مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

امام علی (علیه السلام):

خداوند پیامبر (ص) را هنگامی فرستاد که پیامبران حضور نداشتند و امتها در خواب غفلت بودند و رشته های دوستی و انسانیت از هم گسسته بود، پس پیامبر(ص)به میان خلق آمد در حالی که کتابهای پیامبران پیشین را تصدیق کرد و با «نوری» هدایتگر انسانها شد که همه باید از آن اطاعت نمایند و آن «نور» قرآن کریم است. از قرآن بخواهید تا سخن گوید که هرگز نمی گوید، اما من شما را از معارف آن خبر می دهم ، بدانید که در قرآن علم آینده و حدیث روزگاران گذشته است شفا دهنده دردهای شما و سامان دهنده امور فردی و اجتماعی شماست.

نهج البلاغه – خطبه 158

گزیده ای از معارف الهی جزء بیست و نهم:

قرآن کریم به همه رهروان راه حق دستور مؤکد می دهد که هر چه می توانند در اسرار عالم هستی و شگفتیهای جهان آفرینش بیشتر مطالعه و دقت نمایند زیرا هر قدر انسان در این نظام دقیق تر و باریکتر شود، عالم هستی را با تمام عظمتی که دارد همه را منظم می بیند و تر کیبات حساب شده قوانین دقیق و استحکام و انسجام، انسجامی خالی از هر گونه نقص و خلل و کژی و اعوجاج " ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت"(3ملک) در آفرینش خداوند رحمان هیچ تضاد و عیبی نمی یابی، باردیگر نگاه کن ، آیا هیچ شکاف و خللی مشاهده می کنی ؟ بار دیگر به عالم هستی نگاه کن سرانجام چشمانت «در جستجوی خلل و نقصان ناکام مانده» به سوی تو باز می گردد در حالی که خسته و ناتوان است (4 ملک) و در خلقت انسان توجه کنید ، آیا او نطفه ....نبود ؟ سپس به صورت خون بسته «علقه» در آمد. " فخلق فسوّی" (38-37 قیامت) او را آفرید و موزون ساخت ؟ او کسی است که شما را آفرید و برای شما چشم و گوش و قلب قرار داد اما کمتر سپاسگزاری می کنید(23 ملک) چشم را وسیله مشاهده و تجربه شما ، گوش را وسیله آگاهی بر آگاهی بر نتیجه افکار دیگران و قلب را هم وسیله اندیشیدن درعلوم عقلی، خلاصه تمام ابزار لازم برای آگاهی به علوم عقلی و نقلی را در اختیار شما گذارده اما شاکر کم است زیرا شکر نعمت به کار گرفتن هر نعمت در مسیر هدفی است که به خاطر آن آفریده شده و خداوند شما را هم چون گیاهی از زمین رویانید (17 نوح) تعبیر به انبات و رویانیدن در مورد انسان به خاطر آن است که اولاً آفرینش نخستین انسان ، از خاک است « آدم و حوا» و ثانیاً تمام مواد غذایی که انسان می خورد و به کمک آن رشد و نمو می کند از زمین است یا مستقیماً مانند سبزیها و دانه های غذایی و میوه ها و یا به طور غیر مستقیم مانند گوشت حیوانات و ثالثاً شباهت زیادی در میان انسان و گیاه وجود دارد و بسیاری از قوانینی که حاکم بر تغذیه و تولید مثل و رشد و نمو گیاهان است بر انسان نیز حکمفرماست. این تعبیر در مورد انسان بسیار پر معنی است و نشان می دهد کار خداوند در مسأله هدایت انسان فقط کار یک معلم و استاد نیست بلکه همچون یک باغبان بذرهای گیاهان را در محیط مساعد قرار می دهد تا استعدادهای آنها شکوفا گردد. چنانکه در مورد مریم(ع)فرمود: خداوند به طرز شایسته ای گیاه وجود مریم را آفرید و پرورش داد!! (37 آل عمران) سپس خداوند انسان را به همان زمین باز می گرداند و بار دیگر از آن خارج می سازد (18 نوح) اما انسان گمان می کند بیهوده و بی هدف رها می شود؟ (36 قیامت ) در حالیکه برای هدف بزرگتری یعنی زندگی جاویدان در جوار قرب حق و تکامل بی وقفه و بی پایان آفریده شده ،او این دنیای زود گذر را دوست دارد و آخرت را رها می کند. (21-20 قیامت) آنها زندگی زود گذر دنیا را دوست دارند در حالیکه پشت سر خود روز سخت و سنگینی را رها می نمایند (27 انسان) چرا؟ شک در معاد ندارد. بلکه او می خواهد آزاد باشد و مادام العمر گناه کند (5 قیامت) پس بداند پر برکت و زوال ناپذیر است کسی که حکومت جهان هستی به دست اوست و او بر همه چیز قادر است (1 ملک) و از شئون مالکیت و حاکمیت او هدف آفرینش مرگ و حیات انسان است " الذی خلق الموت و الحیاة لیبلوکم أیّکم أحسن عملاً" (2 ملک) مرگ به معنای فنا و نیستی مخلوق نیست زیرا خلقت به امور وجودی تعلق می گیرد ولی می دانیم حقیقت مرگ انتقال از جهانی به جهان دیگر است و این قطعاً یک امر وجودی است و مخلوق و اگر مرگ را قبل از حیات ذکر نمود به خاطر تأثیر عمیقی است که توجه به مرگ در حسن عمل دارد گذشته از اینکه مرگ قبل از زندگی بوده است. و منظور از آزمایش " لیبلوکم" نوعی پرورش است به این معنی که انسانها را به میدان عمل کشانده تا ورزیده و آزموده و پاک و پاکیزه شده لایق قرب خداوند گردند و جالب اینکه هدف را "أحسن عمل" آزمایش حُسن عمل معرفی می کند نه کثرت عمل. یعنی اسلام به «کیفیّت» اهمیت می دهد نه «کمیّت» مهم آن است که عمل خالصانه و برای خدا، مفید و جامع باشد هر چند از نظر کمیّت کم ، لذا امام صادق(ع)می فرماید: منظور این نیست کدام یک بیشتر عمل می کنید ، بلکه منظور این است که کدام یک صحیح تر عمل می نمایید و عمل صحیح آن است که توأم با خداپرستی و نیت پاک باشد . سپس فرمود : نگهداری عمل از آلودگی، سخت تر است از خود عمل ، عمل خالص صالح ، عملی است که نمی خواهی احدی جز خداوند تو را به خاطر آن بستاید هم چون وفای به نذر خاندان اهل بیت(ع)« شما را برای خدا اطعام می کنیم و هیچ پاداش و تشکری از شما نمی خواهیم ما از پروردگارمان خائفیم در آن روز که عبوس وشدید است» (10-7 انسان) "إنما نطعمکم لوجه الله" و این در حالی است که خود به آن علاقه و نیاز دارند " علی حبّه" حبّ غذا و یا بالاتر به خاطر حبّ خداوند غذا را به مسکین و یتیم و اسیر می دهند. پس اینگونه است که عنوان ابرار را دریافت داشته و چون در میان این ابرار وجود مقدس فاطمه زهرا(س) قرار دارد، دیگر در پاداش ایشان سخنی از حوریان بهشتی به میان نمی آید!!(1)

اما انسان راه رسیدن به این هدف را چگونه در می یابد ؟ قرآن پاسخ می دهد : "إنّا هدیناه السبیل إما شاکراً و إمّا کفوراً" (3 انسان) نقشه راه کلّ قرآن است به طور عام و بیان حوادث قیامت است در قرآن به طور خاص که تذکر و انذارند.

ابتدا قرآن؛ و می فرماید راهنمای راه، پیامبر اعظم(ص)است بدانید " إنّک لعلی خُلُق عظیم" (4 قلم) پیروزی پیامبر ما در مسیر هدایت بشریت هر چند با تأیید و امداد الهی بود ولی عوامل زیادی از نظر ظاهر داشت که یکی از مهمترین آنها جاذبه اخلاقی پیامبر(ص)بود . آن چنان صفات عالی انسانی و مکارم اخلاق در حضرتش جمع بود که دشمنان سرسخت را تحت تأثیر قرار داده و به تسلیم وادار می نمود و دوستان را هم سخت مجذوب می ساخت به گونه ای که خود می فرمود: " بُعِثت لإتممّ مکارم الأخلاق" آنچه در دستان مبارک این هادی راه قرار داده شده کتاب انسان ساز قرآن است که می فرماید: قرآن گفتار رسول بزرگواری است (40حاقه) یعنی رسول اکرم ابلاغ کننده آن است نازل شده از جانب ربّ العالمین (43 حاقه) یقین خالص و حق یقین است (51 حاقه) ویقین دارای مراحل مختلفی است گاه از دلیل عقلی حاصل می شود مثل مشاهده دود از دور که از آن یقین به وجود آتش به دست می آید بدون دیدن آن و این «علم الیقین» است. گاه شعله های آتش مشاهده شده یقین محکمتر می شود و آن « عین الیقین» است و زمانی که نزدیکتر رفته در مجاورت آتش یا داخل آتش قرار گرفته و سوزش آن را با دست لمس می نماییم. مسلماً این مرحله بالاتری از یقین است که آن را «حق الیقین» می نامند و قرآن در چنین مرحله ای از یقین است سپس می فرماید: اگر او «پیامبر» سخنی دروغ بر ما می بست ما او را با قدرت می گرفتیم سپس رگ قلبش را قطع می نمودیم و هیچ کس از شما نمی توانست مانع «مجازات» او شود! (47-43 حاقه)(2) آری ، جمع کردن و خواندن قرآن بر عهده ماست . سپس بیان و «توضیح» آن نیز بر عهده ما می باشد (19 – 17 قیامت) و چنین وعده ای بیانگر اصالت قرآن و حفظ آن از هر گونه تحریف است. ای پیامبر! خود قرآن را بخوان و نیز گروهی که با تو هستند " فاقرؤوا ما تیسّر من القرآن * فاقرؤوا ما تیسّر منه" (20 مزمل) آن مقدار که برای شما میسر است و با تأمّل بخوان " رتّل القرآن ترتیلاً" (4 مزمل) که این قرآن جز مایه بیداری برای جهانیان نیست (52 قلم) قرآن تذکر ، هشدار و یادآوری است و هر کس بخواهد با استفاده از آن راهی به سوی پروردگارش بر می گزیند. (19 مزمل ، 29 انسان) و شما هیچ چیز را نمی خواهید مگر اینکه خدا بخواهد و او هر کس را بخواهد در رحمت خود وارد می نماید (31-30 انسان) بار دیگر می فرماید: قرآن یک تذکر و یادآوری است و هر کس بخواهد از آن پند گیرد و هیچ کس پند نمی گیرد مگر اینکه خدا بخواهد او اهل تقوا و آمرزش باشد. (56-55 مدثر) پس "تذکرة للمتقین" (48 حاقه) و در مقابل، قرآن مایه حسرت کافران است (51 حاقه) به راستی چرا آنها از تذکّر روی گردانند؟! گویی گورخرانی رمیده اند که از «مقابل» شیری فرار کرده اند. (51 -49 مدثر)

خدای مهربان روش ابلاغ و تذکر و انذار آیات را هم به رسولش می آموزد . نباید قیام و انذار تو همراه منت بر خدا وند و خلق باشد و آن را بسیار بشماری (6 مدثر) در برابر گفتار مخالفان صبور باش (10 مزمل) (3) صبر کن و منتظر فرمان پروردگارت باش (48 قلم) و به خاطر او صبر و شکیبایی پیشه کن (7 مدثر) " فاصبر صبراً جمیلاً" (5 معاج) صبر و استقامتی که تداوم داشته باشد ، یأس و نومیدی به آن راه نیابد و توأم با بی تابی و جزع و شکوه و آه و ناله نگردد . اما توجه کن که دوست دارند تو نرمش نشان دهی تا آنها هم نرمش نشان دهند! نرمش و انعطاف به معنی صرف نظر کردن قسمتی از فرمانهای خداوند به خاطر آنان!! (9 قلم) لکن ما این قرآن را برتو نازل کردیم پس در تبلیغ آن با استقامت باش (24-23انسان) " فاصبر لحکم ربّک" و به طرز شایسته ای از آنان دوری گزین (10 مزمل) و از هیچ گنهکار یا کافری اطاعت نکن (25 انسان) و نیز از کسی که بسیار سوگند یاد می کند و پست است ، کسی که بسیار عیب جو است و به سخن چینی آمد و شد می کند و بسیار مانع کار خیر و متجاوز و گناهکار است علاوه بر اینها کینه توز و پرخور و خشن و بد نام می باشد و مبادا به خاطر اینکه صاحب مال و فرزندان فراوان است از او پیروی کنی (14 – 10 قلم) و بالاخره می فرماید: " فلا تطع المکذبین" (26قلم) و در سوره مرسلات این فرمان هشت بار تکرار می گردد (4) آری آنان را رها کن تا در باطل خود فرورفته و بازی کنند تا زمانی که روز موعود خود را ملاقات نمایند (43-42 معارج) نام پروردگارت را یاد کن و تنها به او دل ببند (8 مزمل) و از بیداری شبانه و نماز شب و تلاوت قران و نیایش در مسیر رسالت استمداد بجوی (5-1 مزمل) که به طور مسلّم برنامه عبادت شبانه پا بر جا تر و با استقامت تر است و تو در روز تلاش مستمر و طولانی خواهی داشت. (7-6 مزمل)

سپس انذارکن " قم فأنذر" (2 مدثر) قبل از قیامت نسبت به جزای اعمال و عذابهای الهی در دنیا و اینکه اگر خداوند آبهای سرزمین شما را در زمین فرو ببرد چه کسی می تواند آب جاری و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟! (30 ملک) آیا خود را از عذاب کسی که حاکم بر آسمان است در امان می دانید که دستور دهد زمین بشکافد و شما را فرو برد و به لرزش خود ادامه دهد؟! یا خود را از عذاب خداوند آسمان در امان می دانید که تند بادی پر از سنگریزه بر شما فرستد؟! به زودی خواهید دانست تهدیدهای من چگونه است! (16-15 ملک) یا آن کسی که شما را روزی می دهد اگر روزیش را باز دارد « چه کسی می تواند نیاز شما را تأمین کند»؟! ولی آنها در سرکشی و فرار از حقیقت لجاجت می ورزند. (21 ملک) پس نوح (ع) فرمود: خدایا هیچیک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار چرا که بندگانت را گمراه می کنند و جز نسلی فاجر و کافر به وجود نمی آورند . پروردگارا ! مرا و پدر و مادرم و تمام کسانی را که با ایمان بر خانه من وارد شدند و مؤمنین را بیامرز و ظالمان را هلاک کن (28-26نوح) و اگر توبه و استغفار هم باشد، لطف الهی فراوان است و می فرماید: از خداوند آمرزش طلبید که غفار است، تا بارانهای پر برکت آسمان را پی در پی بفرستد و شما را با اموال و فرزندان کمک نموده و باغهای سرسبز و نهرهای جاری به شما عطا نماید. (12-10نوح) و خداوند می فرماید: اگر جن (5) و انس در راه ایمان استقامت داشته باشند با آب فراوان سیرابشان می کنیم. هدف آزمایش با فراوانی نعمت است و هر کس از یاد خدا روی گرداند او را به عذاب شدید و فزاینده گرفتار می کنیم (17-16 جن) در این زمینه داستان «اصحاب الجنه» در سوره قلم قابل تأمّل و دقت است که عدم یاد خدا و تسبیح او و اراده بر عدم پرداخت حقوق واجب الهی و محروم ساختن نیازمندان باغ آنها را به نابودی کشانید. این عذاب دنیا بود و خداوند می فرماید: عذاب آخرت از آن هم بزرگتر است اگر می دانستند (33 قلم) هر چند این باغداران به گناه خود پی بردند و اعترافهای " إنّا إلی ربّنا راغبون * بل محرومون * ظالمین * طاغین * لضالّونِ" آنها گواه این امر است ، پس به درگاه الهی توبه کردند و از خدا وند تقاضای باغی بهتر از باغ قبلی را نمودند!! (33-17 قلم) و لذا قرآن به نفس لوّامه (6) قسم می خورد (2 قیامت)

حوادث قیامت از مسائل مهم است و هشدار و انذار برای انسانها ، برای کسانی از شما که می خواهند به سوی هدایت و نیکی پیش روند یا نروند (37-35 مدثر) و بدانید آنچه را از کارها ی نیک برای خود از پیش می فرستید نزد خداوند به بهترین وجه و بزرگترین پاداش خواهید یافت. (20مزمل)

اولین مسأله در این مسیر مسأله مرگ است که یقینی است (47 مدثر) و ساق پاها «از شدت جان دادن» به هم می پیچد. آری در آن روز مسیر همه به سوی دادگاه پروردگارت خواهد بود. (30 -29 قیامت) این به هم پیچیدگی یا به خاطر شدت ناراحتی جان دادن است یا در نتیجه از کار افتادن دست و پا و برچیده شدن روح از آنها ، به هر حال یاد مرگ به فرموده امام صادق(ع)شهوتهای سرکش را در درون آدمی می میراند و ریشه های غفلت را از دل بر میکند . قلب را به وعده های الهی نیرو می بخشد و به طبع آدمی نرمی و لطافت می دهد. نشانه های هواپرستی را در هم می شکند. آتش حرص را خاموش می کند و دنیا را در نظر انسان کوچک می کند.

سپس نفخه صور است، نفخه اوّلی (13حاقه) که به دنبالش تغییرات عظیم در صحنه هستی رخ می دهد که می فرماید: در آن روز زمین و کوه ها سخت به لرزه در آید و کوه ها به شکل توده هایی از شن نرم در می آید. (مزمل 14) زمین و کوه ها پس از نفخه اوّلی صور از جا برداشته شوند و یکباره درهم کوبیده و متلاشی گردند در آن روز واقعه عظیم روی می دهد و آسمان هم می شکافد و سست گردیده فرو می ریزد.(حاقه 14-17، 18مزمل) در آن روز آسمان هم چون فلز گداخته می شود و کوه ها مانند پشم رنگین متلاشی خواهد بود. (8-9 معارج) در آن هنگام ماه بی نور گردد و خورشید و ماه یک جا جمع شوند. (7-8قیامت) ستارگان محو و تاریک شوند و کرات آسمان از هم بشکافند و در آن زمان کوه ها از جا کنده شوند. (10-8 مرسلات) بلی حادثه آنقدر عظیم است که حتی کودکان را پیر می کند! (17مزمل)

مرحله بعد محشر است(7) "إلیه تحشرون"(24 ملک) روز محشر از قبرها خارج می شوند به سرعت ، گویی به سوی بتها می روند (43 معارج) او قادر است انسانها را زنده کند (40 قیامت) آیا انسان می پندارد که هرگز استخوانهای او را جمع نخواهیم کرد؟! آری قادریم که حتی خطوط سر انگشتان او را موزون و مرتب کنیم (3-4قیامت)

و گام آخر هم قیامت که یقیناً واقع شدنی است (7مرسلات) روز رستاخیزروزی است که مسلّماً واقع می شود. چه روز واقع شدنی! و تو چه می دانی آن روز واقع شدنی چیست؟ (3-1-حاقه) پس قسم به قیامت " لا أقسم بیوم القیامة" (1قیامت) و در آن بررسی اعمال انسانها و نتیجه آن محقق می گردد که می فرماید: بلکه انسان خودش از وضع خودآگاه است هر چند در ظاهر برای خود عذرهایی بتراشد. (15-14قیامت) " وکلّ نفس بما کسبت رهینة"(38 مدثر)

آیا کسی که به رو افتاده و حرکت می کند به هدایت نزدیکتر است یا کسی که راست قامت در صراط مستقیم گام برمی دارد؟ (22ملک) آیا مؤمنان را هم چون مجرمان قرار می دهیم؟! (35 قلم) در آن روز کسی که نامه اعمالش در دست راست اوست، از شدت شادی و مباهات فریاد می زند که: ای اهل محشر! نامه اعمال مرا بگیرید و بخوانید! من یقین داشتم که به حساب اعمالم می رسم. او در یک زندگی کاملاً رضایت بخش قرار خواهد داشت. (21-19 حاقه) صورت مؤمن شاد ومسرور است و به پروردگارش می نگرد. (22-23قیامت) نه از نقصان اعمال می ترسد و نه از ظلم . (13 جن) برای آنان که اهل مداومت و محافظت بر نمازند ، انفاق می کنند ، با عفت هستند، امانات و عهد را حفظ می نمایند، قیام به ادای شهادت حق نموده و ایمان به معاد دارند،عذابی نیست. (35-22 معارج) به بهشت خود وارد می شوند با برخورداری از نعم خاص خود. (24-23 حاقه، 43-41مرسلات) به آنان گفته می شود: گوارایتان ! اینها در برابر اعمالی است که انجام داده اید! " کذلک نجزی المحسنین" (44-43 مرسلات) و پس از ذکر نعم «ابرار» هم در بهشت (21-11 انسان) به آنان گفته می شود: این پاداش شماست و سعی و تلاش شما مورد قدر دانی است. (22 انسان)

اما کسانی که نامه اعمالشان در دست چپ آنهاست. صورتهایشان عبوس و درهم کشیده (34 قیامت) به رنگ سیاه (27 ملک) چشمهایشان از شدت وحشت به گردش در آید (7 قیامت) و از شدت شرمساری به زیر افتاده، ذلت و خواری وجودشان را فرا گرفته است. (44 معارج ، 43 قلم) در آن روز انسان می گوید: راه فرار کجاست؟ زیرا می داند عذابی در پیش دارد که پشت را درهم می شکند (25 قیامت) هرگز چنین نیست. راه فرار و پناهگاهی وجود ندارد! (11-10 قیامت) اجازه سخن گفتن و دفاع ندارند و نه عذر خواهی (35-36مرسلات) درباره او گویند: او را بگیرید و در بند و زنجیرش کنید (32-30حاقه، 12 مزمل، 4 انسان) سپس او را به دوزخ در افکنید شعله و شراره های آتش است (33-30مرسلات) پیوسته می جوشد، وقتی مجرم به درونش پرتاب می شود صدای وحشتناکی از جهنم بر می خیزد (8-7 ملک) و «سقر» آتشی است که پوست تن را به کلی دگرگون می کند (29-26مدثر) شعله ها دست و پا و پوست سر را می کند و می بَرد. (16 معارج) این جز هشدار و تذکر برای انسانها نیست!! (31 مدثر) مال و ثروت و قدرت بی نیاز نمی کند (28-29 حاقه) هیچ یار مهربانی ندارد (35 حاقه) هیچ دوست صمیمی سراغش را نمی گیرد!(10 معارج) گنهکار دوست دارد فرزندان، همسر، برادر و قبیله اش و همه مردم را در برابر عذاب خود فدا کند. (15-11معارج) آنان در پاسخ علت دوزخی شدن خود این موارد را ذکر می کنند : عدم ایمان به خدا و تکذیب حق و تکبر در برابر آن ، عدم برگزاری نماز ، عدم اطعام مستمندان و عدم تشویق مردم به این کار ، حرص در جمع آوری مال ، کم ظرفیت بودن در برابر نعم و بلایا ، همنشینی با اهل باطل ، مبارزه با قرآن ، انکار روز جزا .(8) غذایشان چرک و خون است(9) به آنان گفته می شود: این عذاب الهی برای شما شایسته تر است " أولی لک فأولی * ثم أولی لک فأولی" (35-34 قیامت)


1)     در سوره انسان

2)     کلام الهی در صورت عدم وجود عصمت است عصمت پیامبر(ص) و نیز مسأله عدم تحریف قرآن به هر شکل و صورت

3)     نزدیک است کافران هنگامی که آیات قران را می شنوند با چشمان خود تو را هلاک کنند و می گویند او دیوانه است!!(51 قلم)

4)     سوره مرسلات آیات 15 – 24 – 28 – 34 – 40 – 45 – 47 – 49

5)     جنها هم صالح و غیر صالح ، مسلمان و ظالم دارند و پس از دریافت محضر پیامبر(ص) و شنیدن آیات قرآن این گروه مسلمان شدند. (11-13-14جن)

6)     پس از گناه نادم و پشیمان شده انسان را به این خاطر سرزنش کرده و مورد ملامت قرار می دهد

7)     بعد از عالم مرگ عالم برزخ است لکن در این آیات مطلبی در این زمینه بیان نشده

8)     سوره های قیامت ، حاقه ، معارج، مدثر

9)     آیه 36 حاقه

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • يكشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۰۸ ق.ظ

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث پنجاه و چهارم

امام علی علیه السلام

کَفاکَ مُؤَدِّبا لِنَفسِکَ تَجَنُّبُ ما کَرِهتَهُ مِن غَیرِکَ؛

دورى کردن از آنچه از دیگران ناخوش می‌دارى، بهترین ادب‌آموز توست.

غرر الحکم: ح ۷۰۷۷