مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

  • 20ر

  • 17ر

    از جمله چیزهایی که در این ماه رمضان عادی است، این عبارت صریح خدای متعال است که «لیلة القدر خیر من الف شهر، تنزّل‌الملئکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر، سلامٌ هی حتی مطلع الفجر.(1)» یک شب تا صبح، مظهر سلام الهی است. همان «سلامٌ قولاً من ربّ رحیم(2)» که مخصوص مؤمنین است. مخصوص اهل بهشت است. مخصوص بندگان خالص خداست. این، در اختیار ماست که استفاده کنیم.

    چرا این قدر فضیلت را به یک شب دادند؟ زیرا برکات الهی در این شب زیاد است؛ نزول ملائکه در این شب زیاد است؛ این شب، سلام است؛ «سلام هی حتّی مطلع‌الفجر»؛ از اوّل تا آخر این شب، لحظاتش سلام الهی است. «سلام قولا مِن ربّ رحیم». رحمت و فضل الهی است که بر بندگان خدا نازل می‌شود.
    لیلةالقدر، شب ولایت است.(3) هم شب نزول قرآن است، هم شب نزول ملائکه بر امام زمان است، هم شب قرآن و شب اهل بیت است، هم شب قرآن و هم شب عترت است. لذا سوره‌ی مبارکه‌ی قدر هم، سوره‌ی ولایت است.

    از بزرگترین اهداف روزه‌ی ماه رمضان یا شاید بشود به یک معنا گفت: «تمام الهدف» تقواست. «لعلکم تتّقون» (4). این دست ماست. مردم باید هرکدام خودشان، و اگر بتوانند دیگران را اصلاح کنند.



    1. سوره مبارکه قدر

    2. سوره مبارکه یس، آیه58

    3. معانی‏الأخبار،شیخ صدوق ص ۳۱۵  ؛ بحار الانوار،مجلسی،ج۹۴ص۱۸ح۳۸ ؛
    ذکر عند أبی عبد الله ع إنا أنزلناه فی لیلة القدر قال ما أبین فضلها على السور قال قلت و أی شی‏ء فضلها قال نزلت ولایة أمیر المؤمنین ع فیها قلت فی لیلة القدر التی نرتجیها فی شهر رمضان قال نعم هی لیلة قدرت فیها السماوات و الأرض و قدرت ولایة أمیر المؤمنین ع فیها : مفضّل بن عمر گوید: در محضر امام صادق علیه السّلام از آیه مبارکه إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ سخن به میان آمد، فرمود: چقدر برترى آن بر سوره‏هاى دیگر آشکار است! عرضه داشتم: چه چیزی به آن برترى داده است؟ فرمود: در آن شب ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام نازل شد، گفتم: در شب قدرى که ما آن را در ماه رمضان امید داریم؟ فرمود: آرى شبى که در آن شب آسمانها و زمین اندازه‏گیرى شد، و ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام در آن تقدیر و معیّن شده است.

    4. سوره مبارکه بقره آیه 183

    تلاوت صفحه 519 :

    قطره ای از دریای بیکران کلام الهی :

    آیه شماره 85  از سوره مبارکه آل عمران
     وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ
    و هر کس جز اسلام (و تسلیم در برابر فرمان حق،) آیینى براى خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زیانکاران است‏.
    نکات تفسیری :

    1- اسلام، ناسخ همه ادیان پیشین است. «ومَن یبتَغِ غیر الاسلام دیناً فلن یُقبَل منه»

    2- رها کردن مکتبى جامع، مایه خسارتى ابدى است. «مَن یبتغ... من الخاسرین»

    3 - انتخاب اسلام، رمز و نشانه دوراندیشى انسان است. «فى الاخرة من الخاسرین»

    دعا، بهترین عمل در شب قدر
    یکی از مواد این مائده‌ی الهی و ضیافت الهی[ماه رمضان]، لیلةالقدر است؛ شبی که به عنوان لیلةالقدر شناخته شده است و مردد است بین چند شب در ماه رمضان، از هزار ماه برتر و بالاتر است. در ساعت‌های کیمیایی لیلةالقدر، بنده‌ی مؤمن باید حداکثر استفاده را بکند. بهترین اعمال در این شب، دعاست. درباره‌ی دعا هم امروز مطالبی را به شما برادران و خواهران عرض می‌کنم. احیاء هم برای دعا و توسل و ذکر است. نماز هم - که در شب‌های قدر یکی از مستحبات است - در واقع مظهر دعا و ذکر است. در روایت وارد شده است که دعا «مخّ العبادة»؛(1) مغز عبادت، یا به تعبیر رایج ماها، روح عبادت، دعاست. دعا یعنی چه؟ یعنی با خدای متعال سخن گفتن؛ در واقع خدا را نزدیک خود احساس کردن و حرف دل را با او در میان گذاشتن. دعا یا درخواست است، یا تمجید و تحمید است، یا اظهار محبت و ارادت است؛ همه‌ی اینها دعاست. دعا یکی از مهمترین کارهای یک بنده‌ی مؤمن و یک انسان طالب صَلاح و نجات و نجاح است. دعا در تطهیر روح چنین نقشی دارد.

    شب قدر ؛ شبی که فرشتگان، زمین را به آسمان متّصل می‌کنند، دلها را نورباران و محیط زندگی را با نور فضل و لطف الهی منوّر می‌کنند. شب سِلم و سلامت معنوی - سلامٌ هی حتّی مطلع الفجر - شب سلامت دلها و جانها، شب شفای بیماریهای اخلاقی، بیماریهای معنوی، بیماریهای مادّی و بیماریهای عمومی و اجتماعی که امروز متأسفانه دامان بسیاری از ملتهای جهان، از جمله ملتهای مسلمان را گرفته است! سلامتی از همه‌ی اینها، در شب قدر ممکن و میسّر است؛ به شرطی که با آمادگی وارد شب قدر شوید. سلام، هم به معنی درود و تحیّت الهی بر انسانهاست، هم به معنای سلامتی، صلح و آرامش، صفا میان مردم، برای دلها و جانها و جسمها و اجتماعات است. از لحاظ معنوی، چنین شبی است!


    1. إرشاد القلوب إلى الصواب‏ ، حسن بن ابى الحسن دیلمى‏ ج۱ص۱۴۸ ؛ اعلام الدین،دیلمی،ص۲۷۸ ؛ شرح نهج البلاغه،ابن ابی الحدید،ج۱۱ص۲۲۸ " الدعاء مخ العبادة " :دعا مغز (اصل و اساس) عبادت است.

    تلاوت صفحه  518 :

    قطره ای از دریای بیکران کلام الهی :

    آیه شماره ۲۷  از سوره مبارکه ابراهیم
     ثَبِّتُ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الآخِرَةِ وَیُضِلُّ اللّهُ الظَّالِمِینَ وَیَفْعَلُ اللّهُ مَا یَشَاءُ
    خدا کسانى را که ایمان آورده ‏اند در زندگى دنیا و در آخرت با سخن استوار ثابت مى‏ گرداند و ستمگران را بى‏ راه مى‏ گذارد و خدا هر چه بخواهد انجام مى‏ دهد
    نکات تفسیری :

    1- امدادهاى الهى، وابسته به راهى است که انسان انتخاب مى‏ کند. «یثبّت اللَّه الذین آمنوا»
    2- اگر یارى خداوند نباشد، انسان در برابر وسوسه ‏ها و هوس‏ها و طاغوت‏ها از پا درمى‏ آید و سقوط مى‏ کند. «یثبّت اللَّه الذین آمنوا»
    3- انسان اگر ایمان آورد، خدا او را بیمه مى‏ کند و اگر به درخت خبیثه و مکتب باطل دل دهد، خدا او را رها مى‏ کند. «یثبّت اللَّه الذین امنوا... یضلّ اللَّه الظالمین»

    ضرورت شکر گزاری بعد از دریافت نعمت
    آنچه مهم است، این است که کسی که از سوی پروردگار عالم نعمت می‌گیرد، در مقابل آن چه روشی از خود نشان خواهد داد. بنابراین، نعمت را که گرفتیم، باید مواظب باشیم که بعد از تسلّم نعمت، شکرگزار آن باشیم تا جزو «مغضوب علیهم» و یا «ضالّین» نشویم. راهش هم این است که شکر کنیم.
    حقیقت شکر این است که انسان نعمت را از خدا بداند. نه این که به زبان بگوید؛ با همه وجود باور کند که آنچه از نعمت در اختیار اوست، از سوی خداست. این طور نباشد که خیال کند، اوست که این نعمت را برای خود فراهم کرده است. این، جلب غضب و حرمان از نعمت الهی را فراهم خواهد کرد که «انما اوتیته علی علم»(1).

     اگر بگویم که خودم این داناییها و این تمکّنها را به دست آورده‌ام، غلط است. قرآن این‌طور می فرماید که «ما اصابک من حسنة فمن اللَّه» ؛(2) هر حادثه‌ی نیکو که به شما میرسد، از خداست. «ما بکم من نعمة فمن‌اللَّه(3)»؛ هر نعمتی که دارید، از سوی خداست. در دعا هم به ما یاد داده‌اند که به خدای متعال عرض کنیم: «ما بنا من نعمة فمنک وحدک لاشریک لک لا اله الّا انت»؛(4) هر نعمتی که ما در اختیار داریم، از توست. حدّاکثر این است که ما بتوانیم خود را قابل نعمت و حافظ نعمت خدا کنیم.
     
    این شکر، چیز خیلی مهمی است. احساس این که نعمت از خداست، مشکلات را برطرف میکند، غرور و تفرعن و تفاخرِ به خاطر نعمت را از انسان میگیرد و انسان احساس میکند که هیچکاره است و آنچه که هست، متعلّق به ذات مقدّس پروردگار است. او داده است، از او باید خواست، از او باید طلبید، از او باید تداوم را توقّع کرد، به او باید پناه برد، به او باید متوسّل شد و پیش او باید تضرّع کرد. این راه درست است.
     


     1. سوره قصص ،78 و سوره زمر ،49

    2. سوره نساء،79

    3. سوره نحل، 53

    4. مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، ص 17

     

    تلاوت صفحه  517 :

    قطره ای از دریای بیکران کلام الهی :

    آیه شماره 30  از سوره مبارکه آل عمران
     یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعیداً وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ
    روزى که هر کس، آنچه را از کار نیک انجام داده، حاضر مى‏ بیند؛ و آرزو مى‏ کند میان او، و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانىِ زیادى باشد. خداوند شما را از (نافرمانى) خودش، برحذر مى‏ دارد؛ و (در عین حال،) خدا نسبت به همه بندگان، مهربان است.
    نکات تفسیری :

    1- اعمال انسان محو نمى‏ شود و در قیامت در برابر او حاضر مى‏ گردد. «محضرا»
    2- بسیارى از اعمالى که در دنیا مورد علاقه انسان است، در قیامت مورد تنفّر او قرار خواهد گرفت. «تودّ لو انّ بینها و بینه أمداً بعیداً»
    3 - در روز قیامت، پشیمانى سودى ندارد و آرزوها نشدنى است. کلمه (لو) در مورد آرزوهاى نشدنى بکار مى‏ رود. «لو انّ بینها و بینه أمداً بعیداً»

    انواع برخوردها در برابر نعمتها

    آنچه مهم است این است که کسی که از سوی پروردگار عالم نعمت می گیرد، در مقابل آن چه روشی از خود نشان خواهد داد . در سوره حمد می خوانید " صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم و لاالضّالّین" ؛ یعنی کسانی که نعمت هم می گیرند ممکن است «مغضوب علیهم »شوند ؛ مثل بنی اسرائیل. بارها خدای متعال به بنی اسرائیل فرمود : « اذکُروا نِعمَتِیَ الَّتی أَنعَمتُ عَلَیکُم»(1) آنها مورد نعمت خداقرار گرفته بودند . در سوره حمد « مغضوب علیهم » به بنی اسرائیل تعبیر شده است.

    این‌طور نیست که اگر خدا به قومی نعمت داد، آن قوم خاطرجمع باشند که این نعمت برای آنها خواهد ماند. شما در سوره‌ی حمد می‌خوانید: «صراط الّذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم و لاالضّالّین»(۲)؛ یعنی «مغضوب علیهم» و «ضالّین» هم جزو «انعمت علیهم»اند.

    نباید تصور شود که خدا به عده‌یی نعمت می‌دهد و عده‌یی را گمراه می‌کند و مورد غضب قرار می‌دهد؛ نه، «غیر المغضوب علیهم» به حسب ترکیب نحوی عربی، صفت «انعمت علیهم» است. خدا به انسان‌های زیادی نعمت داده است.

    نعمت دادشده‌گان دو نوع‌اند؛ یک عده کسانی هستند که با عمل خود، با سوء رفتار خود، با تنبلی خود، با انحراف خود و با دل سپردن و تن سپردن به هوس‌های زودگذرِ منحرف کننده، نعمت را بر باد دادند؛

    خدا به آنها نعمت داد، اما نعمت خدا را تبدیل کردند و خراب نمودند. لذا مورد غضب قرار گرفتند؛ یا دنبال آنها راه افتادند، گمراه شدند. البته در روایات ما دارد که «المغضوب علیهم»، مراد یهودند، که این، بیان مصداق است؛ چون یهود تا زمان حضرت عیسی، با حضرت موسی و جانشینانش، عالماً و عامداً مبارزه کردند. «ضالّین»، نصاری هستند؛ چون نصاری گمراه شدند.

     وضع مسیحیّت این‌گونه بود که از اوّل گمراه شدند - یا لااقل اکثریتشان این‌طور بودند - اما مردم مسلمان نعمت پیدا کردند. این نعمت، به سمت «المغضوب علیهم» و «الضالّین» میرفت؛ لذا وقتی که امام حسین علیه‌السّلام به شهادت رسید، در روایتی از امام صادق علیه‌السّلام نقل شده است که فرمود: «فلما ان قتل الحسین صلوات‌اللَّه‌علیه اشتدّ غضب اللَّه تعالی علی اهل الارض»؛ وقتی که حسین علیه‌السّلام کشته شد، غضب خدا درباره مردم شدید شد. معصوم است دیگر. بنابراین، جامعه مورد نعمت الهی، به سمت غضب سیر می کند؛ این سیر را باید دید. خیلی مهمّ است، خیلی سخت است، خیلی دقّت نظر لازم دارد.

    یک عدّه کسانی که وقتی نعمت الهی را دریافت کردند، نمی گذارند که خدای متعال بر آنها غضب کند و نمی گذارند گمراه شوند. اینها همان هایی هستند که شما می گویید خدایا راه اینها را به ما هدایت کن. «غیرالمغضوب علیهم»، با تعبیر علمی و ادبیش، برای «الّذین انعمت علیهم» صفت است؛ که صفت «الّذین»، این است که «غیرالمغضوب علیهم و لاالضّالّین»؛ آن کسانی که مورد نعمت قرار گرفتند، اما دیگر مورد غضب قرار نگرفتند؛ «و لاالضّالّین»، گمراه هم نشدند.

    کسانی که نعمت را بر باد دادند، «مغضوب علیهم» و «ضالین»اند؛ آنهایی که نعمت را نگه داشتند، «غیرالمغضوب علیهم و لا الضّالّین»اند.
    خدای متعال، هم به انبیا و اولیا و شهدا و صالحین نعمت داده است - «فاولئک مع الّذین انعم اللَّه علیهم من النّبیّین و الصّدیقین و الشّهداء و الصّالحین»(۳) - هم به بنی‌اسرائیل نعمت داده است؛ «اذکروا نعمتی الّتی انعمت علیکم».(۴) در سوره‌ی بقره سه مرتبه این تعبیر تکرار شده است. خدا به بنی‌اسرائیل هم نعمت داد، منتها آنها نعمت را کفران کردند.

    خدای متعال در سوره‌ی سبأ می‌فرماید: «ذلک جزیناهم بما کفروا و هل نجازی الّا الکفور»(۵). خداوند کفران کنندگان نعمت را تنبیه و مجازات می‌کند. پس باید نعمت را نگه‌داشت. انبیا و شهدا و صالحین و صدیقین کسانی هستند که نعمت خدا را نگه‌داشتند. نعمت خدا را باید نگه‌دارید، پرورش دهید، کامل کنید و نقایص‌اش را برطرف سازید - که این نقایص هم باز از عمل ما ناشی می‌شود .

    بنابراین، نعمت را که گرفتیم، باید مواظب باشیم که بعد از تسلّم نعمت، شکرگزار آن باشیم تا جزو «مغضوب علیهم» و یا «ضالّین» نشویم. راهش هم این است که شکر کنیم.
     


    1. بقره، 122 – بقره ، 47- بقره 40

    2. حمد ،7

    3. نساء، 69

    4. پاورقی 1

    5. سبأ،17

    دسته بندی ها

    حدیث هفته

    عمل به آیات قرآن

    امام على علیه السلام :

    اللَّهَ اللَّهَ فی القرآنِ، لا یَسبِقُکُم بالعَمَلِ بهِ غَیرُکُم

    خدا را! خدا را! درباره قرآن، مبادا دیگران با عمل به آن، بر شما پیشى گیرند

    نهج البلاغه، نامه 47؛ میزان الحکمه: ج9، ص328