مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

امام علی (علیه السلام):

آگاه باشید که شفاعت قرآن پذیرفته و سخنش تصدیق می گردد ، آن کس که در قیامت قرآن شفاعتش کند بخشوده می شود و آن کس که قرآن از او شکایت کند محکوم است. در روز قیامت ندا دهنده ای بانگ می زند که: "آگاه باشید امروز هر کس گرفتار بذری است که کاشته و عملی است که انجام داده جز اعمال منطبق با قرآن"

نهج البلاغه – خطبه 176

گزیده ای از معارف جزء بیست و سوم:

  • خداوند عزیز حکیم که نازل کننده به حق قرآن، این کتاب هدایت است ، (1-2 زمر) برای توجه دادن انسانها به آیات آفاقی و انفسی و نشانه های قدرتش در زمین و آسمان ، پیوسته در این قرآن به موجودات مختلف سوگند یاد می نماید تا بندگان را به تفکر در این آیات وادار و از این راه به معرفتش دست یابند. که از جمله آنان فرشتگانند .(1 – 3 صافات) سوگند حضرت حق به همه گروه های مورد سوگند ، حاکی از عظمت مقام آنها در پیشگاه اوست و ضمناً الهام کننده این حقیقت که رهروان و مجاهدان راه حق در تلاشهای جمعی خود برای رسیدن به مقصود می بایست از این مراحل بگذرند :
  1. " الصافات" صفوف خود را منظم ساخته و هر گروه در صف خود قرار می گیرد (1) تمام صفوف فرشتگانی که مأمور نزول وحی بر پیامبران در عالم تشریعند و یا آماده اجرای اوامر الهی در عالم آفرینش و نیز صفوف رزمندگان و مجاهدان راه خدا یا صفوف نماز گزاران و عبادت کنندگان .
  2. سپس "زاجرات" به طرد موانع از سر راه و رفع مزاحمتها با فریاد بلند می پر دازند . یعنی فرشتگانی که وسوسه های شیاطین را از قلوب انسانها دور می کنند و یا انسانهایی که به فریضه امر به معروف و نهی از منکر می پردازند .
  3. و بعد از آن " تالیات" آیات الهی و فرمانهای پروردگار را بر قلوب آماده پی در پی بخوانند و در مقام تحقق بخشیدن به محتوای آن برآیند. اشاره به تمام فرشتگان و جماعتهایی از مؤمنان که آیات الهی و ذکر خدا را پی در پی تلاوت می کنند.
  • این کتاب نازل شده مبارک است (29 ص) دارای خیر مستمر و مداوم « خیر و سعادت دنیوی و اخروی» و اشاره به دوام استفاده جامعه انسانی از تعلیمات آن دارد و این خیر و برکت به شرط آن است که در آن تدبّر شده از آن الهام بگیرید و به حرکت در آیید. (29 ص) ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی در آن واقع شود. هدف این نبوده که تنها به تلاوت و لقلقه ی زبان قناعت شود بلکه می بایست آیاتش سرچشمه فکر و اندیشه و مایه بیداری وجدانها گردد و آن نیز به نوبه ی خود حرکتی درمسیر عمل بیافریند.
  • معرفی پیامبران الهی و بیان سرگذشت عبرت انگیز آنان و امتهایشان در این راستا صورت پذیرفته است. هر چند برخی از آنان دارای برجستگی و ویژگی خاص می باشند.

از جمله حضرت ابراهیم (ع) است صاحب قلب سلیم «سلامت از هرگونه بیماری اخلاقی و اعتقادی ، قلبی الهی یعنی حرم خداوند» به همراه فرزندش اسماعیل (ع) در جریان اجرای فرمان الهی مبنی بر ذبح این فرزند ، که هر دو در نهایت تسلیم این فرمان حق هستند و می فرماید: "یا أبتِ افعل ما تؤمر ستجدنی إن شاء الله من الصابرین" (103 – 101 صافات) و خداوند هم در عوض این تسلیم ذبح عظیمی را فدای او می نماید ( 107 – 104 صافات)

حضرت یونس(ع) است و تنها قوم نجات یافته او در میان اقوام پیامبران به دلیل توبه واقعی به درگاه حضرت حق . حضرت یونس (ع) با ظاهر شدن آثار عذاب « قبل از توبه آنان» به روش همه پیامبران قوم خویش را ترک (2) و پنداشت خدای عزیز رزق او را در تنگنا قرار نخواهد داد.(3) پس " فالتقمه الحوت و هو ملیم"( 142 صافات) و اگر او از تسبیح کنندگان نبود تا قیامت در شکم ماهی باقی می ماند . ( 144 – 143 صافات)

و دیگر داوود (ع) است صاحب حکمت علمی وعملی (20 ص) علم قضا و داوری صحیح و عادلانه با این فرمان " فاحکم بین الناس بالحق ولاتتبع الهوی" (26 ص) زیرا به فرمایش امام باقر(ع) سه چیز است که آدمی را هلاک می کند؛بخلی که در رد اطاعت باشد . هوای نفس که از آن پیروی نماید و راضی بودن انسان از خویشتن!! و اما حضرت داود (ع)(4) پنداشت خدای عز و جل مخلوقی داناتر از او نیافریده پس خداوند در یک آزمایش الهی دو فرشته را به صورت تمثّل « در قیافه مردانی از نوع انسان» و در قالب طلب داوری از حضرت درباره میش هایشان (99 و 1) به محضر حضرت وارد ساخت به دلیل شرایط غیر عادی ورود آنان به محضر حضرت،داوری ایشان در مورد آنان هر چند عادلانه بود لکن با عجله صورت گرفت و پیش از آنکه از طرف مقابل توضیحی دریافت شود!! ولی به هر حال حکمی که صادر شد حکمی در ظرف تمثّل بود مثل وقایع خواب که تکلیفی ندارد ، در ظرف تمثّل هم تکلیفی نیست. تکلیف در عالم مشهود یعنی جهان ماده است و خطای در آن ناسازگار با عصمت . پس استغفار حضرت داود استغفار از یک گناه واقعی نمی باشد. (25 – 21 ص) و در مکتب اهل بیت هم اسرائیلیات در این زمینه جزء روایات منتقله از مکتب خلفاء به مکتب اهل بیت است و به فرمایش امام صادق(ع) :"دو حدیثی که با هم تعارض دارند آن را که با اخبار عامه موافق است واگذارید و به آن اعتماد نکنید" لذا امام رضا (ع) در برابر این اسرائیلیات به علی بن جهم فرمود:«إنا لله و إنا إلیه راجعون» راستی که شما یکی از انبیاء الهی را تا به آنجا متهم کردید که در نماز سهل انگار ی کرد و دنبال پرنده افتاد و به زشتی گرایید و به کشتن بی گناهان « اوریا فرمانده لشگرش» دست یازید.!! این طور نبود بلکه وضع زن در دوره داوود چنان بود که اگر شوهرش فوت می کرد یا کشته می شد او هرگز شوهر نمی کرد . پس به امر الهی داود(ع) در این زمینه سنت شکن می شود «همچون سایر انبیاء» و با همسر اوریای کشته شده ازدواج می نماید و این آن چیزی است که بر مردم درباره اوریا گران آمد« نه جریان 99 زن و یک زن دیگر»

سپس داستان سلیمان است و درخواست او از خدای وهّاب برای یک حکومت نیرومند با امکانات مادی فراوان و اقتصاد گسترده و تمدن درخشان که منافاتی با مقامات معنوی و ارزشهای الهی انسانی ندارد .بلکه به فرموده پیامبر(ص) این همه مواهب جز بر خشوع سلیمان نیفزود. به گونه ای که حتی از شدت خشوع و ادب چشم به آسمان نمی انداخت . پس اعطای الهی به او داده شد و او مختار است که ببخشد یا امساک کند که حسابی بر او نیست (39 – 35 ص)

و بعد هم ایّوب صبور است و امتحانش به دلیل شکر نعم الهی، شکر و صبر او خاصّه در برابر شماتت دشمنان و نیز اخلاصش از حضرت الگویی برای جهانیان قرار می دهد . (44-41 ص)

اما آنچه در این داستانها فصل مشترک است در ویژگیهای انبیاء الهی (139 – 75 صافات) برقرار بودن نام نیک آنان در امتهای بعد یعنی اسوه و قدوه بودن برای آیندگان است. سلام بر تک تک ایشان و سلامی بر همه آنان . بیان ایمان و هجرتشان به سوی پروردگار بزرگ از آلودگی ها به پاکیها و از شرک به ایمان و از گناه به طاعت الهی (5) زیرا آنان اوّابند « بسیار رجوع کننده و بازگشت کننده به خدا » پس این «محسنین» جزا داده می شوند " عندنا لزلفی و حسن مآب"یعنی حصول مقام قرب الهی و بهشت و نعم اخروی. اما در دنیا نجات پیامبران الهی از کرب عظیم است ، تکذیبهای امت های ایشان که برای خود آنان عذاب دنیوی و اخروی به ارمغان آورد!! (14 ص، 26 زمر) و البته پیامبران هم که یاری شده و غالبند . (171-172 صافات) بر این اساس پیامبر ما در برابر تکذیب کفار زمان خود به صبر توصیه می شود: (17 ص) «از آنان روی بگردان ، وضع آنان را بنگر، اما به زودی نتیجه اعمال خود را می بینند.» (178 – 174 صافات، 179 – 175صافات)

اما مهمترین ویژگی پیامبران الهی مخلَص بودن آنان است و «مخلَصین» یعنی پاکان ، کسانی که خداوند آنان را پس از آنکه خود را وقف خدا کرده و در جانشان محلی برای غیر خدا نیست ، برای خود برگزیده است."إنّا خلصناهم بخالصة" (46ص) با خلوص ویژه ای آنان را خالص کرده سپس نزد ما از برگزیدگان و نیکانند. (47 ص)(6) اینان در راه مستقیمند پرستش خداوند و دور از هر گونه عبادت شیطان! چرا که امام باقر می فرماید: « کسی که به سخنگویی گوش فرا دهد (سخنش را بپذیرد) او را پرستش کرده اگر ناطق حکم خدا را می گوید پرستش خدا کرده و اگر از سوی شیطان سخن می گوید، پرستش شیطان نموده است مخلَصین از روی آگاهی و معرفت خداوند را وصف می کنند و به دلیل این اخلاص هم شیطان به آنان راه ندارد " فبعزّتک لأغوینّهم أجمعین إلّا عبادک منهم المخلَصین" (83-82 ص) بر این مبناست که پیامبر ما هم به پرستشی توأم با اخلاص دعوت می شود، این که در دینش خالص باشد که دین خالص از آن خداوند است (3-2زمر) و پیامبر(ص) خود می فرماید: "إنی أمرت أن أعبد الله مخلصاً له الدین" (11زمر) و "أعبد مخلصاً له دینی " (14 زمر) و دین مجموعه حیات مادی و معنوی انسان را در برمی گیرد و نتیجه این اخلاص هم دوری از مجازات ها و عذاب های دردناک است (74 – 40 صافات) و ورود به بهشت با رزقی معلوم ، میوه های گوناگون ، باغهای پر نعمت، قدح های شراب طهور و .... همسرانی زیبا چشم و ... که فوز عظیم است و به راستی به خاطر این مواهب، تلاشگران باید بکوشند .(62 - 41 صافات)

  • و در کنار تدبر در قرآن دعوت به تذکر است و تذکر معمولاً در مسائلی است که فطرت انسان خود به خود صحت آن مسائل را درک می کند ولی باید به او یادآوری نمود و توجه داد (29ص) و لذا می فرماید: قرآن ذکر است (69صافات) برای عالمیان (87ص) سوگند به این قرآنی که دارای ذکر است «والقرآن ذی ذکر» (1ص) و البته گاه با مثال تذکر داده می شود "من کل مثل" (27زمر) و در بیان مثالها هم، روش سقراطی است یعنی در استفهام ها مطلب گاه به شکلی بر فطرت انسان عرضه میشود که انسان چاره ای جز پاسخ مثبت ندارد. آیا انسان مأیوس نزد خدا برتر است و با ارزش یا کسی که در ساعات شب به عبادت مشغول است درحال سجده و قیام ، از عذاب آخرت می ترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار؟! (9زمر) آیا کسی که با صورت خود عذاب دردناک الهی را در روز قیامت از خود دور می سازد همانند کسی است که هرگز آتش دوزخ به او نمی رسد؟! (24زمر) آیا مردی که مملوک شریکانی است که درباره او پیوسته با هم مشاجره می کنند و مردی که تنها تسلیم یک نفر است با هم یکسانند؟! (29زمر) آیا کسانیکه می دانند با آنان که نمی دانند مساویند؟! (9زمر) آیا کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام می دهند با مفسدین برابرند؟! (28ص) آیا کسی که خدا سینه اش را برای اسلام گشاده است و بر فراز مرکبی از نورالهی قرار گرفته همچون کوردلان است؟! (22زمر) آری اینان اولوالالباب هستند. (9-18زمر،29ص) که به وسیله تذکر بهترین تبعیت را دارند (18 زمر) و پرهیزگارند. تذکر نسبت به آیاتی که فصیح است و خالی از هر گونه کجی ونادرستی (28 زمر) . امر به تقوا را جدی گرفته (39 زمر) و با حصول آن به بهشت پرهیزگاران وارد می شوند . مسکن خاص ، غرفه هایی که بر فراز آن غرفه دیگر است و از زیر آن نهرها جاری ، میوه ها و نوشیدنی ها و همسران خاص (55-49 ص) و برای کافران و طغیانگران بدترین محل بازگشت مقرّر است (55ص) چرا که تذکر داده می شوند ولی متذکر نمی گردند (13 صافات) اینان کفر را که خداوند نمی پسندد برگزیده و شکر را که مورد پسند اوست رها کرده اند.(7رزمر)
  • و قرآن برای انذار نیز هست . بیم دادن زندگان (7یس) و منظور حیات انسانی و روحانی است و پیامبر(ص) هم منذر است. قرآن این «أحسن الحدیث» ، آیاتش هماهنگ و هم صدا و از نظر لطف و زیبایی و عمق بیان همانند یکدیگرند. آیاتی مکرّر دارد که شوق انگیز است و نشاط آفرین ، از شنیدن آن لرزه بر اندام کسانی می افتد که نسبت به پروردگارشان خاشعند. سپس برون و درون آنها نرم و متوجه ذکر خدا می شود. این هدایت الهی است.(23زمر) انذار نسبت به اینکه جوانی پایان می یابد و با طول عمر، آفرینش انسان واژگونه می شود. (68 یس) لذا توصیه پیامبر(ص) است به ابوذر که پنج چیز را قبل از پنج چیز غنیمت شمار ؛جوانی را قبل از پیری _ سلامتی را قبل از بیماری _ بی نیازی را قبل از فقر _ فراغت خاطر را قبل از گرفتاری و زندگی را قبل از مرگ . چرا که انذار بعدی فرا رسیدن مرگ است حتی برای پیامبر (ص).(30 زمر) دنیا ناپایدار است هم چون خشکی و زردی گیاه پس از طراوت آن (21 زمر) و زنده شدن هم پس از مرگ است که هم چون تولید آتش از درخت سبز « به دلیل کربن گیری» و ذخیره نور آفتاب استبعادی ندارد (80 یس) و حاکمیت و مالکیت بی قید و شرط هم در این زمینه به دست قدرت خداوند است (83 یس) سپس با شروع عالم محشر و با یک صیحه عظیم همه انسانها از قبرها بر انگیخته و حاضر می شوند (21-19 صافات،53-51یس) و بالاخره عالم قیامت است و "وقفوهم إنهم مسؤولون" (24 صافات) سؤال از همه چیز ، از عقاید و خاصه ولایت ائمه و ولایت حضرت علی(ع) سؤال از انواع نعم الهی و از گفتار و کردار و .... این سخن حق خداوند است که جهنم را از شیطان و پیروان او پر کند (85-84 ص) پس خاسران و مجرمان جدا شده به سوی عذاب الهی راهنمایی می شوند (15-16 زمر،59 یس) عذابها در جهنم : خوراک از درخت زقّوم است و نوشیدنی هم ، حمیم و غسّاق (67 -62 صافات،57 ص) با انکار و جستجوی راه فرار پیروان شیطان ، بر دهانهایشان مهر زده شده دستها و پاها سخن می گویند. (67 – 65 یس) و اما بهشتیان به نعم الهی مشغول و مسرورند . در کنار همسران در سایه های بهشت بر روی تختها تکیه کرده ، میوه های لذت بخش برای ایشان است و هر چه بخواهند و بالاخره "سلامٌ قولاً من ربّ ٍرحیمٍ" (58 – 55 یس)

1)     در آیات 165 و 166 صافات هم می فرماید: ما همگی برای اطاعت فرمان خدا به صف ایستاده ایم و چشم بر امر او داریم و ما همگی تسبیح او می گوییم.

2)     بنا به نظر برخی مفسران عجله در ترک قوم و هجرت از آنان ترک اولی حضرت بود و لذا مورد ملامت قرار گرفت.

3)     و این سخن امام رضا (ع) در تفسیر جریان یونس (ع) است خطاب به علی بن جهم از صاحب نظران مذاهب اسلامی ، در حضور مأمون در اثبات عصمت حضرت یونس(ع)

4)     سخنان امام رضا (ع) در بیان عصمت حضرت داود

5)     این هجرت درون ذاتی است و البته اطاعت در زمینه هجرت برون ذاتی هم دارند که زمین خدا وسیع است و اجر صابران بی حساب

6)     سخن کفار در این زمینه شنیدنی است که می گویند: اگر ما هم مشمول لطف خدا شده و یکی از کتب آسمانی بر ما نازل می گردید در زمره بندگان مخلَص بودیم.!(169 صافات)

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • يكشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳، ۰۱:۴۰ ب.ظ

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 98

امام صادق علیه السلام:

کَمالُ الأَدَبِ وَالمُروءَةِ سَبعُ خِصالٍ : العَقلُ، وَالحِلمُ، وَالصَّبرُ، وَالرِّفقُ، وَالصَّمتُ، وحُسنُ الخُلُقِ، وَالمُداراةُ

کمال ادب و مروّت ، در هفت چیز است : خردمندى ، بردبارى ، شکیبایى ، ملایمت ، خاموشى ، نیک خویى ، و مدارا.

بایگانی