مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

 امام جواد(سلام الله علیه) یک بیان نورانی دارد، در مسافرتی عده‌ای سفره پهن کردند غذایشان را خوردند، خواستند سفره را جمع کنند؛ فرمود: شما در این همه پرنده‌هایی که دیدند، شما می‌خواهید این سفره را جمع کنید برای چه؟ شما غذایتان را خوردید بقیه را بگذارید برای اینها که دیدند، اینها حق دارند. این امام جواد است. آن وقت کشوری که به نام این امام جواد است می‌شود در آن بیکار باشد؟ فقیر باشد؟ گرسنه باشد؟ فرمود: یا در خانه غذا بخور یا اگر در بیابان غذا خوردی این سفره را پهن کردی، بقیه برای دیگران است. دستور رسمی امام جواد بود، فرمود اینها هم حق دارند. این امام جواد را که کسی بشناسد کسی رفته در مدینه خدمت حضرت گفت من مشکلی دارم. والی این شهر سجستان باید مشکل مرا حلّ کند. آن هم شیعه بود به نام حسین بن عبدالله نیشابوری. چون نیشابور و آن فلات بعد از عبور وجود مبارک امام رضا(سلام الله علیه) شیعه خالص بودند. این حسین بن عبدالله نیشابوری والی آن سجستان بود. او شنید که این شخص رفته مدینه خدمت امام جواد، مشکل خودش را با حضرت در میان گذاشت آن حضرت نامه‌ای نوشته برای والی که مشکل این شخص را حلّ کن! شما ببینید در تاریخ دارد این حسین بن عبدالله نیشابوری دو فرسخ رفته به استقبال این نامه، که امام من برای من نامه نوشته! چرا ما این گونه نباشیم؟ دو فرسخ رفتن آن روز کار آسانی نبود. این والی رسمی سجستان بود. همین که شنید امام جواد برای او نامه نوشته که مشکل فلان شخص را حلّ کن! گفت امام وقتی برای من نامه بنویسد، من منتظر باشم که این شخص نامه را نزد من بیاورد؟! دو فرسخ به استقبال این نامه رفت.  ما چرا این گونه نباشیم؟ ما چرا به این فکر نباشیم که غیر از درس و بحث راه دیگر هم هست؟ راه مسجد هم هست، راه حسینیه هم هست، چرا به این فکر نباشیم؟ چرا حوزه‌مان را مسجد نکنیم؟ چرا دانشگاهمان را مسجد نکنیم؟ چرا با این راه زندگی نکنیم؟ این با عمل ما سازگار است. این بیان نورانی امام جواد است: «مَنْ أَصْغی إِلی ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ کانَ النّاطِقُ عَنِ اللّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللّهَ وَ إِنْ کانَ النّاطِقُ یَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إِبْلیسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلیسَ»؛ کسی که کتابی را می‌خواند، صحنه‌ای را می‌بیند، فیلمی را می‌بیند، حرف کسی را گوش می‌دهد، دارد او را عبادت می‌کند. اگر او از خدا و پیغمبر می‌گوید این در حقیقت خدا و پیغمبر را عبادت کرده، اگر او از هوا و زمین و آسمان و بیهوده سخن می‌گوید، دارد ابلیس را عبادت می‌کند. آن وقت انسان مطالعاتش مشخص می‌شود صرفِ وقتش مشخص می‌شود. پایان کار هم خیلی روشن نیست که چه وقت است. وجود مبارک امام جواد فرمود: اگر کسی گوش به حرف چیزی می‌دهد، دارد صحنه‌ای را گوش می‌دهد، فیلمی را نگاه می‌کند، فضا را نگاه می‌کند، دارد او را عبادت می‌کند: «مَنْ أَصْغی إِلی ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ کانَ النّاطِقُ عَنِ اللّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللّهَ وَ إِنْ کانَ النّاطِقُ یَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إِبْلیسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلیسَ».

برگرفته از نکات اخلاقی استاد جوادی املی

 

وَ اعْلَمْ یَا بُنَیَّ أَنَّ الرِّزْقَ رِزْقَانِ رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ یَطْلُبُکَ فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَأْتِهِ أَتَاکَ مَا أَقْبَحَ الْخُضُوعَ عِنْدَ الْحَاجَةِ وَ الْجَفَاءَ عِنْدَ الْغِنَى

وجود مبارک مولای ما امیرالمؤمنین سلام الله علیه در فرازهای پایانی وصایای خودشان به امام مجتبی علیه السلام فهرستی فشرده و کلی را به عنوان مهمترین لازمه های حیات ایمانی پیش روی آن حضرت قرار دادند. اولین موضوع تأکید به رزق و روزی است . معمولاض دغدغه معاش و برخوردار شدن از نعمتهای دنیا تفکر و تدبر و حتی فرصتها و ظرفیتهای عبادی و اعتقادی بندگان خدا را آنچنان به خودش اختصاص می دهد که گویی بهره مندی از متامع دنیا و اندوختن مال و دارایی و خورد و خوراک تمام هدف زندگی انسان در این دنیاست...

دریافت
حجم: 14.6 مگابایت

 

 

 

وجود مبارک امام رضا (سلام الله علیه) فرمود کلمه «لا اله الا الله» را خدا قلعه خود می‌داند دژ می‌داند. این «یاء» یای ملکیت نیست، یای مسئولیت است. فرمود: «کَلِمَةُ لا إِلَهَ إِلا الله حِصْنِی»، قلعه من است؛ یعنی دژ من است من هم دژبان هستم. اگر دژی و قلعه‌ای دژبانش «الله» باشد که کسی نمی‌تواند به او آسیبی برساند؛ و تعبیر دیگر دارد که هر کس اینجا آمد محفوظ است. یک وقت می‌گوییم ﴿لِلَّهِ مُلْکُ السَّماوَاتِ وَ الأرْضِ﴾، این یک معناست. آسمان مختصّ به خداست، زمین مختصّ به خداست، درست است. یک وقت تعبیر این است که قلعه اوست: «کَلِمَةُ لا إِلَهَ إِلا الله حِصْنِی»؛ یعنی دژ من است، یعنی من دژبان هستم؛ لذا با «فاء تفریع» فرمود: «فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی‏»، یا «فَمَنْ قَالَهَا أَمِنَ مِنْ عَذَابِی‏». آن وقت امامت و ولایت هم شرط ورود به اوست. اگر ذات مقدس رسول گرامی و امیرالمؤمنین(علیهما آلاف التّحیة و الثّناء) فرمود: من شهر علمم و تو درِ این شهر هستی،

وجود مبارک امام رضا(سلام الله علیه) می‌گوید که «أَنَا» که می‌گوید یعنی امامت، نه تنها من! امامت، ولایت درِ این قلعه است. این قوی‌تر از آن نیست؟ این سخن از «أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌ بَابُهَا» نیست، این سخن از این است که کلمه توحید دژ خداست و امامت شرط ورود آن است. از این راه آدم وارد بشود آدم محفوظ است.

برگرفته از نکات اخلاقی استاد جوادی املی

 

با بررسی آیات قرآن به آیاتی برخورد می کنیم که در آنها به بیان مختصات جهنمی ها پرداخته که چکیده آها عبارت است از : کفر و نفاق - نافرمانی خدا - به سخره گرفتن آیات الهی - گمراه کردن مردم یا جلو هدایت مردم را گرفتن - غفلت - پیروی از شیطان - طغیان و استکبار - ظلم و تکیه بر ظالم - دنیا پرستی  و فراموش کردن آخرت ...

دریافت

حجم: 19.6 مگابایت

 

... إِنَّ رَبَّکَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاءُ وَیَقْدِرُ إِنَّهُ کَانَ بِعِبَادِهِ خَبِیرًا بَصِیرًا ﴿٣٠﴾

از این آیه می فهمیم توسعه و تنگی رزق از شئون ربوبیت خداوند است. ربّ بودن پروردگار گاهی تلخی دارد و گاهی شیرینی مثل مادر که گاهی برای تربیت فرزندش او را به سختی وادار می کند. خداوند نیز که رب الارباب است، برای رشد بندگانش آنها را در منگنه و تنگنا قرار می دهد.

 

 

دریافت
حجم: 18.7 مگابایت

 

 

حماسه ملی

فتنه سال 88 بی‌تردید تقابل یک جناح سیاسی با جناح دیگر ـ در دایره نظام جمهوری اسلامی ـ یا غائله ای در چارچوب اختلاف میان نیروهای سیاسی باورمند به نظام دینی نبود.
فتنه 88 به روشنی برآمده از اراده دشمنان پنهان و آشکار و نیروهای برانداز داخلی و خارجی در مصاف با انقلاب و نظام و ملت بود؛ فتنه 88 نسخه اعطایی نظریه‌پردازان کودتای مخملین به پیاده‌نظام شان در داخل ایران به شمار می‌آید و رجوع به توصیه‌‌ها و دیدگاه‌های عناصری صهیونیست همچون "‌مایکل لدین"،"جین شارپ" و "‌جورج سورورس"، جملگی حکایت‌گر یک واقعیت بزرگ و غیر‌قابل کتمان است ، اینکه فتنه 88 نه پدیده‌ای اتفاقی که حاصل اتاق‌های فکر کانون‌های صهیونیستی بوده است.
وقایع پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری جنگ احزابی بود که کلیت نظام دینی و خاصه اصل مترقی‌ ولایت فقیه که شاکله جمهوری اسلامی را تشکیل می‌دهد، هدف گرفته بود؛ انتخابات با هر نتیجه دیگری رقم می‌خورد به بهانه‌ای دیگر، باز هم  سناریوی آتش در تهران عملیاتی می‌شد.
اما این بار نیز همچون همه مقاطع بعد از انقلاب اسلامی محاسبات دشمنان و فریب خوردگان‌، اشتباه بود و غائله‌آفرینی آنان که همراه با تجارب آشوب‌های تیر 78 بود، به شکستی مفتضحانه منجر شد.

آنان‌ تصور نمی‌کردند که با ‌وجود موج بحران‌سازی علیه نظام و کشور همچون اعمال تحریم و غبارآلوده کردن فضای سیاسی و اجتماعی  جامعه‌، مردم ایران در اندک مدتی سره را از ناسره بازشناسند و انقلاب بصیرت برپا دارند و ثابت کنند که با گذشت بیش از ربع قرن همچنان تا پای جان به انقلاب و نظام و میهن خود وفادارند و تبعیت از ولایت و حریم داری از این ستون خیمه‌گاه حاکمیت دینی را تکلیفی شرعی می‌دانند.
فتنه 88 سبب شد‌:
خواص، محک‌خورده و چهره منافقان افشا شود.
مردم هوشیار از پیش، صحنه سیاست داخلی و خارجی را رصد کنند.
ضرورت تطبیق افراد با حق بیش از گذشته درک شود.
توطئه های نوین و پنهان دشمنان خارجی و داخلی آشکار گردد.
پالایشی اساسی در میان سیاسیون و تصمیم‌سازان علاقه‌مند به نظام و نفوذی‌ها صورت عینی گیرد و مرزبندی‌ها بین "خودی و غیر‌خودی‌" رنگی روشن پذیرد.
در بررسی دوران فتنه اما یک نقطه عطف سترگ به چشم می‌آید؛ فرازی که بی‌شک به دلیل پیام‌هایش برای همیشه در تقویم انقلاب و تاریخ ایران ثبت شده است: حماسه نهم دی‌!
مردم تهران ماه‌ها در برابر سران فتنه و اراذل و اوباش خویشتن‌داری کردند اما وقتی دیدند که ضدانقلابیون نسبت به ساحت سرور آزادگان حضرت امام حسین(ع) گستاخی کردند، با شادی و هلهله جسارت کردند. به نفع اسرائیل شعار دادند. به عزاداران آل عصمت با دشنه و زنجیر حمله ور شدند، تحمل از کف دادند و در روز غرور‌آفرین نهم دی به خیابان‌ها آمدند؛ حضور بیش از 4 میلیون دلداده به نظام ، ولایت و ایران در تهران، خاطره 12بهمن 57 را زنده کرد. خاطره روزی که مردم به استقبال از مقتدای عاشقی خود شتافتند تا حکومت الله پا برجا بماند.
مردم آمدند تا بگویند بصیرند، تا بگویند سکوت منحوس خواص بی‌بصیرت را تحمل ندارند، آمدند تا بگویند ولایت‌، رکن انقلاب و استقلال و بالندگی ایران است. بگویند تا نفس دارند مدافع دستاوردهای انقلاب خمینی کبیرند. بگویند ملت زنده است و اجازه نمی‌دهند نفوذی‌ها و بیگانگان با دین و ایران، سرنوشت جامعه دینی را به دست گیرند.
بگویند: انقلاب اسلامی مصادره نشدنی است‌. بگویند سیاست بازان را می‌شناسند و لاابالی‌گری‌های سیاست‌زدگان دلخوش به حمایت بیگانه را پس می‌زنند.
نهم دی، شکست کودتای مخملین و بی‌ثمر اشراف وابسته سیاسی علیه ایران ما بود.
نهم دی، انقلاب بصیرت بود و انوار بصیرت را به افق آینده منتشر کرد.

 

وَ لَا تُضِیعَنَّ حَقَّ أَخِیکَ اتِّکَالًا عَلَى مَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ فَإِنَّهُ لَیْسَ لَکَ بِأَخٍ مَنْ أَضَعْتَ حَقَّهُ وَ لَا یَکُنْ أَهْلُکَ أَشْقَى الْخَلْقِ بِکَ وَ لَا تَرْغَبَنَّ فِیمَنْ زَهِدَ عَنْکَ وَ لَا یَکُونَنَّ

در این فراز از وصایا و کلام نورانی مولای ما امیرالمؤمنین علیه السلام 6 توصیه و وصیت مهم و حکیمانه را پیش روی اهل ایمان و فرزندان نسبی و سببی خودشان قرار دادند:

1/ هرگز حق برادرت را با اعتماد به دوستی فی مابین خودت و او ضایع مکن زیرا کسی که حق او را ضایع کردی، هگز با تو برادر نخواهد ماند...

دریافت
حجم: 11.7 مگابایت

 

 

 

یکی از مشکلات جامعه ما طلاق است ـ معاذالله ـ وجود مبارک رسول گرامی(علیه و علی آله آلاف التّحیّة و الثّناء) فرمود: من یک چیز تازه‌ای آوردم، من نکاح آوردم، نه ازدواج. ازدواج به معنای اجتماع مذکر و مؤنث در شرق بوده، در غرب بوده، مسلمان دارد کافر دارد، من آن را نیاوردم. «أَلنِّکَاحُ سُنَّتِی»؛ این نکاح چیست؟ نکاح این است که این دو عنصر، دو اصل خانوادگی باید داشته باشند، آن مسئله جهیزیه و مهریه و اینها یک آداب و رسوم عادی است. فرمود دو چیز است که زندگی را نگه می‌دارد. اینکه: ﴿خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها﴾ بعد فرمود: ﴿وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً﴾ دوستی عاقلانه، گذشت مهربانانه! دوستی اگر بر اساس غریزه باشد، همین که انسان دیگری را دید می‌نگرد سوی کسی دیگر را و اگر سن قدری بالا آمد، این غریزه افت کرد، آن هم رخت برمی‌بندد؛ اما اگر دوستی عاقلانه باشد؛ مثل اینکه خانواده‌های شیعه هم همین طور هستند. اگر شما می‌بینید یک پدر و مادر شیعه، سنّشان به هفتاد و هشتاد سال که رسید، علاقه‌شان به یکدیگر بیش از علاقه دو تا جوان است. فرمود: ﴿جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً﴾؛ دوستی عاقلانه، یک؛ و گذشت مهربانانه از لغزش دیگری، دوم. چون همه ما که افراد عادی هستیم؛ به هر حال در معرض اشتباه هستیم، فرمود این زبان را، این چشم را انسان باید کنترل کند، هر حرفی را نزند، هر چیزی را هم نبیند. اگر این دو اصل باشد که طلاقی پیش نمی‌آید، احترام متقابل باشد. اگر خدای ناکرده جایی طلاق رخنه کرد این خانه ویران به آسانی ساخته نمی‌شود. بافت فرسوده را شهرداری بعد از مدتی می‌سازد؛ اما خانه طلاق‌ یافته را به این آسانی نه آن مرد می‌تواند بسازد نه آن زن می‌تواند بسازد عمری را به افسردگی می‌گذراند.

برگرفته از نکات اخلاقی استاد جوادی املی

به امام سجاد علیه السلام عرض کردند: آقا! شما دیگه چرا؟ شما جدتان پیامبر (ص) است. این همه سختی ، این همه زحمت برای چیست؟ جدّ شما پیغمبر رحمة للعالمین، شفیع همه عالم است. امام فرمود: هیهات! خداوند بهشت را خلق نکرد مگر برای مطیعینش ولو اینکه غلام حبشی (آفریقایی) باشد و جهنم را خلق نکرد مگر برای نافرمانان . هر چند که این نافرمان سید قرشی باشد.

اصلاً در قیامت نسبی باقی نمی ماند. نژاد و نسب مال دنیاست. آنچه که معیار است: تقوا، ایمان، علم، جهاد ، ... و هر آنچه در قرآن آمده است....
 

دریافت
حجم: 20.3 مگابایت

صله رحم چیست؟ رابطه با خویشان یا با خبر بودن از خویشان یا احسان و دوستی با خویشان یا رفت و آمد با آنها...

آنچه که از احادیث ما بر می آید صله رحم یعنی با خبر بودن از خویشاوندان یعنی بدانم که حال و اوضاع او چگونه است؟ چه مشکلی دارد؟ در چه وضعیتی به سر می برد؟ ...و این از طریق رفت و آمد ، تلفن ، شنیدن از دیگران و ... میسّر است. و دوم اینکه اگر توانایی دارم برای او کاری بکنم. وقتی به کسی می گویند دایی ات دو ماه است که در بستر بیماری است و اظهار بی اطلاعی می کند یعنی قطع رحم کرده . خبر داشتن از احوال دیگران بدون رعایت احوالات ایشان در حد توان، قطع رحم است. صرف رفتن به خانه اقوام صله رحم انجام نداده ایم یا به منزل کسی می رویم که در تامین لوازم پذیرایی مشکل دارد این که صله رحم نیست ، خسارت عظیم است!! رفت و آمد بدون خبر داشتن از اوضاع صاحب منزل صله رحم نیست، اینقدر باید با او صمیمی باشیم تا او دردمندیهای خودش را با ما در میان بگذارد...

دریافت

حجم: 22.2 مگابایت

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 86

امام صادق علیه السلام

خِیارُکُم سُمَحاؤُکُم ، وشِرارُکُم بُخَلاؤُکُم ، ومِن خالِصِ الإِیمانِ البِرُّ بِالإِخوانِ وَالسَّعیُ فی حَوائِجِهِم،

بهترینِ شما سخاوتمندان شمایند و بدترینتان ، بخیلانتان. از خلوص ایمان است : نیکى کردن به برادران و کوشش براى رفع حوائج آنان.

الکافی : ج ٤

بایگانی