مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

امام علی (علیه السلام):

پرهیزگاران در شب بر پا ایستاده مشغول نمازند. قرآن را جزء جزء و با تفکر و اندیشه می خوانند. با قرآن جان خود را محزون و داروی درد خود را می یابند. وقتی به آیه ای برسند که تشویقی در آن است با شوق و طمع بهشت به آن روی می آورند و با جان پر شوق در آن خیره شوند و گمان برند که نعمتهای بهشت برابر دیدگانشان قرار دارد.

نهج البلاغه – خطبه 193

گزیده ای از معارف الهی جزء بیست و پنجم:

  • برای پویندگان طریق «معرفة الله» پایه اصلی شناخت تمام صفات خداوند این است " لیس کمثله شیء"(11شوری) که بدون توجه به آن به هیچ یک از اوصاف پروردگار پی نخواهند برد . او "لطیفٌ بالعباد" است (19 شوری) و مقام لطف هم بهترین دلیل بر مقام ربوبیت حضرت حق پس از خالقیت می باشد "الذی فطرنی سیهدین"(27 زخرف) و چون هدایت از شئون ربوبی است مسیر هدایت الهی هم مشخص می گردد "صراط مستقیم" که می فرماید: آنچه را بر تو وحی شده محکم بگیر که تو بر صراط مستقیمی! (42 زخرف) پس هرگز در این تردید نکنید و از من پیروی نمایید که " هذا صراطٌ مستقیمٌ". (61 زخرف) تو را بر شریعت و آیین حقی قرار دادیم از آن پیروی کن و از هوسهای کسانی که آگاهی ندارند پیروی مکن (18 جاثیه) سپس فرمود: آیینی را برای شما تشریع نمود که به نوح(ع) توصیه کرده بود و آنچه را بر تو وحی فرستادیم و به ابراهیم (ع) و موسی(ع) و عیسی(ع) سفارش کردیم، این بود که: دین را بر پا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید(13شوری) " و جعلها کلمة باقیة فی عقبه لعلهم یرجعون" (28 زخرف) ابراهیم(ع) نه تنها در حیات خود طرفدار اصل توحید و مبارزه با هر گونه بت پرستی بود بلکه تمام تلاش و کوشش خود را به کار گرفت که کلمه توحید همیشه در جهان باقی و برقرار بماند. او حکم توحید را «کلمه باقیه» در فرزندان و اعقاب خود قرار داد و جالب اینکه امروز تمام ادیانی که در کره زمین دم از توحید می زنند از تعلیمات توحیدی ابراهیم(ع) الهام می گیرند و سه پیامبر بزرگ الهی « موسی(ع) ، عیسی(ع) و محمد (ص)» از دودمان اویند. پس عیسی(ع) هم بنده ای بود که ما به او نعمت داده و او را نمونه و الگویی برای بنی اسراییل قرار دادیم (59 زخرف) فرماید: " ان الله هو ربّی و ربّکم فاعبدوه هذا صراطٌ مستقیم"(64 زخرف)
  • وتوصیه دیگر اینکه مراقب باشید شیطان شما را از این راه باز ندارد که او دشمن آشکار است (62 زخرف) و هر کس از یاد خداوند دور شود ، شیطان را به سراغ او می فرستیم. پس همواره قرین اوست که از راه خدا باز می دارد، در حالیکه «این انسان» گمان می کند هدایت یافته حقیقی است!! اما در قیامت می فهمد که شیطان بد همنشینی بوده است!! (38-36زخرف)
  • آری! " فلذلک فادعُ"(15 شوری) آنها را به سوی این آیین واحد الهی دعوت کن و به راستی "إنک لتهدی إلی صراط مستقیم" (52 شوری) تو مسلّماً به سوی راه راست هدایت می کنی ، راه خداوندی که تمامی آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست. آگاه باشید که همه کارها تنها به سوی خدا باز می گردد (53شوری) لذا به بندگان می فرماید: اجابت کنید دعوت پروردگار خود را پیش از آن که بازگشتی برای آن در برابر اراده خداوند نباشد! (47 شوری) و بدینگونه خداوند با روشن کردن مسیر هدایت بندگان ، باطل را محو و حق را پابرجا می سازد (24شوری) یعنی صراط مستقیم الهی همان پیام قرآن حق است که رحمتی از جانب پروردگار می باشد (6 دخان) در شبی پر برکت به حق نازل شده همراه با میزان (17 شوری) و به حق هم تلاوت می شود . به راستی اگر به آن ایمان نیاورند به کدام سخن بعد از آن ایمان می آورند؟ (6جاثیه) قرآن کتاب مبین است (2دخان) آن را بر زبان تو آسان ساختیم تا متذکر شوند. (58زخرف) با اینکه محتوایش فوق العاده عمیق و ابعادش بسیار گسترده است ساده، روان، همه کس فهم و قابل استفاده برای همه قشرهاست. مثال هایش زیبا، تشبیهات آن طبیعی و رسا،داستانهای واقعی و آموزنده، دلایل آن روشن و مستحکم، بیانش ساده و فشرده و پر محتوا و در عین حال شیرین و جذّاب تا در اعماق قلوب انسانها نفوذ کند، بی خبران را آگاه، و دلهای آماده را متذکر می سازد . آری ، قرآن "لذکرٌ لک و لقومک" (44زخرف) مایه یادآوری و عظمت تو و قوم توست. هدف نزول ذکر «قرآن» بیدار ساختن انسانها و آشنا نمودن آنان به وظایفشان می باشد. این قرآن و شریعت آسمانی «صراط مستقیم»، وسائل بینایی و مایه هدایت و رحمت بر مردمی است که به آن یقین دارند (20جاثیه) و درباره آنان می فرماید: آنچه به شما عطا شده متاع زود گذر زندگی دنیاست و آنچه نزد خداوند است برای کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل می کنند بهتر و پایدارتر است . همان کسانی که از گناهان بزرگ و اعمال زشت اجتناب می ورزند. "فواحش" به معنای اعمال بسیار زشت است و ذکر خاص آن پس از کبائر که عام است نشان از اهمیت آن دارد . هنگامی که خشمگین شوند عفو می کنند .« چرا که امام باقر(ع) می فرماید: کسی که به هنگام شوق و علاقه و به هنگام ترس و وحشت و هنگام خشم و غضب، مالک نفس خویشتن باشد خداوند بدن او را بر آتش دوزخ حرام می کند.» و کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را بر پا می دارند و کارهایشان به صورت مشورت در میان آنهاست؛ زیرا حضرت علی(ع) می فرماید: هیچ پشتیبان و تکیه گاهی هم چون مشورت نیست و مشورت عین هدایت است. و نیز از آنچه به آنها روزی داده ایم انفاق می کنند و کسانی که هر گاه ستمی به آنان رسد «تسلیم ظلم نشده» یاری می طلبند. (38-37شوری) پس اینان که ایمان آورده و عمل صالح انجام می دهند بدانند هرکس کار نیکی انجام دهد بر نیکی اش می افزاییم چرا که خداوند آمرزنده و سپاسگزار است (23شوری) ، در خواست آنان را اجابت می نماید که یا پذیرش عبادات و طاعات آنهاست یا دعای آنان درباره یکدیگر یا طلب شفاعت درباره آنها ، و علاوه بر آن از فضل خود به آنها می افزاید. (26شوری) ظالمان یار و یاور یکدیگرند اما خداوند یاور پرهیزگاران است. توبه آنان را می پذیرد و بدیهایشان را می بخشد. (25شوری) ملائکه هم برای آنان استغفار می کنند و خداوند غفور و رحیم است. (35شوری) بسیاری از گناهان را می بخشد(34 شوری) و می فرماید: هرمصیبتی به شما برسد به خاطر اعمالی است که انجام داده اید و بسیاری را نیز عفو می کند (30 شوری) حضرت علی (ع) می فرمایند: هیچ ملتی از آغوش ناز و نعمت زندگی گرفته نشد مگر به واسطه گناهانی که انجام دادند زیرا خداوند هرگز به بندگانش ستم روا نمی دارد. هر گاه مردم در موقع نزول بلاها و سلب نعم با صدق نیت به پیشگاه خداوند تضرع کنند و با دلهای پر اشتیاق و آکنده از مهر خداوند از او در خواست جبران نمایند ، مسلّماً آنچه از دستشان رفته را به آنها باز می گرداند و هر گونه مفسده ای را برای آنها اصلاح می کند (نهج البلاغه – خطبه 178)
  • اما کسانی که به آیات قرآن کافر شوند عذاب دردناک دارند (10جاثیه) آنان که کفورند و "کفور مبین"(15زخرف ، 48شوری) و وقتی حق «قرآن» برای آنان آمد کراهت داشتند (78 زخرف) و به خاطر این ویژگی کفّار به پیامبر (ص) توصیه شده است که: از آنان اعراض کن با این کلام: "فاصفح عنهم" (89 زخرف) و این اعراض قهر و جدایی توأم با خشونت و پرخاشگری نیست بلکه سلام است، سلامی به عنوان جدایی و بیگانگی نه دوستی و تحیّت! (89 زخرف) زیرا پیامبر ما مأمور به استقامت است، عدم پیروی از هوا و هوسهای بندگان و مأمور به اجرای عدالت میان آنان ، دادگری و عدالت در حالت خشنودی و غضب!! (15 شوری)
  • کفر کافران هم برخاسته از تکبّر ایشان است؛ هر چند پرهیز داده شده اند که در برابر خداوند «هم چون فرعون» تکبّر نورزند (2 دخان) لذا می فرماید: وای بر دروغگوی گنهکار که پیوسته آیات خداوند رامی شنود اما از روی تکبّر اصرار بر مخالفت دارد گویی اصلاً آن را نشنیده است و هر گاه به بعضی از آیات آگاه شود استهزاء می نماید.(9-7جاثیه)
  • و کافرانی که در برابر قرآن استکبار کردند، مجرمند. (33جاثیه) کافران با حق بازی می کنند (9 دخان) و در نقطه مقابل تمسک به قرآن "صراط مستقیم" (21 زخرف) به تقلید کورکورانه از پدران و روش آنها پرداخته و آن را هدایت می پندارند!! (22 زخرف) آن هم هدایت بخش تر از قرآن !! (24 زخرف) روشی که آنان را به انعکاس زشت در برابر تولد فرزند دختر وا می دارد. (17 زخرف) و نمی دانند که مالکیت و حاکمیت آسمانها و زمین از آن خداوند است؛ هر چه را بخواهد می آفریند . به هر کس اراده کند دختر می بخشد و به هر کس بخواهد پسر، یا اگر بخواهد پسر و دختر هر دو را برای آنان جمع می کند و هر کس را بخواهد عقیم می گذارد زیرا که او دانا و قادر است. (50- 49 شوری) و یا جایگاه انسانی خود را تخفیف داده و به اطاعت انسانی مثل خود می پردازد "مثل فرعون" (54 زخرف) و یا می گویند : اگر خداوند می خواست ما فرشتگان را پرستش نمی کردیم! آنان به این امر هیچ گونه علم و یقین ندارند و جز دروغ چیزی نمی گویند. (20 زخرف) به هنگام اعطای نعمت روی گردانده و با حال تکبّر از حق دور می شوند. (49 فصلت) اگر روزی آنها هم زیاد شود طغیان می کنند. (27 شوری) لذا می فرماید: اگر تمکّن کفّار از مواهب مادی سبب نمی شد همه مردم به اتفاق گمراه شوند ما برای کسانی که کافر می شدند خانه هایی قرار می دادیم با سقفهایی از نقره و نردبانهایی که از آن بالا روند و برای خانه های آنها درها و تختهایی «زیبا و نقره گون» قرار می دادیم که بر آن تکیه کنند و انواع وسایل تجملی ، ولی تمام اینها متاع زندگی دنیاست و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است (35-33 زخرف) و نیز می فرماید: آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم می کنند؟! ما معیشت آنان را در حیات دنیا در میانشان تقسیم کردیم و بعضی را بر بعضی برتری دادیم تا یکدیگر را مُسخّر کرده « و با هم تعاون نمایند» و رحمت پروردگارت از تمام آنچه جمع آوری می کنند بهتر است. (32 زخرف) پس هر گاه مختصر ناراحتی به اینان می رسد تقاضای فراوان و مستمر برای برطرف شدن آن را دارند، (51 فصلت) اگر نعمت دهیم دلخوش می شوند و اگر بلا نازل شود کافر می گردند. (48 شوری)
  • هرگاه شر و بدی به ایشان می رسد مأیوس می شوند (49 فصلت) و خداوند هم پس از مأیوس شدن آنان رحمت خود را نازل می کند (28 شوری) گمان ندارند که قیامت بر پا شود و معتقدند اگر بازگشتی باشد برای ایشان فقط پاداش نیک است!! (50 فصلت) در صورتی که وعده خداوند حق است و شکی در آن نیست. (7شوری، 32جاثیه) شاید نزدیک باشد. (17 شوری) ناگهانی است. (66زخرف) اما علم آن در نزد خداوند است. (47- 85 زخرف) در هنگام وقوع آن انسانها از قبر های خود خارج می شوند مثل زنده شدن زمین مرده !!(11زخرف) آری این خداوند است که شما را زنده می کند. (26 جاثیه) چرا که روز قیامت «یوم الجمع» است . در آن روز هر امتی از وحشت بر زانو نشسته به سوی کتابش « نامه اعمال» خوانده می شود. آری این کتاب ماست که جز به حق با شما سخن نمی گوید. (29-27 جاثیه) آنچه را انجام می دادید در آن می نوشتیم (29 جاثیه) بدیهای اعمال کافران و آنچه استهزاء می نمودند بر ایشان آشکار می گردد. با دیدن اعمالشان سخت بیمناکند.(22شوری) سپس قیامت را « یوم الفصل» گویند. وعده گاه همه! (40 دخان) گروهی در بهشت و گروهی در جهنم (7 شوری) آنها را می بینی که بر آتش عرضه می شوند در حالیکه از شدت مذلّت خاشعند و زیر چشمی به آن نگاه می کنند! (45 شوری) مجرمان در این عذاب جاودان و مأیوسند و مرگ خویش را می طلبند . هرگز عذابشان تخفیف نمی یابد. فریاد می کشند : ای مالک دوزخ! ای کاش پروردگارت ما را بمیراند تا آسوده شویم می گویند: شما در اینجا ماندنی هستید .(77 – 74زخرف) خداوند آنان را فراموش می کند چون آنان قیامت را فراموش کرده ، آیات الهی را به سخره گرفته و زندگی دنیا آنان را فریب داد. (35-34 جاثیه) در آن روز هیچ دوستی، دوست خود را کمک نمی کند و یاری نمی شوند مگر کسی که خدا به او رحم کند. (41-40 جاثیه) عذاب کافران ، غذایی از درخت زقّوم ... و به مأموران گویند : این کافر مجرم را بگیرید و میان دوزخ پرتابش کنید و... (50 – 43دخان)
  • به راستی آیا کسانی که مرتکب بدیها و گناهان می شوند گمان کردند ما آنها را هم چون کسانی قرار می دهیم که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند که حیات و مرگشان یکسان باشد؟! چه بد داوری می کنند! (21 جاثیه) مؤمنین پیوسته از قیامت هراسانند. (18 شوری) در روز قیامت که دوستان دشمن یکدیگرند، متقین دوستان هم هستند داخل در رحمت الهی (67 زخرف، 30 جاثیه) بدون حزن و اندوه چون مؤمن وتسلیم بوده اند. با همسرانشان در باغ های بهشت روبروی هم و در نهایت شادمانی هستند . با ظرفهای طلایی غذا و جامهای شراب طهور .... هرچه دلشان بخواهد و چشمها لذت برد، موجود است: لباسهایی از حریر نازک و ضخیم، انواع میوه ها به فراوانی. مرگ ندارند و جاودانه اند . از دوزخ محفوظ هستند. این فضل بزرگ پروردگار است. (30جاثیه، 22شوری، 68-73زخرف) به راستی هر کس عمل صالح کند برای خود کرده و هر کس کار بد ، به زیان خود اوست.(15 جاثیه)
  • "الحمدلله" حمد و ستایش مخصوص خداوند است . پروردگار آسمانها و زمین و جهانیان و برای اوست کبریایی و عظمت در آسمانها و زمین " وهو العزیز الحکیم" (36-37 جاثیه)
  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • چهارشنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۳، ۰۱:۲۰ ق.ظ

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 73

قال الجواد علیه السلام:

«الْمُؤْمِنُ یحْتَاجُ إِلَی ثَلَاثِ خِصَالٍ تَوْفِیقٍ مِنَ اللَّهِ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ ینْصَحُهُ.

مؤمن نیازمند سه چیز است: توفیق الهی، واعظ درونی و پذیرش خیرخواهی ناصحان

بایگانی