مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

معنی و مفهوم سیره چیست؟

سیره از سِیرَة بر وزن فِعلَة مصدر هیئة است که معنای مصدری خاص داشته و بر هیئت و حالت و نوع فعل دلالت دارد یعنی حالت حرکت نه خود حرکت . شبیه سبک که از سبیکه می آید و در عربی یعنی فلز گداخته شده، ریخته شده در یک قالب و شکل گرفته . سپس سبک را به معنای یک روش ثابت در کارها گرفته اند مثل سبک در ادبیات ، در سیاست و مدیریت و یا در تفسیر .... کسی که سبک دارد تابع یک قواعد مشخّص است مثل فلز گداخته شده ، ریخته شده در قالبهای مشخّص و قابل رؤیت . سبک یعنی داشتن روشهای مشخّص پایدار در هر حوزه. و این چنین است که واژه سبک ما را به مفهوم سیره نزدیک می کند. بنابراین:

"سیره" عبارت است از مجموعه قواعد، اصول و روشهای پایدار ، محکم و قابل تشخیص در حوزه عمل و رفتار تا الگو پردازی شود. سیره یعنی الگو پردازی ، بیان روش زندگی نه تاریخ زندگانی ، به گونه ای که بتوان به آن تأسّی نمود.

شهید مطهری (ره) می فرماید: "سیره" منطق عملی است . همانطور که منطق نظری داریم، منطق عملی هم داریم. منطق صوری و نظری قواعدی است که اگر ما آن را رعایت کنیم صورت فکرمان را از خطا حفظ می کنیم و استنتاجمان درست می شود ، در سیره هم ما یک قواعدی داریم که اگر بتوانیم آنها را رعایت کنیم عملمان از خطا حفظ می گردد. البته اصول و قواعد سیره مثل اصول برهانی و منطقی و تظری ثابت است و غیر قابل تغییر(1) اما نکته بعدی آنکه :

ضرورت و اهمیت سیره چیست؟

  1. چنانکه در قبل بیان شد ما در مسیر بندگی نیاز به الگو داریم. الگوی مناسب؛ چرا که فطرت انسان الگو طلب است .
  2. اسلام و ایمان صرفاً یک امر ذهنی نیست چسبیده به عمل است و ایمان باید با عمل عجین باشد. چنانکه امام صادق (ع) می فرماید: " الایمان کُلُّه العَمَل"
  3. ما در حوزه دین و اسلام نیازمند به میزان عملی هستیم «منطق عملی»، ملاک و معیاری که عملمان را با آن بسنجیم. یعنی ما ترازو می خواهیم و سیره ترازوی ماست " الوَزنُ یومئذٍ الحقّ"(2)
  4. دریافت فهم درست از اسلام ، اسلام صحیح که نزد ائمه معصومین است نه مدعیان اسلام!
  5. و 6 . دریافت اسلام جامع و هندسه صحیح از اسلام ، تصویر کامل از اسلام و فهم صحیح از آن یعنی اسلام حقیقی نزد اهلبیت (ع) است .(3) و اسلام رسمی و درباری نزد دشمنان آنان که در تعبیر قرآن " نؤمِنُ بِبَعضٍ و نکفرُ بِبَعضٍ" می باشند.

حال با توجه به این مقدمه در خدمت قرآن مجید قرار می گیریم . " سوره فرقان ازآیه 63 تا آخر سوره " که در آن سیمای انسان کامل ارائه می شود با عنوان "عباد الرحمن" با علائم و نشانه هایی که یک به یک بیان شده و در کنار هر ویژگی در سیره هم به سراغ سیره نبوی(ص) و سیره حسینی(ع) « البته به اختصار» میرویم که " الاسلامُ بَدؤُهُ مُحَمَّدیٌّ و بَقائُهُ حُسینیٌّ" و پیامبر (ص) فرمودند(4): "حسینٌ منّی و أنا مِن حُسَین" به عنوان یکی از حاملان و حافظان دین و شریعت و اینکه حضرت وظیفه حفظ و تبلیغ اسلام را به کمال و خوبی انجام داده است در شرایطی که پیامبر (ص) زمان حضرت را چنین توصیف می نماید:

"سَیَأتی زمانٌ علی أُمَّتی لا یَبقَی مِنَ القرآنِ إلّا رَسمُهُ و لا مِنَ الإسلامِ إلّا اِسمُهُ یُسَمُّونَ بِهِ و هُم أبعَدُ النّاسِ عَنهُ" (5)

زمانی بر امت من خواهد بود که از قرآن جز رسمش که همان خطّ و نوشته آن است و از اسلام نیز جز نامش نخواهد ماند. مردمان به این نام « مسلمانی» نامیده می شوند ولی آنان از همه کس از اسلام دورترند.

علائم و نشانه های " عباد الرحمن" یا انسان کامل عبارتند از:

1 . تواضع و فروتنی:

پس می فرماید: " عِبادُ الرحمَنِ الَّذینَ یَمشونَ عَلَی الأرضِ هَوناً"

بندگان "خاص خداوند" رحمان کسانی هستند که با آرامش و بی تکبّر بر زمین راه می روند.

عباد = جمع عبد به معنای بتده است (6) و از نظر لغت عرب به انسانی می گویند که سر تا پا تعلق به مولا و صاحب خود دارد، اراده اش تابع اراده او و خواستش تابع خواست اوست و در برابر او مالک چیزی نیست.(7) در اصطلاح مردم ، بنده به کسی می گویند که مالک داشته باشد ولی باید توجه نمود که بندگی بر دو نوع است :

بندگی اعتباری و قراردادی ، مثلاً رسم عقلای جهان در جنگ ها و نبردها این بود که اگر یک طرف برطرف دیگرغالب و پیروز می گردید ، فرد مغلوب را به اسارت و بندگی خویش در می آورد و خود را مالک او می خواند. البته این نوع بندگی جز یک رسم اجتماعی ، حقیقت دیگری ندارد ، زیرا نه اسیر کننده ، مالک واقعی اسیر شده است و نه آن فردی که به اسارت در آمده است بنده واقعی او می باشد ، بلکه این مالکیت ، یک نوع قرارداد اجتماعی است که یکی را مالک و دیگری را مملوک قلمداد می نماید ولی لحظه ای که ورق بر می گشت موضوع مالکیت و مملوکیت نیز دگرگون می گردید، مالک دیروزی مملوک امروزی می شد.

امّا مالکیت خدا و مملوکیت بشر نسبت به خداوند بر یک واقعیت خارجی خلل ناپذیر تکوینی استوار است که هیچ گاه قابل دگرگونی نیست ، سرچشمه این مالکیت ، این است که همه چیز جهان ، حتی خود انسان ، مخلوق او بوده و در پرتو قدرت او جامه ی هستی پوشیده است ، هر لحظه از او وجود و هستی می گیرد و خود واجد چیزی نیست و در حقیقت مصداق روشن آیه " عَبداً مَملوکاً لا یَقدِرُ عَلی شیءٍ: بنده مملوکی که بر چیزی قادر و توانا نیست" ، این نوع بندگی است نه آن بندگی های اعتباری و قرار دادی(8)

ادامه دارد.....


  1. سیره پیشوایان دینی – مصطفی دلشاد تهرانی
  2. در سلام بر علی (ع) می گوئیم: "السلام علی میزان الأعمال"- زیارت مطلقه امیر مؤمنان علی (ع)
  3. سیره پیشوایان دینی – مصطفی دلشاد تهرانی
  4. نقش ائمه در احیاء دین – سید مرتضی عسگری
  5. ثواب الأعمال – شیخ صدوق – ص 301/ بحار الأنوار – علامه مجلسی – ج 52 – ص 190
  6. سیمای انسان کامل در قرآن – جعفر سبحانی
  7. تفسیر نمونه - ناصر مکارم شیرازی – ج 22 – ص 387
  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • چهارشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۳، ۰۸:۵۷ ق.ظ

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث پنجاه و چهارم

امام علی علیه السلام

کَفاکَ مُؤَدِّبا لِنَفسِکَ تَجَنُّبُ ما کَرِهتَهُ مِن غَیرِکَ؛

دورى کردن از آنچه از دیگران ناخوش می‌دارى، بهترین ادب‌آموز توست.

غرر الحکم: ح ۷۰۷۷