مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

حُبُّ الشَّی ءِ یُعمی وَ یُصِمُّ ، " دوست داشتن چیزی ، چشم را کور و گوش را کر می کند ." عشق و علاقه به لذّات دنیا و آرمان های دنیوی ، چشم را کور و گوش را کر می کند . و الّا پدر ماکیاولی صفتش ( معاویه ) هم گفته بود ؛" این مرد ( حسین ع ) محبوب ترین مردم در نزد مردم است ." مگر شهوت می گذارد که آدم ببیند ، مگر شهوت می گذارد که آدم بشنود .
حال ، انگیزه ی ما از گریه برای امام حسین (ع) چیست ؟
انگیزه اول : شاید نود درصد آنان که برای امام حسین (ع) گریه می کنند ، به خاطر احساس مظلومیّت آن بزرگ است که البته همین طور هم هست ، و می توان گفت یکی از ابعاد خیلی مهم است . در حقیقت ، با این اشک هایی که میریزیم، مدافع مظلومیم و می خواهیم از مظلوم دفاع و حمایت کنیم . خوشا به حالتان ،چنین ملتی دیگر مرگ و نابودی ندارد . ملتی که بداند باید از مظلوم طرف داری کند . پدر امام حسین (ع) ، علی بن ابیطالب (ع) پس از آن که " ابن ملجم" لعنة الله او را زد ، به امام حسن (ع) و امام حسین (ع) چنین وصیت فرمود ؛
... وَ کُونَا لِلظَّالِمِ خَصماً ، وَ لِلمَظلُومِ عَونا
" همیشه دشمنِ ظالم و کمک و یار مظلومان باشید ."
حالا به همین مقدار که شما می گویید ما مظلوم را یاری می کنیم و این اشک هم برای مظلوم ریخته می شود ،خیلی مقدس و بسیار عالی است . خداوند این یاری از مظلوم را از همه ی شما قبول کند .
انگیزه ی دومی که برای این احساسات و برای این گریه ها می توان گفت ، که آن هم کمی در درون رشد یافته گان است ، این است که به نظرشان عجیب می رسد ، که آنان ( یزیدیان ) عدالت و حق را ( یعنی حمایتگران وحق را ) تباه کردند ، بدون این که کوچک ترین دلیلی بیاورند ، خدایا ، حق و عدالت را چه طور این ها کوچک دیدند ! آزادی را چقدر پست دیدند ! این ها در حقیقت ، نمادی از بد بختی بشر است . آخر ، یعنی چه ؟ این مرد ( امام حسین ع) هم قبل از وقوع فاجعه چند بار صحبت کرد . حتی گفت مهلت می دهم تا بنشینید کمی فکر کنید . من هم که از دست شما فرار نمی کنم . حتی روز عاشورا فرمود ؛ من هستم . من که الان از چنگال شما نمی خواهم فرار کنم . نمی خواهم از این ستون به آن ستون بکنم ، ولی فکر کنید که شما با چه کسی طرف هستید ؟ اگر حسین بن علی (ع) این جا هم شهید نشود . بالاخره ، چند روز دیگر باید [ از این دنیا ] برود . ولی شما با ارزش ها طرف هستید و من هم یک نفر انسان هستم . امروز اگر در این میدانِ سوزان کربلا ، جان و کالبدم وداع نکرد ، بالاخره روزی فرا میرسد که چنین شود . 57 سال دارم هفت هشت سال دیگر هم روی آن .
به هر حال ، اشک هایی هستند که واقعا بسیار مقدس ، و از آنِ رشد یافتگان است و آن این است که با یک حال شگفتی و بُهت نگاه می کنند . آن بهت و شگفتی، گریه می آورد . یعنی انسان ، به اصطلاح مردم " تو میزند " که این ها چه قیافه ای داشتند ؟ در مقابل مردی سر تا پا حق و حقیقت بود ، چگونه فکر می کردند ؟ بعد هم که یزیدیان پشیمانی فرا گرفت ، معلوم می شود در آن روز ، رنگ عدالت برای آن ها چنان مات شده بود که برای دو روز ، تاریخ بشر را رو سیاه کردند . واقعا این هم از مسایلی است که می توان گفت در بعضی ها مؤثر می شود و در اشک انسان ها شرکت می کند . با این تفاوت که این ها مربوط به کسانی است که مقداری با اصول و عظمت های انسانی و ارزش های والای انسانی سرو کار دارد .
در بعضی دیگر – که خیلی استثنایی است – اشک شوق است . در حقیقت این ، اشک نشاط است . اشک شوق نهایی که خدایا ، سپاس تورا می گزاریم که برای دفاع از ارزش های انسانی و برای دفاع از اسلام ، چنین قربانی هایی آماده شدند . بدون کوچک ترین پروا به میدان آمده و گفته است ، من خونم را در این راه می ریزم . این که تبهکاران و نابکاران نابخرد تاریخ ، بالاخره با دست افرادی که از بالا ساخته شده اند به زمین می خورند ، یک هیجان درونی دارد که به صورت اشک بیرون می آید . جلّ الخالق عَظُمَ سُلطانُک . خدایا ، خودت می دانی چه کار کنی . لذا ، می توان گفت حسین (ع) به عنوان یک فرد آن روز قیام نکرد . جوامع اسلامی با شنیدن این که در مقابل آن طاغوت نابکار ، فردی به این عظمت قیام کرده است . در حقیقت همه ی انسان های آن روز پذیرفته بودند ، مگر کسانی که سفره های رنگارنگ آل امیّه آن ها را گول زده بود. ولی انسان ها ، همه از ته دل به وضع حسین رضایت دادند . مثل این که حسین (ع) را نماینده ی کلّ انسانیّت دانستند .
این نشاط دارد که انسان – اگر هم اکثریّت دنیا با نابکاران باشد – خوشحال باشد که در ردیف اول ، حسین بن علی(ع) را دارد . ای کسانی که در این دنیا می گویید گوشده داریم ، در گروه چه کسی هستید ؟ ما در آن گروه هستیم که ردیف اولش ، حسین(ع) بود که حتی نگفت من پسر فاطمه هستم – البته در مواردی استشهاد می فرمود – از این به بعد هم برای اتمام حجت گفت ، ولی مطلب این بود که ؛ من بر مبنای حقّم و اگر کسی اعتراض دارد ، اعتراض کند . اما هیچ کس اعتراض نکرد . خدایا ، بشر این قدر لجاجت داشته باشد که اعتراض کند . چه اعتراضی بکند ؟ حسین(ع) ایستاد و فرمود که ؛ فَاجمَعُوا اَمرَکُم ثُمَّ اقضُوا فی ... " بیندیشید و یک مقدار دسته جمعی فکر کنید ، سپس هر حکمی درباره ی من می خواهید بکنید . " من هم این جا ایستاده ام ، اما آخر بیندیشید ....
این مطلب ادامه دارد....
  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • چهارشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۳، ۰۹:۰۹ ق.ظ

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 58

امام صادق سلام الله علیه :

اَنَّ الْعَبْدَ اِذا لَمْ یَعْرِفْ وَجْهَ رِزْقِهِ کَثُرَ دُعاؤَهُ؛

وقتى که بنده مؤمن نداند روزیش از کجا خواهد رسید، زیاد دعا مى‏کند.

توحید صدوق، ص 402؛