مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

منزل دهم : حاجر (حاجز)
حاجر به معنای نگاهدارنده ی آب است و جایی که آب در آن جمع شود. شبیه دره بوده است.
 ۱۵ ذی الحجه یک هفته پس از حرکت از مکه وارد این منزل شدند و چند ساعتی درنگ کردند.
حاجر فرودگاه حجاج و جزئی از بطن الرّمه بود. آب چند مسیل در این نقطه به هم می رسید و مانند دره بوده است  مقداری درخت در منطقه بوده است.
 امام، نامه ی مسلم بن عقیل را در این منطقه دریافت کرد. نامه را قیس بن مسهر صیداوی رسانده بود. مسلم بن عقیل آمادگی و پذیرش مردم کوفه را نوشته بود. امام پاسخ نامه را نوشت و به قیس بن مسهر صیداوی سپرد تا به کوفه برساند. مخاطبان نامه بزرگانی چون سلیمان بن صرد، مسیّب بن نجبه، رفاعة بن شدّاد و عبدالله بن وال بودند.
 برخی نوشته اند پیک و نامه رسان ابا عبدالله به کوفه عبدالله بن یقطر بوده است. برخی نیز دریافت خبر شهادت مسلم و هانی را در این منزل دانسته اند که اندکی بعید به نظر می رسد.
دیدار دوم عبدالله مطیع با امام نیز به این منزل نسبت داده شده است.
منزل یازدهم : خُزیمیّه (حُزیمیّه)
 ۱۸ ذی الحجه (روز جمعه) وارد و یک شبانه روز، به دلیل فراوانی مسافران و مناسب بودن محل در آن توقف کردند.
اینجا یکی از منزلگاه های حج بوده است.  میان آن تا ثعلبیه ۳۳ میل فاصله بوده است.  منطقه نسبتاً سر سبز و خرم و دارای چند خانه و درختان سبز بوده است.
در این منزلگاه حضرت زینب (س) زیر آسمان پر ستاره قدم زد و صدایی شنید که می خواند:
الا یا عین فاحتفلی یجهد
و مَن یبکی علی الشهداء بعدی
علی قومٍ تسوقهم المنایا
بمقدارٍ الی انجازٍ وعدی
امام هاتف و این صدا را جنیان معرفی کرد و فرمود: یا اختاهُ کُلَ الّذی قضی الله فَهُوَ کائن. خواهرم آنچه خدا تقدیر کرده است گریز ناپذیر است.
منزل دوازدهم: شقوق
شنبه نوزدهم ذی الحجه یا یکشنبه بیستم ذی الحجه معادل ۲۹ شهریوروارد این منزل و کوتاه و اندک در آن توقف کردند.
 قبر عبادی رئیس قبیله بنی اسد در این منطقه بوده است. برکه ها و چاه های متعدد در این منطقه بوده و محل نزول کاروان های قبایل بنی اسد و بنی نهشل بوده است.
 مهم ترین رویداد در این منزل، دریافت خبر شهادت حضرت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه را نوشته اند. امام در سوگ این دو شهید اشعاری را زمزمه کرد که این اشعار گواه بی اعتباری و غدّاری دنیا و اهل آن است.
 برخی دیدار فرزدق با امام را در این آبگاه نگاشته اند که بعید به نظر می رسد.

سخنران روز هفتم : حجت الاسلام بی آزار تهرانی

دریافت
حجم: 12.3 مگابایت

شعر خوانی شاعر اهل بیت : آقای میرحسینی

دریافت
حجم: 2.09 مگابایت

شعر خوانی شاعر اهل بیت آقای سید امیرحسین میرحسینی

 

دریافت
حجم: 3.09 مگابایت

    منزل هفتم: عیون (فرودگاه زوّار بصره)
عیون جمع عین و به معنی چشمه هاست. فراوانی چشمه و آبگاه در این ناحیه باعث شده بود که این سرزمین را عیون بنامند. احتمالاً سه شنبه پانزدهم ذی الحجه معادل ۲۵ شهریور ماه ۵۹ شمسی، امام تنها از کنار آن گذشته و درنگ بسیار کوتاهی داشته است.
ملاقات امام با عبدالله بن مطیع عدوی را به این منزل نسبت داده اند. او مشغول حفر چاه بود و از امام خواست که برای تیمن و تبرک و جوشش آب از چاه کمکش کند و امام با کرامت فراوان باعث جوشش چاه او شد. عبدالله مطیع نگرانی خود را از حرکت امام و پیمان شکنی مردم کوفه بیان داشت. ملاقات با عبدالله مطیع را در منزل حاجز و بستان ابن معمر نیز ذکر کرده اند.
امام با مسافران و رهگذران در این منزل، سخنانی کوتاه داشته است.
منزل هشتم : منزل غَمَره
 غمره به معنی شدت و سختی است. مشکلات راه رسیدن به این منزل فراوان بوده است و انبوه مردم در آنجا حضور داشتند چون کاروان های فراوانی در اینجا توقف می کردند.
سه شنبه پانزدهم ذی الحجه معادل ۲۵ شهریور ماه 59 شمسی درنگ کوتاهی در این منزل کردند و پس از آبگیری از این منطقه حرکت کرده اند.
همچون منزلگاه های دیگر در اینجا نیز امام به روشنگری پرداخت و با طرح فرجام راه به نوعی پالایش و آزمون پرداخت تا هراس زدگان و دل باختگان دنیا رها کنند و بروند. کسب اطلاعات از راه و با پرسش از مسافران درباره کوفه کسب اطلاع نمود.
منزل نهم : رُهَیمه (رحیمه)
 احتمالاً حدود پانزدهم ذی الحجه امام و کاروان وی در این محل بوده اند.
مدت توقف امام در این منزل کوتاه و اندک بوده است.
این منطقه آباد و به کوفه نزدیک و با کوه فاصله اندکی داشته است. دیدار با ابوهریره اسدی یا اباهرم در این منزل رخ داد. اباهرم علت خروج امام را پرسید و امام تهدید به قتل بنی امیه و دعوت مردم و سر نوشت تنگ بار پیمان شکنان را گوشزد کرد. امام به هتّاکی و حرمت شکنی بنی امیه اشاره کرد. از این محل آب گیری مجدد شد.

سخنران روز پنجم: حجت الاسلام سید حسین مؤمنی

 

دریافت
حجم: 10.2 مگابایت

شعر خوانی شاعر اهل بیت سید امیرحسین میرحسینی:

 

 


دریافت
حجم: 2.69 مگابایت

 

 

 

 

 

منزل ششم : ذات عرق
 عرق نام کوهی است در راه مکه
دوشنبه چهاردهم ذی الحجه یا یکشنبه سیزدهم ذی الحجه معادل ۲۴ شهریور ماه 59 شمسی امام به این منزلگاه وارد شد حدود دو روز در آنجا توقف کرده است.
این مکان که در نزدیکی کوه واقع شده بود.  نسبتاً خوش آب و هوا با درختان و چند چاه آب بوده است و جمعیت قابل توجهی در آنجا بود، منزلگاه مهمی بود.
امام با بشربن غالب اسدی، که از کوفه آمده بود و همان گزارشی را داد که فرزدق داده بود.
دیدار با ریّاش، ریّاش می گوید خیمه های افراشته دیدم. نزدیک شدم صدای قرآن خواندن حسین بن علی را شنیدم. وارد شدم، از امام سبب حرکت را پرسیدم، فرمود: بنی امیه به قتل تهدیدم کردند. این هم نامه های اهل کوفه است. ایشان کشنده ی من خواهند بود اما پس از آن دچار ذلت خواهند شد.
ملاقات با عبدالله بن جعفر و پیوستن دو فرزندش عون و محمد را به این منزلگاه نیز نسبت داده اند

سخنران روز چهارم: حجت الاسلام رضامحمدی

دریافت
حجم: 12.4 مگابایت

شعرخوانی شاعر اهل بیت: آقای میرحسینی

دریافت
حجم: 2.97 مگابایت

  منزل سوم : تنعیم
این نام برگرفته از کوهی است به نام «ناعم» که در سمت چپ این منطقه است. روز هشتم ذی الحجه، ۱۸ شهریور ماه، ۵۹ شمسی وارد این منزل شدند وچند ساعت در ان توقف کردند
انجا با کاروان بحیربن ریسان که کالاهایی را برای تبریک آغاز حکومت یزید به شام می فرستاد. امام دستور مصادره ی کالاها را صادر کرد. بار این شتران زعفران و حلّه و لباس بود. امام به شترداران فرمود هر کس با ما بیاید کرایه و لباس او را می پردازیم و هر کس بخواهد به یمن بازگردد به اندازه ی مسیر طی شده کرایه اش را خواهیم پرداخت.
 گفته اند در این منزل عبدالله بن عمر (فرزند خلیفه ی دوم) با امام ملاقات کرد و امام را از رفتن به کوفه بر حذر داشت و به امام گفت: به خدا می سپارمت، تو در این راه کشته می شوی و سه بار ناف امام را بوسید؛ احتمال است که دیدار کننده عبدالله مطیع باشد نه عبدالله عمر، در این دیدار اشاره به طومارها و نامه های همراه امام شده است.
منزل چهارم: صفاح
 این ناحیه در دامنه کوه قرار داشت. احتمالا روز بعد یعنی نهم ذی الحجه امام به این محل وارد شده اند. (معادل ۱۹ شهریور ماه ۵۹ شمسی)
ت۹وقف امام در این محل کوتاه بوده است. امام را در این منزلگاه با سپر بر دوش دیده بودند و قبایی بر شانه. از زبان فرزدق است که:
لقیتُ الحسین بارض الصفاح            علیه الیلامق و الدّرق
۲. عبدالله بن عمروبن عاص در این محل سراپرده ای داشت. گویا فرزدق در این محله با عبدالله دیدار داشته است. ۳. برخی ملاقات فرزدق را با اباعبدالله در این منطقه دانسته اند که دقیق به نظر نمی رسد. ۴. امام در سخنانی کوتاه تسلیم خود را در برابر قضا و اراده ی الهی بیان کرد.

یک بیان لطیفی وجود مبارک امام جواد دارد، فرمود: هر کس می‌خواهد کاری انجام بدهد باید سرمایه‌گذاری کند. فرمود سرمایه رایگان است مجانی است، اصلاً دعوت می‌کنند که این سرمایه را ما رایگان به شما بدهیم. آن بیان نورانی امام جواد این است که «الثِّقَةُ [بِاللَّهِ‏]تعالی ثَمَنٌ لِکُلِّ غَالٍ، وَ سُلَّمٌ إِلَی کُلِّ عَال‏»؛ فرمود: اطمینان به خدا, مگر همه کارها به دست او نیست, مگر او ما را نخوانده؛ حالا اختصاصی ندارد ماه مبارک رمضان یک عده‌ «ضیوف الرحمان» بشوند یا ایام حج یک عده «ضیوف الرحمان» بشوند؛ البته آن زمان و زمین یک خصیصه بیشتری دارد، هم ماه مبارک رمضان یک زمان ضیافت ویژه است هم سرزمین وحی؛ اما کلّ زمان و زمین انسان می‌تواند مهمان خدا باشد. فرمود: «الثِّقَةُ [بِاللَّهِ‏]تعالی ثَمنٌ لکلّ غالٍ و سُلّمٌ إلی کلّ عالٍ»، «غالی»؛ یعنی خیلی گران. فرمود مگر عالِم شدن, متّقی شدن, وارسته شدن, حکیم شدن, متألّه شدن, دانشمند شدن مگر گران نیست، قیمت این سرمایه همان اطمینان به خداست. اگر شدنی نبود, اگر سرمایه به ما نمی‌داد که نمی‌گفت تجارت کنید. فرمود این رأس المال را بگیرید به عنوان اطمینان به خدا, به خدا مطمئن باشید به اصطلاح روی خدا حساب بکنید، این سرمایه و قیمت و بهای هر چیز گرانی است. شما می‌خواهید عزیز باشید، عزّت گران است پول آن دست شما است. بخواهید در جامعه محترم باشید این کار گرانی است؛ انسان هشتاد سال, نود سال با عزّت و آبرو زندگی کند این سنگین است. فرمود بله این سنگین است خیلی گران هم هست؛ اما سرمایه‌اش در اختیار شماست، «الثِّقَةُ [بِاللَّهِ‏]تعالی»؛ اطمینان به خدا یعنی چه؟ یعنی اینکه او گفته باور کنید. فرمود شما اگر بیراهه نروید راه کسی را نبندید ربا نگیرید, ربا ندهید, دروغ نگویید, اختلاسی نباشید, نجومی نباشید، من از راهی که شما فکر نمی‌کنید روزی‌ شما را تأمین می‌کنم.

در سوره «طلاق» فرمود: ﴿وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً﴾  فرمود شما کسب حلال بکنید کار نداشته باشید روزیتان چیست، صبح با «بسم الله» بروید مغازه این کالایی که خریدم با یک سود قابل قبول میفروشم، نه ربا می‌گیرم نه ربا می‌دهم؛ نه تطفیف می‌کنم نه کم‌فروشی می‌کنم، نه گرانفروشی می‌کنم، این کار را نمیکنم . هیچ کسی که با تقوا باشد در کار نمی‌ماند، همیشه برون‌رفت دارد ﴿ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ﴾، فرمود آن کسی که موحّد است، کارش را انجام می‌دهد، ایمانش به کسبش نیست، کسب یک وظیفه است، هر کسی کاری دارد؛ حوزوی کاری دارد,  دانشگاهی کاری دارد, کشاورز و دامدار کاری دارد، هر کسی کاری دارد، این کار را ما موظفیم انجام بدهیم، به عنوان وظیفه است؛ اما رازق این نیست.

بیانات اخلاقی آیت الله جوادی آملی

این آیه است که وجود مبارک امام جواد(سلام الله علیه) را به این صورت می‌پروراند که میفرماید: «الثِّقَةُ [بِاللَّهِ‏]تعالی ثَمَنٌ لِکُلِّ غَالٍ‏»؛ یعنی هر چیزی که گران است؛ یک دانشجو می‌خواهد به مقامات علمی برسد، این با اطمینان به خدا تلاش و کوشش می‌کند، وقتش را بیجا صرف نمی‌کند به مقام علمی هم می‌رسد.

«سُلّم» آن نردبانی است که نه خودش می‌لغزد, نه بالابری آن نقص دارد، نه کسی که بالا می‌رود می‌افتد، این را می‌گویند سلّم، آن نردبانی که انسان را سالم بالا ببرد، یک بالابر سالمی است. اگر کسی بخواهد به درجات عالی برسد « وَ سُلَّمٌ إِلَی کُلِّ عَال‏»؛ هر جای بلندی که ما بخواهیم برویم، همه اینها که مجتهد شدند, عالم شدند, چه در حوزه چه در دانشگاه با اطمینان به لطف خدا بود. نگفتند به من چه! نگفتند به من نمی‌رسد، گفتند به من هم می‌رسد.

سخنران روز سوم: آقای دکتر قنبری

دریافت
حجم: 11.7 مگابایت

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث پنجاه و پنجم

امام صادق سلام الله علیه :

بِرُّوا آباءَکُمْ یَبِرَّکُمْ اَبْناؤُکُمْ.

به پدر و مادر خود نیکى کنید، تا فرزندانتان به شما نیکى کنند

کافى ، ج 5، ص 554 ، ح 5؛ میزان الحکمه، ج 10، ص 167