مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

٢١- شادى روزه‌دار
قال الصادق علیه‌السلام: «للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحه عند لقاء ربه». (وسائل‌الشیعه، ج٧، ص٢٩٠)
امام صادق علیه‌السلام فرمود: براى روزه‌دار دو سرور و خوشحالى است: یکی هنگام افطار، و دیگری به هنگام لقاء پروردگار.
٢٢- بهشت و باب روزه‌دارن
قال رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله: «ان للجنة باباً یدعى الریان لا یدخل منه الا الصائمون». (وسائل‌الشیعه، ج٧، ص٢٩۵، ح٣١)
رسول خدا صلى‌الله‌علیه‌وآله فرمود: براى بهشت درى است به‌نام «ریان» که از آن فقط روزه‌داران وارد مى‌شوند.
درمورد روزه یک مطالبی گفته اند که عجیب و غریب است. درحدیث معراج آمده است. ظاهرا این حدیث در میان احادیث شیعه بی نظیر است. یعنی در عالم بی نظیر است. آنجا پیامبر در سفر معراج با خدای تبارک و تعالی صحبت کردند. یکی از فرازهایش این است: فرمود: یاأحْمَد هَلْ تـَعْـلـَمُ مامیراثُ الصَّوم؟ آیا میدانی نتیجه روزه چیست؟ قالَ : لا
1. کمترخوردن وحرف زدن
فرمود ثـُمَّ قالَ : میراثُ الصَّوم قِلـَّةُ الأکـْل وَ قِلـَّةُ الکـَلام: ثمره روزه این است که انسان کمترمی خورد وحرف می زند.
نتیجه اینکه من تلافی یک روز هفده ساعته را درافطار درنیاورم. شما که جوان هستید معده تان قوی است وخیلی احساس سنگینی نمی کند. اگر هم احساس سنگینی کرد، یک کمی دراز می کشید و حل می شود.  پس می شود تلافی اش را درآورد. اما نه . اینگونه نباشد. کمی کمتر. میراث روزه کمترخوردن و کمتر حرف زدن است. اگر آدم گرسنه باشد خیلی حال حرف زدن ندارد.  باز اگر جوان باشد دارد.
2. دستیابی به حکمت
ثـُمَّ قالَ وَمامیراثُ الصُّمت؟ آقا شما فرمودید کمترحرف زدن. این کمتر حرف زدن نتیجه دارد؟ فرمود : أنـَّها تورثُ الحِکمَة : حکمت به بارمی آورد.
آقا وقتی حکمت به بار آمد، اگر آدم کم حرف زد و در نتیجه اش حکمت به بار آمد خودش می فهمد که کم حرف زدن چقدرخوب است. می فرماید خب نتیجه حکمت به بارآمدن چیست؟
3. کسب معرفت
وَهِیَ تورثُ المَعْرفـَة : آدم به معرفت می رسد. نتیجه به معرفت رسیدن چیست؟
4. به یقین رسیدن
وَتورثُ المَعْرفـَة الیَقینَ : یقین به بارمی آورد.
حالامی خوانیم تا ببینیم چه می گوید و این یقین انسان را تا کجا می برد. آقا آن کسی که از دنیا رفت، وقتی به آن دنیا رفت متوجه می شود که سرمایه اش چقدراست. حسرت می خورد که اگر من آن روزاین کار را نکرده بودم، اگر آن کار را کرده بودم، اگر آن حرف را نزده بودم. اگر آن چیز را نخورده بودم، اگر آنجا را نرفته بودم، اگر رفته بودم، حسرت، حسرت، حسرت. معرفت یقین به بار می آورد. خب یقین چه نتیجه ای دارد؟
ادامه دارد ....

بر گرفته از سخنان آیت الله جاودان

١٩- خوشا به حال روزه‌داران
قال رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله: «طوبى لمن ظمأ او جاع لله اولئک الذین یشبعون یوم القیامة». (وسائل‌الشیعه، ج٧، ص٢٩٩، ح٢)
رسول خدا صلى‌الله‌علیه‌وآله فرمود: خوشا به حال کسانى که براى خدا گرسنه و تشنه شده‌اند اینان در روز قیامت سیر مى‌شوند.
٢٠- مژده به روزه‌داران
قال الصادق علیه‌السلام: «من صام لله عزوجل یوماً فى شدة الحر فاصابه ظمأ وکل الله به الف ملک یمسحون وجهه و یبشرونه حتى اذا افطر». (الکافى، ج۴، ص۶۴، ح٨)
امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس که در روز بسیار گرم براى خدا روزه بگیرد و تشنه شود، خداوند هزار فرشته را مى‌گمارد تا دست به چهره او بکشند و او را بشارت دهند تا هنگامى که افطار کند».
« ما را با دنیا چه کار؟! براستی دنیا ما را فریب داده، به پستی و ذلّت کشانید! ما را از مقام عزت و رفعت پائین آورد! و دنیا پست تر از آنست که برای ما هدف قرار گیرد! پس آن را برای اهل دنیا واگذارید! پس به به! خوشا بحال آن مردانی که بدنهای آنان در این عالم خاکی است ولی قلوبشان در عالم لاهوت، یعنی در عالم احدیت و واحدیّت و عزّ پروردگار در پرواز می‌باشد! و این افراد، اگر چه از نظر تعداد بسیار کم هستند ولیکن از نظر قوّت و مدد و از جهت واقعیت و اصالت و حقیقت دارای اکثریت می‌باشند. من می‌گویم آنچه را که شما می شنوید و از ذات اقدس حضرت حق طلب مغفرت می نمایم.» (1357 ه ق)
این دستوراتی است که مرحوم قاضی به شاگردان خود داده است ، و رفقا این دستورات را در این سه ماه انجام می‌دهند؛ البته این اعمال را در حد امکان ، هر کسی که نمی تواند هر روز را روزه بگیرد حتی الامکان 5 روز از رجب و 10 روز از شعبان را بگیرد، خلاصه بحسب ملاحظه مزاج و قوه و حال و استعداد بگیرد.
و قراءة القرآن در شب علی حد قدرة. اگر می‌توانی نخواب و اگر کسی نمی‌تواند همه شب را نخوابد؟ صب باشد، صب یعنی جگر سوخته، بیدار خوابی کند، شب زود بخوابد و سعی کند بیدار خواب کند طوری که بدن استراحت خود را بگیرد.
مرحوم قاضی اول شب می‌خوابیدند بعد نماز می‌خواندند و بعد می‌خوابیدند و باز نماز می‌خواندند، همینطور تا دو ساعت به اذان که دیگر نمی‌خوابیدند، مرحوم آخوند 3 ساعت به اذان صبح بیدار بودند، اگر نافله شب را بجا نیاورید فائده ندارد و عرفان معنی ندارد.
عرفان به عمل است نه به گفتن!
حالا چرا روزه بگیریم؟ «لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون» شاید تقوی داشته باشید. روزه چهار تقویت درونش نهفته است. نگوئید ما روزه می‌گیریم، ضعفمان می‌گیرد.
«نقش روزه»
1- تقویت تقوا: قرآن می‌گوید روزه بگیرید، چون «لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون» روزه تقویت تقوی است. تقوی چیست؟ تقوی معنایش مصونیت است. یعنی اینکه انسان نشکن بشود. انسان گاهی می‌شکند و گاهی نشکن است. انسان نشکن را انسان متقی می‌گویند. یعنی هر کاری می‌کنی که تحت تأثیرش قرار دهی، تأثیر نمی‌پذیرد و نمی‌شکند. گناه را پس می‌زند. شما یک درختی را بنام درخت جنایت و یک درختی را بنام درخت ظلم فرض کنید. ریشه‌های ظلم و جنایت بیشتر از دو غریزه است. گاهی یکسری گناه‌ها از غریزه شهوت است. گاهی لذت‌ها و کامیابی‌ها، کیف‌‌ها و عیش‌‌ها و تفریح‌‌ها ما را وادار به گناه می‌کند. گاهی غضب ما را وادار به گناه می‌کند. گناه‌ها را اگردسته بندی کنیم، یک سری گناه‌ها ریشه‌اش کامیابی و شهوت و لذت است، یکسری انتقام و غضب است. پس اکثر گناه‌ها از این دو ریشه مایه و آب می‌گیرد. گرسنگی و تشنگی شهوت را پائین می‌آورد و غضب را تعدیل می‌کند. وقتی انسان خوب گرسنه‌اش شد و خوب تشنه‌اش شد، گرسنگی و تشنگی هم شهوت را پائین می‌آورد و هم غضب را کنترل می‌کند. وقتی این دو منبع زور نداشت ، قهراً آمار گناه کم می‌شود. «لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون» معنایش این است. گرسنگی بکشید، تا این ریشه‌‌ها قدرتش کم و تضعیف بشود. این دو قدرت که تضعیف شد، آمار جنایت کم می‌شود. پس تقویت اول، تقویت تقوی است.
ادامه مطلب

ما در طول سال و در مسیر طولانی حرکت خودمان در چالش با هواهای نفسانی، با گناهان، با فضاهای تاریکی که خودمان به دست خودمان به وجود می‌آوریم، با مشکلاتی مواجه می‌شویم. گاهی انسان برای این که حال دعا پیدا کند، مشکل دارد؛ گاهی برای این که قطره اشکی بفشاند، مشکل دارد؛ چون راه دشوار است، به وسیله خلاف‌ها و گناه‌های خود احاطه می‌شویم؛ اما قطعه ماه رمضان، آن قطعه‌یی است که حرکت در آن قطعه آسان است؛ مثل این است که در این راه دشواری که می‌خواهید به محلی یا به شهری برسید، گاهی مجبورید پیاده راه را طی کنید؛ گاهی مجبورید از آب بگذرید؛ گاهی انسان برای این که حال دعا پیدا کند، مشکل دارد؛ گاهی برای این که قطره اشکی بفشاند، مشکل دارد؛ چون راه دشوار است، به وسیله خلاف‌ها و گناه‌های خود احاطه می‌شویم؛ اما قطعه ماه رمضان، آن قطعه‌یی است که حرکت در آن قطعه آسان است.
مسأله اساسی در باب ماه رمضان، این است که بشر - که در میان انواع عوامل و موجبات غفلت از خدا و از راه او، محاصره شده و انگیزه‌های گوناگون، او را به سمت پایین و تنزل و سقوط می‌کشاند - فرصتی پیدا کند که در آن بتواند روح را - که روح انسان و باطن بشر، به عروج و اعتلا تمایل دارد - به سمت عروج و اعتلا سوق دهد و به خدا تقرب جوید و به اخلاق الهی، تخلق پیدا کند. ماه رمضان، چنین فرصتی است.

سخنرانی آیة الله خامنه‌ای در دیدار با اقشار مختلف مردم(روز یازدهم ماه رمضان) 1369

١۵- روزه و صبر
عن الصادق علیه‌السلام فى قول الله عزوجل «واستعینوا بالصبر و الصلوة» قال: الصبر الصوم. (وسائل‌الشیعه، ج٧، ص٢٩٨، ح٣)
امام صادق علیه‌السلام درباره قول خداوند عزو جل که فرموده است: «از صبر و نماز کمک بگیرید» فرمود: [منظور از] صبر، روزه است.
١۶- روزه و صدقه
قال الصادق علیه‌السلام: «صدقه درهم افضل من صیام یوم». (وسائل‌الشیعه، ج٧، ص٢١٨، ح۶)
امام صادق علیه‌السلام فرمود: یک درهم صدقه دادن از یک روز روزه [مستحبى] برتر و والاتر است.
قرآن همگام با فطرت است، فطرت چیست؟ فطرت یک تمبری است که پشت هر پاکت چسپید معلوم می‌شود این نامه فطری است. این تمبر این است هر،‌هر، هر، مثلاً علاقه به بچه فطری است چون هر زمان آدم بچه‌ای را دوست دارد هر مکان آدم بچه‌اش را دوست دارد در هر رژیم حکومتی آدم بچه‌اش را دوست دارد.
اما برنج خوردن فطری است؟ نه٬ شما از شمال که رد می‌شوی مصرف برنج کم می‌شود یک جا یک میوه مصرف زیاد است.
این فطری است معنایش این است انسان در برابر بزرگ کوچکی می‌کند،‌ کوچکی کوچک نسبت به بزرگ فطری است . کوچک نسبت به بزرگ باید ادب قائل شود. نماز یعنی کوچک در برابر بزرگ اظهار ادب کند در هر زمان در هر مکان در هر رژیم کوچک نسبت به بزرگ ادب می‌کند.
ما یک عطش داریم، بچه‌ای که تازه بدنیا آمده می‌خواهد بمکد منتهی اگر پستان مادر را به او ندهند پستانک می‌مکد اونی که پستانک می‌مکد دلش می‌خواهد پستان بمکد.معده غذای سالم می‌خواهد اگر غذای سالم نخورد غذای آلوده می‌خورد.انبیاء آمدند برای این‌که بگویند آن غذا نه و آن غذا آری، چون اصل غذا خوردن دلیل نمی‌خواهد ولی شیوه‌اش دلیل می‌خواهد.
انبیاء نیامده‌اند برای ایجاد عقیده آمده‌اند برای اصلاح عقیده: چون خود عقیده را انسان دارد انسان بی‌دین نداریم منتهی دین چه دینی باشد٬ دلی نداریم که عشق تویش نباشد منتهی عشق کی ظرفی نداریم که پر نباشد منتهی از چی آن‌هایی که از خدا جدا شدند مهر کی در دلشان است. آن‌هایی که گوش به حرف خدا نداده از بله قربان گوی کی شدند.
در قرآن مطمئن‌ترین راه است » ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقینَ« (2) کتاب‌های دیگر از دانشمندانی است که روز به روز علم‌شان زیاد می‌شود و لذا چاپ دوم با تجدید نظر چاپ سوم با اضافات به چاپ می رسد.
کتابی است که شک در آن نیست برای خواندن این کتاب دستوراتی است. قرآن یک آیه دارد درباره تلاوت می‌گوید قسم به کسانی که ذکر خدا را تلاوت می‌کنند، تلاوت ذکر خدا یک مقام مقدسی است.وقتی که می‌خواهید قرآن بخوانید، (تلاوت قرآن خیلی ثواب دارد. ) دست بی‌وضو به قرآن نزنید حتی به جلد قرآن مکروه است. به کلمه حرام است.
ادامه مطلب
١٣- روزه ناقص
قال الباقر علیه‌السلام: «لا صیام لمن عصى الامام و لا صیام لعبد ابق حتى یرجع و لا صیام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصیام لولد عاق حتى یبر». (بحارالانوار، ج٩٣، ص٢٩۵).
امام باقر علیه‌السلام فرمود: روزه این افراد [کامل] نیست:
١. کسى که امام را نافرمانى کند؛
٢. بنده فرارى تا زمانى که برگردد؛
٣. زنى که اطاعت شوهر نکرده تا اینکه توبه کند؛
۴. فرزندى که عاق شده تا اینکه فرمانبردار شود.
١۴-روزه بى ارزش
قال امیرالمومنین علیه‌السلام: «کم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظمأ و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء». (نهج‌البلاغه، حکمت١۴۵)
امام على علیه‌السلام فرمود: چه‌ بسا روزه‌دارى که از روزه‌ اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‌ اى ندارد و چه‌بسا شب‌ زنده‌دارى که از قیامش جز بی‌خوابى و سختى سودى نمى‌برد.
اگر انسان گرسنه باشد، نان خالى هم براى او لذیذ است، لذّت طعام را صائمین مى دانند.در حدیث قدسى آمده است:« أَلصَّوْمُ لى وَ أَنَا أَجْزى بِهِ.»
روزه براى من است، و من خود پاداش آن را مى دهم.
یعنى خداوند متعال ثواب آن را بدون واسطه مى دهد، علاوه بر ثواب هایى که در کتاب و سنّت ذکر شده است:
«فَلاَ تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّآ أُخْفِىَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْیُنٍ» پس هیچ کس نمى داند که چه چشم روشنى هایى براى آنان مخفى شده است.  یعنى قابل وصف و توصیف نیست.
در روایت است که:
« لِلصّائِمِ فَرْحَتانِ: فَرْحَةٌ عِنْدَ إِفْطارِهِ، وَ فَرْحَةٌ عِنْدَ لِقاءِ رَبِّهِ.»
روزه دار دو خوشحالى دارد: «یکى هنگام افطار، و دیگرى هنگام دیدار پروردگار.» البتّه این در صورتى است که در فطور و سحرى، نخوردن در روز را تدارک نکند.
دوازده روز از رمضان گذشته بود، روزه دارى در مسجد کوفه مى گفت: تا به حال گرسنه نشده ام، صوم هم براى او جوع آور نیست! با اینکه بعضى طالب چلومرغ و غذاهاى لذیذند.
درباره ى مقدار خوردن در روایات آمده است: «وقتى که گرسنه شدى، بخور.» اگر انسان گرسنه باشد، نان خالى هم براى او لذیذ است، لذّت طعام را صائمین مى دانند.
همچنین درباره استهلال در ماه مبارک رمضان در روایت آمده است که وقتى سیّد الشّهدا ـ علیه‏السّلام ـ را شهید نمودند، خداوند متعال به مَلَکى دستور داد که ندا در دهد:
«أَیَّتُهَا الْأُمَّةُ الظّالِمَةُ الْقاتِلَةُ عِتْرَةَ نَبِیِّها،لا وَفَّقَکُمُ اللّه‏ُ تَعالى لِفِطْرٍ وَ لا أَضْحى.»
اى امّت ستمکارى که نواده پیامبرتان را کشتید، هرگز خداوند متعال شما را به عید فطر و قربان موفّق نگرداناد!
گویا این دعا باید مصداق داشته باشد، لذا اگر چه در رؤیت هلال ماه مبارک رمضان راه احتیاط براى شیعه وجود دارد که تا ثابت نشده روزه مى‏ گیرند، ولى با احتیاط، فطر و اضحى درست نمى شود.
در واقع این روایت مى‏ خواهد بگوید که امام ـ علیه‏ السّلام ـ را نخواستید، فطر و اَضْحى را مى‏ خواهید چه کار؟! ناقه ‏اى  براى شما فرستادیم، خودتان نخواستید و پى کردید!

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 58

امام صادق سلام الله علیه :

اَنَّ الْعَبْدَ اِذا لَمْ یَعْرِفْ وَجْهَ رِزْقِهِ کَثُرَ دُعاؤَهُ؛

وقتى که بنده مؤمن نداند روزیش از کجا خواهد رسید، زیاد دعا مى‏کند.

توحید صدوق، ص 402؛