مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

.:: یا علی بن موسی الرضا (ع) ::.

قال امیرالمؤمنین علیه السلام :
وَ اعلَموا اَنَّ هذَالقُرآنَ هُوَ النّاصِحُ الَّذی لا یَغُشُّ، وَالهادِی الَّذی لایُضِلُّ ، وَالمُحَدِّثُ اَّلذی لایَکذِبُ .
بدانید که این قرآن پندآموز است که خیانت نمی کند؛ وهدایت گری است که گمراه نمی سازد ؛ وسخن گویی است که دروغ نمی گوید .                  

  نهج البلاغه خطبه 176

تلاوت صفحه دوم :
 

قطره ای از دریای بیکران کلام الهی:
آیه شماره 90  از سوره مبارکه الأنعام‏: "  أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِکْرَى لِلْعَالَمِینَ "
ترجمه : اینان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده است پس به هدایت آنان اقتدا کن بگو من از شما هیچ مزدى بر این [رسالت] نمى‏ طلبم این [قرآن] جز تذکرى براى جهانیان نیست
تفسیر : پیروى از هدایت پیامبران، اقتدا به هدایت الهى است. «هَدَى اللَّه فَبِهُداهمُ اقتَدِه»
نام و یاد و راه اولیاى خدا باید زنده بماند و نوآورى‏ ها نباید ارزش‏هاى پیشین را از یاد ببرد. «فبهداهُمُ اقتَدِه»
ارزش انسان به خط فکرى و سیره‏ ى عملى اوست. (فرمود: «فَبِهُداهُمُ اقتده»، و نفرموده: «بهم اقتَدِه»).
نسخ ادیان گذشته، به معناى بطلان اصول و کلیّات آنها نیست، خط کلّى انبیا باید تداوم یابد. «فَبِهُداهمُ اقتَدَه»
موفّق‏ ترین انسان باید از کمالات و اخلاق نیک و روش استوار پیشینیان بهره ‏مند شود. «فَبِهداهمُ اقتَده»
اهداف تمام انبیا، یکى است. (زیرا اقتدا به انبیایى که اهداف متضادّى دارند ممکن نیست). «فبهداهم اقتده»
دلیل و نتیجه‏ ى پیروى، باید هدایت یافتگى باشد. «هَدَى اللَّه فبهداهم اقتده»
مبلّغ نباید به دنیا طلبى، گرایش داشته و به آن متّهم شود. «قل لاأسئلکم»
یکى از تفاوت‏هاى پیامبران با دیگر مدّعیان آن است که هدف پیامبران، مادّیات نیست. «لا أسئلکم»
انبیا، مایه‏ ى یادآورى انسان‏هاى فراموشکار و غافلند. «ذِکرى‏»
اسلام، دین جهانى است. «ذکرى‏ للعالمین»
...تفکر انتقادی فرآیندی شناختی ، هدفمند ، منطقی و سازمان یافته است که در آن فرد به بررسی و ارزیابی اطلاعات موجود و نتایج ناشی از آن می پردازد و صحیح ترین نظریه و درست ترین تصمیم را بر می گزیند.
قرآن کریم از مخاطبان خود می خواهد که با استدلال سخن بگویند و برای سخن خود دلیل و برهان ارائه کنند: " قل هاتوا برهانکم" ....
 

برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
روزى از روزها امام حسین در حال داخل شدن دست شویى - مستراح - تکّه نانى را مشاهده نمود، آن را برداشت و تحویل غلام خود داد و فرمود: هنگامى که خارج شدم آن را به من بازگردان. غلام لقمه نان را از حضرت گرفت؛ و پس از آن که آن را تمیز و نظیف کرد، خورد.
وقتى که حضرت از دست شوئى بیرون آمد، غلام را مخاطب قرار داد و فرمود: آن لقمه نان را چه کردى ؟ غلام عرضه داشت : یا ابن رسول اللّه ! آن را تمیز کردم و خوردم.
امام حسین فرمود: همانا تو در راه خداوند متعال و به جهت خوشنودى و رضایت او آزاد کردم. در این هنگام شخصى در آن حوالى حاضر بود و متوجّه این جریان گردید، به همین جهت جلو آمد و خطاب به حضرت کرد و عرضه داشت : اى سرورم ! - به همین سادگى - او را آزاد گرداندى؟!
امام حسین فرمود: بلى ، چون از جدّم رسول اللّه شنیدم که فرمود: هرکس لقمه نانى را که بر روى زمین یا در جائى افتاده است ، ببیند و آن را بردارد و تمیز کند؛ و تناول نماید، در درونش استقرار نمى یابد مگر آن که خداوند متعال او را از آتش دوزخ آزاد و رها گرداندو سپس امام حسین افزود: من نخواستم کسى را که خداوند مهربان از آتش آزاد نموده، عبد و غلام من باشد، به همین جهت او را آزاد کردم .
عیون الا خبار: ج 2، ص 43، ح 154، بحارالا نوار: ج 66 ص 433، و ج 80، ص 186، وسائل الشیعه : ج 1، ص 254. ضمنا همین داستان را به بعضى دیگر از معصومین علیهم السّلام نسبت داده اند؛ و در کتابهاى مختلفى وارد شده است .
قال رسول الله صلی الله علیه وآله :
نَوِّروا بُیوتَکُم بِتِلاوَةِ القُرآنِ .
خانه های خود را با تلاوت قرآن نورانی کنید .                                                                       اصول کافی 2/610
از این پس قصد داریم هر روز با تلاوت یک صفحه از کتاب عظیم الشآن قرآن، انس و الفت خود را با این سخن الهی بیش از پیش بیفزاییم . تلاوت صفحه اول:
 

قطره ای از دریای بیکران کلام الهی :
وَجَعَلَهَا کَلِمَةً بَاقِیَةً فِی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ
ترجمه : و او آن را در پى خود سخنى جاویدان کرد باشد که آنان [به توحید] بازگردند
تفسیر :  خداوند حافظ و نگاهبان آئین توحید در تاریخ است. «جعلها کلمة باقیة»
نسل حضرت ابراهیم پرچمدار توحید در طول تاریخ است. «جعلها کلمة باقیة فى عقبه»
عملکرد پدران در سرنوشت نسل مؤثّر است. «جعلها کلمة باقیة»

اما سیره نبوی و مقتدا بودن:

خداوند پیامبر خود را به عظمت اخلاقی می ستاید " و إنّک لعلی خُلُقٍ عظیم" (قلم – 4) با جمله اسمیه و تأکید:« تو دارای اخلاق عظیم هستی» واجد همه ملکات نفسانی در حدّ اعلا! پس حضرت را به عنوان اسوه و الگوی انسانها معرفی می نماید : " لقد کان لکم فی رسول الله أسوة حسنةٌ " ( احزاب – 21) پس خدای سبحان می فرماید: " و اتبعوا النور الذی أنزل معه" ( اعراف – 157) از پیامبری اطاعت کنید که به همراه او نور نازل شده است . یعنی پیامبر(ص)و قرآن هر دو نزد خداوند حضور داشتند و خداوند یکی را انزال و دیگری را ارسال کرد. یعنی اگر انسان کامل به صورت کتابی تدوینی جلوه کند، می شود قرآن. و اگر قرآن به صورت انسان کامل در آید می شود پیامبر(ص). پس تا آنجا که فعل حقّ و کلام حقّ صادق است و تا آنجا که ظهور حقّ و فیض حقّ محقّق است. انسان کامل ظهور دارد و از آن مرحله بالاتر هم که کلام نیست، جای متکلم است که مبدأ قرآن و انسان کامل است .

ملاک معیّت قرآن با پیامبر(ص) همان انسان کامل است." واتبعوا النور الذی أنزل معه" از این تعبیر معلوم می شود که قرآن به همراه پیامبر(ص) نازل شده نه پیامبر(ص) همراه قرآن! یعنی انسان کامل اصل است و قرآن با انسان کامل است. گر چه در عالم طبیعت قرآن ثقل اکبر است ولی حقیقت آن است که موجودی در جهانِ امکان، بالاتر از انسان کامل نیست زیرا انسان کامل اولین ظهور حق و جامع ظاهر و باطن قرآن است و دیگر فرض ندارد که قرآن درجه ای داشته باشد که انسان کامل آن را دارا نباشد و حقیقت « الله» هم که جزء قرآن نیست تا گفته شود قرآن برتر است . بلکه قرآن ، کلام حق است چنانکه انسان کامل نیز « کلمة الله» است. پس در مقام ظهور و صنع و ابداع چیزی بالاتر از رسول گرامی اسلام نیست. (1) او امام متقین است (2) و ولی الله ، ولایت جامع بین نبوت و امامت است که گاهی به صورت نبوت و زمانی به صورت امامت تجلّی می نماید و با ولادت نبی اکرم(ص) و یا هر یک از ائمه (ع) ظهور تازه ای از ولایت الهی نصیب جهانیان می شود.

نعمت ولایت از عالی ترین مرحله تکوینیِ آن تا نازلترین مرتبه تشریعش که اداره امور جامعه انسانی است، سودمند می باشد از این رو از آن به منّت تعبیر شده است .

امام صادق(ع) در ترسیم جامعه ای که ولایت در آن متجلّی است. می فرماید: جامعه ای که از شش اصل برخوردار است نظام زندگی آنان نظام زندۀ اسلامی است و مردم آن از زندگی سعادتمند برخوردار هستند؛

سه اصل از این اصول به مزایای طبیعی بر می گردد و از منافع مادّی به شمار می رود که در این باره حضرت می فرماید: زندگی در سرزمینی گواراست که دارای هوای سالم و آب فراوان و زمین آمادۀ کشت باشد مردم چنین جامعه ای که هم دارای شرایط زیست محیطی و بهداشتیِ مساعد است و هم دارای زمینه های اقتصادی مناسب ، خود کفا خواهند بود.

سه اصل دیگر آن به مسائل معنوی بر می گردد که در این باره فرمود: هیچ جامعه ای از این سه اصل بی نیاز نیست و اگر جامعه ای این سه اصل را از دست داد زندگی آنها، زندگی و حیات انسانی نخواهد بود . اگر چه از هوای سالم و آبهای فراوان و از سرزمین حاصلخیز برخوردار باشند. «فقیه عالم ورع» فقیه جامعه باید هم فقه اکبر را که اصول دین ، معارف الهی و علوم عقلی است خوب بداند و هم به فقه اصغر که فروع و احکام دین و حدود الهی است آشنائی کامل داشته باشد و گذشته از مقام فقاهت به مسائل مورد نیاز اجتماع ، آگاه باشد و نیز از نظر اخلاقی و تهذیب روح ، پارسا و وارسته باشد، در عقل نظری فقیه و عالم و در عقل عملی وارسته و پارسا ، اصل دیگر « طبیبٌ بصیرٌ ثقة» از رأی عالمانه او جامعه آرامش خاطر داشته باشد و اصل سوم « امیرٌ خیّرٌ مطاع» فرمانروای خیّر نافذ الحکم باشد. نتیجه آنکه رسالت منهای ولایت همان رسالت منهای هدف است و اگر امت اسلامی با قرآن ناطق پس از پیامبر(ص)پیوند نداشته باشد، تبلیغ به ثمر نمی رسد. لذا فرمود: اگر قرآن ناطق و ممثّل و هادیان واقعی امّت اسلامی را به مردم معرفی نکردی هدف نبوّت را معرّفی نکرده ای! اگر مردم از ولایت بی خبر باشند دستشان از قرآن ناطق کوتاه است و در نتیجه دستشان از قرآن صامت نیز کوتاه خواهد بود!

" یا أیّها الرسول بلّغ ما أنزل الیک من ربّک و إن لم تفعل فما بلّغتَ رسالتک" (مائده – 67) قرآن راه الهی است و اهل بیت و مودّت ایشان هم سبیل الله " أین السبیل بعد السبیل" (دعای ندبه)

لذا ابتدا می فرماید: " قل لا أسئلُکُم علیه أجراٌ " (انعام – 90) سپس فرمود: " قل لا أسئلکم علیه أجراً إلّا المودّة فی القربی" (شوری- 23) آن گاه می فرماید: " قل ما أسئلُکُم علیه من أجرٍ إلّا من شاء أن یتّخذ الی ربّه سبیلاً" ( فرقان – 57) پس در حقیقت " قل ما أسئلُکُم علیه من أجرٍ إلّا علی الله " (سبأ – 47) و البته از میان این اهل بیت گرامی حضرت، امامی که می فرماید: " إنّی أخرج أشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و إنّما خرجت بطلب الاصلاح فی أمة جدّی أریدُ أن آمُرَ بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیرُ بسیرة جدّی و أبی علی بن أبیطالب" آری او حسین بن علی (ع) است. مقتدای تمامی بندگان خدا در هر زمان و مکان!

امّا سرانجام زندگی عباد الرحمن « انسان کامل» :

پس می فرماید : " اولئک یُجزَونَ الغُرفة بما صبروا و یُلَقَّون فیها تحیّةً و سلاماً" آنان « بندگان رحمن» به خاطر آن که صبر کردند غرفه های بهشتی داده می شوند «آری آنها هستند که درجات عالی بهشت در برابر شکیبائیشان به آنان پاداش داده می شود » و در آن با تحیّت و سلام گرم روبرو خواهند شد.

" خالدین فیها حَسُنَت مُستقرّاً و مُقاماً" در حالیکه جاودانه در آن خواهند ماند چه قرار گاه و محل اقامت خوبی!


  1. سیره رسول اکرم در قرآن – ج 8 و 9 – آیة الله جوادی آملی
  2. در روایات متعددی می خوانیم " و جعلنا للمتقین اماماً" آیه درباره علی (ع) و ائمه اهل بیت (ع) وارد شده و در روایت دیگری از امام صادق (ع) می خوانیم: منظوراز این آیه مائیم. بدون تردید ائمه اطهاراز روشنترین مصادیق آیه هستند اما این مانع از گسترش مفهوم آیه نخواهد بود که مؤمنان دیگر نیز هر کدام در شعاعهای مختلف امام و پیشوای دیگران باشند . تفسیر نمونه – ج 15 – ناصر مکارم شیرازی
  3. سیره رسول اکرم در قرآن – ج 8 و 9 – آیة الله جوادی آملی

در بیان آخرین صفت عباد الرحمن می فرماید:

14- پیشوای متعهد و مسئول پرهیزگاران:

پس می فرماید : " و جعلنا للمتّقین إماماً" ما را پیشوای پرهیزگاران قرار ده !

در دست گرفتن مدیریت جامعه آرزوی عباد الرحمن است. زیرا عهده دار شدن امامت و رهبری متقین ارزش است پس در دعا نباید به حداقل اکتفا کرد باید بلند همت بود . (1)

امام همان پیشوای فضیلت و الگوهای سعادت آفرین است که جا دارد انسان ، زمام زندگی را به دست آنان بدهد و از رفتار و گفتار آنان پیروی نماید و اگر قرار باشد که برای زندگی خود ، الگو و پیشوایانی انتخاب نمائیم منتخب ما باید از گروهی باشد که امیر مؤمنان درباره آنان می فرماید :

« بهترین بندگان خدا در پیشگاه او ، پیشوای دادگری است که خود ، هدایت یافته و مایه هدایت دیگران باشد ، سنت و روشهای نیک به پا دارد. بدعتها را از بین ببرد و بدترین بندگان خدا ، آن پیشوای ستمگری است که گمراه باشد و دیگران به وسیله او گمراه کردند و سنت نیک را پایمال کند .»

علی (ع) در این خطبه ، پیشوا را بر دو نوع تقسیم نموده و برای مردم از دو نوع امام و پیشوا یاد کرده است . حضرت علی (ع) در این تقسیم ، از کتاب آسمانی الهام گرفته است زیرا در قرآن ، این تقسیم به روشنی به چشم می خورد : " وجعلنا هم ائمةً یهدون بأمرِنا" (انبیا – 73) آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می کنند " وجعلنا هم ائمةً یدعون إلی النار و یوم القیامة لا ینصرون " ( قصص- 41) آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به آتش دعوت می کنند و روز رستاخیز یاری نمی شوند. دو نوع امام و پیشوا رویاروی یکدیگرند. یکی دست پیرو را می گیرد و او را به سعادت رهبری می کند و دیگری پیشوای آتش و او را وارد دوزخ می سازد.

از نظر قرآن ، همان گروهی که پیشواییِ افرادی را در این جهان بر عهده دارند ، در روز ورود به محشر نیز این اهتمام را بر عهده خواهند داشت. چنان که قرآن می فرماید: " یوم ندعوا کلّ أناسٍ بإمامهم" (اسراء – 71) روزی فرا رسد که هر مردی را با امام و پیشوای خود صدا می زنیم و درباره فرعون می فرماید: " یَقوم قومَهُ یومَ القیامة فأورَدَهُم النار و بئس الوِردُ المَورُودُ" ( هود – 98 ) پیشوایی قوم خود را بر عهده دارد و آنان را بر آتش وارد میسازد .

قرآن به برخی از ویژگیهای امام که الگوی سعادت و مایه خوشبختی انسانهاست اشاره کرده است :

  1. عادل و دادگر باشد . چنان که قرآن می فرماید: " قال أنّی جاعلک للناس أماماً قال و من ذریّتی قال لا ینال عهدی الظالمین"( بقره – 124) خداوند به ابراهیم (ع) وحی کرد که تو را پیشوای مردم قرار می دهم . ابراهیم گفت: پیشوایی را برای ذریّه من نیز قرار بده . خطاب آمد : پیشوایی مردم ، عهد الهی است و ستمگران را از آن نصیبی نیست .

ظلم و ستم یک نوع انحراف از حق است و فرد ستمگر به خاطر تجاوز از مرز حق و حقیقت نمی تواند مربی زندگی و الگوی انسانها باشد . پیشوا باید آن چنان پاک و پیراسته از گناه و آلودگی باشد که پیروان خود را از مرز حقیقت بیرون نبرد .

2و3. هادی و راهنما ، بردبار و شکیبا باشد:

" وجعلنا منهم أئمةً یهدون بأمرنا لمّا صبروا " (سجده – 24) از آنان پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما مردم را هدایت می کردند وقتی صبر و شکیبایی را پیشه خود قرار دادند.

  1. متعهد و مسئول باشد . بارزترین ویژگی امام ، همان ویژگی تعهد و مسئولیت اوست . تعهد در برابر خداوند و مسئولیت در برابر و جدانهای بیدار و آگاه " وجعلنا منهم أئمة ً یهدون بأمرنا لمّا صبروا و کانوا بآیاتنا یوقنون" (سجده – 24)

جمله " یهدون بأمرنا " حاکی از احساس مسئولیت آنان نسبت به حضرت حق است و به فرمان الهی به هدایت مردم همت می گمارند. امیر مؤمنان در نامه مفصلی که برای عثمان بن حنیف می نویسد به تعهد و مسئولیت بزرگی که بر دوش امام سنگینی می کند چنین اشاره می فرمایند: آیا به همین اندازه که به من بگویند فرمانروای مؤمنان هستی اکتفا کنم و در سختی ها ی روزگار با آنان همدردی نکنم و در تلخکامی همراه آنان نباشم ؟ آفریده نشدم که غذای لذیذ مرا از کار باز دارد مانند حیوان بسته به بند که در غم علف است یا حیوان رها شده در بیابانها که خاکروبه ها را به هم می زند تا چیزی بیابد و بخورد و از آنچه در کمین آن است « کشتن او برای استفاده از گوشت » غافل و بی خبر است . آفریده نشدم که بیکار بمانم و بیهوده رها شوم یا با ریسمان گمراهی کشیده شوم .

و در کلامی دیگر امام علی (ع) به تأثیر وجود امام در رهبری غرائز اشاراتی می نمایند: آگاه باش برای هر پیروی ، پیشوایی است که از او پیروی می کند و از نور دانش او روشنی می جوید. آگاه باش که پیشوای شما از دنیای خود به دو کهنه جامه و از خوراک به دو قرص نان اکتفا نموده است ولی هرگز شما بر چنین کاری توانایی ندارید! ولی در عوض آن، مرا با پرهیز گاری و کوشش و پاکدامنی و درستکاری یاری کنید. به خدا سوگند ، از دنیای شما طلایی نیندوخته و از غنیمت های آن ، مال فراوانی ذخیره نکرده ام و برای کهنه جامه ای که دارم ، جامه کهنه دیگری اماده ننموده ام.

فرزند گرامی حضرت امام حسین بن علی (ع) هم در نامه ای که به مردم عراق نوشته اند از ویژگیهای امام و مسئولیتهای سنگین او سخن گفته چنین می نویسند: امام پیشوای مردم کسی است که از روی قرآن ، حکم و داوری کند، عدالت پرور و دادگستر و پیرو آئین حق و در راه آیین خدا خویشتن دار باشد.(2)

ادامه دارد.....


1. تفسیر نور - ج 6 - محسن قرائتی

جناب استاد، حجة الاسلام والمسلمین عالی در بیان اثرات "بسم الله الرحمن الرحیم" عرضه داشتند:
  • در روایات داریم که : مؤمن مذنب وقتی وارد جهنم می شود انجا هم طبق عادت "بسم الله الرحمن الرحیم" می گوید، آنگاه آتش به اندازه چهل سال از او دور می شود....
  • ... ذات مقدس پروردگار عالم با اسماء کمالاتش خودش را نشان داده والاّ ذات خداوند از ما مخفی است . ما خدا را با همین اسامی می شناسیم؛ با خالقیتش ، با رازقیتش ، با رحمانیتش ، با رحیمیتش و ... می شناسیم. یعنی این اسماء هستند که ما را با ذات خدا آشنا کردند با این اوصاف و کمالات با خدا آشنا شدیم و با همین اسماء باید با رابطه داشته باشیم . همین الفاظ اسماء مثل آنچه در دعای جوشن کبیر آمده ، خودشان خاصیت دارند و بسیار ارزشمند هستند . مثلاً ذکر" یا حیّ ویا قیّوم" دل مرده را زنده می کند و انسان نشاط پیدا می کند. از همین اسماء لفظی کرفته تا آن اسمائی که رابط اصلی بین مخلوقات هستند (اسماء عینی خداوند)......
 

برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

و اما سیره نبوی در درخواست فرزند صالح از درگاه الهی:

و کلام الهی در این زمینه زیباترین تصویر را ارائه می دهد و می فرماید: " انّا أعطیناک الکوثر * فصلّ لربّک وانحر * إنّ شانئک هو الابتر" به راستی ما به تو کرامت کوثر را بخشیدیم . پس برای پروردگارت نماز گزار و قربانی کن چرا که دشمن و بد خواه تو همو بریده از خیر است.

آیه شریفه در مقام بیان امتنانِ خدا به پیامبرش می باشد که به حضرتش کوثر عطا نموده است.

إنّا : آمدن ضمیر جمع به همراه إنّ ، دلالت بر عظمت این عطیه الهی دارد.

اعطینا : به جای "آتینا" و " وهبنا" پیشکشی و بخششی توأم با احترام ویزه را افاده می کند که معمولاً در روابط انسانی در شکل اعطا با دو دست می باشد . با وجود عطیه بودن همه عنایات الهی همیشه در مورد دادن نعمت به مردم و یا دادن نبوت و علم و حکمت به انبیاء واژه "آتینا" به کار رفته است و هرگز فعل "اعطاء " استفاده نشده است.

" و آتیکم من کلّ ما سألتموه" ( ابراهیم – 34) " أنّی عبد الله آتانی الکتاب و جعلنی نبیاً" (مریم –30) " فقد آتینا آل ابراهیم الکتاب و الحکمة و آتیناهم ملکاً عظیماً" (نساء – 54) " ولقد آتینا لقمان الحکمة (لقمان – 12)

هر چند " و من یؤت الحکمة فقد اوتی خیراً کثیراً" ( بقره – 269)

و نیز می فرماید: " الذین آتیناهم الکتاب و الحکم و النبوة" (انعام 89)

و تنها موارد کاربرد فعل اعطاء یکی در سوره کوثر و دیگری در سوره ضحی است آنجا هم می فرماید: " ولسوف یعطیک ربّک فترضی" (ضحی – 6) و آن هم تنها در مورد پیامبر (ص) به کار رفته و هر دو امتنانی خاص پس از امر نبوت را مطرح می کند که اولی در دنیاست « سوره کوثر» و دومی در آینده دور یا آخرت است « سوره ضحی» که این دومی در روایات به مقام شفاعت در آخرت تفسیر شده که با مدلول آیه هماهنگ است .

اما باز دربارۀ کوثر:

فصلّ ... وانحر : دستور شکر گزاری در قبال این عطیّه مبارک در دنیاست به صورت نماز گزاردن و « نحر» هم یا قربانی کردن است و یا تکبیر گفتن به همراه بالا بردن دودست.

این اوامر نشانگر نو ظهور بودن این عطیه است که نمازی ویژه را می طلبد . و اگر این عطیه نبوت و علم وحکمت و یا فضایل نفسانی و یا نور قلب پیامبر(ص) بود ، این امور با امر بعثت پیامبر بوده است و امر تازه ای نیست و اگر مقصود خدا نبوت هم باشد دیگر دستور خاص نماز ویژه معنی نداشت چرا که پیامبر(ص) به شهادت سوره علق و تواتر تاریخی از ابتدای بعثت به امر نماز متلبّس بوده است " أ رأیت الذی ینهی * عبداً إذا صلّی" ( علق – 9-10)

شانئک ..أبتر: و کوثر اموری در آخرت نیست تا هم چون نهر در بهشت یا حوض در آخرت و یا مقام شفاعت . زیرا هم با ظاهر آیه مغایرت دارد و خاصه تناسبی هم با شأن نزول مورد اتفاق آن نیز ندارد! که در آن سخن از امری در ظرف دنیاست و آن ردّ مقطوع النسل بودن پیامبر(ص) است. پس کوثر بودن این عطیه در مقابل دشمنان نبوت مطرح است و آثاری بالاتر از امر نبوت پیامبر خاتم(ص) دارد. موهبتی که موجب استمرار آثار خود امر نبوت است و برکات آن و باید شکرگزاری به جا آورده شود و آن نسل پیامبر(ص) است حضرت زهرا (س) و از پس حضرت فرزندان معصوم حضرتش.

مادر یازده امام و سپس سادات از فرزندان فاطمه زهرا(س) که نقش آنان در دفاع از دین و پیشبرد امر رسالت خداوند روشن و واضح می باشد و نسبت شأنی و منقطع از خیر بودن دشمن پیامبر خدا(ص) یعنی عمر و عاص و پدرش عاص بن وائل که صاحب یازده فرزند! بود که یکی از آنها عمرو بن عاص است هم امری واضح تر و روشنتر !! (1)

«امّا اینک ما شاهد انسانی از نسل عاص بن وائل نیستیم در حالیکه سادات و نسل پیامبر(ص) و فاطمه زهرا(س) با کمال افتخار در همه عصرها و زمانها بوده و هستند و خواهند بود!!»

و در سیره حسینی هم نقش فرزندان صالح حضرت در عاشورا و پس از آن برای بندگان الهی اظهر من الشمس است که به همراه پدر خویش زنده نگه داشتن و بقای دین و اصلاح سیره امت جدشان را تضمین نمودند.

ادامه دارد...


  1. بررسی شخصیت اهل بیت (ع) در قرآن – ولی الله تقی پور فر
استاد در ادامه مبحث تفکر انتقادی در خانواده و دوستان و آشنایان با اشاره به آیات 17 - 18 سوره زمر فرمودند:
باید شنونده فعال باشیم . خداوند می فرماید :"ای پیامبر به بندگان من بشارت بده به آن کسانی که سخن را خوب گوش می دهند سپس از بهترین آنها پیروی می کنند.....
 

برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.
درس بیست ونهم پیرامون زهد و دل نبستن به دنیا :


برای دانلود کردن اینجا کلیک کنید.

مختصر درباره ای از ما

مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)
مؤسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا (ع)

دسته بندی ها

حدیث هفته

حدیث 74

امام حسین علیه السلام :

إذا وَرَدَت عَلَى العاقِلِ لَمَّةٌ ، قَمَعَ الحُزنَ بِالحَزمِ، وقَرَعَ العَقلَ لِلاِحتِیالِ .

چون پیشامد سختى بر عاقل در رسد، غم را با دوراندیشى مى رانَد و درگاه عقل را براى چاره جویى مى‌کوبد .

نزهة الناظر : ص ۸۴ ح ۱۳

 

بایگانی