مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

  • صلوات خاصه امام رضا (ع)

    چند مقدمه :

    1/ راز ماندگاری نهج البلاغه چیست؟

    خود مولا امیرالمؤمنین علیه السلام در انتهای خطبه 175 راز ماندگاری حرفهایش در دلهای لایق را اینگونه بیان می کند:

      " یا ایها الناس به خدا قسم هر چه به دیگران گفتم ، قبلش خودم به آن عمل کردم."

    2/ نهج الباغه را می توان کتاب اندیشه سیاسی امیرالمؤمنین(ع)، سیره امیرالمؤمنین(ع) و بهترین شرح و تفسیر قرآن کریم دانست.

    3/ شأن مولا امیرالمؤمنین (ع) شأن حفاظت از دین است؛ او یعسوب الدین است و دو جلوه دارد. جفت منابع اصلی دین دست مولاست. قرآن و پیامبر ؛ هر دو را هم خودشان به او داده اند و فرمودند جز این نمی شود...

     

    برای دریافت فایل اینجا کلیک کنید
    حجم: 17.6 مگابایت

      مقدمات تفسیر و چیستی و چگونگی تأثیر گذاری آن بر جسم و جان آدمی

      استاد : حجت الاسلام حمید رضا مهدوی ارفع


      برای دریافت فایل اینجا کلیک کنید
      حجم: 9.9 مگابایت

      حضرت علی امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «مَنْ حَذَّرَکَ کَمَنْ بَشَّرَکَ»؛ کسی که شما را از عواقب کار بد ترساند، به شما مژده داد، مثل اینکه مژده داده باشد. گفت اعتیاد نکن، رفیق بد نگیر، حرف بد نزن، کسی تحذیر کرد و شما را برحذر داشت، یعنی گفت: ﴿خُذُوا حِذْرَکُمْ﴾؛یعنی هوشتان را بگیرید، عقلتان را بگیرید، با چراغ عقل حرکت کنید؛ مثل آن است که به شما مژده داد، برای اینکه با چراغ عقل که حرکت کردید، به مقصد می‌رسید.

      گزیده ای از بیانات آیت الله جوادی آملی در شرح حکمتهای نهج البلاغه

       

      برخی از مستشرقین و مخالفین اسلام، دروغها و حرفهای بی اساسی را مطرح می کنند مثل اینکه اسلام با شمشیر و زور گسترش پیدا کرد یا می گویند اسلام با تکیه بر زر و سیم پیش رفت... ما منکر شجاعت و ایثار و فداکاریهای امیر المؤمنین(ع) و بخشش ثروت حضرت خدیجه سلام الله علیها نیستیم. اما اینکه اسلام خودش تحرّک و قدرت نداشت و به زور بر امتها تحمیل شد، حرفی بی اساس و تهمت است. اوایل اسلام که پیامبر قدرتی نداشت و تا سال دوم هجری جنگی رخ نداد و حال آنکه در این 15 سال عده زیادی مسلمان شدند...

      حجم: 20.7 مگابایت

      وَإِنْ کَادُوا لَیَفْتِنُونَکَ عَنِ الَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ لِتَفْتَرِیَ عَلَیْنَا غَیْرَهُ وَإِذًا لاتَّخَذُوکَ خَلِیلا ﴿٧٣﴾ 

      کفّار براى جذب انبیا و رهبران نیز طرح و برنامه دارند. و اگر مقام عصمت نبود پیامبر هم تحت تءثیر قرار می گرفت. لذا رهبران مذهبى باید از توطئه‌هاى دشمن در جهت ایجاد سستى و تغییر در مواضع مکتبى، هوشیار باشند. زیرا تا مسلمانان دست از مکتب و آیین خود بر ندارند، کفّار و دشمنان، دوست واقعى آنان نخواهند شد، دشمن به کم قانع نیست، مى‌خواهد شما را از مکتب جدا کند. اگر دوستى و ارتباط با افراد و کشورها به قیمت چشم‌پوشى از مکتب و مقدّسات باشد، بى‌ارزش است...

       


      دریافت
      حجم: 15.9 مگابایت

      در بیان نورانی دیگری حضرت علی امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «الْمَالُ مَادَّةُ الشَّهَوَاتِ»؛ به هر حال انسانی که متوسط می‌اندیشد ﴿إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی ٭ أَن رَآهُ اسْتَغْنَی﴾، اصلاً مال را مال گفتند چون طبع به آن میل دارد، نه چون عقل به آن مایل است. وجود مبارک رسول گرامی(علیه و علی آله آلاف التّحیة و الثّناء) فرمود: عقل را عقل گفتند برای اینکه این زانوی جموح و چموش انسان شهوتران را او عقال می‌کند. قرآن لغت تازه نیاورد، مصداق تازه آورد. این کلمه «عقل» در عرب بود اما وقتی دین آمد، مصداق تازه آورد؛ یعنی بیان کرد که عالم، عالم غیب است و شهادت، این کلمات هم دو مصداق دارد: مصداق غیب و مصداق شهادت. عقال شهادت همین زانوبند جموح و چموش است، عقال غیب عقل است که شهوت و غضب را می‌بندد. چرا عقل را عقل گفتند؟ برای اینکه یک زانو زانوی شهوت است یک زانو زانوی غضب، این دو تا زانوی سرکش را عقال می‌کند. این بیان نورانی رسول خداست.

      مال که ماده شهوت است، آن عقل این را عقال می‌کند، نمی‌گذارد طغیان کند که ﴿إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی ٭ أَن رَآهُ اسْتَغْنَی﴾. اما اگر آن را در راه خیر صرف کند یا از راه حلال به دست بیاورد ولو اندک، این عقال شده است وگرنه مال حرام تا آبروی آدم را نبرد رها نمی‌کند؛ این کاری است که ذات اقدس الهی به همه ما هشدار داد. فرمود مال حرام، حرف حرام، نگاه حرام، از هر کسی صادر بشود این در خط تولید می‌افتد. این چنین نیست که انسان حرفی زد یا کاری را کرد یا مالی را گرفت، بگوید گذشت؛ «ماضی ما مضی»، خیر! چیزی نمی‌گذرد مگر اینکه در خط تولید می‌افتد، این اصل اوّل.

      اصل دوم آن است که ما یک موجود معطّل در نظام هستی نداریم که چیزی در عالم موجود شده باشد و عطله باشد؛ نه در چیزی اثر بگذارد، نه از چیزی اثر بگیرد نداریم. چون در خط تولید می‌افتد، بعد از ده سال یا بیست سال معلوم می‌شود که فلان کس این کار را کرده، در زندان می‌افتد یا اعدام یا غیر اعدام، می‌شود آبروریزی. ممکن نیست کسی کاری بکند بگوید گذشت. هیچ موجودی, معدوم نخواهد شد، هر چه یافت شد، می‌افتد در خط تولید.

      یک وقت است که ذات اقدس الهی جبران خیر می‌کند. وجود مبارک موسای کلیم به خضر(سلام الله علیهما) عرض کرد ما هر دو خسته اینجا آمدیم، اینجا هم که مسافرخانه ندارد، مردم این منطقه هم که ما را به عنوان میهمانی نپذیرفتند: ﴿فَأَبَوْا أَن یُضَیِّفُوهُمَا﴾، شما دستور می‌دهید ما اینجا بایستیم این دیوار شکسته و خراب را بسازیم برای چیست؟ با اینکه اهل این منطقه ﴿فَأَبَوْا أَن یُضَیِّفُوهُمَا﴾. حضرت در رازگشایی فرمود این دیوار برای دو تا بچه یتیم بود، تحت آن گنج بود، اینها باید بزرگ شوند و از زیر دیوار، آن گنج را بگیرند و زندگی آنها تأمین شود: ﴿کَانَ أَبُوهُمَا صَالِحاً﴾؛ پدر آنها کارهای خیری می‌کرد. مرحوم امین الاسلام و دیگران نقل کردند منظور از این پدر جدّ هفتم یا هفتادم بود. حالا هفتاد سال قبل یا بیش از هفتاد سال قبل جدّش یک آدم خیّری بود کار خیر می‌کرد، این افتاد در تولید بعد از هفتاد سال یک خضر راه آمد، مشکل او را حلّ کرد.

      برهان مسئله این است که چون جدّش یا پدرش آدم خوبی بود، خدا ما را رساند تا این دیوار را بچینیم. خضر راه همیشه هست. این نه اختصاصی به موسی و خضر(سلام الله علیهما) دارد نه مختص قبل از آنها بود نه مختص بعد از آنها؛ همواره خضر راه در راه است. از طرفی هم: ﴿إِنَّ بَطْشَ رَبِّکَ لَشَدیدٌ﴾؛ او همواره در راه است. هرگز خیال نکنیم حرفی که زدیم مالی که گرفتیم آبرویی کسی را بردیم، گذشته گذشت! هیچ چیز نمی‌گذرد. هر کاری که کردیم در خط تولید می‌افتد. مگر اینکه با توبه آن را ترمیم بکنیم. در نظام هستی یعنی نظام عالم طبیعت، اینجا جای تغییر و تبدیل هست. شما ببینید بدبوترین کود وقتی در تحت تدبیر بهترین کشاورز قرار بگیرد، یا می‌شود گل یاس یا می‌شود سیب و گلابی. اینجا جای تبدیل و تغییر است. کار توبه این است، کار اِنابه این است، کار توجه این است. همه کفّار صدر اسلام که سالیان متمادی در برابر بت سجده می‌کردند اینها شدند یا سلمان یا اباذر یا عمار یا مقداد. ما تا نفس می‌کشیم جای تغییر است.

      «إِذَا مَاتَ ابْنُ آدَمَ انْقَطَعَ عَمَلُهُ»  اما تا زنده‌ایم جای تغییر و تبدیل است. اینجا جای تغییر و تبدیل است؛ چون ما در عالم حرکت هستیم از عالم حرکت به عالم ثبات می‌رسیم نه سکون. بهشتی‌ها اگر میلیاردها سال در بهشت بمانند خسته نمی‌شوند، چون آنجا جای سکون نیست، جای ثبات است. هیچ کس نمی‌تواند بگوید که دو دو تا چهارتا خسته نشده که دو دو تا چهارتا؛ الآن میلیون‌ها سال دو دو تا چهارتاست؟ برای اینکه او نه زمان دارد نه زمین. ما به جایی می‌رسیم که نه زمان داریم نه زمین. ثابت می‌شویم نه ساکن؛ لذا خستگی ندارد. مگر فرشته‌ها خسته می‌شوند؟! در بیانات نورانی حضرت امیر در همین خطبه اوّل نهج البلاغه این است که فرشته‌ها سالیان متمادی مشغول سجود و رکوع و ذکر و تسبیح و تکریم و اجلال الهی هستند احساس خستگی نمی‌کنند، چون انسان از قلمرو خستگی یعنی حرکت می‌آید بالا و می‌شود ثابت. ما چنین موجودی هستیم، ولی تا در عالم طبیعت هستیم جا برای تغییر و تبدیل هست. فرمود مال ماده شهوات است و آن عاملی که این ماده سرکش را عقال می‌کند عقل است که قبلاً هم فرمودند: «لَا غِنَی کَالْعَقْلِ».

      گزیده ای از بیانات آیت الله جوادی آملی در شرح حکمتهای نهج البلاغه

       

      پیامبر اکرم صلوات الله علیه در مکه تنها مشکلی که داشت مشرکان و مخالفانش بود ولی پس از هجرت به مدینه با مشکلات متعددی روبرو شد از جمله یهودیان مدینه، ظهور منافقان، قدرتهای اطراف مثل روم ، اختلاف بین قبایل که به مسلمین هم سرایت کرده بود و ... علاوه بر اینها از بین بردن سنتهای جاهلی که در بین مردم رواج داشت نیز از مشکلات ایشان بود...


      دریافت
      حجم: 13.6 مگابایت

      دوره نهج البلاغه خوانی

      💥 چرا رهبر انقلاب بر نهج‌البلاغه‌خوانی اصرار دارند و همواره خواندن آن را (در کنار انس با قرآن) مخصوصا به جوانان توصیه می‌کنند❓
      ✅پاسخ حضرت آقا 👇
      نهج البلاغه کتاب زندگی اجتماعی ماست. امروز میشود از نگاه دقیق و نافذ امیرالمومنین به واقعیتهای جامعه و جهان
      🎯نگاه کرد
      🎯و بسیاری از حقایق را دید
      🎯و شناخت
      🎯و علاج آنها را پیدا کرد؛
      لذاست که به نظر ما امروز از همیشه به نهج البلاغه محتاجتریم."۶۳/۱/۲۶

      نهج البلاغه کتاب نظام سیاسی ماست. نهج البلاغه کتاب تدوین شده ی انقلاب اسلامی است و آیین نامه این انقلاب میتوان به حسابش آورد.۵۹/۲/۱۳

      اگر بپذیریم نقطه‌ی آغازین انحراف یا سقوط انسان‌ها، از انحراف یا التقاط فکری و معرفتی آنان سرچشمه می‌گیرد، نهج‌البلاغه👈 نظام باورها و ریشه‌های فکری انسان را ترمیم و تصحیح می‌کند."


      برای اولین بارشیوه ای از#نهج_البلاغه خوانی آسان همراه با 💫کلاس "زندگی براساس نهج البلاغه"💫 و
      کلاس تفسیر روایی
      با حضور استاد گرانقدر حجت الاسلام مهدوی ارفع " بنیانگذارنهضت جهانی نهج البلاغه خوانی" تشکیل می شود.


      زمان: چهارشنبه ها  -   ساعت ۹:۳۰ تا ۱۰:۱۵   و  ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۱:۴۵
        شروع کلاسها: ۱۳اذرماه
      🔸ثبت نام: شنبه تا سه شنبه صبح ها

      درباره آیین پیامبر قبل از بعثت دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. بسیاری از اهل سنت و خیلی از اندیشمندان ایشان معتقدند که پیامبر هم مثل بقیه اهل مکه قبل از بعثتش بر همان آیین شرک و بت پرستی بود یا آیین حنیف که تقریباً چیزی از آن باقی نمانده بود. بعضی ها معتقدند که پیامبر برآیین ابراهیم (ع) بود. بعضی ها معتقدند که پیامبر بر آیین حضرت عیسی(ع) بود. ولی در جایی ندیدم که کسی او را بر آیین حضرت موسی(ع) داشته باشد...


      دریافت
      حجم: 18.1 مگابایت

      به این بیان نورانی حضرت امیر رسیدیم که حضرت علی امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «إِذَا حُیِّیتَ بِتَحِیَّةٍ فَحَیِّ بِأَحْسَنَ مِنْهَا وَ إِذَا أُسْدِیَتْ إِلَیْکَ یَدٌ فَکَافِئْهَا بِمَا یُرْبِی عَلَیْهَا وَ الْفَضْلُ مَعَ ذَلِکَ لِلْبَادِئِ‏»؛ فرمود جامعه را آن ادب اداره می‌کند. اینکه به ما گفتند سلام بکنید، برای اینکه جامعه‌ای که با سلامت و سِلم و وِداد زندگی می‌کند این ادب متقابل را حفظ می‌کند و آنچه جامعه را حفظ می‌کند همین ادب متقابل است. فرمود اگر کسی به شما سلام کرد که جواب سلام واجب است و اگر تحیّتی و چیزی که باعث حیای جدید و حیات تازه است به شما داد، شما معادل آن یا بهتر از آن را جبران کنید.

      مرحوم آقای بروجردی(رضوان الله تعالی علیه و علیهم) که از مراجع عظام شیعه بود به استناد همین آیه که مضمون آن آیه را در نهج البلاغه می‌خوانیم، فتوای احتیاطی می‌دادند که اگر کسی سلام کرد بعد گفت «صبّحکم الله بالخیر»، احتیاط واجب این است که شما هم در جواب «صبّحَکُم الله» بگویید یا بهتر از آن. به استناد همین آیه‌ای که این آیه را وجود مبارک حضرت امیر به صورت یک حدیث برای ما بیان کرده است. آیه دارد: ﴿وَ إِذَا حُیِّیتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا﴾، جمع هست؛ ولی حضرت دارد: «إِذَا حُیِّیتَ بِتَحِیَّةٍ فَحَیِّ»؛ یعنی اگر کسی تحیّه‌ای به شما داد، شما معادل آن یا بهتر از آن را برگردانید، ظرف خالی را برنگردانید. طرزی کنید که نه شرمنده باشید و نه احسان ابتدایی. بعد فرمود: اگر هم ظرف را پر برگرداندید رجحان با صاحب اوّلی است.

      «هاهنا أمورٌ ثلاثة»؛ امر اوّل این است که اگر کسی نسبت به ما ادب کرد؛ چه ادب زبانی، چه ادب کتبی و نامه‌ای، چه ادب مالی، چه ادب حیثیتی، ما پاسخ بدهیم. دوم اینکه این کاسه خالی یا نامه را یا قول را که بی‌پاسخ قرار ندادیم، این عدل است نه احسان. سوم اینکه بار دیگر خود ما اگر ابتدائاً نامه‌ای دادیم یا کاسه‌ای دادیم یا مشکل او را حلّ کردیم، این می‌شود جزای احسان. در قرآن نفرمود جزای احسان، عدل است؛ فرمود جزای احسان، احسان است: ﴿هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلاَّ الْإِحْسانُ﴾. ما اگر مشکلی داشتیم، کسی مشکل ما را حلّ کرد و بعد او مشکلی پیدا کرد و ما مشکل او را حلّ کردیم، این می‌شود عدل، نه احسان؛ چون ما بدهکار بودیم دَین خود را ادا کردیم، هنوز جزای او را ندادیم. بار دیگر اگر او مشکلی پیدا کرد، ما ابتدائاً و ارتجالاً مشکل او را حلّ کردیم، این می‌شود احسان، این احسان جزای آن احسان است.

      بیان نورانی حضرت امیر این است که اگر کسی نامه‌ای برای شما نوشت مؤدّبانه، شما پاسخ آن نامه را دادید، این می‌شود عدل و اگر بار دیگر شما ابتدائاً عرض ادب کردید و نامه نوشتید این می‌شود احسان و تحیّت. فرمود: «وَ الْفَضْلُ مَعَ ذَلِکَ لِلْبَادِئِ‏»؛

      ما موظّف هستیم عادل باشیم، این کف زندگی است. موظّف هستیم احسان کنیم که بالاتر از عدل است. اینکه در سوره «نحل» فرمود: ﴿إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ﴾ گرچه با «واو» عطف شده؛ اما آن ترتّب منزلت همچنان محفوظ است که احسان عدل است «مع اضافه». جزای احسان، عدل نیست؛ جزای احسان، احسان است. پس تا آن امور سه‌گانه درست تبیین نشود این کریمه: ﴿هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلاَّ الْإِحْسانُ﴾ روشن نخواهد شد و این بیان نورانی حضرت امیر که فرمود: «إِذَا حُیِّیتَ بِتَحِیَّةٍ فَحَیِّ بِأَحْسَنَ مِنْهَا وَ إِذَا أُسْدِیَتْ إِلَیْکَ یَدٌ فَکَافِئْهَا بِمَا یُرْبِی عَلَیْهَا»؛ اما «وَ الْفَضْلُ مَعَ ذَلِکَ لِلْبَادِئِ‏»؛ آنکه ابتدائاً مشکل شما را حلّ کرد، او همچنان در رتبه اوّل ایستاده است و اگر بخواهید به او برسی باید یک کار ابتدایی بکنی نسبت به او که بشود احسان، نه بشود عدل.

      گزیده ای از بیانات آیت الله جوادی آملی در شرح حکمتهای نهج البلاغه

      مختصر درباره ای از ما

      مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
      مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

      دسته بندی ها

      حدیث هفته

      حدیث 104

      امام صادق علیه السلام :
      فَضَّلَ اللّهُ الجُمُعَةَ عَلىٰ غَیرِها مِنَ الأَیّامِ، وإنَّ الجِنانَ لَتُزَخرَفُ وتُزَیَّنُ یَومَ الجُمُعَةِ لِمَن أتاها، وإنَّکُم تَتَسابَقونَ إلَى الجَنَّةِ عَلى قَدرِ سَبقِکمُ إلَى الجُمُعَةِ، وإنَّ أبوابَ السَّماءِ لَتُفتَحُ لِصُعودِ أعمالِ العِبادِ.
      خداوند، روز جمعه را بر روزهاى دیگر برترى بخشیده است. در روز جمعه، بهشت براى کسی که به [نماز] جمعه بیاید، آراسته و مزیّن می‌‏شود، و شما به اندازۀ پیشتازیتان به سوى [نماز] جمعه، به سوى بهشت، پیش خواهید تاخت و درهاى آسمان نیز براى بالا رفتن اعمال بندگان، باز می‌‏شوند.
      الکافی: ج۳ ص۴۱۵