مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

5. ازگذران روزگارش نمی ترسد
فـَإذااسْتـَیْقـَنَ العَبْدُ لایُبالی کـَیْفَ أصْبَحَ بـِعُسْرٍأمْ بـِیُسْرٍ حرف خیلی بزرگی است. وقتی بنده یقین کرد دیگر باکی ندارد صبح فردا که از خواب برخاست، نان دارد بخورد یا ندارد .
عثمان دویست دینار برای ابوذر فرستاد .  ابوذر پرسید این پول چیست؟ برای چه این پول را آوردی؟ از بیت المال حقوق داشت و حقوقش را قطع کرده بودند.  پرسید حقوق بیت المالم است که یکی دو سال است قطع کرده اید؟اگر اینطور است می گیرم. مامور گفت نه این یک هدیه و بخشش است. حضرت خلیفه از مال پاک و حلال خودش برای شما فرستاده.  مثلا گفت برو آن سبد را بردار و آن سفره ای که درونش هست را باز کن ببین درونش چیست.  دوتا نان است. یکی برای امروز ماست و یکی برای فردا.  من به این پول احتیاجی ندارم . آن زمان دویست دینار خیلی بود. یک سال زندگی اش را اداره می کرد.
وَتورثُ المَعْرفـَة الیَقینَ فـَإذا اسْتـَیْقـَنَ العَبْدُ وقتی بنده به یقین رسید ، لا یُبالی دیگر باکی ندارد.  آدم لا ابالی خوب است اما این لاابالی . در روایت لغت لاابالی را دارد که منظور این است. در زندان است.  هیچ باکی ندارد. در سخت ترین شرایط است. باکی ندارد. ببینید باکی ندارد. نه اینکه این را بگویم که شما روزه بگیرید که کم بخورید، که کم حرف بزنید و در نتیجه حکمت پیدا کنید و در نتیجه معرفت پیدا کنید و در نتیجه یقین پیدا کنید و بعد هم تمام عمرتان را در بلا باشید . نه اینگونه نیست. این که باکی ندارد مهم است. قیمت انسان به این است. تمام عالم متعلق به من باشد یا هیچ چیز نداشته باشم ، مهم نیست. اینکه به اینجا برسد مهم است. این آدم انقدر بزرگ شده که ازهمه عالم بزرگتر است. بنا بر این فرقی ندارد که تمام عالم متعلق به او باشد یا نباشد.
ببینید اگر خدایی نکرده وضع ما انقدر سخت شده بود که امشب اصلا هیچ افطاری ای نداشتیم ، وقتی می خواهیم نماز بخوانیم اصلا در نماز نیستیم . همه اش درفکر افطاریم . دارم فکر میکنم خدایا من چکار کنم ؟ اگر زن و بچه داشته باشد که دیگر بدتر. آن بی باکی مهم است. بزرگی آن آدم به قدری است که برایش هیچ فرقی نمی کند که بـِعُسْرٍ أمْ بـِیُسْرٍ سختی است یا راحتی است. بر تخت سلطنت نشسته است یا مثل ابوذر فقط دو تا نان دارد و می خواهد هر کدام را در یک روز بخورد.
6. این مقام رضایت است.
بعد فرمود :  فـَهذا مَقامُ الرّاضینَ در اثر این مقدمات واین حکمت و یقین به مقام کسانی رسیده اند که از خدای خود شان راضی هستند. حوادث اوقات آنها را تلخ نمی کند . حوادث تلخ است. اما تلخی حوادث اوقات آنها را تلخ نمی کند . فـَهذا مَقامُ الرّاضینَ
بعد فرمود: فـَمَن عَمِلَ بـِرضایَ ألزَمُهُ ثَلاثَ خِصال هر کس که به رضای من عمل کند، هر کس که بند رضای من باشد، من سه خصلت را از او جدا نمی کنم. او به سه تا چیز می رسد.
شُکـْراً تمام عمرش شادمان است. شکر چیست؟ من از یک چیزی شادمانم . از یک چیزی خوشم . این به یک شکر می رسد. یعنی به یک خوشی می رسد. لایُخالِطـُهُ الجَهلُ یک ذره به هیچ چیزی مخلوط نمی شود. همیشه شادمان است. ازچه چیزی شادمان است؟ از خدای خودش شادمان است. اگر در تمام عمر یک ذره از این شادمانی را می چشیدیم ، می دانستیم که چیست. وَ ذِکـْراً لایُخالِطـُهُ النـِّسْیانُ آن یقین یک یادی در خاطرش می آورد .  یادی که هیچ وقت دست نمی خورد. آن چیست؟ آن هم یک لذت بی حساب است.
وَ مَحَبَّةً لا یُوْثِرُ عَلى مَحَبَّتى مَحَبَّةَ المَخْـلوقینَ.  من در نتیجه این ، یک محبتی به او می دهم که محبت هیچ بنده ای از بندگان من و هیچ مخلوقی از مخلوقاتم را بر آن ترجیح نمی دهد. آن محبت نزدش بر همه چیز مقدم است.  خب . وقتی که او به محبت من رسید، در اثر چه بود؟ حرف نزدن . حرف نزدن حکمت به بار می آورد . یکی از بزرگان علما گفت خدمت آقای طباطبایی رسیدیم.  ایشان فرمود که من سرم را ضمانت می دهم. کسی که دهانش را ببندد به حکمت می رسد. خب به حکمت برسد، به چه چیزی می رسد؟ تا اینجا می رسد. به محبت خدا می رسد. مگر ما اصلا می توانیم تصور کنیم ؟ به یک ذره اش ، به یک سر سوزنش از دنیا و آخرت می گذری. اگر در بهشت را باز کنند و بگویند برو درون بهشت اصلا آن را نگاه هم نمی کنی.
ادامه دارد....

برگرفته از سخنان آیت الله جاودان

این نوافل سی و چهار رکعتی که برای نمازهای روز و شب وارد شده است، بسیار با ارزش است. ماه رمضان فرصت خوبی است. ما غالباً اهل نوافل نیستیم. ولی ماه رمضان که می‌شود، چه مانعی دارد؟ کدام کار با دهان روزه، بهتر از نماز خواندن؟ چهار رکعت نماز ظهر است، قبل از این چهار رکعت، هشت رکعت نافله دارد؛ چهار دو رکعتی. چهار رکعت نماز عصر است و قبل از این چهار رکعت، هشت رکعت نافله نماز عصر است. این نوافل را بخوانید. همچنین نوافل مغرب را که از اینها مهم‌تر است؛ و نیز نوافل شب که یازده رکعت است. همچنین نافله صبح که دو رکعت است. کسانی هستند که در ایام معمولی سال، برایشان مشکل است پیش از اذان صبح برای نماز شب بیدار شوند. ولی در این شب‌ها، به طور قهری و طبیعی بیدار می‌شوند. این یک توفیق الهی است. چرا از این توفیق استفاده نکنیم؟ ان شاء الله فرصت‌های ماه رمضان را مغتنم بشمارید.

بیانات مقام معظم رهبری در روز اول ماه مبارک رمضان، 1371

٢٣- دعاى روزه‌داران
قال الکاظم علیه‌السلام: «دعوة الصائم تستجاب عند افطاره». (بحارالانوار، ج٩٢، ص٢۵۵، ح٣٣)
امام کاظم علیه‌السلام فرمود: دعاى شخص روزه‌ دار، به هنگام افطار مستجاب است.
٢۴- بهار مؤمنان
قال رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله: «الشتاء ربیع المؤمن یطول فیه لیله فیستعین به على قیامه و یقصر فیه نهاره فیستعین به على صیامه». (وسائل‌الشیعه، ج٧، ص٣٠٢، ح٣)
رسول خدا صلى‌الله‌علیه‌وآله فرمود: زمستان بهار مؤمن است؛ از شب‌هاى طولانى‌اش براى شب‌زنده‌ دارى واز روزهاى کوتاهش براى روزه‌ دارى بهره مى‌گیرد.

///شروع ماه مبارک رمضان، در حقیقت عید بزرگی برای مسلمانان است و جا دارد که مَؤمنین، ورود این ماه را به هم تبریک بگویند و یکدیگر را به استفاده هر چه بیشتر از این ماه توصیه کنند. چون ماه ضیافت الهی است، در این ماه فقط مؤمنین و کسانی که اهل ورود در این ضیافتند، بر سر سفره پروردگار منّان و کریم می‌نشینند. این، غیر از سفره عام کرم الهی است که همه انسان‌ها، بلکه همه موجودات عالم از آن بهره‌مندند؛ این سفره خواص و ضیافت خاصان پروردگار است.

آیة الله خامنه‌ای، خطبه‌های نماز جمعه تهران دی ماه  1369

٢١- شادى روزه‌دار
قال الصادق علیه‌السلام: «للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحه عند لقاء ربه». (وسائل‌الشیعه، ج٧، ص٢٩٠)
امام صادق علیه‌السلام فرمود: براى روزه‌دار دو سرور و خوشحالى است: یکی هنگام افطار، و دیگری به هنگام لقاء پروردگار.
٢٢- بهشت و باب روزه‌دارن
قال رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله: «ان للجنة باباً یدعى الریان لا یدخل منه الا الصائمون». (وسائل‌الشیعه، ج٧، ص٢٩۵، ح٣١)
رسول خدا صلى‌الله‌علیه‌وآله فرمود: براى بهشت درى است به‌نام «ریان» که از آن فقط روزه‌داران وارد مى‌شوند.
درمورد روزه یک مطالبی گفته اند که عجیب و غریب است. درحدیث معراج آمده است. ظاهرا این حدیث در میان احادیث شیعه بی نظیر است. یعنی در عالم بی نظیر است. آنجا پیامبر در سفر معراج با خدای تبارک و تعالی صحبت کردند. یکی از فرازهایش این است: فرمود: یاأحْمَد هَلْ تـَعْـلـَمُ مامیراثُ الصَّوم؟ آیا میدانی نتیجه روزه چیست؟ قالَ : لا
1. کمترخوردن وحرف زدن
فرمود ثـُمَّ قالَ : میراثُ الصَّوم قِلـَّةُ الأکـْل وَ قِلـَّةُ الکـَلام: ثمره روزه این است که انسان کمترمی خورد وحرف می زند.
نتیجه اینکه من تلافی یک روز هفده ساعته را درافطار درنیاورم. شما که جوان هستید معده تان قوی است وخیلی احساس سنگینی نمی کند. اگر هم احساس سنگینی کرد، یک کمی دراز می کشید و حل می شود.  پس می شود تلافی اش را درآورد. اما نه . اینگونه نباشد. کمی کمتر. میراث روزه کمترخوردن و کمتر حرف زدن است. اگر آدم گرسنه باشد خیلی حال حرف زدن ندارد.  باز اگر جوان باشد دارد.
2. دستیابی به حکمت
ثـُمَّ قالَ وَمامیراثُ الصُّمت؟ آقا شما فرمودید کمترحرف زدن. این کمتر حرف زدن نتیجه دارد؟ فرمود : أنـَّها تورثُ الحِکمَة : حکمت به بارمی آورد.
آقا وقتی حکمت به بار آمد، اگر آدم کم حرف زد و در نتیجه اش حکمت به بار آمد خودش می فهمد که کم حرف زدن چقدرخوب است. می فرماید خب نتیجه حکمت به بارآمدن چیست؟
3. کسب معرفت
وَهِیَ تورثُ المَعْرفـَة : آدم به معرفت می رسد. نتیجه به معرفت رسیدن چیست؟
4. به یقین رسیدن
وَتورثُ المَعْرفـَة الیَقینَ : یقین به بارمی آورد.
حالامی خوانیم تا ببینیم چه می گوید و این یقین انسان را تا کجا می برد. آقا آن کسی که از دنیا رفت، وقتی به آن دنیا رفت متوجه می شود که سرمایه اش چقدراست. حسرت می خورد که اگر من آن روزاین کار را نکرده بودم، اگر آن کار را کرده بودم، اگر آن حرف را نزده بودم. اگر آن چیز را نخورده بودم، اگر آنجا را نرفته بودم، اگر رفته بودم، حسرت، حسرت، حسرت. معرفت یقین به بار می آورد. خب یقین چه نتیجه ای دارد؟
ادامه دارد ....

بر گرفته از سخنان آیت الله جاودان

١٩- خوشا به حال روزه‌داران
قال رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله: «طوبى لمن ظمأ او جاع لله اولئک الذین یشبعون یوم القیامة». (وسائل‌الشیعه، ج٧، ص٢٩٩، ح٢)
رسول خدا صلى‌الله‌علیه‌وآله فرمود: خوشا به حال کسانى که براى خدا گرسنه و تشنه شده‌اند اینان در روز قیامت سیر مى‌شوند.
٢٠- مژده به روزه‌داران
قال الصادق علیه‌السلام: «من صام لله عزوجل یوماً فى شدة الحر فاصابه ظمأ وکل الله به الف ملک یمسحون وجهه و یبشرونه حتى اذا افطر». (الکافى، ج۴، ص۶۴، ح٨)
امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس که در روز بسیار گرم براى خدا روزه بگیرد و تشنه شود، خداوند هزار فرشته را مى‌گمارد تا دست به چهره او بکشند و او را بشارت دهند تا هنگامى که افطار کند».
« ما را با دنیا چه کار؟! براستی دنیا ما را فریب داده، به پستی و ذلّت کشانید! ما را از مقام عزت و رفعت پائین آورد! و دنیا پست تر از آنست که برای ما هدف قرار گیرد! پس آن را برای اهل دنیا واگذارید! پس به به! خوشا بحال آن مردانی که بدنهای آنان در این عالم خاکی است ولی قلوبشان در عالم لاهوت، یعنی در عالم احدیت و واحدیّت و عزّ پروردگار در پرواز می‌باشد! و این افراد، اگر چه از نظر تعداد بسیار کم هستند ولیکن از نظر قوّت و مدد و از جهت واقعیت و اصالت و حقیقت دارای اکثریت می‌باشند. من می‌گویم آنچه را که شما می شنوید و از ذات اقدس حضرت حق طلب مغفرت می نمایم.» (1357 ه ق)
این دستوراتی است که مرحوم قاضی به شاگردان خود داده است ، و رفقا این دستورات را در این سه ماه انجام می‌دهند؛ البته این اعمال را در حد امکان ، هر کسی که نمی تواند هر روز را روزه بگیرد حتی الامکان 5 روز از رجب و 10 روز از شعبان را بگیرد، خلاصه بحسب ملاحظه مزاج و قوه و حال و استعداد بگیرد.
و قراءة القرآن در شب علی حد قدرة. اگر می‌توانی نخواب و اگر کسی نمی‌تواند همه شب را نخوابد؟ صب باشد، صب یعنی جگر سوخته، بیدار خوابی کند، شب زود بخوابد و سعی کند بیدار خواب کند طوری که بدن استراحت خود را بگیرد.
مرحوم قاضی اول شب می‌خوابیدند بعد نماز می‌خواندند و بعد می‌خوابیدند و باز نماز می‌خواندند، همینطور تا دو ساعت به اذان که دیگر نمی‌خوابیدند، مرحوم آخوند 3 ساعت به اذان صبح بیدار بودند، اگر نافله شب را بجا نیاورید فائده ندارد و عرفان معنی ندارد.
عرفان به عمل است نه به گفتن!
حالا چرا روزه بگیریم؟ «لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون» شاید تقوی داشته باشید. روزه چهار تقویت درونش نهفته است. نگوئید ما روزه می‌گیریم، ضعفمان می‌گیرد.
«نقش روزه»
1- تقویت تقوا: قرآن می‌گوید روزه بگیرید، چون «لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون» روزه تقویت تقوی است. تقوی چیست؟ تقوی معنایش مصونیت است. یعنی اینکه انسان نشکن بشود. انسان گاهی می‌شکند و گاهی نشکن است. انسان نشکن را انسان متقی می‌گویند. یعنی هر کاری می‌کنی که تحت تأثیرش قرار دهی، تأثیر نمی‌پذیرد و نمی‌شکند. گناه را پس می‌زند. شما یک درختی را بنام درخت جنایت و یک درختی را بنام درخت ظلم فرض کنید. ریشه‌های ظلم و جنایت بیشتر از دو غریزه است. گاهی یکسری گناه‌ها از غریزه شهوت است. گاهی لذت‌ها و کامیابی‌ها، کیف‌‌ها و عیش‌‌ها و تفریح‌‌ها ما را وادار به گناه می‌کند. گاهی غضب ما را وادار به گناه می‌کند. گناه‌ها را اگردسته بندی کنیم، یک سری گناه‌ها ریشه‌اش کامیابی و شهوت و لذت است، یکسری انتقام و غضب است. پس اکثر گناه‌ها از این دو ریشه مایه و آب می‌گیرد. گرسنگی و تشنگی شهوت را پائین می‌آورد و غضب را تعدیل می‌کند. وقتی انسان خوب گرسنه‌اش شد و خوب تشنه‌اش شد، گرسنگی و تشنگی هم شهوت را پائین می‌آورد و هم غضب را کنترل می‌کند. وقتی این دو منبع زور نداشت ، قهراً آمار گناه کم می‌شود. «لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون» معنایش این است. گرسنگی بکشید، تا این ریشه‌‌ها قدرتش کم و تضعیف بشود. این دو قدرت که تضعیف شد، آمار جنایت کم می‌شود. پس تقویت اول، تقویت تقوی است.
ادامه مطلب

ما در طول سال و در مسیر طولانی حرکت خودمان در چالش با هواهای نفسانی، با گناهان، با فضاهای تاریکی که خودمان به دست خودمان به وجود می‌آوریم، با مشکلاتی مواجه می‌شویم. گاهی انسان برای این که حال دعا پیدا کند، مشکل دارد؛ گاهی برای این که قطره اشکی بفشاند، مشکل دارد؛ چون راه دشوار است، به وسیله خلاف‌ها و گناه‌های خود احاطه می‌شویم؛ اما قطعه ماه رمضان، آن قطعه‌یی است که حرکت در آن قطعه آسان است؛ مثل این است که در این راه دشواری که می‌خواهید به محلی یا به شهری برسید، گاهی مجبورید پیاده راه را طی کنید؛ گاهی مجبورید از آب بگذرید؛ گاهی انسان برای این که حال دعا پیدا کند، مشکل دارد؛ گاهی برای این که قطره اشکی بفشاند، مشکل دارد؛ چون راه دشوار است، به وسیله خلاف‌ها و گناه‌های خود احاطه می‌شویم؛ اما قطعه ماه رمضان، آن قطعه‌یی است که حرکت در آن قطعه آسان است.
مسأله اساسی در باب ماه رمضان، این است که بشر - که در میان انواع عوامل و موجبات غفلت از خدا و از راه او، محاصره شده و انگیزه‌های گوناگون، او را به سمت پایین و تنزل و سقوط می‌کشاند - فرصتی پیدا کند که در آن بتواند روح را - که روح انسان و باطن بشر، به عروج و اعتلا تمایل دارد - به سمت عروج و اعتلا سوق دهد و به خدا تقرب جوید و به اخلاق الهی، تخلق پیدا کند. ماه رمضان، چنین فرصتی است.

سخنرانی آیة الله خامنه‌ای در دیدار با اقشار مختلف مردم(روز یازدهم ماه رمضان) 1369

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 53

امام علی علیه السلام:

وَاللّهَ اللّهَ فِی الجِهادِ بِأَموالِکُم وأنفُسِکُم وألسِنَتِکُم فی سَبیلِ اللّهِ

خداى را، خداى را درباره جهاد با اموال و جان ها و زبان هایتان در راه خدا!

نهج البلاغة ، نامه 47