مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

اسلام یک آیین جامع و همگانی است. و به همه نیازهای بشر پاسخ داده است. هر سؤالی در هر زمینه ای که بپرسید در زمینه عقاید، رفتار، اخلاق ، احکام و ... هیچ سؤالی نیست که در اسلام پاسخی برای آن بیان شده است. این جامعیت خاص اسلام است.



برای دریافت فایل کلیک کنید
حجم: 19.8 مگابایت

ایران در سوگ تو می گرید

دستشان باز شد آلوده به خون، جانی‌ها                           بی‌دوام است ولی خنده شیطانی‌ها

کم علمدار ندادیم در این کرب و بلا                                   کم نبودند در این خاک سلیمانی‌ها

جای هر قطره خون، صد گل از این باغ شکفت                     کی جهان دیده از این گونه فراوانی‌ها؟

آرزو داشت به یاران شهیدش برسد                                  رفت پیوست به حاج احمد و طهرانی‌ها

شعله شد خشم فروخورده ما از این داغ                            کم مباد از سرشان سایه نادانی‌ها

برسانید به آنها که پشیمان نشوند                                   ثمری نیست در این دست پشیمانی‌ها

غیرت است این که همه پیر و جوان می‌بندند                       گره بر چکمه و سربند به پیشانی‌ها

انتقامش به خدا از حججی سخت‌تر است                           وای از مشت گره‌کرده ایرانی‌ها!

راهی قدس شده لشکر آزادی قدس                                 این خبر را برسانید به سفیانی‌ها

شهدا را شادی وصال و ما را حسرت و غبطه ...

می مانیم تا انتقام قطره قطره خونت را بگیریم. ولی بدان! که ما را بعد از تو ماندن بسیار دشوار است.


رهبر معظم انقلاب حضرت ایه الله خامنه ای طی پیامی این ضایعه بزرگ را تسلیت گفتند:

ملّت عزیز ایران!
سردار بزرگ و پرافتخار اسلام آسمانی شد. دیشب ارواح طیّبه‌ی شهیدان، روح مطهّر قاسم سلیمانی را در آغوش گرفتند. سالها مجاهدت مخلصانه و شجاعانه در میدانهای مبارزه با شیاطین و اشرار عالم و سالها آرزوی شهادت در راه خدا، سرانجام سلیمانی عزیز را به این مقام والا رسانید و خون پاک او به دست شقی‌ترین آحاد بشر بر زمین ریخت. این شهادت بزرگ را به پیشگاه حضرت بقیّة‌الله‌ ارواحنا فداه و به روح مطهّر خود او تبریک و به ملّت ایران تسلیت عرض میکنم. او نمونه‌ی برجسته‌ای از تربیت‌شدگان اسلام و مکتب امام خمینی بود، او همه‌ی عمر خود را به جهاد در راه خدا گذرانید. شهادت پاداش تلاش بی‌وقفه‌ی او در همه‌ی این سالیان بود، با رفتن او به حول و قوّه‌ی الهی کار او و راه او متوقّف و بسته نخواهد شد، ولی انتقام سختی در انتظار جنایتکارانی است که دست پلید خود را به خون او و دیگر شهدای حادثه‌ی دیشب آلودند. شهید سلیمانی چهره‌ی بین‌المللی مقاومت است و همه‌ی دلبستگان مقاومت خونخواه اویند. همه‌ی دوستان -‌و نیز همه‌ی دشمنان- بدانند خطّ جهاد مقاومت با انگیزه‌ی مضاعف ادامه خواهد یافت و پیروزی قطعی در انتظار مجاهدان این راه مبارک است. فقدان سردار فداکار و عزیز ما تلخ است ولی ادامه‌ی مبارزه و دست یافتن به پیروزی نهایی کام قاتلان و جنایتکاران را تلخ‌تر خواهد کرد...

این ضایعه بزرگ را به محضر ولی الله اعظم صاحب الزمان و نایب بر حقش امام خامنهای و ملت شهید پرور ایران و همه مسلمانان تسلیت عرض می نماییم

موسسه قرآن وعترت علی بن موسی الرضا (ع)

مطلب دیگر در حکمت 64 حضرت علی امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «أَهْلُ الدُّنْیَا کَرَکْبٍ یُسَارُ بِهِمْ وَ هُمْ نِیَامٌ»؛ اکثری مردم که فقط دنیا می‌اندیشند، به این فکر هستند که چه چیزی تهیه کنند و چه بخورند و چه بسازند و چه بگذارند و چگونه با دست خالی بروند. این کار اکثری مردم است که از زمین چه در بیاورند، روی زمین چه بگذارند و با دست خالی بروند. این بزرگان حکمت گفتند اگر کسی خانه خوبی ساخت، فرش خوبی تهیه کرد، این زینت الأرض است نه زینت او. باغی که درست کرد آن منطقه زمین را مزیّن کرد. خانه‌ای که ساخت آن بخش از زمین را مزیّن کرد؛ اما ﴿خُذُوا زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ﴾.خدای سبحان فرمود: ﴿حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ﴾، آنچه در جان ماست به نام علم و عقل و عدل آن زینت ماست؛ وگرنه باغ و راغ زینت زمین است نه زینت ما. حتی اگر کسی آسمان برود و شمس و قمر را تصاحب کند باز هم قرآن می‌فرماید این شمس و قمر زینت آسمان است، نه زینت شما، ﴿إِنَّا زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیَا بِزِینَةٍ الْکَوَاکِبِ﴾،آفتاب زینت هیچ کس نیست، قمر زینت هیچ کس نیست. بر فرض کسی برود آنجا و مالک آنها بشود. زینت هر کسی در جان او نهفته است.

فرمود اکثری مردم خواب هستند. ببینید آدم خوابیده، دو تا خاصیت دارد: یکی اینکه از گذشته و حال و اینها بی‌خبر است، آنچه می‌گذرد در او بی‌تفاوت است؛ یکی اینکه چیزهایی را می‌بینید وقتی بیدار شد دست او خالی است. فرمود: «النَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا»؛ هنگام مرگ بیدار می‌شوند. خوابیده اگر در عالم خواب خیلی چیز خواب ببیند که فلان زمین را دارد فلان مکان را دارد و فلان مکانت را دارد بعد وقتی بیدار شد دستش خالی است، این مثال ممثّل را بیان می‌کند. فرمود اکثری مردم آنچه در زندگی‌شان می‌گذرد خواب می‌بینند که چیزی دارند. اگر واقعاً مال اینها باشد چرا هنگام مرگ با دست خالی می‌روند؛ معلوم می‌شود مال اینها نیست؛ معلوم می‌شود تا به حال خواب می‌دیدند که مال اینهاست، «النَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا».

اما همین حدیث نورانی را بزرگان دیگر از آن یک برداشت دیگری دارند؛ چون مستحضرید کلمات معصومین(علیهم السلام) مثل قرآن کریم، ظاهری دارد باطنی دارد، معنای اوّلی دارد، معنای ثانوی دارد. این «النَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا»، معنای ظاهری‌اش همین است که گفته شد؛ یعنی اکثری مردم خیال می‌کنند چیزی دارند، اگر واقعاً مال اینها باشد چرا هنگام مرگ همه را باید بگذارند و با دست خالی بروند؟ مثل انسانی که خواب می‌بیند چیزی دارد، بعد وقتی که بیدار شد می‌بیند که خبری نیست، «النَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا». اما آن معنای دقیق این حدیث نورانی این است که انسان که در خواب هست یک سلسله چیزهایی را می‌بیند و این چیزها تعبیر دارد، گذشته از تأویل. تعبیر فنّی است که مقدور هر کسی نیست. یک روانکاو و روانشناس ماهر می‌طلبد که خواب‌ها را تعبیر کند.

فرمود: انسان آنچه را که می‌بیند تعبیر دارد؛ یعنی زمینی هست، آسمانی هست، اعمالی هست، فراز و فرودی هست، اینها را می‌بیند. تعبیر اینها در قیامت ظاهر می‌شود. چرا بعضی سیاه محشور می‌شوند؟ بعضی سفید محشور می‌شوند؟ بعضی ناقص محشور می‌شوند؟ بعضی کامل محشور می‌شوند؟

بسا سواره که آنجا پیاده خواهد شد         بسا پیاده که آنجا سوار خواهد بود

بسا امیر که آنجا اسیر خواهد شد       بسا امیر که آنجا فرمانگذار خواهد بود

چرا این طور است؟ معلوم می‌شود آنچه الآن اینجا هستند تعبیر دارد و در قیامت تعبیرش روشن می‌شود. اینها خواب می‌بینند که امیر هستند یا او خواب می‌بیند که مال دارد. او خواب می‌بیند که به جایی رسیده است. آنچه که در دست اینهاست خواب می‌بینند که دارند و قیامت تعبیر این رؤیاها مشخص می‌شود، «النَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا». هم معنای اوّلش می‌تواند درست باشد هم معنای دومش می‌تواند درست باشد. یک بیان نورانی که حضرت فرمود شب و روز دو تا مرکَب هستند خسته هم نمی‌شوند. مثل اینکه ما دو تا اتومبیل داشته باشیم یکی شب ما را ببرد، یکی روز ما را ببرد. فرمود لیل و نهار «مَطِیّتان»؛ دو تا مرکَب راهرو هستند. این زمان به نام شب آن زمان به نام روز، این زمان شب و روز ما را دارند می‌برند تا به گور. اگر کسی مطیّه او لیل و نهار باشد او زود به مقصد می‌رسد. فرمود خیلی طول نمی‌کشد که انسان به کنار قبرش می‌رسد. پس ما سواریم و مَرکب ما زمان است و زمان هم گذراست توقّف ندارد خسته نمی‌شود. «النَّاسُ نِیَامٌ»، مثل راکبی که «یُصار بِهِم»، ولی در حال خواب داریم این سیر و مسافت را طی می‌کنیم؛ وگرنه مسافت پر از آیات الهی است. اگر کسی بیدار باشد که بیداری را به همراه می‌برد. او آیات الهی فراوان را می‌بیند: ﴿وَ فِی الْأَرْضِ آیاتٌ لِلْمُوقِنینَ٭ وَ فِی أَنفُسِکُمْ أَ فَلاَ تُبْصِرُونَ﴾ حالا چرا ما خواب باشیم و این سفر را طی کنیم؟ چرا بیدار نباشیم؟ مخصوصاً در سحرها! گفتند «هر کس سحر ندارد از خود خبر ندارد». یک انسان غافل است که همیشه می‌خوابد، حالا حداکثر یک نماز صبحی بخواند. آن کسی که از خود خبر دارد اهل سحر خواهد بود. فرمود: «أَهْلُ الدُّنْیَا کَرَکْبٍ یُسَارُ بِهِمْ وَ هُمْ نِیَامٌ».

گزیده ای از بیانات آیت الله جوادی آملی در شرح حکمتهای نهج البلاغه

 

وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناکَ لَقَدْ کِدْتَ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئاً قَلیلاً (74) 

برخی از این آیه عدم عصمت پیامبر را برداشت کرده اند حال آنکه آیه می گوید: اگر عصمت نباشد پیامبر هم گناه می کند. معلوم می شود که تمایل به سمت مشرکین یک لغزشگاه است. عقب‏نشینى در مسائل اعتقادى واصول مکتب، تمایل وگرایش به ظالمان است و رهبران بیشتر در معرض چنین خطرى مى‏باشند. کمترین عقب‏نشینى از اصول و ارزشها نیز ممنوع است. زیرا براى دشمنان یک موفّقیت و پیروزى حساب مى‏شود. انحراف حتّى اگر اندک باشد، از کسى مانند پیامبر بسیار است.

 برای دریافت فایل کلیک کنید
حجم: 19.5 مگابایت

دشمنان اسلام و پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) پس از ناکام ماندن در از بین بردن اسلام، متوجه شدند که بهترین کاری که می توانند انجام بدهند، تحریف کردن پیامبر و هدایت جامعه به سمت و سوی مورد نظر خوداز طریق "قال رسول الله(ص)" است. لذا با جعل احادیث شروع به ساختن پیامبری دروغین کردند که این امر پس از به حکومت رسیدن امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام با توصیف حقیقی پیامبر و تبیین سنت و سیره واقعی پیامبر اکرم(ص) داشت به شکست منجر می شد که به ترور مولای متقیان حضرت علی علیه السلام روی آوردند...
اما آنچه که امروز ما با نهج البلاغه خوانی قصد داریم به آن برسیم، آشنایی با سیره راستین پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) و شناخت اسلام ناب محمدی است که دائماً امام خمینی بر آن تأکید داشت...


برای دریافت فایل کلیک کنید
حجم: 11.5 مگابایت

کلمه شصت و سوم حضرت علی امیرالمؤمنین علیه السلام این است: «الشَّفِیعُ جَنَاحُ الطَّالِبِ»؛ یعنی کسی که چیزی را طلب می‌کند این بدون شفاعت نمی‌شود. «شَفع» به معنای جفت است، «وَتر» به معنای تک و طاق است. یکی را می‌گویند «وَتر»، دو تا را می‌گویند «شفع». انسان بخواهد تنها حرکت کند به مقصد نمی‌رسد. بالی می‌خواهد که با آن بال پرواز کند. حضرت فرمود: شفیع هر کسی بال اوست. همان طوری که سواره بهتر از پیاده به مقصد می‌رسد، کسی که بال‌دار است در فضا بهتر از بی‌بال به مقصد می‌رسد.

انسان بدون بال به مقصد نمی‌رسد. فرمود شفیع هر کسی بال اوست؛ منتها این بال را مشخص کردند. فرمود: «لَا شَفِیعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَة»؛ ما که معصوم نیستیم لغزش داریم اشتباه علمی داریم اشتباه عملی داریم می‌لغزیم، یک شفیع می‌خواهیم یک بال می‌خواهیم که وقتی افتادیم با آن بال پرواز کنیم. ائمه فرمودند توبه بال انسان است: «لَا شَفِیعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَة»، اگر کسی لغزید و بعد توبه کرد، می‌تواند پرواز کند؛ اما اگر همچنان به لغزش خود ادامه داد یا بی‌تفاوت بود و بالی تهیه نکرد، این در بین راه می‌ماند. در این مسافرت قدرت پرواز ندارد، «لَا شَفِیعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَة».

اگر کسی این راه‌ها را طی کرد، لغزش‌های او زیاد بود و نتوانست بال بزند و به مقصد برسد، آن‌گاه ائمه(علیهم السلام) و شفعای دیگر، قرآن بهترین شفیع است، اهل بیت بهترین شفیع هستند، تا برسد به بیان نورانی ائمه(علیهم السلام) که فرمود: «و آخر من یشفع ارحم الراحمین». آن آخرین بالی که به انسان می‌دهند گذشت خداست. آخرین شفیع «ارحم الراحمین» است.

بعضی از کارهاست که هیچ کس حاضر نیست شفاعت کند. در برابر رحمت بی‌انتهای الهی هیچ چیزی نیست که قابل بخشش نباشد. آخرین کسی که از انسان شفاعت می‌کند و به انسان بال و پر می‌دهد که با آن بال پرواز کند و به مقصد برسد رحمت بی‌انتهای ذات اقدس الهی است که فرمود: شفیع جناح طالب است

بنابراین اگر کسی لغزید می‌تواند بال تهیه کند و لغزش خودش را جبران کند و به پروازش ادامه بدهد، راه باز است، وسیله باز است و هیچ کسی بین ما و خدای ما نیست که حاجب باشد. این توبه بهترین شفیع است، «لَا شَفِیعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَة». مستحضرید که این سننی دارد، آدابی دارد، مستحباتی دارد، اما هیچ کدام از اینها رکن نیست. رو به قبله نشستن، با وضو یا غسل بودن، نماز توبه خواندن، سجده کردن، اینها جزء همراهان و آداب و سنن است. توبه همان اراده شکست‌ناپذیری است که با خدا انسان در بین می‌گذارد؛ «خدایا بد کردم پشیمان شدم آمدم»! این می‌شود توبه. حالا آن تشریفات حساب دیگری دارد، همراهان مستحب است. فرمود: «الشَّفِیعُ جَنَاحُ الطَّالِبِ».

گزیده ای از بیانات آیت الله جوادی آملی در شرح حکمتهای نهج البلاغه

 

روایاتی که دالّ بر فضایل و برکات و ثواب قرائت قرآن وارد شده منوط به تدبر در قرآن است از آن جا که قرآن فقط برای خواندن و ثواب بردن نازل نشده است و به نصّ صریح قرآن، این کتاب فرستاده شده تا مردم در آیات آن تدبر کنند و در نتیجه این تدبر صاحبان خرد تذکر بگیرند.(سوره مبارکه ص - 29) از طرفی قرآن کریم تلاوت بدون تدبر را بی ارزش و شایسته توبیخ می داند و می فرماید چرا در قرآن تدبر نمی کنند.؟ اگر تدبر نمی کنید معلوم است که بر دلهایتان قفلها زده شده است! (سوره مبارکه محمد - 24)

 


برای دریافت فایل کلیک کنید
حجم: 13.6 مگابایت

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید


ای حضرت روح الله، عیسی پسر مریم                             میلاد همایونت، مسعود و مبارک باد

تنها نه که ترسایان دلخوش به وجود تو                           ما امت احمد هم زین عید، خوش و دلشاد

ای معجزه گر حتی، در کودکی و خُردی                          وقتی که سخن گفتی بر منبر گهواره

هرگز نشود کهنه این قصه اگر گویند                              هر جا و به هر مذهب، هر ساله و صد باره

حضرت عیسی بن مریم(ع)، پیامبر بزرگ الهی، در روز ۲۵ دسامبر سال اول میلادی یعنی ۶۲۲ سال قبل از هجرت پیامبر بزرگ اسلام(ص)، در بیت لحم واقع در سرزمین فلسطین به دنیا آمد؛ امّا با این حال تاریخ تولد حضرت عیسی(ع) دقیق نبوده و در این زمینه اختلاف نظر وجود دارد. در این ایام مسیحیان جهان؛ به دلیل آغاز سال نو میلادی و سال روز میلاد حضرت عیسی علیه السلام؛ در جشن و سرور و شادی به سر می برند.

خداوند در قرآن از حضرت عیسی (ع) به عنوان «کلمه‌الله» یاد می‌کند، حضرت عیسی (ع) از کوچکی در گهواره سخن می‌گفت و این نماد واقعی اعجاز در زمان خودش است و نشان دهنده قدرت الهی است. او خود را به عنوان عبدالله می‌داند، تمام پیامبران نیز به همین شکل بوده‌اند که قبل از اینکه به مقام پیامبری و بعثت برسند، به مقام عبودیت رسیده‌اند. ما نیز جایگاه حضرت عیسی (ع) را قبول داشته و از ایشان به عنوان نبی‌الله و نماینده خدا بر روی زمین یاد می‌کنیم و به آن اعتقاد داریم.

 حضرت عیسی ابن مریم تنها پیامبری است که بدون پدر به دنیا آمد و این امر دلالت می کند که حضرت اعجازی همیشگی را نزد خود داشتند. "کلمه الله" یعنی آن پیامبری که وقتی ایشان را می‌دیدید، اعجاز خداوند همواره کنارشان بود. ایشان بدون پدر از دامان پاک‌ترین مادر هستی به دنیا می‌آید و در سه روزگی وقتی مادرشان مورد توهین بزرگان یهود قرار می گیرد به اذن خدا به سخن می‌آیند و علاوه بر سخن، ‌ پیشگویی می‌کنند و با رد ادعای تهمت زنندگان به دامان مادر گرامی‌شان خود را به عنوان یکی از پیامبران الهی معرفی می‌کنند.

حضرت عیسی علیه السلام چهارمین پیامبر اولوالعزم است. پیامبری که علاوه بر موعظه کردن، بیماران را شفا می داد و ارواح خبیث را از روان جن زدگان بیرون می راند؛ یاور مستضعفان و محرومان اجتماعی بود، به زنان و کودکان بسیار احسان می کرد و با سختگیری های برخی از فریسیان و تندروی های انقلابی متعصبان مخالف بود.

درقرآن کریم نام حضرت مسیح ۲۳ مرتبه با اسم عیسی، ۱۱ بار با نام مسیح و ۲ مرتبه به وصف ابن مریم آمده است. واژه عیسی در زبان عبری به معنای «خدا کمک می کند» و مسیح به معنای «نجات دهنده» است که به زبان یونانی به «کریستوس» ترجمه شده به همین دلیل به پیروان مسیح «کریستیان» می گویند.

از طرفی، کلمه مسیح به قدرت سیاسی؛ اجتماعی مسیح اشاره دارد و در فرهنگ یهودیان، مسیح یعنی کسی که برای بدست گرفتن قدرت اجتماعی آماده شده و این لفظ برای طالوت، داود و حضرت سلیمان علیه السلام نیز بکار رفته است و در معنای لغوی یعنی کسی که با روغن مقدس، تعمید یافته است؛ که مفصل در قرآن کریم و در دیگر منابع مسیحی در عهد جدید و قدیم، بدان اشاره شده است.

در مورد چگونگی تولد، اختلافی بین قرآن و اناجیل وجود دارد، اناجیل می گویند: وقتی عیسی مسیح در آن آغول گوسفندان که عیسی به دنیا آمد، فرشتگان، چوپان هایی که در اطراف آن منطقه بودند را خبر کردند که بیائید در اینجا نوزاد مبارکی به دنیا آمد است و مجوسی هایی که از شرق به آن منطقه آمده بودند به دنبال یک ستاره که در محل تولد، طلوع کرده بود به آن منطقه رفته بودند؛ و وقتی هم که مردم به آنجا آمدند، همگان فکر می کردند که عیسی فرزند مریم و یوسف است و طبق گزارش اناجیل، هیچ کس اطلاع نداشت که حضرت عیسی پدر ندارد. اما اسلام، نامی از یوسف نجار نمی برد و بیان می کند که در محل تولد حضرت عیسی فقط حضرت مریم(س) هست و وقتی که به واسطه روح القدس به این فرزند آبستن می شوند در ابتدا خیلی ناراحت می شوند، ولی خدا در این خصوص و برای تسلی دل حضرت مریم می فرماید که این امر الهی است.
 همگان از تولد عیسی تعجب می کنند و به او تهمت می زنند و حضرت عیسی به خاطر رفع این تهمت در گهواره سخن می گوید و مسئله تولد عیسی به سرعت در بین بنی اسرائیل می پیچد:
«فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ قالُوا یا مَرْیَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیْئاً فَرِیًّا(۲۷)یا أُخْتَ هارُونَ ما کانَ أَبُوک امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما کانَتْ أُمُّک بَغِیًّا (۲۸)فَأَشارَتْ إِلَیْهِ قالُوا کیْفَ نُکلِّمُ مَنْ کانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیًّا (۲۹)قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْکتابَ وَ جَعَلَنی نَبِیًّا (۳۰)وَ جَعَلَنی مُبارَکاً أَیْنَ ما کنْتُ وَ أَوْصانی بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَیًّا (۳۱)وَ بَرًّا بِوالِدَتی وَ لَمْ یَجْعَلْنی جَبَّاراً شَقِیًّا(مریم آیات ۲۷-۳۲) حتی در انجیل «متی» اولین مطلبی که در این خصوص آورده است، نسب نامه عیسی علیه السلام است و در حقیقت نام اجداد یوسف نجار را می شمارد و در واقع ایشان را فرزند یوسف نجار معرفی می کند...

قرآن کریم در آیه 157 سوره نساء، بر پندار قوم یهود و عقیده بعضی از فِرق مسیحیت درباره مرگ حضرت عیسی خط بطلان می کشد. در این آیه آمده است: «گفتند که ما مسیح، پیامبر خدا، را کشتیم. بلکه آنها او را نکشتند و دار نزدند؛ بلکه امر بر آنها مشتبه شد. آنان که درباره انتقال حضرت مسیح به عالم بالا اختلاف و گفت و گو می کنند در شک و تردیدند. یقیناً عیسی کشته نشده است؛ بلکه خداوند او را نزد خود برد که او قادر و داناست».

این آیه شریفه، مؤید این است که حضرت عیسی(ع) کشته نشد، بلکه به آسمان رفت. یهودیان مدعی قتل عیسی(ع) بودند و مسیحیان نیز گمان می‍کردند یهود، عیسی(ع) را با دار زدن، کشته اند و پس از قتل، خداوند او را از میان قبر به سوی آسمان برده است. ناگفته نماند بر اساس آنچه از ظاهر آیات قرآن برمی آید، حضرت عیسی(ع) در نزد خداوندِ متعال زنده است و نخواهد مرد تا همه اهل کتاب به او ایمان آورند.

شباهت های حضرت مهدی(عج) و حضرت مسیح(ع)

حضرت عیسی(ع) نواده دختری «یسّی» است. مهدی(ع) نیز از جانب مادرش، نرجس خاتون، نواده دختری «یسّی» است، زیرا او دختر یشوعا، پسر قیصر، شاه روم و از نسل داود پیامبر(ع) بوده و مادرش از اولاد یکی از حواری های عیسی(ع) به نام شمعون صفا، وصی حضرت عیسای مسیح است، که وی نیز نواده عیسی(ع) است.

آن گونه که از ظاهر برخی آیه ها و روایت ها بر می آید، هنگامی که حضرت مسیح(ع) به دنیا آمد، خداوند متعال ولادت او را پنهان نگاه داشت و به مریم دستور داد به مکان «قصّی» رفته و در آنجا پناه گیرد. سپس زکریا و همسرش، خاله مریم، در پی او روان شده و او را یافتند. پس از آن، حضرت عیسی(ع) معجزه آسا به سخن آمده و خود را معرفی نمود.

در مورد امام زمان(ع) نیز خداوند بزرگ، حمل مادر و هنگام ولادتش را مخفی داشت و پس از به دنیا آمدن هم، جز حکمیه و مادرش، و بعدها گروهی اندک از یاران ویژه، کسی آگاه نشد. البته از حدیث های رسیده استفاده می شود که در شرایط مناسب، امام عسکری(ع) او را به برخی از مردم دیگر نیز معرفی کرده است. امام زمان(ع) پس از وفات امام حسن عسکری(ع) و نماز بر پیکر آن حضرت، طولی نکشید که از طریق سرداب مقدس، در پس پرده غیبت قرار گرفت.

نقل شده است که مهدی قائم آل محمد(ع) از نسل علی بن ابی طالب(ع) است. وی در اخلاق، اوصاف، شکلف سیما، شکوه و هیبت، چون عیسی بن مریم است؛ خداوند به همه پیامبران هر چه داده، به او نیز داده با اضافاتی.

و عامه نیز روایت کرده اند: آن جناب شبیه ترین مردم است به عیسی بن مریم. هر چند ابن عربی گوید: «موعود منتظر(ع) در آفرینش چون رسول اکرم(ع) و در اخلاق یک درجه پایین تر از اوست، زیرا بدیهی است که کسی نمی تواند در سطح پیامبر اکرم(ع) باشد»، ولی از روایات شیعه استفاده می شود که آن بزرگوار، شبیه پیامبر خاتم (ع) هستند.

نقش حضرت عیسی مسیح(ع) در حکومت جهانی امام زمان(عج)

رهبر حکومت جهانی اسلامی، حضرت مهدی (عج) است و عیسِی بن مریم (ع)، این پیامبر اولوالعزم الهی به همراه آن حضرت در راه جهانی شدن ارزشهای قرآنی، ایشان را یاری می نماید. یکی از عوامل تاثیرگذار در پیشرفت انقلاب جهانی مهدوی و برقراری حاکمیت جهانی اسلامی در سراسر جهان، حضور این پیامبر الهی در کنار قائم آل محمد(ص) است.

در زمان ظهور آن حضرت، مسیح(ع) نزول خواهند کرد و در رکاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و این به مفهوم خاتمیت و خاتم الاوصیاء بودن آن بزرگوار است؛ و در روایت آمده که آن بزرگوار به حضرت مسیح(ع) احترام نموده و مسیح(ع) گوید: «کسی را نرسد که بر ائمه اهل البیت(ع) تقدم بجوید و حق تقدم با شماست».

در روایتی از پیامبر اکرم (ص) آمده است: «سوگند به آن کسی که مرا مژده آور راستین قرار داد، اگر از عمر جهان، جز یک روز نمانده باشد، خداوند همان یک روز را آن قدر طولانی می کند، تا فرزندم مهدی خروج کند. پس از خروج او، عیسای روح الله فرود می آید و در پشت سر وی نماز می گزارد، آن گاه زمین با فروغ پروردگار خویش روشن می شود و حکومت مهدی به شرق و غرب گیتی می رسد»

از آن جا که در این دوران عده بسیار زیادی از مردم را پیروان حضرت عیسی(ع) تشکیل می دهند و ایشان، آن حضرت را به عنوان منجی و مصلح جهانی می دانند، با دیدن این صحنه و به پیروی از پیامبر خود به حضرت مهدی (عج) علاقه مند شده و به حضرتش گرایش و ایمان می آورند و این مطلب، خود یکی از اسباب پیروزی آن حضرت، در این حرکت و قیام عظیم جهانی او است

"میلاد این پیامبر عظیم الشأن را به همگان خصوصاً جامعه مسیحیت تبریک می گوییم".

مُژده ای دل که مسیحا نفسی می آید                      که ز أنفاس خوشش بوی کسی می آید

از غم هجر نکن ناله و فریاد که من                        زده ام فالی و فریادرسی می آید

کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست                          این قدر هست که بانگ جرسی می آید

تفسیر های روایی یکی از بهترین انواع تفسیر است . یعنی ببینیم اهل بیت علیهم السلام و پیامبر اکرم صلوات الله علیه در ذیل هر آیه چه نکاتی فرمودند؛ قطعاً یک روایت تفسیری که در پاسخ یک سوال قرآنی نقل شده با بقیه تفاسیر نه تنها برابری نمی کند بلکه هزاران برابر بهتره البته با رعایت نکات تخصصی و فنی تشخیص روایات ...

تفسیر سوره مبارکه یس


برای دریافت فایل اینجا کلیک کنید
حجم: 10 مگابایت

حضرت علی امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «اللِّسَانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّیَ عَنْهُ عَقَرَ»؛ زبان یک نیش عقربی است که اگر شما او را رها بکنید نیش می‌زند. این زبان می‌تواند انسان را نجات بدهد، می‌تواند ـ خدای ناکرده ـ انسان را به دام بیندازد؛ لذا درباره زبان بیست گناه ذکر کردند که گفتند زبان «قلیل الجِرم و کثیر الجُرم» است و چون «کثیر الجُرم» است؛ این را به عنوان تشریح گفتند، هر روز زبان از اعضا و جوارح سؤال می‌کند که حالتان چطور است؟ آنها به زبان می‌گویند اگر تو بگذاری، دست و پا و مانند آن، اینها در امان هستند. فرمود اگر این را رها کردی، این آدم را عقر می‌کند پی می‌کند.

اینکه فرمود زبان، یعنی همه دست و پا و جوارح مواظب هستند که زبان چه می‌کند. این زبان اگر عقال نشود هر حرفی دلش بخواهد می‌زند دست و پا هم قیام می‌کنند.

بعد فرمود: «الْمَرْأَةُ عَقْرَبٌ حُلْوَةُ اللَّسْبَةِ»؛ در اینجا باید این روایت را با قرآن الهی تفسیر بکنیم. در قرآن وقتی سخن از زن و مرد است، فرمود: ﴿هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ﴾، زن لباس مرد است و مرد لباس زن است. لباس، انسان را از سرد و گرم حفظ می‌کند، یک؛ آبروی انسان را حفظ می‌کند، دو؛ زیور و فخر انسان را در پذیرایی‌ها و مهمانی‌ها تأمین می‌کند، سه. زن و مرد باید حافظ یکدیگر باشند، یک؛ از سرد و گرم روزگار یکدیگر را حفظ کنند، دو؛ فخر و زیبایی و زیور یکدیگر باشند، سه؛ این پیام قرآن خداست که زن و مرد را آفرید.

بعد فرمود زندگی جامعه را دو رکن اساسی اداره می‌کند: ﴿خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها﴾، از یک سو؛ ﴿وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً﴾، از سوی دیگر. اینها بیانات خدا در قرآن است که انسان چه زن و چه مرد را آفرید. فرمود زن و مرد دو رکن اساسی‌اند که هر کدام این کمال را دارند، ولی در یکی بیشتر از دیگری است: ﴿جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً﴾؛ یعنی اصول خانوادگی را این دو عنصر دوستی و گذشت اداره می‌کند و لاغیر! مسئله جهیزیه و مهریه یک امر عادی است که طرفین ادا می‌کنند؛ اما آن جهیزیه قرآنی و مهریه قرآنی همین دو چیز است. فرمود: ﴿وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً﴾، 1/ دوستی عاقلانه باعث تحکیم بنیاد خانواده است، 2 /  همه ما غیر از معصومین(علیهم السلام) لغزش‌هایی داریم، هر کدام از ما اگر لغزیدیم دیگری مهربانانه از این لغزش بگذرد؛ ﴿وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً﴾.

 در خانواده‌های ما شیعه‌ها می‌بینید که زن و مرد پیر علاقه‌شان به یکدیگر خیلی بیش از علاقه دو تا جوان است؛ چون براساس این قرآن تربیت شدند. دوستی عاقلانه و گذشت از اشتباهات دیگری مهربانانه؛ ﴿وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً﴾.

بعد در تنظیم امور خانواده هم فرمود مسکن را باید مرد تهیه کند، اما سکینت و آرامش را که بالاتر از مسکن است به عهده زن است: ﴿خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها﴾، سکینت فراهم شدن خیلی سنگین‌تر از مسکن فراهم کردن است. این کار سنگین را قرآن به عهده زن‌ها گذاشته است؛ چون زن را طرزی خدا آفرید که او قدرت بر رحم و مهربانی دارد، این مهربانی آن ملات است. درست است مرد می‌تواند مهربان باشد، ولی این هنر در مرد کم است. فرمود زندگی را، خانواده را، اساس جامعه را رَحم اداره می‌کند و ملکه رَحم زن‌ها هستند، ﴿خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها﴾؛ این عظمت زن است. این جلال زن است، این شکوه زن است، این حق‌شناسی خدا درباره زن‌هاست.

ما را به صله رحِم دعوت کردند، فرمودند که صله رحم واجب است و اگر کسی عمداً بدون عذر صله رحم را قطع کند، مورد طعن است. آنها که ﴿وَ یَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ﴾، مشکل جدّی دارند، لعن بر اوست. صله رحم واجب است و ارتباط واجب است، با تلفن، با نامه، با رفت و آمد، با عرض سلام، با عرض ادب. این ارحام خود را باید حفظ بکنیم ولی ما مأمور به صله اصلاب نیستیم، مأمور به صله ارحامیم! همه ما به هر حال پدری داریم، پدربزرگی داریم، این از اصلاب آمده است؛ اما از اصلاب آن هنر ساخته نیست که خانواده را اداره کند، از ارحام ساخته است، آن رحم است، آن ادب است، آن مهربانی است. آنها که اهل اصول خانواده‌اند وقتی مادر را از دست می‌دهند، احساس غربت می‌کنند ولو سنّشان سنّ هفتاد یا هشتاد باشد. این رحامت و این هنر را ذات اقدس الهی به زن‌ها داده است. ما مأمور به صله ارحام هستیم نه صله اصلاب. اصلاب آن هنر را ندارد که در ما رحم و رحامت ایجاد کند. این مادری مادر است که می‌تواند این کار را بکند؛ لذا فرمود اساس خانواده این است. لباس یکدیگر هستند، چرا یکدیگر را برهنه می‌کنند؟ می‌دانید این طلاق ـ خدای ناکرده ـ اگر در جایی رخنه کند چه می‌شود؟ وجود مبارک امام(سلام الله علیه) فرمود ـ خدای ناکرده ـ اگر طلاق در جایی رخنه کرد آن خانه‌ای که با طلاق ویران شده است، این بافت فرسوده به آسانی ساخته نمی‌شود.

 ما غیر از ائمه و قرآن، چه پناهگاهی داریم برای تأمین زندگی خود؟! آنکه ما را آفرید به زبان قرآن و عترت دارد با ما حرف می‌زند. این جوان که گفت ما رها کردیم آزاد شدیم، نمی‌داند که بر آن پدر و مادر بیچاره چه می‌گذرد! هر وقت آن مادر این دخترِ رهاشده را می‌بیند در رنج و غصّه است. فرمود طلاق بدترین کار است. چرا طلاق هست؟ برای اینکه مواظب زبان نیستیم. آن اصالتی که مربوط به زن‌ها است ما به حرمت نگاه نداشتیم. فرمود آن سرمایه‌ای می‌تواند خانواده را حفظ بکند مادر است، زن است. صُلب آن قدرت را ندارد که جامعه و خانواده را نگهداری و نگهبانی کند؛ اما رحامت و رحِم چون محور رحم است، آن را خدای سبحان مظهر رحمت قرار داد.

اساس خانواده باید حفظ بشود ـ إن‌شاءالله ـ تا ذات اقدس الهی وقتی فرمود لباستان را در بر کنید ما بگوییم: ﴿هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ﴾.

گزیده ای از بیانات آیت الله جوادی آملی در شرح حکمتهای نهج البلاغه

 

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 107

امام صادق علیه السلام

رَبِّ... أعوذُ بِکَ مِنَ الفِتَنِ کُلِّها ما ظَهَرَ مِنها وما بَطَنَ

پروردگارا! ... از همه فتنه‌ها، پیدا و پنهان آنها، به تو پناه مى برم .

الکافی : ج ٢ ص ٥٩٢ ح ٣١

بایگانی