مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

رابطه وجودی ما و اهل بیت «علیهم‌السلام»
اهل بیت اصل و حقیقت ما بوده و رابطه ما با آنها یک رابطه وجودى است. آنها همان روح خداوند هستند که در همه انسان‏ها پرتو و تجلّى دارند و همه ما ذاتاً سهمى از وجودمان از سنخ وجود آن‏ها و تابش و تجلّى آن‏هاست. در زیارت جامعه کبیره مى‏ خوانیم:
«اَرْواحُکُمْ فِى الاَرْواحِ وَ اَنْفُسُکُمْ فِى النُّفُوسِ؛ روح‏هاى شما در روح‏ها و جان‏هاى شما در جان‏هاست.»
نسبت آن‏ها به ما از نسبت پدر و مادر به ما بسیار نزدیک‏تر و شدیدتر و قوى‏ تر است. والدین ما اصل و ریشه جسمانى و بُعد حیوانى و مادّى و دنیایى ما هستند، در حالى که آنها اصل، حقیقت روح، ذات ما، ریشه بُعد انسانى، الهى و ابدى ما هستند و به همین دلیل پس از خداوند از همه کس حتى از والدین و تمام عزیزان ما، در دنیا براى ما عزیزتر و مهم‏تر هستند. آنها اصل، والدین قدسى و آسمانى ما هستند که واسطه عشق ما به خداوند و رساننده ما به حق تعالى می‌باشند. معصومین‏ کسانى‏ هستند که بدون توسل به آنها و بدون شروع از آنها پیوند ما و اتصال حقیقى ما با خداوند محال است. چنان که در زیارت جامعه کبیره این حقیقت را این‌گونه مى‏ خوانیم:
«مَنْ اَرادَ اللَّهَ بَدَءَ بِکُمْ؛ هر کسى که اراده رسیدن به خدا را کرد، از شما شروع مى ‏کند.»
یتیم حقیقى کسی نیست که از پدر و مادر جسمانى‏اش جدا بیفتد، بلکه یتیم حقیقى آن است که از حقیقت روحش و وطن جانش دور بیفتد. به همین دلیل در فرهنگ دینى ما به کسانى که از پیامبر و آل ایشان دور افتاده ‏اند و فاصله پیدا کرده ‏اند، لفظ «یتیم» اطلاق شده است.
 اهل بیت «علیهم‌السلام» پدران حقیقی ما هستند
امام عسکرى«علیه‌السلام»مى ‏فرمایند:
«سخت‏ تر از یتیمیِ کسى که پدر خود را از دست داده است، یتیمی کسی است که از امام خود جدا و محروم است و نمى ‏تواند به او دسترسى پیدا کند و نمى‏ داند که وظیفه ‏اش در احکام دینى مورد ابتلاى او چیست. بدانید، هر کسى او را هدایت و راهنمایى کند و آیین ما را به او بیاموزد، در پیشگاه خداوند همراه ما و در جایگاه ماست.»
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) خطاب به امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»چنین مى ‏فرمایند:
«یا عَلِىُّ اَ نَا وَ اَنْتَ اَبَوا هذِهِ الْاُمَّةِ وَ مِنْ حُقُوقِ الاْباءِ وَ الْاُمَّهاتِ اَنْ یَتَرَحَّمُوا عَلَیْهِمْ فِى الْاُوقاتِ لِیَکُونَ فیهِمْ اَداءُ حُقُوقِهِمْ؛ اى على! من و تو پدران این امّت هستیم و از حقوق پدران و مادران بر فرزندان این است که در اوقات مقتضى بر پدر و مادرشان رحمت آوردند تا اداى حقوقشان نموده باشند.»
طبق این فرمایش زمانى خواهد رسید که بر همه امّت واجب است که همه رحمت خود را متوجه پدران معنوى خود نمایند و به اداى حقوق و وظیفه‏ اى که به عنوان فرزند بر عهده ‏شان گذاشته شده، بپردازند. ولى افسوس که امّت اسلامى هیچ‏گاه به آن اوقات توجه نکرد و پس از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) اهل بیت عزیز یکى پس از دیگرى در برابر بى ‏توجهى و قساوت مردم به شهادت رسیدند و جز عدّه ‏اى اندک، هیچ کس به وظیفه فرزندى خود، عمل نکرد.
بزرگ‏ترین مصیبتی که پس از رحلت پیامبرمکرم اسلام (‏صلى الله علیه و آله و سلم)، اتفاق افتاد که هنوز بشریت در حال پرداختن تاوان آن و چشیدن آثار این مصیبت است، حذف خاندان رسالت و اهل بیت از رهبرى و هدایت کامل مردم بود. با حذف آن‏ها بشریت دچار بزرگ‏ترین خسران و مصیبت شد؛ چرا که جریان هدایت انسان‏ها به طور کلان و فراگیر از دست رهبران متخصّص و معصوم الهى خارج شد و به دست افراد جاهل و جاه‏طلب افتاد که روند آن، متأسفانه تاکنون ادامه داشته و دارد.
سؤال و دغدغه اصلى و مهم این است که در حال حاضر ما با پدر حقیقى و مظلوممان چه مى‏ کنیم؟ آیا به وظیفه فرزندى که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) از ما انتظار دارند، عمل مى‏ کنیم؟!
ادامه دارد....

" اللّهم عجّل لولیک الفرج "

ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم ؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم . باید وبه ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد همراه خود ببرد . (در محضر بهجت1/311),23
اصل اصالت‌ تخصص
اصل اساسى و فطرى پذیرفته شده در بین همه انسان‏ها، تبعیت محض و بى‏چون و چرا از متخصّص در هر کارى است. همه انسان‏ها فطرتاً و عقلاً به این قانون الهى مجهز هستند که در هر کارى که خود درباره آن، آگاهى و تخصّصى ندارند، به سراغ متخصّص آن کار مى ‏روند، کوتاهى در شناخت متخصّص و راه اصلى و حقیقى موجب هلاکت و بدبختى انسان خواهد بود.
متخصص کیست؟
حال باید دید که خداوند چگونه انسان را هدایت نموده و اطلاعات مربوط به پیمودن مسیر دنیا تا آخرت (ابدیت) را چگونه در اختیار وى قرار داده است؟ خداوند بزرگ و مهربان هدایت خود را از طریق انسان‏هاى برگزیده ‏اى که داراى علم الهى لازم براى هدایت بشر و عصمت هستند، انجام داده است. نبود رهبران متخصّص و معصوم و دینى قابل اعتماد و شفاف، خلاف حکمت خداوند و هدف خلقت انسان است؛ یعنى بدون وجود رهبر و دین قابل اعتماد، نظام خلقت انسان پوچ و بیهوده است و خداوند از چنین خلقتى و چنین کارى منزه و مبرّاست. با توجه به این حق مسلم انسان، خداوند در تمام تاریخ حیات او بر روى زمین، همیشه رهبرانى معصوم و متخصّص در اختیار او قرار داده است تا هیچ کس حجّتى برخدا نداشته باشد.
قرآن درباره این حقیقت که هر انسان و قومى نیاز به راهنماى لایقی دارد و این امر را فقط و فقط باید خداوند تأمین کند، چنین مى‏ فرماید:
«انَّما اَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ؛ همانا تو فقط بیم‏ دهنده‏ اى و براى هر مردمى رهبرى است.»
امام باقر«علیه‌السلام»درباره این آیه مى‏ فرمایند:
«رَسُولُ اللَّهِ الْمُنْذِرُ وَ لِکُلِّ زَمانٍ هادٍ یَهْدیهِمْ اِلى ما جاءَ بِه نَبِىُّ اللَّهِ ثُمَّ الْهُداةُ مِنْ بَعْدِه عَلِىٌّ ثُمَّ الْاوصِیاءُ واحِدٌ بَعْدَ واحِدٍ؛ رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم )بیم دهنده است و در هر دورانى از ما رهبرى است که مردم را بر آن چه که پیامبر خدا آورده رهبرى کند، سپس رهبران پس از وى، على«علیه‌السلام»و اوصیاى پس از او هستند یکى پس از دیگرى.»
ضرورت شناخت اهل بیت «علیه‌السلام»
بدون شناخت اهل بیت‏ امکان برقرارى یک ارتباط صحیح بین ما و آن‏ها وجود ندارد و بدون برقرارى یک ارتباط صحیح هرگز نمى ‏توان راه راست و طریق خوشبختى را که باید مبتنى بر تخصص ‏هاى هفت‏گانه باشد، پیمود.
ضرورت شناخت امام زمان و پیوند با او به دلیل اهمیت حیاتى و غیر قابل انکارى است که شناخت امام و به خصوص امام زمان «علیه‌السلام» یعنى رهبر و الگوى زمان و تنها عامل پیوند ما با خداوند و آسمان دارد، پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اِمامَ زَمانِه ماتَ میتَةً جاهِلِیَّةً؛ هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.»
نشناختن امام زمانِ خود، به معنى عدم ارتباط با امام است و این یعنى قطع پیوند هدایت با خداوند، که همان مرگ جاهلیت و خروج از دین و گمراهى است.
خوشبختی یا بدبختی هر کس در گرو شخصیت امام اوست . قرآن کریم سرنوشت انسان‏ها و خوشبختى یا بدبختى آن‏ها را درگرو نوع ارتباطشان با امام زمانشان مى‏ داند و چنین مى‏ فرماید:
«یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ اُناسٍ بِاِمامِهِمْ؛ روزى که هر قومى را با امامشان دعوت مى‏ کنیم.»
امام باقر«علیه‌السلام»درباره این آیه مى‏ فرمایند:
«در آن روز رسول خدا و حضرت امیر و حسن بن على و حسین بن على‏ با قوم خود مى ‏آیند و هر کس که در عصر هر امامى از دنیا رفته، آن روز با آن امام محشور مى‏ شود.»
آرى، هر کس روز قیامت با امام زمان خودش محشور مى‏ شود تا در محکمه عدل الهى پاسخگوى این سؤال باشد که با امام زمانى که خداوند او را منصوب کرده است و شناخت او، ارتباط و پیوند با او و تبعیت از او بر شما واجب شده، چه کردید؟
رهبر یعنى کسى که انسان عملاً و از صمیم قلب حاکمیت او را مى‏ پذیرد و اندیشه و دستورش را اجرا مى‏ کند. پس کسى که ادعا مى ‏کند، حضرت مهدى «علیه‌السلام» امام اوست، ولى در اعمال و رفتار و تصمیم‏ گیرى‏ و اندیشه‏ اش از شخصیت‏هاى فاسد و منفور امام زمان«علیه‌السلام» و کسانى که هیچ سنخیتى با حضرت ندارند، پیروى کند و آنها را الگوى خود قرار دهد، خود را فریب داده، زیرا امام واقعى هر کسى الگوى عملى اوست، نه امام ادعایى و شعارى او.
ادامه دارد...

" اللّهم عجّل لولیک الفرج "

امام زمان کیست؟ کجاست؟ چه نسبتی بین ما و ایشان برقرار است؟

چرا در غیبت به سر می‌برند؟ چرا از او محروم هستیم؟

ما چه نقشی در غیبت او داریم؟

چرا امام علی ایشان را در بین شیعیان، آواره، طرد شده و تنهای تنها می‌داند؟

ما برای رفع مظلومیت و آوارگی و غربت ایشان چه باید کنیم؟

کوتاهی در حق ایشان چه آثار و خطراتی دارد؟ و...

پاسخ این سؤالات مهم و کلیدی و ده‌ها سؤال دیگر را در این نوشته‌ی کوتاه مطالعه فرمایید.

حقیقت انسان

انسان هر چند در بُعد طبیعى و دنیایى‏اش داراى ابعاد جمادى، گیاهى و حیوانى است، اما حقیقت او و کمالات او به عنوان یک انسان که مى‏ تواند مظهر خدا و خلیفه او باشد، از سنخ کمالات جمادى، از قبیل وزن، حجم، بدن، رنگ، بو و کمالات گیاهى از قبیل رشد، تغذیه، قدرت بدنى و... نیست. هم‌چنین انسانیت او به غرایز و عواطف حیوانى از قبیل انواع شهوات حیوانى، تشکیل خانواده و تشکیل اجتماع و طى مدارج اعتبارى در اجتماع، کار، تفریح، مسکن‌ گزینى و... نمى‏باشد، بلکه حقیقت او و کمالات او غیر از این کمالات است.

خداوند انسان را اشرف مخلوقات قرار داد و به فرشته‏ ها امر کرد تا بر او سجده کنند و آنها را خادم او قرار داد. در عظمت مقام انسان همین بس که خداوند از روح خود، در او دمیده و حقیقت او را همان روح الهى قرار داده است و او را خلیفه خود در زمین و مظهر تمامى اسماء و صفات خود گردانید ؛ یعنى به انسان وجود نامحدودى عطا کرده که مى‏ تواند تمامى اسماء و صفات خداوند را - که نامحدود است - در خود، جلوه‏ گر‌کند.

در نتیجه، حقیقت انسان یک حقیقت فوق طبیعى و غیر دنیایى است که از عوالم فوق طبیعت به جسم و کالبد او تعلق گرفته است. وجود فوق طبیعى و الهى انسان، پس از اقامت موقّت در زمین، به سوى اصل و حقیقت خود، یعنى جایگاه روح الهى بازگشت صعودى دارد. (اِنَّا لِلَّهِ وَ اِنَّا اِلَیْهِ راجِعُونَ؛ ما از خداییم و به سوى او باز مى‏ گردیم.)

لذا حرکت در این مسیر و رسیدن به جوار رحمت الهی با شناخت و معرفت امکان پذیر است.

امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» مى ‏فرمایند:

«رَحِمَ اللَّهُ امْرِءاً عَلِمَ مِنْ اَیْنَ وَ فى اَیْنَ وَ اِلى اَیْنَ؛ خدا رحمت کند کسى را که بداند از کجا آمده، درکجا هست و به کجا مى‏ رود.»

امّا سؤالی که به ذهن خطور می‌کند این است که انسان چگونه مى ‏تواند به این سه مرحله، علم پیدا کند؟

دو مرحله «من أین» (از کجا آمده) و «إلی أین» (به کجا می‌رود) مربوط به ماوراى طبیعت است که علم آن در اختیار معصومین می‌باشد و مرحله «فی أین» (در کجا هست) مربوط به عالم طبیعت است که شناخت آن به پنج مرحله مهم به شرح ذیل، تقسیم می‌شود:

1 ـ شناخت جسم انسان

2 ـ شناخت روح انسان

3 ـ شناخت رابطه جسم و روح و تأثیر متقابل آن‏ها بر یکدیگر

4 ـ شناخت عالم طبیعت بدون انسان؛

5 ـ شناخت رابطه طبیعت با انسان (یعنى مجموع روح و بدن او) و کیفیت تأثیر متقابل آنها بر یکدیگر.

هر مکتبى که بخواهد همه مصالح بشر را تأمین و تضمین کند و او را به خوشبختى برساند، باید مبتنى بر شناخت انسان در دو مرحله فوق طبیعى و شناخت‏هاى پنج‏گانه مربوط به عالم طبیعت باشد.

اگر مجموعه دانش بشرى درباره پنج مرحله طبیعت و نیز در مرحله ماورای طبیعت را ملاحظه کنیم، خواهیم دید که بشر با همه پیشرفت‏ هایى که داشته، به دانش اندکى از هر یک از این علوم پنج‏گانه رسیده است. از دانشمندان علوم مرتبط به این پنج مرحله طبیعت هیچ کس چنین ادعایى نکرده است که به تمام دانستنى ‏ها دست یافته، بلکه به عکس بسیارى از دانشمندان بزرگ در هر یک از این رشته‏ هاى پنج‏گانه به عجز و اندکى دانش خود در برابر همه آن چه که باید و مى‏ خواهند بدانند، اعتراف کرده اند.

با این وصف، پس چه کسى این علوم را در اختیار بشر قرار مى‏ دهد و اساساً به سراغ چه کسى باید رفت؟

پاسخ بسیار روشن و بدیهى است. باید به سراغ کسى رفت که انسان را با تمام ابعاد وجودی‌اش و براى رسیدن به هدفى بس بزرگ و عالى خلق کرده و تمام سه مرحله عالم وجود را ایجاد نموده است. آرى باید به سراغ خداوند علیم و حکیم رفت، چرا که غیر از او هیچ‌کس این سه مرحله را به طور کامل نمى‏ شناسد.

ادامه دارد...

" اللّهم عجّل لولیک الفرج "

آری باور کنیم همه و همه در آن محضریم و آن پیشوای مهربان از ما به ما نزدیک تر است.

"دوست نزدیک تر از من به من است                                وین عجب بیـــــــــــن که من از وی دورم"

یقین داشته باشیم که امام عصر(عج) ما را از خود ما بهتر می شناسد هر عملی که از ما سر می زند در معرض نگاه اوست،هر سخنی که بر زبان جاری می سازیم، پیش از آنکه خود بشنویم به سمع مبارک حضرت او می رسد.

 مگر پدران بزرگوارش نفرمودند که:"اگر لبانتان را در خانه هاتان تکان دهید منظورتان را می فهمیم"؟

چگونه است که معتقدیم صحیفه ی اعمالمان هر هفته به آن عزیز عرضه می شود و ما را می بیند؟امّا این باور ما را از ارتکاب لغزش ها باز نمی دارد؟

شما را به خدا سوگند! اگر کودکی شاهد اعمال ما باشد آیا در نوع رفتار و کردارمان پروا نمی کنیم و حتّی تغییر نمی دهیم؟

این چه جسارتی است که در محضر شاهد و ناظر الهی از خود نشان می دهیم؟

ما او را نمیبینیم و نمی شناسیم امّا او که ما را می بیند و می شناسد و بر اعمال و احوال ما اِشراف دارد.

راستی اگر به حضور امام زمان(عج) در این دنیا یقین پیدا کنیم و در همه ی آنات،خود را در حضور او ببینیم و وی را آگاه بر اعمالمان بدانیم آیا باز هم قصور و کوتاهی و لغزش خواهیم داشت؟

یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشیم                                     شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم

باور کنیم هر فضیلت و کمال و نعمتی که در عالم هست، به میمنت ولی الله الاعظم اروحنا فداه است چه او واسطه ی فیض است در عالم وجود.

باری شیطان در کمین شیعیان آخرالزّمان نشسته است تا آنها را نیز چون آدم و حوّا از بهشت براند مبادا به کید ابلیس ما را از بهشت امامت برانند!

بیایید امام زمانمان را تنها نگذاریم!

نکند ندای‌ "هَل مَن مُعین " امام زمان أروحنا فداه ،در کربلای غربت و غیبت او بی‌لبیک بماند !

مبادا هلهله ی‌ اهل کوفه صدای‌غربت حجة بن الحسن (ع) را به گوش ما نرساند !

نکند قربة الی الله ، بقیة الله را تنها رها کنیم...!

خوشا به حال آنان که هم اینک نیز در محضر خورشیدند!

 میان ما مهجوران و آن حجّت خدا امّا،جز نفسانیت حجابی نیست.آری‌، ابرهای تیره‌ی غفلت و معصیت است که خورشید جمالش را از تیررس نگاه ما پنهان داشته است. ضمیر جهانیان به نزدیکی‌ظهور گواهی می‌دهد.

نکند از ما پیشی بگیرند !

نکند فطرت های پاک و عدالت طلب جهان در استقبال از موعود و بیعت با امام عصر أروحنا فداه از ما پیش افتند !

هفتاد و دو تن شهیدان کربلا را- که‌"هَل مَن ناصِر یَنصُرنی‌" مولایشان را لیبّک گفتند و ثابت قدم ایستادند - نگاه کنید چه حسرتی‌ بر دل عالم  و آدم گذاشته اند !!

اما هنوز فرصت باقی‌است.باید برای یاری امام عصر و قرار گرفتن در ردیف انصار آن حضرت شتاب کرد.خواه ناخواه و به یقین ، یاران و انصار او گلچین خواهند شد.

بیایید امام زمان خود را دوباره بشناسیم !

سعادت واقعی و دین داری‌ حقیقی تنها و تنها از مسیر معرفت اهل بیت پیامبر(ص) و انجام دستورات آنان حاصل می‌شود تا آنجایی که اگر کسی عمل هفتادهزار پیغمبر را داشته باشد اما ولایت امیرالمؤمنین(ع) و اولاد طاهرینش را نداشته باشد هیچ عملی‌از او پذیرفته نخواهد شد.

در این میان بر معرفت، نسبت به امام هر زمان به عنوان راه رهایی از مرگ جاهلی تأکید شده است و حدیث متواتر و مشهور"هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلی از دنیا رفته است." ناظر بر این معناست.

معرفت امام عصرأروحنا فداه دانستن نام و نسب و تاریخ و مکان ولادت ایشان نیست- گرچه در این وادی عقل ها سرگردان و اندیشمندان متحیرند- همگان متکلف شده‌اند به قدر وُسع در مسیر معرفت و محبّت و اطاعت از امام زمان خویش گام بردارند.

گرچه وصالش نه به کوشش دهند                                    آن قدر ای ‌دل که توانی ،‌بکوش

" اللهم عَرفنی نَفسَکَ..."... بیایید از الف بای‌ امامت آغاز کنیم !

" اللّهم عجّل لولیک الفرج "

برگرفته از کتاب آشتی با امام عصر

صد ها سال است که در انتظار صدور فرمان فرج از ناحیه ی حضرت حق روزها و شب ها را سپری کرده ای عجب صبری خدا دارد و عجب صبری به حجت خود داده است.
هر ساله میلیون ها نفر به پابوس سلطان ارض طوس مشرف می شوند خوشا به حالشان.
به یقین قلب مقدس تو از این ابراز علاقه و محبت شیعیان به اجداد طاهرین ات راضی و خشنود می گردد؛ اما ای کاش زائران حضرت علی بن موسی الرضا (ع) می دانستند که آن امام غریب ده ها سال پیش از تولد تو برای ظهورت دعا می کرد و در قنوت نمازش از خداوند می خواست که در زمره ی اصحابت قرار گیرد.با شنیدن نام زیبایت و به احترام تو از جای بر می خواست و دودست خویش را بر سر می نهاد و اطرافیان خویش را نیز همه به دعا برایت توصیه می فرمود.
اگر زائران حرم رضوی میدانستند که امام هشتم(ع) هم اینک داغدار غربت توست حداقل کنار ضریح و زیر گنبد طلای امام رضا(ع) که دعا مستجاب است برای شادی خاطر آقا علی بن موسی الرضا(ع) هم که شده برای فرج و ظهور تو دعا می کردند.
زمانی که کم سن و سالتر بودم هرگاه به این روایت از امام جواد(ع) بر می خوردم که:

" حضرت مهدی(ع) پس از آنکه نامش فراموش شد و بیشتر معتقدان به اماممتش از عقیده ی خود برگشتند قیام می کند "
با تعجب از خود می پرسیدم مگر ممکن است معتقدان به امامت حضرت ولی عصر(ع) از ایشان روی گردان شوند؟ آن هم اکثریت آنها! حالا به خوبی می فهمم که ارتداد فقط به این معنا نیست که کسی بلندگو دست بگیرد و با صدای بلند شما را انکار کند و یا قلم به دست گرفته و علیه شما کتاب و مقاله بنویسد همین که تو را به فراموشی سپرده ایم ؛همین که غیبت برایمان عادی شده است ؛همین که دست روی دست گذاشته ، برای ظهورت دعا نمی کنیم ؛همین که به توصیه ها و پیام هایت وقعی نمی نهیم ؛همین که خود را در محضر شما نمی بینیم...خود مصداق روشنی از این حدیث نورانی است.
ای کاش بشر از لجاجت و خیره سری در برار آفریدگار مهربان خویش و حجت های او دست بر می داشت.ای کاش  می فهمیدیم که آن شمشیر زهرآلود که در محراب مسجد کوفه بر فرق مبارک اول مظلوم عالم فرود آمد عدالت را دو شقه کرد و این عدالت بود که در خون غلتید و این عدالت بود که با امیرالمؤمنین دفن شد و تنها حضرت مهدی(ع) است که عدالت را زنده خواهد کرد.
هنوز دیر نشده است فرصت همچنان باقی است بیاییم همه با هم برای ظهور موعود جهانیان دست به دعا برداریم.

در روایات مرتبط با "ظهور امام عصر" اروحنا فداه آمده است:

" آن هنگامی که برای امام یارانی به تعداد اهل بدر 313 تن گرد هم آیند بر آن حضرت قیام و تغییر واجب است"

آیا در حال حاضر در میان جمعیت بیش از شش میلیارد نفری کره ی زمین سی صد و سیزده نفر واجد شرایط فوق یافت نمی شوند؟

به راستی درطول این هزار یک صد و شصت و هشت سالی که از شروع غیبت می گذرد نبایستی حداقل در این مقطع از تاریخ شیعه گروهی از شیعیان به فکر چاره می افتادند و با عزم راسخ در خود ، ظهور مبارک امام عصر(عج) را زمینه سازی می کردند تا این که عمر دوران غیبت به این درازا نمی کشید و دوازده قرن غربت آن امام عزیزتر از جان به پایان می رسید و روزگار مردم دنیا و به ویژه شیعیان این نبود که اکنون شاهد آنیم؟

شایسته است هر یک از ما به تفکر و تامل راجع به این حقیقت تلخ پرداخته از خویشتن بپرسیم:

نقش من در طولانی شدن غیبت امام زمان(عج) یا به عکس نزدیک شدن ظهور آن بزرگوار چیست؟

مولای من چه انتظاری از من دارد؟

چگونه می توانم امام زمان خویش را در این عصر و زمانه یاری کنم؟

در شرمساری ما همین بس که امام زمانمان همواره به یاد ماست و ما از این وجود مقدّس غافل ایم.ما آن چنان که باید چشم براه ظهور آن راهبر آسمانی نبوده و نیستیم و در توسّلات به ایشان نیز در اغلب اوقات فقط به دنبال رفع حاجات و حلّ مشکلات شخصی خویش هستیم ولی،آن بزرگوار،چشم انتظار بیداری ما از خواب غفلت است.

آیا وقت آن نرسیده که باور کنیم پیشوای نجات بخش ما زنده است؟

آیا هنگام آن نرسیده که خود باور کنیم و این باور را به دیگران عرضه بداریم که چاره ای جز پناه بردن به آستان مبارک محبوب نداریم؟

"سر ارادت ما  آستان حضرت دوست       که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست"

" اللّهم عجّل لولیک الفرج "

ادامه دارد...

امام عصر (عج) از طریق محمد ابن عثمان دومین وکیل خویش در زمان غیبت صغری خطاب به همه ی شیعیان فرمودند :

برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید که همانا فرج و گشایش شما در ان است.

در این سخن دو نکته ی مهم وجود دارد :

1.کثرت دعا یعنی به دعای کم و در زمان محدود اکتفا نشود.آری منتظران واقعی حضرتش از چشم انتظاری ملول نمی شوند و هرگز از تمنای فرج خسته نمی گردند.

2.فرج و گشایش در همه ی امور ما (دنیوی و اخروی) تنها و تنها به فرج و ظهور امام (عج) وابسته است.

در کتاب شریف مکیال المکارم آمده است :

یکی از زنان با ایمان و پارسا در هنگام تسلط کفار بر کشور اسلامی و غم و ناراحتی شدید مرد بزرگی را در عالم رویا دید که فرمود : اگر مؤمن پس از نمازهایش به همان طور که وقتی خود مریض می شود یا به گرفتاری دیگری دچار می آید برای رفع گرفتاری خود به دعا کردن به جد رو می آورد در دعا برای فرج مولایش مواظبت و مداومت کند آنسان که فراق امام زمان (عج) باعث غم و ناراحتی او شده و قلبش را شکسته و احوالش را پریشان کرده باشد چنین دعایی در این حال یکی از این دو امر را موجب می شود : یا امام زمانش سریعتر ظهور می کند یا غم و ناراحتی مؤمن دعا کننده با برطرف شدن گرفتاری هایش و نجات از فتنه ها به خوشحالی مبدل می شود.

حضرت امام حسن عسگری (ع) در زمان حیات خویش به احمد بن اسحاق قمی فرمودند :

" سوگند به خدا فرزندم دارای غیبتی خواهد بود که هیچ کس در آن دوران از هلاکت و نابودی رهایی نمی یابد مگر خداوند اورا بر اعتقاد به امامت وی استوار و بر دعا برای تعجیل ظهورش موفق بدارد "

نامه ی  حضرت بقیة الله خطاب به شیخ مفید

از آنجا که نامه ی مزبور طولانیست به بخشی از آن اشاره می گردد :

" ...اگر شیعیان ما که خداوند متعال ایشان را به اطاعت خویش موفق بدارد با دلهای متحد و یکپارچه بر وفای به عهد و پیمان خویش اجتماع می کردند ملاقات ما از آنها به تاخیر نمی افتاد و سعادت دیدار و مشاهده ی بامعرفت برای انها حاصل می شد و زودتر از این به دیدار ما نایل می شدند آنچیزی که ما را از آنان دور کرده (و باعث طولانی شدن غیبت شده ) است گناهان و خطاهایی است که مرتکب می شوند و ما چنین انتظاری از انها نداشتیم... "

در این بخش نامه دو نکته ی مهم جلب توجه میکند :

1.ناهمدلی در وفا نسبت به فرمان برداری از امام زمان (عج) ولزوم همدل شدن همه ی شیعیان برای وفای به عهد و پیمان امامت.

2.مرتکب گناه شدن شیعیان و ضرورت اتفاق همگی آنان بر توبه ی حقیقی و بازگرداندن حقوق از دست رفته ی امام (ع) به ایشان.

تذکر بسیار مهم این است که در رأس همه ی گناهان گناه عدم انجام وظیفه نسبت به آستان مقدس امام عصر(عج) است.این نامه در اواخر سال412 هجری صادر شده و هم اکنون بیش از هزار سال از صدور آن میگذرد به راستی کدامین اجتماع و کدامین اتحاد برای وفا به عهدی که شیعه با پیشوای خویش بسته است صورت گرفته است ؟ کدام توجه و توبه ی دسته جمعی انجام شده است آری کوتاهی و عدم وفای به پیمان الهی موجب محرومیت شیعه و جهان بشریت از این بزرگترین نعمت الهی شده و این جریان غفلت تا هم اکنون نیز امتداد یافته است که :

" چگونگی بهره مندی‌ از من در دوران غیبتم چون بهره بردن از خورشید است زمانی که ابرها آن را از دیدگان مستور می دارند "

طبق این کلام شریف وجه غیبت خورشید را باید در وجود ابرها جستجو کرد وگرنه آفتاب بنابه ماهیت خویش یکسره قابل رویت است خورشید امامت نیز سراسر لطف و رحمت است و مردم اند که با عدم آمادگی برای قبول حکومت الهی او و ارتکاب گناهان آن وجود نازنین را در پس پرده های سیاه غفلت و معصیت خود پنهان میکنند.

خواجه نصیر طوسی در تبیین این حقیقت جمله ی معروفی‌ دارد که : وجود امام مِهر است و تصرف او ( در جایگاه هدایت انسانها بودنش ) مِهری دیگر و نبود او از ماست.

بشر باید توبه ای کند به عمق تاریخ...و شیعیان در این میان باید توبه ای کنند عمیق تر چرا که نقشه ی سعادت بشریت در دست آنهاست در یک سخن کلید قفل غیبت در دست شیعیان است.

"اللّهم عجّل لولیک الفرج "

ادامه دارد...

« ولایت امام زمان(عج) اقیانوس بی کرانی است که هر کس نسبت به معرفت و محبت خود، می تواند در آن به پیش رود و غور کند تا جایی که به مقام «منا اهل البیت» برسد.
از آنجا که تبیین غربت امام عصر(عج) در دوران سیاه غیبت، برای شیعیان و مومنان راستین مفید و محرک است با استمداد از روح مقدس مادر بزرگوار آن جناب، «حضرت نرجس(ع)» نوشتاری چند در غربت امام عصر(عج) به اختصار قلمی گردید.
آقای من!
               مولای غریب و تنهای من
                                      مضطرّ فاطمه علیها السلام!
                                                        اسیر آل محمد علیهم السلام!
                                                                         پدر مهربان اهل عالم!

می خواهم غربتت را حکایت کنم؛ غربتی که دوازده قرن است ریشه دوانیده، غربتی که اشک آسمان و زمین را جاری ساخته؛ غربتی که حتی برای برخی محبانت غرب و ناشناخته است؛ غربتی که اجداد طاهرینت پیش از تولد تو بر آن گریسته اند ... »

ای کاش مسلمانان جهان  این کلام الهی را در کتاب آسمانی خویش باور می کردند که: " بقیة الله خیر لکم ان کنتم  مؤمنین "
ای کاش صد ها میلیون مسلمانی که هر روز و بارها در نماز های روزانه ی خود:
" اهدنا الصراط المستقیم "می گویند از پیامبر مهربان خویش در حجة الوداع می شنیدند و می پذیرفتند که در این عصر و زمانه تنها راه رهایی و یگانه را ه رستگاری یعنی صراط مستقیم ، تو هستی.
تو فصل مشترک میان تمام ادیان و مکاتبی؛اما افسوس که در میان شیعیان هنوز زبان مشترک و عزم راسخی برای دم زدن از تو دیده نمی شود.
ای کاش لحظاتی با خویشتن خلوت می کردیم و از خود می پرسیدیم که آیا براستی خداوند حکیم ،این ولی معصوم و مظلوم  خویش را برای این آفریده است که قرن های متمتدی در پس پرده ی غیب بماند و بشر هم در ظلمت و بد بختی دست و پا  بزند؟
ای کاش لااقل شیعیانت ذره ای از غربت و مظلومیت تو را درک می کردند  و با رفتار و گفتار خویش نمک بر زخم های دلت نمی پاشیدند.
کاش می دانستیم در دعا برای ظهورت چه اسراری نهفته است و چه برکات و آثاری بر آن مترتب است؟
اگر پیام هایت را جدی گرفته بودیم اگر از این غفلتی که ریشه در دوازده قرن دوران غیبت دارد فاصله می گرفتیم اگر همه با هم یک دل و یکپارچه از درگاه حضرت حق ظهور نورانی ات را خواستار می شدیم تا حال ظهور صورت نپذیرفته بود؟
اوّل مظلوم عالم شکایت خویش از مردم روزگارش را به نخلستان می برد و درد دل با چاه می گفت.
ای کاش می دانستم در کدام نخلستان سر بر کدامین چاه غربت از بی وفایی و غفلت ما شکوه میکنی؟
افسوس که پرده های غفلت و معصیت گوش جانمان را شنگین و ناشنوا ساخته است.
ای کاش " هَل مَن مُعین " ات را می شنیدیم و تو را لبیک می گفتیم تازه در این میدان از ما سر و جان نخواسته ای سخن از شمشیر و نیزه و تیر و خنجر نیست فقط فرموده ای برای ظهورم دعا کنید.
وای بر ما! بدا به حال ما که از انجام همین وظیفه ی ساده نیز طفره رفتیم...
آقای من! روایات دوران غیبت شما را به زندان تشبیه کرده اند.
حضرت موسی بن جعفر(ع)پس از سال ها گرفتاری در سیاه چال های هارون الرشید لعنة الله علیه و دیدن شکنجه ها و آزار های طاقت فرسا دست به سوی آسمان بلند کرد و" خَلِصنی مِن یَد هارون "سر داد.
مادر پهلو شکسته ات پس از دیدن آن همه مصیبت که خود فرموده است این دعا را به درگاه خداوند عرضه داشت که: " عَجل وَفاتی سَریعاً "
و امیر المؤمنین علی(ع) نیز در شکایت از اهل زمانه ی خویش از خداوند تعالی درخواست نمود که خدایا: "علی را از اینها بگیر و بدتر از علی را برایشان مسلط فرما "
جان عالم به فدای غربت تو که نمی توانی چنین دعاهایی را بر لب جاری کنی!
صبر و شکیبایی پیشه می کنی چرا که باید ماموریت ناتمام همه ی انبیا و اولیا را به اتمام رسانی.

" الّلهم عجّل لولیک الفرج "

ادامه دارد...

در مدّت زمان زندگی امام زمان (ع) با پدر بزرگوارش امام حسن عسگری (ع) سه گروه حضرت را در زمان حیات پدر بزرگوارشان دیده‌اند : 1. اهل بیت آن حضرت: مانند حکمیه خاتون عمه امام عسگری (ع) همچنین خادمان خانه امام عسگری (ع) در ردیف اولین کسانی بوده‌اند که امام(ع) را زیارت کرده‌اند ،مانند ظریف (ابونصر) خادم دودمان امام عسگری (ع) و ابوسعید غانم خادم دیگر امام عسگری (ع)
2. گروه دوم که از دیدار امام(ع) در حیات پدرش مسرور شده‌اند از نواب و وکلای حضرتش بودند، مانند عثمان بن سعید عمروی.
3. گروه سوم از زیارت کنندگان حضرت در عهد امام عسگری (ع) اصحاب خاص و شیعیان نامدار حضرت بوده‌اند و بسیاری از بزرگان شیعه از جمله علما وبزرگان شهر قم و شیعیان خاص امام عسگری (ع) به زیارت حضرت صاحب الزمان (ع) در زمان حیات پدرشان رسیده‌اند.
1. طوسی ،الغیبه ص 148 وصافی گلپایگانی، منتخب الاثر، قم،مکتبة الداوری، هفتم، ص 360.
2. طوسی،همان، ص 139.

نهم ربیع الاول سالروز آغاز ولایت و امامت و زعامت آخرین سحاب رحمت و یگانه ذریه ذخیره دودمان آل طاها، حضرت مهـدی مـوعـود (عج) بر منتظران و چشم انتظــاران مبارک باد!

تو آخرین ستاره امیدی. به امید دیدن توست که شب های بی ماه، خودکشی نمی کنند.

اگر عطر وجود تو نبود، کوه ها، این میخ های پوسیده، خیال نگاه داشتن زمین را نداشتند.

اگر سایه مهربانی تو بر سر خاک نبود، هیچ دانه ای جوانه نمی زد و هیچ ابری نمی بارید.

اگر به امامت تو ایمان نداشت، اگر ولایت تکوینی تو نبود، خاک، نفس کشیدن را فراموش می کرد و اگر ولایت تشریعی ات نبود، بهشت و جهنم، در غم آب و نان، لای آواز رودهای مسافر گم می شد.

اگر به عشق رد پای تو نبود، هیچ موجی پا به ساحل نمی گذاشت.

یا صاحب الزمان! از ازل تاکنون، در خواب همه انسان ها قدم زده ای. تو را به اندازه همه قِدْمت تاریخ، گواهی داده اند؛ "روزی خواهد آمد." !

اکنون که در ادامه خورشید امامت پدر، تابیدن گرفتی،ظهور کن که بی تو عالم را غم گرفته ....

          جمعه ها را همه از بس که شمردم بی تو                    بغض خود را وسط سینه فشردم بی تو
بس که هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرد                   دل به دریای غم و غصه سپردم بی تو
تا به این جا که به درد تو نخوردم آقا                              هیچ وقت از ته دل غصه نخوردم بی تو
چاره ای کن، گره افتاده به کار دل من                          راهی از کار دلم پیش نبردم بی تو
سال ها می شود از خویش سؤالی دارم                   من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو
با حساب دل خود هر چه نوشتم دیدم                        من از این زندگیم سود نبردم بی تو
گذری کن به مزارم به خدا محتاجم                             من اگر سر به دل خاک سپردم بی تو

"اللهم عجّل لولیّک الفرج"  

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 73

قال الجواد علیه السلام:

«الْمُؤْمِنُ یحْتَاجُ إِلَی ثَلَاثِ خِصَالٍ تَوْفِیقٍ مِنَ اللَّهِ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ ینْصَحُهُ.

مؤمن نیازمند سه چیز است: توفیق الهی، واعظ درونی و پذیرش خیرخواهی ناصحان

بایگانی