مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

امام علی (علیه السلام) :

کتاب پروردگار در میان شماست که بیان کننده حلال و حرام و واجب و مستحب، ناسخ و منسوخ، مباح و ممنوع، خاص و عام، پندها و مثل ها، مطلق و مقیّد، محکم و متشابه می باشد عبارات مجمل خود را تفسیر و نکات پیچیده خود را روشن می کند. از واجباتی که پیمان شناسایی آن را گرفت و مستحباتی که آگاهی از آن لازم نیست . محرّمات الهی از هم جدا می باشند. برخی از آنان گناهان بزرگ است که وعده آتش دارد و بعضی کوچک که وعده بخشش داده است و برخی از اعمال، که اندکش مقبول و در انجام بیشتر آن آزادند.

نهج البلاغه – خطبه 1

گزیده ای از معارف الهی جزء سی :

تمام نظامات جهان هستی اعم از نظاماتی که بر منظومه ها و کواکب آسمان حاکم است و یا آنچه بر مخلوقات زمینی خاصه انسان از نظر جسم و جان او حتی موضوعات ساده ای هم چون خطوط سر انگشتان دست " بلی قادرین علی أن نسوی بنانه" (4قیامت) شاهد گویایی بر اثبات وجود پروردگار ، خالقیت و ربوبیت اوست و این همه در یک تعبیر کوتاه نهفته است: " الذی خلق فسوّی" (2 اعلی) پس سزاوار است که در اولین خطاب به رسولش می فرماید: " إقرأ باسم ربّک الذی خلق"(1) (1 علق) برای اثبات ربوبیت پروردگار بر روی مسأله خلقت و آفرینش جهان هستی تکیه شده چرا که خالقیت بهترین دلیل بر ربوبیت اوست . ربّ مالک مصلح است. کسی که هم صاحب چیزی است و هم به اصلاح و تربیت آن می پردازد. بدین ترتیب پس از مسأله آفرینش و نظم بندی خلقت به موضوع برنامه ریزی برای حرکت کمالی و هدایت موجودات در این مسیر پرداخته و می فرماید: " والذی قدّر فهدی" (3 اعلی) همان کسی که تقدیر کرد و هدایت فرمود و منظور از «تقدیر» همان اندازه گیری و تعیین برنامه های حرکت به سوی اهدافی است که موجودات به خاطر آن آفریده شده اند و منظور از هدایت هم هدایت تکوینی است که به صورت انگیزه ها و قوانینی که بر هر موجودی حاکم ساخته « اعم از انگیزه های درونی و برونی » ، یعنی همان پاسخ موسی (ع) در برابر سؤال فرعون که " فمن ربّکما یا موسی؟ ربّنا الذی اعطی کلّ شیءٍ خلقه ثم هدی" خلاصه اینکه دقت در ساختمان هر موجودی و مسیری را که در طول عمر خود طی می کند به وضوح این حقیقت را نشان می دهد که برنامه ریزی دقیقی دارد و دست هدایت نیرومندی پشت سر آن برای اجرای این برنامه ها کمک می کند و این هم نشانه دیگری از ربوبیت پروردگار است . سپس از میان مخلوقات بر روی مهمترین پدیده جهان خلقت ، عصاره و چکیده جهان ملک و ملکوت و گل سر سبد آفرینش یعنی انسان تکیه کرده و آفرینش او را یادآور می شود:" خلق الانسان من علق"(2 علق) خلقتی که می فرماید: او را در بهترین صورت و نظام آفریدیم (4 تین) و برای بیدار ساختن انسان غافل به گوشه ای از کرم و الطافش در طی این خلقت در چهار مرحله اشاره کرده و می فرماید : همان خدایی که تو را آفرید « اصل افرینش» سپس دستگاه های وجودت را منظم ساخت؛ "فسوّاک" مرحله تسویه و تنظیم بدن انسان ، سپس به موهبت سوم می رسد: " فعدلک" تعدیل نمود؛ تعدیل میان قوا و اعضای پیکر و هماهنگی و رابطه آنها با یکدیگر و سرانجام هم مسأله ترکیب و صورت بندی او در مقایسه با موجودات دیگر فرا می رسد " فی أیّ صورةٍ ما شاء رکّبک " (8-7 انفطار) و در سوره شمس ذیل دهمین و یازدهمین سوگند می فرماید: قسم به نفس آدمی و آن کس که آن را منظم و مرتب ساخت و " نفسٍ و ما سوّاها " (7 شمس) اهمیت این خلقت بدیع تا به آنجا ست که خداوند در آن ، به خالق و مخلوق یکجا قسم یاد کرده(2) اگر منظور از نفس روح انسان باشد مراد از تسویه همان تنظیم و تعدیل قوای روحی انسان است. از حواس ظاهر گرفته تا نیروی ادراک: حافظه – انتقال – تخیّل – ابتکار – محبت – اراده و تصمیم و ... و اگر منظور روح و جسم هر دو باشد تمام شگفتیهای نظامات بدن و دستگاه های مختلف آن را شامل می گردد . آن گاه درباره هدایت انسان سخن به میان می آید " إنّ علینا للهدی"(12 لیل) یعنی علاوه بر هدایت تکوینی هدایت تشریعی هم وجود دارد و لازم است در کنار نشان دادن راه " انا هدیناه السبیل" (3 انسان) و ارائه تکلیف و مسئولیت به انسان، آگاهیهای لازم در اختیار وی قرار گیرد و این آگاهی از سه طریق انجام می پذیرد: از طریق ادراکات عقلی و استدلالی - از طریق فطرت و وجدان بدون نیاز به استدلال و از طریق وحی و تعلیمات انبیاء و اوصیاء. و آنچه را مورد نیاز بشر در پیمودن مسیر تکامل است خداوند به یکی از این سه طریق یا در بسیاری از موارد به هر سه طریق به او تعلیم نموده است " وهدیناه النجدین" (10 بلد) او را به خیر و شرش هدایت نمودیم و اگر تربیتهای غلط و محیطهای فاسد نباشد علاقه انسان به نیکی ها بسیار زیاد است و شاید تعبیر به نجد «سرزمین مرتفع» در مورد نیکی ها به خاطر همین است زیرا زمینهای مرتفع هوای بهتر و جالبتری دارند و در مورد شرور از باب تغلیب به کار برده شده، و یا در تعبیری دیگر می فرماید: ما فجور و تقوا را به انسان الهام کردیم " ألهمها" (8 شمس) از ماده «الهام» که در اصل به معنای بلعیدن یا نوشیدن چیزیست و سپس به معنای القاء مطلبی از سوی پروردگار در روح و جان آدمی آمده است گویی روح انسان آن مطلب را با تمام وجودش می نوشد و می بلعد . یعنی باید و نباید ها الهام شده است پس باید در بلعیدن دقیق باشد که " فلینظر الانسان الی طعامه" (24 عبس) توجه به جنبه تکوینی غذا و تشکر از مقام ربّ بلکه توجه به جنبه های اخلاقی و تشریعی غذا ، یعنی چگونگی تحصیل آن «حلال و حرام، مشروع و نامشروع» و تأثیر آن در معرفت و خودسازی، در کنار دقت در طهارت ظاهری غذا، توجه به آداب خوردن اطعمه و اشربه در دستورات ذکر شده در مکتب پیامبر(ص)واهل بیت(ع)و به طریق اولی توجه به غذای روح یعنی علم و دانش به فرمایش امام باقر(ع) و امام صادق(ع):باید بنگرد که آن را از چه کسی گرفته و می گیرد!! و امام حسن(ع)هم در این زمینه هشدار داده اند: «عجب دارم از آنها که به غذای جسم می اندیشند اما در غذای روح دقت نمی کنند ، خوراک زیانبار را از شکم خود دور می دارند اما قلب را با مطالب مهلک آکنده می نمایند!!» در این زمینه خبر می رسد که کافران مدّعی چنین دقتی بوده و می گفتند: دست از آیین خود بر نمی دارند تا دلیل روشنی برای آنها بیاید یا پیامبری از سوی خدا بیاید که صحیفه های پاکی را بر آنها بخواند و در آن نوشته های صحیح و پر ارزشی باشد. ولی هنگامی که آمد ایمان نیاوردند مانند اهل کتاب (1-3 بینه) پس خداوند خواسته آنان را اجابت نمود و می فرماید: آیا به خلقت شتر ، آسمان ، کوه و زمین نمی نگرند؟ "فذکّر إنما أنت مذکّر" (21-17 غاشیه) با ذکر چهار نمونه از مظاهر قدرت الهی از خلقت بدیع او و دعوت انسان به مطالعه درباره آنها باب معرفة الله باز شده و کلید آن هم در دستان مبارک رسول گرامی اسلام(ص)قرار می گیرد! و آن قرآن است که تذکر و یادآوری است برای هر کس که بخواهد از آن پند گیرد (11-12 عبس) یا راه مستقیم را طی کند (27-28 تکویر) سوگند به ....... قرآن سخنی است که حق و باطل را از هم جدا می کند (13 طارق) و شوخی نیست. (14 طارق) و نیزقرآن گفته ی شیطان رجیم نمی باشد (25 تکویر) در الواح پر ارزشی ثبت شده ، الواحی والا قدر و پاکیزه به دست سفیرانی والا مقام و فرمانبردار و نیکوکار. (16-13عبس) با عظمت است و در لوح محفوظ قرار دارد. (21-22 بروج) سوگند به ستارگان ...شب...صبح...که این قرآن کلام فرستاده بزرگواری است،« جبرییل امین» که صاحب قدرت است و نزد خداوند صاحب عرش مقام والایی دارد! در آسمانها مورد اطاعت «فرشتگان» و امین می باشد (21-15 تکویر) خداوند آن را در شب قدر نازل نمود شبی سرشار از سلامت تا به صبح ، شب تعیین سرنوشت انسانها در یک سال بر طبق لیاقتها و شایستگی ها ، اما شبی مخفی همانگونه که خداوند رضای خود را در میان طاعات پنهان کرده تا مردم به همه طاعات روآورند و غضب خویش را در میان معاصی پنهان نموده تا از همه بپرهیزند. دوستانش را در میان مردم مخفی کرده تا همه را احترام کنند ، اجابت را در میان دعا ها پنهان کرده تا به همه دعاها روآورند ، اسم اعظم را در میان اسمائش مخفی ساخته تا همه را بزرگ دارند و هم وقت مرگ را مخفی نموده تا در همه حال آماده باشند پس باید چنین شبی را بیدار بود و توبه و خودسازی نمود و از درگاه الهی لیاقتی بیشتر و بهتر در جلب رحمت او پیدا کرد . پس ای پیامبر! ما قرآن را بر تو می خوانیم و هرگز فراموش نخواهی کرد "فذکّر" (6 اعلی) آیا او تو را یتیم نیافت و پناه داد؟! و تو را گمشده یافت و هدایت کرد؟ (7-6ضحی) منظور نفی آگاهی از اسرار نبوت و قوانین اسلام و عدم آشنایی با این حقایق بود که بعد از بعثت به یاری الهی حضرت بر همه این امور واقف شد و هدایت یافت! و تو را فقیر یافت و بی نیاز نمود! حال که چنین است یتیم را تحقیر مکن و سؤال کننده را از خود مران " و اما بنعمة ربّک فحدّث" (11-8 ضحی) و باز فرمود: آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم و بار سنگین تو را از تو بر نداشتیم ؟ همان باری که سخت بر پشت تو سنگینی می کرد و اوازه تو را بلند نساختیم؟ (4-1 شرح) و منظور از «بار» (3)همان مشکلات رسالت و نبوت و دعوت به سوی توحید و یکتاپرستی و برچیدن آثار فساد از آن محیط بسیار آلوده بوده که نه تنها پیامبر ما بلکه همه پیامبران در آغاز دعوت با چنین مشکلات عظیمی روبرو بودند و تنها با امدادهای الهی بر آنها پیروز می شدند، منتها شرایط محیط و زمان حضرت از جهاتی سخت تر و سنگین تر بود لذا می فرماید: "و نیسّرک للیسری"(8 اعلی) و ما تو را برای انجام هر کار خیری آماده می کنیم ، در راه دریافت وحی و حفظ آن و تبلیغ رسالت و ادای آن و هم در انجام کارهای خیر تو را یاری داده و مشکلات را برطرف می سازیم. پس می فرماید: قسم به روز و شب... که خداوند تو را وا نگذاشته و مورد خشم قرار نداده و آخرت برای تو بهتر است و به زودی آنقدر به تو عطا می کند که خشنود شوی! (1-5 ضحی) و بدان به یقین با هر سختی آسانی است و مسلماً با هر سختی آسانی است (5-6شرح) تعبیر به "مع" نشانه همراهی است بیان یک قاعده کلی و نوید به همه انسانهای مؤمنِ مخلص و تلاشگر که به پیروزیها امیدوار شده و گرد و غبار یأس و نومیدی را از صفحه روح خویش بزدایند

پس ای پیامبر! "فإذا فرغت فانصب" (7 شرح) هر گاه از کار مهمی فارغ می شوی به مهم دیگری بپرداز "و إلی ربّک فارغب" (8 شرح) و به سوی پروردگارت توجه کن و به راستی که تمام زندگی رسول خدا(ص) با یاد خدا و نام خدا و تقاضای الطاف الهی عجین و آمیخته بود پس پیامبر(ص) نسبت به آنچه از طریق وحی دریافت داشته اهتمام می ورزد و بخل ندارد (24 تکویر) چرا که بخل صفتی است که هرگز در پیامبران وجود نداشته و اگر دیگران به خاطر علوم محدودشان چنین صفتی را دارند ، پیامبر که سرچشمه علم او اقیانوس بی کران علم الهی است از اینگونه صفات مبراست و بعد می فرماید: سپس راه را بر او آسان کرد (20عبس) یعنی راه را بر انسان آسان نمود بعد از تولد در مسیر نمو و رشد جسمی در دوران کودکی و سپس نمو و رشد غرائز و بعد از آن رشد در مسیر هدایت معنوی و ایمان همه را از طریق عقل و دعوت انبیاء برای او سهل و آسان ساخته است اما او مجبور به پیمودن این راه نیست یعنی تأکید بر مسأله آزادی و اختیار انسان در انتخاب و طی مسیر هدایتی که رسول مذکِّر با ارائه قرآنی که تذکر و یادآوری است برای بشریت به ارمغان آورده و باز می فرماید : " لست علیهم بمصیطر" (23-22غاشیه) تو تنها مذکری تو هرگز مسلط برآنان نیستی که به ایمان مجبورشان سازی!! لکن به هر حال طی طریق بندگی توأم با مشکلات و سختی ها ست نگاهی به زندگی انبیاء و اولیاء الله نیز نشان می دهد که زندگی این گلهای سرسبد آفرینش نیز با انواع ناملایمات و درد و رنجها قرین بود. پس فرمود:" لقد خلقنا الانسان فی کبد" ما انسان را در رنج آفریدیم و زندگی او مملو از رنجهاست (4 بلد) و البته تلاش و کوشش شما هم در زندگی گوناگون و مختلف. (4لیل) نگاه کنید سعی و تلاش شما در کدام مسیر به کدام سمت و دارای کدام نتیجه است؟ نکند سرمایه و استعدادهای وجودی خویش را به بهای اندک بفروشید و یا بیهوده هدر دهید!! مسیر مشخص است " یا ایها الانسان أنک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه" (6 انشقاق) ای انسان تو با تلاش و رنج وزحمت به سوی پروردگارت پیش می روی و سرانجام او را ملاقات خواهی کرد. کلام الهی بیانگر این حقیقت است که خداوند نیروهای لازم را برای این حرکت مستمر الهی در وجود این اشرف مخلوقات آفرید. آری همه شما دائماً از حالی به حال دیگر منتقل می شوید (19 انشقاق) تا به کمال برسید منظور حالات نطفه تا مرگ است یا حالات مختلف زندگی دنیا از سلامت و بیماری ، اندوه و سرور، غم و شادی، سختی و آسایش، صلح و جنگ و یا حالات و شدائد مختلف که انسان در روز قیامت با آن روبرو می شود و هر کس به سوی نتیجه کار خویش از بهشت و دوزخ رهسپار می گردد. و توفیق موفقیت در مسیر بندگی هم از جانب خداوند متعال است. شما اراده نمی کنید مگر آنکه خداوند اراده کرده و بخواهد یعنی مشیت و اراده انسان ممکن است این توهم را ایجاد کند که انسان چنان آزاد است که هیچ نیازی در پیمودن این راه به خداوند و توفیق الهی ندارد!!


1)     مفعول در این جمله محذوف است و در اصل چنین بوده: " إقرأ القرآن باسم ربّک"

2)     به نظر می رسد در رابطه سوگندهای یازده گانه با مسأله مورد سوگند هدف بیان یک حقیقت است و آن ارائه تمام وسائل مادی ومعنوی جهت سعادت و کمال انسانه

ا3)     جمله ممکن است اشاره به محتوای دعوت پیامبر و تکالیف و برنامه های الهی نیز باشد یعنی محتوای آن آسان و تکالیف شاقّ و کمر شکن در این آیین الهی وجود ندارد.

ادامه دارد....

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • دوشنبه, ۶ مرداد ۱۳۹۳، ۰۳:۲۰ ق.ظ

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث هفتاد و هشتم

امام صادق علیه السلام :

اُکتُب وبُثَّ عِلمَکَ فی إخوانِکَ ، فَإِن مِتَّ فَأَورِث کُتُبَکَ بَنیکَ ؛ فَإِنَّهُ یَأتی عَلَى النّاسِ زَمانُ هَرجٍ لا یَأنَسونَ فیهِ إلّا بِکُتُبِهِم.

بنویس و دانش خود را در میان برادرانت منتشر کن و چون مُردى، کتاب‌هایت را به فرزندانت میراث ده؛ زیرا روزگارى پرآشوب بر مردم فرا مى‌رسد که در آن جز با کتاب‌هایشان انس نمى‌گیرند .

الکافی - ج 1

بایگانی