مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

امام علی (علیه السلام ):

قرآن، ریسمانی است که رشته های آن محکم، پناهگاهی است که قله آن بلند، و توان و قدرتی است برای آن کس که قرآن را برگزیند. محل امنی است برای هرکس که وارد آن شود، راهنمایی است تا از او پیروی کنند.

نهج البلاغه - خطبه 198

گزیده ای از معارف الهی جزء شانزدهم:

  • بیان هدایت قرآن "ربوبیت حضرت حق" همچنان ادامه دارد. قرآنی که سبب زحمت و رنج پیامبر (ص) نبوده (2طه) بلکه تلاوتش بر زبان پیامبر (ص) آسان است .(97مریم) به آسانی و درهمه جا و برای هرمشکلی می تواند از آن استفاده نماید و درعین عمق محتوا، درک آن برای بندگان سهل و آسان است. " لقد یسّرنا القرآن للذّکر فهل من مدّکر" (قمر17-22-32-40) اما توصیه آن است که پیامبر (ص) به خاطر علاقه به فراگیری قرآن وحفظ آن برای هدایت مردم به هنگام دریافت وحی ، عجله ننماید. (115طه) پس از دریافت آیات جهت بشارت و انذار بندگان آن را به کار ببرد. (97 مریم) والبته انواع وعیدها درآن بازگو شده به امید آن که بندگان تقوا پیشه کنند یا تذکّری پدید آید. (113طه) تذکر و یادآوری برای کسانی که از خدا می ترسند. (2طه) اینک به مواردی از بشارت و انذار قرآن اشاره می نماییم:
  1. دراین رابطه ی هدایتی بین بندگان و حضرت حق ، خداوند درجایگاه «ربّ» جلوه گر است و ابتدا حضرت آدم «وعصی آدم ربّه فغوی.. » (طه126) عدم دریافت نهی ارشادی آن هم درعالم تکوین نه تشریع چرا که می فرماید: سپس "ثمّ اجتبیه ربّه فتاب علیه و هدی" (122طه) یعنی امر نبوت پس از این جریان است.
  2. "سأستغفر لک ربّی" (47 مریم) حضرت ابراهیم هم خبر از تقاضای عفو برای پدر خوانده ی خود از درگاه ربوبی دارد و امیدوار است "أدعوا ربّی عسی..." (48مریم) درخواندن پروردگارش بی پاسخ نباشد.
  3. وحضرت زکریا در درخواست فرزندی که مورد رضایت حق باشد از او به ربّ یاد می کند "قال ربِّ " (4 - 8 مریم) فرزندی که وارث او و وارث دودمان یعقوب باشد (1)(6مریم)
  • اما در داستان مبارزه پیامبران الهی با طواغیت زمان هم محور ربوبیّت است خاصه در جریان زندگی موسی (ع) ؛ خداوند رشد موسی (ع) را در دامان دشمن او و دشمن خودش قرار می دهد در یک سپر حفاظتی. پرتوی از محبت خود را براو می افکند (39 طه) آن چنان که هرکس وی را ببیند دلباخته او می شود، نه تنها به کشتن او راضی نخواهد بود، بلکه راضی نمی شود که موئی از سرش کم شود. با این هدف که هرگونه پرورش و تربیت وساخته شدن موسی (ع) برای حمل پرچم رسالت با عنایت خاصّ پروردگار است "ولتصنع علی عینی" (39طه) و اصولاً سنت الهی است که هرکس ایمان آورده و عمل صالح انجام دهد، خداوند رحمان محبت او را در دلها می افکند (96مریم) و البته روح و حقیقت عمل صالح هم اخلاص است.(110کهف) "و اصطنعتک لنفسی" (41طه) و به هرحال خداوند موسی را برای خودش پرورش می دهد و می سازد برای هدایت و رهبری بندگانش. و خداوند هنگامی که بنده ای را دوست بدارد آن چنان از او تفقّد می کند که دوست مهربان نسبت به دوستش.
  • و رسالت آغاز می شود امام صادق (ع) می فرماید:نسبت به چیزهایی که امید نداری بیش از چیزهایی که امید داری امیدوار باش! چرا که موسی بن عمران به دنبال شعله آتش رفت اما با مقام نبوت و رسالت بازگشت. ندا داده شد: "انی انا ربّک فاخلع نعلیک" (10-13طه) او وبرادرش هارون را به سراغ طاغوت زمان که مدّعی "أنا ربّکم الاعلی" (نازعات24) می باشد، می فرستد. (43طه) توصیه الهی به نرم سخن گفتن با فرعون است شاید متذکر شود یا از خدا بترسد (44طه) این رسولان الهی "قالا ربّنا" (46 طه) ترسی از افراط و طغیان فرعون دارند وخداوند آرامش می دهد نترسید! من با شما هستم، همه چیز را می شنوم و می بینم. (46طه)
  • اصول رسالت اعلام میشود "إنّنی أنا الله لااله الا أنا فاعبدنی وأقم الصلوة لذکری - إن الساعة آتیة..." (14- 15طه) و تکیه بر نماز است. خانواده را به نماز فرمان دادن و بر انجام آن شکیبا بودن (132طه) نماز را ضایع ننمودن و از وقت آن به تاخیر نیانداختن (59 مریم) چرا که نماز بهترین وسیله یاد خداوند است (14طه) و رسولان الهی نباید در یاد خداوند کوتاهی کنند . (42طه) و اصولاً هرکس از یاد خداوند رویگردان شود زندگی سخت و تنگی خواهد داشت و روز قیامت نابینا محشور می شود.(122- 124طه)
  • "قال ربّ اشرح لی صدری...." (25- 37طه) در راه انجام رسالت درخواست یاری از رب است که پاسخ مثبت داده شده و حضرت بار دیگر مشمول نعمت الهی واقع می شود. موسی (ع) در برخورد با فرعون و مسیر هدایتی او در پاسخ فرعون در معرفی ربّ موسی " فمَن ربّکما یا موسی؟" (49طه) می فرماید:"قال ربّنا الذی أعطی کل شیء خلقه ثم هدی " (50 طه) به تحریک فرعون ساحران او مانع دعوت ربوبی می شوند. (69 – 57 طه) لکن با دریافت حقیقت به سجده در آمده می گویند:"آمنّا بربّ موسی و هارون "(70 طه) سپس طلب مغفرت از درگاه ربوبی دارند"إنا آمنّا بربّنا لیغفر لنا ..." (73 طه) چرا که " والله خیرٌ و أبقی" (73 طه) " ورزق ربّک خیرٌ و أبقی"(131طه) از جمله روزیها، روزی معنوی و آن هم ایمان و هدایت است.
  • حکمت گمشده مؤمن است و به فرمایش پیامبر (ص) داناترین مردم کسی است که دانش مردم را بر دانش خود بیفزاید و گرانبهاترین مردم کسی است که از همه داناتر باشد و کم بهاترین ،کسی که دانش او از همه کمتر باشد؛ اما پیامبر (ص) ما به تعلیم الهی ازدیاد علم را از درگاه ربوبی طلب دارد" قل ربّ زدنی علماً" و پاسخگوی سؤالاتش حضرت حق می باشد: سؤال از روح ، اصحاب کهف و نیز ذی القرنین «سوره اسراء و سوره کهف» بنده ی برگزیده الهی که نخستین درس داستان آموزنده او این است که در جهان هیچ کاری بدون توسل به اسباب امکان ندارد. لذا خداوند برای پیشرفت کار او « اسباب» پیشرفت و پیروزی به او می دهد. (85 کهف) و او هم به خوبی از این اسباب بهره می گیرد " واتبع سبباً" (92 – 89 کهف) و جریان تعلیم موسی (ع) بیان می شود او با تمام علم ودانش، هرگز نباید خود را برترین بداند چرا که در قلمرو مأموریت در نظام تشریع برترین و آگاهترین است.
  • اما در بعد دیگر نظام جهان یعنی نظام تکوین این «خضر» است که آگاه و عالمتر است و جوهره علم الهی او از عبودیت و بندگی خدا سرچشمه گرفته (65 کهف) موسی (ع) باید به سراغ این رحمت الهی رفته و علمی را که مایه رشد است « مفید برای عمل» از خضر بیاموزد .(62 کهف) حضرت ادب در برابر عالم را رعایت نموده امیدوار به صبر " إن شاء الله صابراً..." (69 کهف) و عدم مخالفت در مسیر تعلیم است. اما دیدار رفتاری که موسی(ع) به رموز آن آگاه نیست او را به سؤال وا می دارد و البته پاسخ از جانب خضر در زمان جدایی است که خبر آن برای موسی(ع) از همه مشکلات دوران زندگی حضرت سخت تر است !!! (82 – 67 کهف)
  • و بیان رسالت موسی (ع) در برابر بنی اسرائیل است او نه تنها اشتیاق مناجات خدا و شنیدن سخنان حضرت حق بی قرارش ساخته «کلیم الله» بلکه مشتاق رضای خدا و شنیدن فرمان اوست . پس برای دریافت قوانین و احکام الهی و رسیدن آن به قومش عجله می کند" عَجِلتُ إلیک ربّ لترضی (84 طه)
  • در غیبت موسی (ع) و در روزهای آخر از ده روزی که به سی روز میقات موسی(ع) اضافه شد، قوم موسی نا شکری نموده "ألم یَعِدکُم ربّکم وعداً حسناً" (86 طه) به فتنه سامری و گوساله طلایی او آزمایش شدند و اکثراً نا موفق از این امتحان ولی در محاکمه توسط پیامبرشان، سامری را مقصر جلوه دادند (87-88 طه) و سامری هم گفت : من در آغاز به قسمتی از آثار این رسول پروردگار « موسی» "فقبضت قبضة من اثر الرسول" (96 طه) مؤمن شدم " بصرت بما لم یبصروا " (96 طه) سپس در آن تردید کردم و آن را به دور افکندم " فنبذتها" (96 طه) و به سوی آیین بت پرستی گرایش نمودم و این در نظر من جالب تر و زیبا تر بود " سوّلت لی نفسی" (96 طه) پس مجازات این علّت العلل در دنیا "لا مساس"(97 طه) شد. به عنوان موجودی پلید ونجس و ناپاک که تماس او با بندگان الهی قطع شد و یا به بیماری مرموزی مبتلا شد که تماس با او ابتلا به بیماریِ او را به دنبال داشت و یا دچار یک نوع بیماری روانی به صورت وسواس شدید و وحشت از هر انسانی گردید و البته در وعده عذاب اخروی وی نیز تخلفی نخواهد بود (97 طه) و گوساله هم سوزانده و خاکسترش به دریا ریخته شد تا بت پرستی در میان این قوم ریشه کن گردد. (97 طه) این سرانجام گروهی است که پیروی شهوات کردند. (23 مریم)
  • عده ای هم مؤمن باقی ماندند. سلام بر آنها « السلام علی من اتبع الهدی" (47 طه) خداوند بر هدایتشان می افزاید (76 مریم) " و العاقبة للتقوی" (132 طه) در " یوم الحسرة" (39 مریم) خداوند بهشت را به بندگان پرهیزکار خود به ارث می دهد. بهشتی که در آن لغو و بیهوده ای نمی شنوند و جز سلام در آن سخنی نیست و هر صبح و شام روزی آنان مقرّر است (63 – 61 مریم) و البته ورودشان به شفاعت کسانی بوده که خداوند به آنان اجازه داده و به گفتار شان راضی بوده است. (109 طه) و پس از عبور از پل صراط در جهنم (71 مریم) تا قدر نعم الهی در بهشت در نزد آنان بیشتر باشد. و اما زیانکارترین مردم در اعمال ، ورودشان به دوزخ حتمی است ، آنهایی که تلاشهایشان در زندگی دنیا گُم و نابود شده با این حال می پندارند کار نیک انجام می دهند. (104 – 103 کهف)

1)     حضرت زهرا (سلام الله علیها) در بیان حق خویش در جریان غصب فدک که هدیه رسول خدا (ص) به ایشان بود، " وآت ذی القربی حقّه" (26 اسراء) به آیه " و ورث سلیمان داوود"(16 نمل) که به مفهوم همین آیه سوره مریم است ، استدلال نمودند.

دنیا عالم اثر موثر است . اگر بخواهیم بفهمیم گرسنگی ناشی از روزه اثر خودش را گذاشته یا نه ، باید ببینیم آیا از شیهه ناک دست می کشیم یا خیر؟
اثر اولیه جوع این است که دست از شبهه بکشیم این برای انسان معرفت می اورد و عامل می شود که انسان صابر هم بشود. " صبر در مقابل گناه"
روزه باعث خودداری از شهوات است؛ شهوت جنسی، شهوت طعام، شهوت قدرت....
جلسه پنجم سخنان استاد شجاعی پیرامون نقش انسان در شب قدر:

برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
01
همزمان با بیست و یکم تیرماه روز ملی «عفاف و حجاب» زنان و مردان مسلمان و روزه‌دار تهران با برپایی تجمعی گسترده ، بار دیگر ضمن ارزش نهادن به حجاب زن مسلمان ایرانی، خواهان اقدامات قانونی علیه هرگونه مظاهر فساد و بی‌بند و باری در جامعه شدند. شرکت‌کنندگان در این تجمع با سر دادن شعارهای اعتراضی در رابطه با بی حجابی و بدحجابی اعتراض خود را نسبت به این موضوع اعلام کرده و برخورد مسئولان را با بدحجابان و بی‌حجابان خواستار شدند.
این تجمع که سومین گرد همایی در زمینه عفاف و حجاب در سال جاری محسوب می شود (31 فروردین‌ماه در حوزه علمیه مروی - دومین تجمع 17 اردیبهشت ماه در میدان فاطمی که مطالبه از وزارت کشور بود و برنامه امروز در پارک ملت که مطالبه از صدا و سیما و دیگر مسئولان فرهنگی بود.) در راستای احیای فرهنگ امر به معروف و نهی ازمنکر است.به امید روزی که جلوه ایران اسلامی با حجاب کامل زنان متدین و با ایمان در جهان درخشان گردد.

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

امام علی (علیه السلام):

خداوند قرآن را فرو نشاننده عطش علمی دانشمندان و باران بهاری برای قلب فقیهان و راه گسترده و وسیع برای صالحان قرار داده است . قرآن دارویی است که با آن بیماری وجود ندارد . نوری است که با آن تاریکی یافت نمی شود.

نهج البلاغه – خطبه 198

گزیده ای از معارف الهی جزء پانزدهم:

  • از شئون رب العالمین هدایت همه هستی خاصّه انسان است و کتاب هدایت او هم قرآن است، که خود اینگونه به توصیف خویش می پردازد:
ü      از همه معارف در آن جمع است و از هر چیز نمونه ای دارد (89 اسراء- 54 کهف)

ü      هیچگونه کژی در آن راه ندارد (1 کهف)

ü      تحریف نمی پذیرد. " لا مبدل لکلماته" (27 کهف)

ü      ثابت و مستقیم و نگاهبان کتابهای آسمانی دیگر است.

ü      انذار برای کافران و بد کاران و بشارت جهت مؤمنانی که اعمال صالح انجام می دهند. (1 کهف)

ü      به راهی که استوارترین راهها است هدایت می نماید. (9 اسراء)

ü      شفا و رحمت برای مؤمنان است و ستمگران را جز خسران نمی افزاید.(82 اسراء)

ü      بر بنده برگزیده اش پیامبر خدا (ص) به حق نازل شده (1کهف – 105 اسراء) به تدریج و آرام ، جهت اجرای بهتر قوانین آن و نیز ارتباط دائمی پیامبر (ص) با مبدأ وحی و تثبیت قلب حضرت (106اسراء – 32 فرقان)

ü      تأثیر تلاوت آن در اهل علم گریه است وسجده و افزایش خشوع و تنزیه پروردگار(109 – 107 اسراء)

چرا که پیامبر(ص) در ابلاغ وحی در پرتو مقام عصمت الهی ثابت قدم و مصون از انحراف است (75 – 73 اسراء) و خدایش او را به معراج می برد تا روح پرعظمت پیامبر(ص) در پرتو مشاهده آن آیات و بیّنات عظمت بیشتری یابد و آمادگی فزونتری برای هدایت انسانها پیدا نماید.(1 اسراء)تا به جایی که در این زمینه خود را نزدیک به هلاکت می اندازد " لعلّک باخع نفسک" (6 کهف) و پس از حضرت ، اهل بیت گرامی ایشان در چنین جایگاهی قرار می گیرند و ما با پیروی از این رهبران افتخار همراهی با آنان را در سرای دیگر می یابیم (71 اسراء) و در دنیا هم شاکله وجودی ما به رنگ آنان در می آید (84 اسراء) شاکله یعنی هر گونه عادت و طریقه و مذهب و روشی که به انسان جهت می دهد و صورت باطنی و فصل ممیز انسان است زیرا نیت انسان نشانه حبّ و بغض، و حبّ و بغض مبیّن ایمان، و ایمان هم نشان دهنده ی ایده و عقیده ، و عقیده و باور انسان هم شاکله اوست، و شاکله الهی به عنوان آدم " لقد کرمنا بنی آدم" (71 اسراء) تکریم می شود چرا که تربیت یافته رهبران الهی است.

  • چنین بندگانی همراه با کاروان هستی می شوند که می فرماید: "إن من شیء الاّ یسبح بحمده" (44اسراء) و چون می فرماید: "لا تفقهون تسبیحهم" و نیز می فرماید:" کل قد علم صلاته و تسبیحه" (41 نور) یعنی تسبیحی به زبان قال نه حال! و سپس بیان قرآن است در نماز و سجده همه هستی و نمونه هایش هم بیان می گردد. پس اینان تسبیح گوی حضرت حق هستند و بر پا دارنده نمازند. با آدابی که به آن مأمورند (110 اسراء) و شرف و آبروی ایشان هم نماز شب (79 اسراء)
  • این مؤمنان پیرو و همراه پیامبرند و پیامبر(ص) هم به همراهی با آنان که قلبی مملو از محبت و یاد خدا دارند دعوت می شود و البته این همراهی منافات دارد با اطاعت پیامبر(ص) از کسانی که از یاد خدا غافلند و از هوای نفس خویش پیروی می کنند و کارهایشان افراطی است (28 کهف)، وابسته به زینتهای دنیایی اند «مال و فرزندان» (46 کهف) و به کثرت آنان خود را نیرومند می بینند (38- 32 کهف) نه اینکه قدرت و ولایت را از آن حق دانسته " هنا لک الولایة لله الحق" (44کهف) و نعم و نیرو و قوت را هم از ناحیه او !!! " ما شاءالله لا قوة الاّ بالله" (34 – 33کهف) پس پیامبر باید چشمان خود را از آنان برگیرد.
  • و یاد و عبادت خداوند در این مؤمنان قرین احسان به پدر ومادر است (1) که می فرماید: "باید به ایشان نیکویی نموده و اگر یکی از آنان به سن پیری رسید، کمترین اهانتی « اُف گفتن» به آنها نباید روا داشت. بر آنها نباید فریاد زد، بلکه با گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه با آنها سخن باید گفت و نیز باید بالهای تواضع خویش را در برابرشان از محبت و لطف فرود آورده و .... (23اسراء)
  • در باب سخن گفتن، گفتارشان از علمشان فزونتر نیست و بیش از آنچه می دانند نمی گویند. (36 اسراء) وسخنشان بهترین است؛ « چرا که شیطان به وسیله سخنان ناموزون فتنه و فساد می کند» (53 اسراء) راه رفتنشان بدون تکبر است. (37 اسراء) دستانشان به مال یتیم نزدیک نمی شود. (34 اسراء) حق پیمانه را ادا می کنند. (35 اسراء) از ترس فقر فرزند نمی کشند؛ چرا که خداوند را روزی دهنده خود و فرزندان می دانند. (31 اسراء) به احترام خون انسانها و حرمت شدید قتل نفس یقین دارند. (33اسراء) به زنا نزدیک نمی شوند. (32 اسراء) و در امر انفاق هم نه اهل امساکند (100 اسرائ) نه اسراف و زیاده روی «حد اعتدال» (29 اسراء) چرا که می دانند تبذیر کنندگان و مسرفان برادران شیاطین هستند. (27 اسراء)" اسراف" یعنی خارج شدن از حد اعتدال بی آنکه چیزی را ظاهراً ضایع کرده باشی و اما تبذیر و ریخت و پاش آن است که آنچنان مصرف کنیم که به اتلاف و تضییع بیانجامد.
  • و بدین سان سرانجام مؤمنان «اهل حق» پیروزی است به دلیل ورود صادقانه و صمیمانه در اعمالشان "ربّ أدخلنی مدخل صدق" و ادامه این برنامه تا پایان اعمال " وأخرجنی مخرج صدق" و در کنار آن تکیه بر قدرت پروردگار و اعتماد به نفس و ترک هر گونه اتکاء و وابستگی به دیگران (80 اسراء) پس فرماید: "جاءالحق" (81 اسراء)
  • و باطل و اهل باطل نابود شدنی هستند " زهق الباطل ..." (81 اسراء) چرا که بدیها را طلب می کنند . چشمانشان از دیدن حق نابیناست پس در آخرت هم نابینا و گمراهترند. (72 اسراء) راه نفوذ شیطان را برخود باز گذاشته اند، با صدا آنان را تحریک می کند . لشگر سواره و پیاده اش را بر آنها گسیل می دارد و در ثروت و فرزندانشان شرکت می جوید و آنان را با وعده ها سرگرم می نماید. (64 اسراء) در مقابل راه دریافت پیام الهی را بسته اند و ندای الهی را نمی شوند که خداوند می فرماید: " اگر برگردید ما هم بر می گردیم و امید است پروردگارتان به شما رحم می کند.» (8 اسراء) پس اهل باطل مستحق عذابند . هر چند عذاب الهی پس از اتمام حجّت بر آنان نازل می شود «ارسال رسل و رسیدن پیام هدایت» (15 اسراء)
  • پس به راستی که خداوند بر اساس عدل جزا می دهد . نیت های دنیوی را در دنیا و آنان را که اراده آخرت دارند و برای آن سعی و کوشش می کنند بر مبنای سعی و تلاششان ، و عطای پروردگار از کسی منع نشده است. (20 – 19 اسراء) هر کس نیکی کند به خود نیکی کرده و اگر بدی کند باز هم به خود بدی نموده. (7 اسراء) هر کس هدایت شود برای خود هدایت یافته و آن کس که گمراه گردد به زیان خود گمراه شده است و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد (15 اسراء)
  • و بالاخره نامه اعمال همه انسانها بر گردنشان آویخته شده و در برابر شان گشوده می گردد و امر الهی به قرائت آن است تا انسان خود حسابگر باشد. (14 – 13 اسراء) به گونه ای دقیق است که گنهکاران می گویند:" لا یغادر صغیرة و لا کبیرة الاّ احصیها" (49 کهف) و همه اعمال خود را حاضر دیده و پروردگار به هیچ کس ظلم نمی کند.
  • اما از دیگر داستانهای قرآن ، جریان اصحاب کهف است. از آیات عجیب الهی و بیانش هم به حقّ! (13 – 9 کهف) داستان جوانمردانی است (2) که پس از ایمان به ربوبیّت حضرت حق ، به خاطر سختی جدا شدن از همرنگی محیط فاسد (15 کهف) در خواست رحمت الهی و راه نجات نمودند (10 کهف) و خداوند هم در پاسخ دلهایشان را محکم نموده به آنان آرامش عطا نمود. بر هدایتشان افزوده و رحمتش را نیز بر آنان گستراند (13 – 14 – 16 کهف) و به وسیله آنان ثابت نمود وعده رستاخیز حق است و در پایان جهان و قیام قیامت «معاد جسمانی» شکی نیست. (21 کهف) لذا مؤمنان راستین پس از آشکار شدن حقیقت این مؤمنین ، سزاوار دانستند در کنار مدفن آنان مسجد و معبدی ساخته شود تا یاد آنها از خاطره ها نرود و به علاوه از روح پاک آنها استمداد طلبند. (3)
  • بر این مبنا هدف از بیان این داستان علم به تعداد این مؤمنان و مدّت توقفشان در غار که در آگاهی حضرت حق است ، نیست. (22 کهف) بلکه جنبه های آموزنده آن مهم است:
  1. از خلال کیفیت بیان این داستان بر لزوم تکیه بر مشیت الهی و استمداد از لطف او و گفتن « إنشاءالله» واقف می شویم. یعنی نیروی ما از نیروی لا یزال الهی و قدرت ما وابسته به قدرت اوست. (23 -22 کهف)
  2. لزوم بحث منطقی در برخورد با مخالفان درست مثل روش پیامبران (15 – 14 کهف)
  3. هجرت از محیط آلوده هر چند مملو از نعم مادی باشد و تن دادن به انواع محرومیتها (20 کهف)
  4. تقیه به معنای سازنده اش یعنی اختفای موضع واقعی در جاییکه افشاگری بی نتیجه است و حفظ نیرو برای مبارزه و ضربه زدن بر دشمن در موقع مناسب (19 کهف)
  5. عدم تفاوت در میان انسانها در مسیر الله و قرار گرفتن وزیر و چوپان و سگ پاسبان در یک مسیر (18 کهف)
  6. توجه به امدادهای شگفت آور الهی برای مردان حق «چشمان باز و بر گرداندن بدن» (18 – 17 کهف)
  7. دقت در پاکی تغذیه در سخت ترین شرایط که تأثیر در استجابت دعا و صفای قلب انسان دارد.(19کهف)

1. در چهار سوره قرآن نیکی به والدین بعد از مسأله توحید قرار گرفته (83 بقره – 151 انعام – 23 اسراء)

2. نه اینکه جوان بودند بلکه پاک، با گذشت و دارای شهادت و رشادت بودند.

3. عدم نفی این کار در زبان قرآن ردّ اعتقاد وهابیت است در توسل مکتب تشیع به قبور معصومین

رمضان معطر شده است از عطر خوش بوی یاسمن اهل بیت(ع)، از حُسن «حسن» که گام بر گستره زمین نهاده و جهانی را منور ساخته است.
فرشتگان به پای کوبی پرداخته اند و اسحار این شب ها، پیام آور نور و روشنی اند.
در نیمه رمضان، نور حق جلوه کرده است و دومین امام نور، پای بر زمین نهاده و آن را متبرک کرده است.
او امام مجتبی(ع)، سید نجیبان است و به یمن این میلاد، شیعیان علی(ع) از شادی در قالب تن نمی گنجند و شادی نوشان کوثر محبت اویند.
میلاد حسن(ع)، مهر ناامیدی بر پیشانی شب زده و راه روشن «صراط المستقیم» را به همگان نشان داده است.
اینک میلاد خجسته و شکوهمند امام برگزیده، زینت عرش الهی، فرزند جمیل پیامبر است.این عید خجسته برشما محبین اهل بیت مبارک !
حسن یعنی کسی که نوری از زهرا به تن دارد                         جهان، عشق رسول الله و او عشق حسن دارد
                         کرامت می‌کنی هر مستمندی بر درت آید                         که صاحب‌خانه مانند تو باشد، در زدن دارد

روایت شده یکی از کنیزکان امام مجتبی (ع) دسته گلی به حضرت هدیه کرد، امام (ع) به او فرمود: تو در راه خدا آزاد هستی .أنس او را به این کار نکوهش کرد . امام(ع) فرمود: «أدّبنا الله فقال تعالی: " و إذا حیّیتم بتحیّة فحیّوا بأحسن منها إنّ الله کان علی کل شیء حسیباً "وکان احسن منها اعتاقها»ما تربیت یافتگان مکتب الهی هستیم خداوند فرمود : " هرگاه به شما تحیت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن تحیت بدهید....." نیکوتر از هدیه او ،آزادی اوست.

حیاة الامام الحسن ج1 ، ص 322 – المناقب ج 4 ، ص 18 – المناقب ابن شهر آشوب ج2 ، ص 23

در یکی از احادیث قدسی خداوند عالم به حضرت موسی می فرماید: "موسی ! من حکمت را در دل خالی قرار می دهم ". حکمت در دلی که از طعام دنیوی پر باشد ، وارد نمی گردد! بخور بخور، چشم را کور می کند تا جاییکه چشم دائم دنبال خوردن است ...
یکی از حکمتهای روزه این است که ما را روز به روز از لحاظ جسمی آب کند و از لحاظ روحی بپروراند و قوی کند.
روزه روده را باریک می کند یعنی انسان کم غذا می شود ، نه اینکه پر خوری کند . انسان باید بفهمد این گرسنگی خواصی دارد و باید آنرا درک کند البته این در صورتی است که انسان بالجدّ گرسنه شود به نحوی که گرسنگی او را از خود بی خود کند در روایت امام رضا - علیه السلام - آمده : " علت روزه این است که مردم رنج گرسنگی و تشنگی را بچشند . پس فقر آخرت را بچشند و در اثر این گرسنگی و تشنگی عارف و صابر میشوند ....
چهارمین جلسه سخنان استاد شجاعی پیرامون اهمیت شب قدر:

برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

امام علی (علیه السلام):

قرآن دریایی است که تشنگان آن آبش را تمام نتوانند کشید و چشمه ای است که آبش کمی ندارد، محل برداشت آبی است که هرچه از آن برگیرند کاهش نمی یابد. منزلی است که مسافران راه آن را فراموش نخواهند کرد و نشانه هایی است که روندگان از آن غلفلت نمی کنند،کوهسار زیبایی است که از آن نمی گذرند.

نهج البلاغه-خطبه198

گزیده ای از معارف الهی جزء چهاردهم:

  • دربیان معارف الهی و در بخش اول آن یعنی عقاید و گام اول توحید ،مبحث «الوهیت» است و صفت بارز إله هم «خالقیت»؛ که می فرماید: "أفمن یَخلق کمن لا یُخلَق" (نحل 17) در سراسر قرآن و نیز در آیات پیش رو به نمونه های خلقت خداوند اشاره شده و ما به عنوان نمونه نام می بریم:
  1. از ملائکه که برای خداوند سجده می کنند وهیچ گونه تکبری ندارند (49نحل) و به فرمایش پیامبر(ص) این سجده از آغاز آفرینش آنها تا روز رستاخیز انجام می گیرد و در آن روز که سر از سجده بر می دارند، می گویند: "ما عبدناک حق معرفتک" و تأکید می شود برنفی استکبار آنان با دو صفت از آنها ؛ یکی ترس از درگاه الهی و دوم آنچه مأموریت دارند، انجام می دهند . (50 نحل) و در سوره تحریم آیه 6 هم می فرماید: " لا یعصون الله ما أمرهم و یفعلون ما یؤمرون"ساختار وجودیشان تنها بر انجام کار خیر است و گناهی از آنان صادر نمی شود.
  2. و دیگر اشاره شده به یکی از غذاهای مهم ، پر فایده ، خالص و گوارای انسان یعنی شیر و چگونگی تولید آن: شیر نتیجه جذب مواد غذایی به وسیله خون در ارتباط مستقیم خون با غدد سینه پستاندار است. ولی جالب اینکه نه بوی خاص فرث و نه رنگ مخصوص خون هیچ کدام به شیر منتقل نمی شود!!(65 نحل)
  3. و شگفت انگیزتر جریان تولید عسل است. در ماجرای برنامه زندگی زنبوران عسل و ارمغانی که آنها برای جهان انسانیت می آورند که هم غذا ست و هم شفا و هم درس زندگی، نشانه روشنی از عظمت و قدرت پروردگار (68 نحل)
  4. و نمونه دیگر انسان است و جریان خلقت او (31 – 26 حجر) پس از پایان کیفیت خلقت ، امر الهی به فرشتگان در سجده به انسان است . این امر از ناحیه آنان محقق می شود ولی شیطان که همراه ملائکه است سرپیچی می کند .
  5. البته سرانجام زندگی انسانها هم مرگ است و قبل از آن برخی به " أرذل العمر" می رسند ، سنین بالای عمر که ناتوانی و نسیان وجود انسان را فرا می گیرد و ....... (70نحل)
  • ابلیس این نافرمانی و گمراهی خود را به خداوند نسبت می دهد (39 حجر) با این نسبت شیطنت آمیز، ابلیس نخستین پایه گذار مکتب جبر می باشد ، مکتبی که بر خلاف وجدان هر انسانی است و یکی از دلایل مهم پیدایش آن تبرئه کردن گنهکاران در برابر اعمالشان.
  • سپس ابلیس از درگاه الهی فرصتی می خواهد برای گمراهی بندگان الهی تا روز رستاخیز و به او مهلت داده می شود. (38 – 36 حجر) اما بدانیم رابطه شیطان و گمراهان رابطه پیشوا و پیرو است نه اجبار کننده و اجبار شونده! (42 حجر) تسلط او بر کسانی است که وی را به سرپرستی خود برگزیده اند و آنها که نسبت به او شرک می ورزند .(100نحل) ونسبت به مخلَصین (40حجر) و آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکل می کنند این سلطه رفع شده است.(99نحل، 65 اسراء)
  • با وجود خطر شیطان خداوند بر خود هدایت و نشان دادن راه راست را بر بندگان فریضه می داند "علی الله...."(9 نحل) "إنّ علینا للهدی"(12 لیل) این راه راست در مقابل بیراهه هاست.
  • مسیر این راه با ارسال رسل وإنزال کتب بر بندگان مشخّص می شود . یکی از کتب الهی قرآن است که بیانگر همه چیز است . مایه هدایت و اسباب رحمت است و موجب بشارت برای مسلمانان(89 نحل) تحریف به آن راهی ندارد"إنا نحن نزّلنا الذکر..." (9 حجر) تغییر در آن صورت نمی پذیرد «آبه تبدیل» (101 نحل) و البته لازم است به هنگام تلاوت « از آغاز تا انجام» استعاذه صورت پذیرد. (98 نحل) به گونه ای که سبب شود انسان هنگام تلاوت از خوهای شیطانی جدا و به صفات الهی نزدیک شود، موانع فهم کلام حق از محیط فکر او دور شده و جمال دلآرای حقیقت را به درستی ببیند و نیز دچار تفسیر به رأی نگردد.
  • از آنجا که قرآن نمونه بارز یادآوری و علم و آگاهی است به آن ذکر اطلاق شده و لازم است به فرمان الهی جهت فهم درست آیات آن به اهل ذکر مراجعه کرد. «ارسال رسل» یعنی پیامبر اکرم (ص) و ائمه اهل بیت «اوصیای رسول» که از مصادیق روشن ذکرند و اولین معلمین و مفسرین قرآن کریم (44 نحل)
  • پس تعلیم پیامبرآغاز می شود. امر الهی است که این دعوت به هدایت با حکمت باشد به معنی علم ودانش و منطق و استدلال و دوم «موعظه حسنه» یعنی اندرزهای نیکو ، بُعد عاطفی بعد از بُعد عقلی مطرح است و بالاخره «مجادله أحسن» یعنی با مناظره باید ذهن افرادی را که انباشته از مطالب ناحق است، خالی نمود تا آمادگی برای پذیرش حق بیابند. (125 نحل)
  • پیامبر(ص) مانع گمراهی می شود. رفتار جاهلی با دختران «زنده به گور کردن را» نفی می کند. (58 نحل) و پیام اسلام را می رساند که : "هر کس عمل صالح انجام دهد در حالیکه مؤمن است ،خواه مرد باشد یا زن به او حیات پاکیزه می بخشیم و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام داده اند، خواهیم داد." (97 نحل)
  • و امر به عبادت است . مکتب عالی تربیت و سرچشمه حصول ملکات فاضله نفسانی (98حجر) عبادت واعمال باید رنگی الهی داشته باشند تا مصداق عند الله شده و باقی بمانند وإلاّ طبیعت زندگی این جهان مادی، فنا و نابودی است " ما عندکم ینفد و ما عندالله باقٍ"(96 نحل)
  • غیر از گروهی که ظاهراً جهت تقیه اظهار وفاداری به کفر می کنند و مسلّماً مورد عفوند، (106 نحل) کافران و مستکبران که در مقابل دعوت پیامبر مانع می شوند، هم بار گناهان خود را حمل می کنند و هم کسانی را که به خاطر جهل گمراهشان می سازند. (25 نحل) اینان که ایمان به آیات الهی ندارند دروغگویان واقعی اند. (105 نحل) در صورتیکه در تعالیم رسول خدا (ص) به راستگویی و مبارزه با دروغ فوق العاده اهمیت داده شده است. دروغ سرچشمه همه گناهان - نفاق – نابود کننده سرمایه اطمینان است و از دوستی با دروغگویان نهی شده است.
  • سینه پیامبر(ص) از تکذیب ها و استهزاهای کافران و مشرکان تنگ می شود. (97 حجر)پس امر الهی می رسد که ما شرّشان را دفع می کنیم، (95 حجر) آشکارا آنچه را مأموریت داری بیان کن! و از مشرکان روی گردان (94 حجر) به دنیا داران نگاه میفکن و بال و پرخود را برای مؤمنین فرود آر! (88حجر) و دستور دیگر اینکه در برابر لجاجت ها ،نادانی و تعصب ها ، کارشکنی و مخالفت های سر سختانه آنان ملایمت و محبت نشان بده و از گناهان آنان صرف نظر کن ." فاصفح الصفح الجمیل" (85حجر)

در اسلام جهت عکس العمل نسبت به بدیهای دیگران، دستورالعمل مرحله ای بیان شده ،

  1. ابتدا بدی را با بدی پاسخ دادن " فمن اعتدی فاعتدوا..." (194 بقره) "وإن عاقبتم فعاقبوا ..." (126 نحل) "و جزاؤ سیئةٍ سیئةٌ ...." (40 شوری)
  2. در مرحله بعد می فرماید: عفو و اصلاح بهتر است (40شوری) به دنبال خطا استحقاق معاقبه و مجازات و ملامت است. عفو، گذشت از این مجازات است. اما فراموشی و پاک کردنِ خطا نیست
  3. پس مرحله سوم صفح است. یعنی نه تنها مجازات نیست بلکه خطا محو می شود "ولیعفوا و لیصفحوا الّا تحبّون أن یغفر الله لکم " (22نور) خاصّه "صفح جمیل" پس آمرزش الهی را به دنبال دارد.
  4. و اما در نهایت می فرماید:"و إن تعفوا و تصفحوا و تغفروا فإنّ الله غفور رحیم" (14 تغابن) «غفران» یعنی روی گناه را با رحمت پوشاندن ، در مقابل بدی نیکی کردن و دشمن را تبدیل به دوست نمودن " إدفع بالتی هی أحسن فإذا الذی بینک و بینه عداوة کأنّه ولیٌ حمیم" (34 فصلت)
  • آری یأس و قنوط از رحمت الهی خاص گمراهان است (56 حجر) هر چند از مظاهر رحمت او نباید سوء استفاده نمود. پس پیامبر! آگاهشان کن که :"نبِّئ عبادی أنّی أنا الغفور الرحیم و أنّ عذابی هو العذاب الألیم" (50 – 49 حجر)
  • و موعد جهنم که فرا رسد هنگام ورود به آن هفت در قرار داده شده است. اشاره به عوامل گوناگون «گناهان» ورود به جهنم. و در مقابل امام باقر(ع) می فرماید: «بهشت هشت در دارد. هر چند درهای ورود به بدبختی و عذاب فراوان باشد، درهای وصول به سعادت و خوشبختی از آن افزونتر است . در معارف الهی انسان همیشه می بایست بین خوف و رجاء باشد. (44 حجر)
  • کافران مستحق ورود به جهنم هستند . آرزوها آنان را غافل ساخت (3 حجر) چنانکه پیامبر (ص) می فرماید: « امید مایه رحمت امت من است . اگر نور امید نبود هیچ مادری فرزند خود را شیر نمی داد و هیچ باغبانی نهالی نمی کاشت.» اما اگر همین عامل حیات و حرکت از حد بگذرد و به صورت آرزوهای دور و دراز در آید بدترین عامل انحراف و بد بختی است. آری متأسفانه کافران در قیامت آرزوی درست دارند، زمانی که چشمان حقیقت بین آنها باز می شود، آرزو می کنند ای کاش مسلمان بودند !!! (2 حجر) ولی به آنها اجازه سخن گفتن هم داده نمی شود (1) بلکه دست و پا و گوش و چشم و حتی پوست آنان گواهی می دهند و ...(84 نحل) و اما بهشتیان به طور جاودان غرق در نعمت سلامت و امنیت هستند. بدون خستگی و رنج و بدون هر گونه حسد وکینه و دشمنی ، همه برادر و بر تختها رو به روی یکدیگر قرار دارند.

1)      هیچکس جز خداوند اذن سخن گفتن ندارد.(105هود)

علت روزه گرفتن این است که تهی دست و توانگر برابر و مساوی شوند و آدم غنی رنج گرسنگی را که نمی داند متوجه شود و به همین خاطر بر تهی دست و فقیر رحم کند.
امام رضا (ع) می فرماید: یکی از علتهای وجوب روزه این است که مردم رنج گرسنگی و تشنگی را بچشند و سپس فقر اخرت را بچشد ....
حال ایا واقعاً اینگونه است؟ بعضی مواقع افطاریهای ما عجیب و غریب است! سحر هم که حتی بلغ الحلقوم می خوریم! اینکه در ماه رمضان چیزی نمی بینیم و متوجه خیرات و برکات و... آن نمی شویم به خاطر این است که شکم هایمان را پر می کنیم، در حالیکه دهان باید بسته باشد!به تعبیر بزرگان " أکل غیر ضروری ، غُل و زنجیر روح است."....
سومین جلسه سخنان استاد شجاعی پیرامون شبهای قدر:

برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

امام علی (ع):

قرآن معدن ایمان و اصل آن است.چشمه های دانش و دریای های علوم است. سرچشمه عدالت و نهرهای عدل است، پایه های اسلام و ستون محکم آن است. نهرهای جاری زلال حقیقت و سرزمین های آن است.

نهج البلاغه – خطبه 198

گزیده ای از معارف الهی جزء سیزدهم:

در داستان های قرآنی " زندگی پیامبران وخاصه حضرت یوسف (ع) " درس عبرت برای اندیشمندان است و نیز بیان موجبات سعادت و تکامل انسان ها وهدایت و رحمت برای مؤمنان (111 یوسف) لذا بیان نیکوی زندگی یوسف (ع) ادامه می یابد:

  • چنان که بیان شد رحمت الهی شامل حضرت یوسف(ع) شده (56یوسف) و پاداش تقوی و صبر حضرت ضایع نشده در همین دنیا به ایشان اعطا می گردد.(90یوسف) پس ابتدا پایان توقف چندساله در زندان است از طریق به یاد آمدن توانایی یوسف (ع) در تعبیر خواب توسط ساقی شاه البته پس از فراموشی طولانی او توسط شیطان "وادّکر بعد أمَّةٍ" (42 – 45 یوسف) و بعد از علم تعبیر خواب و اثرات مثبت آن در حکومت ؛حضرت توسط پادشاه، مخصوصِ درگاهِ او و مکین و امین معرفی می گردد. (54 – 50 – 45 یوسف) و در ادامه و به ناچار حضرت در جهت خلع ید این ظالم و طاغوت زمان و پذیرش خزانه داری یا نخست وزیری او به مدح و معرفی خویش می پردازد.(55 یوسف) و سر انجام خود به حکومت می رسد که " نرفع درجات من نشاء" (76 یوسف)
  • در ورود دوباره برادران یوسف (ع) به مصر توصیه حضرت یعقوب (ع) است به ورود فرزندان از درهای مختلفِ ورودی شهر ، تا آسیبی متوجه آنان نگردد . هر چند آموزه حضرت به آنان توکّل بر خداوند است (67 یوسف) و اینکه خداوند حافظ آنان و مهربانترین است (64 یوسف) و مأمورانی را هم برای این امر اختصاص داده است.(11 رعد)
  • در ادامه داستان ، الهام الهی به یوسف (ع) است در حفظ برادر کوچک " فوق کل ذی علم علیم" (76 یوسف) و نیز پایان بخشیدن به دوری از همه برادران که در اثر تلاش و وسوسه شیطان "نزغ" (101 یوسف) صورت گرفته بود. پس ندای "إنکم لسارقون" (70 یوسف) توسط کارگزاران یوسف (ع) در حقیقت " توریه " بود چرا که این برادران در گذشته ، حضرت را از پدرش یعقوب(ع) دزدیده بودند.
  • حفظ پیمان مؤکد الهی « سوگند و قسم» برادران یوسف (ع) در محضر پدر جهت حفظ برادر کوچک خارج از قدرت و اراده طبیعی آنان بود. (66یوسف) چرا که درباره موارد سوگند به خداوند و اجرای آن باید متعهد بود. (225 -224 بقره، 89 مائده ، 94 – 91 نحل)
  • در مجازاتها شناخت گنهکار و تنبیه او باید بر اساس عدالت باشد (79 یوسف) و یوسف(ع) چنین نمود.
  • انعکاس رفتار حضرت یعقوب (ع) در برابر رفتارها ی منفی فرزندان درباره حضرت یوسف(ع) و برادر کوچکش در حالیکه از گریه چشمانش سفید شده ، فرو بردن خشم است (84 یوسف) و غم و اندوه ها را به در گاه خدا می برد. (86 یوسف) و یوسف(ع) هم چنین است . او نه تنها خشم را فرو می برد (77 یوسف) بلکه بالاتر، از لطف و محبت مادی "مسّنا و أهلنا الضر ..." (88 یوسف) و معنوی ، سیرابشان می سازد . آری او به سرعت و بدون دریافت حال شرمندگی بیشتر در برادران ، آنان را مورد عفو و بخشش قرار می دهد. (92 یوسف)
  • سپس حمایت وسیع پروردگار و الطاف خفیّه او به یاری یوسف(ع) و خانواده اش می شتابد. پیراهن یوسف (ع) به دستور حضرت جهت بینایی پدر به سوی او به ارمغان می رود. (93یوسف) همان پیراهن حادثه ساز که یک روز برادران را در پیشگاه پدر به خاطر پاره نبودن رسوا می کند و روز دیگر همسر هوسران عزیز مصر را به خاطر پاره بودن ، اینک نور آفرین دیده های بی فروغ یعقوب (ع) می شود و بوی این پیراهن در راه رسیدن به مشام یعقوب می رسد (94 یوسف) چرا که بر طبق بعضی روایات این پیراهن ، پیراهن معمولی نبود؛ بلکه پیراهنی بهشتی بود که از ابراهیم خلیل(ع) در خاندان یعقوب به یادگار مانده و یعقوب(ع) که شامّه بهشتی دارد بوی آن را از دور احساس می نماید و وقتی بر صورت حضرت افکنده می شود ناگهان حضرت بینا می گردد. (97 یوسف)
  • در اینجا برادران یوسف(ع) به فکر اصلاح و جبران گناه خود افتاده، با توسل به پدر راه رسیدن به لطف پروردگار را می جویند " یا أبانا إستغفر لنا"(97 یوسف) و چون توسل به اولیای الهی و شفاعت آنان منافاتی با توحید ندارد و امری جایز است لذا قرآن از زبان یعقوب(ع) پذیرای درخواست آنان است ولی تقاضا را به سحرگاهان شب جمعه که مصادف با روز عاشورا بود و وقت مناسبتر برای اجابت دعا و پذیرش توبه ، به تأخیر می اندازد. (98 یوسف)
  • آموزش دیگر حضرت یعقوب (ع) به فرزندان ، آموزش امید است و دوری از یأس ، یعنی ناامیدی از رحمت الهی که نشان کفر است. (87 یوسف) چرا که رحمت الهی در پایان داستان یوسف(ع) به اوج خود می رسد و آن دیدار حضرت یوسف(ع) با پدر و مادر و خانواده است. عظمت این نعمت الهی و عمق این موهبت و لطف پروردگار آنچنان برادران و پدر ومادر را تحت تأثیر قرار می دهد که به عنوان اطاعت پروردگار و تحیّت و احترام به یوسف(ع) به سجده در می آیند(100یوسف)

یوسف(ع) پدر ومادر خود را بر تخت می نشاند و می فرماید : پدر! این تحقق خوابی است که قبلاً دیده بودم . خداوند آن را به حقیقت در آورد. (4یوسف، 100یوسف)

  • آری از هر چیزی که از خداوند خواستید به شما داد و اگر نعم الهی را بشمارید هرگز آن را شماره نتوانید کرد. (34 ابراهیم، 18 نحل، 109 کهف،27 لقمان)
  • اما لازم است یادآوری ایام الله ، یعنی روزهای سرنوشت ساز و مهم زندگی انسانها و اینکه یک نعمت بزرگ الهی شامل حال قوم و ملتی شایسته شده و یا یک مجازات بزرگ و دردناک الهی دامنگیر ملتی سرکش و طغیانگر گردیده است. (5 ابراهیم)
  • و مسلم است که در صورت شکرگزاری، خداوند نعم خود را بر ما افزون خواهد نمود (7 ابراهیم) و حقیقت شکر هم تنها ذکر "الحمد لله" نیست بلکه ابتدا توجه و ایمان و آگاهی نسبت به بخشنده ی نعمت، سپس مرحله زبان و بالاتر از این دو، مرحله عمل است. یعنی هر نعمتی را در مورد خودش مصرف نماییم و یا به فرمایش امام صادق(ع)" شکر نعمت آن است که از گناهان پرهیز شود."
  • و در حقیقت یاد خدا چنین است : حقیقت ذکر که سبب اطمینان و آرامش دلهای مؤمنان است؛ آن است که آنان با تمام قلب متوجه خدا و عظمت و علم و آگاهی و حاضر و ناظر بودنش هستند و این توجه مبدأ حرکت و فعالیت به سوی نیکی ها و مانع و سدّ محکمی در برابر گناهان است. (28 رعد)
  • در حقیقت این راه راستی است همراه با بصیرت! راه پیامبر (ص) و پیروان حضرت "أنا و من اتّبعنی" (108 یوسف) و تبعیت بالاتر از اطاعت است. که ابراهیم فرمود: "فمن تبعنی فإنه منّی" (36 ابراهیم) و این تبعیت پیروان پیامبر (ص) را به پیوند با اهل بیت حضرتش سوق می دهد « توصیف اولوا الالباب» (21 رعد)
  • تشبیه خداوند درباره این راه راست و نقطه مقابل آن به حق و باطل است که می فرماید: حق مانند آب یا فلز خالص است که در زمین و یا در کوره باقی می ماند اما باطل مانند کف روی آب یا کف حاصل از گداختن فلزات در کوره ها، رفتنی است (17 رعد) ویا تشبیه به شجره طیّبه و خبیثه است. (27 – 24 ابراهیم)
  • نتیجه مسیر حق برای رهروان آن بهشت است به همراه پدران و همسران و فرزندان صالح و فرشتگانی که از هر دری بر آنان وارد شده و می گویند: " سلامٌ علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار"(23 رعد)
  • و در نقطه مقابل در مسیر باطل ، «کفار» اعمالشان هم چون خاکستر در برابر تند باد و در یک روز طوفانی نابود شدنی است (18 ابراهیم) و در جایگاه عذاب الهی هم مورد تمسخر شیطان که "فلا تلومونی و لوموا أنفسکم"! (22ابراهیم) آری این نتیجه کفران نعم الهی است (7 ابراهیم) و البته این اراده و خواست ملتها و تغییرات درونی آنهاست که آنان را مستحق لطف یا مستوجب عذاب خداوند می سازد. (11 رعد ) بدانیم در علم الهی نسبت به چنین موارد و سایر حوادث جهان و تحقق موجودات ، مرحله ای غیر قطعی یا مشروط است به عبارت دیگر مرحله ای است که دگرگونی در آن راه دارد و از آن تعبیر به مرحله " محو و اثبات" می شود یا لوح محو و اثبات و " بداء" هم که یک نوع نسخ در امور تکوینی است در این مرحله حاصل می شود و اما در مرحله دیگر قطعیت است که هیچگونه دگرگونی در آن راه ندارد و از آن به " ام الکتاب" یا لوح محفوظ تعبیر می گردد . (39 رعد) لذا امام سجاد (ع) می فرماید: که اگر این آیه در قران نبود من از حوادث گذشته و آینده تا روز قیامت به شما خبر می دادم.

1) همچون معرفی و مدح حضرت علی(ع) در خطبه شقشقیه جهت آگاهی مردم ناآگاه و بی خبر از مقام حضرت و بی خبر از حکمت الهی در چنین انتخابهایی همچون گزینش طالوت (247 بقره)

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 67

پیامبر اکرم (ص):

کُلُّ ما صَنَعتَ إلى أهلِکَ فَهُوَ صَدَقَةٌ عَلَیهِم .

هر آنچه [ از نیکى] به خانواده ات مى کنى ، آن ، صدقه اى است که به ایشان مى دهى .

صحیح ابن حبّان : ج ١٠

بایگانی