مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

عید ولایت امیر المؤمنین علی علیه السلام

 الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِب وَ الْأَئِمَّةِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

عیداست وهوا شمیم جنت دارد                   نام خوش مرتضی حلاوت دارد

باعطرگل محمدی وصلوات                          این محفل ماعجب طراوت دارد

خطبه غدیر خطبه ای طولانی است، نه یک جمله! در این خطبه پیامبر(ص) بارها بر وصایت و جانشینی حضرت علی(ع) تصریح کرده است. خطبه غدیر با آن معارف بلند، ده ها جمله در مقام و منزلت امیرالمومنین و دستور رسول الله(ص) به تبعیت از ایشان دارد .

 هان مردمان! آنچه بر من فرود آمده، در تبلیغ آن کوتاهی نکرده ام و حال برایتان سبب نزول آیه را بیان می کنم: همانا جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوی سلام، پروردگارم - که تنها او سلام است - فرمانی آورد که در این مکان بپا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علی بن ابی طالب برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من بوده. جایگاه او نسبت به من بسان هارون نسبت به موسی است، لیکن پیامبری پس از من نخواهد بود او (علی)، صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است؛

 بدانید که خداوند او را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده، پیروی او را بر مهاجران و انصار و آنان که به نیکی از ایشان پیروی می کنند و بر صحرانشینان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر کوچک و بزرگ و سفید و سیاه و بر هر یکتاپرست لازم شمرده است. [هشدار که] اجرای فرمان و گفتار او لازم و امرش نافذ است. ناسازگارش رانده، پیرو و باورکننده اش در مهر و شفقت است. هر آینه خداوند، او و شنوایان سخن او و پیروان راهش را آمرزیده است.

 هان مردمان! آخرین بار است که در این اجتماع به پا ایستاده ام. پس بشنوید و فرمان حق را گردن گذارید؛ چرا که خداوند عزّوجلّ صاحب اختیار و ولی و معبود شماست؛ و پس از خداوند ولی شما، فرستاده و پیامبر اوست که اکنون در برابر شماست و با شما سخن می گوید. و پس از من به فرمان پروردگار، علی ولی و صاحب اختیار و امام شماست. آن گاه امامت در فرزندان من از نسل علی(ع) خواهد بود. این قانون تا برپایی رستاخیز که خدا و رسول او را دیدار کنید دوام دارد.

 هان مردمان! او را برتر بدانید. چرا که هیچ دانشی نیست مگر اینکه خداوند آن را در جان من نبشته و من نیز آن را در جان پیشوای پرهیزکاران، علی، ضبط کرده ام. او (علی) پیشوای روشنگر است که خداوند او را در سوری یاسین یاد کرده که: «و دانش هر چیز را در امام روشنگر برشمرده ایم...»

 هان مردمان! از علی رو برنتابید. و از امامتش نگریزید. و از سرپرستی اش رو برنگردانید. او [شما را] به درستی و راستی خوانده و [خود نیز] بدان عمل نماید. او نادرستی را نابود کند و از آن بازدارد. در راه خدا نکوهش نکوهش گران او را از کار باز ندارد. او نخستین مؤمن به خدا و رسول اوست و کسی در ایمان، به او سبقت نجسته. و همو جان خود را فدای رسول الله نموده و با او همراه بوده است تنها اوست که همراه رسول خدا عبادت خداوند می کرد و جز او کسی چنین نبود.  اولین نمازگزار و پرستشگر خدا به همراه من است. از سوی خداوند به او فرمان دادم تا [در شب هجرت] در بستر من بیارامد و او نیز فرمان برده، پذیرفت که جان خود را فدای من کند.

هان مردمان! او از سوی خدا امام است و هرگز خداوند توبه منکر او را نپذیرد و او را نیامرزد. این است روش قطعی خداوند درباره ناسازگار علی و هرآینه او را به عذاب دردناک پایدار کیفر کند. از مخالفت او بهراسید و گرنه در آتشی درخواهید شد که آتش گیری آن مردمانند؛ و سنگ، که برای حق ستیزان آماده شده است.

هان مردمان! تقوا پیشه کنید و از ناسازگاری با علی بپرهیزید. مباد که گام هایتان پس از استواری درلغزد. که خداوند بر کردارتان آگاه است.

اینها فقط برخی از جملات خطبه غدیر در وصف مقام و منزلت امیرمومنان و دستور به مسلمانان به تبعیت از اوست.

خطبه غدیر را شیعه و سنی به تواتر نقل کرده اند و هیچ شکی در سند آن نیست. چه زیباست در روز عید ولایت و امامت یک بار این خطبه را با معنی بخوانیم و با معارف بلند آن آشنا شویم.

صد شکر که پیغمبر رحمت داریم                            هم دست به دامان ولایت داریم

با ذکر شریف و مستجاب صلوات                             امید شفاعت به قیامت داریم

"جزاءً بما کانوا یعلمون" انسان بدون عمل به درجات نمی رسد اگر کسی خیال کند بدون عمل صالح او را به بهشت راه می دهند خیال خام است.

فضل الهی به جای خود، اما زمینه آن، ایمان و عمل صالح است. اگر بی ایمان رفت بوی بهشت را نیز نخواهد شنید و بهشت بر او حرام است.

میزان هم ساعت آخر است تا به چه حال بمیریم. نمی دانیم آیا ایمان را با خود می بریم یا نه؟

عاقبت به خیری نتیجه عمل است؛ " کما تعیشون تموتون و کما تموتون تبعثون" همانطور که زندگی کردید، می میرید و همانطور که مُردید برانگیخته می شوید . پس کسی که یک عمر اهل عمل با صدق بود عاقبتش هم بخیر است. خدا رحیم تر از آن است که او را ساعت آخر به خودش واگذارد.

روز قیامت روزی است که هر کس عملش را آماده می یابد. هر کس جهنم می رود به واسطه اعتقاد و عملش می باشد چنانچه بهشت هم همین است.

از اول تکلیف تا آخر عمر، کوچک و بزرگ کارها حساب می شود.

پس از آن که از ذکر سابقین و مقربین و بیان درجات آنان و ثوابهای جسمی و روحانی ایشان فارغ شد. در شرح حال طبقه دوم که اصحاب یمین اند شروع می فرماید. گروهی که اهل عمل و ایمان هستند اما نه به پایه سابقین ،آن طوری که باید نکوشیده اند. ایشان در یمین یعنی سمت راست عرشند، نامه اعمالشان به دست راستشان داده می شود.  

امیرالمؤمنین در نهج البلاغه می فرماید: خداوندا مهمانخانه ای تدارک فرموده ای در حد عظمت خودت و در آن انواع مأکولات و مشروبات و کاخها و نعمتها تدارک دیدی، آنگاه قاصد فرستادی تا مردمان را به آن مهمانخانه بخواند . اما وااسفا که این خلق نه خواننده الهی را اجابت کردند و نه بر سر شوق آمدند . طلب بهشت نمی کند اما طالب ملک نکبت بار دنیوی هستند. سگ صفتان لاشخوروار روی جیفه عالم طبع افتاده مثل اینکه تنها برای اینها آفریده شده اند...

گزیده ای از تفسیر سوره واقعه - آیت الله دستغیب

 

نیمه ماه پربرکت ذی الحجه روز میلاد حضرت هادی امام دهم(سلام الله علیه) است.

 آن حضرت فرمود: «الدُّنْیَا سُوقٌ رَبِحَ فِیهَا قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ»؛ فرمود دنیا یک بازاری است، یک عده سود می‌برند و یک عده زیان می‌کنند. یک عده عمر می‌دهند، در برابر چیزی را می‌گیرند که با این عمرشان با هم آمیخته است. وقتی ذات اقدس اله اعلام کرد من بیشتر می‌خرم، با من معامله کنید سرّش این است که عوض و معوّض هر دو را خدا به انسان برمی‌گرداند. اگر کسی با دیگری یعنی با شیطان معامله کرد، عوض و معوض هر دو را او می‌برد. اما اگر با ذات اقدس الهی معامله کردیم این طور نیست که جان ما را بگیرد و چیزی به ما بدهد، اینکه فرمود: ﴿إِنَّ اللّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ﴾، به این معنا نیست که جان ما را می‌گیرد و در مقابل بهشت به ما می‌دهد! بهشت را به ما داد ما چه کنیم بی‌جان!؟ جان و بهشت را؛ یعنی عوض و معوض هر دو را به ما می‌دهد.

وجود مبارک حضرت هادی(سلام الله علیه)، با آن همه مشکلات سیاسی که با آنها روبرو بود یک بار سنگین دیگری هم روی دوش ایشان و امام یازدهم بود. آنها می‌خواستند مردم را، امت اسلامی را، جامعه قرآنی را با یک حقیقت تازه‌ای آشنا کنند : «غیبت»

 آنها را آماده کنند، بگویند امام دوازدهمی هست که کسی او را نمی‌بیند، یک غیبت کوتاه دارد، یک غیبت طولانی دارد، ممکن است هزارها سال طول بکشد. هاضمه بشر برای ادراک این مطلب آماده نبود! الآن به لطف الهی از بس گفته شد جریان غیبت وجود مبارک حضرت برای ما حل شده است، وگرنه آن اوایل چه کسی می‌فهمید یک کسی می‌آید هزارها سال در پرده غیبت است! تمام تلاش و کوشش امام نهم و دهم و یازدهم در این بخش خلاصه می‌شد تا مردم را آماده کنند که امام دوازدهم می‌آید و او را نمی‌بینید و ممکن است قرن‌ها طول بکشد! این مساله بار سنگینی روی دوش امام هادی و امام عسکری(سلام الله علیهما) بود و این بار را به مقصد رساندند.

یادگار زیبای امام دهم زیارت جامعه کبیره است. فقط قرآن کریم همسان و همتای اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است. قرآن، تفسیری دارد که مفسّران فراوانی به این نعمت نایل شدند اما ولایت، تفسیر می‌خواهد. آن روایت‌ها و جمله‌های کوتاه که امامت و ولایت را شرح می‌دهد، کافی نبود. وجود مبارک امام دهم امام هادی(ع) امامت و ولایت را تفسیر کرده است. این زیارت نورانی جامعه کبیر به منزله تفسیر امامت است. یعنی همان‌طوری که قرآن، احتیاج به تفسیر دارد امامت هم احتیاج به تفسیر دارد که هر کدام از ائمه(ع) یک آیه یا چند آیه قرآن را تفسیر کردند، ولی وجود مبارک امام هادی کلّ قرآن را تفسیر کرد، چون عترت و قرآن همتای هم هستند.

 

☘️السلام علیک ایها الهادى النقى☘️

مولودى از نیمه ذیحجه مى‏‌آید و آسمان

رخت آبیش را با پشته‏‌هاى سپید ابر مى‏‌آراید

گل سرخ، ده گلبرگ خوش‏رنگ را شبنم مى‌‏زند

شب‏بوها، ده شب از عطر دل‏‌انگیزشان را به مهتاب مى‏‌دهند

و اقاقى‏‌ها، آرام مى‏‌شمارند

اولین، دومین... دهمین، آرى دهمین ستاره مى‏‌آید.

او هادی (ع) است و صداقت صادق (ع) در جان دارد، 

نجابت کاظم (ع) بر چهره، 

تبسّم رضا (ع) بر لب، 

و سخاوت محمد (ع) در دست! 

دستی که برای همیشه حبل المتین مسکینان خواهد شد.

مدینه! این بار، دهمین خورشید از منظومه «کوثر» را به دامان گرفته

خورشیدی که انوار الهی‌اش از «سامرّا» تا شرق و غرب عالم سایه خواهد افکند

و درماندگان طریق سعادت را به رستگاری رهنمون خواهد شد.

او امام هادی است که می فرمود:

همانا خداوند، دنیا را جایگاه بلاها و امتحانات و مشکلات قرار داد; و آخرت را جایگاه نتیجه گیری زحمات، پس بلاها و زحمات و سختی‌های دنیا را وسیله رسیدن به مقامات آخرت قرار داد و اجر و پاداش زحمات دنیا را در آخرت عطا می‌فرماید.

«تحف العقول، ص 358»

مولا جان! علی بن محمد علیه السلام ! سلام و درود خداوند بر لحظه‌ای که خاک «مدینه»، بوسه بر قدمت زد، و لحظه‌ای که تربت «سامرّا» تن شریفت را در آغوش گرفت!

یادتان هست نوشتم که دعا می‌خواندم                  داشتم کنج حرم "جامعه" را می‌خواندم

از کلامت چه بگویم که چه با جانم کرد                             محکماتِ کلماتِ تو مسلمانم کرد


صلوات خاصه امام هادی(ع) تقدیم به روح بزرگوار آن امام همام:

اللّهُمَّ صَلِّ عَلی عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَصِیِّ الْأَوْصِیآءِ، وَاِمامِ الْأَتْقِیآءِ،وَخَلَفِ اَئِمَّةِ الدّینِ، وَالْحُجَّةِ عَلَی الْخَلائِقِ اَجْمَعینَ، اَللّهُمَّ کَماجَعَلْتَهُ نوُراً یَسْتَضیی ُ بِهِ الْمُؤْمِنوُنَ فَبَشَّرَ بِالْجَزیلِ مِنْ ثَوابِکَ،وَاَنْذَرَ بِالْأَلیمِ مِنْ عِقابِکَ، وَحَذَّرَ بَاْسَکَ، وَذَکَّرَ بِآیاتِکَ، وَاَحَلَّ حَلالَکَ، وَحَرَّمَ حَرامَکَ، وَبَیَّنَ شَرایِعَکَ وَفَرایِضَکَ،وَحَضَّ عَلی عِبادَتِکَ، وَاَمَرَ بِطاعَتِکَ، وَنَهی عَنْ مَعْصِیَتِکَ، فَصَلِّ عَلَیْهِ اَفْضَلَ ما صَلَّیْتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اَوْلِیآئِکَ، وَذُرِّیَّةِ اَنْبِیآئِکَ، یا اِلهَ الْعالَمینَ.

 التماس دعا

 

انسان هر کاری که می‌کند، فرشتهای که مراقب و آماده است؛ در سوره «ق» ذات اقدس الهی فرمود: ﴿ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتیدٌ﴾؛ «عتید»؛ یعنی مستعد و آماده, «رقیب» هم یعنی مراقب, «مراقب» به کسی می‌گویند که رقبه می‌کشد. رقبه یعنی گردن می‌کشد و آماده است او ضبط می‌کند ﴿وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لَحافِظینَ ٭ کِراماً کاتِبینَ ٭ یَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ﴾ آن‌که طرف راست است که مأمور ضبط نیّات و اعمال و اقوال و کتابت‌ها و سیره‌ها و سنّت‌های نیک است، هر چه دید می‌نویسد؛ اما آن‌که مسئول نوشتن سیّئات ماست، او دستش باز نیست که هر چه خواست و دید بنویسد. برخی از کارها را ذات اقدس الهی حتی اجازه نمی‌دهد این فرشته‌ای که مأمور اقوال و گفتار و رفتار ماست او بنویسد. اگر ما ـ إن‌شاءالله ـ سعی کردیم هم آبروی خودمان را حفظ کنیم, هم آبروی نظام را, هم آبروی جامعه را, آبروی هیچ کسی را نریختیم.

به پی میکده گفتم که چیست راه نجات              بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن

 اگر اسرار مردم را, راز مردم را, آبروی مردم را تا آنجا که ممکن بود حفظ کردیم. اگر یک وقت ـ خدای ناکرده ـ اشتباهی از ما سر زد ذات اقدس الهی اجازه نمی‌دهد که این فرشته‌ای که اصلاً معصوم است و مأمور نوشتن اعمال ماست بنویسد. طبق دعای نورانی «کمیل» که شب‌های جمعه قرائت می‌کنید وجود مبارک حضرت امیر به ما آموخت به خدا عرض کنیم خدایا! بعضی از گناهان را اجازه نمی‌دهی که حتی آنها هم بفهمند «وَ کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیَّ مِنْ وَرَائِهِمْ وَ الشَّاهِدَ لِمَا خَفِیَ عَنْهُمْ وَ بِرَحْمَتِکَ أَخْفَیْتَهُ وَ بِفَضْلِکَ سَتَرْتَه‏»


گوشه ای از بیانات آیت الله جوادی آملی در جلسه اخلاق


‌خداوند متعال در نهم ذیحجه، روز عرفه به سه مکان و سه گروه از انسانها، توجه ویژه دارد:
1. کربلا و زائران امام حسین (ع).
2. صحرای عرفات (در نزدیکی مکه) و حجاج بیت الله.
3 . هر جا از دنیا که دستی به سوی او بلند شود و دلی بشکند.
چرا «عرفه»؟
ـ آنگاه که جبرئیل (ع) مناسک حج را به حضرت ابراهیم (ع) می آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت : «عرفت؟» یعنی «یاد گرفتی؟» و او پاسخ داد آری. لذا به این نام خوانده شد.
ـ وجه دیگر اینکه مردم از این جایگاه و در این سرزمین به گناه خود اعتراف می کنند.
ـ بعضی دیگر هم آن را جهت تحمل صبر و رنجی میدانند که برای رسیدن به آن باید متحمل شد ؛ چرا که یکی از معانی «عرف» صبر و شکیبایی و تحمل است.
مطابق روایتی از امام صادق(ع)، وقتی حضرت آدم (ع) از باغ بهشتی به زمین فرود آمد، چهل روز هر بامداد بر فراز کوه صفا با چشم گریان در حال سجده بود. جبرئیل (ع)، فرود آمد و پرسید:
ـ چرا می گریی، ای آدم؟
ـ چرا نگریم در حالیکه از جوار خداوند به این دنیا فرود آمده ام؟
ـ به درگاه خدا توبه کن و بسوی او بازگرد.
ـ چگونه ؟
جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منا برد، آدم شب را در آنجا ماند و صبحگاهان عازم صحرای عرفات شد. جبرئیل هنگام خروج از مکه، احرام بستن و لبیک گفتن را به او آموخت و چون عصر روز عرفه فرا رسید، آدم را به غسل فرا خواند و پس از نماز عصر، او را به وقوف در عرفات دعوت کرد و کلماتی را که از پروردگار دریافت کرده بود به وی تعلیم داد :
"سبحانک اللهم و بحمدک لا اله الا انت علمت و ظلمت نفسی واعترفت بذنبی اغفر لی انک انت الغفور الرحیم"
آدم (ع) تا غروب آفتاب همچنان دعا میکرد و با تضرع اشک می ریخت. وقتی که آفتاب غروب کرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد و شب را آنجا گذراند. صبحگاهان در مشعر بپاخاست و به دعا پرداخت... تا اینکه سرانجام بخشیده شد...

  شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان نقل کرده : در روز عرفه چون وقت زوال رسید، زیرآسمان رود و نماز ظهر و عصر را با رکوع و سجود نیکو به جا آورد، و چون از نماز ظهروعصر فارغ شود، دو رکعت نماز بخواند، در رکعت اول پس از سوره حمد سوره توحید و در رکعت دوم بعد از حمد سوره کافرون بخواند، پس از آن چهار رکعت نماز بجا آورد، در هر رکعت پس از سوره حمد پنجاه مرتبه سوره توحید بخواند.( این نماز    همان نماز حضرت امیرالمؤمنین -علیه السلام- است،)
همچنین پس از نماز عصر، پیش از آنکه مشغول خواندن دعاهای عرفه شود، در زیر آسمان دو رکعت نماز بجا آورد، و به گناهانش نزد خداوند اعتراف واقرار نماید، تا به ثواب عرفات دست یابد، و گناهانش آمرزیده گردد.

در این روز عظیم پس از دعا برای فرج پسر فاطمه، صاحب الامر و الزمان(عج)، دعا برای گشایش امور مسلمین و مسلمات خصوصا دوستان فراموش نشود.
التماس دعا

یطوف علیهم ولدان  مخلدون

در این آیات به بیان خصوصیات نعمتهای بهشتی سابقون می پردازد. یکی از این نعمات ، خادمان بهشتی هستند ؛پسرهاییکه همیشه جوانند برای خدمتگذاری اطراف مؤمنین می گردند.

برخی احتمال داده اند که این خادمین، مخلوقاتی باشند که از خود بهشت آفریده شده اند مانند حورالعین. اما آنچه از مولا امیرالمؤمنین علیه السلام روایت شده که این خادم ها اولاد کفار و مشرکین هستند که قبل از بلوغ از دنیا رفته اند.

بنا بر خبر یکه عبدالله بن سلام از پیغمبر پرسید: آیا قومی را عذاب می کنند بدون اینکه حجت بر آنها تمام شود؟

حضرت فرمود: معاذالله نه، چنین نیست.

عبدالله گفت: بنابراین آیا اولاد کفار و مشرکین در بهشتند یا جهنم؟ ( اولاد کفار و مشرکین قبل از بلوغ در دنیا تابع پدر و مادرند، نجس هستند و اگر بمیرند،) به بهشت بروند که شرائط در آنها نبوده و اگر به جهنم بروند که استحقاق عذاب نداشتند، یعنی تکلیف بر آنها نبوده است.

پیغمبر صلوات الله علیه فرمود: خدای تعالی حجت را بر آنها تمام خواهد فرمود، همه را در محل واحد جمع می کنند آنگاه ندا می شود " ما دینکم و ما إلهکم و ما تعبدون؟" چه دینی دارید و خدایتان کیست و چه کسی را می پرستید؟

گویند : پروردگارا تو شاهدی که ما، قبل از بلوغ از دنیا رفته ایم.

ندا می رسد آیا اگر فرمان من به شما می رسید اطاعت می کردید؟

گویند: بلی. ندا می رسد هم اکنون به گوشه محشر بنگرید. فضائی از آتش ظاهر می شود، به آنها دستور داده می شود به آتش بروید. اینها بر دو دسته می شوند، گروهی وارد آتش می شوند و آتش ذره ای آنها را نمی سوزاند، این عده به بهشت در می آیند و " ولدان مخلدون" هستند که خادم بهشتیان می باشند از عهده امتحان بیرون آمدند.

ولی آن عده که سرپیچی می کنند و به آتش نمی روند مورد عتاب واقع می شوند. گویند گناه ما چیست؟ ندا می رسد اینجا بلاواسطه امر کردیم اطاعت نکردید، آیا در دنیا اطاعت می کردید؟

البته در روایت دیگری آمده است که اولاد مشرکین و کفار که قبل از بلوغ مرده اند و همه مستضعفین (هر کسی که حجت برایش تمام نشده و و در دنیا اسم خدا و آخرت را نشنیده است) در قیامت در اعراف جایی میان بهشت و دوزخ آنان را جا می دهند ، نه معذبند و نه متنعم. چون در بهشت حتماً باید ایمان همراه باشد و جهنم جای اهل کفر و جرم است لذا این عده نه درکات دوزخ را دارند و نه درجات بهشت را.

خدا عادل است به هیچکس ستم روا نمی دارد ولی باید از او فضلش را مطالبه نمود :

" اللهم عاملنا بفضلک و لا تعاملنا بعدلک"

ادامه دارد....

گزیده ای از بیانات شهید دستغیب

القابی که برای ائمه(علیهم السلام) ذکر می‌کنند، این القاب پیام خاص دارد؛ یعنی برنامه مهم و رسمی آن امام در همین لقب ظهور می‌کند. درباره وجود مبارک حضرت حجّت(سلام الله علیه) که به قیام نام برده می‌شود، برای اینکه او قائم به دین است. دین با تبلیغ و سخنرانی و کتاب‌نوشتن در سطح جامعه افکار دینی را حفظ می‌کند؛ اما جامعه را دیندار و زنده بکند از آنِ امامی است که به دین قیام بکند، با اسمای دیگر این مشکل حل نمی‌شود.

وجود مبارک امام رضا(سلام الله علیه) قائم بالعلم بود. اینکه می‌گفتند او عالم اهل بیت است؛ برای اینکه به علم قیام کرد. قیام به علم گرچه به وسیله همه ائمه(علیهم السلام) مخصوصاً امام باقر، امام صادق(سلام الله علیهم اجمعین) ظهور کرد، حوزه علمیه تشکیل دادند، مذهب درست کردند؛ اما درس دادن، غیر از این است که جهان را به خود متوجه کردن باشد.

بنابراین اینکه می‌گوییم او عالم اهل بیت است؛ یعنی قائم بالعلم است. توفیقی ذات اقدس الهی به آن حضرت داد که فضای خراسان را در درجه اول و فضای ایران را در درجه دوم حوزه علمیه بین المللی و جهانی کرد.

گزیده ای از بیانات آیت الله جوادی آملی

ای آنکه قبرت بی چراغ و سایبان است

ای پنجمین امام که معصوم هفتمی‌                     از ما تو را ز دور «سلامٌ علیکمی»
بر درد جهل خلق، ز عالم طبیب‌تر‌              ‌          نامت غریب و قبر، ز نامت غریب‌تر
وقف علوم و دانش و دین کرده، همّ خویش        باشی کنار ابن و اب و اُمّ و عَمّ خویش
آب و گل و سجیّت تو، جز کرم نداشش               دیدم چرا مزار تو صحن و حرم نداشت
گلدسته‌ای نداشت حرم، مرقدی نبود                  صحن و سرا نیافتم و گنبدی نبود
این خاک عشق باشد و بر باد کی رود؟‌               غم‌های عهد کودکی از یاد کی رود
از صبح تا غروب کشیدی ز سینه آه‌                    اما چه خوب شد که نرفتی به قتلگاه
تو دیده‌ای چه‌ها به اسارت به عمه شد               در  شهر شوم شام، جسارت به عمه شد
تو طفل روی ناقه‌ی عریان نشسته‌ای                 بر  روی رحل ناقه، چو قرآن نشسته‌ای
تو طعم تازیانه و سیلی چشیده‌ای‌                      بر روی خار، همره طفلان دویده‌ای
دیدی تو خیمه‌های به آتش کشیده را                  داغ و فرار و رنگ ز چهره پریده را...
الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْباقِرُ بِعِلْمِ اللّهِ الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْفاحِصُ عَنْ دِینِ اللّهِ الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْمُبَیِّنُ لِحُکمِ اللّهِ الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا القائِمُ بِقِسْطِ اللّهِ الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النّاصِحُ لِعِبادِ اللّه الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الدّاعِی إلَى اللّهِ الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الدَّلِیلُ عَلَى اللّهِ الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الحَبْلُ الَمَتِینُ الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْفَضْلُ المُبِینُ الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النُّورُ السّاطِعُ الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْبَدْرُ الْــلاّمِع الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الحَقُّ الاَبَلَجُ الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا السِّراجُ الاَسْرَجُ الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النَّجْمُ الاَزْهَرُ الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الکَوْکَبُ الاَبْهَرُالَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا المُنَزَّهُ عَنِ المُعْضَلاتِ الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا المَعْصُومُ مِنَ الزَّلاّت الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الزَّکِیُّ فِی الْحَسَبِ الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الرَّفِیعُ فِی النَّسَبِ الَسَّـلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا القَصْرُ الَمَشِیدُ الَسَّـلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ اَجْمَعِینَ
اَشْهَدُ یا مَوْلای اَنَّکَ قَدْ صَدَعْتَ بِالْحَقِّ صَدْعاً وبَقَرْتَ العِلْمَ بَقْراً، ونَثَرْتَهُ نَثْراً لَمْ تَاْخُذْکَ فِی اللّهِ لَوْمَةُ لائِم وَکُنْتَ لِدِینِ اللّهِ مُکاتِماً وَقَضیْتَ ما کانَ عَلَیْکَ وَاَخْرَجْتَ اَوْلِیاءَکَ مِنْ وَلایَةِ غَیْرِ اللّهِ اِلى وِلایةِ اللّهِ وَاَمَرْتَ بِطاعَةِ اللّهِ، وَنَهَیْتَ عَنْ مَعْصِیَةِ اللّهِ حَتّى قَبَضَکَ اللّهُ اِلِى رِضْوانِهِ وَذَهَبَ بِکَ اِلى دارِ کَرامَتِهِ وَاِلى مَسَاکِنِ اَصْفِیائِهِ وَمُـجاوَرَةِ اَوْلِیائِهِ
 الَسَّـلامُ عَلَیْکَ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ


اولئک المقربون

ایشان اهل قرب رب العالمینند. هیچ تعبیری برای عظمت شأن سابقین از این تعریف بالاتر نست. مقرب درگاه خدا. مقام قرب مقامی روحانی است و به بیان نمی آید شبیه آنچه در دنیا می گویند فلانی به دم و دستگاه فلان شخصیت راه دارد. راهیابی به مقام قرب الهی، عظمت حقیقی برای مقربین است. روایتی در جلد سوم بحارالانوار آمده که:  مقربین که در بهشت جا می گیرند هفته ای یکمرتبه به مقام قرب دعوت می شوند. مثل اینکه مقام مکالمه است بدون واسطه خداوند با آنان سخن می فرماید به قدری منور می گردند که وقتی باز می گردند، بهشتیان می فهمند ایشان از سابقین هستند. وقتی نزد حوریان می آیند می پرسند این نور تازه از چیست؟ گویند از مکالمه رب العالمین است.

ایشان هم از حوریان و خوراکیهای بهشتی و نغمه های آن بهره می برند و هم از قرب و جوار رب العالمین. گروه کثیری از ایشان از پیشینیان و امتهای گذشته اند از آدم ابوالبشر تا عصر خاتم الانبیاء و کمی از پسینیان یعنی امت پیامبر اکرم صلوات الله علیه.

پیامبر اکرم  صلی الله علیه فرمود: " اهل بهشت 120 صف هستند و هشتاد صف از آنها امت من هستند، یعنی دو ثلث از بهشتیان از مسلمانانند. (یعنی مجموع سابقین و اهل یمین مسلمانان بیشتر از سایر امتهاست.)

البته این نکته قابل تأمل است که از سابقین شدن در امت خاتم الانبیاء به مراتب برتر از سابقین در سایر امتهاست چون خیلی مشکلتر است و شیطان انواع دامها را سر راه انسان افکنده است لذا اگر کسی بخواهد از سابقین بشود باید از همه چیز بگذرد پس مشتریش هم کم است.

در روایتی از امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره آخرالزمان نقل شده : "... کاشفات عاریات ... و هو شر الأزمنة" : ... در آخر الزمان زنهایی هستند که بی حجاب بلکه برهنه اند ... و آن بدترین زمانهاست.

امروز فقط اسمی از اسلام در میان است " لا یبقی من الاسلام الّا اسمه" اینان آز آخرت غافلند و حاضر نیستند بشنوند چون دنیا پیش آنها مهم است و آخرت را بازی پنداشته اند.

گروه سابقین یک عمر در حال مجاهده و تلاشند و به راستی تعبیر "پل صراط از مو باریکتر و از شمشیر برنده تر است" راه سابقین است. آنان دنیا را محل اتکاء و زیست قرار نداده اند و تکیه و راحت آنان در بهشت است. و راحتی ای برای مؤمن جز ملاقات رحمت خداوند نیست. سابقین در دنیا غیر از زحمت  و مجاهده چیزی نداشتند، دائماً در جنگ با نفس بودند، مجاهده در ترک حرام و انجام واجب، ترک غفلت و یاد خدا . اعضا و جوارح ایشان در کنترل است و مواظب هستند جز برای رضای خدا کاری نکنند. بلکه بعضی از اوقات از مباحات نیز پرهیز می کنند تا از تدارک بار سفر بازنمانند.

و در انتها یادآور یکی از نعمات بهشتی می شویم:" در بهشت سه نعمت است که از اصل بهشت بالاتر است، نعمت خلود در بهشت، نعمت رضوان (خشنودی خداوند از بهشتیان) و نعمت مجاورت با آل محمد ( صلوات الله علیهم) هرچند ما خود را لایق نمی دانیم که با این عمل و بار سنگین به چنین مقامی برسیم اما ...

سلیمان با چنان حشمت           نظرها بود با مورش

ادامه دارد...

گزیده ای از بیانات شهید دستغیب در تفسیر سوره واقعه

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 55

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

...حَسبُکَ أن تَکونَ مِنّی وأنَا مِنکَ ، تَرِثُنی وأرِثُکَ ،...لَولا أنتَ لَم یُعرَفِ المُؤمنونَ بَعدی

پیامبر (ص) خطاب به امام علی (ع): «... همین تو را بس که تو از منى و من از توام. از من ارث مى برى و من از تو ارث مى برم، ...اگر تو نبودى، پس از من، مؤمنان، شناخته نمى شدند».

امالی صدوق : ص ۱۵۶ ح ۱۵۰ / دانش نامه امیرالمؤمنین علیه السلام: ج 8 ص 250