مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

تلاوت صفحه 50 :

قطره ای از دریای بیکران کلام الهی:
آیه شماره 103  از سوره مبارکه آل عمران
وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ
ترجمه : و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت‏ خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که دشمنان [یکدیگر] بودید پس میان دلهاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید این گونه خداوند نشانه‏ هاى خود را براى شما روشن مى‏ کند باشد که شما راه یابید
تفسیر : وحدت و دورى از تفرقه، یک وظیفه‏ ى الهى است. «واعتصموا»
محور وحدت باید دین خدا باشد، نه نژاد، زبان، ملّیت، و... . «بحبل اللّه»
از برکات و خدمات اسلام غافل نشوید. «اذ کنتم اعداء فالّف بین قلوبکم»
وحدت، عامل اخوّت است. «فأصبحتم بنعمته اخواناً»
اتّحاد، نعمت بزرگ الهى است. «فاصبحتم بنعمته»
تفرقه و عدوات، پرتگاه و گودال آتش است. «شفا حفرة من النار»
نعمت‏هاى خداوند ،آیات او هستند. «واذکروا نعمت اللّه...یبین اللّه لکم آیاته»
یادآورى نعمت‏هاى الهى عامل عشق و زمینه‏ ساز هدایت است. «واذکروا نعمت اللّه... لعلکم تهتدون»
تلاوت صفحه 49 :

قطره ای از دریای بیکران کلام الهی:
آیه شماره 33  از سوره مبارکه الأعراف‏
قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِکُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ
بگو پروردگار من فقط زشت کاریها را چه آشکارش [باشد] و چه پنهان و گناه و ستم ناحق را حرام گردانیده است و [نیز] اینکه چیزى را شریک خدا سازید که دلیلى بر [حقانیت] آن نازل نکرده و اینکه چیزى را که نمى‏ دانید به خدا نسبت دهید
تفسیر : تحریم‏ هاى الهى، در مسیر تربیت ورشد وتکامل انسان است. «حرّم ربّى»
حلال‏ ها بسیار است، ولى حرام‏ها اندک و محدود که موارد آن در قرآن و روایات بیان شده است. «انّما حرّم... ان یقولوا على اللّه ما لاتعلمون»
گناه، گناه است و قبح ذاتى و عقلى دارد، گرچه مردم نفهمند. «وما بطن»
مشرکان، براى اعتقاد خود استدلالى ندارند. «لم ینزّل به سلطاناً»
در تبلیغ و نهى از منکر، ابتدا راههاى حلال و معروف ارائه شود، سپس نهى از منکرات و اعلام کارهاى حرام. (آیه قبل حلال‏ها را بیان کرد، این آیه محرّمات را). «قل من حرّم زینة اللّه... انّما حرّم ربّى»
برهان و استدلال، نوعى افاضه و لطف الهى است که بر عقل و جان القا مى‏ شود. «ما لم‏ینزّل به سلطاناً»
استناد هر چیز به خداوند باید متّکى بر علم ودلیل باشد. «ما لم‏ینزّل به سلطاناً» آرى، هرگونه ادّعایى خصوصاً در مورد هستى باید با دلیل و منطق باشد.
تلاوت صفحه 48:


قطره ای از دریای بیکران کلام الهی:
آیه شماره 110  از سوره مبارکه هود
تحقق وعده
وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِیهِ وَلَوْلاَ کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِی شَکٍّ مِّنْهُ مُرِیبٍ
و به حقیقت ما به موسى کتاب [آسمانى] دادیم پس در مورد آن اختلاف شد و اگر از جانب پروردگارت وعده ‏اى پیشى نگرفته بود قطعا میان آنها داورى شده بود و بى گمان آنان در باره آن در شکى بهتان‏ آمیزند
تفسیر : در هیچ دوره‏ اى از تاریخ، تمام افراد قومى، هم عقیده نبوده ‏اند. «فاختلف‏فیه»
از اختلاف مردم در دین و ایمان آوردن بعضى و کفر عدّه‏اى دیگر، ناراحت و نگران نباشیم که این حادثه‏ى جدیدى نیست.«اتینا موسى الکتاب فاختلف فیه»
با اینکه در آیاتى از قرآن مجید، تورات، کتاب نور خوانده شده،(123) امّا باز هم مردم در آن نور اختلاف کرده‏ اند. «فاختلف فیه »
خداوند، خود نیز سنّت‏هاى خویش را مراعات کرده و زیر پا نمى‏ گذارد، چرا که قبل از هر کس، این قانونگذار است که باید احترام قانون را داشته باشد.«و لولا کلمة سبقت من ربّک» (خداوند دنیا را محلّ داورى قرار نداده است)
سنّت‏هاى الهى، بر اساس مقام ربوبیّت اوست.«سبقت من ربّک»
مهلت دادن به اختلاف کنندگان در کتاب آسمانى، از سنّت‏هاى الهى است. «کلمة سبقت من ربّک»
.... باید نگاهمان را به اطرافیان تغییر دهیم و به آدمها یی که مشکل اخلاقی دارند به عنوان بیمار نگاه کنیم نه به عنوان مجرم ، کلاهبردار، .... وقتی در خانه ای بیماری جسمی وجود دارد چه نگاهی به آن داریم ؟، همه دنبال محبت کردن و خوبی به او هستند تا هر چه زودتر بهبودی برای او حاصل شود . اگر کسی هم بیماری اخلاقی دارد با او همین رفتار را داشته باشیم و دنبال درمان او باشیم. حضرت علی درباره پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) می فرماید: " طبیبٌ دوّارٌ بطبّه" طبیب سیّاری بود که می چرخید تا ببیند چه کسی بیمار است و او را درمان می کرد.....
 

برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
.... در انتهای خطبه 113 حضرت امیر(ع) می فرماید:" و ما یمنع احدکم أن یستقبل أخاه بما یخاف من عیبه إلّا مخافة أن یستقبله بمثله" چه چیزی شما را از عیبجویی برادرتان باز می دارد؟ شما فقط عیبجویی نمی کنید که او هم با شما مقابله به مثل نکند و از شما عیبجویی نکند! این که اخلاق نیست این عین فلسفه اخلاق در غرب است . به گفته راسل: " من گاو همسایه را نمی دزدم چون اگر این کار را بکنم او هم می آید گاو مرا می دزدد . پس منفعت شخصی من این است که دزدی نکنم به عبارتی  بدی نکن که بدی خواهی دید." این درست نیست ، ما باید کار خوب را یا برای خدا انجام دهیم یا برای اینکه خوب است. اگر خوبی کنیم که سر مردم کلاه بگذاریم مرتکب یک عمل ضد اخلاقی شده ایم .....
 

برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
... در حیثی از حضرت امیر المؤمنین(ع) به نقل از پیامبر اکرم (ص) داریم که فرمودند: " صبر سه تاست؛ صبر هنگام مصیبت ، صبر بر طاعت و صبر در مقابل معصیت. هر کس بر مصیبتی صبر کند به نحوی که آن عزا به خوبی برگزار شود ، خداوند سیصد درجه برای او می نویسد که فاصله هردرجه با درجه بعدی از زمین تا آسمان فاصله دارد . و اگر کسی بر طاعت صبر کند خداوند ششصد درجه برایش مقرّر می کند که فاصله بین درجات به اندازه اعماق زمین تا عرش الهی است . و هر کس بر معصیت صبر کند خداوند نهصد درجه به او می دهد که بین هر درجه از اعماق زمین تا انتهای عرش فاصله است. از این روایت بر می آید که بالاترین مرتبه صبر ، صبر بر معصیت است.....
 

برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
تلاوت صفحه 47 :

قطره ای از دریای بیکران کلام الهی:
آیه شماره 48  از سوره مبارکه المائدة
وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ فَاحْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنکُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَکِن لِّیَبْلُوَکُمْ فِی مَآ آتَاکُم فَاسْتَبِقُوا الخَیْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ
و ما این کتاب [=قرآن] را به حق به سوى تو فرو فرستادیم در حالى که تصدیق‏ کننده کتابهاى پیشین و حاکم بر آنهاست پس میان آنان بر وفق آنچه خدا نازل کرده حکم کن و از هواهایشان [با دور شدن] از حقى که به سوى تو آمده پیروى مکن براى هر یک از شما [امتها] شریعت و راه روشنى قرار داده‏ ایم و اگر خدا مى‏ خواست‏ شما را یک امت قرار مى‏ داد ولى [خواست] تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید پس در کارهاى نیک بر یکدیگر سبقت گیرید بازگشت [همه] شما به سوى خداست آنگاه در باره آنچه در آن اختلاف مى‏ کردید آگاهتان خواهد کرد.
تفسیر : قرآن، سراسر حقّ و پیراسته از هر باطلى است. «الکتاب بالحقّ»
قرآن در عصر پیامبر نیز به صورت مکتوب بوده است. «الکتاب»
قرآن، حافظ اصول کتاب‏هاى آسمانى دیگر است. «مهیمناً علیه»
مى‏ توان میان اهل کتاب، طبق قرآن حکم کرد. «فاحکم بینهم بما انزل اللّه»
خطرى که رهبران را تهدید مى‏ کند، پیروى از تمایلات مردم و نادیده گرفتن حقّ است. «ولا تتّبع أهواءهم»
یکى از ابزار آزمایش الهى، آمدن شریعت جدید است، تا روشن شود چه کسى ایمان مى‏ آورد وچه کسى کفر و تعصّب مى‏ ورزد. «لکلّ جعلنا منکم شرعة... لیبلوکم»
انسان در طول تاریخ به راهنمایى انبیا نیازمند بوده است. «لکلّ جعلنا منکم شرعة و منهاجاً»
به جاى سرسختى‏هاى منفى، و پیش از آنکه فرصت را از دست بدهیم در کارهاى خیر سبقت بجوییم. «فاستبقوا الخیرات»
محور و هدف مسابقات، باید امور خیر و معنوى باشد. «فاستبقوا الخیرات»
ایمان به معاد، عامل رفع اختلافات و سبقت در نیکى‏ هاست. «فاستبقوا الخیرات... فینبّئکم بماکنتم فیه تختلفون»
تلاوت صفحه 46:

قطره ای از دریای بیکران کلام الهی:
آیه شماره 119  از سوره مبارکه هود
جایگاه بد
إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّکَ وَلِذَلِکَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ
مگر کسانى که پروردگار تو به آنان رحم کرده و براى همین آنان را آفریده است و وعده پروردگارت [چنین] تحقق پذیرفته است [که] البته جهنم را از جن و انس یکسره پر خواهم کرد
تفسیر : تنها راه برچیده شدن اختلافات، لطف و رحمت الهى است.«الاّ مَن رحم ربّک»
عامل وحدت، فقط امدادهاى الهى است و محورهاى دنیوى و مادّى، امورى فانى، مقطعى، یک بعدى و خیال ى‏اند.«الاّ مَن رحم ربّک»
فلسفه ‏ى خلقت بشر، پذیرش و دریافت رحمت الهى است.«و لذلک خلقهم»
خداوند قوانین و سنّت‏هایى را بر خود لازم کرده است.«و تمّت کلمة ربک»
قهر حتمى الهى، بعد از لطف او و فرستادن انبیا و کتب و موعظه و هشدار و مهلت دادن مطرح است.«رحم ربک... لاملأنّ جهنّم»
خداوند با قرار دادن فطرت و عقل از درونِ انسان و ارسال انبیا و کتب آسمانى از بیرون، حجّت را بر مردم تمام کرده است«و تمّت کلمة ربّک»
جهنّم محدودیّت دارد.«لاملأنّ جهنّم»
جنّ نیز مانند انسان، داراى تکلیف و کیفر وپاداش است. «من الجنّة والناس»
یکی از سیاهترین پنج شنبه های تاریخ بشری آن روز بود . در آن روز بیماری پیامبر شدت پیدا کرد و فرمود: " قلم و کاغذی بیاورید تا مطلبی را برای شما بنویسم؛"
چند نکته در این میان جالب است . اول اینکه فرمان پیامبر محرمانه بود، در حریم خصوصی منزل خودش بود. این خبر منتقل شد! چرا و توسط چه کسی؟ ضرورت انتقال این خبر به بیرون از خانه چه بود؟!!
بعد از انتشار خبر در بیرون از خانه بدون هیچ گونه تردیدی در تاریخ ، عمر بن الخطاب وارد شد و گفت: برگرد، نیازی به قلم و کاغذ نیست.....
 




برای دریافت فایل صوتی اینجا کلیک کنید.
...افرادی که مخالف نصیحت کردن بوده و فقط اعتقاد به عملکرد درست خود دارند اشتباه می کنند. اینکه آدم عامل باشد به جای خود، ولی پند و اندرز هم جایگاه خودش را دارد. آنها که گفته اند :"دو صد گفته چون نیم کردار نیست " منظورشان این است که خودمان به آن نکته عمل کنیم بعد دیگران را به انجام آن توصیه کنیم . نه اینکه به طور کل نصیحت کردن را نفی کنیم. البته اثر کردن نصیحت در انجام این مهم تأثیری ندارد و نباید انتظار داشته باشیم که اثر فوری کلام را ببینیم. این همه پیامبردر طول تاریخ آمده اند و پند واندرز داده اند....

برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 135

حضرت فاطمه سلام الله علیها

فَرَضَ اللّهُ الإِیمانَ تَطهیراً مِنَ الشِّرکِ... وَالزَّکاةَ زِیادَةً فِی الرِّزقِ.

خداوند ایمان را پاک کننده از شرک... و زکات را افزاینده روزى ساخت.

کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ٣

بایگانی