مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

... جمعیتی که با تظاهرات دینیشعارهای ارزشی و اسلامی، ضدیّت با امام حق را دنبال می کنند و آموزه های غیر دین را به نام دین به خورد جامعه می دهند و به نام خیرخواهی و خدمت به دنبال شکاف اجتماعی و فتنه انگیزی هستند بنا به وعده قرآن خودشان دچار گسست و فتنه می شوند و ائمه حق در چهارچوب خواست خدا نباید در عمل به حق درنگ کنند ...

دریافت
حجم: 12.3 مگابایت

در این جلسه استاد به بیان سنتهای املا و استدراج پرداختند:


دریافت

حجم: 7.03 مگابایت

حجت الاسلام حمید محمدی در این جلسه به بیان نکات ترجمه ای و تفسیری آیات 37 تا 61 سوره مبارکه الرحمن پرداختند.
یکی از نکات مهم در ترجمه لغات تفاوت های ریز معنایی در آنها می باشد به طور مثال کلمات :"خوف، حذر، خشیة، وجل، رهبة، فزع"همگی به معنای ترس هستند ولی ...

دریافت
حجم: 9.06 مگابایت

ادامه مباحث خداشناسی :



دریافت
حجم: 14.8 مگابایت

سلام بر قلب صبور زینب

آن روز که در سایه‌سار بلند شکیبایی‌ات، درد تکیه زد و غم صبورترین شانه و مطمئن‌ترین قلب را در ازدحام خون و عطش و تازیانه یافت، ما به توانایی «زن» ایمان آوردیم و اندیشه بی‌بنیاد«ضعیف‌انگاری» زن را بر همه کج‌اندیشان آوار دیدیم.
آن روز که از ساحل گودال گذشتی و موج متلاطم خون تا ابدیت دامن می‌گسترد، هیچ‌کس تو را شکسته ندید. آنان که حماقت خویش را راست ایستاده بودند و فرو شکستنت را انتظار می‌کشیدند، زنی را دیدند که راست‌قامت می‌دوید؛ اگر هم خم می‌شود، برای بوسه وداع بر حلقومی بریده و نشاندن پیکری است، ۳۶۰ زخم‌خورده در مقابل چشم‌های خدا که: «خدایا قربانی آل محمد(ص)، را بپذیر!»

در آفتابی‌ترین مشرق هستی گودال قتلگاه هیچ‌کس افول صبوری زینب(س) را ندید. هیچ‌کس در آن لحظه که همه هستی می‌شکست و همه ذرات می‌گریستند و پشت آسمان خمیده‌تر می‌شد، ضعف در سیمای حضرت زینب(س) ندید. آنگاه نیز که در حریق حرم، کودکان سرگشته را به آغوش می‌کشید، تردید و تشویش حتی دمی به حرم امن قلبش راه نیافت.
با چهره غبارآلود، پس از سه روز عطش و گرسنگى،‌از دشت لاله‌رنگ آتش‌خیز گذشت، ولی هنگام عبور از انبوه لاله‌های پرپر، هیچ‌کس باغبان بزرگ دشت را به گل چیدن ندید و گرچه انبوه گلبرگ‌های پرپری که زیر سم پاییز له می‌شدند، جانش را شعله‌ور می‌کرد، کسی گلبرگ روحش را پریشان و بازیچه ندید. از کربلا تا کوفه، آسمان دمی بی‌چرخش تازیانه و غوغای تمسخر فاتحان زبون کربلا نبود و زینب(س) که بازوان تازیانه خورده مادر را تجربه می‌کرد، با آرامشی شگفت، همه راه را تا پایان، چشم بر چشم برادر پیمود.
آ‌نگاه نیز که به شهر تمسخر و تحقیر و دشنام گام نهاد و دوازده هزار نوازنده، جشن پیروزی برپا ساخته و هزاران زن بر پشت‌بام‌ها هلهله‌گر بودند و پای‌کوبی مستان با آه آه کودکان در هم می‌آمیخت، ‌شکیبایی و وقار، لحظه‌ای از کاروان قلب زینب(س) فاصله نمی‌گرفت.
زینب(س)، آبروی صبورى و آیت بزرگ ایستادن است و کدام مفسر و تفسیر به ژرفای بطن در بطن این آیت سترگ راه خواهد یافت. اگر او نبود،‌چه کسی انگاره ناتوان بودن زن را از ذهن‌ها می‌شست؟ چه کسی توانایی و عظمت زن را چونان خورشید بر پلک‌هایی که به کج‌بینی و کم‌بینی و بدبینی عادت کرده‌اند، می‌تاباند؟‌
حدیث دردهای زینب(س) را هیچ قلمی برنمی‌تابد. هیچ‌کس نیست که بی‌قراری اشک‌‌ها را در مرور غم‌های زینب(س) پشت پلک‌هایش تجربه نکند. هیچ عاطفه‌ای نیست که شنیدن آنچه بر زینب(س) رفت، طوفانی‌اش نکند.
چهار ساله بود که در افق نگاهش، آخرین روزهای زندگی پیامبر غروب کرد. هنوز سایه سنگین غربت پیامبر از دیواره قلبش دامن برنچیده بود که در شبانگاه درد در غریبانه‌ترین تشییع، گلبرگ پاییز زده پیکر مادر را در گمنامی کاشت و در اندوهی بی‌صدا به خانه بازگشت. تنهایی پدر، دردهای پنهان و ناگفتنى، خار خلیده در چشم و استخوان نشسته در گلو، زینب(س) را می‌گداخت. در خانه بی‌زهرا(س)
، همه خاطرات مادر را مرور می‌کرد. می‌دید که سر بر دیوار، غریبانه می‌گرید و سر در چاه، آه می‌کشد و با تصویر خویش که در پرتو ماهتاب بر آب افتاده، دردهای سینه‌سوز را بازمی‌گوید. هنوز سی‌سالگی را سپری نکرده بود که در آستانه در برایش هدیه‌‌ای سرخ از مسجد آوردند. پدر قربانی عدالت خویش شده بود و خلاصه سیاهی در ناجوانمردانه‌ترین ضربت، آفتاب را در غدیری از خون نشانده بود. دو روز که از ثانیه‌هایش به درازای قرن‌ها گذشت، چکه‌چکه على(ع)، بر دامان زینب(س) چکید و زخمی که چشم بر چشم زینب(س) داشت، با دختر حدیث رفتن می‌گفت. دو روز تیماردار پدر بود. با نظاره مرغکانی که شیون می‌کردند، هرگاه سرِ راندنشان داشتند، زمزمه پدر برمی‌خاست که: «مرانید، ‌نوحه‌گرند.» خوان چهارم، ‌زهرآبه‌هایی است که تشت را آذین می‌بندد. پاره‌های جگر برادر و خیانت نامحرم‌ترین محرم بر سیمای رنگ‌پریده حسن(ع)، لبخند می‌زند و زینب(س) می‌بیند که لخته لخته برادر در تشت فرو می‌چکد. راستی کدام شانه را شکیب این همه رنج است. کدام دل را یارای تحمل این همه درد،‌این همه سوز،‌کدام انسان را می‌شناسى؟

"السلام علیک یا ایتها الصبور"

میلاد امیر المؤمنین

هرکس که شود داخل حصن حیدر                     ایمن بود از عذاب روز محشر
جز مهر علی و آل چیزی نبود                            سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر

در جشن میلاد حضرت علی ، امیرالمؤمنین علیه السلام استاد محمدی به بیان نکاتی پیرامون سیره تبلیغی آن حضرت پرداختند :
 

دریافت
حجم: 14.9 مگابایت

در اولین جلسه بعد از تعطیلات نوروزی، و در ادامه بیان لوازم و جنبه‌های گوناگون توحید در دوره آموزشی تفسیر موضوعی قرآن که به مباحث خداشناسی اختصاص دارد، این جلسه به بیان معانی توحید افعالی اختصاص داشت.

توحید افعالی دارای دو معنای مهم و تأثیرگذار در زندگی است که توجه به آن، بسیاری از مشکلات فکری و عملی را برطرف می‌کند و راه پاسخ به بسیاری از ایراداتی که به کارهای خدا گرفته می‌شود را هموار می‌سازد.


دریافت
حجم: 16 مگابایت


ادامه مباحث تعلیم و تربیت کودک ---> مبحث تنبیه و تشویق ---> آسیب های تنبیه:


دریافت
حجم: 16.4 مگابایت
السلام علیک یا محمد بن علی

این کودک نازنین امیر دلهاست                        او باب مراد است و جواد ابن الرضاست
از آمدن او به محمد سوگند                           خوشحال تر از امام هشتم زهراست

امام جواد علیه السلام مولودی با برکت

پدر بزرگوارش حضرت رضا علیه ‏السلام و مادر ارجمندش بانوی مصری تباری به نام «سبیکه» است که از خاندان «ماریه قبطیه»، همسر پیامبر اسلام صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله ، به شمار می‏رود؛ بانویی که از نظر فضائل اخلاقی، در درجه والایی از انسانیت قرار داشت و برترین زنان زمان خود بود؛ به طوری که امام رضا علیه ‏السلام از او به عنوان بانویی منزه و پاکدامن و با فضیلت یاد می‏کرد. «ریحانه» و «خیزران» از دیگر نامهای مادر امام جواد علیه ‏السلام است.
حضرت در مجموع دوران امامت خود با دو خلیفه عباسی، یعنی مأمون (193 ـ 218) و معتصم (218 ـ 227) معاصر بوده است.

 مراسم ولادت
حضرت
امام رضا علیه‏ السلام پیشاپیش خبر ولادت فرزندش امام جواد علیه ‏السلام را به اطرافیان داده بود، از جمله: شبی خواهرش حکیمه خاتون را احضار نمود و فرمود: «ای حکیمه! امشب فرزند با برکت خیزران متولد می‏شود که تو باید در نزد او حاضر باشی.» آن‏گاه فرمود: «فَاِذا هِیَ وَلَدَتْ فَاَلْزِمیها سَبْعَةَ ایّامٍ؛ هرگاه او (خیزران) زایمان نمود، هفت روز همراه او باش.»
حکیمه خاتون می‏گوید: پاسی از شب گذشت تا اینکه نوزاد رضا علیه‏ السلام در حالی که پرده نازک نورانی بر او پوشیده بود، به دنیا آمد و نوری از او ساطع بود که تمام حجره را روشن نمود... حکیمه اضافه می‏کند: در لحظه ‏ای که امام جواد به دنیا آمد، فرمود: «اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اللّه‏ وَاَنَّ مُحَمَّدا رَسُولُ اللّه‏؛ گواهی می‏دهم که خدایی غیر از خدای یگانه نیست، و به راستی محمد صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله رسول خدا است.»
و در روز سوم ولادتش وقتی عطسه کرد، فرمود: «اَلْحَمْدُ للّه‏ِ وَصَلّی اللّه‏ عَلی مُحَمَّدٍ وَعَلَی الاَئِمّةِ الرّاشِدین؛ ستایش مخصوص خداست و درود خدا بر محمد و امامان هدایتگر باد.»
حکیمه وقتی این جملات را از امام جواد علیه ‏السلام شنید با شتاب نزد امام رضا علیه ‏السلام رفت و عرض کرد از این طفل عجایبی دیدم. حضرت فرمود: آن عجایب چیست؟ حکیمه جملات لحظه ولادت و هنگام عطسه حضرت را بیان نمود. حضرت رضا فرمود: «یا حَکیمةُ، ماتَرَوْنَ مِنْ عَجائِبِه اَکْثَرُ؛ ای حکیمه! [در آینده] عجایب بیشتری از او خواهید دید.»...

یا جواد الائمه:

تو گل گلواژه های شعر صدها چون کمیتی               من گدای خانه ‏زادم، تو جواد اهل بیتی،
تو ولیعهد عزیز پادشاه ارض طوسی  
                     تو یکی یکدانه ماهِ خانه شمس الشموسی...

گویی غروب نابهنگام سامرا فرا رسیده است.
نگرانی از نبض لحظه ها می بارد.
تشویش سنگینی بر شهر حکمفرماست.
غروب نابهنگام سامرا فرارسیده است و آسمان به میهمان تازه خود خوش آمد می گوید:
میهمانی که غرق در هاله سبز شهادت، آرام و مطمئن به سمت عرش الهی گام بر می دارد.
 میهمانی که از قامت دل آرای علوی اش عطر حضرت رسول (ص) می آیدعطر مدینه، عطر غربت غریبانه سامرا!
آه چه کردند سیاه جامگان با این هدیه الهی،با این بهار سبز پوش جاودانه!
چه کردند با یادگار رسول الله یادگاری که چلچراغ هدایت فرا راه گم کردگان حقیقت بود و متوسلین آستانش به رستگاری دست می یازیدند.
چه آزمون دشواری داشت این آیینه شکوه خداوند:
آنجا که "شیرها" با تمام درندگی رام حریم حرمت نامش گشتند.
آنجا که "تیرها" به برکت دست هایش به پرواز درآمدند.
آنجا که "شعرها" برابر قامت آسمانی اش قافیه باختند.
آنجا که دیوارهای سامرا نتوانست مانع از انعکاس پرتو جمال علوی اش در جهان شود. و آخرین آزمون چه آزمونی تلخ اما شیرین بود به شیرینی شهادت به شیرینی وصال!
... و چقدر مظلوم، چقدر غریب، چقدر نابهنگام دل به عروج واپسین سپرد!
السلام علیک یا  علی ابن محمد ایها الهادی النقی(ع)
نقی(ع) نامی که فخر آسمان است، تلفظ کردنش عطر دهان است ،زالقاب امام هادی(ع) ماست ، امامی که عزیز شیعیان است.
امام ماه روی باوقاری،که جد حضرت صاحب زمان است ،زلال چشمه های او پاکتر از ، همان نهری که در جنت روان است
بنام مادر آیینه سوگند ، همان که صبح چشمش جاودان است ، نخواهد از نفس افتاد این عشق ، که از هادی(ع) به قلب عاشقان است
به کوری دو چشم آن حقیری ، که از فرط حقارت بد دهان است ،به هر دیوار این دنیا نوشتم ،نقی(ع) زیباترین نام جهان است.





دسته بندی ها

حدیث هفته

خیر دنیا و آخرت

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله

مَن رُزِقَ تُقىً فَقَد رُزِقَ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ

هر کس پرهیزگارى روزى اش شده باشد ، خیر دنیا و آخرت را نصیب مى برد .

کنز العمّال ج 3 ص 91 ح 5641