مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

تلاوت صفحه 45 :

قطره ای از دریای بیکران کلام الهی:
آیه شماره 54 از سوره مبارکه یوسف‏
صاحب جایگاه
وَقَالَ الْمَلِکُ ائْتُونِی بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِی فَلَمَّا کَلَّمَهُ قَالَ إِنَّکَ الْیَوْمَ لَدَیْنَا مِکِینٌ أَمِینٌ
و پادشاه گفت او را نزد من آورید تا وى را خاص خود کنم پس چون با او سخن راند گفت تو امروز نزد ما با منزلت و امین هستى
تفسیر : خداوند اگر بخواهد، اسیر دیروز را امیر امروز قرار مى ‏دهد.«قال الملک ائتونى به استخلصه لنفسى»
در برابر خدمات افراد باید عکس العمل نشان داد و از آنان تقدیر کرد. (در برابر تعبیر خواب دستور داد که او را آزاد کنند) «ائتونى به استخلصه لنفسى»*
افراد مشرک وکافر هم از کمالات معنوى لذّت مى‏ برند. فطرت کمال دوستى، در هر انسانى وجود دارد. «استخلصه لنفسى»
براى تصدّى اعطاى پست‏ هاى مهم و کلیدى علاوه بر تدبیر و کاردانى، محبوبیّت و مقبولیّت نیز بسیار مهم است. (یوسف در اثر عفّت، تدبیر، تعبیر خواب و بزرگوارى، محبوبیّت خاصّى پیدا کرد، لذا عزیز مصر گفت او براى خودم باشد) «استخلصه لنفسى»
پاکى، امانت، صداقت و عفاف، پادشاهان را نیز به تواضع وا مى ‏دارد. «استخلصه لنفسى»
تا مرد سخن نگفته باشد، عیب وهنرش نهفته باشد. «فلمّا کلّمه قال»
در گزینش ‏ها، مصاحبه حضورى نیز مفید است. «فلمّا کلّمه»
براى اعطاى مسئولیّت‏ هاى بسیار مهم، گاه لازم است شخص اوّل مملکت، خود مصاحبه حضورى کند. «فلمّا کلّمه»
پست‏هاى بزرگ و کلیدى را به افراد شایسته و امتحان داده واگذار کنید. «فلمّا کلّمه قال انّک الیوم...»
انسان صادق و امین حتّى در جمع کافران نیز مقبول و مورد احترام است. («لدینا» شامل همه‏ ى کارگزاران مى‏ شود) «انّک الیوم لدینا مکین امین»
زنان مصر جمال یوسف دیدند، دل از کف دادند و دست بریدند؛ پادشاه امانت و پاکى او را دید مُلک مصر را در اختیارش نهاد. اگر همه کمالات یوسف بر آنان آشکار مى‏ شد چه مى‏ کردند؟
وقتى به امانت و توان و صداقت کسى اطمینان پیدا کردید، در واگذارى مسئولیّت به او درنگ نکنید. «انّک الیوم لدینا مکین امین»
مشاور خاص مسئولین کشورى، باید اهل تقوا، تدبیر، قدرت برنامه ‏ریزى و امانت باشد. «استخلصه لنفسى... مکین امین» (یوسف جامع همه اینها بود.)
قدرت یوسف‏ علیه السلام بدون قید وشرط بوده است. («مکینٌ» بدون هیچ شرط و محدودیّتى)
مکین و امین بودن، هر دو با هم لازم است. «مکین امین»
تلاوت صفحه 44:

قطره ای از دریای بیکران کلام الهی:
آیه شماره 5  از سوره مبارکه الکهف‏
دروغگویان
 مَّا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلَا لِآبَائِهِمْ کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِن یَقُولُونَ إِلَّا کَذِبًا
نه آنان و نه پدرانشان به این [ادعا] دانشى ندارند بزرگ سخنى است که از دهانشان برمى‏ آید [آنان] جز دروغ نمى‏ گویند
تفسیر : عمل دائم، پاداش دائم دارد. در آیه‏ ى قبل «یعملون الصالحات» نشانه دوام عمل بود و در این آیه «ماکثین» یعنى پاداش دائم مى‏ باشد.
انسان علاقه به زندگى همیشگى وماندگار دارد، و خداوند آن را در قیامت قرار داده است. «ماکثین فیه ابدا»
از ویژگى نعمت‏هاى الهى در آخرت، جاودانگى آنهاست و در قیامت، مرگ و فنا نیست. «ماکثین فیه ابداً»
اصلاح عقیده‏ى مردم، از وظایف انبیاست. «ینذر الّذین قالوا»
جهل و ناآگاهى، بستر انحراف است. «قالوا... مالهم به من علم»
عقاید باید بر اساس علم باشد و از عقیده بدون علم انتقاد شده است. «ما لهم به من علم»
کسى که ایمان نداشته باشد، به خالق خود نیز تهمت مى ‏زند. «کَبُرت کلمة...»
فرزند داشتن خداوند، تهمتى بى‏اساس است. «ما لهم به من علم»
نسبت دادن فرزند به خدا، هم شرک است، هم تشبیه نابجا و هم نیازمند دانستن خدا به جانشین و همکار. «کَبُرت...»
تلاوت صفحه 43:


قطره ای از دریای بیکران کلام الهی:
آیه شماره 60  از سوره مبارکه القصص‏
دنیای تمام شدنی
وَمَا أُوتِیتُم مِّن شَیْءٍ فَمَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَزِینَتُهَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ وَأَبْقَى أَفَلَا تَعْقِلُونَ
و هر آنچه به شما داده شده است کالاى زندگى دنیا و زیور آن است و[لى] آنچه پیش خداست بهتر و پایدارتر است مگر نمى‏ اندیشید
تفسیر : ثروت و دارایى خود را محصول تلاش و زرنگى خویش نپنداریم که هر چه هست از خداوند است. «ما اوتیتم»
نعمت‏ هاى دنیوى، محدود است؛ «من شى‏ء» ولى پاداش الهى، نامحدود و غیر قابل تصوّر است. «ما عنداللّه خیر و ابقى‏»
اگر به خاطر پذیرش ایمان، دنیا را از دست بدهید، به نعمت‏هاى بى‏ منتها وبى ‏زوال دست خواهید یافت. «ما عنداللَّه خیرٌ و ابقى»
هرکس باقى را فداى فانى، و بهره‏ ى ناب را با لذّات آمیخته با مشکلات عوض کند، در حقیقت عاقل نیست. «أفلا تعقلون»
   روزى زنى نزد حضرت فاطمه زهرا علیها السلام وارد شد و گفت: مادرى دارم ضعیف و ناتوان که براى انجام نماز، مسئله اى برایش ‍ پیش آمده و مرا فرستاده است تا پاسخ آن را از شما دریافت نمایم .
حضرت زهرا علیها السلام پس از گوش دادن به سخنان آن زن ، جوابش را داد و آن زن دو مرتبه سؤال خود را تکرار کرد و حضرت دوباره جواب او را داد.
و به طور مرتّب آن زن سؤ ال خود را بازگو کرد تا آن که به ده مرتبه رسید و حضرت زهرا علیها السلام بدون هیچ گونه احساس و اظهار ناراحتى پاسخ او را بیان مى نمود.
پس از آن، زن خجالت زده شد و گفت: شما را خسته و ناراحت کردم ، بیش از این مزاحم شما نمى شوم .
و حضرت زهرا علیها السلام اظهار نمود: خیر، براى من زحمتى نخواهد بود و سپس افزود، چنانچه شخصى اجیر شده باشد تا بارى سنگین را به جائى ببرد و در ازاى آن مبلغ صد هزار دینار مزد بگیرد آیا ناراحت مى شود؟!
و آن زن در جواب حضرت گفت : خیر.
بعد از آن فرمود: من براى هر سؤال که جوابش را بگویم اجیر تو هستم و مزد و پاداش آن نزد خداوند متعال به ارزشى بیش از آنچه که در این جهان است ، مى باشد.
پس اکنون آنچه مى خواهى سؤال کن و براى من ناراحت مباش ، که از پدرم رسول اللّه صلوات اللّه علیه شنیدم ، فرمود:علماء و دانشمندان ، شیعیان و پیروان ما در روز قیامت در حالى محشور مى شوند، که تاج کرامت بر سر نهاده اند.
تفسیرالامام العسکرى ، ص 340، ح 216 ، بحارالا نوار: ج 2، ص 3، ح 3.
تلاوت صفحه 42:

قطره ای از دریای بیکران کلام الهی:
آیه شماره 10  از سوره مبارکه فاطر
عزت خدایی
مَن کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعًا إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ وَالَّذِینَ یَمْکُرُونَ السَّیِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَکْرُ أُوْلَئِکَ هُوَ یَبُورُ
هر کس سربلندى مى‏ خواهد سربلندى یکسره از آن خداست‏ سخنان پاکیزه به سوى او بالا مى‏ رود و کار شایسته به آن رفعت مى‏ بخشد و کسانى که با حیله و مکر کارهاى بد مى‏ کنند عذابى سخت ‏خواهند داشت و نیرنگشان خود تباه مى‏ گردد
تفسیر : عزّت واقعى، نزد خداست، نه پیش مردم. «فللّه العزّة جمیعا»
عزّت واقعى، در سایه‏ ى ایمان و عمل صالح است. «فللّه العزّة جمیعا... الکلم الطیّب و العمل الصالح»
میان عقیده با عمل رابطه‏ ى تنگاتنگ است و در یکدیگر اثر مى‏ گذارند. «العمل الصالح یرفعه»
راه مؤمنان که عزّت را از طریق ایمان و عمل صالح مى‏ جویند، راه رشد و تکامل است. «یصعد - یرفع» و راه دیگران که عزّت را از طریق فریب و نیرنگ مى‏ خواهند محو و هلاکت است. «یبور»
هیچ کس با نیرنگ و گناه به عزّت نمى ‏رسد. «یبور»

 اسحاق کندی فیلسوف عراق بود. او به تألیف کتابی پرداخت که قرآن دارای تناقض است و برای نوشتن آن چنان سرگرم و مشغول شد که از مردم کناره گرفت و به تنهایی در خانه خویش به این کار مبادرت می ورزید تا اینکه یکی از شاگردان او به محضر امام حسن عسکری (ع) شرفیاب شد. امام به او فرمود: آیا در میان شما یک مرد رشید و جوانمرد پیدا نمی شود که استاد شما را از این کاری که شروع کرده منصرف سازد؟
عرض کرد: ما از شاگردان او هستیم، چگونه می توانیم در این کار یا کارهای دیگر بر او اعتراض نماییم!
امام (ع) فرمود: آیا آنچه بگویم به او می رسانی؟
گفت: آری. فرمود: نزد او برو و با او انس بگیر و او را در کاری که می خواهد انجام دهد یاری نما، آنگاه بگو سؤالی دارم آیا می توانم از شما بپرسم؟ به تو اجازه سؤال می دهد، بگو: اگر گوینده قرآن نزد تو آید، آیا احتمال می دهی که منظور او از گفتارش معانی دیگری غیر آن باشد که تو پنداشته ای؟ خواهد گفت: امکان دارد، چون او اگر به مطلبی توجه کند می فهمد و درک می کند. هنگامی که جواب مثبت داد بگو: از کجا اطمینان پیدا کرده ای که مراد و منظور قرآن همان است که تو می گویی؟! شاید گوینده قرآن منظوری غیر از آنچه تو به آن رسیده ای داشته باشد، و تو الفاظ و عبارات را در غیر معانی و مراد آن بکار می بری! آن مرد نزد اسحاق کندی رفت، و به همان ترتیب با او مهربانی کرد تا سرانجام سؤال را مطرح نمود،کندی از او خواست که سؤال خود را تکرار کند، و به فکر فرو رفت، وآن را بنا بر لغت محتمل بر حسب اندیشه ممکن دانست.
شاگردش را سوگند داد که این سؤال از کجا برای تو مطرح شد. شاگرد گفت: چیزی بود که به خاطرم رسید و سؤال کردم! گفت: ممکن نیست تو و افرادی مانند تو به چنین سؤالی راه یابند. بگو این سؤال را از کجا آوردی؟
شاگرد گفت: ابو محمد امام حسن عسکری (ع) به من چنین فرمان داد.
کندی گفت: اینک درست گفتی، چنین سؤالی جز از آن خاندان نمی تواند باشد، آنگاه آنچه در آن زمینه نوشته بود در آتش ریخت و سوزاند!

(مناقب، ابن شهر آشوب، ج4، ص424)

تلاوت صفحه 41 :

قطره ای از دریای بیکران کلام الهی:
آیه شماره 52  از سوره مبارکه هود
وَیَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْکُم مِّدْرَارًا وَیَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِکُمْ وَلاَ تَتَوَلَّوْاْ مُجْرِمِینَ
ترجمه : و اى قوم من از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به درگاه او توبه کنید [تا] از آسمان بر شما بارش فراوان فرستد و نیرویى بر نیروى شما بیفزاید و تبهکارانه روى بر مگردانید
تفسیر : استغفار و توبه از گناهان، واجب است. «استغفروا... توبوا»
استغفار از گناهان، مقدّمه‏ ى بازگشت به سوى خداست. «استغفروا... ثم توبوا»
استغفار و توبه ‏ى فردى، سرنوشت جامعه را عوض نمى‏ کند، بلکه جامعه باید متحوّل شود تا امداد الهى سرازیر گردد. «یا قوم استغفروا... توبوا... یرسل»
اعمال و عقاید، در رویدادهاى طبیعى مؤثّرند. «توبوا... یرسل» (قوم عاد به خاطر شرک و گناه، به کمبود و خشکسالى گرفتار شده بودند)
عوامل طبیعى، ما را از توجّه به اراده‏ ى الهى بازندارد. «یرسل السماء»
نظام و حکومت اسلامى اگر خواهان توسعه اقتصادى است باید طرح ‏هاى معنوى را درجامعه توسعه دهد.«توبوا ...یرسل السماء»
جزاى دنیوى توبه و بازگشت به سوى خدا، ثروت و قدرت است.«توبوا... یرسل السماء مدرارا و یزدکم قوّة...»
گمان نکنیم که ایمان به خدا و توجّه به او، به معناى دور شدن از مال و سرمایه است. «توبوا...یرسل السماء... یزدکم قوة»
(اگر ایمان بیاوریم، نه تنها از اموال ما چیزى مطالبه نمى‏ شود، بلکه به آنها افزوده نیز مى‏ گردد «یزدکم »
با کُرنش در پیشگاه الهى و توبه و استغفار به درگار او، نه تنها کوچک نمى ‏شویم، بلکه قوى، بزرگ و عزیزتر هم مى‏ گردیم. «یزدکم قوّة الى قوّتکم»
قوم عاد، مردمى نیرومند بودند. «قوّة الى قوّتکم»
اگر قدرتِ ایمان، به قدرت جسمانى اضافه گردید، کامل مى‏ شویم. «قوّة الى قوّتکم»
بوجود آوردن جامعه ‏اى سالم وبرخوردار از نعمت ونیرومند، از اهداف ادیان آسمانى است. «یا قوم...توبوا... یزدکم قوّة الى قوّتکم»
قدرت اقتصادى، زمینه‏ ساز سایر قدرت‏هاست. اوّل «یرسل السماء» آنگاه «یزدکم قوّة الى قوّتکم»
در تبلیغ باید از شیوه‏ ى تشویق نیز استفاده کرد. «توبوا...یرسل... یزدکم قوّة الى قوّتکم» (بیان نتایجِ مادّى، در راه رسیدن به هدف، مانعى ندارد)

در روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها قرآن پژوهان عزادار ازبیانات استاد گرانقدر دکتر قنبری پیرامون سخنان آن حضرت با زنان مدینه که به ملاقات ایشان آمده بودند و وقایع واپسین روزهای زندگی حضرت فاطمه (س) گوش فرا داده و سپس با نوحه سرایی مداح اهل بیت اقای نیکو کرداران به اقامه عزا پرداختند: ,shahadat hazrat zahra 93
 

برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
از امام باقر (ع) روایت شده است چون مریضى فاطمه زهرا که به جهت صدمات وارده به وجود آمده بود شدّت یافت ، دست به سوى آستان مقدّس الهى بلند کرده و با خداوند متعال مناجات و راز و نیاز مى نمود و از جمله مناجات ها و استغاثه هاى آن حضرت چنین بود:
«یا حَىُّ یا قَیُّوم بِرَحْمَتِک اسْتَغیثُ فَاغِثْنى اللّهمّ زَحْزِحْنی عَنِ النّارِ وادْخِلْنى الْجَنَّةَ والْحِقْنى بِمُحمَّد»
و هرگاه امیرالمؤ منین، على (ع) کنار بستر همسرش ، فاطمه زهرا علیها السلام مى آمد، براى او این چنین دعا مى نمود:
اى فاطمه! خداوند، تو را عافیت و سلامتى عنایت فرماید، و تو را زنده و سالم نگه دارد.
ولیکن حضرت زهرا علیها السلام در مقابل دعاى شوهرش، چنین اظهار مى داشت : چه قدر خوب است که هر چه زودتر به خداى خویش ملحق شوم و با او ملاقات کنم .
و سپس در آخرین لحظات عمر شریفش ، وصیّت خود را پیرامون مهریّه اش و همچنین اثاث و اسباب منزل که متعلق به خودش بود مطرح کرد و در پایان به همسرش امام علىّ علیه السلام خطاب کرد و اظهار داشت :یا علىّ! پس از من با امامه دختر ابوالعاص ازدواج نما، چون که او همانند خودم نسبت به فرزندانم دلسوز و مهربان مى باشد.
مستدرک الوسائل : ج 2، ص 134، ح 7، و ص 360، ح 4.
.... حضرت امیر در ادامه نامه خطاب به فرزند دلبندش  می فرمایند: " لا تکن خازناً لغیرک" به نظر علامه طباطبایی رزق تو به این نیست که چقدر در آمد داری یا چه قدر دارایی داری! به ان مقداری است که از آن بهره می بری. بقیه اموالت خازناً لغیرک است. تو جمع می کنی و نگه می داری برای ورّاث. آنچه را که دوست داری پس از مرگت برای تو انجام دهند خودت الان انجام بده!...
 

برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 135

حضرت فاطمه سلام الله علیها

فَرَضَ اللّهُ الإِیمانَ تَطهیراً مِنَ الشِّرکِ... وَالزَّکاةَ زِیادَةً فِی الرِّزقِ.

خداوند ایمان را پاک کننده از شرک... و زکات را افزاینده روزى ساخت.

کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ٣

بایگانی