مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

 واعلَم أنّ الإعجابَ ضِدُّ الصواب و آفة الألباب فاسعَ فی کَدحِکَ و لا تَکُن خازناً لِغَیرک ....

آن حضرت پس از مذمّت و نفی عُجب به فرزند والامقامشان اینگونه می فرمایند که پسرجان! برای تأمین نیازهای زندگی خودت تلاش کن. در عین حال خزانه دار دیگری هم نباش !

در منطق اسلام انسان بی  عار و سربار یک موجود بی ارزش و غیرقابل اعتنا به حساب می آید. در بیش از 200 آیه ققرآن کریم از عمل انسان به عنوان معیار و ملاک شخصیت او یاد شده است...

دریافت
حجم: 13.6 مگابایت

حضرت علی امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: «الْبُخْلُ عَارٌ وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ»؛ فرمود بخل یعنی آدم بخشش نداشته باشد، آنچه را که به دست آمده برای اینکه مبادا آینده به آن نیاز داشته باشد در موارد لازم نبخشد. فرمود: آن کسی که بخیل است تحت حمایت و هدایت و رهبری شیطان است، چون ﴿الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ﴾، یعنی این که در درون ما وسوسه می‌کند که اگر شما در این راه خیر کمک کردید چه کسی به شما کمک می‌کند، چه کسی آینده شما را تأمین می‌کند، این شیطان است.

 خود ذات اقدس الهی در قرآن فرمود: ﴿مَا أَنفَقْتُم مِن شَیْ‏ءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ﴾، یک بیان نورانی امام جواد(سلام الله علیه) دارد که تفسیر همین است؛ فرمود: «مَنْ أَیْقَنَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِیَّة»؛ فرمود: اینکه در قرآن فرمود آنچه را شما در راه خدا انفاق می‌کنید خدا جانشین آن را فراهم می‌کند، این جانشینی همزمان است. الآن اگر بارانی بیاید جایی سنگی فرو برود، شما این سنگ را از این باغ بخواهید بردارید، چاله‌ای می‌ماند، شاید تا یکسال یا بیشتر طول می‌کشد تا این چاله پر بشود؛ اما یک سطل آب که از رودخانه می‌گیرید همان زمان پر می‌شود. «خَلَف» یعنی این، نه اینکه خالی بماند بعد از یکسال پر بشود. فرمود: آنچه را که شما برداشتید فوراً خدا جایش می‌گذارد، حالا بعد به شما برسد، بعد شما متوجه بشوید. حالا اگر شما سنگی از داخل باغچه برداشتید به هر حال جایش خالی است. یک سال بعد پر میشود اینکه خَلف نیست، خالی است، بعد از یکسال پر می‌شود؛ اما یک سطل آب که از رودخانه بردارید جای آن خالی است یا همان زمان پر می‌شود؟

این بیان لطیف امام جواد، خیلی ظریف است خیلی زیباست؛ فرمود: «مَنْ أَیْقَنَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِیَّة»، یعنی گرچه خدا فرمود شما اگر بخشیدید خدا جانشین می‌فرستد؛ اما جانشین این طور نیست که طول بکشد، این طور نیست که سنگی را که شما از یک باغ برداشتید یکسال بعد جای آن پر بشود؛ نه آبی که از این رودخانه برداشتید همان زمان پر می‌شود. حالا شما دیر متوجه می‌شوید مطلبی دیگر است.

فرمود: «الْبُخْلُ عَارٌ وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ»؛ ترس؛ ترس از فقر، ترس از دشمن، ترس از حوادث، این یک نقص است. «وَ الْفَقْرُ یُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ»؛ کسی که جیبش خالی است کیفش خالی است ـ خدای ناکرده ـ فقیر است، او قدرت حرف‌زدن بین‌المللی ندارد؛ چه اینکه اگر کسی فقر علمی داشت او در مباحثات بخواهد درس بگوید گُنگ است؛ بخواهد بحث بکند گُنگ است؛ بخواهد مناظره آزاداندیشی داشته باشد گُنگ است؛ چون فقر علمی دارد. فقر اقتصادی هم جیبش خالی باشد کیفش خالی باشد، در عرصه بین‌الملل بخواهد حرف بزند گُنگ است؛ لذا فرمود مال قوام شماست و شما این قوام را به خوبی حفظ بکنید. «وَ الْفَقْرُ یُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ وَ الْمُقِلُّ غَرِیبٌ فِی بَلْدَتِهِ»


بیانات استاد جوادی آملی

زیارت در واقع تجدید عملی عهدی است که انسان در عالم الست با خلیفه خدا بسته و با زیارت آن عهد بازخوانی می شود.

وقتی انسان به زیارت امام و معصوم می رود ، می گوید که من آمده ام تا بگویم با شما هستم " إنّی سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم" و با عهدی که با شما بستم استوار هستم و پیمان نشکستم...

رسیدیم به این فراز: " و جعلَنی مِمّن یقتصُّ آثارَکم و یسلُکُ سبیلَکم"

دریافت
حجم: 18.8 مگابایت

یا بنیّ اجعل نفسک میزاناً فیما بینک و بینَ غیرِکَ فَأحبِب لغیرِکَ ما تُحِبُّ لنفسک واکرَه له ما تکرَهُ لها ...

این بخش از وصایای حضرت امیر سلام الله علیه از یک شمول گسترده ای برخوردار است و تقریباً همه شئون زندگی انسانی خاصّه اهل ایمان را در خودش میگیرد به این معنا که هم دو شهروند معمولی در بدنه جامعه اسلامی نباید دل و زبانشان را آلوده به غیبت و تهمت و افترا و تحقیر دیگران بکنند و هم خواصّ و مهتران و صاحب منصبان و مقامات و عمّال حکومتی و شخصیتهای مرجع باید مراقب سخن گفتن و مواضع خودشان باشند و دل و زبانشان چه به لحاظ حقیقی و چه به لحاظ حقیقی و چه به لحاظ حقوقی از زشتیها و بدیها در امان بدارند....
دریافت
حجم: 12.2 مگابایت

وجود مبارک پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التّحیة و الثّناء) فرمود: «الْإِسْلَامُ یَعْلُو وَ لَا یُعْلَی عَلَیْه»‏؛ یعنی جامعه اسلامی جامعه برین است، جامعه الگوست، دیگران چه شرق و چه غرب از جامعه اسلامی باید کمک بگیرند. مستحضرید این جمله خبریه به داعی انشا القا شده است؛ یعنی «یا أیها المسلمون» این چنین باشید که مردم از شما فرا بگیرند. دست شما نزد کسی دراز نباشد، اگر دست کسی به طرف شما دراز شد او را دست خالی برنگردانید. این گزارشی نیست که فقط حضرت خواسته باشد تعریف کرده باشد؛ این یک جمله خبری در معنای انشایی است؛ یعنی «یا أیها المسلمون» این چنین باشید، «الْإِسْلَامُ یَعْلُو وَ لَا یُعْلَی عَلَیْه».

حالا چگونه اسلام و جامعه مسلمین جامعه برین و برترین باشد؟ فرمود ما جامعه انسان مخصوصاً مسلمان را عزیز و کریم خلق کردیم. ساختار درونی او این چنین نیست که نسبت به ذلّت و عزّت یکسان باشد. او عزیز است، او کریم است، این ساختار، ساختار عزیزانه است، ساختار کریمانه است، من انسان را با دو دست قدرت و عزت خلق کردم: ﴿خَلَقْتُ بِیَدَی‏﴾. راه‌هایی که در قرآن و نهج البلاغه آمده، چند هدف دارد: یکی اینکه ما این ساختار اوّلی را بشناسیم که آیا ما عزیز خلق شدیم یا بی‌تفاوت؟ آیا کریم خلق شدیم یا بی‌تفاوت؟ و اگر راهی برای حفظ این هست چیست؟ چند تا راه است که هم بعد از شناخت این عزت و کرامت ساختاری، آنچه باعث رشد این عزّت و کرامت است به ما نشان دادند. آنچه مانع پیشرفت این عزّت و کرامت است به ما نشان دادند. بعد فرمود اگر شما اینها را یکی پس از دیگری شناختید و عمل کردید، کم‌کم ﴿زادَتْهُمْ إیماناً﴾؛ این یک بخش از قرآن است که ایمان اینها بیشتر می‌شود. آن‌گاه دو طایفه از آیات، یکی در سوره «انفال» یکی در سوره «آل عمران» است که درجه‌بندی را روشن می‌کند. فرمود: اگر این ایمان یکی پس از دیگری بالا آمد، ﴿لَهُمْ دَرَجَاتٌ﴾؛ کم‌کم صاحب درجات برتر می‌شوید. وقتی صاحب درجات برتر شدید، درجه با صاحب‌ درجه می‌شود یکی، این «لام» را باید برداشت؛ لذا در سوره «آل عمران» «لام» نیست، فرمود: ﴿هُمْ دَرَجَاتٌ﴾، ببینید تفاوت ره از کجاست تا به کجا! در رذایل اخلاقی هم همین طور است، این طور نیست که حالا بگوییم آنجا «لام» محذوف شده است؛ در رذایل اخلاقی هم همین طور است. اگر عده‌ای «لهم درکات» است، بعد «هم درکات» می‌شوند، شما ببینید در این کریمه فرمود: ﴿وَ أَمَّا الْقَاسِطُونَ فَکَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً﴾؛ نفرمود ما از جنگل هیزم می‌آوریم، فرمود همین ظالم گُر می‌گیرد. خدا نکند ما برویم و ببینیم و آنجا چه خبر است؟ حالا از جاهایی هیزم می‌آورند، مواد سوخت و سوز می‌آورند، ما آنها را نمی‌دانیم؛ اما «این قَدَر هست که بانگ جَرسی می‌آید» فرمود: ﴿وَ أَمَّا الْقَاسِطُونَ فَکَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً﴾؛ هیزم جهنم همین ظالم است که گُر می‌گیرد. برخی از بزرگان گفتند وقتی عده‌ای از این افراد حرف می‌زنند، از دهن آنها آتش در می‌آید ما می‌بینیم. صریحاً می فرماید خود ظالم گُر می‌گیرد، پس ما این راه‌ها را اگر عمل کردیم به جایی می‌رسیم که «الْإِسْلَامُ یَعْلُو وَ لَا یُعْلَی عَلَیْه»‏. اسلام برترین مکتب است و مسلمان برترین مکتب است و وجود مبارک حضرت امیر راه‌های برتر بودن را به ما نشان داد.


بیانات استاد جوادی آملی

میلاد هشتمین اختر آسمان ولایت مبارک

فرارسیدن یازدهم ذى القعده سالروز ولادت هشتمین امام معصوم، خورشید فروزان خراسان، مایه برکت و افتخار کشور ایران، محبوب دلهاى شیعیان، حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا علیه السلام را به محضر ولی عصر ارواحنا فداه و همه مسلمانان جهان بالأخصّ شیعیان تبریک مى گوییم.

سلام بر تو اى امام هشتم، اى فرزند پیامبر و على، اى پاره تن فاطمه! اى جگر گوشه حضرت موسى بن جعفر، و اى امامى که هر لحظه دل هاى ما به شوق دیدار حرم مطهّرت مى تپد، سلام بر تو اى على بن موسى الرضا، و سلام بر پدارن بزرگوارت و فرزندان پاک و معصومت.

سلام بر تو که عظمت کشور ما هستی و ضامن سعادت و سربلندی ما!

سلام بر تو و بر خانه ‏ای که قدم در آن نهادی!

سلام بر تو و دامانی که تو را بپرورید!

سلام بر تو و زندگیِ سراسر نورانی ‏ات.

سلام بر تو و مزاری که وعده‏ گاه زیارت و التجای عاشقان است! مولا جان، امام رضا علیه ‏السلام ! به خانه دل‏ های عاشقان خوش آمدید!

چشممان روشن، که در تاریکخانه تاریخ، از خانه ولایت، خورشیدی دیگر سربرکشید و در تداوم راه، از «مدینه» تا «طوس» را پیمود و از برکت این هجرت، ایران برای همیشه در چشم انداز پرتو «امامت» قرار گرفت،و سرزمین عجم را با پیام رسول عرب عجین نمود و سرزمین سلمان را بیمه «خط اهل بیت» ساخت......

مقدمتان گلباران!

مسیح محو صدای نقاره خانه او               کرم نَـمی بُوَد از بهر بی کرانه او
به زائر حرمش وعده داده و باید                که روز حشر سه جا بازدید او آید
  الا رئوف تر از ما به ما امام رضا                 غریب ِ با همه کس آشنا امام رضا
ابوالحسن خَلَف مرتضی امام رضا             رفیق زائر بی دست و پا امام رضا
نگاه ماست به دست تو یا امام رضا

با زیارت، زائر در حوزه معنوی و کمالی امام قرار می گیرد و در واقع از امام اثر می پذیرد ، رقّت قلب پیدا می کند و ملکوتی می شود. یکی از اصحاب امام باقر علیه السلام به امام عرض کرد که ما وقتی در خدمت شما هستیم ، قلبمان نرم است و از دنیا و آنچه در آن است، می بُریم و حال خوشی داریم ولی وقتی از شما جدا می شویم دنیا و مادیات بر ما مسلط می شود و از این حالات جدا میشویم واین ما را نگران میکند ....

"و برئتُ إلی الله عزّ و جلّ من اعدائکم"

دریافت
حجم: 19.2 مگابایت

یا بُنَیَّ إنّی قد أنبَأتُکَ عَنِ الدنیا وحالِها و زوالِها و انتقالیها، و أنبَأتُکَ عنِ الآخرة و ما أُعِدَّ لأهلِها فیها و ...
سخن به اینجا رسید که امیرالمؤمنین علیه السلام در وصیت الهی خودشان به امام مجتبی علیه الصلاة و السلام فرمودند : پسرجانم! گروهی از بندگان خدا این عالم ناسوت را منزلگاه خشک و لم یزرع و بی آب و علفی می شناسند که توقف در آن هرگز خوشایند آنها نیست. ولو اینکه این مردم در عالم ناسوت حضور دارند و از نعمتهای الهی برخوردار و متنعّم هستند ولی برای آنها روشن و آشکار است که این دنیا محل ماندن و قرارگاه آنها نیست لذا نگاه آنها به دنیا از سر بی اعتمادی به رنگ و لعاب دنیاست....
دریافت
حجم: 12.1 مگابایت

حضرت فرمود: «أَزْرَی بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ»؛ کسی طمع را شعار خود قرار بدهد، این پارچه‌ها و پیراهن‌های رویی را می‌گویند «دِسار»، آن زیری را آن زیرپوش را که با شَعر و موی بدن بسته است می‌گویند «شِعار». «اِسْتشعَر»؛ یعنی این را شِعار خود قرار بدهد. کسی که طمع را شِعار خود قرار می‌دهد، خود را ارزان فروخت، به رذالت کشاند، به فرومایگی و پستی کشاند. این جان آدمی که بهترین فرشته مخلوق خداست، این را ارزان فروخت. «أَزْرَی بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ»، بنابراین ما باید هر روز بررسی بکنیم در درون ما چیست!

«وَ رَضِیَ بِالذُّلِّ مَنْ کَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ»؛ ما مشکلات فراوانی داریم، به صاحب‌درد بگوییم و آن «الله» است. وجود مبارک یعقوب(سلام الله علیه) عرض کرد خدایا! من شکوه دارم؛ اما ﴿أَشْکُو‏﴾؛ من شکایتم از فراغ یوسف به توست.

آدم نزد دیگری ناله بکند غیر از اینکه خودش را ضعیف کرده و ذلیل نشان داده اثر دیگری ندارد. فرمود شما هرگز مشکلات خود را با دیگری در میان نگذار، برای اینکه کاری از او ساخته نیست، آن که مشکل را حلّ می‌کند با او در میان بگذار.

 «وَ رَضِیَ بِالذُّلِّ مَنْ کَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ وَ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَیْهَا لِسَانَهُ»؛ از دیرباز گفتند زبان «قلیل الجِرم» است و «کثیر الجُرم». حداقل بیست گناه بزرگ را ایشان در همان احیاء برای زبان شمرده است. فرمود انسان در درون خود یک فرمانده داخلی می‌خواهد؛ اگر کسی زبان خود را فرمانده خود قرار بدهد هلاکت خودش را امضا کرده است. قلم هم «أحد اللسانین» است. هم به نویسنده‌ها، هم به گوینده‌ها سفارش می‌کند اسرار مردم را بازگو نکنید، آبروی کسی را نبرید. «کَفَی بِالْمَرْءِ کَذِباً أَنْ یُحَدِّثَ بِکُلِّ مَا سَمِع‏»، فرمود: هر چه آدم شنید وارد گوش شد از این حنجره و زبان بیرون بیاید، در کاذب بودن آن همین بس! آنچه انسان شنید وارد دستگاه فکر بکند، بررسی بکند، صحیح است یا نه؟ نشر آن درست است یا نه؟ کیفیت نشر آن چگونه است؟ و مانند آن. فرمود هر کسی که قلمش را، یا زبان خود را بر خود امیر کرد، خودش را ارزان فروخت. یا به هلاکت رسید، «وَ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَیْهَا لِسَانَهُ»؛ زبان باید در اختیار ما باشد، قلم باید در اختیار ما باشد، نگاه باید در اختیار ما باشد.

 هیچ کس مهربان‌تر از اهل بیت برای جامعه اسلامی نیستند. فرمود زبانتان را، قلمتان را، فرمانروا نکنید تحت عقلتان قرار بدهید. این طور نباشد که هر چه هوستان خواست به زبانتان جاری بشود، «وَ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَیْهَا لِسَانَهُ».

زیارت مقدمات و شرایطی دارد. مهمترین شرط و مقدمۀ زیارت معرفت است تا حدّی که می توان گفت حقیقت زیارت چیزی جز معرفت نیست چون زیارت حضور است، حضور هم علم است. بنابراین معرفت شرط، مقدمه بلکه خود زیارت است و هر چه معرفت بیشتر باشد انسان زائرتر خواهد بود. اگر این معرفت ایجاد شد، آن وقت زیارت سطحش خیلی بالا می رود و می تواند به اندازه صدهایا هزاران سال عبادت ارزش داشته باشد. برای اینکه بدانیم چقدر معرفت داریم باید ببینیم وقتی وارد حرم می شود تا چه حدّ خضوع و خشوع داریم نسبت به امام ...

رسیدیم به این فراز: حتّی یُحیِی الله تعالی دینه بِکُم و یُردَّکُم فی أیّامِهِ ...

دریافت
حجم: 16.8 مگابایت

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 73

قال الجواد علیه السلام:

«الْمُؤْمِنُ یحْتَاجُ إِلَی ثَلَاثِ خِصَالٍ تَوْفِیقٍ مِنَ اللَّهِ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ ینْصَحُهُ.

مؤمن نیازمند سه چیز است: توفیق الهی، واعظ درونی و پذیرش خیرخواهی ناصحان

بایگانی