مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

استاد در بیان آخرین فراز از خطبه ی غرّاء پس از تشریح حالات مؤمن فاسق در اخرت به بیان دیدگاه کلی امام در این خطبه پرداختند:
حضرت ، سه مرحله ی تربیتی را برای ما در این خطبه ، ترسیم کردند :
اول ؛ مبانی تربیتی که شامل مبدأ شناسی ، مقصد شناسی ، راه و رهرو شناسی می باشد .
دوم ؛ بیان اصول تربیت اسلامی مثل : اولویّت حیات اخروی بر حیات دنیایی ، تقوا ، ایمان مداری و ایمان محوری و حاکمیّت ایمان بر زندگی انسان ، اولویّت آن فضائل اخلاقی بر امور مادی محسوس و به عبارتی ، اولویّت فطرت بر غریزه ، اولویّت کشش های فطری بر کشش های مادی و....
سوم ؛ بیان روش های تربیتی از جمله روش تبشیر و انذار ، تشویق و تمثیل و به کار گرفتن مثال برای تربیت ، روش موعظه و ...
استاد محمدی پس از بیان آخرین فراز از خطبه ی غرّاء ، خطبه ی 109 نهج البلاغه را که معروف به خطبة الزهراء می باشد، برای بحث در جلسات آتی انتخاب نمودند .
 

برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
... تربیت سه مرحله دارد:
گام اول : تغییر در نظر (هر رفتاری و هر اخلاقی مبتنی بر یک باور و یک جهان بینی است اگر باور کردیم که خدای متعال خالق ماست آن وقت دروغ نمی گوییم، غیبت نمی کنیم ،....
گام دوم : تغییر در عواطف (نگاه کنیم اولش چه بوده ایم - آب گندیده - و آخرش چه می شویم - لاشه ای بد بو ، در وسط هم محتاج روزی خدا هستیم.....
گام سوم : تغییر در رفتار.....
 

برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
عزادار حقیقی هرگز نمی خواهد از کسانی باشد که امام زمان شان را اذیت می کنند و در جرم دشمنان حضرت که برای ظهورش مانع ایجاد نموده اند ، شریک باشد . کوتاهی در شناخت حضرت و انجام وظایفی که نسبت به ایشان به عهده ماست ، موجب می شود که ما هرگز تمنایی برای آمدن ایشان نداشته باشیم و تلاش و جهادی برای کنار زدن دشمنان و موانع ظهورش نکنیم و عملاً در زمره کسانی قرار گیریم که در کنار گذاردن امام (ع) از مرتبه و مقامی که خداوند برای ایشان خواسته است – حاکمیت بر جهان بشریت – شریک باشیم و خدای ناکرده مشمول لعنت خدا قرار گیریم .
آری ! اگر نخواهیم که امام زمان (ع) ظهور کند و برای ظهورش به جهاد و مبارزه نپردازیم ، ملعون هستیم . اگر لحظه ای تأخیر در ظهور را بخواهیم و به وضعیتی غیر از حاکمیت امام زمان (ع) بر جامعه جهانی حتی برای یک ساعت راضی و به شرایطی غیر از شرایط حاکمیت ایشان دلخوش باشیم ، ملعون خداوند و همه لعنت کنندگانی که زیارت عاشورا می خوانند و ملعون انبیاء الهی و همه فرشتگان الهی خواهیم بود ؛ زیرا بزرگترین ظلم را به امام زمان (ع) کرده ایم.
عزادار در جهاد فرهنگی بیشترین تلاش را برای برپایی مجالس بزرگداشت اهل بیت (ع) ، به خصوص مجالس عزاداری مبتنی بر معرفت و حماسه می کند چنین مجالسی روح حسینی در عزاداری ایجاد می کند و از عزادار یک سرباز قوی برای امام زمان (ع) و یک منتقم قدرتمند می سازد که بیشترین خدمت را به امام زمان (ع) کند و بیشترین ضربه را به دشمنان او و موانع اصلی ظهور او بزند .
چرا که این مجالس مرکز آشنایی عمیق با اهل بیت (ع) و شناخت معارف بلند دینی از زبان قرآن و عترت (ع) می باشد یعنی همان مجالسی که سیدالشهداء (ع) فرموده و انتظار دارد .
چنین مجالسی مورد عنایت ویژه حضرت بقیة الله _ ارواحنا فداء _ است زیرا حضرتش در نهایت غربت و تنهایی درباره ی این گونه مجالس و این گونه افراد چنین فرموده است :
« من برای هر مؤمنی که مصیبت جد شهیدم را یاد کند و سپس برای تعجیل در فرج دعا کند ، دعا می کنم . »
در واقع این گونه مجالس آتش غیرت و مودّت را چنان در عزادار زنده می کند ، که هرگاه نام مبارک سیدالشهداء برده شود ، با دلی سوزان و چشمی گریان و قلبی مملو از غیرت و مودّت، به یاد منتقم اصلی او می افتد و چنین عرض می کند :
« از خدایی که تو را گرامی داشت و مرا هم به وسیله تو گرامی داشت ، می خواهد که خون خواهی تو را همراه امام منصور از اهل بیت محمد (ص) ، روزی من گرداند . »
آری گریه حقیقی و از روی معرفت غیر سوز و غیرت ساز است ؛ طبیعت سوز و فطرت ساز است ؛ حیوان سوز و انسان ساز است ؛ غافل سوز و منتقم ساز است ؛ منتقم سوز و منتظر ساز است .

برگرفته از کتاب عزادار حقیقی - نوشته استاد محمد شجاعی

.... در میان عرب اینگونه رسم بود که وقتی در مطلبی بحث و جدل به نتیجه نمی رسید ، دستهای راستشان را در هم گره زده و همدیگر را نفرین می کردند و از خدا می خواستند برطرف دروغگو عذاب نازل کند. و اینگونه اختلاف فیصله پیدا می کرد. [هر مردمی که یک فصل تمام و نقطه تمام بر اختلافاتشان قائل نباشند در یک پریشانی دائمی زندگی خواهند کرد .] در عرب اینگونه رسم بود که پس از مباهله و ملاعنه پرونده بسته می شد و دیگر به هم در این مورد کاری نداشتند و امر را به خدا محوّل می کردند، حتی اگر پس از قضیه مباهله اتفاق ناگواری برای یکی از طرفین اتفاق می افتاد آن را به ملاعنه نسبت نمی دادند.....
 

برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
... مؤمنان کسانی هستند که از واجبات خود محافظت کرده ودر مستحبات به گونه ای رفتار می کنند که جزء اعمال دائمی آنها شوند. برای حفاظت دائمی نماز از غیر نماز باید شروع کنیم. یعنی در غیر نماز از هر چیزی که روح ما را مکدّر می کند پرهیز کنیم. برای ایجاد تمرکز در نماز چهار کار را باید انجام دهیم :
  1. انجام مقدمات قبل از نماز (باتوجه وضو گرفتن ، اذان و اقامه گفتن ، پوشیدن لباس خوب ، عطر زدنو استغفارو .....)
  2. توجه به اذکار نماز در حین خواندن ان
  3. انجام تعقیبات سفارش شده که در حضور قلب بعدی ما مؤثر است از جمله تسبیحات حضرت زهرا (س) ، سه بار خواندن آیة الکرسی و...
  4. خوش بودن حال عمومی مان یعنی در خارج نماز........



برای دریافت فایل صوتی اینجا کلیک کنید.



شیعه حقیقی با شادی اهل بیت (ع) شاد می شود و با غم آنها غمگین می شود . آیا در زندگی شیعه غمی بالاتر از غم تنهایی ، مظلومیّت و طرد شدن امام زمان (ع) وجود دارد . اگر مصیبت های وارده بر اهل بیت (ع) عظیم است ، آیا مصیبت خانه نشینی و غیبت منتقم آنها عظیم تر نیست . اگر برای عزای حسین و سایر اهل بیت (ع) باید با این همه گریه و ناله و ماتم سر داد ، برای مصیبت اعظم غیبت قائم (عج) آنها چه وظیفه ای به عهده ماست ؟
امام علی (ع) درباره تنهایی و مظلومیت امام زمان (ع) در میان شیعیانش می فرماید : « صاحب هذا الأمر الشرید الطرید الفرید الوحید : صاحب این امر [ امام زمان (ع) ] آواره ی طرد شده تنهای یگانه است .»
آیا او هر روز فریاد نمی زند : " هل من ناصر ینصرنی" ؟ آیا نباید پاسخ این ندای هزار و صد ساله را بدهیم ؟ اگر پاسخ این فریاد کمک خواهی حضرت را ندهیم ، مانند کسانی نیستیم که حسین (ع) را تنها گذاشتند ؟
مؤمن راستین و عزادار حقیقی کسی است که این ندا را با گوش جان بشنود و خود را با عشق و شور به چادر حضرت برساند . عزادار حقیقی از اینکه خود به خیمه حضرت رسیده شاد و شاکر است . ولی این توفیق او را راضی نمی کند . زیرا او هنوز امام زمان خویشرا در غربت ، تنهایی و مظلومیت می بیند و از این وضع درد مند است . او از کثرت دشمنان و کمی دوستان و عزادارن حقیقی در رنج است و به همین دلیل برای رفع تنهایی و غربت حضرت ، مردانه قیام می کند . او سعی می کند تا دوستان و عزاداران دیگر را که در مراحل پایین مانده اند ، یاری کند تا خود را به مقام عزادار واقعی و خیمه حضرت برسانند ، و از یاوران حضرت باشند .
عزدار حقیقی از بزرگترین وظایف خویش را آگاه سازی دیگران نسبت به آوارگی و تنهایی و غربت حسین زمان می داند و در این کار فرهنگی از هیچ گونه جهاد فرهنگی ، جانی و مالی دریغ نمی کند . برای او خدمتی مهم تر و شیرین تر از این نیست که دست فرزندان حضرت که از پدر و امام خویش دور مانده اند را به دست پدر آسمانی شان برساند . او می داند که این کار ، او را به بیشترین قرب به امام زمان (ع) و به مقام محمودی که سال ها در زیارت عاشورا آرزوی آن را می کرد ، خواهد رساند .
ادامه دارد....
برای عزادار حقیقی باید این سؤال و دغدغه اساسی وجود داشته باشد چرا پس از شهادت امام حسین (ع) ، شیعیان درس و عبرت لازم از عاشورا نگرفتند و وفاداری و همدلی لازم برای انتقام از دشمنان حضرت نداشتند . تا جایی که ائمه بعدی نیز در کمال مظلومیت و غربت یکایک به شهادت رسیدند . تا حتی آخرین آنها مجبور به غیبت شد .
چرا از زمان غیبت تاکنون این همه عزاداری و سوگواری و بزرگداشت نتوانسته است وفاداری و همدلی لازم را در شیعیان برای فراهم کردن ظهور منجی بشریّت و منتقم اصلی امام حسین (ع) و سایر ائمه (ع) ایجاد نماید . چرا با وجود این همه عزاداری و خواندن زیارت عاشورا و بزرگداشت ، هنوز امام زمان (ع) در غیبت و تنهایی و آوارگی به سر می برد و دست ما از دامان او کوتاه است . آیا نباید در نوع عزاداری و کیفیّت مجالسمان تجدید نظر کنیم تا به وفاداری و همدلی لازم برای ظهور آن عزیز تنها و غریب دست یابیم ؟ تا کی می خواهیم بر غربت و مظلومیت حسین شهید سال 61 هجری سوگواری کنیم و به غربت و تنهایی و مظلومیّت حسین زمان ، بی توجه باشیم ؟
گریه عزادار حقیقی صرفاً از روی عاطفه نیست بلکه از روی معرفت است و چنین گریه ای در ابتدا محبت را در دل گریه کننده ایجاد و با گریه ، توان گریه کننده بالا می رود و بر قوای نفسانی وجودش غلبه می کند و راه تبعیّت از امام حسین (ع) برای او باز می شود و با این تبعیّت به مقام « منّا اهل البیت » می رسد . به همین دلیل سید الشهداء (ع) فرمودند : « أَنَا قَتیلُ العَبَرَةِ – من کشته اشک هستم .» اگر مصیبت عظیم نباشد گریه ای نیست و اگر گریه ای نباشد ، محبت و قدرت و تبعیتی نیست و اگر قدرت و تبعیّت نباشد ، پیروی از حسین (ع) در جهاد با یزیدیان زمان وجود نخواهد داشت و اگر چنین شد ، مصیبت اعظم یعنی اسارت امام زمان (ع) در زندان غیبت ادامه خواهد داشت و مردم در چنگال فساد و ظلم و تباهی خواهند ماند .
در این حال به جای تکیه بر کلماتی چون ، تشنگی ، اسارت ، گریه و غم ، بیشتر بر لعن ، انتقام ، امام زمان (ع) ، سلم و حرب تکیه می شود و از دسته اول برای رسیدن به دسته دوم استفاده می شود . به عبارت دیگر جنبه عاطفی و احساسی برای رسیدن به معرفت ، حماسه و عمل است و عنصر اصلی عزاداری ، حماسه و جهاد است .
عزادار طبق دستور اهل بیت (ع) ، موظف به زنده نگه داشتن حماسه حسینی و اقامه عزاداری برای آنان است ، همان طور نیز خود را موظّف به حفظ این مجالس از دروغ ها و تحریف ها ، خرافات و محرمّات می بیند و برای چنین وظیفه مهمی تلاش می کند .
در رأس این تلاش ها ، روشن گری و آشنا کردن مردم و به خصوص جوانان با فلسفه قیام امام حسین (ع) و فلسفه عزاداری برای آن حضرت را ، مورد عنایت و توجّه قرار می دهد .
در حقیقت قسمت مهم مبارزه ی عزادار ، مبارزه فرهنگی و مبارزه با آفات عزاداری و عوامل تضعیف کننده آن است .
او خوب می داند که اگر عزاداری به یک عادت تبدیل شود و صرفاً مبتنی بر عواطف و احساسات باشد و عنصر معرفت در آن غایب باشد ، نه تنها بیدار کننده و حرکت آفرین نیست بلکه می تواند غفلت زا و خواب کننده باشد . او در سایه ی ارتباط با منابع اصیل و معتبر اسلامی به درجه بالایی از معرفت رسیده است ، خود را در قبال این فرمایش رسول خدا (ص) مسؤول می داند که فرمودند : « هرگاه در بین امّت من بدعت ها ظهور کرد ، پس بر عالم واجب است که علم خود را آشکار کند ( با بدعت ها مبارزه کند ) وگرنه خداوند و فرشتگان و همه ی مردم او را لعنت می کنند . »
با رونق منبرها و حسینیه ها و سخنان عالمانه ی دودمان پیامبر (ص) ، راه جهل و خرافه بسته می شود ؛ وگرنه خرافات و باورهای غلط ، به نام سنّت های باستانی گرامی شمرده خواهد شد .
مجالس عزاداری وسیله ای برای بالا بردن بصیرت عزاداران نسبت به هدف خلقت و وظایفی است که در راه رسیدن به این هدف والا به عهده دارند ، که از جمله این وظایف پیوند راستین با منتقم اصلی حسین (ع) است .
ادامه دارد....
پس از به خلافت رسیدن حضرت امیر(ع) نیز مردم که خود به سراغ او رفته بودند و با اصرار فراوان حضرت را به پذیرش حاکمیت وادار ساخته بودند ، در صحنه عمل و هنگامی که حضرت آنها را به یاری و فرمانبرداری فرا می خواند ، او را تنها گذاشتند . تا جاییکه حضرت در صحنه ها و زمان های مختلف از بی وفایی و پستی یاران خود و تنهایی و مظلومیت خود شکایت های جان سوزی کرده است.
در طول تاریخ همواره دیده ایم که شیعیان جاهل و احمق چگونه امام خود را تنها گذاشته اند . شیعه ی جاهل و احمق است که به فرموده امام زمان (عج) ، بال پشه از ایمان او محکم تر است . اگر شیعیان همگی دین و وظایف دینی خود را به خصوص در قبال امامانشان خوب می شناختند ، تاریخ هرگز شاهد این همه مظلومیّت و غربت اهل بیت (ع) و این همه ظلم و جنایت نمی بود . اگر شیعیان ، امامان خود را به خصوص امام زمان (ع) را خوب می شناختند و به وظایفی که در قبال او دارند ، آگاه بودند ، امام زمان (ع) بیش از هزار و صد و شصت سال ، در تنهایی و مظلومیّت ، گرفتار غیبت و خون دل و اضطرار نمی شد .
آن وجود نازنین که عزادار حقیقی جدّ بزرگوارش و منتقم اصلی خون او می باشد ، هزار سال پیش از بی وفایی و عدم همدلی شیعیانش که ناشی از جهالت و بی همّتی آنها است ، اینگونه شکایت می کند :
« اگر شیعیان ما – که خداوند بر انجام طاعت موفّقشان بدارد – در وفا کردن به عهد ما همدل بودند ، مبارکی ملاقات ما از آنها به تأخیر نمی افتاد و سعادت دیدار همراه با معرفت ما به سوی آنها می شتافت . پس ما را از آنها پوشیده نمی دارد ، مگر همان چیزهایی که از آنها به ما می رسد و ما دوست نداریم و از آنها انتظار نداریم . »
آری خون دلی که اهل بیت (ع) از دست شیعیان و دوستان جاهلشان خوردند هرگز از دشمنان نخوردند و بلکه هرخون دلی که از دست دشمنانشان خوردند و هر اذیت ، توهین و ظلمی که دیدند ، ناشی از عملکرد بد شیعیان بی معرفت آنها بوده است . درست به همین دلیل است که معتقدند شیعه تا به شناخت واقعی نرسیده است ، نه تنها عزادار حقیقی نیست بلکه چه بسا در مصیبت هایی که به امام زمان (ع) می رسد ، شریک باشد .
وقتی شیعه نا آگاه نمی تواند عزادار حقیقی باشد ، به طریق اولی منتظر حقیقی امام زمان (ع) نیز نیست .
[بنابراین منتظر حقیقی کسی است که سعی زیادی در تطبیق همه ی رفتارها ، اخلاق و عقاید خود با حقیقت دین و آنچه معصومین (ع) به او آموخته اند می کند ، او در دینداری سلیقه ای عمل نمی کند و تابع هوی و هوس خود و دیگران نیست ، بلکه در هر کاری به دنبال این است که بداند دستور دین در آن مورد چیست ؟ منتظر حقیقی رفتارش بر اساس رساله عملیّه است و از رفتارهای من درآوردی و جاهلانه به شدت دوری می کند تا دین او و همه ی شؤون زندگی او مورد رضا و قبول مولایش قرار گیرد و بتواند در ردیف دوستان و یاران حقیقی حضرت قرار گیرد .

گر طالب لقای امامی به علم کوش                   اهل نظر معامله با آشنا کنند

منتظر ، نهایت بینش و بصیرت خود را به کار می گیرد تا آنچه را در دین نیست ، به اسم دین نپذیرد و آنچه در دین است ، رها و طرد نکند و در این راه از علمای ربّانی مدد می جوید و هرگز خود را از جمع علماء و اهل دین که با بصیرت دین داری می کنند ، جدا نمی کند . او تشنه ی مطالعه و فهم بیشتر و روز افزون دین است و از جاهلان و بی خردان به شدّت دوری می کند ، مگر آنکه بخواهد به آنها چیزی بیاموزد ؛ بدون اینکه خود اثر بدی بپذیرد .]
... در سبک زندگی نقّادانه به جایگاه علم وخرد در اسلام اشاره گردید.به طور کلی دانشمندان تفکر ،اندیشیدن و خردورزی را اساس تعلیم و تربیت دانسته اند....
عقل یعنی چیزی که انسان را از بعضی چیزها دور می کند و مانع می شود. حضرت امیر (علیه السلام) می فرماید: " زیاد اندیشیدن و فهمیدن بهتر از زیاد خواندن و تکرار کردن است."و در حدیث  دیگری می فرماید: "أُنظُر إلی ما قال و لا تنظُر إلی من قال" یعنی به انچه که گفته میشود دقت کن نه به گوینده آن!!!

برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
وجود مقدس امام حسین (ع) ، خود بهترین کس برای تعیین کیفیّت و محتوای مجالس است. در یکی از فرمایشات نورانی شان چنین می فرمایند : « مَن اَتانا لَم یَعدَم خَصلَةً مِن اَربَعٍ : آیَةً مُحکَمَةً وَ قَضیَّةً عادِلَةً وَ اَخاً مَستَفاداً وَ مَجالَسَةً العُلَماء = هر کس به سوی ما آید – در مجالس ما شرکت کند – حداقل یکی از چهار چیز را از دست نمی دهد : اصول عقاید و جهان بینی اسلامی ، قوانین اخلاقی ، برادری سودمند و همنشینی با علماء . »
بنابراین مجالس اهل بیت (ع) جای آشنایی مردم با اصول دین و اعتقادات ، اخلاقیات و نیز احکام و فروع دین است . یعنی همان سه علمی که رسول خدا (ص) یادگیری آن را بر هر مسلمانی واجب فرموده است .
مجلس مورد رضایت امام حسین (ع) مجلسی است که در آن عزاداران با حقیقت دین و معارف الهی و انسانی و نیز وظایفشان به عنوان یک مؤمن و عزادار حقیقی و یک انسان و شیعه راستین آشنا می شوند .
وقتی بر پا کننده مجلس سید الشهداء خود به شناخت واقعی نرسیده باشد ، در تنظیم برنامه ها، اصالت و عمده وقت مجلس را به مداحی و سینه زنی اختصاص می دهد و نسبت به سخنرانی و سخنران یا اصلاً توجّهی ندارد و یا کم توجه می باشد و بیشتر وقت ها ، اگر سخنرانی دعوت می کنند ، به جای اینکه مطالب و مواردی را که سید الشهداء شایسته مجالس خود دانسته ، از او بخواهند ، بیشتر از او توقع دارند که از جمعیت اشک و ناله بگیرد . اساساً این چنین بانیانی علاقه زیادی به دعوت از سخنرانان عالم و ورزیده ندارند . بلکه بیشتر کسانی را دعوت می کنند که بتوانند زمینه مناسب را برای مداحان و شور گرفتن در مجلس فراهم کنند .
از طرف دیگر عزادارانی هم که در مرحله گریه و ماتم مانده اند ، علاقمند به استماع سخنرانی و آشنا شدن با معارف الهی و آیین زندگی دینی و وظایفشان ندارند . آنها بیشتر ترجیح می دهند که هنگام سخنرانی وقت خود را در آبدرخانه یا بیرون مجالس با چای خوردن و گپ زدن بگذرانند و اگر ناچار باشند در مجلس بنشینند ، با بی حوصلگی به سخنرانی گوش می دهند و ترجیح می دهند زود تر عزاداری و شور گرفتن آغاز شود .
هر ظلم و جنایتی که در حق اهل بیت (ع) شده است ، در اثر کوتاهی های شیعیان جاهل و احمق بوده است .
حضرت علی (ع) پس از رحلت پیامبر (ص) برای گرفتن حق غصب شده خود یعنی امامت امت ، شبها فاطمه زهرا (س) را سوار بر مرکبی می کرد و با حسنین (ع) به در خانه انصار می رفت و از آنها کمک می خواست ، ولی مردم برای حضرت عذرهای بدتر از گناه و دلایل نامربوط می آوردند . فاطمه زهرا (ع) نیز در یاری همسرش و امامش بیعت آنها با حضرت را در غدیر به یادشان می انداخت و می فرمودند :
« آیا پدرم در روز غدیر عذری برای کسی باقی گذاشت . »
ادامه دارد...

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 71

پیامبر اکرم (ص)

أحسَنُ النّاسِ أیمانا أحسَنُهُم خُلُقا وألطَفُهُم بِأَهلِهِ، وأنا ألطَفُکُم بِأَهلی.

نیک ایمان ترینِ مردمان ، کسى است که خوش اخلاق ترینِ آنها باشد و با خانواده اش مهربان تر باشد ، و من ، مهربان ترین شما با خانواده ام هستم .

عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج ٢

بایگانی