مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

 وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلا ﴿٧٠)

این آیه یکی از آیاتی است که نشان دهنده جایگاه و منزلت انسان در این جهان است. برای شناختن اسلام باید  موضوع انسان در قرآن را خوب یشناسد...

دریافت
حجم: 18.8 مگابایت

 

 مأموریت سنگینی به دوش پیامبر ما هست. چقدر این پیامبر برای هدایت امت زحمت کشید، مأموریت سنگینی به دوش کشید.این مأموریت پیامبر ، مأموریت جهانی است. مأموریت پیامبر مأموریت تاریخی است. مأموریتی که باید زمانهای آینده را هم تحت تأثیر قرار دهد. خدا او را فرستاد تا بتواند دین اسلام را بر همه ادیان دیگر پیروز کند و غلبه دهد. آمد که سبک زندگی اسلامی، باورهای اسلامی، اخلاق اسلامی و نظام های برخاسته از اسلام را در سراسر عالم منتشر کند. نگاه او نگاه منطقه ای نبود ....

سخنرانی استاد حاج ابوالقاسمی در روز 28 صفر

دریافت
حجم: 26.9 مگابایت

نهم ربیع سالروز امامت صاحب الزمان (عج)

در دست امـام ما زمـام عصـر است                       از حضرت او به پا قـوام عصـر است
تبـریک به شیعـیـان عــالـم گــوئید                          آغــاز امــامـت امــام عـصـر است

غدیر دوم است امروز.این ولایت «گوارایت باد» ای فرزند علی!
بیعتمان را این بار عاشقانه تر تجدید خواهیم کرد. میان رکن محبت و مقام اطاعت. 
دست به دامنت می شویم که دلهایمان را پر از عدل و داد کنی که پر از ظلم و جور شده است.
ای مولای زمان! 
نشسته ایم
نه، ایستاده ایم
در انتظار «جاء الحق» تا در دشت نامهربانی ها قیامتی به پا کنی. 
لحظه ها را می شماریم در انتظار روزگار «انا المهدی»

"اللهم عجل لولیک الفرج"

آقا مبارک است رَدای امامتت                        ای غایب از نظر به فدای امامت
می خواستند حق تو را هم قضا کنند            کَـذاّبها کجـا و عـبـای امـامـت
ما زنده ایم از برکات ولایتت                            ما عهد بسته ایم به پای امـامتت
از روز اولی که رسیدیم در جهان                   گشتیم آشنا به صدای امـامتت
این روزها هوای تو را کرده ام بیا                 ماییم یاکــریمِ هـوای امـامتت
آقا بیا تقاصِ شهیدان به پای توست              آقا فـدای کــرب و بلای امامتت
تا روزِ بازگشتِ تو سیدعلی شده                   پرچم به دوش، زیرِ لوای امامتت


نهم ماه ربیع الاول سالروز ولایت و امامت حضرت صاحب الامر و الزمان ، مهدی فاطمه سلام الله علیه را به تمام منتظران حضرتش تبریک و تهنیت می گوییم.

آنچه که در نبوت عامه گفته شد،از جمله راههای اثبات پامبران ، خصوصیات و ویژگی های پیامبران و ... همگی درباره پیامبر اکرم صلوات الله علیه در حد اعلا و بهترین شکلش قابل تطبیق است. اما با توجه به ایامی که در ان قرار داریم (28 صفر و ماه ربیع الاول) ابتدا شبهه رحلت یا شهادت حضرت رسولصلوات الله علیه را بررسی میکنیم. اینکه پیامبر اکرمصلوات الله علیه شهید است یا خیر، اگر از نظر لغوی بگوییم...

دریافت
حجم: 15.7 مگابایت

 ما یک حرف تازه‌ای زیر این آسمان از قرآن شنیدیم، قبل از قرآن که این حرف‌ها نبود که انسان مرگ را می‌میراند نه بمیرد. شما از هیچ کسی نشنیدید غیر از وحی که انسان مرگ را می‌میراند، مرگ تحت سلطه انسان است. انسان یک موجود ابدی است هست که هست که هست که هست. قرآن که نگفت «کلّ نفس یذوقها الموت»؛ هر کسی را مرگ می‌چشد! فرمود: ﴿کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ﴾؛ هر کسی مرگ را می‌چشد. روشن است که هر ذائقی مذوق را هضم می‌کند. ما هستیم که مرگ را می‌میرانیم. ما هستیم که مرگ را در خود هضم می‌کنیم زیر پا لِه می‌کنیم و سفر می‌کنیم و دیگر مرگی نیست. این بیان نورانی حضرت سیّدالشهداء(سلام الله علیه) را در روز عاشورا بخوانید؛ در بحبوحه‌ای که مثل قطرات باران تیر می‌آمد حضرت به اصحابش چه گفت؟ فرمود: «صَبْراً بَنِی الْکِرَامِ فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ»؛ کمی صبر کنید، مرگ پلی است زیر پای شما، مرگ که مهاجم نیست، شما مرگ را می‌میرانید روی مرگ پا می‌گذارید می‌روید آن طرف که خبری از مرگ نیست. مرگ بعد از مرگ، مرگی دیگر است؟ ما حساب یک میلیارد و دو میلیارد و هزار میلیارد سال نیست، ابدیت است ﴿خالِدینَ فیها أَبَداً﴾، این ابد را باید همین جا بسازیم. اگر ما ابدی هستیم که هستیم، اگر تنها دشمن ما مرگ است که مرگ است، اگر در مصاف با مرگ ما پیروز هستیم مرگ را می‌میرانیم باید ابدی بیندیشیم و این کار از درس و بحث محض به دست نمی‌آید.


گزیده ای از بیانات آیت الله جوادی آملی در شرح حکمتهای نهج البلاغه

آجرک الله یا صاحب الزمان فی مصیبتـــــــ أبیک و لعن الله اعداءالله ظالمیهم من الاولین و الاخرین

آفتاب روز هشتم ربیع الاول در حال طلوع بود، که آفتابی پرفروغ از دیگر سو غروب می کرد. او یازدهمین پیشوای آسمانی مردمان، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام بود، که شمع وجودش پس از 28 سال پرتوافشانی به خاموشی می گرایید. در سالروز شهادت آن امام بار دیگر زمین و آسمان در عزای سلاله ای پاک از خاندان نبوی سوگوار است، تا با گریه و فغان بر مظلومیت آن امام همام با فرزندش حضرت ولی عصر (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) هم ناله شود. شهادت امام عسکری علیه السلام را بر دادگستر جهان، امام زمان (عج)، و تمام روهروان راه آن حضرت، تسلیت می گوییم.

هیات تمام شد، همه رفتند و تو هنوز

در گوشه ای نشسته ای و گـریه میکنی

سوز اهـــــل آسمان آید به گـــــوش

ناله صاحبـــــــ زمان آید به گـــوش

آجرک الله یا صاحب الزمان فی مصیبتـــــــ أبیک و لعن الله اعداءالله ظالمیهم من الاولین و الاخرین

آیات 26 تا 29 : :{ رَبُّکُمُ الَّذِی یُزْجِی لَکُمُ الْفُلْکَ فِی الْبَحْرِ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ کَانَ بِکُمْ رَحِیمًا ﴿٦٦﴾ وَإِذَا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فِی الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلا إِیَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاکُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَکَانَ الإنْسَانُ کَفُورًا ﴿٦٧﴾ أَفَأَمِنْتُمْ أَنْ یَخْسِفَ بِکُمْ جَانِبَ الْبَرِّ أَوْ یُرْسِلَ عَلَیْکُمْ حَاصِبًا ثُمَّ لا تَجِدُوا لَکُمْ وَکِیلا ﴿٦٨﴾ أَمْ أَمِنْتُمْ أَنْ یُعِیدَکُمْ فِیهِ تَارَةً أُخْرَى فَیُرْسِلَ عَلَیْکُمْ قَاصِفًا مِنَ الرِّیحِ فَیُغْرِقَکُمْ بِمَا کَفَرْتُمْ ثُمَّ لا تَجِدُوا لَکُمْ عَلَیْنَا بِهِ تَبِیعًا ﴿٦٩﴾} این سوره یک بسته کامل خداشناسی است:

دریافت
حجم: 16.6 مگابایت

آجرک الله یا ابا صالح المهدی(ع)

با شهادت امام هادی علیه السّلام در سال ۲۵۴، امام عسکری علیه السّلام به سمت امامت شیعیان اثنی عشری منصوب گردید. روایاتی که در وصیت امام هادی علیه السّلام درباره امامت فرزندش وارد شده، در بسیاری از کتب حدیث و تاریخ شیعه، به چشم می خورد .امام هادی (علیه السلام) در وصف فرزند خویش می فرمایند: «فرزندم ابومحمد اصیل ترین چهره ی خاندان نبوی و استوارترین حجت است. او بزرگ فرزندانم و جانشین من است و امامت و احکام آن به سوی او بازمی گردد»

امام حسن عسگری علیه السلام تحت فشارها و محدودیتهای زیادی از طرف خلفای عباسی زندگی می کرد چرا که در آن دوران شـیعه بـه صورت یک قدرت عظیم در عراق درآمده بـود و این باعث می شد که خلفاء احـساس خـطر کنند. روشن است که امام عسکری علیه السّلام همانند سایر امامان، در صورت داشتن اختیار و آزادی، نه سامرا بلکه مدینه را برای زندگی انتخاب می کردند. در واقع اقامت طولانی ایشان در سامرا جز نوعی بازداشت از طرف خلیفه قابل توجیه نیست. به همین جهت از امام خواسته بودند حضور خود را در سامرا، به طور مداوم به آگاهی حکومت برساند؛ چنان که طبق نقل یکی از خدمتکاران امام، آن حضرت هر دوشنبه و پنجشنبه مجبور بود در دار الخلافه حاضر شود.

از برخی روایات فهمیده می شود که در زندگی امام حداقل دورانی وجود داشته که امکان دیدار مستقیم با آن بزرگوار در خانه‌اش نبوده است و شیعیان معمولاً در مسیری که امام به مرکز حکومت رفت و آمد می کرد، توفیق زیارت چهره آن حضرت را داشته اند. در کتاب الغیبه آمده است که در یوم النـوبه (روز مـراجعه امـام بـه مرکز حکومت) شـور و شـعفی در میان مردم پدید می آمد و خیابانها مملو از جمعیت می شد. آن گاه که امام در خیابان حضور می یافت، هیاهو خاموش می شد و امـام از مـیان مـردم عبور می کرد.

علی بن جعفر از حلبی نقل می کند: در یکی از روزها که قرار بود امام به دار الخلافه برود ما در عسکر به انتظار دیدار وی جمع شدیم؛ در این حال از طرف آن حضرت توقیعی بدین مضمون به ما رسید:

ألّا یسلمنّ علیّ أحد و لا یشیر الیّ بیده و لا یؤمئ فإنّکم لا تؤمنون علی أنفسکم.  کسی بر من سلام و حتی اشاره هم به طرف من نکند؛ زیرا که در امان نیستید!.

این روایت به خوبی نشان می دهد که دستگاه خلافت تا چه حد روابط امام با شیعیانش را زیر نظر داشته و آن را کنترل می کرده است.

در چنین وضعیتی امام تنها از طریق وکلا با شیعیان ارتباط داشت و آنها مسوولیت رد و بدل کردن نامه‌های شیعیان به امـام یا وکیل ارشد آن حضرت و همچنین جمع آوری امـوال مـربوط بـه امام از تمامی مناطق شیعه نشین و رساندن آن به امام را بر عهده داشتند.

امام عسکری علیه السّلام اگر چه بسیار جوان بود، ولی به دلیل موقعیت بلند علمی و اخلاقی، به ویژه رهبری شیعیان و اعتقاد بی شائبه آنان به امام و احترام بی چون و چرای مردم از وی، شهرت فراوانی پیدا کرده بود.

روایات زیادی درباره بازداشت امام عسکری علیه السّلام وجود دارد که البته از جهاتی با یکدیگر ناسازگارند. علت این امر، افزون بر این که می تواند اشاره به تعدّد بازداشت آن حضرت باشد، اشتباه مردم در نام خلفا نیز هست.این بازداشت ها عبارت اند از:

خبری درباره زندانی شدن آن حضرت در دوران مستعین (۲۴۸- ۲۵۲) در دست است. صیمری در کتاب «الاوصیاء» نقل کرده است که مستعین دستور بازداشت امام عسکری علیه السّلام و آوردن وی به کوفه را به سعید حاجب داد. ابو الهیثم بن سیابه ضمن نامه ای که به امام نوشت، از این خبر اظهار نگرانی کرد. امام در جواب وی نوشتند: پس از سه روز فرجی حاصل خواهد شد. سه روز بعد، مستعین خلع شد و خطر رفع گردید. این خبر در منابع دیگر درباره معتز نقل شده است.

معتز دیگر خلیفه سختگیر عباسی امام عسکری و برادرش جعفر را زندان کرده است. با توجه به شهادت امام هادی علیه السّلام در سال ۲۵۴ و امامت فرزندش، آمدن دو برادر به زندان باید در سال ۲۵۴ یا ۲۵۵ باشد.

خبری هم درباره دوران مهتدی (۲۵۵- ۲۵۶) موجود است. این خلیفه مدعی بود که عمر بن عبد العزیز عباسیان است.  ابو هاشم جعفری گفته است: در دوران مهتدی، هنگامی که در زندان بودم، امام عسکری علیه السّلام را به زندان آوردند. با کشته شدن مهتدی در سال ۲۵۶ خدا جان او را از خطر مرگ رهانید؛ زیرا خلیفه قصد کشتن آن حضرت را داشت.

بار دیگر که امام زندانی شد در عصر معتمد عباسی (۲۵۶- ۲۷۹) بوده است. در روایتی آمده که آن حضرت در سال ۲۵۹ ق در زندان معتمد عباسی بوده و علی بن جرین زندانبان او بوده است. او در پاسخ معتمد که درباره امام از وی سؤالاتی نموده، چنین گفته است: همواره روزها روزه دار و شبها مشغول نماز است.

شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)

مطابق با نقل شیخ صدوق آن حضرت را معتمد عباسی با خوراندن سم به ایشان به شهادت رساند.  و منابع تاریخ شهادت آن حضرت را هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ هجری گفته‌اند.  از آنجا که امام یک چهره کاملا شناخته شده در سامرا بود، هنگام رحلتش هاله‌اى از غم و بهت‌زدگى فضاى سامرا را فرا گرفت. احمد بن عبید الله در روایتى که قسمتى از آن پیش از این ارائه شد، این صحنه را چنین وصف کرده:

وقتى امام عسکرى علیه السّلام رحلت کرد، صداى شیون و فریاد همه جا را فرا گرفت. مردم فریاد مى‌زدند: ابن الرضا رحلت کرد. آنگاه براى تدفین آماده شدند، بازار به حال تعطیل درآمد. پدر من (وزیر معتمد عباسى)، بنى هاشم، شخصیتهاى نظامى و قضایى و منشیان و مردم به سوى جنازه هجوم آوردند، آن روز در سامرا قیامتى برپا بود.

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مَوْلایَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ الْهَادِیَ الْمُهْتَدِیَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

واکنش به مسئله چند همسری

آیت‌الله عباس کعبی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مدتی پیش درمورد نظر رهبر معظّم انقلاب درباره عدم استحباب تعدد زوجات یادداشتی را در اختیار رسانه‌ها قرار دادند که در این گزارش میخوانید.

نظر آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ‌درباره تعدد زوجات این است که تعدد زوجات جایز است اما ثواب و استحباب ندارد. ‌این نظر نه تنها دارای پشتوانه قوی فقهی است و مطابق نظر مشهور فقهای متقدم و برخی از متاخرین و معاصرین است بلکه بر این نظر و بر استحباب اکتفاء به یک همسر، شیخ طوسی ادعای اجماع کرده است.

در  واقع مدتی پیش آیت‌الله عباس کعبی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری در مورد مباحث مطرح شده پیرامون نظر رهبر معظّم انقلاب درباره عدم استحباب تعدد زوجات یادداشتی را در اختیار رسانه ها  قرار داده و به تبیین فهقی این مسئله پرداخته که در ادامه می‌خوانید.

۱‌-اصل ازدواج و اقدام برای تشکیل خانواده برای مردان و زنان، مستحب موکد است و ثواب زیادی دارد. ‌آیات قران کریم و روایات زیادی علاوه براجماع مسلمین و ضرورت مذهب بلکه ضرورت دین دلالت بر این امر دارد. و درشرایطی ‌ازدواج کردن واجب می‌شود مثل خوف وقوع در حرام در صورت ترک ازدواج.

٢- جواز ‌اختیار همسر دوم یا بیشتر برای مردان تا چهار همسر در اصل شرع و به حکم اولی، درصورت تامین عدالت بین همسران و توانمندی تامین نفقه برابر بین آنان، ‌از ضروریات مذهب و دین است و در میان فقها هیچ نظر مخالفی وجود ندارد و نظر مرجع بزرگوار، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای دامت‌برکاته نیز همین است. ‌البته حکم تعدد زوجات برای اشخاص مختلف بر حسب تفاوت شرایط، مثل اصل خود ازدواج کردن؛ گاهی واجب یا مستحب یا حرام و یا مکروه می‌شود.

‌۳- نظر جواز تعدد زوجات و نه استحباب آن؛ جدای از حالات و شرایط متفاوت عارض بر آن که آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (دامت برکاته) قائل به آن هستند، نه تنها دارای پشتوانه استدلالی عمیق فقهی است و اکثر فقهای متقدم و برخی فقهای متاخر نیز قائل به آن هستند. بلکه مرحوم شیخ‌الطائفة طوسی (قدس سره) ادعای عدم خلاف در جواز تعدد زوجات و نه استحباب آن می‌نماید و با فتوای صریح به جواز تعدد زوجات، قائل به استحباب ‌اکتفاء بر یک زن شده‌اند، بلکه این فتوا را بدون نظر مخالف در میان علماء دانسته‌اند. عبارت ایشان در کتاب مبسوط ج ٦ ص ٤ چنین است: «یجوز للرجل أن یتزوج أربعا بلا خلاف و المستحب أن یقتصر علی واحدة» و در خلاف ج ٥  ص١١١ می‌فرماید: «یجوز للرجل أن یتزوج أربعا بلا خلاف و الاستحباب أن لا یزید علی من یعلم أن لا یقوم بها. و قال جمیع الفقهاء: المستحب الاقتصار علی واحدة»

افراد شاغل در بیت رهبری اگر همسر دوم اختیار کنند، اخراج می‌شوند

سال گذشته بود که فتوایی منتسب به رهبری در کانال‌ها منتشرشد که مدعی بود حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تعدد زوجات را در شرایط فعلی جامعه مستحب می‌دانند.

اما بنا بر آنچه در رسانه‌ها منتشر شده مدتی پیش در جمعی با حضور رهبری، یکی از حضار از ایشان درباره صحت این فتوا سوال می‌پرسد. آیت‌الله خامنه‌ای با شنیدن این مطلب برافروخته شده‌اند و متعجب گفته‌اند که اصلا بنده همچین فتوایی ندارم و اصلا همچین چیزی را قبول ندارم؛ چه کسی این را گفته است؟ آقایان حتی به شوخی هم نباید درباره تعدد زوجات حرف بزنند، که باعث دلسردی خانم‌ها می‌شود.

جالب آن‌که رهبر انقلاب این نظر را در محل‌ کارشان هم اجرایی کردند و هشدار داده‌اند که افراد شاغل در بیت رهبری اگر همسر دوم اختیار کنند، اخراج می‌شوند.


در نظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بنابر ادله‌ی معتبر دینی چند همسری مردان، مباح اما غیر مستحب است، اما از آنجا که مطابق دلایل قرآنی جواز آن مشروط به اطمینان از رعایت عدالت بین همسران شده است، بنابراین هر گاه از نظر عقلایی عدم تحقق رعایت عدالت بین همسران محتمل باشد، ازدواج مجدد شوهر جایز نیست.

همچنین در نگاه کلان معظم‌له به خانواده به عنوان مهمترین نهاد اجتماعی در زندگی انسان و ضرورت شکل‌گیری خانواده و مراقبت و حفاظت از آن، عواملی در استحکام این بنیان الهی و شکل‌گیری آن مؤثر است از جمله: حفظ محبت و اعتماد متقابل زوجین، اصالت نقش مادری و تربیتی بانوان، پرهیز از راه یافتن نگاه مادی به خانواده و تجمل‌گرایی و رقابت‌های مادی خانواده‌ها، ترویج ازدواج آسان و نقش مهم و مؤثر والدین در آن، وظیفه‌ی دستگاه‌های حکومتی و رسانه‌ها در تسهیل امر ازدواج جوانان.

بر این اساس از آنجا که در جامعه و کشور ما ازدواج مجدد مردان غالباً به ضرر استحکام خانواده و موجب تضعیف محبت زوجین و گاه فروپاشی خانواده است، نگاه معظم‌له به آن خوشبینانه و مثبت نیست و از این روست که این جمله در بیان ایشان تکرار شده است که: «خدا یکی و محبت یکی و یار یکی
»

در یکی از کلمات نورانی آن حضرت یعنی کلمه پنجاه و چهارم فرمود: «لَا غِنَی کَالْعَقْلِ وَ لَا فَقْرَ کَالْجَهْلِ وَ لَا مِیرَاثَ کَالْأَدَبِ وَ لَا ظَهِیرَ کَالْمُشَاوَرَةِ». وجود مبارک امام صادق(سلام الله علیه) به یکی از شاگردانش فرمود: «فَإِنْ مِتَ‏ فَوَرِّثْ‏ کُتُبَکَ‏ بَنِیک‏»؛ طرزی درس بخوان که بچه‌های تو چهار جلد کتاب تو را ارث ببرند، نه اینکه کتاب بخری بیاوری در کتابخانه. باسواد شدن جُرم نیست، عالم شدن گناه نیست، حرف فهمیدن و حرف آوردن نقص نیست. فرمود طرزی زندگی کن که چهار جلد کتاب تو را بچه‌های تو ارث ببرند. «فَإِنْ مِتَ‏ فَوَرِّثْ‏ کُتُبَکَ‏ بَنِیک‏»، اینها را بگذار. حضرت هم فرمود: «لَا مِیرَاثَ کَالْأَدَبِ»؛ این امور علمی را به ورثه‌تان بدهید، آن وقت کشور می‌شود آباد. کدام غرب است که بتواند کشور عقل را، کشور غنی را از پا دربیاورد؟ فرمود: «لَا مِیرَاثَ کَالْأَدَبِ وَ لَا ظَهِیرَ کَالْمُشَاوَرَةِ»؛ از فکر دیگران کمک بگیرید. «ظهیر»؛ یعنی پشتیبان. «ظَهر»؛ یعنی پشتیبان. این تظاهرات که می‌کنند از ظهور نیست، از «ظَهر» است؛ یعنی همه پشت به پشت هم می‌دهند، پشتوانه یکدیگر هستند پشتیبان یکدیگر هستند، مطلبی را تثبیت می‌کنند؛ این می‌شود تظاهرات. نه به معنای ظهور است، به معنای ظَهر است، پشتیبانی است پشتوانه است. فرمود: «لَا ظَهِیرَ کَالْمُشَاوَرَةِ».

حضرت فرمود: «الْغِنَی فِی الْغُرْبَةِ وَطَنٌ وَ الْفَقْرُ فِی الْوَطَنِ غُرْبَةٌ»؛ انسان یا در شهر خودش است که راحت است، اگر کاری داشته باشد دوستان برای او انجام می‌دهند، مشکلی داشته باشد حلّ می‌کنند و اگر در سفر باشد که بیگانه باشد ناشناخته باشد در زحمت است. فرمود غنا و توانگری در غربت به منزله وطن است. یک انسان مسافر هم اگر وضع مالی‌ او خوب باشد آنجا امکاناتش هست؛ مثل اینکه در وطن خودش است. انسانی که دستش تهی است و جیبش خالی است در شهر خودش هم غریب است. چون فرمود: «لَا غِنَی کَالْعَقْلِ وَ لَا فَقْرَ کَالْجَهْلِ»؛ یک انسان عاقل هر جا برود وطن اوست. یک انسان جاهل هر جا زندگی کند در غربت است، برای اینکه نه آداب حرف زدن را بلد است، نه آداب معاشرت را بلد است، نه جذب دوست را آشناست، به هر حال بیگانه است؛ لذا فرمودند حتماً عالِم بشوید و به آن علومی که شما را به آن حیات معنوی می‌رساند آشناتر گردید.

«طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِیضَةٌ»؛ یعنی خیلی خیلی خیلی واجب است. آدم تا نفس می‌کشد باید چیز بفهمد. این علمی که این قدر طلب آن فریضه است و واجب است و دین بر آن تأکید می‌کند، برای اینکه جامعه را زنده می‌کند. علمی که بفهمد چگونه زندگی بکند، چگونه با مشکلات کنار بیاید و اگر آن علم را فراهم نکرد گرفتار فقر می‌شود، یعنی ستون فقراتش شکسته است. اینجا هم فرمود: «لَا فَقْرَ کَالْجَهْلِ». این غنا و فقر را چون قبلاً معنا کرده است منحصر در غنا و فقر مالی نیست؛ چون فرمود: «لَا غِنَی کَالْعَقْلِ»، یک؛ «لَا فَقْرَ کَالْجَهْلِ»، دو؛ بعد فرمود: «الْغِنَی فِی الْغُرْبَةِ وَطَنٌ  یعنی عقلی را که انسانِ مسافر باعث می‌شود که او در وطن زندگی کند، همیشه در وطن است. جهل یک مسافر همیشه او را مسافر می‌کند ولو در وطن زندگی کند.


گزیده ای از بیانات آیت الله جوادی آملی در شرح حکمتهای نهج البلاغه

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 104

امام صادق علیه السلام :
فَضَّلَ اللّهُ الجُمُعَةَ عَلىٰ غَیرِها مِنَ الأَیّامِ، وإنَّ الجِنانَ لَتُزَخرَفُ وتُزَیَّنُ یَومَ الجُمُعَةِ لِمَن أتاها، وإنَّکُم تَتَسابَقونَ إلَى الجَنَّةِ عَلى قَدرِ سَبقِکمُ إلَى الجُمُعَةِ، وإنَّ أبوابَ السَّماءِ لَتُفتَحُ لِصُعودِ أعمالِ العِبادِ.
خداوند، روز جمعه را بر روزهاى دیگر برترى بخشیده است. در روز جمعه، بهشت براى کسی که به [نماز] جمعه بیاید، آراسته و مزیّن می‌‏شود، و شما به اندازۀ پیشتازیتان به سوى [نماز] جمعه، به سوى بهشت، پیش خواهید تاخت و درهاى آسمان نیز براى بالا رفتن اعمال بندگان، باز می‌‏شوند.
الکافی: ج۳ ص۴۱۵

بایگانی