مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

  • سال ۹۶

  • صلوات خاصه امام رضا (ع)

    در سالروز فتح خرمشهر گزیده از یادداشت‌ها و دست نوشته های شهید بهروز مرادی از خاطرات فتح خرمشهر را مرور می‌کنیم:
    6 اردیبهشت‌ 61
    خوشا به‌ حال‌ کسی‌ که‌ بعد از حمله‌ خرمشهر زنده‌ می‌ماند و امام‌ را زیارت‌ می‌کند.
    در این‌ چند شب‌ بچه‌ها در منطقه‌ دارخوین‌ از آب‌ عبور کرده‌اند و به‌ شناسایی‌ دشمن‌ پرداخته‌اند؛ خبر آورده‌اند که‌ دشمن‌ اطراف‌ دارخوین‌ نیرو ندارد؛ فقط‌ تعدادی‌ گشتی‌ دارد و احتمال‌ نفوذ تا پادگان‌ دژ خیلی‌ آسان‌ است‌. همچنین‌ گروهی‌ که‌ دیشب‌ را تا صبح‌ در منطقه‌ دشمن‌ به‌ شناسائی‌ مشغول‌ بودند خبر آورده‌اند که‌ مانعی‌ برای‌ نفوذ به‌ جاده‌ خرمشهر ــ اهواز وجود ندارد. فقط‌ عراقی‌ها اطراف‌ پادگان‌ دژ را دارند مین‌گذاری‌ می‌کنند.
    8 اردیبهشت‌ 1361
    امشب‌ شب‌ حمله‌ است‌.
    9 اردیبهشت‌ 1361
    گویی‌ در این‌ انقلاب‌ تنها مانده‌ایم‌. کسی‌ نیست‌ که‌ بفهمد ما چه‌ می‌گوییم‌؛ دوستانمان‌ یکی‌ یکی‌ می‌روند ــ و دیگران‌ هم‌ در انتظار... می‌روند و می‌رویم‌، تا شاید آیندگان‌ را راهگشا باشیم‌. به‌ هر کجا که‌ می‌رویم‌ غریب‌ هستیم‌. همه‌ با ما بیگانه‌ شده‌اند. و ما خود نیز، از خود بی‌خودان‌ را می‌مانیم‌. آنها از این‌ که‌ ما به‌ راه‌ جنگ‌ کشیده‌ شده‌ایم‌، برایمان‌ دل‌ می‌سوزانند. گویی‌ ما به‌ منجلاب‌ فسادی‌ افتاده‌ایم‌ که‌ برای‌ نجات‌، نیاز به‌ منجیانی‌ آنچنانی‌ داریم !
    راضیه‌؛ باید مرا ببخشی‌ که‌ برای‌ تو دردنامه‌ می‌نویسم‌. از ابراز همه‌ آنچه‌ که‌ در سینه‌ام‌ انباشته‌ است‌ خود را ناتوان‌ می‌بینم‌. اما خوشحال‌ هستم‌ که‌ لااقل‌ کسی‌ هست‌ که‌ برای‌ او حرفهایم‌ را بگویم‌.
    ما هر چه‌ در زندگی‌ داشتیم‌ به‌ امان‌ خدا رها کردیم‌؛ دنیا را گذاشتیم‌ برای‌ اهلش‌؛ برای‌ آنها که‌ دوست‌ دارند مثل‌ حیوان‌ باشند، بدون‌ این‌ که‌ تعهدی‌ در قبال‌ دیگران‌ احساس‌ بکنند. همیشه‌ در معرض‌ مهاجمان‌ مغرض‌ واقع‌ هستیم‌ که‌، چرا رفته‌اید آنجا آشیانه‌ کرده‌اید. گویی‌ مِلک‌ خدا، ملک‌ آنها است‌، و برای‌ ورود به‌ آن‌ اجازه‌ از حضرات‌ باید داشت‌.‌... و حالا در زمانی‌ واقع‌ شده‌ایم‌ که‌ جوانهای‌ از خود گذشته‌اش‌ هر لحظه‌ در خون‌ خود می‌غلتند تا از کیان‌ اسلامی‌ خویش‌ دفاع‌ کنند.
    اکبر شهید شد، و او را توی‌ کوچه‌های‌ خلوت‌ و خاموش‌ آبادان‌ تا قبرستان همراهی کردیم. امروز هم‌ علی‌ را منجمد و یخ‌زده‌ به‌ قم‌ آوردند و در ردیف‌ دیگر شهدا کاشتند، و پریروز هم‌ داخل‌ خرابه‌های‌ شهر، یک‌ جمجمه‌ انسان‌ پیدا شد که‌ گویا از قربانیان‌ روزهای‌ اول‌ جنگ‌ باشد؛ در حالی‌ که‌ هیچ‌ استخوانی‌ از اعضای‌ دیگر او وجود نداشت‌. همه‌ این‌ سختیها را می‌شود تحمل‌ کرد. اما درد اینجاست‌ که‌ چرا هنوز که‌ هنوز است‌ همه‌ سرگرم‌ مسائلی‌ جزئی‌ هستیم‌. هر کس‌ دیگری‌ را آماج‌ تهمت‌ و افترا قرار می‌دهد و خود را مبرّی‌ و مطهّر می‌داند.
    گویی‌ قلبها همه‌ قیراندود شده‌، و چشمها را پرده‌ای‌ سیاه‌ فراگرفته‌، زبانها سرخ‌ و زهرآگین‌ است‌ و قدمها همه‌ سست‌ و لرزان‌، چون‌ اراده‌هایشان‌ در تلاقی‌ با سختیها حرص‌ می‌زنند. چون‌ موش‌، هر کس‌ به‌ سوراخ‌ خودش‌ خزیده‌، شکمها انباشته‌ از مالی‌ است‌ که‌ در حلالی‌ آن‌ شک‌ باید کرد حرفها همه‌ دو پهلوست‌. صداقت‌ کلام‌ و شیوایی‌ بیان‌، گویی‌ به‌ گور سپرده‌ شده‌، بازار قسمهای‌ دروغ‌ به‌ اوج‌ رسیده‌ و انصاف‌ و مروت‌ و مردانگی‌ به‌ پایان‌...
    انقلاب‌ به‌ مانعی‌ بزرگ‌ (هواهای‌ درونی‌) رسیده‌ و برای‌ عبور از آن‌ خیلی‌ها در گل‌ گیر کرده‌اند؛ و بلندپروازان‌ و دوراندیشان‌، به‌ سرعت‌ نور عبور کرده‌اند. گویی‌ مانعی‌ در بین‌ نبوده‌ و اکنون‌ در معراج‌، به‌ صف‌ سرخ‌ جامگان‌ پیوسته‌اند و حریصان‌ و دنیاطلبان‌ چنان‌ درجا زده‌اند که‌ بوی‌ تعفن‌، محیطشان‌ را پوشانده‌. امروز همگی‌ ما در معرض‌ یک‌ آزمایش‌ الهی‌ قرار گرفته‌ایم‌.
    جنگ‌ به‌ پیش‌ می‌رود و نق‌زنهای‌ حرفه‌ای‌ درجا می‌زنند. جنگ‌ به‌ پیش‌ می‌رود و راحت‌طلبان‌ عافیت‌جو خودشان‌ را به‌ صندلی‌ حب‌ و جاه‌ طناب‌ پیچ‌ کرده‌اند؛ و در عزای‌ از دست‌ رفتن‌ آزادیهای‌ دمکراتیک‌ سینه‌ می‌زنند. جنگ‌ به‌ پیش‌ می‌رود و کاروان‌ سلحشوران‌ حماسه‌افرین‌، با گامهای‌ محکم‌، کرم های‌ ریشه‌خوار را زیر پا له‌ می‌کنند و دلهای ‌ضعیف‌ را درون‌ سینه‌ها به‌ لرزه‌ وامی‌دارند. جنگ‌ به‌ پیش‌ می‌رود و مدعیان‌ دروغین‌ خلق‌، در پس‌ شعارهای‌ رنگ‌ و وارنگ‌، استفراغِ اربابانِ خود را نشخوار می‌کنند.
    کرکس ها و لاشخورها در انتظارند تا روزی‌ بر این‌ انقلاب‌ فرود آیند و هر کدام‌ تکه‌ای‌ را به‌ یغما ببرند و این‌ ما هستیم‌ که‌ با مبارزه‌ خود آرزوهای‌ آنها را بگور خواهیم‌ فرستاد؛ و انشاءالله‌ همه‌ این‌ سختی‌ها، سپری‌ خواهد شد. و خدا کند که‌ همه‌ از این‌ آزمایش‌ بزرگِ الهی‌، سربلند و پیروز بدر آییم‌؛ و به‌ جای‌ پرداختن‌ به‌ منافع‌ خود، به‌ منافع‌ انقلاب‌ بپردازیم...


    توچه میدانی که خرمشهر چیست
    فاتح این شهر جز دادار کیست؟

    تو چه میدانی چه ها بر شهر رفت
    غصه‌ها و رنجها ، با صبر رفت

    هیچ میدانی که آن روباه پیر
    چار بار این شهر را کرده اسیر

    آن یکی مست و رجزخوان، یکسره
    خواند نام شهر را محمّره

    لیک با خون دل مردان پاک
    ماند خرمشهر براین آب و خاک

    آن که بر دیوار شهرم مینوشت
    آمدم تا که بمانم در بهشت(جئنا لنبقا)

    شد اسیر دست مردان دلیر
    تا بداند فرق روبه یا که شیر

    یاد آن پیر جمارانی بخیر
    یاد آن تفسیر قرآنی بخیر

    گشت شهرآزاد با دست خدا
    گفت این فرموده را، آن رهنما

    گوییا کرب وبلایی بوده است
    یا که عاشورا در این شهرآمده‌است

    آن زمانی که محمد با غرور
    گفت یاران مرگ آمد با سرور

    هرکه در این شهر مانَد، کشته است
    ورنه ره باز و امید آغشته است

    از جهان آرا چه گویم، کیست او
    گرچه جسمش در میانه نیست او

    یا بگویم از شریف آن مرد دین
    آن بروجردی قنوتی نازنین

    آن که سر را داد با عمامه اش
    تا نگیرد دست دشمن خانه‌اش

    یا بگویم موسوی صالح که بود
    پیرهن کرد از تنش چون نور بود

    آنکه میگفت ای خدا چون پر شدم
    پیرهن سنگین تن، آذر شدم

    یا بگویم من ز فهمیده سخن
    آنکه شد رهبر به پیر انجمن

    یا دگر رویین تنان شهر جان
    همچو بهنام و رسول نوجوان

    بس شهیده مادران شیرزن
    شاهد مرگ عزیزان وطن

    آن زمان که دید سردار جهان
    نیست غیر خویش و بهروزش جوان

    بر زمین چندین شهید بی کفن
    جسمشان چون نقش گل شد در وطن

    زائر قبر و جسدهاشان نسیم
    ختران و ماه، خورشیدش سهیم

    یاعلی گفتیم و شهر آزاد شد
    وزنفس‌های شهید آباد شد

    نقطه عطف جنگ ،فتح شهر خون
    دشمن از این فتح گشتی سرنگون

    رشته دشمن ز دستش چون گسست
    پشت او از این مصیبتها شکست

    زد ندای صلح شیطان بزرگ
    چون که دید این فتح و این نصر سترگ

    فتح باشد وعده حق هر زمان
    برمسلمانان و جمله مومنان

    دِین من بود این دو خط شعر و سرود
    بر شهیدان وطن با صد درود

    گویم اما آخرین بیتم به سوز
    و دعایی که بگویم شام و روز

    شهر خرمشهر چون شهر خداست
    آفریدش، کرد آزاد، او رهاست

    جز خدا هرگز نداند چیست جانا، شهرخون
    چون در او افتاد صدها نقش از شور و جنونqurantehran

    در اسلام، برخی زمان ها بر اوقات دیگر، فضیلت و برتری دارد. این فضیلت، گاه به دلیل حادثه مهمی است که در آن زمان رخ داده است. چنان که عید مبعث به دلیل بعثت پیامبر گرامی اسلام و عید غدیر به علت برگزیده شدن امیر المؤمنین حضرت علی (ع) به جانشینی رسول اکرم (ص) ، مبارک و با فضیلت شمرده شده اند. اما برخی اوقات و زمان ها، به خاطر ویژگی های خاصی که دارند، برتر و مهم هستند. مانند سه ماه رجب ، شعبان و رمضان،که بر فضیلت و کرامت آنها تاکید شده است.

     پیامبر اکرم می فرماید: «بدانید که رجب، ماه خداوند و شعبان، ماه من و رمضان ، ماه امت من است.» در روایات و سخنان پیشوایان اسلام، همواره از این سه ماه به عظمت و شرافت یاد شده و آنها را موقعیتی مناسب برای عبادت و خودسازی دانسته اند.

    امام خمینی (س)، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در این مورد می فرماید: «این سه ماه رجب و شعبان و رمضان، برکات بسیار نصیب انسان، انسان هایی که می توانند استفاده کنند از این برکات، شده است.» (صحیفه امام، ج17، ص455)

     آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب نیز این سه ماه را عید بندگان خدا و وقت مناجات و تضرّع و توجه به درگاه خداوند می خواند.

    تاکید امام  راحل بر خواندن مناجات شعبانیه

    مناجات «شعبانیه» را خواندید؟ بخوانید آقا! مناجات شعبانیه از مناجات هایی است که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایی می رساند. آن کسی که این مناجات را گفته و همه ائمه هم به حسب روایت می خواندند، اینها، آنهایی بودند که وارسته از همه چیز بودند. مع ذلک آن طور مناجات می کردند، برای اینکه خود بین نبودند. هرچه بودند این طور نبوده که خودش را ببیند که، حالا من امام صادق ام دیگر، نه امام صادق مثل آن آدمی که در معصیت غرق است مناجات می کند، برای اینکه می بیند خودش هیچ نیست و هر چه هست نقص است و هر چه هست از اوست. هر چه کمال است از اوست، خودش چیزی ندارد هیچ یک چیزی ندارند، انبیا هم هیچی نداشتند. همه هیچ اند و اوست فقط ، همه هم دنبال او هستند، همه فطرت ها دنبال او هستند، منتها چون ما محجوبیم، نمی فهمیم که ما دنبال او هستیم؛ آنهایی که می فهمند، آنها وارسته می شوند و می روند سراغ همان معنا. این کمال انقطاعی که خواستند، این کمال انقطاع همین است که از همه این چیزهایی که هستش، اصلش به کنار باشند. انه کال ظلوما جهولا را که در آیه شریفه وارد شده است که عرضنا الامانه علی السموات والارض و الجبال فابین بعد می گوید: انه کان ظلوما جهولا بعضی می گویند که «ظلوما جهولا» بالاترین وصفی است که خدا برای انسان کرده؛ «ظلوما» که همه بت ها را شکسته و همه چیز را شکسته؛ «جهولا» برای اینکه به هیچ چیز توجه ندارد و هیچ چیز را متوجه به آن نیست، غافل از همه است. ما نمی توانیم این طور باشیم، ما امانتدار هم نمی توانیم باشیم، لکن می توانیم در آن راه باشیم. (صحیفه امام، ج19، ص253)

    فرصت کوتاهی از این ماه گرانبها باقیست. از این فرصت باقیمانده برای آمادگی روحی برای ورود به ماه مبارک رمضان بهره بگیرید.

    آخرین جلسه تفسیر موضوعی قرآن کریم در ترم جاری :

    دریافت
    حجم: 13.3 مگابایت

    مراحل معاد و گامهایی که انسان بعد از دنیا بر می دارد، بحث مورد نظر این جلسه است.

    اولین مرحله ای که انسان بعد از دنیا با آن مواجه می شود دانال یا پلی است به نام مرگ که با این دانال قیامت انسان بر پا می شود . " من ماتَ فَقَد قامَ قیامَتُهُ" ....



    دریافت
    حجم: 8.97 مگابایت

    جلسه بصیرت افزایی
    نشست بصیرت افزایی با حضور خانم دکتر خان آبادی ( دکترای فلسفه و استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران) همراه با جلسه پرسش و پاسخ
    این نشست روز چهارشنبه ساعت 8:30 صبح  در مؤسسه برگزار خواهد شد.
    شرکت برای عموم بانوان آزاد می باشد.

    یکی از استدلالات قوم ثمود برای سرباز زدن از دستورات حضرت صالح این بود که چرا از میان همه قوم فقط بر صالح وحی نازل شده است؟ و او را أشِر خطاب می کردند. أشِر به معنای شدت خوشحالی توأم با هوسبازی  است. یعنی او انسان بسیار خودبزرگ بین و هوا پرستی است که تکبرش او را تا پای ادعای نبوت پیش می برد. این امر مبیّن این است که قوم ثمود خدا را قبول داشتند ولی در اصل نبوت اشکال داشتند :


    دریافت
    حجم: 12.6 مگابایت

    (حضرت ابراهیم)گفت که می خواهم به آرامش برسم ! فرمود : چهار پرنده را بگیر ، ذبح کن، در هم بکوب تا به آرامش برسی. و ما تا این چهار پرنده را در هم نکوبیم به آرامش نخواهیم رسید. این چهار پرنده ، پرنده های درون ما هستند. مادامیکه این پرنده ها زنده باشند و فعّال، آرامش خبری نیست. تا این پرنده ها را در درون خودمان ذبح نکنیم ، در هم نکوبیم به آرامش حقیقی نخواهیم رسید. گفته اند این چهار پرنده؛ طاووس بود و خروس و کلاغ و کبوتر . خانمها تا این طاووس را نکشند به آرامش نخواهند رسید...


    دریافت
    حجم: 7.51 مگابایت
    بیا مهدی

    بخوان دعای فرج را دعــــــــــا اثــــــر دارد                  دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد

    بخوان دعای فرج را و عـافــیــت بـطـلـــب                 که روزگار بســـی فتنه زیر ســـر دارد

    بخوان دعای فرج را کـه یـوسـف زهــــــرا                  ز پشت پرده ی غیبت به ما نظـر دارد

    بخوان دعای فرج را به یاد خیمه ی سبز                  که آخرین گل سرخ از همه خبـــر دارد


    دوباره همه از تو می‌گویند و می‌شنوند؛
    شیرینی نام تو و شهد یادت به کام‌ها می‌نشیند؛
    دوباره طاق‌ها برای نصرت تو قد علم می‌کنند؛
    کاغذهای رنگی به شاد باش تو در باد می‌رقصند؛
    دوباره همه دیوارهای شهر با سرانگشتانِ احساس چراغان می‌شود.
    اما
    کاش گفتن و شنودن از تو سهم همه ثانیه‌ها باشد و یادآوریت همه دقایق را پر کند و خدمت به تو انگیزه همه حرکت‌ها شود!
    کاش سینه‌مان صندوق صدقه‌ای شود و قلبمان سکه‌ای نذر سلامتت!
    کاش دردمان همیشه با توسل به تو آرام گیرد و دستمان جز به دعا برای تو به آسمان نرود،
    کاش انتظار تو زنگی باشد که از نافرمانیت بازمان دارد!
    کاش حال و هوای همیشه دلمان به رنگ نیمه شعبان باشد ...!

    هیچ داری از دل مهدی خبر؟
    گریه‌های هر شبش را تا سحر؟
    او که ارباب تمام عالم است
    من بمیرم
    سر به زانوی غم است
    "
    شیعیان"
    مهدی غریب و بی کس است
    جان مولا معصیت دیگر بس است
    "
    شیعیان"
    بس نیست غفلت‌هایمان؟
    غربت و تنهایی مولایمان؟
    ما عبید و عبد دنیا گشته‌ایم
    غافل از مهدی زهرا گشته‌ایم
    من که دارم ادعای شیعه گی
    چه بگویم من به جز شرمندگی...؟

    ... این برون رفت از هدایت الهی تبدیل می شود به فتنه ای مثل جمل. اگر بدعت وارد زندگی اهل ایمان شد، ایمان آنها را می خورد  و نابود می کند...

    فرمود بدانید : طلحه و زبیر راه شقاق و اختلاف را انتخاب کردند و جماعتی از مردم را برای جنگ با من بسیج کردند . شما هم آماده نبرد باشید که با این فرقه پیمان شکن وارد کارزار بشید که با ورود شما به میدان کارزار فساد از ریشه برکنده می شود. نباید مجال فتنه انگیزی را داد. شما همه عبارتهای امیرالمؤمنین را که نگاه می کنید یک اقدام پیشگیرانه است. اگر جامعه جامعه دینی است، اگر مردم مردم دینی هستند یکی از محوری ترین وظایفشان  به اندازه نماز ، به اندازه حج ، به اندازه صیام ، به اندازه زکات این است که مراقب باشند فتنه آغاز نشود...

     

    دریافت
    حجم: 9.6 مگابایت

    اراده عبارت است از  قدرت تصمیم بر انجام یا ترک کاری که منشأ عقلانی ، شرعی ، اخلاقی ، ... دارد. در این جلسه ده مورد از عوامل کاهش و ضعف اراده بیان گردید :

    دریافت
    حجم: 16.1 مگابایت

    دسته بندی ها

    حدیث هفته

    امید پاداش و ترس از کیفر

    امام علی علیه ‏السلام:

    اِبتَذِل نَفسَکَ فیمَا افتَرَضَ اللّهُ عَلَیکَ، راجِیا ثَوابَهُ ومُتَخَوِّفا عِقابَهُ.

    نفس خویش را در راه آنچه خدا بر تو فرض کرده است، به امید پاداش و ترس از کیفر او، به تسلیم و خضوع وا دار.

    نهج البلاغة، نامه 59