مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

  • ماه رجب المرجب

  • آین الرجبیون!

    ریشه ی اشکالات و سوء تفاهم ها و اختلافاتی که در خیلی از موارد خانه و زندگی را تلخ می کند چیست ؟

    گاهی وقتها هست وقتی ما در جایگاه والدین پسر قرار می گیریم موضع مان با زمانی که در جایگاه والدین دختر هستیم فرق می کند !

    این منفعت طلبی و انصاف نداشتن است ، که خود عدم حضور وجود عنصر انصاف باعث می شود زندگی پاک ایمانی لکه دار شود، اسیب ببیند و به سر انجام نرسد .


    برای دریافت فایل کلیک کنید
    حجم: 15.7 مگابایت

    یا زینب

     السَّلامُ عَلَیْکِ ایَّتُهَا الصِّدیقَهُ الْمَرْضِیَّهُ
    السَّلامُ عَلَیْکِ ایَّتُهَا الْفاضِلَهُ الرَّشیدَهُ
    السَّلامُ عَلَیْکِ ایَّتُهَا الْکامِلَهُ الْعالِمَهُ الْعامِلَهُ، السَّلامُ عَلَیْکِ ایَّتُهَا الْکَریمَهُ النَّبیلَهُ
    السَّلامُ عَلَیْکِ ایَّتُهَا التَّقِیَّهُ النَّقِیَّهُ
    السَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ اظْهَرَتْ مَحَبَّتَها لِلْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ فی مَوارِدَ عَدیدَهٍ وَتَحَمَّلَتِ الْمَصائِبَ المُحْرِقَهِ لِلْقُلُوبِ مَعَ تَحَمُّلاتٍ شَدیدَهٍ
    السَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ حَفِظَتِ الْامامَ فی یَوْمِ عاشُوراءَ فی الْقَتْلی
     وَبَذَلَتْ نَفْسَها فی نَجاهِ زَیْنِ الْعابِدینَ مِنْ مَجْلِسِ اشْقَی الْاشْقِیاءِ
    وَنَطَقَتْ کَنُطْقِ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلامُ فی سِکَکِ الْکُوفَهِ وَحَوْلُها کَثیرٌ مِنَ الْاعْداءِ
    السَّلامُ عَلَیْکِ یا تالِیَ الْمَعْصُومِ
    السَّلامُ عَلَیْکِ یا مُمْتَحَنَهُ فی تَحَمُّلِ الْمَصائِبِ کَالْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ وَرَحْمَهُ اللَّهِ وَبَرَکاتُهُ.
    رحلت جانگداز بزرگ بانوی صبر و استقامت زینب کبری سلام الله علیها بر همه عاشقان و علاقمندان خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام تسلیت و تعزیت باد.               

    پیشکش عمه جانمون، بانوی صبر و شجاعت، حضرت زینب سلام الله علیها:
    پس از حسین ،جهان بر سرش خراب شده                            برای حفظ حرم، زینب انتخاب شده
    نشاند بوسه به حلق بریده، از آن رو                                     به خون تشنه لبی، معجرش خضاب شده
    کسی که داغ دو فرزند بر جگر دارد                                       نشسته سنگ صبورِ دلِ رباب شده
    چه رفته بر دل #زینب ،کسی نمی‌داند                                 دمی که وارد مهمانی شراب شده
    اگرچه خطبه خودش خوانده بود اما شهر                               پر از صدای رسای ابوتراب شده
    هزار مرتبه تا روز آخِرَت، نفرین                                            به شام و بزم می و کوفهٔ خراب-شده
    به صبر عمهٔ سادات، شیعه مدیون است                              که شرح کرب و بلا، مانده و کتاب شده....

    مهم دیده شدن یک مرد از ناحیه ی همسرش برای او یک مزیت مهم است.

    وقتی «زهرا» فرمود : من احدی ازاهل زمین را بر «علی» مقدم نخواهم داشت یعنی چه ؟ یعنی شوهر من خیلی مهم است و هیچ مصیبتی بالاتر از این برای مرد نیست که همسرش او را مهم نداند ، همسرش ارزشهای او را پاسداری و پاسبانی نکند . حالا بالا تر این فاجعه کجا درست می شود ؟ جایی که زن خانه زبان تحقیر داشته باشد ، زبان تخفیف داشته باشد ، از بیان کمالات و امتیازات و فخامت اجتماعی یا در هر حوزه ای که شوهرش برخوردار است از بیان آن عاجز باشد.

     زن و شوهر دینی و ایمانی باید اینجور به هم نگاه کنند . در این نگاه است که زمینه های  تربیت اعلی بوجود می آید . با این نگاه است که یک زن و شوهر می توانند چهل سال ، پنچاه سال ، شصت سال ، کمتر ، بیشتر با هم زندگی کنند ، نه اینکه همدیگر را تحمل کنند .



    برای دریافت فایل کلیک کنید
    حجم: 11.7 مگابایت

    جشن پیروزی انقلاب

    برخیز که فجر انقلاب است امروز

    بیگانه صفت خانه خراب است امروز

    هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد

    از لطف خدا نقش بر آب است امروز

    ۲۲ بهمن ماه یاد آور حماسه مردم ایران مبارک باد

    اگر جریان ازدواج و مراحل شناخت و خواستگاری  عاقلانه باشد ، عالمانه باشد ، بدور از هیجانات کاذب  یا سخت گیری های بی مورد یا  اهمال و سهل انگاری های  بی جا ، انجام شود ، بطور طبیعی  هیچ زمینه ای برای استفاده ی، هیچ پسری از حق طلاق استفاده نمی کند چون می خواهد زندگی کند . اما اگر انتخاب هوشمندانه نباشد، همین فضایی که معمولا دختر و پسر ها و خانواده ی دختر و پسر به علتهای مختلف خودشان به سر خودشان می آورند،  

    اگر انتخاب هوشمندانه نباشد ؛

    اولا ) با تعیین شروط یا سلب اختیارات قانونی از یک پسر هیچ تضمینی برای تداوم زندگی وجود نخواهد آمد، تردید نداشته باشید .

    ثانیا ) وقتی آبها از اسیاب افتاد و دختر و پسر به عنوان زن و شوهر، زیر یک سقف رفتند و زندگیشان را آغاز کردند ، تجربه گفته که ؛ مناسبات  اینها متاثر از سوء رفتارهای دوران خواستگاری و نامزدی ، دستخوش تغییرات بنیادین می شود،  برداشته می شود ، اینها سر زندگی خودشان رفته اند ، پدر و مادر آن امکان و اختیاری که قبلا بر سر دختر داشتند بطور طبیعی از دست می دهند ، آن احاطه دیگر وجود ندارد . پسر همه ی آن خاطرات در ذهنش شروع می کند به تداعی شدن ، یاد آوری شدن ، یا زندگی خودش و همسرش را تباه می کند یا زندگی خودش و همسرش و خانواده های هر دو طرف را تلخ می کند ، و گاهی اوقات اینها تمام شدنی نیست ...

    دکتر قنبری از سبک زندگی اسلامی می گوید:


    برای دریافت فایل کلیک کنید
    حجم: 14.9 مگابایت

    عطر یاس در دهه فجر
    در چهل و دومین دهه فجر انقلاب اسلامی که مزین به میلاد اسطوره زنان عالم حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها شده از بیان امام خامنه ای رهبر معظم انقلاب نقش بی بدیل زنان را در این دوران چهل ساله بررسی می کنیم:
    مسئله‌ی زن و خانواده برای کشور، جزو مسائل درجه‌ی یک است. اولاً نقش و سهم بانوان در نظام، یک نقش فوق‌العاده و ممتاز است؛ همچنان که در اصل انقلاب، نقش بانوان ممتاز بود. حالا شاید جوانهای عزیزی که در جلسه هستند و در دوران مبارزات نبودند یا در دوران انقلاب نبودند، نمیدانند آنجا چه اتفاقی افتاد؛ جز از طریق گزارشهائی که همه‌اش هم متأسفانه ناقص است. زنان، هم در دوران مبارزه نقش داشتند، هم بخصوص در همان دوران انقلاب - یعنی آن یک سال و نیمی که حرکت انقلابىِ عمومی شروع شد - نقش داشتند. زنان یک نقش مؤثر و بیجایگزین داشتند؛ که اگر نبودند زنان توی این اجتماعات، بلاشک این اجتماعات عظیم و این تظاهرات عظیم، آن اثر را نمیبخشید؛ علاوه بر اینکه در بعضی جاها مثل مشهد ما، اصلاً شروع این تظاهرات، از زنان شد. یعنی اولین حرکت عمومىِ مردمی، یک حرکت زنانه بود. البته مورد تعرض پلیس هم قرار گرفتند. بعد از آن بود که حرکتهای مردانه راه افتاد.

    هم در مبارزات اینجور بود، هم در ایفای نقش در تشکیل نظام، هم در دوران بسرعت پدید آمده‌ی بعد از تشکیل نظام؛ یعنی دوران جنگ، دوران محنت، دوران امتحان سخت؛ «حتّی اذا ضاقت علیهم الأرض بما رحبت». اوضاع و احوال در دوران جنگ سخت شد. حالا بعضیها جنگ را از تلویزیون و رادیو و اینها میشنفتند، بعضیها با جسم و جان و تنِ خودشان توی میدان جنگ بودند. دوران سختی بود. در این دوران سخت، نقش زنان، یک نقش فوق‌العاده بود؛ نقش مادران شهدا، نقش همسران شهدا، نقش زنان مباشر در میدان جنگ، در کارهای پشتیبانی و بعضاً بندرت در کارهای عملیاتی و نظامی یک نقش فوق‌العاده بود. زنها حتّی در بخشهای نظامی هم فعال بودند؛ همین نوشته‌ی خانم حسینی - دا - این را نشان میدهد.

    اینها یک مجموعه‌ی کاری است که واقعاً با هیچ معیاری، با هیچ ترازوئی قابل اندازه‌گیری نیست. مادر، مادر شهید، مادر دو شهید، مادر سه شهید، مادر چهار شهید؛ شوخی نیست؛ اینها به زبان آسان می‌آید. بچه‌ی انسان سرما میخورد، دو تا سرفه میکند، چقدر نگران میشویم؟ یک بچه‌ی انسان برود کشته بشود، دومی برود کشته بشود، سومی برود کشته بشود؛ شوخی است؟ و این مادر با همان احساسات مادرانه‌ی سالم و جوشان و پرفوران، آنچنان نقشی ایفاء کند که صد تا مادر دیگر تشویق بشوند بچه‌هاشان را بفرستند میدان جنگ. اگر این مادرها آن وقتی که جنازه‌ی بچه‌هاشان میآمد یا حتّی نمیآمد، آه و ناله میکردند، گله میکردند، یقه چاک میزدند، اعتراض به امام و اعتراض به جنگ میکردند، مطمئناً جنگ در همان سالهای اول و در همان مراحل اول زمینگیر میشد. نقش مادران شهدا این است.

    همسران صبور شهدا، زنهای جوان، شوهران جوانِ خودشان را در آغاز زندگی شیرین خانوادگىِ مورد آرزو از دست بدهند. اولاً راضی بشوند این شوهر جوان بلند شود برود جائی که ممکن است برنگردد؛ بعد هم شهادت او را تحمل کنند؛ بعد هم افتخار کنند، سرشان را بالا بگیرند. اینها آن نقشهای بی بدیل است. بعد آنچه که تا امروز ادامه دارد، همسری با جانبازان است. خانمهائی رفتند همسر جانبازان شدند. یک مرد ناقصِ معیوبِ احیاناً بداخلاقِ به خاطر وضع جسمی یا اختلالات ناشی از موج‌گرفتگی و غیره را انسان به عنوان یک متعهد و یک مسئول، داوطلبانه و بدون هیچ اجباری برود پذیرائیاش را به عهده بگیرد، خیلی فداکاری کرده است. یک وقت شما میگوئید من میآیم روزی دو ساعت از شما پذیرائی میکنم. خب، هر روزی که شما میروید، او از شما تشکر میکند. یک وقت هست که نخیر، شما خودتان را به عنوان همسر او توی خانه‌ی او میگذارید؛ شدید بدهکار! یعنی طبیعت کار این است که باید شما این کار را بکنید. اینها این فداکاری را کردند. اصلاً نمیشود نقش زنان را محاسبه کرد.
    و من اقرار کنم، اعتراف کنم؛ اول کسی که این نقش را فهمید، امام بزرگوار ما بود. امام نقش زنان را فهمید؛ والّا بودند بزرگانی از علما که ما با اینها بگومگو داشتیم، که اصلاً زنها در تظاهرات شرکت بکنند یا نکنند! آنها میگفتند زنها در تظاهرات شرکت نکنند. آن حصار محکمی که انسان به او تکیه میداد، خاطرجمع میشد، تا بتواند در مقابل اینجور نظراتی که از مراکز مهمی هم ارائه میشد، بایستد، حصار رأی امام و فکر امام و عزم امام بود. رحمت خدای متعال تا ابدالآبدین بر این مرد بزرگ باد.
    به هر حال نقش زنان، یک نقش بیبدیلی است. پس خود این نقش، اقتضاء میکند؛ چون آینده دارد.

    آینده احتیاج دارد به این حضور زنانه در مجموعه‌ی حضور ملی. پس بایستی ما راجع به مسئله‌ی زن و حفظ این ظرفیت که در جامعه‌ی ما وجود دارد، تلاش کنیم. این دلیل اول است برای اینکه باید به مسئله‌ی زن بپردازیم.۱۳۹۰/۱۰/۱۴


    خواستگاری و تمنای پاک و مومنانه داشتن یک زن از سوی یک مرد واجد شرایط ودارای  صلاحیت یعنی درحقیقت صیانت از لطایف روحی و روانی یک زن است و یک دختر است . چرا ؟ چون در منطق اسلام ، زن  نه تنها یک گل است بلکه زیبا ترین گل دایره ی هستی است . حالا هر کسی قبول داشته باشد وچه کسی این را نخواهد ، نر و ماده اش فرق نمی کند چون یک وقتهایی خود خانمها از این حریم با عظمتشان صیانت نمی کنند .

    یک مطلب مهمتری که در موضوع ازدواج باعث می شود که زن در خواست کننده نباشد بلکه مرد درخواست کننده باشد این است که زن نقطه ی کانونی حیاست . اصلا حیا با زن معنا پیدا می کند نه اینکه مرد باید بی حیا باشد یا حیا نداشتن مرد عیب نیست . چرا خیلی عیب بزرگی است ،مردی که حیا نداشته باشد، مردی که احساس نداشته باشد از مردانگی بویی هم نبرده است ... 

    سبک زندگی اسلامی با گویش دکتر قنبری:


    برای دریافت فایل کلیک کنید
    حجم: 15.9 مگابایت

    ▪️ داستان رحلت #دختر پیامبر در مصادر رسمی تاریخ اسلام بسیار کوتاه، سرد و ساده نقل شده است. این مورخان نقل می کنند:
    ایشان در روز آخر عمر مبارکش، سلمی، زن ابورافع (صحابی پیامبر) را خواسته و به او فرمود:  
    ➖برای من آب مهیّا کن.
    سلمی می گوید:
    من از ایشان در آن ایام که دوران سختی #بیماری بود، پرستاری می کردم. آن روز حال دختر پیامبر بسیار بهتر شده بود و ایشان از همه ی روزها آرام تر بودند. اتفاقاً امیرالمؤمنین #على، به دنبال کاری به خارج از خانه رفته بود. آب را آماده کردم. دختر پیامبر بدن خود را به بهترین صورت شست وشو داد. آن گاه جامه ای تازه خواست و پوشید.
    ▫️سپس به من فرمود:
    «در وسط اتاق برای من #بستری آماده ساز»
    ایشان در آن بستر دراز کشیده، رو به قبله خوابیدند.
    ▪️ بعد به من فرمود:
    مادر! من همین الآن جان خواهم سپرد. اگر از دنیا رفتم و شما خواستید بدن مرا #غسل بدهید، هرگز بدنم را برهنه نکنید.
    این را گفت و جان سپرد. پس از مرگ #فاطمه، علی به خانه آمد. من ماجرا را به او خبردادم. در ادامه نقل می کنند:
    امیرالمؤمنین #علی خود غسل ایشان را برعهده گرفت ایشان نماز خواند و آنگاه او را #شبانه دفن کرد. مآخذ مکتب #خلافت بیش از این چیزی ندارند. اما در مداری شیعی مسأله کمی توضیح داده شده است.
     
    ◾️ محدث بزرگ شیعی قرن هفتم، «علی بن عیسی اربلی» از صدوق نقل می کند: آنگاه که وفات آن حضرت نزدیک شد، به اسما فرمود:
    جبرئیل هنگامی که وفات رسول خدا رسید، کافوری از بهشت برای ایشان آورد...برو بقیه ی حنوط پدرم را از فلان محل بیاور و آن را در کنار سر من قرار بده. من به آنچه فرموده بود، عمل کردم و حنوط را در کنار ایشان قرار دادم. آن گاه روی خود را با لباس پوشانید و فرمود:
    ساعتی منتظر من باش. آن گاه صدایم بزن. اگر جواب گفتم که خب! وگرنه بدان که من به نزد پدرم #رحلت کرده ام.
    ▫️ اسما مدتی انتظار کشید. آنگاه دختر پیامبر را صدا کرد، اما جوابی نیامد. بار دیگر صدا زد:
    ای دختر محمد مصطفی!
    ای دختر بهترین کسی که زنان او را حمل کرده اند! ای دختر بهترین کسی که بر روی سنگ ریزه ی بیابان ها راه رفته است! ای دختر کسی که به مقام قاب قوسین راه یافت هیچ جوابی نبود. پارچه را از روی صورت دختر پیامبر از برداشت او از دنیا #مفارقت کرده بود. خود را بر روی ایشان انداخت و می بوسید و می گفت:
    فاطمه! آنگاه که به محضر پدرت وارد شدی، سلام مرا هم برسان.
    ▪️بی مادری
     طولی نکشید که #حسن علیه السلام و #حسین علیه السلام به خانه آمدند. #مادر را در بستردیدند که پارچه ای بر رویش کشیده شده است.
     پرسیدند:
    اسما! چرا مادر ما در این ساعت خوابیده است؟
     اسما حادثه را پنهان نکرد و گفت:
    ای فرزندان رسول خدا! #مادر شما نخوابیده است؛ او از دنیا
    رفته است.
    #حسن (ع) خود را بر روی #مادر انداخت و می گفت:
    #مادر با من سخن بگو قبل از اینکه روح از بدنم مفارقت کند.
    #حسین (ع) هم خود را بر روی پاهای #مادر انداخت، آن را می بوسید و می گفت:
    مادر! من فرزندت #حسین هستم. با من سخن بگو قبل از اینکه قلبم پاره شود. اسما گفت:
    ای فرزندان #رسول خدا! بروید به نزد پدرتان و او را از این حادثه خبردار کنید.
    آن دو از خانه بیرون رفتند. آن وقت صدای فریاد گریه شان برخاست.  صحابه که در مسجد بودند، دور آن دو را گرفتند و گفتند:
     ای فرزندان #رسول خدا! چرا گریه می کنید؟ خدا چشم های شما را نگریاند. شاید نظر به جایگاه پدر بزرگتان کردید و به این علت گریه می کنید؟
    گفتند:
    #مادر ما، #فاطمه، از دنیا رفته است.
    ▪️ #امیرالمؤمنین علی(ع) که این سخن را شنید، از بزرگی مصیبت به رو به زمین افتاد و با خود می گفت:
    من خود را به چه کسی #تسلیت بدهم ای #دختر پیامبر؟ من خود را در مصیبت های روزگار به تو آرام می ساختم؛ حال بعد از تو چه کسی را خواهم داشت؟؟

    مام طبق وصیت دختر پیامبر به سرعت به کار غسل، کفن، نماز و دفن ایشان پرداخت. #جزئیات حوادث در هیچ یک از اسناد و مدارک موجود #نیست.
     خانه ی امام کوچک بود و بایستی از نامحرمان خالی شود تا امکان غسل فراهم بیاید. ناگزیر این کار انجام گرفت. شست وشو و #غسل دختر پیامبر و آن چنان که اسناد می گویند با حضور جمع اندکی از نزدیکان که عبارت بودند از: چهار فرزند خردسال ایشان و فضه (خادمه) و اسماء بنت عمیس انجام گرفت. غسل دهنده طبق وصیت دختر پیامبر، امام بود و اسما نیز ایشان را یاری می کرد...
    ▪️ یک اختلاف جدی در میان مورخان و تذکرہ نویسان وجود دارد. پاره ای گفته اند:
    1⃣ جسد مطهر با همراهی همین کسان به #بقیع تشییع و در آنجا به خاک سپرده شد و البته برای اینکه قبر مطهر ایشان
    مشخص نباشد، چندین صورت قبر ساخته شد.
    دیگران گفته اند:
    2⃣ ایشان را در کنار #روضه ی پیامبر بین قبر و منبر به خاک سپرده اند.
    دسته ی سوم گفته اند:
    3⃣ جایگاه دفن ایشان همان #خانه ی خود آن حضرت بود.

    ▪️کلینی آورده است: چون دختر پیامبر از دنیا رفت، امیرالمؤمنین او را پنهان به #خاک سپرد و آثار قبر را از میان برد.
    ▪️شیخ مفید، اضافه کرده:
    و آنگاه که دفن پایان یافت و دست ها را از خاک قبر تکان داد، اندوه چون سیلی براو هجوم آورد و اشکها بر صورت مبارک فرو ریخت. ناچار به قبر پیامبر روی کرده، همه ی دردی که بر دلش می گذشت را با ایشان در میان نهاد...

    ▪️زبان حال امام را از زبان خودش در خطبه ۲۰۲ نهج البلاغه بخوانید...

    🔹اموال بیت نبوت
    شکست خوردن در #هجوم به بیت نبوت، دولت را از انجام نقشه ها و اهداف ظاهراً از پیش تعیین شده اش باز نداشت؛ بلکه چند روز بیشتر از رحلت نبی اکرم نگذشته بود که هجومِ دوباره ی مأموران دولت با #مصادره ی اموال خاندان نبوت ادامه یافت.
    اگر مقدار آنچه خاندان نبوت از قبل به عنوان #ملک در دست داشت و آنچه بعداً به صورت #ارث پیامبر نصیب آنها می شد و همچنین #موقوفاتی که تولیت آن به ایشان واگذار شده بود را بدانیم، بزرگی و خطر این هجوم روشن تر خواهد شد.
    🔹 سوال:
    آیا واقعاً دولت خلفا با کمبود بودجه روبه رو بود و برای تحرکات جنگی دفاعیِ آینده اش نیاز به این اموال داشت؟
    🔸پاسخ:
    خیر؛ نظر حکومت این بود که خاندان نبوت #تھی دست باشند تا در #مقابله ای که با دولت جدید خواهند داشت، کاری از پیش نبرند؛ یا اینکه فکر می کردند اگر پولی این چنین در خانه ی نبوت باشد، آنها آن را بین مردم تقسیم نموده، به دست فقرا خواهند رساند و این کار مردم را به دور ایشان جمع خواهد کرد و حذف آن ها دیگر ممکن نخواهد بود.
     در اینجا آوردن نکته ای ضروری است و آن، اینکه
    ❌ متأسفانه تمام #مورخان و #فقیهان و #مفسران و حتی #اهل لغت همه ی آنچه را که روزی #مِلک پیامبر بوده است زمان #حیات به دخترشان #بخشیده شده بود و نیز تمام آنچه به عنوان #ارث از آن حضرت باقی مانده بود را #«صدقه» نام نهاده اند.
    ✓ ما به هرکتاب تاریخی، تفسیر و متن فقهی که مراجعه کنیم و یا به هرکتاب لغت که نگاهی می اندازیم، چیزی جز عنوان «صدقه» مشاهده نخواهیم کرد. این نام گذاری جز روایتی که #ابوبکر در روزهای اولیه ی حکومت خود نقل کرده بود، هیچ #سنددیگری #ندارد. او گفته بود که خود از رسول خدا شنیده است که:
    همه ی آنچه از ما پیامبران باقی می ماند، صدقه است!
     بنابراین، همه ی کسانی که به نوعی در زمینه ی اموال پیامبراکرم سخن گفته اند، از آنها با عنوان صدقه نام برده اند و لذا ریشه ی این نام گذاری نبایستی از چشم محققان پوشیده بماند و آن را نامی تاریخی و مسلم بدانند...

    🔹 بررسی اموال پیامبر
     در سال سوم هجرت یک ثروتمند یهودی که تازه مسلمان شده بود، در جنگ احد شرکت کرد و به شهادت رسید. وی قبل از شهادتش همه ی اموال خود را برای پیامبر وصیت کرد. آنچه این یهودی تازه مسلمان داشت، #هفت_باغ بود که همه ی آنها طبق این وصیت به شخص پیامبر منتقل گشت.
    🔹 به گفته ی مورخان، سرانجام پیامبر این باغات را در سال هفتم هجری فرمود. اما نمیدانیم که آیا خبر این وقف صحیح است یانه ؟ آیا این باغات بعد از پیامبر توسط دولت خلفا #مصادره شد و یا به عنوان ارث، به وارثان ایشان رسید و آنها آن را #وقف کردند؟
    🔹 پیامبر به مدینه که هجرت فرمود، مردم آن شهر تمام #زمین هایی را که به علت عدم دسترسی به آب قابل کشت و زرع نبود، در اختیار آن حضرت قرار دادند. این زمینها نیز بخشی از املاک پیامبر محسوب می شد که مصادره شد.
    🔹 طایفه«بنی نضیر» به دلیل توطئه های گوناگون ناچار به ترک مدینه و واگذاشتن سرزمینشان شدند و زمین ها و باغات مزبور به فرمان الهی در قرآن، #ملک_خاص رسول خدا شد؛ ایشان پاره ای از این زمینها را به عنوان ملک به کسانی از اصحاب خویش بخشیدند و بقیه همچنان در دست پیامبر بود تا اینکه ایشان رحلت فرمود.
    🔹قلعه های «خیبر» هفت یا هشت قلعه ی نیرومند جنگی بود. تعدادی از قلعه ها با #صلح به دست آمد تعدادی با #جنگیدن؛ و البته به همت و شجاعت امیرالمؤمنین فتح شد. بنابراین همه ی آنچه با صلح به دست آمده بود، طبق دستور قرآن به تمامی ملک و خالصه ی آن حضرت گردید و یک پنجم آنچه به جنگ فتح شده بود، طبق دستور دیگر قرآن در اختیار پیامبر قرار گرفت.
     #قلعه های وطیح وسلالم چون با صلح به دست آمده بودند، ملک و خالصه ی پیامبر شد. این اموال مانند سایر اموال ارزشمند باقی مانده از پیامبر با #مصادره از دست خاندان ایشان خارج شد.
    🔹«وادی القری» سرزمین آبادی بود که آب فراوانی داشت. ثلث این سرزمین در اختیار قبیله ای عربی به نام «بنوعذره» و باقیمانده ی آن، ملک یهودیان بود.
    پیامبراکرم، یهودیان را به اسلام دعوت کرد و چون نپذیرفتند، با ایشان قرارداد عدم تعرض امضا فرمود و بر نصف زمین هایشان صلح کرد. بنابراین #ثلث وادی القری خالصه ی رسول خداوند بود.
    🔹فتح خیبر، یهودیان «#فدک» را بیمناک ساخت. واسطه ای به محضر رسول خدا، فرستادند و پیشنهاد صلح دادند. پس این سرزمین هم باصلح فتح شده بود و فیء و خالصه ی رسول خدا به حساب می آمد؛ و چنان که می دانیم، این سرزمین آبادان را پیامبر چند سال قبل از رحلت به دخترشان #بخشیده بودند؛ ولی قبل از اینکه حتی ده روز از رحلت ایشان بگذرد، به دست مأموران دولت تصرف گشت.
    🔹تفصیل این حوادث بسیار بیشتر از آن است که گفته شد. در هرصورت، دولت حاکم اگر در آن روزها نمی توانست با مخالفان بیرونی خود مقابله کند، اما برای مصادره ی اموال باقی مانده از پیامبر و اموال خاندان نبوت توانایی داشت و حتی اندکی در اعمال توانایی خود درنگ نکرد!.
    🔹اسناد ما در زمینه ی چگونگی #مصادره ی اموال خاندان نبوت و بسیار اندک است. در یک گزارش می خوانیم:
     عمر می گوید:
    آنگاه که پیامبراین جهان را ترک گفت، من و#ابوبکر به نزد #علی رفتیم و به او گفتیم در مورد آنچه پیامبر به جای
    گذارده است، چه میگویی؟
    او (على علیه السلام) گفت:
    ➖ ما از همه کس به رسول خدا نزدیک تر هستیم [طبق قانون همه ی آنها به ما می رسد]
    من گفتم:
    -- در مورد آنچه از ماترک ایشان در خیبر به جای مانده است چه میگویی؟
    ➖ آنچه در خیبر است هم، مال ماست !
    -- آنچه در فدک باقی مانده است چه؟
    ➖ آن هم مال ماست . من گفتم:
    -- به اینها که می گویید نخواهید رسید مگر اینکه از روی #جنازه های ما عبور کنید.
    🔹 این گزارش معتبر بخشی از اهدافی که دولت خلفا در دست اجرا داشت را نشان می دهد. اما درباره ی اینکه آنها چگونه و به چه شکل به طرح خود عمل کردند و به اهداف خود رسیدند، چندان چیزی نمیدانیم؛ ولی هنگامی که به عکس العمل خاندان نبوت و در مقابل اعمال #خلفا نگاه می کنیم، با اینکه باز هم در این مورد به طور جدی با کمبود اطلاعات رو به رو هستیم، متوجه می شویم که مجموعه ی اموال باقی مانده از پیامبر و حتی آنهایی که در زمان حیات خودشان به دخترشان بخشیده بودند، همه بلافاصله بعد از وفات ایشان به دست دولت خلفا مصادره شده اند.

    🔹 داستان فدک
    دختر پیامبر به دنبال اخذ اموال خاص خودش -یعنی سرزمین فدک- به خلیفه مراجعه کرد. آیا او حکومت تازه را #قبول داشت که برای دادخواهی به آن مراجعه کرده بود؟ یا او می خواست اثبات کند، این زمینها مال شخصی اوست؟ همه ی قواعد و قوانین هم به نفع او بود. مالی در اختیار داشت و وکلای او در آن زمین ها تصرف داشتند.
    اگر کسی علیه این ملکیت ادعایی داشت، او باید شاهد می آورد. در فقه اسلام، «ید» نشانه ی #مالکیت است. پس وقتی مال در تصرف اوست، دیگر از او شاهد طلب نمی کنند! اما مأموران دولت به فدک #حمله برده، وکلای ایشان را از آنجا #بیرون رانده بودند. بنابراین #دختر پیامبر به #اعتراض نزد خلیفه رفته بود که:
    این زمین مال من است و پدرم این زمین را به من بخشیده است.
    🔹خلیفه که هم مدعی بود و هم قاضی، بر مالکیت فاطمه (س) شاهد طلب کرد.
     در یک خانواده اگر #پدری به فرزندش چیزی ببخشد، آیا لازم  است چند نفر شاهد باشند؟ چگونه ممکن است از کسی مثل پیامبر با وجود آیه ی تطهیر، شاهد طلب کرد؟
    طبق یک نقل، #امیرالمؤمنین علی (ع) به شهادت آمد. اما ابوبکرشاهد دیگری هم طلبید. «ام ایمن» نیز شهادت داد. ابوبکر گفت:
    آیا با شهادت یک #مرد و یک #زن خود را #صاحب_حق میدانی ؟؟

    🔺این حادثه به شکل دیگری نیز نقل شده است:  
    مدائنی» از «موسى بن عقبة» نقل می کند: فاطمه بعد از بیعت مردم با ابوبکر به نزد او آمد و گفت:
    ام ایمن و «رباح» شهادت می دهند که رسول خدا فدک را به من بخشیده است.

    🔹 پس از شهادت ام ایمن و «رباح» ابوبکر بعد از مقدماتی که نظیر آن را در اسناد گذشته دیده ایم، براساس #سیاست_نرمش، سراسر به #مدح پیامبر و #دختر ایشان می پردازد و می گوید:
    این مال، مال همه ی مسلمانان است و پیامبر از آن، پیادگان را خرج سواری می داد و یا به اشکال دیگر در راه خدا #انفاق میکرد و #من هم همان طور که ایشان عمل کرده بودند، عمل خواهم کرد!
    🔹 در اینجا دختر پیامبر چه کار می توانست بکند؟ زور بود و ترفند عوام پسند هم عرضه می شد. همه ی راه ها بسته بود. ناگزیر به یک مبارزه ی منفی روی آورد و فرمود:
    به خدای سوگند با تو سخن نخواهم گفت.
     واین، اعلام یک تحریم بود و در این مرحله متوقف نماند؛  بلکه پا را به مرحله ای بالاتر گذاشت و فرمود؛
    به خدا سوگند تو را #نفرین خواهم کرد.

    🔹این نفرین چه معنا و اثری می توانست داشته باشد؟ نفرین، آخرین کاری بود که دختر پیامبر و در مقابل زور و قدرت و ستم دولت می توانست انجام بدهد. اما اینکار هیچ تأثیری بر رفتار دولت حاکم نداشت و آن ها تصمیم به #مصادره ی همه ی اموال خاندان نبوت گرفته بود.
    🔹اول کاری که دختر پیامبر کرد، مبارزه برای #احقاق حق خودش را به کوچه و بازار کشید. در متون روشن نیست چند روز بعد، ایشان به #مسجد آمد تا دولت خلفا را در حضور مردم به #محاکمه بکشاند. در اینجا دختر پیامبر تنها #ادعای فدک نداشت، بلکه همه ی اموالی را که از پدرش به او رسیده بود، می طلبید.
    🔹حضرت زهرا(س) در مسجد اصلا سخن از فدک نگفت؛ بلکه به عنوان تنها وارث باقی مانده از پیامبر، همه ی اموال و املاک پدرش را طبق #قانون_ارث_قرآن ادعا کرد. آنچه در آن روز در سخنرانی بلند و کوبنده ی ایشان آمده بود، راه را از همه سو بر دولت حاکم می بست و چنان که اشاره شد، خلیفه ناگزیر بود بازهم در حدّ مقدور، نرمش نشان بدهد و حتّی #گریه کند!
    🔹یعقوبی می گوید: #فاطمه، دختر پیامبر نزد #ابوبکر آمد و #میراث پدرش را از او خواستار گردید. اما خلیفه به او گفت که پیامبر خداوند فرموده:
    «انّا معاشر الانبیاء لا نورث، ما ترکنا صدقة»؛ ما گروه پیامبران میراث نمی دهیم. آنچه به جای می گذاریم، صدقه
    است.
    ➖ پس حضرت زهرا گفت:
    «أ فی الله أن ترث اباک ولا ارث ابی. اما قال رسول الله المرء یحفظ فی ولده»؛ آیا حکم خداست که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم میراث نبرم؟ آیا پیامبر خدا نگفته است: حق و حرمت مرد درباره ی فرزندانش رعایت می شود؟
     پس ابوبکر گریست.

    🔹ما همه ی ابعاد و جوانب آنچه که دختر پیامبر انجام داد را نمی توانیم به روشنی از تاریخ به دست بیاوریم.
     بازار مکاره ای از دروغ و جعل در تاریخ اسلام به وجود آمده که حیرت آور است. اما خوشبختانه اسنادی در دست است که جای هیچگونه تردیدی ندارد، ازجمله عایشه طبق نقل بخاری و مسلم می گوید:
    فاطمه دختر پیامبر کسی را فرستاد و میراث خودش را از ابوبکر طلب کرد؛ یعنی خالصه ی پیامبر در مدینه شامل اموال بنی نضیر، سپس «فدک» و باقیمانده ای از خمس «خیبر»

    🔹... ابوبکر گفت: پیامبر فرموده است که ما ارث به جای نمیگذاریم. آنچه از ما باقی می ماند، #صدقه است. لذا ابوبکر از اینکه به فاطمه چیزی بدهد، امتناع ورزید. فاطمه از رفتار او خشمگین شد و تا روزی که از دنیا رفت، از او دوری گزید و با او سخن نگفت.
    🔹او شش ماه بعد از پیامبر زندگی کرد و آنگاه که وفات یافت، شوهرش على ایشان را #شبانه دفن کرد و ابوبکر را از آن خبردار نساخت.
    🔹دوران #مبارزه دختر پیامبر با مسأله فدک یا میراث پدر و عدم موفقیت ظاهری ایشان پایان نیافت. از این به بعد ایشان به همراهی شوهر بزرگوارش راه طولانی دیگری برای مقابله با وضع وجود در پیش گرفتند.
    🔹امیرالمؤمنین، حضرت صدیقه را بر مرکبی سوار می نمود و همراه حسنین چندین شب به خانه ها یا مجالس انصار می رفت و بر در هر خانه، دختر پیامبر صاحب خانه را مخاطب قرار داده، می فرمود:
    ➖ای گروه انصار! خداوند و دختر پیامبرتان را یاری کنید...
     اما همت و شجاعت انصار با تفرقه شکست خورده بود و هیچکس جواب درستی نمیداد. تنها می گفتند:
    ❌ دیگر کار از کار گذشته است و ما با این مرد بیعت کرده ایم و نمیتوانیم با او مخالفت کنیم.
    آخرین کسی که دختر پیامبر به ملاقات او رفت معاذ بود؛ اما اونیز به دختر پیامبر پاسخ منفی دادو گفت: تنها با یاری من چه کار می توان انجام داد؟
    🔹 بعدازاین، در تاریخ روشن نیست چه حوادثی پیش آمد، اما می دانیم دختر پیامبر به شدت کوشید تا به همه ی اشکال ممکن نشان دهد و اثبات کند که وضع موجود مشروع نیست و خدا و پیامبر از آنچه پیش آمده است، راضی نیستند...

    🔹 مورخان گفته اند که هیچ کس (یا حداقل اکثریت قریب به اتفاق مردم)، شک نداشت که صاحب حکومت بعد از پیامبر، على علیه السلام است.
     
    🔹 امام علی مورد قبول همگان بود و هیچ کس در اینکه صاحب امر بعد از پیامبر، حضرت علی (ع) است، شک نداشت. حتی مورخان از یک پشیمانی بزرگ که بعد از بیعت روز دوشنبه و سه شنبه برای اکثریت مسلمانان پیش آمده بود، سخن گفته اند.
    🔹 لذا در اینجا یک #سوال مهم پیش می آید: برای جریان #سقیفه چه توجیهی وجود دارد؟ و اگرهمه، علی علیه السلام را صاحب امر می دانستند و میل اکثریت با ایشان بود، دیگر چرا در سقیفه جمع شدند و می خواستند کسی دیگر را به حکومت برگزینند؟
    
    🔹 ما در گذشته این پرسش را جواب داده ایم و گفتیم که جریان سقیفه، برخاسته از یک #هیجان ناشی از #تعصب ها و رقابت های #قبیله ای بود، نه چیز دیگر؛ و در آن #عقل و #منطقی حکومت نمیکرد و اگر با مسائل تعصبات قبایل عربی به خوبی آشنا شده باشیم، این جواب ها کاملا قابل قبول خواهد بود.
    🔹حوادث آینده هم سخن ما را تأیید می کند و جایگاه بزرگ و بی همتای امیرالمؤمنین علی علیه السلام را در بین مسلمانان آن زمان با روشنی بیشتری ثابت میکند.
    🔹 اما چه شد که امیرالمؤمنین مجبور به #بیعت با خلفا شد؟
    آنچه در تاریخ ذکر شده، بالا گرفتن اختلاف مهاجر و انصار، پدید آمدن مدعیان نبوّت و در خطر قرار گرفتن مدینه به عنوان مرکز اسلام بود. #هیچکس از مسلمانان آماده جهاد نبودند و تا امیرالمؤمنین #علی (ع) بیعت نکرد، #حکومت قریشیان قرار و اعتباری نیافت.

     🔺مدینه ی آن روز قبل از بیعت امیرالمؤمنین علی(ع) تنها نام پایتخت جهان اسلام را داشت و #ابوبکر از مقام خلافت (به معنای حکومت بر جهان اسلام)، تنها #نماز جماعت مسجدالنبی و #امامت نماز جمعه ی آن شهر را به عهده داشت. زیرا مردم، حکومت او را آن طور که باید، پذیرا نشده بودند؛ لذا هیچ کس در تحت فرمان فرماندهان جنگی آن دولت به جنگ نمی رفت.
    🔺در خارج از مدینه، دشمنان بزرگ با لشکرهای انبوه در انتظار حمله به شهر و نابود ساختن همه چیز بودند. قبایل فراوانی با اینکه به اسلام وفادار مانده بودند، اما حکومت مرکزی را قبول نداشتند. مردم، دیگر زکات مالشان را که تا دیروز به مدینه می آوردند و پرداخت می کردند، به دولت ابوبکر نمی دادند.
    🔺خلاصه اینکه با توجه به اسناد کهن، کسانی با تکیه بر قریشی بودن، توانستند قدرت و حکومت بعد از پیامبر را به چنگ بیاورند، به هرشکل ممکن، حتی با زور و عنف، رأس خاندان #نبوی یعنی امام عل، امیرالمؤمنین(ع) را به نزد #خلیفه بردند تا از او #بیعت بگیرند.
    🔺اما تمام این کوششها ناکام ماند و امام که نباید بیعت می کرد، بیعت نکرده به خانه بازگشت. اما علت #شکست اصحاب حکومت چه بود؟ و چرا آنها نتوانستند به هدف خودشان که #وادار کردن امیرالمؤمنین علی به بیعت بود، برسند؟ اینجا نیز با یک حلقه ی دیگر از تاریخ روبه رو هستیم. در برابر صاحبان قدرت که و به هدف خود از هیچ چیز ابا نداشتند، پس چطور شد؟
    و چه کسی مانع شد؟ که هم بیعت به سرانجام نرسید و هم امام علی (ع) به سلامت به خانه بازگشت.

    ▪️سرتاسرمدت کوتاهی که دختر پیامبر بعداز پدر زنده بود، به #مبارزه با دولت حاکم و مقابله با اعمال خصمانه آنها گذشت. آن حضرت در این مدت همه چیز را به وسیله ای برای #مقابله با حکومت تبدیل کرده بود. گاهی #فریاد می زد و گاهی #خطبه می خواند. یک روز اعلام #برائت می نمود و روز دیگر از پذیرفتن #ملاقات حاکمان خودداری می کرد و حتی #وصیت کرد که غاصبان به تشییع جنازه او نیایند و برجسدش نماز نخوانند و سرانجام با دستور #پنهان_ساختن قبرش، یک نشان ماندگار از #عدم_مشروعیت را بر جبین آن حکومت نقش کرد. این، روی واقعی تاریخ است.

    🔹البته ما در تمام این زمینه ها به طور جدّی با کمبود منابع و ابهام آنچه در دسترس است، روبه رو هستیم. اگر به تاریخ آن دوران از منظر مورخان رسمی نگاه کنیم، دورانی #نسبتاً آرام گزارش شده است و مورخان و محدثان توانسته اند با پنهان کاری، درگیری های جدی و بحران های عمیق آن عصر را #مخفی بدارند و این، روی دیگر تاریخ است!

    🔹در جریان این مقابله دیدیم که #اولین بار این بیت نبوت بود که مورد *
    #هجوم مأموران نظام حاکم قرار گرفت. آنها میخواستند امیرالمؤمنین علی را به مسجد ببرند تا از ایشان به عنوان #اصل و #رأس خاندان نبوت #بیعت بگیرند و با این کار مخالفان حکومت جدید را به #تسلیم وادار نمایند.
    🔸 این اقدام، اولین عملی بود که آن دولت بعد از اینکه حکومت را به چنگ آورده بود، انجام داد و در انجام آن بسیار جدی بود و سرانجامِ آن می توانست بسیار خطیر باشد و عواقب ناگواری به بار آورد.
    🔹بنابراین کاری که دختر پیامبر و در مقابل آن انجام داد، کاری بس بزرگ بود و همان عمل باعث شد که امیرالمؤمنین بیعت #نکرده و به #سلامت به خانه بازگردد و به این ترتیب اولین اقدام دولت خلفا با مقابله ی دختر پیامبر به #شکست منتهی شد
    🔺سپر بلا
    یعقوبی بعد از نقل #هجوم اصحاب حکومت به،خانه امیرالمؤمنین علیه، السلام، حادثه ای را نقل می کند:
    فاطمه (س) از خانه اش بیرون آمد و خطاب به مهاجمانی که خانه اش را مورد تهاجم قرار داده و اشغال کرده بودند، فرمود:
    از خانه ام بیرون روید وگرنه به خداوند سوگند سرم را برهنه میکنم و به او شکایت می برم.
    با شنیدن #تهدید، مهاجمان و مردمی که در خانه بودند، بیرون رفتند و آنجا را ترک کردند.
    ➖ آیا #حمایت دختر پیامبر و در برابر حمله ی دولت خلفا به خاندان نبوت تنها همین جا بود؟ یا حوادث به این شکل اتفاق افتاد که ایشان بعد از صدماتی که در حمله به خانه دیده بود، هنگامی که توانست روی پای خود بایستد، وقتی بود که #امام را برای بیعت برده بودند و یک بار دیگر به مقابله با مجموعه ی کسانی که می خواستند با زور به بیعت امام علیه السلام دست پیدا کنند، #برخاست و آنجا بود که به تهدید پرداخت!؟
    🔹#تهدید به یک #نفرین؟! اما آیا اصحاب قدرت از یک تهدید لفظی می ترسیدند یا به این گونه چیزها اعتقاد داشتند؟

    مختصر درباره ای از ما

    مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
    مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

    دسته بندی ها

    حدیث هفته

    حدیث 120

    پیامبر اکرم (ص)

    التَّفَکُّرُ فی عَظَمَةِ اللّهِ وجَنَّتِهِ ونارِهِ ساعَةً خَیرٌ مِن قِیامِ لَیلَةٍ.

    یک ساعت اندیشیدن در باره عظمت خداوند و بهشت و دوزخ او ، بهتر از شبى را به عبادت گذراندن است .

    کنز العمّال : ج ٣ ص ١٠٧ ح ٥٧١٢