مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

... إِنَّ رَبَّکَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاءُ وَیَقْدِرُ إِنَّهُ کَانَ بِعِبَادِهِ خَبِیرًا بَصِیرًا ﴿٣٠﴾

از این آیه می فهمیم توسعه و تنگی رزق از شئون ربوبیت خداوند است. ربّ بودن پروردگار گاهی تلخی دارد و گاهی شیرینی مثل مادر که گاهی برای تربیت فرزندش او را به سختی وادار می کند. خداوند نیز که رب الارباب است، برای رشد بندگانش آنها را در منگنه و تنگنا قرار می دهد.



دریافت
حجم: 18.7 مگابایت
حماسه ملی

فتنه سال 88 بی‌تردید تقابل یک جناح سیاسی با جناح دیگر ـ در دایره نظام جمهوری اسلامی ـ یا غائله ای در چارچوب اختلاف میان نیروهای سیاسی باورمند به نظام دینی نبود.
فتنه 88 به روشنی برآمده از اراده دشمنان پنهان و آشکار و نیروهای برانداز داخلی و خارجی در مصاف با انقلاب و نظام و ملت بود؛ فتنه 88 نسخه اعطایی نظریه‌پردازان کودتای مخملین به پیاده‌نظام شان در داخل ایران به شمار می‌آید و رجوع به توصیه‌‌ها و دیدگاه‌های عناصری صهیونیست همچون "‌مایکل لدین"،"جین شارپ" و "‌جورج سورورس"، جملگی حکایت‌گر یک واقعیت بزرگ و غیر‌قابل کتمان است ، اینکه فتنه 88 نه پدیده‌ای اتفاقی که حاصل اتاق‌های فکر کانون‌های صهیونیستی بوده است.
وقایع پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری جنگ احزابی بود که کلیت نظام دینی و خاصه اصل مترقی‌ ولایت فقیه که شاکله جمهوری اسلامی را تشکیل می‌دهد، هدف گرفته بود؛ انتخابات با هر نتیجه دیگری رقم می‌خورد به بهانه‌ای دیگر، باز هم  سناریوی آتش در تهران عملیاتی می‌شد.
اما این بار نیز همچون همه مقاطع بعد از انقلاب اسلامی محاسبات دشمنان و فریب خوردگان‌، اشتباه بود و غائله‌آفرینی آنان که همراه با تجارب آشوب‌های تیر 78 بود، به شکستی مفتضحانه منجر شد.

آنان‌ تصور نمی‌کردند که با ‌وجود موج بحران‌سازی علیه نظام و کشور همچون اعمال تحریم و غبارآلوده کردن فضای سیاسی و اجتماعی  جامعه‌، مردم ایران در اندک مدتی سره را از ناسره بازشناسند و انقلاب بصیرت برپا دارند و ثابت کنند که با گذشت بیش از ربع قرن همچنان تا پای جان به انقلاب و نظام و میهن خود وفادارند و تبعیت از ولایت و حریم داری از این ستون خیمه‌گاه حاکمیت دینی را تکلیفی شرعی می‌دانند.
فتنه 88 سبب شد‌:
خواص، محک‌خورده و چهره منافقان افشا شود.
مردم هوشیار از پیش، صحنه سیاست داخلی و خارجی را رصد کنند.
ضرورت تطبیق افراد با حق بیش از گذشته درک شود.
توطئه های نوین و پنهان دشمنان خارجی و داخلی آشکار گردد.
پالایشی اساسی در میان سیاسیون و تصمیم‌سازان علاقه‌مند به نظام و نفوذی‌ها صورت عینی گیرد و مرزبندی‌ها بین "خودی و غیر‌خودی‌" رنگی روشن پذیرد.
در بررسی دوران فتنه اما یک نقطه عطف سترگ به چشم می‌آید؛ فرازی که بی‌شک به دلیل پیام‌هایش برای همیشه در تقویم انقلاب و تاریخ ایران ثبت شده است: حماسه نهم دی‌!
مردم تهران ماه‌ها در برابر سران فتنه و اراذل و اوباش خویشتن‌داری کردند اما وقتی دیدند که ضدانقلابیون نسبت به ساحت سرور آزادگان حضرت امام حسین(ع) گستاخی کردند، با شادی و هلهله جسارت کردند. به نفع اسرائیل شعار دادند. به عزاداران آل عصمت با دشنه و زنجیر حمله ور شدند، تحمل از کف دادند و در روز غرور‌آفرین نهم دی به خیابان‌ها آمدند؛ حضور بیش از 4 میلیون دلداده به نظام ، ولایت و ایران در تهران، خاطره 12بهمن 57 را زنده کرد. خاطره روزی که مردم به استقبال از مقتدای عاشقی خود شتافتند تا حکومت الله پا برجا بماند.
مردم آمدند تا بگویند بصیرند، تا بگویند سکوت منحوس خواص بی‌بصیرت را تحمل ندارند، آمدند تا بگویند ولایت‌، رکن انقلاب و استقلال و بالندگی ایران است. بگویند تا نفس دارند مدافع دستاوردهای انقلاب خمینی کبیرند. بگویند ملت زنده است و اجازه نمی‌دهند نفوذی‌ها و بیگانگان با دین و ایران، سرنوشت جامعه دینی را به دست گیرند.
بگویند: انقلاب اسلامی مصادره نشدنی است‌. بگویند سیاست بازان را می‌شناسند و لاابالی‌گری‌های سیاست‌زدگان دلخوش به حمایت بیگانه را پس می‌زنند.
نهم دی، شکست کودتای مخملین و بی‌ثمر اشراف وابسته سیاسی علیه ایران ما بود.
نهم دی، انقلاب بصیرت بود و انوار بصیرت را به افق آینده منتشر کرد.

 

وَ لَا تُضِیعَنَّ حَقَّ أَخِیکَ اتِّکَالًا عَلَى مَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ فَإِنَّهُ لَیْسَ لَکَ بِأَخٍ مَنْ أَضَعْتَ حَقَّهُ وَ لَا یَکُنْ أَهْلُکَ أَشْقَى الْخَلْقِ بِکَ وَ لَا تَرْغَبَنَّ فِیمَنْ زَهِدَ عَنْکَ وَ لَا یَکُونَنَّ

در این فراز از وصایا و کلام نورانی مولای ما امیرالمؤمنین علیه السلام 6 توصیه و وصیت مهم و حکیمانه را پیش روی اهل ایمان و فرزندان نسبی و سببی خودشان قرار دادند:

1/ هرگز حق برادرت را با اعتماد به دوستی فی مابین خودت و او ضایع مکن زیرا کسی که حق او را ضایع کردی، هگز با تو برادر نخواهد ماند...

دریافت
حجم: 11.7 مگابایت

 

 

 

یکی از مشکلات جامعه ما طلاق است ـ معاذالله ـ وجود مبارک رسول گرامی(علیه و علی آله آلاف التّحیّة و الثّناء) فرمود: من یک چیز تازه‌ای آوردم، من نکاح آوردم، نه ازدواج. ازدواج به معنای اجتماع مذکر و مؤنث در شرق بوده، در غرب بوده، مسلمان دارد کافر دارد، من آن را نیاوردم. «أَلنِّکَاحُ سُنَّتِی»؛ این نکاح چیست؟ نکاح این است که این دو عنصر، دو اصل خانوادگی باید داشته باشند، آن مسئله جهیزیه و مهریه و اینها یک آداب و رسوم عادی است. فرمود دو چیز است که زندگی را نگه می‌دارد. اینکه: ﴿خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها﴾ بعد فرمود: ﴿وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً﴾ دوستی عاقلانه، گذشت مهربانانه! دوستی اگر بر اساس غریزه باشد، همین که انسان دیگری را دید می‌نگرد سوی کسی دیگر را و اگر سن قدری بالا آمد، این غریزه افت کرد، آن هم رخت برمی‌بندد؛ اما اگر دوستی عاقلانه باشد؛ مثل اینکه خانواده‌های شیعه هم همین طور هستند. اگر شما می‌بینید یک پدر و مادر شیعه، سنّشان به هفتاد و هشتاد سال که رسید، علاقه‌شان به یکدیگر بیش از علاقه دو تا جوان است. فرمود: ﴿جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً﴾؛ دوستی عاقلانه، یک؛ و گذشت مهربانانه از لغزش دیگری، دوم. چون همه ما که افراد عادی هستیم؛ به هر حال در معرض اشتباه هستیم، فرمود این زبان را، این چشم را انسان باید کنترل کند، هر حرفی را نزند، هر چیزی را هم نبیند. اگر این دو اصل باشد که طلاقی پیش نمی‌آید، احترام متقابل باشد. اگر خدای ناکرده جایی طلاق رخنه کرد این خانه ویران به آسانی ساخته نمی‌شود. بافت فرسوده را شهرداری بعد از مدتی می‌سازد؛ اما خانه طلاق‌ یافته را به این آسانی نه آن مرد می‌تواند بسازد نه آن زن می‌تواند بسازد عمری را به افسردگی می‌گذراند.

برگرفته از نکات اخلاقی استاد جوادی املی

به امام سجاد علیه السلام عرض کردند: آقا! شما دیگه چرا؟ شما جدتان پیامبر (ص) است. این همه سختی ، این همه زحمت برای چیست؟ جدّ شما پیغمبر رحمة للعالمین، شفیع همه عالم است. امام فرمود: هیهات! خداوند بهشت را خلق نکرد مگر برای مطیعینش ولو اینکه غلام حبشی (آفریقایی) باشد و جهنم را خلق نکرد مگر برای نافرمانان . هر چند که این نافرمان سید قرشی باشد.

اصلاً در قیامت نسبی باقی نمی ماند. نژاد و نسب مال دنیاست. آنچه که معیار است: تقوا، ایمان، علم، جهاد ، ... و هر آنچه در قرآن آمده است....
 

دریافت
حجم: 20.3 مگابایت

صله رحم چیست؟ رابطه با خویشان یا با خبر بودن از خویشان یا احسان و دوستی با خویشان یا رفت و آمد با آنها...

آنچه که از احادیث ما بر می آید صله رحم یعنی با خبر بودن از خویشاوندان یعنی بدانم که حال و اوضاع او چگونه است؟ چه مشکلی دارد؟ در چه وضعیتی به سر می برد؟ ...و این از طریق رفت و آمد ، تلفن ، شنیدن از دیگران و ... میسّر است. و دوم اینکه اگر توانایی دارم برای او کاری بکنم. وقتی به کسی می گویند دایی ات دو ماه است که در بستر بیماری است و اظهار بی اطلاعی می کند یعنی قطع رحم کرده . خبر داشتن از احوال دیگران بدون رعایت احوالات ایشان در حد توان، قطع رحم است. صرف رفتن به خانه اقوام صله رحم انجام نداده ایم یا به منزل کسی می رویم که در تامین لوازم پذیرایی مشکل دارد این که صله رحم نیست ، خسارت عظیم است!! رفت و آمد بدون خبر داشتن از اوضاع صاحب منزل صله رحم نیست، اینقدر باید با او صمیمی باشیم تا او دردمندیهای خودش را با ما در میان بگذارد...

دریافت

حجم: 22.2 مگابایت

وَ لِنْ لِمَنْ غَالَظَکَ فَإِنَّهُ یُوشِکُ أَنْ یَلِینَ لَکَ وَ خُذْ عَلَى عَدُوِّکَ بِالْفَضْلِ فَإِنَّهُ أَحْلَى الظَّفَرَیْنِ وَ إِنْ أَرَدْتَ قَطِیعَةَ أَخِیکَ فَاسْتَبْقِ لَهُ مِنْ نَفْسِکَ بَقِیَّةً یَرْجِعُ إِلَیْهَا

 وجود مبارک امیرالمؤمنین سلام الله علیهدر ادامه وصایای نورانی خودشون به حضرت امام مجتبی علیه الصلاة و السلام از دوستی با اهل ایمان به عنوان یک سرمایۀ بزرگ یاد فرمودند و حفظ برادری ایمانی خود با استفادۀ از روش مندیهای دینی وظیفه غیر قابل اجتناب مؤمنان دانسته اند . در دایره ایمان مؤمن خیرخواهِ مؤمن است و با بهانه قرار دادن اینکه کسی به وظایف برادری خودش عمل نکرده ، مؤمن حق ندارد رشته برادری خودش را با برادر دینی و ایمانی خودش قطع کند. امام علیه الصلاةو السلام در این فراز توصیه و مخاطبش اهل ایمان است، به همین جهت بد بودن و خوب بودن اینجا در دایره ایمان معنا پیدا می کند.

دریافت
حجم: 15.7 مگابایت

 

قال رسولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله:

«صِلُوا ارْحامَکُمْ وَ لَوْ بِالسَّلامِ».

تحف العقول، حکمت ۱۶۵؛ بحارالانوار، ج ۷۴، میزان الحکمه، ج ۴

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «صله أرحام خود کنید حتی اینکه سلام کردن باشد».

در آیات و روایات تأکید فراوانی درباره صله رَحِم شده است. خداوند می‌فرماید: « «وَیَقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُوْلئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»؛ و کسانی که پیوندهایی را که خدا دستور داده برقرار سازند، قطع نموده، و در روی زمین فساد می‌کنند، اینها زیانکارانند».
مصداق صله رحم چیست؟ رحم کیانند؟ صله چیست؟ بیشتر مردم صله رحم را مستحب می‌دانند و حال آنکه صله رحم یکی از واجبات و قطع رحم یکی از گناهان کبیره است.
ظاهر رحم که در روایات آمده، تمام ارحام را شامل می‌شود و دلیلی نداریم که فقط طبقه اوّل ارث، داخل ارحام باشد و طبقات دیگر داخل نباشد، منتها چگونگی صله مختلف است یعنی صله‌ای که درباره درجه اوّل مثل پدر، مادر و فرزند است، غیر از آن صله‌ای است که درباره وابستگان درجه دوم است.
صله چیست؟ صله یک معنای عرفی دارد که داشتن نوعی رابطه است که این رابطه مختلف است، گاهی رابطه به این است که زندگی پدر و مادری را که در مضیقه هستند تأمین کند، (وجوب نفقه مصداق صله رحم است) و گاهی وجوب نفقه نیست، بلکه خبر داشتن از بیماران آنها و کمک کردن به گرفتاریها و مشکلات آنها در حد توان، مصداق صله است، و گاهی با یک سلام، صله رحم صورت می‌گیرد، به عبارت دیگر طوری باشد که او را بیگانه ندانند.

اما نکته شایان توجه با توجه به اوضاع اقتصادی حال حاضر ما این است که برخی احادیث، به زحمت افتادن برای مهمانی را نکوهش کرده اند اما برخی حدیث ها به زحمت افتادن برای مهمانی را شایسته دانسته اند؟ آیا این حدیثها با هم تنافی و تعارض ندارند؟

روایاتى که موضوع «تکلّف» یعنى به زحمت افتادن براى مهمان در آنها آمده ، به سه دسته تقسیم مى شوند :

۱ . روایاتى که توصیه مى کنند هنگامى که شخصى به مهمانى دعوت شد ، شایسته است پذیرفتن خود را به این مشروط کند که میزبان براى پذیرایى از او ، خود را به زحمت نیندازد .

۲ . روایاتى که دلالت دارند بر این که تکلّف و به زحمت افتادن براى مهمان دعوت شده کارى شایسته و خداپسندانه است ؛ هر چند براى مهمان ناخوانده چنین ضرورتى وجود ندارد و پذیرایى از وى با هر آنچه فراهم است ، کفایت مى کند .

۳ . روایاتى که تکلّف را مورد نکوهش قرار داده اند.

گفتنى است که این روایات ، با هم تعارضى ندارند و جمع مفهومىِ آنها این است که از یک سو ، شایسته است که مهمان هنگام دعوت میزبان ، با او شرط کند که خود را به هیچ وجه به زحمت نیندازد و از سوى دیگر ، متقابلاً شایسته است که میزبان ، در حدّ توان ، براى گرامى داشتِ مهمانى که او را دعوت کرده ، تلاش کند ، البته نه به اندازه اى که سختىِ آن چنانى اى به خود یا خانواده خویش تحمیل کند که با حکمت مهمانى و نزدیک شدن دل ها منافات داشته باشد!

یلدایی مملو  از معرفت نسبت به اهل بیت و توأم با شادی داشته باشید.

ما برای رفتن به بهشت، بلکه دیدن بهشت دو تا راه داریم؛ یکی راه درس و بحث است که حوزه و دانشگاه مسئول این کار هستند که با علم حصولی و استدلال راه دارد. یکی راه تهذیب نفس است، رفتن به بهشت خیلی مهم نیست، دیدن بهشت مهم است. آن بیان نورانی حضرت امیر(سلام الله علیه) در نهج البلاغه که حضرت در اوصاف متقیان سخنرانی می‌کند و مستمع آن خطبه در پایان خطبه جان می‌دهد و حضرت فرمود: من می‌دانستم که پایان این نحوه حرف زدن، آن نحوه جان دادن هم هست؛ شما ببینید در این دامنه دماوند هم زندگی می‌کنید، این قله دماوند آن قدر مرتفع است که کمتر پرنده‌ای توان آن را دارد که روی اوج آن بنشیند. فرمود فکر هیچ کسی به اوج من نمی‌رسد؛ مثل اینکه هیچ پرنده‌ای روی قله دماوند نمی‌نشیند، «وَ لَا یَرْقَی إِلَیَّ الطَّیْر» و اگر بخواهم علی‌گونه سخن بگویم، سیل شما را می‌برد: «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْل»؛ چه اینکه در جریان خطبه همّام همین طور بود. بهشت رفتن خیلی مهم نیست، بهشت دیدن مهم است. آنهایی که بهشت را دیدند نه امام بودند نه پیغمبر؛ شاگردان ائمه بودند؛ مثل حارثة بن زید که مرحوم کلینی(رضوان الله تعالی علیه) آن را در جلد دوم کافی نقل کرد.

تهذیب نفس دو تا راه دارد؛ یک راه، راه حوزه و دانشگاه است و راه دوم نماز شب است و مسجد است و حسینیه است و راه ناله که «سِلَاحُهُ‏ الْبُکَاء» اگر گفتند شما جهاد کنید جهاد نفس، این جهاد نفس با اشک شبانه است. در قرآن کریم فرمود درست است در همه اوقات ذات اقدس الهی ﴿إِنَّکَ سَمیعُ الدُّعاءِ﴾ است؛ اما ﴿إِنَّ ناشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلاً﴾؛ پایان شب و نماز شب یک نشئه جدایی است. خدا ﴿إِنَّکَ سَمیعُ الدُّعاءِ﴾ است یعنی چه؟ یعنی دعا را می‌شنود؟ همه حرف‌ها را غیبت را هم می‌شنود! «بکلّ شیء سمیع» است. سمع دو تا معنا دارد: یک معنای لغوی دارد؛ یعنی کسی که حرف می‌زند ما می‌شنویم. یک حرف معنای اجتماعی و ادبی دارد؛ می‌گوییم او حرف ما را می‌شنود. فلان پسر حرف پدر را نمی‌شنود؛ یعنی گوش نمید‌هد؛ یعنی ترتیب اثر نمی‌دهد. وقتی ما در جمله‌های خودمان می‌گوییم: ﴿سَمیعُ الدُّعاءِ﴾ است، نه یعنی دعا را می‌شنود، یعنی گوش به حرف داعی می‌دهد. او عنایت دارد؛ مثل اینکه کسی با هم آشنا نیستند می‌گوید او حرف ما را نمی‌شنود؛ یعنی ترتیب اثر نمی‌دهد. خدا آشناست و به حرف ما ترتیب اثر می‌دهد. او ﴿سَمیعُ الدُّعاءِ﴾ است. این خدا به ما فرمود شما ناله بکنید من می‌شنوم. یک وقت است آدم حرف می‌زند او می‌فهمد، یک وقت ناله می‌کند او می‌فهمد. ناله بیمار به یک نحو است، ناله وامدار یک نحو است، ناله جاهل یک نحو است، ناله عالم یک نحو دیگر است. او اختلاف اصوات را، می فهمد.

این خدا ﴿سَمیعُ الدُّعاءِ﴾ است. کاری بکنید که بهشت را ببینید. تلاش شما این نباشد که بهشتی بشوید، «فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُعَذَّبُون‏». اینها که اینجا نشسته‌اند گویا بهشت را می‌بینند گویا جهنم را می‌بینند. این راه باز است. این راه با درس و بحث حوزه و دانشگاه هم جمع می‌شود؛ منتها درس و بحث علم حصولی است و مفهوم است و ذهن. شهود یک علم حضوری است که تهذیب نفس می‌طلبد. خاصیت حسینیه‌ها و مسجدها و ایام وفات و شهادت‌های ائمه(علیهم السلام)، نشر این گونه از معارف است.

برگرفته از نکات اخلاقی استاد جوادی املی

گفتیم معاد چهار مرحله دارد : قیامت صغری(مرگ) - برزخ - قیامت کبری - و سر منزل مقصود.

حالا سوال اینجاست که سر منزل مقصود یکی است یا دو تا؟ اگر فقط یکی است چرا یک عده به بهشت می روند و اکثریت به جهنم؟!؟


دریافت
حجم: 13.5 مگابایت

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 83

امام رضا علیه السلام :

أذِّن فی بَیتِکَ فَإِنَّهُ یَطرُدُ الشَّیطانَ ، ویُستَحَبُّ مِن أجلِ الصِّبیانِ

در خانه ات اذان بگو؛ زیرا این کار، شیطان را مى راند و براى کودکان نیز، خوب (مفید) است .

بایگانی