُعَ فَجرُ هذِهِ اللَّیلَةِ إلاّ وقَد غَفَرتَ لی. غَفَرَ اللّهُ تَعالى لَهُ قَبلَ أن یُصبِحَ ورَزَقَهُ الإِنابَةَ إلَیهِ .

هر کس در شب آخر ماه رمضان با آن وداع کند و بگوید : «خداوندا! این ماه را آخرین روزه دارىِ من در ماه رمضان قرار مده! پناه به تو مى‌برم از این که سپیده این شب بدمد مگر آن که مرا آمرزیده باشى»، خداوند متعال پیش از صبح او را مى‌آمرزد و توفیق توبه به درگاهش به او روزى مى‌کند.

الإقبال : ١ / ٤٣

بایگانی