مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

... آنچه که در جامعه ما امروزه جاری است این است که اصل فراموش شده و به فرعیات می پردازند. مثلاً یک میتی صد هزار تومان مظلمه به گردنش است یا یک سال نماز و روزه قضا به گردنش است (به فرض یک میلیون تومان ) و بازماندگان او به جای ادای این بدهی یک تاج گل درست می کنند که بعد از ختم هم خراب می شود و دور انداخته می شود ... یا رفته حج در حالیکه سال خمسی ندارد . مثلاً صد هزار تومان خمس را نمی پردازد ولی چندین برابر سوغات می آورد. ( در روایات داریم وقتی حاجی که واجباتش را پرداخت نکرده ، می گوید: " لبیک اللهم لبیک " فرشتگان می گویندک"لا لبیک و لا سعدیک . و حجُّک مردودٌ الیک " به زبان ما یعنی کی تو را دعوت کرده ؟ کی گفته بیایی؟! حجت تو سرت بخورد!!! ) این مشکلی است که در جامعه ما فراوان وجود دارد . برای چشم و هم چشمی ولیمه هایی می دهد که جز گناه هیچ چیزی ندارد . اصل ولیمه مستحب است ولی ولیمه ای می دهد که برای خدا نیست، ولیمه ای که اسراف و تبذیر در آن هست مورد پسند خدا نیست .
این مورد در زمینه های مالی زیاد هست البته جاهای دیگر هم هست ولی کم تر؛ مثلاً برای امام حسین «ع» عزا داری می کند ، نماز صبحش قضا می شود !! حق واجب را ادا نمی کند و غیر واجبها را انجام می دهد....


برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
... پس از مراجعت سپاه از ذات السلاسل پیامبر به استقبال سپاه رفت ....وقتی به سمت مدینه راه افتادند ، پیامبر اکرم (ص) داخل سپاه شد و از آنها پرسید: "فرمانده خودتان را چطور دیدید؟" یعنی ارزیابی سپاه از فرماده را طلب می کند. علی ؛ جانِ پیغمبر است . اما پیامبر مناسبات خودش و علی را در حکومتش دخیل نمی کند و تمییز قائل می شود . لذا بین مردم رفت و از آنها پرسید.!! [ یعنی نگویید " ما 35 سال است با هم هستیم، در ستاد انتخاباتی کنار هم بودیم و...]میزان حال مردم است . یعنی یک مدیر و یک نظام دینی پیوسته آدمهایش را رصد می کند و از مردم هم نظر می خواهد و احترام برای مردم قائل است ! از مردم درباره ولی الله اعظم می پرسد!!! [اینکه می گویند:" از کی بپرسیم؟" یکجور انحطاط است ]
یک جریانی در کنار علی بن ابیطالب «ع» وجود داشت که او را به عنوان یک عالم قبول داشت و گفتند :"ما هیچ رفتار ناصواب و نا درستی از علی «ع» ندیدیم. فقط یک موضوع بود و آن هم اینکه در همه نمازهایی که به او اقتدا کردیم فقط سوره "قل هو الله احد" را می خواند . ( یعنی این را به عنوان عیب امیر المؤمنین بیان کردند.)....


برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

….  در مراتب ارتباط با خدا ، 4 گام باید بردارید :

  1. مشارطه صبحگاهی ( تا وقتی نفس می خواهد گناه کند ، عقل جلوی او را بگیرد. لذا صبح بعد از نماز صبح با نفس خود شرط کن که امروز این خلاف ها را مرتکب نشوی !)
  2. مراقبه در طول روز
  3. محاسبه در غروب؛ " از امام موسی بن جعفر داریم : کسی که هر روز به محاسبه اعمال خود نپردازد ، از ما نیست " محاسبه کنید که چرا این کار را کردی ؟ چرا این کار را نکردی؟   روش محاسبه را هم به ما یاد دادند : " إنَ اُصاب خَیراً استزادالله " اگر به کار خیری برخورد کردید ، از خدا بخواهید توفیقات شما را بیشتر کند، " وَ إن اَصاب شَراً اَستَغفِرُالله وَ اَتاب اِلَیه" و اگر به کار بدی برخورد کردید ، سریع استغفار کرده و توبه کنید و از خدا بخواهید که دیگر مرتکب آن نشوید.
  4. معاتبه یا معاقبه کنید .(دو تا خلاف که دیدید ، دو تا تو گوش خودمان بزنیم و اگر کار خوبی دیدیم خودمان را تشویق کنیم . هر کس بنشیند با خودش حساب و کتاب کند و بابت کارهایی که باید انجام می داده و نداده ، حسابی خودش را سرزنش کند ... )...



برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
... در راه بازگشت از تبوک به مدینه در عقبه حرشاء واقعه ترور پیامبر اتفاق افتاد. مسیر اصلی بازگشت از روی کوه بود . ولی وقتی پیامبر به کوه رسیدندبه مسلمانان فرمودند شما از پایین کوه بروید و خودش همراه عمار و حذیفه از کوه بالا رفتند.  12نفر از منافقان در گردنه کوه پنهان شده بودند. وقتی به میانه کوه رسیدند منافقین سنگ بزرگی پرتاب کردند به امید اینکه پیامبر و شترش ازکوه بیفتند ولی سنگ به امر پیامبر از جلوی شتر پیامبر عبور کرد و به پایین افتاد . در مرحله بعد شمشیر کشیدند تا پیامبر را به قتل برسانند. به روایت عمار پیامبر اشاره کرد به آسمان ، رعد و برقی ایجاد شد و روشنایی آن در آسمان باقی ماند و ما تک تک این افراد را دیده و شناختیم . وقتی دیدند شناسایی شدند فرار کردند. حذیفه می گوید وقتی آمدیم پایین وقت نماز صبح بود و جالب اینجا بود که عین این 12 نفر در صف اول جماعت ایستاده بودند....
برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
گفتیم که اولین مرحله ورود ایمان به قلب است در این مرحله چون تقوا ضعیف است نمی تواند خودش را از گناه نگه دارد. در اثر تفکر در افاق و انفس و تقوا و عبادت ایمان در قلب توسعه پیدا می کند و به مرحله دوم وارد می شود .به گناه می رسه ولی انجام نمی دهد . عبادت که انجام می دهد گناهانش پاک می شود و درجاتش بالاتر می رود. بدن و نفس دائماً می خواهد ما را زمینی کند . مثلاً در جمعهایی که در پیش داریم (ایام عید) که مصادف با ایام فاطمیه هم هست چه کا رباید بکنیم ؟ اگر با آنها همراهی کنیم ، زمینی می شویم ، اگر از حرمتها بخواهیم محافظت کنیم آسمانی می شویم ، ولی مسخره مان می کنند. اگر نرویم ترک صله رحم کرده ایم .... حالا چه کا باید بکنیم ؟


برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

 پیرامون مقام و مرتبت علم و ارزش والای آن همین بس که در اولین آیات نازل شده بر پیامبر ، صحبت از علم و شرافت علم است .

ü      سبحانه و تعالی می فرماید : ای پیامبر " اِقرَاء وَ رَبُّکَ الاَکرَم ، الَّذیِ عَلَّمَ بِالقَلَم " پروردگارت را به اکرم بودن یاد کن و شاهد بر اکرم بودن خودش " عَلَّمَ بِالقَلَم " را می آورد.

ü      باریتعالی در سوره رحمن (عروس قرآن) می فرماید: " اَلرَّحمَن ، عَلَّمَ القُرآن، خَلَقَ الاِنسَان "یعنی تعلیم را بر خلقت تقدّم بخشیده تا شرافت و عظمت علم را بیان کند .

ü      در سوره قلم می فرماید : " نونَ وَ القَلَم ..." قسم به قلم . در فضای آن روز عربستان و نقصان علم و سواد ، خداوند قسم به قلم  یاد می کند .

و مخلص کلام اینکه " مِدادُ العالِم اَفضَلُ مِن دِماءِ الشُّهَداء " ...

... علم یعنی آگاهی یافتن و شناخت نسبت به خدا "

    علم یعنی داشتن یک تصویر درست از خدا .

    علم یعنی شناخت سنّتها و قوانینی که در عالم هست .

    علم یعنی خرافه ها و موهومات را به عنوان اصل و حق نپذیرفتن و اسیر این جهالت ها نشدن .

    علم یعنی راه و تکنیک کسب فضائل را آموختن .

    علم یعنی راه و دانش دور کردن و ازاله زشتی ها را آموختن .

    علم یعنی راه برون رفت از شدائد و سختیها ....



برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

... یکی از واجباتی که در رساندن انسان به مقصد تأثیر دارد ، روزه است .

در عالم برزخ ، نماز و روزه وجود دارد و از انسان حمایت می کنند و همراه انسان هستند .

برخلاف برخی از اعمال خوب که انسان را در عالم برزخ همراهی نمی کند و در قیامت با او همراه می شوند . ( در عالم برزخ نماز سمت راست انسان را پوشش می دهد ، روزه بالای سر انسان قرار می گیرد و زکات سمت چپ انسان و... )

... تقوا ، مرکبی است که اگر انسان سوار این مرکب رام و راه بلد شد ، او را به سر منزل مقصود می رساند .  اگر انسان  محصول کل زندگی دنیاییش تقوا باشد ، این تقوا زاد و توشه ای برایش خواهد شد تا به بهشت برسد . بنابراین اگر انسان به تقوا رسید، آن هدف میانی را به دست آورده است. البته بهشت رفتن هنر نیست ، بلکه جهنم نرفتن هنر است . چون راه های ورود به بهشت بسیار زیاد است و خدا با هر ترفندی دنبال بهانه ایست که بنده اش را به بهشت ببرد و رحمتش بر غضبش سبقت گرفته است ....



برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

حضرت امیر در فراز دیگری از نامه می فرمایند :

خانم ها را با پوشش و حجابی که بر ایشان در نظر می گیری ، حفظشان کن که اینها گرفتار نشوند ، آنها را با حجاب و پوششی نگهدار که نامحرمی آنها را نبیند یا آنها نامحرم را نبینند .

شدّت حجاب برای آنها پایدارتر است و بیشتر آنها را حفظ می کند . این سختگیری برای خانم نیست بلکه دلسوزی است که خانم ها حفظ  شوند .

اینکه اینها از خانه خارج نشوند برایشان خوب است و خارج نشدن آنها مهمتر از این نیست که کسانی را که مورد اطمینان نیستند وارد خانه کنی .( آقایانی که دوستان فاسق و فاسد خود را به خانه می آورند ، فرقی ندارند با آقایانی که خانم هایشان را بزک کرده ، بیرون می فرستند .) بیرون رفتن از خانه و وارد شدن نامحرمان غیر مطمئن به خانه ، با هم برابر است .

اگر می توانی کاری کن که غیر تو را نشناسد (منظورش نشناختن نامحرم است) یعنی مرد اینقدر خوب باشد و نیازهای همسرش را برطرف کند که به غیر او نظر نداشته باشد.



برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

 ... از بسیج امکانات فراهم هرقل و هم پیمانان او در جنگ موته می شود فهمید که :

1/ آنها می دانستند که فتنه انگیز یها و شیطنت هایشان بالاخره چاره ای جز تقابل با اسلام در بر نخواهد داشت .

2/ آنها اخبار رشادت مسلمانها را داشتند و می دانستند که آنها در سایه دین و پیغمبر ، پیروزی های بزرگی به دست می آورند .

3/ می دانستند جنگ با مسلمانها یک جنگ استثنایی است (جنگ با اعتقاد غیر از جنگ با سیاست و انگیزه هاست)

4/ اینها با علم به تعداد مسلمانها (3000 نفر ) ، 200 هزار نفر را بسیج کردند و آوردند .[ مثل آنچه در کربلا رخ داد ، دیدند یاران امام حسین صد واندی نفر هستند ولی 40 هزار نفر آوردند .]



برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

استاد درادامه ترجمه و تبیین آیات مبارکه سوره انسان بیان کردند که : اینها یادآوری است برای کسی که جویای راه به سوی خداوند باشد . به تعداد انسان ها راه برای رسیدن به خداوند موجود است . شما نمی خواهید مگر آن که خداوند بخواهد . هر کس را که خدا بخواهد وارد رحمت خودش می کند . این آیه و آیه قبل به نوعی بوی جبر و اجبار می دهد . جبر مطلق است ولی در آیه " فَمَن شاءَ أَتَّخِذَ الی رَبِّه سَبیلاً "  اختیار مطلق انسان را گوشزد می کند ....



برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 72

امام علی علیه السلام :

مَن لَم یَتَغافَل ولا یَغُضُّ عَن کَثیرٍ مِنَ الاُمورِ ، تَنَغَّصَت عیشَتُهُ 

هر که از بسیارى امور ، تغافل و چشمپوشى نکند ، زندگى اش تیره مى شود .

غرر الحکم : ج ۵ 

بایگانی