مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

ماه رمضان بسیار ماه شریفی است، هر کس می‌خواهد ببیند ماه رمضان چه ماهی است خداحافظی ماه رمضان را بخواند. از خداحافظی معلوم می‌شود که ماه رمضان چه ماهی است. چند روز به پایان ماه رمضان، امام سجاد ناله می‌کند و با ماه رمضان خداحافظی می‌کند. می‌گوید: خداحافظ ‌ای ماهی که یک آیه قرآن خواندن در آن مساوی بود با یک ختم قرآن در غیر ماه رمضان. خداحافظ‌ای ماهی که نفس کشیدن در تو عبادت بود. خداحافظ‌ ای ماهی که عید اولیاء خدا بودی. خداحافظ‌ ای ماهی که هنوز نیامده بودی، سید سجاد منتظرت بود و هنوز نرفته‌ای سید سجاد دلتنگ توست. خداحافظ ‌ای ماهی که اولیاء خدا می‌گفتند: چه زمان میاید؟ و دشمنان خدا می‌گفتند: چه زمان می‌رود؟
از خداحافظی رمضان که امام سجاد دارد معلوم می‌شود این ماه رمضان چه ماهی است. بنابر نقل معروفی که در ذهنم هست پیغمبر اسلام(ص) در جمعه آخر ماه شعبان یعنی چند روز مانده به ماه رمضان، یک خطبه عالی دارد که اهمیت ماه رمضان را در آن خطبه می‌گوید. «ایُّها النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَة» (عیون‏أخبارالرضا، ج‏1، ص‏295)‌ ای مسلمان‌ها! دارد ماه رمضان با برکت و با رحمت می‌آید. ماهی که عبادت‌هایتان قبول است. ماهی که دعایتان مستجاب است. ماهی که خداوند بسیاری از شما‌ها را در آن می‌بخشد. ماهی است که انسان انقلاب علیه خودش بکند. چون انقلاب فقط علیه دیگران نیست، ما یک سری هوی و هوس‌هایی داریم که دائماً هوی و هوس‌ها ما را اینطرف و آنطرف می‌کشاند و معنای توبه یعنی انقلاب علیه خودمان است. ماه رمضان ماهی است بسیار شریف و پیغمبر درباره ماه رمضان در آن خطبه‌ای که جمعه آخر ماه شعبان گفت، از آن بسیار تحلیل کرده است.
از ماه رمضان آنچه در ذهن مردم است غیر از آن است که در قرآن آمده است. مردم در ذهن خودشان مى‏گویند: «ماه روزه». ولى خدا مى‏گوید: «ماه قرآن». مى‏گوید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآن» (بقره/185) نمى‏گوید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی کتب فیکم الصیام» با اینکه در ماه رمضان روزه واجب است اما خدا وقتى مى‏خواهد از ماه رمضان تجلیل کند، نمى‏گوید: ماهى که در آن روزه هستید. مى‏گوید: ماهى که در آن قرآن نازل شد. پیداست مى‏خواهد بگوید آنچه در ماه رمضان جلوه دارد و برجسته است و گل این ماه است قرآن است. برجستگى رمضان به نزول قرآن دراین ماه است و به این نیست که مردم روزه مى‏گیرند. گرچه درماه رمضان روزه هم واجب است.
ادامه مطلب
٩- روزه واقعى
قال امیرالمۆمنین علیه‌السلام: «الصیام اجتناب المحارم کما یمتنع الرجل من الطعام و الشراب». (بحارالانوار، ج٩٣، ص٢۴٩)
امام على علیه‌السلام فرمود: روزه پرهیز از حرام‌هاست؛ همچنان‌که شخص از خوردنى و نوشیدنى پرهیز مى‌کند.
١٠- برترین روزه
قال امیرالمؤمنین علیه‌السلام: «صوم القلب خیر من صیام اللسان و صوم اللسان خیر من صیام البطن». (غررالحکم، ج١، ص۴١٧، ح٨٠)
امام على علیه السلام فرمود: روزه قلب بهتر از روزه زبان و روزه زبان بهتر از روزه شکم است.

این، چیز  کمی نیست که رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) این ماه [رمضان] را ماه ضیافت الهی به حساب بیاورند. مگر ممکن است که انسان وارد سفره کریم بشود و از آن جا، محروم خارج بشود؟ مگر وارد نشوی. آن کسانی که وارد سفره غفران و رضوان و ضیافت الهی در این ماه نشوند، البته بی بهره خواهند ماند و واقعاً این محرومیت به معنای حقیقی است. «ان الشقی من حرم غفران الله فی هذا الشهر العظیم». (عیون اخبار الرضا، ج1، ص230) محروم واقعی، آن کسی است که نتواند در ماه رمضان، غفران الهی را به دست بیاورد.

سخنرانی مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان و کارگزاران به مناسبت عید فطر، مهرماه

براى تلاوت قرآن سفارشات زیادى شده است. خود قرآن به کسى که آن را تلاوت مى‏کند قسم خورده و مى‏گوید: «فَالتَّالِیاتِ ذِکْراً» (صافات/3) یعنى سوگند به کسانى که وحى را تلاوت مى‏کنند. درباره قرائت قرآن اول گفته شده با وضو قرآن بخوانید: «لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ» (واقعه/79) یعنى بدون وضو قرآن را لمس نکنید. معناى دیگرى هم دارد که یعنى معارف ناب قرآن را درک نمى‏کنند مگر کسانى که روح پاکى دارند. کسى که روح پاکى دارد قرآن را درک مى‏کند. یعنى روحهاى آلوده از قرآن لذت نمى‏برند. پس دستور خواندن و تلاوت قرآن: 1 - باید با وضو باشیم. 2 - زیاد بخوانیم. «فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ» (مزمل/20) تا مى‏توانید قرآن بخوانید. نه، براى تبرک و اینها، زیاد بخوانیم. در هر حال بخوانیم. داریم راه مى‏رویم، مى‏نشینیم. به خصوص در ماه رمضان، ترتیل بخوانیم «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلاً» (مزمل/4) معناى ترتیل خواندن این است که با صوت خوب بخوانیم، آرام بخوانیم، وقتى مى‏خوانیم، در آیات قرآن فکر کنیم. فکر و تدبر کنیم و نکند بى توجه قرآن بخوانیم، نکند که بر دل ما قفل خورده باشد.
البته عمل از همه مهمتر است. اینها همه پوست قرآن بود. مهم‏تر از همه عمل است. که روایت داریم: «مَا آمَنَ بِالْقُرْآنِ مَنِ اسْتَحَلَّ مَحَارِمَهُ» (کنزالفوائد، ج‏1، ص‏350) کسى که مى‏گوید من به قرآن ایمان دارم و حال آنکه حرام را حلال کرده است، دروغ مى‏گوید. «کَمْ مِنْ قَارِئٍ لِلْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ یَلْعَنُهُ» (مستدرک‏الوسائل، ج‏4، ص‏250) بسیار از آدمها در کشورهاى اسلامى هستند که قرآن مى‏خوانند ولى قرآن آنها را لعنت مى‏کند. ما باید ببینیم کجا به قرآن بند هستیم.
در قرآن تدبر کنیم، فکر کنیم و از همه مهمتر عمل کنیم چون یاد گرفتن آسان است. عمل مشکل است. مى‏شود در نیم ساعت چیزى را یاد گرفت اما باید یک عمر عمل کرد. در بحار حدیثى داریم که اصحاب پیغمبر ده آیه را مى‏گرفتند و عمل مى‏کردند و بعد از عمل ده آیه دیگر. خلاصه تند و زیاد خواندن مهم نیست. داریم: «وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ» (اعراف/204) وقتى قرآن خوانده مى‏شود گوش دهید. و در جای دیگری داریم که با لحن عربى بخوانید و با صوت زیبا بخوانید. امام سجاد(ع) مى‏فرماید: قرآن هر آیه‏اش یک گنج است. اگر در هر آیه فکر کنید، مطالب جدیدى بدست مى‏آورید. علامه طباطبایى (رحمةالله علیه) فرمود: باید 2 سال به 2 سال تفسیر قرآن عوض شود. چون به مرور زمان دائم حقایقى از آیات کشف مى‏شود. فقط کسى مى‏داند قرآن چیست که به آن وارد شود. وارد که شد مى‏بیند: عجب (بحر عمیق) دریاى عمیقى است. اینهایى که کنار دریا هستند مى‏گویند دریا همین است، برو صورتت را بشوى و بیا. اما هر کس وارد مى‏شود به گونه‏اى است که آدم کم می آورد. به آیه‏هایى مى‏رسیم که بزرگترین مفسرین مى‏گویند، ما نمى‏دانیم خدا مى‏خواهد چه بگوید.
ادامه مطلب
٧- اهمیت روزه
قال رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله: «الصوم فى الحر جهاد». (بحارالانوار، ج٩۶، ص٢۵٧)
رسول خدا صلى‌الله‌علیه‌وآله فرمود: روزه گرفتن در گرما، جهاد است.
٨- روزه نفس
قال امیرالمؤمنین علیه‌السلام: «صوم النفس عن لذات الدنیا انفع الصیام». (غررالحکم، ج١، ص۴١۶، ح۶)
امیرالمومنان على علیه‌السلام فرمود: روزه نفس از لذت‌هاى دنیوى سودمندترین روزه‌هاست.
ادامه دستور العمل آیت الله قاضی پیرامون سه ماه رجب ، شعبان و رمضان:
3- بر شما باد به قرائت قرآن کریم در نافله‌های شب که انسان را حرکت داده، سیر او را سریع می‌نماید و برای او بسیار مفید است. تغنّی به قرآن، انسان را بخدا نزدیک می‌کند! بخلاف غنای محرم که آدمی را به لهو می‌کشاند. پس تا می توانید در شبها قرائت قرآن کنید، چرا که قرائت قرآن شراب مؤمنین است.
4- بر شما باد اینکه: به انجام دادن اوراد و أذکاری که هر یک از شما بعنوان دستور در دست دارید، ملتزم و متعهد باشید! و بر شما باد به مداومت سجدۀ یونسیّه و گفتن ذکر یونسیّه: «لا إلهَ إلا أنتَ سُبحانکَ إنی کُنْتُ مِن الظالمین7» در سجده از پانصد تا هزار مرتبه.»
5- بر شما باد به زیارت مشهد اعظم، که مراد همان حرم مطهر امیرالمؤمنین و قبر نورانی آن بزرگوار است، و نیز سایر مشاهد مشرفۀ اهل البیت (ع) و مساجد معظمه مانند: مسجد الحرام، مسجد النبی، مسجد کوفه، مسجد سهله و بطور کلی هر مسجدی از مساجد! زیرا مؤمن در مسجد، همانند ماهی است در آب دریا!
6- و هیچگاه پس از نمازهای واجب خود، تسبیحات حضرت صدیقه صلَوات الله علیها را ترک ننمائید، زیرا این تسبیحات، یکی از انواع «ذکر کبیر» شمرده شده است.»
7- یکی از وظائف مهم و لازم برای سالک إلی الله، دعا برای فرج* حضرت حجّت صلوات الله علیه در قنوت «وَتْر» است. بلکه باید در هر روز و در همۀ اوقات و همۀ دعاها، برای فرج آن بزرگوار دعا نمود.
8- و یکی دیگر از وظائف لازم و مهم، قرائت زیارت جامعه، معروف به «جامعۀ کبیره» در روز جمعه است.
9- لازم است که قرائت قرآن حتماً کمتر از یک جزء نباشد.»
10- تا می توانید بسیار به دیدار و زیارت برادران نیکوکار خود بشتابید، چرا که براستی آنها برادرانی هستند واقعی که در تمام مسیر، همراه انسانند و با رفاقت خویش، آدمی را از کریوه های نفس و تنگناها و عقبات آن عبور می دهند!.
11- به زیارت اهل قبور ملتزم باشید ولی نه بصورت مداوم و همه روزه (مثلاً در هفته، یک روز انجام بگیرد) و نباید زیارت قبور در شب واقع گردد.
قول ثقیل است. «إِنَّا سَنُلْقی‏ عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقیلاً» (مزمل/5) یکی از آیات قرآن این است که قرآن می گوید: من قول سنگین هستم. یعنی چه؟ اگر سنگین است چرا می گوید: من آسان هستم؟ «یسرنا»، قرآن سنگین است یا آسان؟ از نظر فهم سبک است و اما از نظر ارزش سنگین است.
شما الان اگر رهبر انقلاب با شما کار داشته باشد، یا مثلاً یک شخصیت مهم مملکتی به شما تلفن کند شما تا گوشی رابرمی داری، فشار خونت بالا می رود. ممکن است کاری نیز نداشته باشد و فقط می خواهد مثلاً ساعت را بپرسد. اگر هم بپرسد چه ساعتی است و شما جواب بدهی بعد تا دو سه ساعت در رختخواب خوابت نمی برد. یعنی گاهی حرف را می فهمی بحث علمی نبود، می خواست بپر سد چه ساعتی است اما از نظر این که حرف از طرف کیست؟طرف حرف کیست؟ برای شما سنگین است.
یعنی شما 100 کیلو بار سر دست بلند می کنی به نفس نفس می افتی و اگر پهلوی یک شخصیت مهم هم بروی به نفس نفس می افتی. یعنی کار سبک است، اما از نظر منبع کار سنگین است. معنای ثقیل شاید این باشد. یکی نیز واقعیتش این است که حقایق سنگینی دارد، حال عبارتش سبک است بارش سنگین است و حقایقش سنگین است و این هم که قول سنگین است، چون وقتی به پیامبر می گویند: جامعه را عوض کن، عوض کردن یک جامعه و تغییر نظام و عمل به قرآن کاری انصافاً سنگین است.
در هنگام تلاوت قرآن سکوت کنید و قرآن را با لحن عربی بخوانید.
از امام باقر(ع) : «قُرَّاءُ الْقُرْآنِ ثَلَاثَةٌ رَجُلٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَاتَّخَذَهُ بِضَاعَةً وَ اسْتَدَرَّ بِهِ الْمُلُوکَ وَ اسْتَطَالَ بِهِ عَلَى النَّاسِ وَ رَجُلٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَحَفِظَ حُرُوفَهُ وَ ضَیَّعَ حُدُودَهُ وَ أَقَامَهُ إِقَامَةَ الْقِدْحِ فَلَا کَثَّرَ اللَّهُ هَؤُلَاءِ مِنْ حَمَلَةِ الْقُرْآنِ وَ رَجُلٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَوَضَعَ دَوَاءَ الْقُرْآنِ عَلَى دَاءِ قَلْبِهِ فَأَسْهَرَ بِهِ لَیْلَهُ وَ أَظْمَأَ بِهِ نَهَارَهُ وَ قَامَ بِهِ فِی مَسَاجِدِهِ وَ تَجَافَى بِهِ عَنْ فِرَاشِهِ فَبِأُولَئِکَ یَدْفَعُ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْبَلَاءَ وَ بِأُولَئِکَ یُدِیلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْأَعْدَاءِ وَ بِأُولَئِکَ یُنَزِّلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْغَیْثَ مِنَ السَّمَاءِ فَوَ اللَّهِ لَهَؤُلَاءِ فِی قُرَّاءِ الْقُرْآنِ أَعَزُّ مِنَ الْکِبْرِیتِ الْأَحْمَرِ» (کافى،ج‏2،ص‏627)
1- «رَجُلٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَاتَّخَذَهُ بِضَاعَةً وَ اسْتَدَرَّ بِهِ الْمُلُوکَ وَ اسْتَطَالَ بِهِ عَلَى النَّاسِ» قاریان درباری و حرفه ای که برای پول قرآن می خوانند 2 - قاریانی که «فَحَفِظَ حُرُوفَهُ وَ ضَیَّعَ حُدُودَهُ » حروف قرآن را از مخرج ادا می کنند و یرملون را رعایت می کنند، ولی در عمل خراب هستند و حدود قرآن را رعایت نمی کنند، می گوید: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ» (حجرات/13) ولی تا یک حاجی پول دار وارد می شود، می گوید: حاج آقا بفرمایید بالا 3 - افرادی که قرآن می خوانند و دردشان را هم با همین قرآن درمان می کنند.
ادامه مطلب
۵- روزه زکات بدن
قال رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله: «لکل شیئى زکاة و زکاة الابدان الصیام». (الکافى، ج۴، ص۶٢، ح٣)
رسول خدا صلى‌ا‌لله‌علیه‌وآله فرمود: براى هر چیزى زکاتى است و زکات بدن‌ها روزه است
۶- روزه سپر آتش
قال رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله: «الصوم جنة من النار». (الکافى، ج۴، ص١۶٢)
رسول خدا صلى‌الله‌علیه‌وآله فرمود: روزه سپر آتش (جهنم) است.
پس براستی هر کسی که در صدد متذکر شدن به ذکر حقّ و در مقام خشیت از ذات اقدس حضرت حقّ متعال بوده باشد می تواند از راه مراقبه و محاسبه و معاتبه و معاقبه متذکر گردد!.»
«پس از این مرحله، با دلهای خود بخداوند رو آورده، بیماری‌های گناهانتان را معالجه و مداوا نمائید و بوسیلۀ استغفار، بزرگی و سنگینی عیوب خود را کاهش دهید. و بپرهیزید از اینکه حریم الهی را بشکنید و پرده های حجاب را بالا زده حرمت حرم را هتک نمائید!
زیرا براستی چنین شخصی در نظام تکوین بی آبرو و مهتوک است گرچه خداوند کریم از روی کرمش، بحسب ظاهر آبروی او را حفظ نماید؛ و همین جزای اوست و نیازی به مجازات پروردگار ندارد!.
و اما دستورالعمل این سه ماه:
1- بر شما باد به اینکه نمازهای فریضۀ خود را با نوافل آن که مجموعاً پنجاه و یک رکعت5 است، در بهترین اوقاتشان انجام دهید؛ و اگر نتوانستید چهل و چهار رکعت6* آنرا بجا بیاورید. چنانچه باز هم شواغل دنیا شما را بازداشت، حتماً نافلۀ ظهر را که به او «صلوة أوّابین» می گویند، انجام بدهید. و نماز ظهر را هم در وقت فضیلت انجام دهید که در قرآن بدان تأکید شده و مراد از صلوة وُسطی» همان نماز ظهر است.
2- و امّا در مورد نافلۀ شب بخصوص باید بدانید که: انجام دادن آن در نظر مؤمنین و سالکان حضرت معبود از واجبات است و هیچ چاره ای جز أتیان آن نیست! و تعجّب است از کسانی که قصد رسیدن به مرتبه‌ای از مراتب کمال را داشته ولی به قیام شب و انجام نوافل آن بی‌توجّه هستند! و ما هیچگاه ندیده و نشنیده‌ایم که احدی به یک مرحله و مرتبه ای از کمال راه یافته باشد مگر بواسطۀ برپاداری نماز شب!.»
ادامه دارد....
قرآن حکیم است یعنی چه؟ «وَ الْقُرْآنِ الْحَکیمِ» (یس/2) در قرآن داریم که قرآن حکیم است. حکیم است، یعنی لغو و بیهوده و ضعف ندارد. هر دانشمندی کتاب که می نویسد، در چاپ دوم می نویسد چاپ دوم با تجدید نظر، یعنی در چاپ دوم یک چیزهایی فهمیدم که در چاپ اول نفهمیده بودم یا فهمیدم که چه چیزهایی ضعف است. تنها کتابی که هیچ تجدید نظر نشده است قرآن است. زیرا از علم بی نهایت است. علم ما محدود است، یک روزهایی سوادمان زیاد می شود، می گوییم: کار دیروزمان غلط بوده است. قرآن حکیم یعنی ضعف، تجدید نظر در آن نیست.
قرآن یعنی چه؟ اصلاً کلمه قرآن یعنی چه؟ قرآن یعنی خوانده شده، خواندنی. اینکه به قرآن، قرآن می گویند، زیراخواندنی است. چند آیه قرآن دارد؟ مرحوم علامه طباطبایی در جلد 15 المیزان می فرماید: ما حدیث متواتری نداریم و حدیث محکمی نداریم که دلیل بر این باشد که قرآن چند آیه است. ولی قرآن هرچه هست همین است، منتهی آیه هایش را مثل یک کله قند که شما بگویید، چند حبه قند می شود. یک کلة قند قطعاً همین است. یعنی تمام مسلمین بدون اختلاف معتقدند، که این قند همین است. منتهی در این که این کله قند چند حبه می شود، اختلاف وجود دارد. ممکن است ریزتر خرد کنند، حبه ها بیشتر شود. ممکن است درشت تر خرد کنند، کمتر شود. بین شیعه و سنی هیچ فرق نمی کند . منتهی بعضی از آیات در یک سوره 227 آیه است و در یک شمارش دیگر 230 آیه. این به این معنا نیست که در یک مورد 3 آیه حذف شده است. یک مقدار آیه هایش را بزرگتر گرفته است و یا دیگری کوچکتر گرفته است.
ادامه مطلب

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث پنجاه و چهارم

امام علی علیه السلام

کَفاکَ مُؤَدِّبا لِنَفسِکَ تَجَنُّبُ ما کَرِهتَهُ مِن غَیرِکَ؛

دورى کردن از آنچه از دیگران ناخوش می‌دارى، بهترین ادب‌آموز توست.

غرر الحکم: ح ۷۰۷۷