مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

            سلام بر حسین بن علی (علیه السلام) و زینب کبری (سلام الله علیها)

اینجا نگاه مضطر زینب طبیعی است                     از حال رفتن مادر زینب طبیعی است

اینجا غروب روز دهم ، دشت کربلاست                      معجر کشیدن از سر زینب طبیعی است

امام زمان (عج) منتقم خون حسین(علیه السلام)

ابوطاهر محمد بن حسین برسی در کتاب خود (معالم الدین) ؛ از امام صادق(ع) روایت می کند: آنگاه که آن مصیبت ها بر امام حسین(ع) وارد شد ملائکه ضجه ای زده و گفتند : پروردگارا این حسین(ع) برگزیده تو و پسر برگزیده تو علی(ع) و فرزند دختر پیامبر توست که چنین شهید شده در این هنگام خداوند متعال سایه قائم آل محمد (ص) را به آنها نشان داده و فرمود: به وسیله او اننتقام حسین(ع) را خواهم گرفت. راوی می گوید: هنگامی که امام حسین(ع) به شهادت رسید گرد و غباری سیاه رنگ و ظلمانی به شدت آسمان را فراگرفت و باد سرخی شروع به وزیدن کرد و اوضاع به گونه ای شد که چشم چشم را نمی دید به طوری که مردم گمان کردند عذاب الهی بر آنان نازل شده بنابراین مدتی مکث کرده و حرکتی نکردند تا اینکه گردوغبار فرو نشست.

منبع: لهوف سید بن طاووس ،ترجمه محمد اسکندری

ببینید جزو کدام دسته در کربلا هستید؟                                          بخش پایانی

در تاریخ عده توابین چند برابر عده ی شهدای کربلاست . شهدای کربلا همه در یک روز کشته شدند توابین نیز همه در یک روز کشته شدند. اما اثری که توابین در تاریخ گذاشتند یک هزارم اثری که شهدای کربلا گذاشتند نیست به خاطر این که در وقت خود نیامدند. کار را در لحظه ی خود انجام ندادند دیر تصمیم گرفتند و دیر تشخیص دادند. چرا مسلم بن عقیل را با این که می دانستید نماینده ی امام است تنها گذاشتید؟ آمده بود و با او بیعت هم کرده بودید. قبولش هم داشتید.(به عوام کاری ندارم خواص را می گویم) چرا هنگام عصر و سر شب که شد مسلم را تنها گذاشتید تا به خانه ی طوعه پناه ببرد؟ اگر خواص مسلم را تنها نمی گذاشتند و مثلا عده به صد نفر می رسید آن صد نفر دور مسلم را می گرفتند، خانه ی یکی شان را مقر فرماندهی می کردند.،می ایستادند و دفاع می کردند، مسلم تنها هم که بود وقتی خواستند دستگیرش کنند ساعت ها طول کشید. سربازان ابن زیاد چندین بار حمله کردند مسلم به تنهایی همه را پس زد. اگر صد نفر مردم با او بودند مگر می توانستند دستگیرش کنند؟ باز مردم دورشان جمع می شدند. پس خواص در این مرحله کوتاهی کردند که دور مسلم را نگرفتند. ببینید از هر طرف حرکت می کنیم به خواص می رسیم. تصمیم گیری خواص در وقت لازم ، تشخیص خواص در وقت لازم، گذشت خواص از دنیا در لحظه ی لازم، اقدام خواص برای خدا در لحظه ی لازم،این هاست که تاریخ و ارزشها را نجات می دهد و حفظ می کند. در لحظه لازم باید حرکت لازم را انجام داد. اگر تأمل کردید و وقت گذشت دیگر فایده ندارد. ... اگر خواص امری را که تشخیص دادند به موقع و بدون فوت وقت عمل کنند، تاریخ نجات پیدا می کند و دیگر حسین بن علی ها به کربلا کشانده نمی شوند. اگر خواص بد فهمیدند ، دیر فهمیدند، فهمیدند یا با هم اختلاف کردند کربلاها در تاریخ تکرار خواهد شد.

خدای متعال وعده داده است که اگر کسی را نصرت کند او هم نصرتش خواهد کرد. برو برگرد ندارد. اگر کسی برای خدا تلاش و حرکت کند پیروزی نصیبش خواهد شد نه اینکه به هر یک نفری پیروزی می دهند وقتی مجموعه ای حرکت می کند،البته، شهادت ها هست ، سختی ها هست، رنج ها هست اما پیروزی هم هست:"ولینصرن الله من ینصره" حج40، نمی فرماید که نصرت می دهیم خون هم از دماغ کسی نمی آید. نه!" فیقتلون و یقتلون"توبه111می کشند و کشته می شوند اما پیروزی به دست می آورند. این سنت الهی است. وقتی که از ریخته شدن خونمان ترسیدیم از هدر شدن پول و آبرو ترسیدیم، به خاطر خانواده ترسیدیم، به خاطر دوستان ترسیدیم به خاطر راحتی و عیش خودمان ترسیدم، به خاطر حفظ کسب و کار و موقعیت حرکت نکردیم، به خاطر گسترش ضیاع و عقار حرکت نکردیم معلوم است دیگر ده تن امام حسین هم سر راه قرار بگیرند همه شهید خواهند شد و ازبین خواهند رفت. کما اینکه امیرالمؤمنین(ع) شهید شد کما این که امام حسین (ع) شهید شد.

خواص! خواص! طبقه خواص...! عزیزان من! ببینید شما جزو کدام دسته اید؟ اگر جزو خواصید _که البته هستید_ پس حواستان جمع باشد. عرض ما فقط این است. البته مطلبی که درباره ی آن صحبت کردیم، خلاصه ای از کل بود. دردو بخش باید روی این مطلب کار شود : یکی بخش تاریخی قضیه است ... و بخش دیگری که باید روی آن کار شود تطبیق با وضع هر زمان است. نه فقط زمان ما بلکه هر زمان باید معلوم شود که در هر زمان طبقه خواص چگونه باید عمل کنند تا به وظیفه شان عمل کرده باشند. این که گفتیم اسیر دنیا نشوند یک کلمه است چگونه اسیر دنیا نشوند؟ مثال ها و مصداق هایش چیست؟

عزیزان من حرکت در راه خدا همیشه مخالفینی دارد. از همین خواصی که گفتیم اگر یک نفرشان بخواهد کار خوبی انجام دهد کاری را که باید انجام دهد ممکن است چهار نفر از خود خواص پیدا شوند و بگویند: آقا مگر تو بی کاری ؟ مگر دیوانه ای؟ مگر زن و بچه نداری؟ چرا دنبال چنین کارها می روی؟ کما این که در دوره مبارزه هم می گفتند.

بیانات امام خامنه ای (حفظه الله ) در جمع فرماندهان لشکر 27 محمد رسول الله (صلی الله) 20/3/1375

          سلامتی امام خامنه ای (حفظه الله ) صلوات

گریه و سوگ بر اباعبدالله

نقل کرده اند که روزی امیرالمؤمنین (علیه السلام) به امام حسین (علیه السلام) نظری کردند و فرمودند :«ای اشک هر مؤمن.» امام حسین (علیه السلام) عرضه داشتند : «ای پدر ، من اشک هر مؤمنی هستم ؟» امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند :«آری پسرم.» ابن خارجه نیز نقل میکند که نزد امام جعفر صادق(علیه السلام) بودیم و نامی از امام حسین برده شد . امام صادق (علیه السلام)گریان شدند و ما هم گریستیم. سپس آن بزرگوار(علیه السلام) فرمودند که امام حسین (علیه السلام) فرموده است : «أنا قَتیلُ العَبَرات = من کشته ی اشک ها هستم ؛ هیچ مؤمنی یادآور من نمیشود ، مگراینکه گریان خواهد شد.» گویا امام با بیان این سخن ، چنین پیام می دهند که من کشته ی رحمت هستم ؛ یعنی به شهادت رسیده ام تا جامعه ی اسلامی با اشک ریختن بر من ، لبریز از رحمت شده و دلها نرم شود و با یکدیگر الفت گیرد . گریه بر حسین (علیه السلام) به واقع تأسی به انبیا (علیه السلام) و ملائکه و عباد صالح خداست و به وسیله ی آن ، به نوعی ، حق پیامبر (صلّی الله) و خدا وائمه ی هدی (علیه السلام) ادا میشود .

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • پنجشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۲، ۱۰:۰۷ ق.ظ

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

دسته بندی ها

حدیث هفته

رفتاری عادلانه

امام على علیه السلام

أعدَلُ السّیرَةِ أن تُعامِلَ النّاسَ بِما تُحِبُّ أن یُعامِلوکَ بِهِ

عادلانه ترین روش، آن است که با مردم، چنان رفتار کنى که دوست مى دارى با تو رفتار کنند

غرر الحکم، ح3170؛ میزان الحکمه: ج7، ص100