مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

در این جا قیافه ی بسیار زیبایی از انسان ها می بینیم که باعث امید و نشاط می شود . بشر هنوز می تواند در جاذبه ی خودِ حقیقت قرار بگیرد . هنوز زندگی ماشینی او را به شکل دندانه های ناآگاهِ خود در نیاورده است و واقعاً عظمت را درک می کند . بشر ، حسین(ع) را از تهِ دل می گوید . این واقعیت است . همان جا اگر بپرسید ، آقا یا خواهر ، این که می گویی حسین(ع) ، چرا برای او گریه می کنید ؟ قطعاً به شما با تعجب نگاه می کند ، یعنی این که چه می گویید ؟ یعنی من ، ولو هم ناخودآگاه باشم ، این موضوع در اعماق دل من هست که باید بر حسین(ع) گریه کرد ، البته توضیح خواهم داد که این گریه یعنی چه .

دقّت بفرمایید که آیا درسی بالاتر از این می شود از حسین(ع) فرا گرفت که ما را کشید و به کجا برد ؟

سلام الله علیک یا اباعبدالله ، ارواحنا و ارواح العالمین لک الفداء یا ابا عبد الله .

چون خیلی قابل تصور است که انسان از این ( داستانحسین(ع) ) بالا برود . این ها ، باب الله هستند . درِ بارگاه خدا هستند . منظور درِ فیزیکی نیست . بلکه جاذبه ی حقیقت در ذات این ها ، مارا به طرف خودشان می کشد و به بالا تحویل می دهد . امیدواریم و از روح پاک امام حسین (ع) در این شب های حسینی می خواهیم ، از خدا بخواهد که واقعاً در این اوج گرفتن ، خودش مارا یاری بفرماید .

چشمم برای تو گریه می کند ، ولی نه برای ثواب و پاداش . نمی دانم در جاذبیّت تو چیست که برای تو می گریم . معنایش را هم نمی داند . آیا اشک شوق و اشک اندوه است ؟ آیا اشکی است که برای پایمال شدن حقوق انسان هاست ؟ نمی داند . ولی هر چه هست ، می داند این حسین(ع) است و باید برای او اشک ریخت .

تَبطَلُّ مِنکُم کَربَلا بِدَمٍ وَلا                                    تَبطَلُّ مِنّی بِاالدُّمُوءِ الجارِیَه؟

وَرَدَ الحُسِینُ اِلی العِراقِ وَ ظَنَّهُم                                 تَرَکوُا النِّفاقُ اِذِا العِراقُ کَما هِیَه

" ریگزار کربلا با خون شما رنگین شد ، ولی اشک من به آن سرزمین سرازیر نشود ؟ حسین(ع) وارد عراق شد و گمان می کرد این ها نفاق را رها کرده اند . [ اما ] عراق همان بود که بود . "

این گریه چیست ؟ ما برای چه گریه می کنیم ؟ انگیزه ی ما چیست ؟ نحریک از کجا شروع می شود ؟غالباً شاید بتوان گفت ، نود درصد ، اندوه و مستند به اندوه است . وقتی انسان واقعاً درونش گرفته (کدر و ناراحت ) می شود ،گریه می کند. یعنی چه ؟

چهل هزار نفر [در مقابل حسین(ع) ] جمع شوند ، بدون این که کوچک ترین دلیلی داشته باشند . فقط برای این که یک نفر در شام در شهوت غوطه ور است . حتی توصیه ی پدرش ( معاویه ) را هم مورد توجه قرار نداد . [ معاویه به یزید گفته بود :با حسین(ع) کاری نداشته باش .[ ای هوس باز ! کور نشو که کور خواهی شد . ای شهوت ران ، کَر نشو ! بشنو حرف مرا ، خون علی بن ابیطالب در رگ های این مرد ( حسین(ع) ) در جریان است . با این حال ، ( یزید ) نمی بیند و نمی شنود ...

مطلب ادامه دارد....

گریه های سوزانی که از اعماق دلِ آدمیان برای حسین(ع) برآمده است ، مقدس تر از همه ی این ها بوده است . اگر چه در موقع دعا خوب دعا می کردیم ، یا مریض هایمان را دعا می کردیم . درست هم است که مریض ها را دعا می کنیم و برای گشایش کارهای دنیوی دعا می کنیم . این ها صحیح است ، اما دقّت کنید . درست مثل این که وقتی گفتید ؛ السّلامَ علیکم و رحمة الله و برکاته، نماز که تمام شد ، برای کارهای دنیایی و برای برطرف شدن مشکلات دعا می کنید . اما اِهدِنَا الصَّراطَ المُستَقیم، صفر بانکی نیست که یک صفر به ثروت بانکی شما اضافه شود . متن آن غیر از این است . یا این که ؛

اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعین

" [بار الها ] تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم ."

اگر اولاد آدم بداند در این " کافِ " ایّاک ، چه مفهومی نهفته است ؛ آن را رها نمی کند ؛ " فقط تورا عبادت می کنیم .« اگر به او بگویند فقط برای این به تو پاداش می دهیم که تو فهمیدی که می توانی به او ( خدا ) بگویی ؛ ما با تو رو به رو هستیم .» اگر مغزش درست کار کند ، قبول نمی کند که تمام کهکشان ها را به او بدهند و از ایّاک نَعبُد دست بردارد . تند تند روزی چند بار می گوییم "ایّاک نَعبُد".

            روستایی گاو در آخور ببست                                     شیر گاوش خورد و برجایش نشست

    روستایی شد به آخور سوی گاو                                     گاو را می جست شب آن کنجکاو

دست می مالید بر اعضای شیر                                     گاه پهلو گاه پشت و گاه زیر

     شیر گفت اَر روشنی افزون بُدی                                      زهره اش بدریدی و دلخون شدی

[شیر می گفت :ببین] چه طور گستاخانه با من بازی می کند و و دست به پهلوی من می زند ! دست به یال و سر من می زند ! چون نمی داند با چه کسی طرف است ؛

ما لَکُم لاتَرجُونَ لِلّهِ وَ قاراً وَ قَد خَلَقَکُم اَطواراً

" ( ای اولاد آدم ) شما را چه شده است که از شکوه خدا بیم دارید ( به جای نمی آورید)، حال آن که ، شما را مرحله به مرحله خلق کرده است . "

با این که با هستی رو به رو هستید ، با این که با شکوهِ نظم در این دنیا رو به رو هستید ، با این که زیبایی ها شما را با یک صدای رسا به طرف زیبا ترین زیبایان می خوانند ، اما چه کار می کنید ؟

به هر حال از این درس حسین(ع) واقعاً می توانید به بالاترین قلّه ی ایّاک نعبُد بروید ، یعنی طعم آن را آدم می تواند بچشد . حسین(ع) ! فقط برای تو گریه می کنم . تبکیک عینی لالاجل مثوبة . " ای پسر فاطمه ، پسر علی ، می گریم . چشمم برای تو گریه می کند . اشک می ریزم ، اما فقط برای خودت ." اگر تمام حیات مرا از دستم بگیرند ، من تو را این طور می بینم ، من شایسته می بینم که فقط با دریافت جمال و عظمتِ تو ، مقدس ترین اشک ها را به رخسارم جاری کنم . بشر به این جا هم می رسد که بگوید فقط برای تو دارم گریه می کنم . اگر این را بگیرد و بالا برود ، می گوید ؛ ایّاک نعبد " فقط تو را دارم و فقط تو را می پرستم . " چون در مرحله ی پایین تر از خدا ، حسین(ع) و روحِ خداپرست حسین(ع) را ملاحظه کردید ، و می توانید بگویید من برای تو گریه می کنم .

اصلاً هر زمانی که حسین(ع) برای شما مطرح شده است ، گریه کردید . حالا روز قیامت چه جزایی می دهند ؟ البته پاداش و عوض خواهند داد ، ولی شما این پاداش را در نظر نداشتید . اگر کمی بالا بیایید ، می شود توحید حقیقی . بندگانِ خدا ! این قدر راه به سوی خدا دور نیست ، خیلی نزدیک است . اگر هیچ گونه استعدادش را نداشتید ، در این صورت حق با شما بود . می گفتید ، ما باید سال های سال بنشینیم ، فلسفه و عرفان و ادبیات بخوانیم تا با فرهنگ توحید آشنا بشویم . سپس بفهمیم که ایّاک نعبُد ، یعنی " خدایا فقط تو را می پرستیم ، فقط با تو رو به رو هستیم .»

این درس حسین(ع) است . حسین(ع) این را به ما تعلیم داد . بلی ، می توان گفت ؛ ایّاک نعبد .مثل این که می گوییم ایّاک اَبکی . ای حسین(ع)، فقط برای خودِ تو گریه می کنم ...

مطلب ادامه دارد...

بحثی که انشاالله با عنایات خداوندی در این ایام می خواهیم مطرح کنیم ، این مسأله است که ما در شادی ها و اندوه ها ، خنده ها و گریه ها ، با رشد فکری می توانیم یک مقدار خودمان را بالا بکشیم . یکی از شعرای بسیار خوش ذوق و با فضلِ عرب به نام اعثم کوفی ،چند بیتی درباره ی امام حسین (ع) دارد ، که فقط یک بیت آن مورد بحث ماست ، خطابش به  امام حسین (ع) است که ؛

یَابنَ النَّبِیِّ المُصطَفی یَابنَ الوَلِیِّ المُرتَضی یَابنَ البَتُولِ الزّاکِیَه

                                                                تَبکیکَ عَینی لا لِاَجلِ مَثُوبَةٍ لکِنَّما عَینی لِاَجلِکَ باکِیَة

" ای پسر پیغمبر ،ای پسر علی مرتضی ، چشمم گریه می کند ( برای تو ناله می کنم ، برای تو می گریم .) اما نه برای پاداش و نه برای این که ثوابی به دست آورد . ( با خودت کار دارم . روحم متوجه خودِ توست .) گریه فقط برای خودِ توست . "

این رشد روحیِ یک انسان را نشان می دهد که خودِ حقیقت ، او را در جاذبیّت خود قرار بدهد ، نه لذّت و اَلَم ، نه پاداش ، نه ترس از مجازات ، این همان قلّه اعلی ، یا از قلّه های بسیار با عظمتِ رشد انسانی است ، که اگر کمی بالا برویم ، می فهمیم که معنای خداشناسی یعنی چه . الله اکبر می گویم فقط برای خودت ! همان طور که علی بن ابیطالب می گفت ؛ " من تو را عبادت می کنم ، نه به طمع بهشت ، نه برای ترس از جهنم ، بلکه تورا شایسته ی عبادت می بینم و می پرستم . " آیا حسین(ع) نمی تواند انسان ها را به جاذبه ی ربوبی بکشد ، چون انسان ها را به خودش جلب کرده است ؟ شما در سالیانِ عمرتان ، عاشورا ها دیده اید . این که سخنوران می گویند اشک بر حسین(ع) این قدر ثواب دارد ، درست است . وروایت بسیار داریم که گریه بر حسین(ع) خیلی ثواب دارد . اما من از شما می پرسم : در این سالیان عمر ، در چند عاشورا وقتی که منقلب و متوجه شده بودید، به کجا متوجه شده بودید ؟ به بهشت یا به خودِ حسین(ع) ؟ اگر گفتید به خود حسین(ع) ، روح شما واقعاً در حال ارتباط با حسین(ع) به درجه ی اعلای اوج خودش رسیده بود ، به جهت این که ارتباط شما با یک انسانِ تکامل یافته بود . [حسین(ع)] ولّی اعظم خدا بود ، بدون این که شما توقع و انتظاری داشته باشید که مثلاً به شما دنیایی چنان بدهند ، البته بعداً دعا می کردید . دعا برای کارهای دنیوی هم خوب و درست است ، دعا برای کارهای اخروی هم صحیح است ، اما نمی شود برای خانه گریه کرد . گریه ، آن هم از اعماق روح ، مستند به عمیق ترین احساس ، چنین گریه ای برای داشتن قالیچه بر نمی آید . این نمی شود که کسی بگوید ؛ من گریه کردم برای حسین(ع) خدایا پاداش آن را به من قالیچه بده !

این مطلب ادامه دارد.......

میلاد گل رسول و زهرا و علی است                           زیرا که جهان خجسته زین نور جلی است
ما را دگر از روز جزا بیمی نیست                               چون بر دل ما عشق حسین ابن علی است
فردا گلی می‏ شکفد که گل‏ها به پیشواز آمدنش، پرپر می‏ شوند.
درخت‏ها، سجده می‏ کنند مقدمش را،
کوه‏ها سر بر آستان کرم او می‏گذارند و دریاها، وام‏دار زلال چشمانش می‏ شوند.
فردا گلی می‏ شکفد که عطرش از همه پنجره‏ های بسته عبور خواهد کرد؛ از همه دیوارهای سنگی، برج‏های بتُنی، خیابان‏های تاریک، کوچه‏ های رنگ و رو رفته.
فردا گلی می ‏شکفد که پنجره‏ ها را باز خواهد کرد و آینه‏ ها را شفاف.
فردا گلی می‏ شکفد که ابرها را به باران دعوت می‏ کند، باران را به زمین تشنه می‏ فشاند، گل‏ها را می ‏رویاند و خورشید را صدا می‏ کند تا رنگین‏ کمانی شگفت، شرق تا غرب زمین و آسمان را به هم بدوزد؛ رنگین‏ کمانی زیباتر از همه آذین‏ ها و خیر مقدم‏ ها، رنگین‏ کمانی که مزین به نام زیبای زیباترین گل دنیاست.
فردا، گلی می‏ آید؛ گلی که کشتیبان «سفینة النجاة» است.می‏ آید و آرامش را به دل‏های عاشق می‏ آورد و منتظران را سوار می‏ کند.
فردا گلی می ‏شکفد که بادها را پرپر می‏ کند. توفان، تاب ایستادگی در برابرش را ندارد؛ پرپر می شود، نسیم می‏شود و به پای مبارکش بوسه می ‏زند:

«السلام علیک یا سفینة النجاة» .

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 135

حضرت فاطمه سلام الله علیها

فَرَضَ اللّهُ الإِیمانَ تَطهیراً مِنَ الشِّرکِ... وَالزَّکاةَ زِیادَةً فِی الرِّزقِ.

خداوند ایمان را پاک کننده از شرک... و زکات را افزاینده روزى ساخت.

کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ٣

بایگانی